id1	first1	uid1	bw1	ew1	b1	e1	len1	tok1	s1	seq1	gid1	id2	first2	uid2	bw2	ew2	b2	e2	len2	tok2	s2	seq2	gid2	matches	score	ch_match	align_len	matches_percent	w_match	series_b1	series_b2
PDL00011-per1.ms010	false	965140339521808020	120	300	522	1340	1340	300	در ربيع الاخبر سنه سبع و ثلثين و اربعمايه كه امير-خراسان ابو-سليمان جعفري بيك داود-بن مكاييل- بن سلجوق بود از مرو برفتم------------------------------------------------------------------------------------- كه هر حاجت كه در ان روز خواهند باري تعالي و تقدس روا كند به گوشه اي رفتم و دو ركعت نماز بكردم و حاجت خواستم تا خداي تعالي و تبارك -مرا توانگري دهد چون به نزديك ياران و اصحاب امدم يكي از ايشان شعري پارسي ميخواند مرا شعري بر------------------------------------------------------------------------------------خوان هنوز بدو نداده بودم كه او همان شعر بعينه اغاز كرد ان حال به فال نيك گرفتم و با خود گ------------------------------------------------فتم خداي تبارك و تعالي حاجت مرا روا كرد پس از ان جا به جوزجانان شدم و-قرب يك ماه ببودم و شراب پيوسته خوردمي پيغمبر صلي الله عليه و اله و سلم ميفرمايد كه قولوا الحق و لو علي انفسكم شبي در خواب ديدم كه يكي مرا گفت- چند خواهي خوردن از اين ش-راب كه خرد از مردم زايل كند اگر به هوش باشي بهتر من جواب گفتم كه حكما جز اين چيزي نتو-انستند ساخت كه اندوه دنيا كم كند جواب داد كه- بيخودي و بيهوشي راحتي نباشد-	10	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms001	true	-120120300538738277	47	267	274	1303	1464	302	در ربيع الاخ-ر سنه سبع و ثلثين و اربعمايه كه امير خراسان ابو سليمان جغ-ري بيك داود بن مكاءيل6 بن سلجوق بود از مرو برفتم بشغل ديواني و به پنج ديه مرو الرود فرود امدم كه در ان روز قران راس و مشتري بود گويند كه هر حاجت كه در ان روز خواهند باري تعالي و تقدس روا كند بك--وشه اي رفتم و دو ركعت نماز بكردم و حاجت خواستم تا خداي تعالي و تبارك7 مرا توانگري دهد چون ب--نزديك ياران و اصحاب امدم يكي از ايشان شعري پارسي ميخواند مرا شعري در خاطر امد كه از وي در خواهستم8 تا روايت كند بر كاغذي نوشتم تا بوي دهم كه اين شعر بر خوان هنوز بدو نداده بودم كه او همان شعر بعينه اغاز كرد ان حال ب--فال نيك گرفتم و با خود image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0040png گفتم خداي تبارك و تعالي حاجت مرا روا-كرد يس از ان-جا ب--جوزجانان شدم و قرب يك ماه ببودم و شراب پيوسته خوردمي پيغمبر صلي الله عليه و اله و سلم ميفرمايد كه قولوا الحق و-لو علي انفسكم2 شي در خواب ديدم كه يكي مرا گفت3 چند خواهي خوردن از اين4 شراب كه خرد از مردم زاءل كند اگر ب--هوش باشي بهتر من جواب گفم- كه حكما جز اين چيزي نتو انستند-ساخت كه اندوه دنيا كم كند جواب داد كه5 بيخودي و بيهوشي راحتي نباشد	1	-5058264680022117261	787	1418.5	620	1046	75.23900604248047	153	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms011	false	7553204553026033599	0	37	0	160	1276	300	حكيم نتوان گفت كسي را كه مردم را بيهوشي- رهنمون باشد بلكه چيزي بايد طلبيد كه خرد و هوش را به افزايد- گفتم كه من اين را- از كجا ارم گفت جوينده يابنده باشد و پس سوي	11	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms001	true	-120120300538738277	267	302	1303	1464	1464	302	حكيم نتوان گفت كسي-را كه مردم را بيهوشي6 رهنمون باشد بلكه چيزي بايد طلبيد كه خرد و هوشرا7 به افزايد8 گفتم كه من اين را9 از كجا ارم گفت جوينده يابنده باشد و يس سوي-	1	-5058264680022117261	154	279.0	120	163	94.47853088378906	28	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms011	false	7553204553026033599	37	77	160	331	1276	300	قبله اشارت كرد و ديگر سخن نگفت چون از خواب بيدار شدم ان حال تمام بر يادم بود-- بر-من كار كرد و-- با خود گفتم كه از خواب دوشين بيدار شدم بايد كه از خواب چهل ساله نيز بيدار گردم	11	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms002	true	-3387115624833734457	0	39	0	173	1467	301	قبله اشارت كرد و ديگر سخن نگفت چون از خواب بيدار شدم ان-حال تمام بر يادم بود10 بر من كار كرد و11 با-خود گف-م كه از خواب دوشين بيدار شدم بايد كه از خواب چهل ساله نيز بيدار گردم	2	-5058264680022117261	168	305.0	130	176	95.45454406738281	34	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms021	false	-483764967571925223	143	279	615	1208	1288	300	انديشيدم كه تا همه افعال و اعمال خود بدل نكنم فرح نيابم روز پنجشنبه ششم جمادي الاخر-- سنه سبع و ثلثين و اربعمايه نيمه- دي ماه پارسيان سال بر چهار-صد و ده يزدجردي سر و تن بشستم و به مسجد-- جامع شدم و نماز بكردم و ياري خواستم از باري تع----------الي به گذاردن-- انچه بر من واجب است و دست باز-داشتن از منهيات و ناشايست چنان كه حق سبحانه و تعالي فرموده است پس از ان جا به شبورغان رفتم شب به ديه --بارياب بودم و از ان جا به راه سنكلان و طالقان به مروالرود شدم پس به مرو رفتم و از ان شغل كه به عهده من بود معاف خواستم و گفتم كه مرا عزم سفر------------------------------------------------ قبله است پس حسابي كه بود جواب گفتم و از دنيايي انچه بود ترك كردم الا اندك ضروري	21	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms002	true	-3387115624833734457	39	168	173	806	1467	301	انديشيدم كه تا-همه افعال و اعمال خود بدل نكنم فرح نيابم روز پنجشنبه ششم جمادي الاخر13 سنه سبع و-ثلثين و-اربعمايه نيمها دي ماه پارسيان سال بر چهار صد و ده يزدجردي سر و تن بشس-م و ب--مسجد14 جامع شدم و -ماز ك-ردم و ياري خواس-م از باري15 تبارك و تعالي ب--گذاردن16 انچه بر من واجب است و دست باز داشتن از منهيات و ناشايست چنان-كه حق سبحانه و تعالي فرموده است يس از ان-جا ب--شبورغان رفتم شب ب--ديه17 بارياب بودم و از ان-جا براء-- سنكلان و-طالقان مرو --الرود شدم پس ب--مرو رف-م و از ان شغل كه ب--عهده من بود معاف خواس-م و گفتم كه مرا عزم سفر image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0041png قبله است پس حسابي كه بود جواب گفتم و از دنياء1 انچه بود ترك كردم الا اندك ضروري	2	-5058264680022117261	549	941.0	430	662	82.93051147460938	96	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms050	false	-413071650254367507	9	104	37	461	1353	300	و بيست و سيوم- شعبان به عزم نيشابور- بيرون امدم و از مرو به سرخس شدم كه سي فرسنگ باشد و از ان جا به نيشابور چهل فرسنگ است روز شنبه يازدهم شوال در نيشابور شدم چهارشنبه اخر اين ماه كسوف بود و حاكم زمان- طغرل بيك محمد بود برادر جعفري بيك و مدرسه اي فرموده بود به نزديك بازار سراجان و ا را عمارت ميكردند و او به ولايت گيري به اصفهان رفته بود بار اول و- دوم ذي القعده-- از نيشابور بيرون رفتم در صحبت خواجه موفق كه خواجه- سلطان بود و از	50	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms002	true	-3387115624833734457	168	254	806	1225	1467	301	و بيست و سيوم2 شعبان ب--عزم نيشابور3 بيرون امدم و از مرو بسر -خس شدم كه سي فرسنگ باشد و از ان-جا به نيشابور چهل فرسنگ است روز شنبه يازدهم شوال در نيشابور شدم چهارشنبه اخر اين ماه كسوف بود و حاكم زمان4 طغرل بيك محمد بود برادر جغ-ري بيك و مدرسهءي5 فرموده بود ب--نزديك بازار سراجان و انرا عمارت ميكردند و او ب--ولايت گيري ب--اصفهان رفته بود-بار اول و6 دوم ذي القعده71 از نيشابور بيرون رفتم در صحبت خواجه موقق كه خواجها سلطان بود براه	2	-5058264680022117261	400	717.0	315	431	92.80742645263672	67	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms072	false	-3930442744451335413	96	126	436	574	1344	300	كوان به قومس رسيديم- و زيارت- شيخ بايزيد بسطامي بكردم قدس الله روحه روز ادينه روز هشتم ذي القعده از ان -----------------------------------------------------------------------------------------------------جا مدتي مقام كردم و طلب اهل علم كردم	72	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms002	true	-3387115624833734457	254	300	1225	1461	1467	301	كوان8 ب-قومس رسيديم9 و زيارت1 شيخ بايزيد بسطامي بكردم قدس الله روحه روز ادينه---- هشتم ذي القعده از انجا بدامغان رفتم غرها ذي الحجه سنه سبع11 و ثلثين واربعمايه براه ابخوري12 و چاشت خواران بسمنان امدم و انجا مدتي مقام كردم و طلب اهل علم كردم	2	-5058264680022117261	129	224.0	103	241	53.52696990966797	21	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms072	false	-3930442744451335413	127	232	579	1052	1344	300	نشان دادند كه او را استاد ------------------------------------------------علي نساءي ميگفتند نزديك وي شدم مردي جوان بود سخن به--- فارسي همي گفت به زبان اهل ديلم و موي گشوده-- جمعي پيش وي حاضر گروهي اقليدس خ--واندند و گروهي طب و گروهي حساب در اثناي سخن ميگفت كه بر استاد ابو-علي سينا رحمه الله عليه چنين خواندم و از وي چنين شنيدم همانا غرض وي ان بود تا من بدانم كه او شاگرد ابو-علي سيناست چون با ايشان در بحث شدم او گفت من چيزي سپاهانه دانم و هوس دارم كه چيزي-------- بخوانم عجب داشتم و بيرو ن امدم گفتم چون چيزي نمي داند چه به ديگري- اموزد	72	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms003	true	-3392624819140858791	0	106	0	527	1448	302	نشان دادند كه او-را استاد image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0042png علي نساءي م-گفتند نزديك وي شدم مردي جوان بود سخن بزبان فارسي همي-گفت بز--بان اهل ديلم و موي گشوده 1 جمعي ييش وي حاضر كروهي اقليدس ميخواندند و گروهي طب و گروهي حساب در اثناي سخن ميگفت كه بر استاد ابو علي سينا رحمة الله عليه چنين خواندم و از-وي چنين شنيدم همانا غرض وي ان بود تا من بدانم كه او شاگرد ابو علي سيناست چون با ايشان در بحث شدم او گفت من چيزي سپاهانه دانم و هوس دارم كه چيزي از حساب بخوانم عجب داش-م و بيرو-ن امدم گفت -چون چيزي نمي-داند چه ب--ديگري3 اموزد	3	-5058264680022117261	454	797.5	357	539	84.23005676269531	85	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms090	false	8053672860060677204	0	67	0	285	1281	300	سي فرسنگ و از ري به سپاهان پنجاه فرسنگ و به امل سي فرسنگ و ميان ري و امل كوه دماوند است مانند گنبدي كه ان را لو-اسان- گويند و گويند بر سر چاهي است كه نوشادر از ان جا حاصل ميشود و گويند كه كبرين نيز مردم پوست گاو ببرند و پر نوشادر كنند و از سر كوه بغلطانند كه به راه نتوان فرود- اوردن صفت	90	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms003	true	-3392624819140858791	130	191	628	906	1448	302	سي فرسنگ و از-ري ب--سپاهان پنجاه فرسنگ و ب--امل سي فرسنگ و ميان-ري و امل كوه دماوند است مانند كنبدي كه ان-را لو اسان6 گويند و گويند سر ان چاهي است كه نوشادر از ان-جا حاصل ميشود و گويند كه كبريت نيز مردم يوست گاو ببرند و پر نوشادر كنند و از سر كوه بغلطانند كه ب--راه نتوان فرود7 اوردن نجم	3	-5058264680022117261	266	471.5	206	288	92.36111450195312	46	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms104	false	-5356218929214161303	139	253	587	1070	1264	300	محرم سنه ثمان و ثلثين و اربعماءه دهم مرداد ماه سنه خمس- عشر و اربعماءه- از تاريخ فرس به جانب قزوين روانه