id1	first1	uid1	bw1	ew1	b1	e1	len1	tok1	s1	seq1	gid1	id2	first2	uid2	bw2	ew2	b2	e2	len2	tok2	s2	seq2	gid2	matches	score	ch_match	align_len	matches_percent	w_match	series_b1	series_b2
PDL00061-per1.ms155	false	-2738841525763824917	132	268	494	1049	1177	300	بر-زده بود خلق را اتش سوزنده به دل در زده بود 2 مرد را مردمك ديده به خون تر مي-كرد عنبرين خال كه بر برگ گل تر زده بود 3 حسن بالاي چو سروش ز خراميدن و خواب طعنه بر قامت شمشاد و صنوبر زده بود 4 سرو را پاي فرو-شد به زمين همچون ميخ پيش بالاش ز بس دست كه بر سر زده بود 5 بر گذشت از من و سر چون به سوي من نگريست خونم از دل بچكانيد كه نشتر زده بود 6 ناوك غمزه كه چشمش به من انداخت ز دور بر دل امد سر پيكان كه برابر زده بود 7 -----------------------------------------------------------------چون كبوتر بتپيدم كه مرا غمزه- او به گمان مهره- ابرو چو كبوتر زده بود 8 هر شكاري كه بينداخت به نرمي بر-داشت مگر اين صيد سراسيمه كه لاغر زده بود	155	4849056717581856418	AOCP20250214602-per1.ms567	true	7235877016859090428	30	132	168	620	1509	303	بر زده بود خلق را اتش سوزنده ب--دل در زده بود-- مرد را مردمك ديده ب--خون تر مي كرد عنبرين خال كه بر برگ گل تر زده بود-------------------------------------------------------------------------- سرو را پاي فرو شد ب--زمين همچون ميخ ييش بالاش ز-بس دست كه بر سر زده بود------------------------------------------------------------------------------- ناوك غمزها-- چشمش ب--من انداخت ز دور بر-دل امد سر-پيكان كه براير زده بود ما خود ان زخم كه برسينها مجروح امد بمسلمان ننموديم كه كافر زده بود چون كبوتر بطييدم كه مرا غمزها او بك--مان مهرها ابرو چو كبوتر زده بود-- هر شكاري كه بينداخت ب--نوعي بر داشت مگر اين صيد سراسيمه كه لاغر زده بود	567	-6815674008633667560	371	604.0	287	626	59.265174865722656	69	PDL00061-per1	AOCP20250214602-per1