شدم و به ديه قوهه-- رسيدم قحط بود و ان جا يك من نان جو به دو درهم-- ميدادند از ان جا برفتم نهم محرم به قزوين رسيدم باغستان بسيار داشت بي ديوار و خار-- و هيچ چيز كه مانع------------------------------------------------ شود در رفتن راه نبود و قزوين را شهري نيكو ديدم باروي- حصين و كنگره بر ان نهاده و بازارها- خوب الا انكه اب در وي اندك بود در كاريز به زير-زمين و رييس ان شهر- مردي علوي بود و از همه صناعها- كه در ان شهر بود كفشگر بيش تر بود	104	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms003	true	-3392624819140858791	191	299	906	1432	1448	302	محرم سنه ممان و ثلثين و اربعمايه دهم مرداد ماه سنه خمس9 عشر و اربعمايه1 از تاريخ فرس ب--جانب قزوين روانه شدم و ب--ديه قوهه11 رسيدم قحط بود و ان-جا يك من نان جو ب--دو درهم12 ميدادند از ان-جا برفتم -هم محرم ب--قزوين رسيدم باغ-تان بسيار داشت بي-ديوار و خار13 و هيچ چيز كه مانع image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0043png شود در رفتن راه نبود و قزوين را شهري نيكو ديدم باروي1 حصين و كنگره بر ان نهاده و بازارها2 خوب الا انكه اب در وي اندك بود در كاريز ب--زير زمين و رءيس ان شهر3 مردي علوي بود و از-همه صناعها4 كه در ان شهر بود كفشگر بيش--ر بود	3	-5058264680022117261	461	791.5	357	544	84.74264526367188	81	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms001	false	1330705344183067961	88	198	446	936	1401	300	اكنون با سر حكايت و كار خود شوم از خندان تاشميران سه فرسنگ بيابانكي است همه سنگلاخ و ان قصه ول--ايت طارم است و به كنار شهر قلعه اي بلند بنيادش برسنگ خاره نهاده است سه ديوار در گرد او كشيده و كاريزي به ميان قلعه قلعه فرو بريده تا كنار رود-خانه كه از ان جا اب بر اورند و به قلعه برند و هزار مرد از مهتر-زادگان ولايت در ان قلعه هستند- تا كسي بيراهي و سر-كشي نتواند كرد و گفتند ان امير را قلعه هاي- بسيار در ولايت ديلم باشد و عدل و ايمني تمام باشد چنان كه در ولايت او كسي- نتواند كه از كسي چيزي بستاند	1	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms004	true	-3731498561931307090	206	301	1054	1523	1523	301	اكنون با-سر حكايت و كار-خود شوم از خندان تاشميران سه فرسنگ بيابانكي--ست همه سنگلاخ و ان قصبها ولايت طارم است وبك---نار شهر قلعه اي بلند بنيادش برسنگ خاره نهاده است سه ديوار در گرد او كشيده و كاريزي ب--ميان ق-----لعه فرو بريده تاك-نار رود خانه كه از ان-جا اب بر-اورند و بق--لعه برند و هزار مرد از مهتر زادگان ولايت در ان قلعه هستند3 تا-كسي بيراهي و سر كشي نتواند كرد و گفتند ان امير-را قلعه-هاي4 بسيار در-ولايت ديلم باشد و-عدل و-ايمني -مام باشد چنان-كه در ولايت او كسي5 نتواند كه از كسي چيزي -ستاند-	4	-5058264680022117261	453	776.0	363	498	90.96385192871094	72	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms110	false	-3369726363464062035	169	251	713	1075	1297	300	ثمان و ثلثين و اربعماءه از قزوين برفتم به راه بيل- و قبان كه روستاق قزوين است و از ان جابه ديهي كه خرزويل- خوانند من و برادرم وغلامكي هندو كه با ما بود زادي اندك داشتيم برادرم به ديه--- رفت تا چيزي از بقال بخرد يكي گفت كه چه ميخواهي بقال منم گفتم هرچه باشد ما را شايد كه غريبيم و بر-گذر -گفت هيچ چيز ندارم بعد از ان هر كجا كسي از اين نوع سخن گفتي گفتمي بقال خرزويل- است	110	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms004	true	-3731498561931307090	0	74	0	356	1523	301	ثمان و ثلثين و اربعمايه از قزوين برفتم ب--راء بيل5 و قبان كه روستاق قزوين--ست و از انجا ب--ديهي كه خرزويل6 خوانند من و برادرم وغلامكي هندو كه با-ما بود زادي اندك داشتيم برادرم ب--ديه در رفت تا-چيزي از بقال بخرد يكي گفت كه چه ميخواهي بقال منم گفتم هرچه باشد ما-را شايد كه غريبيم و بر گذر7 گفت هيچ چيز ندارم بعداز- ان هر-كجا-كسي از اين نوع سخن گفتي گفتمي بقال خرزويل8 است	4	-5058264680022117261	340	598.0	270	370	91.89189147949219	58	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms117	false	8058088148403180643	92	241	406	1058	1308	300	چون از ان جا برفتم- نشيبي قوي بود چون سه فرسنگ برفتم د-يهي از حساب طارم بود برزالحير ميگفتند گرمسير و درختان بسيار از انار و انجير بود و بيش تر خود-روي بود و از ان جا برفتم رودي--- بود كه ان را شاه رود ميگفتند بر كنار د----يهي بود كه خندان ميگفتند و باج ميستاندند-- از جهت-- امير اميران و او از ملوك ديلميان بود و چون ان رود از اين ديه بگذرد به رودي ديگر پيوندد كه ان را سپيد رود گويند و چون هردو رود به هم پيوندند به دره اي فرود رود كه---- مشرق است از كوه گيلان و ان اب به گيلان ميگذرد و به درياي ابسكون --رود و گويند كه هزار و چهارصد رودخانه در درياي ابسكون --ريزد و گفتند يكهزار و دويست فر------------------------------------------------سنگ دور ا-ست و در ميان دريا جزاير است و مردم بسيار و من اين حكايت را از مردم------ شنيدم	117	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms004	true	-3731498561931307090	74	206	356	1054	1523	301	چون از ان-جا برفتم9 نشيبي قوي بود چون سه فرسنگ برفتم1 ديهي از حساب طارم بود برزالخير ميگفتند گرمسير و-درختان بسيار از انار و-انجير بود و-بيش-تر خود روي بود و-از ان-جا برفتم رودي اب بود كه ان-را شاه رود ميگفتند بر كنار رود ديهي بود كه خندان ميگفتند و باج ميستاندند12 از جهت13 اميرا-ميران و او-از ملوك ديلميان بود و چون ان رود از اين ديه بگذرد بر--ودي ديگر پيوندد كه ان-را سپيد رود گويند و چون هردو رود بهم ي--يوندند15 بدره-اي فرو -رود كه سوي مشرق-است از كوه گيلان و-ان اب بگي--لان ميگذرد و---بدرياي ابسكون ميرود و گويند كه هزار و چهارصد رودخانه در درياي ايسكون ميريزد و گفتند يكهزار و دويست image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0044png فرسنگ دور اوست ودرم--يان دريا جزاءر است و-مردم بسيار و من اين حكايت--- از-مردم بسيار شنيدم	4	-5058264680022117261	597	1011.0	477	729	81.89300537109375	89	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms001	false	1330705344183067961	198	300	936	1401	1401	300	و مردمان كه در ولايت وي به مسجد ادينه روند همه كفشها را بيرون مسجد بگذارند و هيچ كس--- ان كسان را نبرد و اين امير نام خود را بر كاغذ- چنين نويسد كه مرزبان الديلم خيل جيلان- ابو-صالح مولي امير-المومنين و نامش جستان ابراهيم -است در شميران مردي نيك ديدم از دربند بود نامش ابو-الفضل خليفه بن علي الفلسوف مردي اهل بود و با ما كرامتها كرد و كرمها نمود و با هم بحثها كرديم و دوستي افتاد ميان ما مرا گفت چه عزم داري گفتم سفر قبله را نيت كرده ام گفت حاجت من ان--ست كه به وقت مراجعت گذر-	1	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms005	true	-3640485395827535843	0	93	0	461	1553	301	و مردمان كه در ولايت وي بم--سجد ادينه روند همه كفشها-را بيرون مسجد بگذارند و-هيچكس كفش ان كسان را نبرد و اين امير نام خود-را بر كاغذ7 چنين نويسد كه مرزبان الديلم خيل جيلان8 ابو صالح مولي امير المومنين ون-امش جستان ابراهيم9 است در شميران مردي نيك ديدم از دربند بود نامش ابو الفضل خليفه بن علي الفلسوف مردي اهل بود وبا--ما كرامتها كرد و-كرمها -مود وبا--هم بحثها كرديم و دوستي افتاد ميان ما مرا-گفت چه عزم داري گفتم سفر قبله-را نيت كرده ام گفت حاجت من ان است كه ب--وقت مراجعت گذر	5	-5058264680022117261	439	773.0	353	477	92.0335464477539	76	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms003	false	8769414384560471858	119	300	534	1382	1382	300	بيست و ششم محرم از شميران ميرفتم --چهاردهم صفر را به شهر سراب رسيدم و شانزدهم صفر از شهر سراب برفتم و از سعيد-اباد گذشتم بيستم صفر سنه- ثمان -ثلثين و اربعماءه به شهر تبريز رسيدم و ان پنجم شهريور ماه قديم بود و ان شهر قصبه- اذربايجان است شهري ابادان------------------------------------------------ طول و عرضش به گام پيمودم هر-يك هزار و چهارصد بود- و پادشاه ولايت اذربايجان را چنين ذكر ميكردند در خطبه الامير الاجل سيف الدوله و شرف المله ابو-منصور و هسودان- بن محمد مولي امير-المومنين مرا حكايت كردند كه بدين شهر زلزله افتاد شب پنجشنبه هفدهم ربيع الاول سنه -اربع و ثلثين و اربعماءه و در ايام مسترقه بود پس از نماز خفتن بعضي از شهر خراب شده بود و بعضي ديگر را اسيبي نرسيده بود و گفتند چهل هزار ادمي هلاك شده بودند و در تبريز قطران نام شاعري را ديدم شعري نيك ميگفت اما زبان فارسي نيكو نمي دانست پيش من امد ديوان منجيك- و ديوان دقيقي بياورد و پيش من بخواند و هر معني كه او-- مشكل بود از من پرسيد با او بگفتم و شرح ان-	3	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms005	true	-3640485395827535843	97	263	487	1370	1553	301	بيست و-ششم محرم از شميران ميرفتم12 چهاردهم صفر-را ب--شهر سراب رسيدم وشا--زدهم صفر از-شهر سراب برفتم و-از سعيد اباد گذشتم بيستم صفر سنها ثمان وثلثين و-اربعمايه ب--شهر تبريز رسيدم و-ان ينجم شهريور ماه قديم بود و ان شهر قصبها اذربايجان--ست شهري ابادان image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0045png طول و-عرضش ب--گام ييمودم هر يك هزار و چهار صدبود1 و پادشاه ولايت اذربايجان را چنين ذكر ميكردند در خطبه الامير الاجل سيف-الدولة و-شرف الملة ابو منصور و-هسودان2 بن محمد مولي امير المومنين مرا حكايت كردند كه بدين شهر زلزله افتاد شب ينجشنبه هفدهم ربيع الاول سنها اربع و-ثلثين و-اربعمايه و-در اتام مسترقه بود پس از نماز خفتن بعضي از-شهر خراب شده بود وب-عضي ديگر-را اسيي --رسيده بود و گفتند چهل هزار ادمي هلاك شده بودند و در تبريز قطران نام شاعري را ديدم شعري نيك ميگفت اما زبان فارسي نيكو نمي-دانست پيش من امد ديوان منحيك4 و ديوان دقيقي بياورد و پيش من بخواند و هر معني كه اورا مشكل بود از من پرسيد با او بگفتم و شرح ان	5	-5058264680022117261	800	1392.0	646	912	87.71929931640625	126	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms004	false	-3125003648637331742	0	45	0	191	1303	300	بنوشت و اشعار خود بر من خواند چهاردهم ربيع الاول از تبريز روانه شديم به راه مرند و با لشكري از ان امير و هسودان تا خوي بشديم و از ان جا با رسولي برفتم- تا بركري و از خوي تا بركري سي فرسنگ است	4	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms005	true	-3640485395827535843	263	301	1370	1553	1553	301	بنوشت و اشعار خود بر من خواند چهاردهم ربيع الاول از تبريز روانه شديم ب--راه مرند وبا--لشكري از ان امير و هسودان تا-خوي بشديم و از ان-جا با-رسولي برفتم5 تا بركري و از خوي تا بركري سي-فرسنگ است-	5	-5058264680022117261	180	318.5	143	192	93.75	30	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms004	false	-3125003648637331742	45	300	191	1303	1303	300	و در روز دو-ازدهم جمادي الاول ان جا رسيديم و از ان جا به وان -وسطان رسيديم در بازار ان جا گوشت خوك همچنان كه گوشت گوسفند ميفروختند و زنان و مردان ايشان بر دكانها نشسته شراب ميخوردند بي تحاشي و از ان جا به شهر اخلاط رسيدم هيژدهم- جمادي الاول- و اين شهر سرحد مسلمانان و ارمنيان است و از بركري تا اينجا نوزده فرسنگ است و ان جا اميري بود او را نصر---الدوله گفتندي عمرش زيادت از صد سال بود پ--سران بسيار داشت هر يكي را ولايتي داده بود و در اين شهر اخلاط به سه زبان سخن گويند تازي و پارسي و ارمني و ظن من ان بود كه اخلاط بدين سبب نام ان شهر نهاده-اند------------------------------------------------ و معامله به پ----ول باشد و رطل ايشان سيصد درم باشد بيستم جمادي الاول- از ان جا برفتم و به رباطي رسيدم- برف و سرمايي عظيم بود و در- صحرايي در پيش شهر- مقداري راه چوبي به زمين فرو برده بودند تا مردم روز برف و دمه بر هنجار ان چوب ميروند از ان جا به شهر بطليس رسيدم به دره اي در نهاده بود ان جا عسل خريديم صد من به يك دينار برامده بود به ان حساب كه به ما بفروختند و گفتند در اين شهر كس باشد كه او را در يك سال سيصد چهار-صد خيك عسل حاصل شود و از ان جا برفتيم قلعه اي ديديم كه ان راقف انظر ميگفتند يعني بايست بنگر از ان جا بگذشتم به جايي رسيد-م كه ان جا مسجدي بود ميگفتند كه اويس قرني قدس الله-	4	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms006	true	-2279418262972981855	0	218	0	1122	1515	301	و در روز دو ازدهم حمادي الاول ان-جا رسيديم و از ان-جا ب--وان ووسطان رسيديم در بازار ان-جا گوشت خوك همچنان-كه گوشت گوسفند ميفروختند و زنان و مردان ايشان بر دكانها نشسته شراب ميخوردند بي تحاشي و از ان-جا ب--شهر اخلاط رسيدم هيژدهم8 حمادي الاول9 و اين شهر سرحد مسلمان وا---رمنيان است و-از بركري تا-اينجا نوزده فرسنگ است و ان-جا اميري بود او-را نصر10 الدوله گفتندي عمرش زيادت از صد سال بود11 يسران بسيار داشت هر-يكي-را ولايتي داده بود و در-اين شهر-اخلاط ب--سه زبان سخن گويند تازي و-پارسي وا-رمني و-ظن من ان بود كه اخلاط بدين سبب نام ان شهر نهاده اند image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0046png و معاملها انجا بيول باشد و-رطل ايشان سيصد درم باشد بيس-م حمادي الاول1 از انج --برفتم2 ب---رباطي رسيدم3 برف و سرماءي عظيم بود و در1 صحرايي در ييش شهر5 مقداري راء چوبي ب--زمين فرو برده بودند تا-مردم روز برف و-دمه بر-هنجار ان چوب ميروند از ان-جا ب--شهر بطليس رسيدم2 بدره--اي در نهاده بود ان-جا عسل خريديم صد من بيك---دينار برامده بود ب--ان حساب كه ب--ما بفروختند و گفتند در اين شهر كس باشد كه او-را در يك-سال سيصد چهار صد خيك عسل حاصل شود و از ان-جا برفتيم قلعهيي8 ديديم كه انر -قف انظر ميگفتند يعني بايست بنگر از ان-جا بگذشتم ب--جا-ي رسيديم كه ان-جا مسجدي بود ميگفتند كه اويس قرني قدس الله	6	-5058264680022117261	1018	1699.5	816	1181	86.19813537597656	150	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms005	false	-8641562027956297463	0	91	0	394	1316	300	روحه ساخته است و در ان حد-د مردم را ديدم- كه در كوه ميگرديدند و چوبي چون درخت سرو ميبريدند پرسيدم-- كه از اين چه ميكنيد-- گفتند اين چوب را يك سر در اتش ميكنيم و-- از ديگر سر ان قطران بيرون ميايد همه در چاه جمع ميكنيم و از ان چاه در ظروف ميكنيم و به اطراف ميبريم و اين ولايتها كه بعد از اخلاط ذكر كرده شد و اينجا مختصر كرديم-- از حساب ميافارقين باشد از ان جا به شهر ارزن شديم شهري ابادان و نيكو بود با اب	5	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms006	true	-2279418262972981855	218	301	1122	1515	1515	301	روحه ساخته است و در ان حدود مردم را ديدم1 كه در كوه ميگرديدند و چوبي چون درخت سرو ميبريدند پرسيدم11 كه از اين چه ميكنيد12 گفتند اين چوب-را يك-سر در اتش ميكنيم و13 از ديگر سر ان قطران بيرون ميابد همه در چاه جمع ميكنيم و از ان چاه در ظروف ميكنيم و ب--اطراف ميبريم و اين ولايتها كه بعد-از اخلاط ذكر كرده شد و-اينجا مختصر كرديم14 از حساب ميافارقين باشد از ان-جا ب--شهر ارزن شديم شهري ابادان و نيكو بود بااب--	6	-5058264680022117261	380	685.0	298	404	94.05940246582031	68	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms005	false	-8641562027956297463	104	300	454	1316	1316	300	از اين راه كه ما امديم پانصد و پنجاه و دو فرسنگ بود و- روز ادينه بيست و ششم جمادي الاول- سنه ث-مان و ثلثين و اربعمايه بود- و در اين وقت برگ در-ختها هنوز سبز بود پاره اي عظيم بود ا ز سنگ سفيد برشده هر سنگي مقدار پانصد من و به هر پنجاه گزي برجي عظيم ساخته هم از اين سنگ سفيد كه گفته شد و سر-باره -همه كنگرهها بر نهاده چنان كه گويي امروز استاد دست ازش باز داشته است و اين شهر را يك در است از سوي مغرب و در-گاهي- عظيم بر-كشيده است به طارقي سنگين و دري اهنين بي چوب بر ان جا تركيب كرده و مسجد ادينه اي دارد كه اگر صفت ان كرده --شود به تطويل انجامد هرچند صاحب كتاب شرحي هرچه تمام تر نوشته است و گفته كه متوضاي كه در ان مسجد ساخته-اند چهل حجره در پيش است و-- دو جوي اب بزرگ ميگردد-- در همه خانهها يكي ظاهر استعمال را و ديگر-- تحت الارض پنهان كه ثقل-- ميبرد و چاهها پاك ميگرداند و بيرون از-اين شهرستان در ربض كاروان-سراها و بازارهاست- و گرمابهها و مسجد جامع ديگري است- كه روز ادينه ان جا هم نماز-	5	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms007	true	-3934229340933434851	43	234	266	1135	1490	302	از اين راه كه ما امديم پانصد و پنجاه و دو فرسنگ بود و1 روز ادينه بيست و ششم جمادي الاول2 سنها تمان و ثلثين و اربعمايه بود3 و در اين وقت برگ در ختها هنوز سبز بود باره اي عظيم بود ا-ز سنگ سفيد برشده هر سنگي مقدار پانصد من وب---هر پنجاه گزي برجي عظيم ساخته هم از اين سنگ سفيد كه گفته شد و سر باره6 همه كنگر-ها بر-نهاده چنان-كه گوبي امروز استاد دست ازش باز داشته است و اين شهر-را يك در است از سوي مغرب و در گاهي8 عظيم بر كشيده است بطاقي9 --سنگين و دري اهنين بي چوب بر ان-جا تركيب كرده و مسجد ادينه اي دارد كه اگر صفت ان كرده ميشود ب--تطويل انجامد هرچند صاحب كتاب شرحي هرچه تمام-تر نوشته است و گفته كه متوضاي كه در ان مسجد ساخته اند چهل حجره در پيش است12 و دو جوي اب بزرگ ميگردد13 در همه خان-ها يكي ظاهر استعمال-را و ديگر14 تحت الارض پنهان كه ثفل15 ميبرد و چاهها پاك ميگرداند و بيرون از اين شهرستان در ربض كاروان سراها و بازارها ست و گرمابه-ا و مسجد جامع ديگر يست17 كه روز ادينه انجا--هم نماز	7	-5058264680022117261	819	1467.0	642	888	92.22972869873047	159	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms006	false	6171362608274052497	0	63	0	297	1328	300	كنند و از سوي شمال سوري ديگر است كه ان را محدثه گويند هم شهري است با بازار و مسجد جامع و حمامات-- همه------------------------------------------------ ترتيبي و سلطان ولايت را خطبه چنين كنند-- الامير الاعظم عز-الاسلام سعدالدين نصر--الدوله و شرف الملة ابونصر احمد مردي صد-ساله و- گفتند كه هست و رطل ان جا چهار-صد و هشتاد--- درم سنگ باشد-- اين امير شهري ساخته است	6	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms007	true	-3934229340933434851	234	301	1135	1488	1490	302	كنند و از سوي شمال سوري ديگر است كه ان-را محدثه گويند هم شهر ي-ست با بازار و مسجد جامع و حمامات18 همه image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0048png ترتي-ي و-سلطان ولايت-را خطبه چنين كنند11 الامير الاعظم عز الاسلام سعدالدين نصر2 الدولة و-شرف الملة ابونصر احمد مردي صد ساله و3 گفتند كه هست و رطل ان-جا چهار صد و هشتاد نم درم سنگ باشد و اين امير شهري ساخته است	7	-5058264680022117261	287	479.0	230	360	79.72222137451172	50	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms006	false	6171362608274052497	64	299	309	1322	1328	300	-------ميافارقين- و ان را نصريه نام كرده اند- و از امد تا ميافارقين نه فرسنگ است ششم روز از دي ماه قديم به شهر امد رسيديم بنياد شهر بر سنگي يك لخت نهاده و-طول شهر به مساحت دو هزار گام باشد و عرض هم چندين و گرد او سوري كشيده است از سنگ سياه كه خشتها بريده است از صد مني تا يك هزار مني و بيش تر اين سنگها چنان به يكديگر پيوسته است كه هيچ گل و گچ در ميان ان نيست بالاي ديوار بيست ارش ارتفاع دارد و پهناي ديوار ده ارش به هر صد گز برجي ساخته كه نيمه- دايره- ان هشتاد گز باشد و كنگره- او هم از اين سنگ و از اندرون شهر در- بسيار جاي نردبان هاي سنگين بسته است كه بر سر باور تواند شد و بر سر هر برجي جنگ گاهي ساخته و چهار دروازه بر اين شهرستان است همه اهن بي چوب هر يكي روي به جهتي از----- عالم شرقي را باب الدجله گويند-- غربي را باب الروم شمالي را باب الارمن و جنوبي را باب التل و بيرون اين سور سور- ديگر است هم از اين سنگ بالاي ان ده گز و همه ي سرهاي ديوار كنگره و از اندرون كنگره ممري ساخته چنان كه با سلاح تمام مرد بگذرد و -بايستد و-جنگ كند به اساني و اين سور بيرون را نيز دروازه هاي------------------------------------------------- اهنين بر-نشاندهاند مخالف در-وازه هاي اندروني چنان كه چون از	6	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms008	true	1387925409488747804	1	220	5	1061	1431	301	فرسنگي ميافارقين5 و ان-را نصريه نام كر-ه اند6 و از امد تا ميافارقين نه فرسنگ است ششم روز از دي-ماه قديم ب--شهر امد رسيديم بنياد شهر بر سنگي يك لخت نهاده و طول شهر ب--مساحت دو هزار كام باشد و عرض هم چندين و گرد او سوري كشيده است از سنگ سياه كه خشتها بريده است از-صد مني تا يك هزار مني و بيش-تر اين سنگها چنان ب--يكديگر پيوسته است كه هيچ كل و گچ در ميان ان نيست بالاي ديوار-بيست ارش ارتفاع دارد و يهناي ديوار ده-ارش بهر---صد گز برجي ساخته كه نيمها داءرها ان هشتاد گز باشد و-كنگرها او هم از-اين سنگ و از اندرون شهر در9 بسيار جاي نردبان-هاي سنگين بسته است كه بر سر بارو تواند شد و بر سر هر برجي جنگ گاهي ساخته و چهار دروازه بر اين شهرستان است همه اهن هي چوب هر يكي روي ب--جهتي از جهات عالم شرقي را باب الدجله كويند11 غربي-را باب الروم شمالي را باب الارمن-- جنوبن را باب التل و بيرون اين سور سوري ديكر است هم از اين سنگ بالاي ان ده گز و همه-- سرهاي ديوار كنگره و از اندرون كنگره ممري ساخته چنان-كه با سلاح تمام مرد بگذرد14 وبايستد و جنگ كند ب--اساني-و اين سور بيرون-را نيز image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0049png در وازههاي1 اهنين بر نشاندهاند مخالف در وازههاي2 اندروني چنان-كه چون از	8	-5058264680022117261	954	1690.0	745	1088	87.68382263183594	173	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms007	false	1194173302383447483	1	90	4	376	1265	300	سور اول در روند مبلغي در فصيل ببايد رفت تا به دروازه ي سور دوم رسند و فراخي فصيل پانزده گز باشد و اندر ميان شهر چشمه اي است كه از سنگ خاره بيرون ميايد مقدار پنج اسيا گرد ابي به غايت خوش و- هيچ كس نداند كه از كجا ميايد و در ان شهر اشجار و بساتين است كه از ان اب ساخته اند و امير وحاكم ان شهر پسر ان نصر- الدوله است كه ذكر رفت و من فراوان شهرها و قلعهها-- ديدم در اطراف عالم در	7	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms008	true	1387925409488747804	221	301	1072	1431	1431	301	سور اول در روند مبلغي در فصيل ببايد رفت تا ب--دروازه-- سور دوم رسند و فراخي فصيل پانزده گز باشد و اندر ميان شهر چشمه اي--ست كه از سنگ خاره بيرون ميايد مقدار پنج اس-ا گرد ابي ب--غايت خوش و6 هيچ-كس نداند--- از كحا ميايد و در ان-شهر اشجار و بساتين است كه از ان اب ساخته اند و-امير وحاكم ان شهر پسر ان نصر9 الدوله است كه ذكر رفت و-من فراوان شهرها و قلعهها10 ديدم در اطراف عالم در-	8	-5058264680022117261	354	633.5	275	376	94.14893341064453	66	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms007	false	1194173302383447483	90	300	376	1265	1265	300	بلاد عرب و عجم و هند و ترك مثل شهر امد هيچ جا نديدم كه بر روي زمين چنان باشد و نه نيز از كسي-- شنيدم كه گفت چنان جاي ديگر ديده ام و مسجد جامع هم از اين سنگ سياه است چنان كه از ان راست-- و محكم تر نتواند ديد و درميان جامع دويست و-اند ستون سنگين برداشتهاند- هر ستوني يكپارچه سنگ و بر ستونها طاق-- زده است همه از سنگ و بر سر طاقها باز ستونها زده است كوتاه تر از ان و صفي ديگر طاق زده بر سر ان طاق هاي-- بزرگ و همه بام هاي اين مسجد به خر پشته پوشيده همه تجارت و-نقارب و منقوش و مدهون كرده است و اندر ساحت م-سجد سنگي بزرگ نهاده است و حوضي-- سنگين مدور عظيم بزرگ بر سر ان---- نهاده است و ار-تفاعش قامت مردي و دور داءره- ان دو گز و نايژه اي- برنجين از ميان حوض بر امده كه ابي صافي به فواره از ان بيرون ميايد چنان كه مدخل و مخرج ان اب پيدا نيست و متوضاي عظيم بزرگ و چنان نيكو ساخته استكه به از ان نباشد الا كه سنگ ------------------------------------------------امد كه عمارت كردها-ند همه سياه است و از ان ميافارقين- سپيد و نزديك مسجد كليسايي است عظيم به تكلف هم از سنگ-	7	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms009	true	-756766044396090270	0	203	0	934	1400	301	بلاد عرب و عجم و هند و ترك مثل شهر امد هيچ جا نديدم كه بر روي زمين چنان باشد و نه نيز از كسي12 شنيدم كه گفت چنان جاي ديگر ديده ام و مسجد جامع هم از اين سنگ سياه است چنان-كه از ان راستتر و محكم-تر نتواند بود و درميان جامع دويست و اند ستون سنگين برداشته است هر ستوني يكيار-ه سنگ و بر ستونها طاقها زده است همه از سنگ و بر سر طاقها باز ستونها زده است كوتاه تر از ان و-صفي ديگر طاق زده بر سر ان طاق-هاي13 بزرگ و-همه بام-هاي اين مسجد بخري---شته پوشيده همه نجارت و نقارت و منقوش و مدهون كرده و---- اندر ساحت4 مسجد سنگي بزرگ نهاده است و حوضي15 سنگين مدور عظيم بزرگ بر سر ان سنگ نهاده---- و ار تفاعش قامت مردي و دور داءرها ان دو گز و نايژهاي18 برنجين از ميان حوض بر امده كه ابي صافي ب--فواره از ان بيرون ميايد چنان-كه مدخل و مخرج ان اب-پيدا نيست و متوضاي عظيم بزرگ و چنان نيكو ساخته ---كه به از ان نباشد الا كه سنگ image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0050png امد كه عمارت كرده اند همه سياه است و از ان ميافارقين1 سپيد و نزديك مسجد كليسياءيست2 عظيم ب--تكلف هم از سنگ	9	-5058264680022117261	837	1484.0	645	961	87.09677124023438	169	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms008	false	-3852051378586316091	0	108	0	472	1307	300	ساخته و زمين كليسيا- مرخم كرده به نقش ها و درين كليسيا- بر طارم ان كه جاي عبادت ترسايان است دري اهنين مشبك- ديدم كه هيچ جاي---- ان دري نديده بودم و از شهر امد تا حران- دو راه است يكي را هيچ اباداني نيست و ان چهل فرسنگ است و بر راهي ديگر اباداني و ديه هاي بسيار است و بيش تراهل ان نصاري باشد و- ان شصت فرسنگ باشد ما با كاروان به راه اباداني شديم صحرايي به غايت هموار بود الا ان كه چندان سنگ بود كه ستور البته هيچ- گام بي سنگ ننهادي روز ادينه بيست و پنجم ج-مادي الاخر سنه ث-مان و ثلثين	8	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms009	true	-756766044396090270	203	301	934	1400	1400	301	ساخته و زمين كليسيا3 مرخم كرده ب--نقش-ها و درين كليسيا4 بر طارم ان كه جاي عبادت ترسايان است دري اهنين مشبك5 ديدم كه هيچ جاي مثل ان دري نديده بودم و از شهر امد تا-حران2 دو راه--ست يكي را هيچ اباداني نيست و ان چهل فرسنگ است و بر-راهي ديگر اباداني و دي--هاي بسيار است-- بيشتر اهل ان نصاري باشد7 و ان شصت فرسنگ باشد ما-با كاروان بر--اه اباداني شديم صحراءي ب--غايت هموار بود الا ان-كه چندان سنگ بود كه ستور البته هيچ8 گام بي سنگ ننهادي روز ادينه بيست و پنجم9 حمادي الاخر سنها بمان و ثلثين-	9	-5058264680022117261	443	780.5	351	484	91.52892303466797	74	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms008	false	-3852051378586316091	108	248	472	1085	1307	300	و اربعمايه به حران رسيديم دوم اذر-ماه قديم ه--واي ان جا در ان وقت چنان بود كه هواي خراسان در نوروز از ان جا برفتيم به شهري رسيديم كه قرول-- نام ان بود جوانمردي ما را به خانه- خود مهمان كرد چون در خانه ي وي در امديم عربي بدوي در امد نزديك من امد-- شصت ساله بوده باشد و --گفت قران به من بياموز قل اعوذ برب الناس او را تلقين ميكردم و او با من ميخواند چون من گفتم من الجنه و الناس گفت ارايت الناس نيز بگويم-- من گفتم كه ان س--وره بيش از اين نيست پس گفت ان سوره- نقاله الحطب كدام است و نمي دانست ك------------------------------------------------ه اندر سوره تبت حماله الحلب گفته است نه نقاله الحطب و ان شب چندان كه با وي بازگفتم سوره- قل اعوذ برب- ياد نتوانست گرفتن مردي عرب شصت ساله	8	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms010	true	-2632675593721516828	0	130	0	655	1447	301	و اربعمايه ب--حران رسيديم دوم اذر ماه قديم13 هواي ان-جا در ان وقت چنان بود كه هواي خراسان در نوروز از ان-جا برفتيم ب--شهري رسيديم كه قرول13 نام ان بود جوانمردي ما-را ب--خانها خود مهمان كرد چون در خانها- وي در امديم عربي بدوي در امد بزديك من امد15 شصت ساله بوده باشد و16 گفت قران ب--من --اموز قل اعوذ برب الناس او-را تلقين ميكردم و او با-من ميخواند چون من گفتم من الجنة وال-ناس گفت ارايت الناس نيز بگويم18 من گف-م كه ان19 سوره بيش از اين نيست پس گفت ان سورها نقالة الحطب كدام--ست و -ميدانيست image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0051png كه اندر سوره تبت حمالة الحطب گفته است نه نقالة الحطب و ان شب چندان-كه با-وي باز گفم سورها قل اعوذ برب1 ياد نتوانست گرفتن مردي عرب شصت ساله	10	-5058264680022117261	568	971.0	446	678	83.77581024169922	91	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms009	false	2004566001318554440	0	257	0	1098	1308	300	و او با من ميخواند چون من گفتم من الجنه و الناس گفت ارايت الناس نيز بگويم-- من گفتم كه ان س--وره بيش از اين نيست پس گفت ان سوره- نقاله الحطب كدام است و نمي دانست ك------------------------------------------------ه اندر سوره تبت حماله الحلب گفته است نه نقاله الحطب و ان شب چندان كه با وي بازگفتم سوره- قل اعوذ برب- ياد نتوانست گرفتن مردي عرب شصت ساله شنبه دوم رجب----- ثمان و ثلثين و اربعمايه به سروج امديم و دوم---- از فرات بگذشتيم و به منبج رسيديم و ان- نخستين شهري است از شهرهاي شام اول بهمن ماه قديم بود و هواي ان جا عظيم خوش بود هيچ عمارت از بيرون شهر نبود و از ان جا به شهر حلب رفتم از ميافارقين تا حلب صد فرسنگ باشد حلب را شهر- نيكو ديدم باره اي عظيم دارد- ارتفاعش بيست و پنج ارش قياس كردم و قلعه اي عظيم همه بر سنگ نهاده به قياس چند- بلخ باشد همه ابادان و بناها بر سر هم نهاده و ان شهر باجگاه است ميان بلاد شام و روم و ديار بكر و مصر و عراق و از اين همه بلاد تجار و بازرگانان ان جا روند چهار دروازه دارد باب اليهود با ب الله با ب الجنان باب انطاكيه و سنگ بازار ان جا رطل ظاهري-- چهار صد و هشتاد درم باشد و از ان جا چون سوي جنوب روند بيست فرسنگ حما باشد و بعد از ان حمص و تا دمشق پنجاه فرسنگ باشد از حلب و از حلب تا انطاكيه-- دوازده فرسنگ باشد و به شهر طرابلس همين	9	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms010	true	-2632675593721516828	65	301	314	1447	1447	301	و او با-من ميخواند چون من گفتم من الجنة وال-ناس گفت ارايت الناس نيز بگويم18 من گف-م كه ان19 سوره بيش از اين نيست پس گفت ان سورها نقالة الحطب كدام--ست و -ميدانيست image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0051png كه اندر سوره تبت حمالة الحطب گفته است نه نقالة الحطب و ان شب چندان-كه با-وي باز گفم سورها قل اعوذ برب1 ياد نتوانست گرفتن مردي عرب شصت ساله شنبه دوم رجب سنها ثمان و ثلثين و اربعمايه ب--سروج امديم-- دوم روز از فرات بگذشتيم و ب--منبج رسيديم و ان4 نخستين شهري--ست از شهرهاي شام اول بهمن ماه قديم بود و هواي ان-جا عظيم خوش بود هيچ عمارت از بيرون شهر نبود و از ان-جا ب--شهر حلب رفتم از ميافارقين تا حلب صد فرسنگ باشد حلب را شهر1 نيكو ديدم باره-اي عظيم دارد7 ارتفاعش بيست و پنج ارش قياس كردم و قلعه اي عظيم همه بر-سنگ نهاده بق--ياس چند9 بلخ باشد همه ابادان و بناها بر سر هم نهاده و ان شهر باجگاه است ميان بلاد شام و روم و ديار بكر و مصر و عراق و از--ين همه بلاد تجار و بازرگانان ان-جا روند چهار دروازه دارد باب اليهود با-ب الله با-ب الجنان باب انطاكيه1 وسنگ بازار ان-جا رطل ظاهري12 چهار-صد و هشتاد درم باشد و از ان-جا چون سوي جنوب روند بيست فرسنگ حما باشد و بعد از ان حمص و تا دمشق پنجاه فرسنگ باشد از-حلب و از-حلب تا انطاكيه13 دوازده فرسنگ باشد و ب--شهر طرابلس همين-	10	-5058264680022117261	1040	1835.0	813	1170	88.88888549804688	182	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms009	false	2004566001318554440	257	300	1098	1308	1308	300	قدر و گويند تا قسطنطنيه دويست فرسنگ باشد يازدهم رجب از شهر حلب بيرون امديم به سه فرسنگ ديهي بود جند-- قنسرين ميگفتند و ديگر روز چون شش فرسنگ شديم به ----------------------------------------------شهر سرمين رسيديم بارو نداشت شش فرسنگ ديگر شديم- معره النعمان بود-	9	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms011	true	4987437422881187777	0	43	0	256	1435	302	قدر و گويند تا قسطنطنيه دويست فرسنگ باشد يازدهم رجب از شهر حلب بيرون -شديم ب--سه فرسنگ ديهي بود جند16 قنسرين ميگفتند ود-يگر روز چون شش فرسنگ image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0052png شديم بشهر سرمين رسيديم بارو نداشت شش فرسنگ ديگر شديم2 معرة النعمان بود	11	-5058264680022117261	195	337.0	157	260	75.0	32	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms010	false	965140339521808020	0	120	0	522	1340	300	باره اي سنگين داشت شهري- ابادان و بر در شهر اسطوانه اي سنگين ديدم چيزي در ان نوشته بود به خطي ديگر از تازي- از يكي پرسيدم كه اين چه چيز است گفت طلسم كژدمي است كه هرگز عقرب در اين شهر نباشد و نيايد و اگر از بيرون اورند و رها كنند بگريزد و در شهر نيايد بالاي ان ستون ده ارش قياس كردم و بازارهاي او بسيار معمور ديدم و مسجد ادينه شهر بر بلندي نهاده است در ميان شهر كه از هر جانب كه خواهند به مسجد در شوند سيزده درجه بر بالا بايد شد و كشاورزي ايشان- همه گندم است و بسيار است و درخت انجير و زيتون و پسته و بادام و انگور فراو-ان است	10	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms011	true	4987437422881187777	43	159	256	774	1435	302	باره-اي سنگين داشت شهري3 ابادان و بر-در شهر اسطوانه اي سنگين ديدم چيزي در ان نوشته بود بخل--ي ديگر از تازي4 از يكي پرسيدم كه اين چه چيز است گفت طلسم كژدمي است كه هرگز عقرب در اين شهر نباشد و نيايد و اگر از بيرون اورند و رها كنند بكريزد و در شهر نيايد بالاي ان ستون ده ارش قياس كردم و بازارهاي او بسيار معمور ديدم و مسجد ادينه شهر بر بلندي تهاده است در ميان شهر كه از هر جانب كه خواهند بم--سجد در شوند سيزده درجه بر بالا بايد شد و كشاورزي ايشان7 همه گند مس-ت و بسيار است و درخت انجير و زيتون وي-سته و بادام و انگور فراو ان است	11	-5058264680022117261	505	962.0	391	526	96.00760650634766	105	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms011	false	7553204553026033599	79	222	336	944	1276	300	شهر از باران و چاه باشد -در ان مردي بود كه- ابو-العلاء معري ميگفتند نابينا بود و رييس شهر او بود نعمتي بسيار داشت و بندگان و كارگران فراوان و خود همه شهر او را چون بندگان بودند و خود طريق زهد پيش گرفته بود گليمي پوشيده و در خانه نشسته بود نيم من نان جوين-- را تبه كرده كه جز ان هيچ نخورد و من اين معني شنيدم كه در سراي باز نهاده است-و نواب و ملازمان او كار شهر ميسازند مگر به كليات كه-- رجوعي به او كنند و وي نعمت خويش از هيچ كس دريغ ندارد و خود صاء-----------م الليل باشد و به هيچ شغل دنيا مشغول نشود و اين مرد در شعر و-------------------------------------------------ادب به درجه اي است كه افاضل شام و مغرب و عراق مقرند كه در اين عصر كسي به پايها او نبوده است و نيست و كتابي	11	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms011	true	4987437422881187777	160	302	778	1435	1435	302	شهر از باران و چاه باشد9 در ان مردي بود كه1 ابو العلاء معري ميگفتند نابينا بود و رءيس شهر او بود نعمتي بسيار داشت و بندكان و كارگران فراوان و خود همه شهر او-را چون بندگان بودند و خود طريق زهد پيش گرفته بود گليمي پوشيده و در خانه نشسته---- نيم من نان جوين13 را تبه كرده كه جز ان هيچ نخورد و من اين معني شنيدم كه در سراي باز نهاده است و نواب و ملازمان او كار شهر ميسازند مگر ب--كليات كه15 رجوعي ب--او كنند و وي نعمت خويش از هيچ كس دريغ ندارد و خود صاءم الدهر قاءم الليل باشد و ب--هيچ شغل دنيا مشغول نشود و اين مرد در شعر image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0053png و ادب ب--درجها --است كه افاضل شام و مغرب و-عراق مقرند كه در اين عصر كسي بي--ايها او نبوده است و نيست و كتابي-	11	-5058264680022117261	582	1060.5	451	676	86.09467315673828	119	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms011	false	7553204553026033599	222	300	944	1276	1276	300	ساخته است ان را الفصول و الغايات نام نهاده و سخنها اورده است مرموز و مثلها به الفاظ فصيح و عجيب كه مردم بر ان واقف نمي شوند مگر بر بعضي اندك و ان كسي نيز كه بر وي خواند چنان-- او را تهمت كردند كه تو اين كتاب را به معارضها قران كرده-اي و پيوسته زيادت از دويست كس از اطراف امده باشند و پيش او ادب و شعر خوانند و شنيدم كه او را زيادت ازصد--	11	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms012	true	-6122641182606653756	0	56	0	264	1444	301	ساخته ان-----را الفصول و-الغايات نام نهاده و-سخنها اورده است مرموز و----------------------------------------------------------- بر بعضي اندك و ان-كسي نيز كه بر وي خواند چنانكه او-را نهمت كردند كه تو اين كتاب را ب--معارضها قران كرده اي و-پيوسته زيادت از دويست كس از اطراف امده باشند و-پيش او ادب و شعر خوانند و شنيدم كه او-را زيادت از صد	12	-5058264680022117261	255	432.0	202	337	75.66765594482422	43	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms012	false	8503627330298161583	0	278	0	1175	1276	300	هزار بيت شعر باشد كسي از وي پرسيد كه ايزد تبارك و تعالي اين همه مال ومنال تو را داده است چه سبب است كه مردم را ميدهي و خويشتن نمي خوري جواب داد كه مرا بيش از اين نيست كه ميخورم و چون من ان جا رسيدم اين مرد هنوز در حيات بود پانزدهم رجب----- ثمان و ثلثين و ار-بعمايه از ان جا به كويمات- شديم و از ان جا به شهر حما شديم شهري خوش ابادان بر لب اب غاصي و اين اب را از ان سبب عاصي گويند كه به جانب روم ميرود يعني چون از بلاد اسلام به بلاد كفر ميرود عاصي است و بر---- اب دولاب هاي بسيار ساخته اند پس از ان جا راه دو ميشود يكي به جانب ساحل و ان غربي شام است و يكي جنوبي به دمشق ميرود ما به را ه ساحل رفتيم در كوه چشمه اي ديدم كه گفتند هر سال چون نيمه- شعبان بگذرد اب جاري شود از ان جا و سه روز روان باشد و بعد از سه روز يك قطره نيايد تا سال ديگر مردم بسيار ان جا به زيارت روند و تقرب جويند و به خداوند سبحانه و تعالي و -----------------------------------------------عمارت و حوضها ساختهاند ان جا چون از ان جا گذشتيم به صحرايي رسيديم كه همه نرگس بود شكفته چنان كه تمامت ان صحرا سپيد مينمود از بسياري نرگس ها از ان جا برفتيم به شهري رسيديم كه ان را عرقه ميگفتند چون از عرق- دو فرسنگ بگذشتيم به لب دريا رسيديم و برس-احل دريا روي از سوي جنوب---- پنج فرسنگ برفتيم به شهر طرابلس رسيديم و از حلب تا طرابلس چهل فرسنگ بود بدين را ه كه ما نرفتيم روز شنبه پنجم	12	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms012	true	-6122641182606653756	56	301	264	1444	1444	301	هزار بيت شعر باشد كسي از وي پرسيد كه ايزد تبارك و تعالي اين همه مال و نعمت ت-را داده است چه سبب است كه مردم را ميدهي و خويشتن بمي-خوري جواب داد كه مرا بيش از اين نيست كه ميخورم و چون من ان-جا رسيدم اين مرد هنوز در حيات بود پانزدهم رجب سنها ثمان و ثلثين و ار بعماية از ان-جا ب--كويمات4 شديم و از ان-جا ب--شهر حما شديم شهري خوش ابادان--- لب اب عاصي و اين اب-را از ان سبب عاصي گويند كه بج--انب روم ميرود يعني چون از بلاد اسلام بب--لاد كفر ميرود عاصيس--ت و بر اين اب دولاب-هاي بسيار ساخته-اند پس از ان-جا راه دو ميشود يكي بج--انب ساحل و ان غربي شامس--ت و يكي جنوبي ب--دمشق ميرود ما برا---ه ساحل رفتيم در كوه چشمه-اي ديدم كه گفتند هر سال چون نيمها شعبان بگذرد اب جاري شود از ان-جا و سه روز روان باشد و-بعد از سه روز يك-قطره نيايد تا-سال ديگر مردم بسيار ان-جا ب--زيارت روند و تقرب جويند ب----خداوند سبحانه و تعالي image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0054png وعمارت1 وحوضها ساختهاند ان-جا چون از انجا بگذشتيم ب--صحراءي رسيديم كه همه نركس بود شكفته چنان-كه تمامت ان صحرا سپيد مينمود از بسياري تركس-ها از ان-جا برفتيم بش--هري رسيديم كه ان-را عرقه ميگفتند چون از عرقه دو فرسنگ بگذشتيم ب--لب دريا رسيديم و بر ساحل دريا روي از سوي جنوب چون پنج فرسنگ برفتيم ب--شهر طرابلس رسيديم و از حلب تا طرابل- چهل فرسنگ بود بدين را-ه كه ما رف-تيم روز شنبه پنجم-	12	-5058264680022117261	1081	1880.5	849	1240	87.17742156982422	188	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms013	false	-1610872367730198793	2	300	6	1281	1281	300	و ليمو و خرما و شيره- نيشكر در ان وقت ميگرفتند شهر طرابلس چنان ساختهاند كه سه جانب او با اب درياست كه چون اب دريا موج زند مبلغي بر باروي شهر بر رود چنان كه يك جانب كه با- خشك دارد كنده اي عظيم كردهاند و در اهنين محكم بر ان نهاده اند جانب شرقي بارو- از سنگ تراشيده است و كنگرهها و مقاتلات همچنين و عرادهها بر سر ديوار نهاده خوف ايشان از طرف روم باشد كه به كشتيها قصد ان جا كنند و مساحت شهر هزار ارش است در هزار ارش تيمه-- چهار و --پنج طبقه و شش نيز هم هست و كوچهها و بازهارها نيك--و پاكيزه كه گويي هر يكي قصري است اراسته و هر طعام و ميوه و ماكول كه در-- عجم ديده بودم همه ان جا موجود بود بل به صد درجه بيش تر و در ميان شهر مسجدي ادينه عظيم پاكيزه و نيكو اراسته و حصين و در ساحت مسجد قبه اي بزرگ ساخته و در زير قبه حوضي است از رخام و در ميانش فواره------------------------------------------------ برنجين و- در بازار مشرعه اي ساخته است كه به -پنج نايژه اب بسيار- بيرون ميايد كه مردم برمي گيرند و فاضل بر- زمين ميگذرد- و به دريا--- ميرود و گفتند كه بيست هزار مرد در اين -شهر است و سواد و روستاق هاي بسيار دارد و ان جا كاغذ نيكو سازند مثل كاغذ نيكو سازند مثل كاغذ سمرقندي بل بهتر و اين شهر تعلق به سلطان مصر داشت گفتند سبب ان كه وقتي لشكري از كافر روم امده بود و اين مسلمانان به ان لشكر جنگ كردند و ان لشكر را قهر كردند سلطان مصر خراج از ان شهر برداشت و هميشه لشكري از ان سلطان ان جا نشسته باشد و سالاري بر سر ان لشكر تا شهر را از دشمن نگاه دارند و-	13	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms013	true	-1490597944120264153	20	294	106	1396	1430	301	و-ليمو و خرما و شيرها نيشكر در ان وقت ميگرفتند شهر طرابلس چنان ساختهاند كه سه جانب او با اب درياست كه چون اب دريا موج زند مبلغي بر باروي شهر بر رود چنان-كه يكج-انب كه با9 خشك دارد كنده اي عظيم كردهاند و در اهنين محكم بر ان نهاده-اند جانب شرقي بارو1 از سنگ تراشيده است و كنگرهاي و مقاتلات همچنين و عراد-ها بر سر ديوار نهاده خوف ايشان از طرف روم باشد كه ب--كشتيها قصد ان-جا كنند و مساحت شهر هزار ارش است در هزار ارش تيمه11 چهار و12 پنج طبقه و شش نيز هم هست و كوچه-ا و باز-ارها نيكو و پاكيزه كه گويي هر يكي قصري--ست اراسته و هر طعام و-ميوه وما كول كه در13 عجم ديده بودم همه ان-جا موجود بود بل ب--صد درجه بيش-تر و-در ميان شهر مسجدي ادينه عظيم پاكيزه و نيكو اراسته و حصين و در ساحت مسجد قبه-اي بزرگ ساخته و در زير قبه حوضي است از رخام و در ميانش فواره image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0055png برنجين1 و در بازار مشرعه اي ساخته است كه به2 پنج ناءژه اب بسيار3 بيزون ميايد كه مردم بر ميگيرند و فاضل بر4 زمين ميگذرد5 و ب--دريا در ميرود و گفتند كه بيست هزار مرد در اين6 شهر است و سواد و روستاقه-اي بسيار دارد و ان-جا كاغذ ن-كو سازند مثل ك--------------------اغذ سمرقندي بل بهتر و اين شهر تعلق ب--سلطان مصر داشت گفتند سبب ان-كه وقتي لشكري از كافر روم امده بود و اين مسامانان بان7 ل-شكر جنگ كردند و ان لشكر-را قهر كردند سلطان مصر خراج از ان شهر برداشت و هميشه لشكري از ان سلطان ان-جا نشسته باشد و-سالاري بر-سر ان لشكر تا شهر-را از دشمن نگاه-دارند و	13	-5058264680022117261	1198	2163.0	937	1344	89.13690185546875	219	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms014	false	-7026507697067030108	9	300	36	1252	1252	300	اطراف روم و فرنگ و اندلس و مغرب بيايد عشر به سلطان دهند و ارزاق لشكر از ان باشد و سلطان را ان جا كشتيها باشد كه به روم و سقيله و مغرب روند و تجارت كنند و مردم اين شهر همه شيعه باشند و شيعه به هر بلاد مساجد نيكو ساخته اند در ان جا خانهها سا---خته بر مثال رباطها اما كسي در ان جا مقام نمي كند و ان را مشهد خوانند و از بيرون شهر طرابلس هيچ خانه نيست مگر مشهد-- دو سه چنان كه ذكر رفت پس از اين شهر-------- همچنان بر طرف دريا روي سوي جنوب به يك فرسنگي حصاري ديدم كه ان را قلمون ميگفتند چشمه اي اب--- اندرون ان بود از ان جا برفتم به شهر طرابرزن و از طرابلس تا ان جا پنج فرسنگ بود نو از ان جا به شهر جبيل رسيديم و------------------------------------------------ ان شهري است مثلث چنان كه يك گوشه- ان به درياست و گرد وي ديواري كشيده بسيار بلند و حصين و همه گرد شهر درختان خرما و ديگر درخت هاي گرمسيري كو-دكي را ديدم گلي سرخ و يكي سپيد تازه در دست داشت و ان روز پنجم اسفندارمذ ماه- قديم- سال بر چهار-صد و پانزده از تاريخ عجم و از ان جا به شهر بيروت رسيديم طاقي سنگين ديدم چنان كه راه به ميان ان طاق بيرون ميرفت بالاي ان طاق پنجاه گز تقديم كردم و از جوانب او تخته سنگ هاي سفيد برا-ورده چنان كه هر سنگي از ان زيادت از هزار من بود و اين بنا را از خشت به مقداري بيست گز -----------------------------------------------------------------------------جهد در اغوش دو مرد گنجد و بر سر اين ستونها طاقها زده است به دو جانب همه از سنگ مهندم چنان كه هيچ گچ و گل د راين ميان نيست و بعد از-	14	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms014	true	-8660973613408404920	0	272	0	1306	1438	301	اطراف روم و-فرنگ و-اندلس وم-غرب بيايد عشر بسل--طان دهند و ارزاق لشكر از ان باشد و-سلطاي-را ان-جا كشتيها باشد كه ب--روم وسقلي-ه و مغرب روند وم-جارت كنند و-مردم اين شهر همه شيعه باشند و شيعه ب--هر بلاد مساجد نيكو ساخته-اند در ان-جا خانه ها11 ساخته بر مثال رباطها اما كسي در ان-جا مقام نم--كند وان--را مشهد خوانند و از بيرون شهر طرابلس هيچ خانه نيست مگر مشهد13 دو-سه چنان-كه ذكر رفت يس از اين شهر14 برفتم همچنان بر طرف دريا روي سوي جنوب ب--يك فرسنكي حصاري ديدم كه ان-را قلمون ميگفتند چشمه اي اب در اندرون ان بود از ان-جا برفتم ب--شهر طرابرزن و از طرابلس تا ان-جا پنج فرسنگ بود -و از ان-جا ب--شهر جبيل رسيديم image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0056png و ان شهري--ست مثلث چنان-كه يك كوشها ان ب--درياست و گرد وي ديواري كشيده بسيار بلند و حصين و همه گرد شهر درختان خرما و ديگر درخت-هاي گرمسيري كو دكي را ديدم گلي سرخ و يكي سپيد تازه در-دست داشت و ات-روز پنجم اسفندارمذ ماه1 قديم2 سال بر چهار صد و پانزده از تاريخ عجم و از ان-جا ب--شهر بيروت رسيديم طاقي سنگين ديدم چنان-كه راه بم--يان ان طاق بيرون ميرفت بالاي ان طاق پنجاه كز تقدير كردم و از جوانب او تخته سنگ-هاي سفيد بر اورده چنان-كه هر سنگي از ان زيادت از هزار من بود و اين بنا-را از خشت4 ب-مقدار- بيست گر بر اوردهاند و بر سر ان اسطوانهاي رخام بريا كرده هريكي هشت گر و سطبري چنانكه بجهد در اغوش دو مرد گنجد و-بر سر اين ستونها طاقها زده است ب--دو جانب همه از سنگ مهندم چنان-كه هيچ گچ و گل در اين ميان نيست و بعد از	14	-5058264680022117261	1128	1926.0	885	1364	82.69794464111328	191	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms015	false	-2266785329195139936	0	32	0	135	1299	300	ان طاقي عظيم بر بالاي ان طاقها به ميانه راست ساختهاند به بالاي پنجاه ارش و هر تخته سنگي را كه در ان طاق بر- نهاده است هر يكي را- هشت- ارش	15	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms014	true	-8660973613408404920	272	301	1306	1438	1438	301	ان طاقي عظيم بر بالاي ان طاقها ب--ميانه راست ساختهاند ببا--لاي پنجاه ارش و هر بخته سنگي را كه در ان طاق بر6 نهاده است هر-يكي را7 هشت8 ارش-	14	-5058264680022117261	126	219.0	98	138	91.3043441772461	21	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms015	false	-2266785329195139936	32	300	135	1299	1299	300	قياس كردم در طول و در عرض چهار ارش كه هر يك از ان تخمينا هفت هزار من باشد ف و اطن همه سنگها را كنده كاري و نقاشي خوب كرده چنان كه در چوب بدان نيكويي كم كنند و جز اين طاقي-- بناي ديگر نمانده است بداي حوالي پرسيدم كه اين چه جاي است گفتند كه شنيده ايم كه اين در باغ فرعون بوده است و بس قديم است و همه صحراي ان ناحيت ستون هاي رخام است و سرستونها و تن ستو--نها همه رخام------------------------------------------------ منقوش مدور و مربع و مسدس و مثمن و سنگ عظيم صلب كه اهن بر ان كار نمي كند و-بدان حوالي هيچ جاي كوهي نه كه گمان افتد كه از ان جا بريده-اند و سنگي ديگر همچو- معجوني مينمود ان چنان كه سنگ هاي ديگر مسخر اهن بود و اندر نواحي شام پانصد هزار ستون يا سر ستون و تن بيش افتاده است كه هيچ افريده نداند كه ان چه بوده است يا از كجا اورده اند پس از ان به شهر صيدا رسيديم هم بر لب دريا نيشكر بسيار كشته بودند و باره اي سنگين محكم دارد و سه دروازه و مسجد ادينه -خوب با روحي تمام همه مسجد حصيرهاي منقش انداخته و بازاري نيكو اراسته چنان كه چون ان بديدم گمان بردم كه شهر را بياراست--ند قدوم سلطان را يا بشارتي رسيده است چون پرسيدم گفتند رسم اين شهر هميشه چ-ون باشد و باغستان و اشجار ان چنان بود كه گويي پادشاهي ساخته است به هوس و كوشكي در ان براورده و بيش تر درختها پربار بود چون- از ان جا پنج فرسنگ بشديم به شهر صور رسيديم شهري بود-	15	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms015	true	-6957703258412443040	0	255	0	1205	1402	301	قياس كردم در طول و در عرض چهار ارش كه هر يك از ان تخمينا هفت هزار من باشد و اي--ن همه سنگها-را كنده كاري و نقاشي خوب كرده چنان-كه در چوب بدان نيكويي كم كنند و جز اين طاقي10 بناي ديگر نمانده است بدان حوالي پرسيدم كه اين چه جاي است گفتند كه شنيده ايم كه اين در باغ فرعون بوده است و بس قديم است و همه صحراي ان ناحيت ستون-هاي رخام است وسر ستونها وتن2 1استونها همه رخام image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0057png منقوش مدور و مربع و مسدس و مثمن و سنگ عظيم صلب كه اهن بر ان كار نمي-كند و بدان حوالي هيچ جاي كوهي نه كه گمان افتد كه از ان-جا بريده اند و سنگي ديگر همچو2 معجوني مينمود3 انچنان-كه سنگ-هاي ديگر مسخر اهن بود و اندر نواحي شام پانضد هزار ستون يا سر ستون و بن بيش افتاده است كه هيچ افريده نداند كه ان چه بوده است يا از كجا اورده-اند پس از ان بش--هر صيدا رسيديم هم بر لب دريا نيشكر بسيار كشته بودند و باره-اي سنگين محكم دارد و سه دروازه و مسجد ادينها خوب با روحي تمام همه مسجد حصيرهاي منقش انداخته و بازاري نيكو اراسته چنان-كه چون ان بديدم گمان بردم كه شهر را بياراستهاند قدوم سلطان را يا بشارتي رسيده است چون پرسيدم گفتند رسم اين شهر هميشه چنين باشد و باغستان و اشجار ان چنان بود كه گوءي پادشاهي ساخته است ب--هوس و كوشكي در ان براورده و بيش-تر درختها پربار بود چون8 از ان-جا پنج فرسنگ بشديم بش--هر صور رسيديم شهري بود	15	-5058264680022117261	1120	2088.5	874	1225	91.42857360839844	221	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms016	false	-3435197765158625298	0	46	0	194	1291	300	در-كنار دريا سنجي- بوده بود و ان جا ان شهر ساخته بود-- و چنان بود كه باره- شهرستان صد گز بيش بر زمين خشك نبود باقي اندر اب دريا بود و باره اي سنگين تراشيده و در-زهاي ان را به قير گرفته تا اب در نيايد	16	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms015	true	-6957703258412443040	255	300	1205	1401	1402	301	در كنار دريا سنجي9 بوده بود و ان-جا ان شهر ساخته بود10 و چنان بود كه بارها شهرستان صد گز بيش بر زمين خشك نبود باقي اندر اب دريا بود و باره اي سنگين تراشيده و در زهاي ان-را ب--قير گرفته تا اب در نيايد	15	-5058264680022117261	190	339.0	147	200	95.0	39	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms016	false	-3435197765158625298	47	299	196	1289	1291	300	مساحت شهر هزار در هزار قياس كردم و نيمه پنج شش طبقه بر سر يك ديگر و فواره بسيار ساخته و بازارهاي نيكو و نعمت فراوان و اين شهر صور معروف است به مال و توانگري-- درميان شهر هاي ساحل شام و مردمانش بيش تر----------------------------------------------- شيعهان-د و قاضي بود ان جا مردي سني مذهب پسر ابو-عقيل ميگفتند مردي نيك و توانگر و بر در شهر مشهدي راست كردهاند- و ان جا بسيار فرش و طرح و قناديل و چراغدان هاي زرين و نقره گين نهاده و شهر بر بلندي است و اب شهر از كوه ميايد و بر در شهر طاق هاي سنگين ساختهاند و اب بر پشت ان طاقها به شهر اندر اورده و در ان كوه دره اي است مقابل شهر كه چون روي به مشرق بروند به هجده- فرسنگ به شهر دمشق رسند و چون ما از ان جا هفت فرسنگ برفتيم به شهرستان عكه رسيديم و ان جا مدينه عكا نويسند شهر بر- بلندي نهاده زميني كج و باقي هموار و در همه ساحل كه- بلندي نباشد شهر نسازند از بيم غلبه اب دريا و خوف امواج كه بر كرانه ميزند و مسجد ادينه در ميان شهر است و از همه شهر بلندتر است و اسطوانهها همه رخام است در دست ر-است قبله از بيرون قبر صالح پيغمبر عليه السلام و ساحت م-سجد بعضي فرش سنگ انداختهاند و بعضي ديگر سبزي كشته و گنب-د كه ادم عليه السلام ان جا زراعت كرده بود-- و شهر را مساحت كردم درازي-- دو هزار ارش بود و پهنا پانصد ارش باره	16	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms016	true	2700016065238935991	0	224	0	1114	1526	302	مساحت شهر هزار در هزار قياس كردم و تيمه پنج شش طبقه بر سر يك ديگر و فواره بسيار ساخته و بازارهاي نيكو و-نعمت فراوان و اين شهر صور معروف است ب--مال وتو-انگري13 درميان شهره-اي ساحل شام و مردمانش بيشتر image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0058png شيعه اند و قاضي بود ان-جا مردي سني مذهب يسر ابو عقيل ميگفتند مردي نيك و توانگر و بر در شهر مشهدي راست كردهاند2 و ان-جا بسيار فرش و طرح و قناديل و چراغدان-هاي زرين و نقرك--ين نهاده و-شهر بر بلندي است و-اب شهر از كوه ميايد و-بر در شهر طاقه-اي سنگين ساختهاند و اب بر يشت ان طاقها بش--هر اندر اورده و در ان كوه دره اي--ست مقابل شهر كه چون روي--- مشرق بروند ب--هجده3 فرسنك ب--شهر دمشق رسند و-چون ما از ان-جا هفت فرسنگ برفتيم ب--شهرستان عكه رسيديم و انجا4 مدينة عكا نويسند شهر بر5 بلندي نهاده زميني كج و-باقي هموار و در-همه ساحل كه8 بلندي نباشد شهر نسازند از بيم غلبه اب دريا و-خوف امواج كه بر كرانه ميزند و مسجد ادينه در-ميان شهر است واز--همه شهر بلندتر است و-اسطوان-ها همه رخام است در-دست9 راست قبله از-بيرون قبر صالح پيغمبر عليه السلام و ساحت1 مسجد بعضي فرش سنگ انداختهاند و بعضي ديگر سبزي كشته و گويند كه ادم عليه السلام ان-جا زراعت كرده بود11 و شهر-را مساحت كردم درازي12 دو هزار ارش بود و پهنا پانصد ارش باره	16	-5058264680022117261	1025	1821.0	808	1155	88.74459075927734	174	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms017	false	3304965062556452013	1	59	5	263	1316	300	محكم و جانب غربي و جنوبي ان با درياست و بر جانب جنوب مينا--- است و بيش تر شهر هاي ساحل را ميناست-- و ان چيزي است كه جهت محافظت كشتيها ساخته-اند مانند اسطبل كه پشت بر شهرستان دارد و ديوارها بر لب اب دريا در امده و درگاهي پنجاه گز بگذاشته بي ديوار الا ان كه زنجيرها	17	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms016	true	2700016065238935991	225	278	1120	1378	1526	302	محكم و جانب غربي و جنوبي ان با درياست و بر جانب جنوب مينال13 است و بيش-تر شهر-هاي ساحل-را ميناست14 و ان چيزي است كه جهت محافظت كشتيها ساخته اند مانند اسطبل كه پشت بر شهرستان دارد ود-يوارها بر-لب اب دريا در امده و درگاهي ينجاه گز بگذاشته بي ديوار الا ان-كه زنجيرها	16	-5058264680022117261	250	454.5	198	264	94.69696807861328	44	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms017	false	3304965062556452013	66	300	289	1316	1316	300	روند و كشتي بر سر ان زنجير از اب بگذرد و- باز زنجيرها بكشند تاكسي بيگانه قصد اين كشتيها نتواند كرد و به دروازه ش-رقي بر دست چپ چشمه اي است كه بيست وشش پايه فرو بايد شد- تا به اب رسند و ان را عين البقر گويند و ميگويند كه ان چشمه را ادم عليه السلام پيدا كرده است و گاو خود -را از ان جا اب داده و از ان سبب ان چشمه را عين البقر ميگويند و چون از-اين شهرستان عكه سوي مشرق روند كوهي است كه اندر ان مشاهد انبياست عليهم السلام و اين موضع از راه بر-كنار ا-ست كسي را كه به رمله رود مرا قصد افتاد-كه ان مزارهاي متبرك را ببينم و بركات از حضرت ايزد- تبارك و تعالي بجويم مردمان عكه گفتند ان جا قومي مفسد در راه باشند كه هر كه را غريب بينند تعرض رسانند و اگر چيزي داشته باشد بستانند من نفقه كه داشتم در مسجد عكه نهادم و از شهر بيرون شدم از دروازه شرقي روز بيس-----ت و سيوم-- شعبان سنه ثمان و ثلثين و اربعمايه اول روز زيارت قبر عك كردم كه با-ي شهرستان او بوده است و او يكي از صالحان و-بزرگان بوده و چون با من دليلي نبود كه ان راه داند متحير ميبودم ناگاه از فضل باري تبارك و تعالي همان روز مرد-----ي با من پيوست كه او از اذربايجان بود و يك بار ديگر ان مزار-ت متبر-كه را-	17	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms017	true	-4541815696026579516	0	223	0	1028	1437	301	روند و كشتي بر سر-ان زنجير از اب بگذرد و3 باز زنجيرها بكشند تاكسي بيگانه قصد اين كشتيها-نتواند كرد و ب--دروازة4 شرقي بر-دست چپ چشمه اي--ست كه بيست وشش پابه فرو بايد شده تا ب--اب رسند و ان-را عين البقر-گويند و ميگويند كه ان چشمه را ادم بليه السلام پيدا كرده است و گاو خود6 را از ان-جا اب داده و از ان سبب ان چشمه-را عين البقر ميگويند و چون از اين شهرستان عكه سوي مشرق روند كوهي--ست كه اندر ان مشاهد انبياست عليهم السلام و-اين موضع ازر-اه بر كناره است كسي را كه ب--رمله رود مرا قصد افتاد كه ان مزارهاي متبرك را -بينم و بركات از حضرت ايزد0 تبارك و تعالي بجويم مردمان عكه گفتند ان-جا قومي مفسد در راه باشند كه هر ك--را غريب بينند تعرض رسانند و اگر چيزي داشته باشد بستانند من نفقه كه داشيم در مسجد عكه نهادم و از شهر بيرون شدم از دروازه شرقي روز شنبه بيست و سيوم13 شعبان سنه بمان و ثلثين و-اربعمايه اول روز زيارت قبر عك كردم كه باني شهرستان او بوده است و او يكي از صالحان و بزرگان بوده و چون با من دليلي نبود كه ان راه داند متحير ميبودم ناگاه از فضل باري تبارك و تعالي همان روز مردي عجمي با من پيوست كه او از اذربايجان بود و يك-بار ديگر ان مزارات متبر كه را	17	-5058264680022117261	988	1801.5	776	1053	93.82716369628906	186	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms018	false	2666249313813597520	0	78	0	357	1303	300	دريافته بود دوم كرت ب--دان عزيمت روي بدان جانب اورده بود ب--دان موهبت شكر------------------------------------------------ باري را تبارك و تعالي دو ركعت نماز بگذاردم- و سجده شكر كردم كه مرا تو-فيق ميداد تا بر-عزمي كه كرده بودم و-فا ميكردم به ديهي رسيدم كه ان را پروة ميگفتند ان جا قبر عيش و شمعون عليه-ا السلام را زيارت كردم و از ان جا به مغاك رسيدم كه ان را دامون-- ميگفتند ان جا نيز زيارت كردم كه گفتند قبر ذو-الكفل	18	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms017	true	-4541815696026579516	223	301	1028	1437	1437	301	دريافته بود دوم كرت17 بدان عنيمت روي بدان جانب اورده بود18 بدان موهبت شكر image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0060png باري را تبارك1 وتعالي دو ركعت بماز بگذاردم2 و سجده شكر كردم كه مرا تو فيق ميداد تا بر عزمي كه كرده بودم و فا ميكردم ب--ديهي رسيدم كه ان-را پروة ميگفتند ان-جا قبر عيش و شمعون عليهما السلام را زيارت كردم و از ان-جا بمغارك4 رسيدم كه ان-را دامون ه ميگفتند ان-جا نيز زيارت كردم كه گفتند قبر ذو الكفل-	17	-5058264680022117261	334	568.0	268	417	80.0959243774414	56	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms018	false	2666249313813597520	78	299	357	1301	1303	300	است عليه السلام و از ان جا به ديهي ديگر رسيدم كه ان را اعبلين- ميگفتند و قبر هود عليه السلام ان جا بود زيارت ان دريافتم اندر-حظيره او درختي خرتوت- بود و قبر عزيز النبي عليه السلام ان جا بود زيارت ان كردم و روي سوي جنوب برفتم به ديهي ديگر رسيدم كه ان را حظيره ميگفتند و بر جانب مغربي اين ديه دره اي بود و در ان دره چشمه- اب بود پا-كيزه كه از ------------------------------------------------------------------------------------سنگ ساخته و سقف سنگين در زده و دري كوچك بر ان جا نهاده چنان كه مرد به دشواري در تواند رفتن و دو قبر نزديك يكديگر ان جا نهاده يكي از ان شعيب عليه السلام و ديگري از ان دخترش كه زن موسي عليه السلام بود مردم ان ديه ان مسجد و مزار را تعهد نيكو كنند از پاك داشتن و چراغ نهادن و غيره و ان --جا به ديهي شدم كه ان را اربل ميگفتند و بر جانب قبله- ان ديه كوهي بود و اندر ميان ان كوه حظيره اي و اندر ان حظيره چهار گور نهاده بود از ان فرزندان يعقوب عليه السلام كه برادران يوسف عليه السلام بودند و از ان جا برفتم تلي ديدم زير ان تل غاري بود------------------------------------------------ كه قبر مادر موسي عليه السلام در ان غار بود زيارت ان جا دريا-فتم و از ان جا برفتم دره	18	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms018	true	-1811004322264014575	0	229	0	1062	1359	301	است عليه السلام و از ان-جا ب--ديهي ديگر رسيدم كه ان-را اعبلين7 ميگفتند و قبر هود عليه السلام ان-جا بود زيارت ان دريافتم اندر حظيره او درختي خرتوت9 بود و قبر عزير الن-ي عليه السلام ان-جا بود زيارت ان كردم و روي سوي جنوب برفتم ب--ديهي ديگر رسيدم كه ان-را حظيره ميگفتند و بر جانب مغربي اين ديه دره اي بود و در ان دره چشمها اب بود پا كيزه كه از سنگ بيرون ميامد و برابر چشمه بر سر سنگ مسجدي كرده اند و در ان مسجد13 دو خانه است از سنگ ساخته و سقف سنگين در زده و دري كوچك بر ان-جا نهاده چنان-كه مرد ب--دشواري در-تواند رفتن و دو قبر نزديك يكديگر ان-جا نهاده يكي از ان شعيب عليه السلام و ديگري از ان دخترش كه زن موسي عليه السلام بود مردم ان ديه ان مسجد و مزار-را تعمد نيكو كنند از پاك داشتن و چراغ نهادن و غيره و از انجا بد--يهي شدم كه ان-را اربل ميگفتند و بر جانب قبلها ان ديه كوهي بود و اندر ميان ان كوه حظيره اي و اندر ان حظيره چهار گور نهاده بود از ان فرزندان يعقوب عليه السلام كه برادران يوسف عليه السلام بودند و از ان-جا برفتم تلي ديدم زير ان تل غاري بود image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0061png كه قبر مادر موسي عليه السلام در ان غار بود زيارت ان-جا در يافتم و از ان-جا برفتم دره	18	-5058264680022117261	915	1674.5	712	1085	84.33179473876953	178	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms019	false	2065133372745874762	0	71	0	299	1294	300	پيدا امد به اخر ان دره در-يايي به ديد پديد امد كو-چك و شهر طبريه بر كنار ان درياست طول ان دريا به قياس شش فرسنگ و عرض ان سه فرسنگ باشد و اب ان دريا خوش بامزه و-شهر بر غربي دري-است و همه اب هاي گرمابه هاي شهر و فضله -ابها بدان دريا ميرود و مردم ان شهر و ولايت- كه بر-كنار ان درياست همه اب از اين دريا خورند	19	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms018	true	-1811004322264014575	230	300	1066	1358	1359	301	پيدا امد ب--اخر ان دره در ياءي ب-------ديد امد كو چك و شهر طبريه بر كنار ان درياست طول ان دريا ب--قياس شش فرسنگ و عرض ان سه فرسنگ باشد و اب ان دزيا خوش بامزه و شهر بر غربي در ياست و همه اب-هاي گرماب--هاي شهر و فضلها ابها بدان دريا ميرود و مردم ان شهر و ولايت4 كه بر كنار ان درياست همه اب از اين دريا خورند	18	-5058264680022117261	281	499.5	217	306	91.83006286621094	60	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms019	false	2065133372745874762	72	300	301	1294	1294	300	شنيدم كه وقتي اميري بدين شهر امده بود فرمود كه راه ان پليديها و ر-----------------------------------------------------------------------------------------اه اب هاي چركين كه در ان جا بود بگشودند باز اب دريا خوش شد و اين شهر را د-----------------------------------------------------------------------------------يوار ندارد و بناهاي- بسيار در ميان اب است و زمين دريا سنگ است و منظرها ساخته-اند بر سر اسطان هاي رخام كه اسطوانها در اب است و در ان دريا ماهي بسيار است و درميان شهر مسجد ادينه است و بر در مسجد چشمه اي است و بر سر ان چشمه گرمابه اي ساخته-اند و اب چنان گرم است كه تا به اب سرد نياميزند بر خود نتوان ريخت و گويند ان گرمابه سليمان بن داوود عليه السلام ساخته است و من در ان گرمابه رسيدم و اندر اين شهر طبريه مسجدي است كه ان را مسجد ياسمن گويند با جانب غربي مسجدي پاكيزه در ميان مسجد دكاني بزرگ است و بر وي محرابها ساخته و گرد بر گرد ان دكان درخت ياسمن نشانده كه مسجد را به ان باز-خوانند و رواقي است بر جانب مشرق قبر يوشع بن نون در ان جاست و در زير ان دكان قبر هفتاد پيغمبر ------------------------------------------------است عليهم السلام كه بني اسراييل كه بني اسراييل ايشان را كشته اند و سوي جنوب شهر درياي لوط است و ان اب تلخ دارد يعني درياي ---------------------------------------------------------------------لوط بر كنار ان درياي لوط است اما هيچ اثري نمانده است از شخصي شنيدم كه-	19	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms019	true	-6655854248476072735	0	262	0	1241	1421	301	شنيدم كه وقتي اميري بدين شهر امده بود فرمود كه راه ان پليديها و ابهاي پليد از ان دريا باز بندند اب در يا گنده شد چنانكه نمي شايست خوردن باز فرمود تا همه راه اب-هاي چركين كه در ان-جا بود بگشودند باز اب دريا خوش شد و-اين شهر-را ديواري حصين است چنانكه از لب دريا گرفتهاند و گرد شهر گردانيده و از انطرف كه درياست ديوار ندارد و بناهاي7 بسيار در ميان ابس--ت و زمين دريا سنگ--ست و منظرها ساخته اند بر سر اسطوانهاي رخام كه اسطوانها در اب--ست و در ان دريا ماهي بسيار است و درميان شهر مسجد ادينه است و بر در مسجد چشمه اي--ست و بر سر ان چشمه گرمابه اي ساخته اند و اب چنان گرم است كه تا ب--اب سرد نياميزند بر-خود نتوان ريخت و گويند ان گرمابه سليمان بن داود--عليه السلام ساخته است و من در ان گرمابه رسيدم و اندر اين شهر طبريه مسجدي--ست كه ان-را مسجد باسمن گويند با جانب غربي مسجدي ياكيزه در مبان مسجد دكاني بزرگ است و بر وي محرابها ساخته و گرد بر گرد ان دكان درخت ياسمن نشانده كه مسجد-را ب--ان باز خوانند و رواقي--ست بر جانب مشرق قبر يوشع بن نون در ان-جاست و در زير ان دكان قبر هفتاد پيغمير image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0062png است عليهم السلام كه بني اسراء---------------يل ايشان را كشته اند و سوي جنوب شهر درياي لوط--ست و ان اب تلخ دارد يعني درياي لوط كه از جانب جنوب طبريه است و اب درياي طبريه بانجا ميرود و شهرستان لوط بر-كنار ان درياي لوط--ست اما هيچ اثري نمانده است از شخصي شنيدم كه	19	-5058264680022117261	936	1677.0	733	1287	72.7272720336914	178	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms020	false	3408962818829924611	0	43	0	188	1249	300	گفت در درياي تلخ كه درياي لوط است چيزي ميباشد مانند گاوي از كف دريا فراهم امده سياه كه صورت گو دارد و به سنگ ميماند اما سخت نيست و مردم ان را برگيرند و پاره كنند و به شهرها و ولايتها برند	20	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms019	true	-6655854248476072735	262	301	1241	1421	1421	301	گفت در درياي تلخ كه درياي لوط--ست چيزي ميباشد مانند گاوي از كف دريا فراهم امده سياه كه صورت گو دارد و ب--سنگ ميماند اما سخت نيست و مردم ان-را برگيرند و پاره كنند و ب--شهرها و ولايتها برند-	19	-5058264680022117261	180	333.5	142	188	95.74468231201172	34	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms020	false	3408962818829924611	43	300	188	1249	1249	300	هر پاره كه از ان در زير درختي كنند هرگز كرم در زير ان درخت نيفتد و در ان موضع بيخ درخت را زيان نرساند و بستان از كرم و حشرات زير زمين غمي نباشد و العهدة علي الراوي و گفت عطاران نيز بخرند و- ميگويند كرمي در داروها افتد و ان را نقره گويند دفع ان كند و در شهر طبريه حصير سازند كه مصلي نمازي از ان است همان جا به پنج دينار مغربي بخرند و ان جا در جانب غربي كوهي است و بر ان كوهي است و بر ان كوه پاره اي سنگ خاره است به خط عبري بر ان جا نوشته-اند كه به وقت ان- كتابت ثريا به سر حمل بود و كور ابي هريره ان جاست بيرون شهر در جانب قبله اما كسي ان جا به زيارت نتواند رفتن كه مر-مان ان جا شيعه باشند و چون كسي ان جا به زيارت رود كودكان غوغا و غلبه به سر ان كس برند و زحمت دهند و سنگ اندازند از اين سبب من نتوانستم زيارت ان كردن چون از زيارت ان موضع بازگشتم به ديهي رسيدم كه ان را كفر كنه ميگفتند و جانب جنوب اين ديه پشته اي است و بر سر ان پشته صومعه--- ساخته-اند نيكو و دري استوار بر ان جا نهاده و گور------------------------------------------------ يونس النبي عليه السلام در ان جاست و بر در صومعه چاهي است و ابي خوش دارد چون ان زيارت در-يافتم از ان جا با عكه امدم و از ان جا تا عكه چهار فرسنگ بود و يك روز در عكه بوديم بعد از ان-	20	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms020	true	-1708290966666121026	0	230	0	1062	1389	301	هر پاره كه از ان در زير درختي كنند هرگر كرم در زير ان درخت نيفتد و در ان موضع بيخ درخت را زيان نرساند و-بستان از كرم و-حشرات زير زمين غمي نباشد و-العهدة علي الراوي و گفت عطاران نيز بخرند و9 ميگويند كرمي در داروها افتد و ان-را نقره گويند دفع ان كند و در شهر طبريه حصير سازند كه مصلي نمازي از ان است همانجا- به پنج دينار مغربي بخرند و ان-جا در جانب غربي كوهي--ست و بر ان----------------- كوه پارها --سنگ خاره است ب--خط عبري بر ان-جا نوشته اند كه ب--وقت ان8 كتابت تريا ب--سر حمل بود و گور ابي هريره انجا-ست بيرون شهر در جانب قبله اما كسي ان-جا بزي--ارت نتواند رفتن كه مردمان ان-جا شيعه باشند و چون كسي ان-جا بزي--ارت رود كودكان غوغا و غلبه ب--سر ان كس برند و زحمت دهند و سنگ اندازند از اين سبب من نتوانس-م زيارت ان كردن چون از زيارت ان موضع باز گشم ب--ديهي رسيدم كه ان-را كفر كنه ميگفتند و جانب جنوب اين ديه پشته ايست12 و بر سر ان پشته صومعه اي ساخته اند نيكو و دري استوار بر ان-جا نهاده و-گور image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0063png يونس النيي عليه السلام در ان-جاست و بر-در صومعه چاهي است وا--ي خوش دارد چون ان زيارت در يافتم از ان-جا با عكه امدم و از ان-جا تا عكه چهار فرسنگ بود و-يك روز در عكه بوديم بعد از ان	20	-5058264680022117261	982	1750.0	762	1119	87.75692749023438	185	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms021	false	-483764967571925223	0	81	0	344	1288	300	از ان -----جا برفتيم و به ديهي رسيديم كه ان را حيفا ميگفتند و تا رسيدن بدين ديه در راه ريگ فراوان بود از ان كه زرگران در عجم به كار دارند و ريگ مكي گويند و اين ديه حيفا بر لب در-ياست و ان جا نخلستان و اشجار بسيار دارند ان جا كشتي سازان بودند و ان كشتي هاي در-ياي را ان جا جودي ميگفتند از انجا جا به ديهي ديگر رفتيم به يك فرسنگي كه ان را كنيسه ميگفتند	21	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms020	true	-1708290966666121026	228	301	1056	1389	1389	301	از ان از انجا برفتيم و بد--يهي رسيديم كه ان-را حيفا ميگفتند و تا رسيدن بدين ديه در راه ريگ فراوان بود از ان كه زرگران در عجم ب--كار دارند و ريگ مگي گويند و اين ديه حيفا بر لب در ياست و ان-جا نخلستان و اشجار بسيار دارند ان-جا كشتي سازان بودند و ان كشتي-هاي در ياي را ان-جا جودي ميگفتند از انجا بد-----يهي ديگر رفتيم ب--يك فرسنگي كه ان-را كنيسه ميگفتند-	20	-5058264680022117261	322	570.5	253	351	91.7378921508789	59	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms021	false	-483764967571925223	81	143	344	615	1288	300	از ان جا راه از دريا بگرديد و به كوه در شد سوي مشرق و صحراها و سنگستانها بود كه وادي تماسيح ميگفتند چون فرنسگي دو برفتيم ديگر بار راه به كنار-دريا-- افتاد و ان جا استخوان حيوانات بحري بسيار ديديم كه در ميان خاك و گل معجون شده بود و همچو سنگ شده از بس موج كه بر ان كوفته بود	21	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms021	true	-6286023343486472277	0	59	0	268	1381	301	از ان-جا راه از دريا بگرديد و ب--كوه در شد سوي مشرق و صحراها و سنگستانها بود كه وادي تماسيح ميگفتند چون فرسنگي دو برفتيم ديگر بار راه ب--كنار دريا14 افتاد و ان-جا استخوان حيوانات بحري بسيار ديديم كه در ميان خاك و گل معجون شده بود و همچو سنگ شده از بس موج كه بر ان كوفته بود	21	-5058264680022117261	263	492.5	205	274	95.98540496826172	53	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms022	false	1149941827023356398	0	214	0	924	1301	300	شهري نيكو با اب روان و نخلستان و درختان نارن-----ج و باروي حصين و دري اهنين و چشمه هاي اب روان در شهر-- مسجد ادينه اي نيكو چنان كه چون در ساحت مسجد نشسته باشند تماشا و تفرج دريا كنند و خمي رخامين ان جا بود كه همچو سفال چيني ان را تنك كرده بودند چنان كه صد من اب در ان گنجد روز شنبه سلخ شعبان از ان جا برفتيم همه بر سر ريگ مكي برفتيم------------------------------------------------ مقدار يك فرسنگ و ديگر باره درختان انجير و زيتون بسيار ديديم همه راه از كوه و صحرا چون چند فرسنگ برفتيم به شهري رسيديم كه ان شهر را كفرسايا-- و كفر سلام ميگفتند از اين شهر تا رمله سه فرسنگ بود و همه راه درخ-تان بود چنان كه ذكر كرده شد روز يكشنبه غره رمضان به رمله رسيديم و-از قيساريه تا رمله هشت فرسنگ بود و ان شهرستاني بزرگ است و باروي حصين از سنگ و گچ دارد بلند و قوي و درو--ازهاي اهنين برنهاده و از شهر تا لب دريا سه فرسنگ است و اب ايشان از باران باشد و اندر هر سراي حوض ------------------------------------------------------------------------هاي بزرگ است كه چون پر اب باشد هركه خواهد --گيرد و نيز دور مس-جد ان جا را سيصد گام اندر دويست گام مساحت است بر پيش صفه نوشته بودند كه	22	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms021	true	-6286023343486472277	75	301	343	1381	1381	301	شهري نيكو با اب روان و نخلستان و درختان ناربج وترج و باروي حصين و دري اهنين و چشمه--اي اب روان در شهر و مسجد ادينه اي نيكو چنان-كه چون در ساحت مسجد نشسته باشند -ماشا و-تفرج دريا كنند و خمي رخامين ان-جا بود كه همچو سفال چيني ان-را تنك كرده بودند چنان-كه صد من اب در ان گنجد روز شنبه سلخ شعبان از ان-جا برفتيم همه بر سر-ريگ مكي برفتيم image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0064png مقدار يك فرسنگ و ديگر ب-ره درختان انجير و زيتون بسي-ر ديديم همه راه از كوه و صحرا چون چند فرسنگ برفتيم بش--هري رسيديم كه ان شهر را كفر سابا1 و كفر سلام ميگفتند از اين شهر تا رمله سه فرسنگ بود و همه راه در ختان بود چنان-كه ذكر كرده شد روز يكشنبه غره رمضان بر--مله رسيديم و از قيساريه تا رمله هشت فرسنگ بود و ان شهرستاني بزرك است و باروي حصين از سنگ و گج دارد بلند و قوي و در و ازهاي اهنين برنهاده و از شهر تا لب دريا سه فرسنگ است و اب ايشان از باران باشد و اندر هر سراي حوضها باشد كه اب باران بگيرند و هميشه از اب ذخره باشد در ميان مسجد ادينه حوضهاي بزرگ--ست كه چون پر اب باشد هركه خواهد برگيرد و نيز دور 6مسجد ان-جا را سيصد گ-م اندر دويست گام مساحت است بر پيش صفه نوشته بودند كه-	21	-5058264680022117261	888	1614.5	689	1060	83.7735824584961	178	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms022	false	1149941827023356398	214	300	924	1301	1301	300	پانزدهم محرم سنه خمس و عشرين و اربعمايه اينجا زلزله اي بود قوي و بسيار عمارات خراب كرد ام- كس را از مردم خللي نرسيد در اين شهر رخام بسيار است و بيش تر سراها و خان هاي مردم مرخم است به تكلف و نقش تركيب كرده و رخام را به اره ميبرند كه دندان ندارد و ريگ مكي در ان جا ميكنند و اره ميكشند بر طول عمودها نه بر-عرض چنانكه چوب از سنگلاخ الواح ميسازند و انواع و الوان رخامها ان جا ديدم از-	22	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms022	true	-2166648093860574153	0	78	0	365	1435	301	بانزدهم محرم سنه خمس و عشرين و اربعمايه اينجا زلزله اي بود قوي و بسيار عمارات خراب كرد اما كس را از مردم خللي نرسيد در--ين شهر رخام بسيار است و بيش-تر سراها و خان-هاي مردم مرخم است ب--تكلف و نقش تركيب كرده و رخام را بار--ه ميبرند كه دندان ندارد و ريگ مكي در ان-جا ميكنند وار-ه ميكشند بر طول عمودها نه بر عرض چنانكه چوب از سنگ ---الواح ميسازند و انواع و-الوان رخامها ان-جا ديدم از	22	-5058264680022117261	356	653.5	281	380	93.68421173095703	66	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms023	false	5262010180741684425	0	242	0	1048	1294	300	ملمع و سبز و سرخ و سياه و سفيد و همه لوني و ان جا نوعي زنجير است كه به از ان هيچ جا نباشد و از ان جا به همه اطراف بلاد ميبرند و اين شهر رمله را به ولايت شام و-- مغرب فلسطين ميگويند------------------------------------------------ سيوم رمضان از رمله برفتيم به ديهي رسيديم كه خاتون ميگفتند و از ان جا به ديهي ديگر رفتيم كه ان را قرية العنب ميگفتند در راه سداب فراوان ديديم كه خودروي بر كوه و صحرا رسته بود در اين ديه چشمه- اب نيكو خوش ديديم كه از سنگ بيرون ميامد و ان جا اخرها ساخته بودند و عمارت كرده و از ان جا برفتيم روي بر بالا كرده تصور بود كه بر كوهي ميرويم كه چون برد-يگر جانب فرو رويم شهر باشد چون مقداري بالا رفتيم صحرا-ي عظيم در پيش امد بعضي سنگلاخ و بعضي خاكناك- بر سر كوه شهر بيت المقدس نهاده است و از طرابلس كه ساحل است تا بيت المقدس پنجاه و شش فرسنگ واز بلخ--- بيت المقدس هشتصد و هفتاد و-شش فرسنگ است خامس رمضان سنه ثمان و ثلثين و اربعماءه در بيت المقدس شديم يك سال شمسي بود كه از خانه بيرون امده بودم و مادام در سفر بوده كه به هيچ جاي مقامي و اسايشي تمام نيافته بوديم بيت المقدس را اهل شام و ان طرفها قدس گويند و از اهل ان ولايات كسي كه به حج نتواند رفتن در همان موسم به قدس حاضر شود- و به موقف	23	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms022	true	-2166648093860574153	78	301	365	1435	1435	301	ملمع و سبز و سرخ و سياه و سفيد و همه لو-- و ان-جا نوعي انجير است كه به از ان هيچ جا نباشد و از ان-جا ب--همه اطراف بلاد ميبرند و-اين شهر رمله را ب--ولايت شام و10 مغرب فلسطين ميگويند image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0065png سيوم ومضان از رمله برفتيم بد--يهي رسيديم كه خاتون ميگفتند و از ان-جا بد--يهي ديگر رفتيم كه ان-را قرية العنب ميگفتند در راه سداب فراوان ديديم كه خودروي بر كوه و صحرا رسته بود در اين ديه چشمها اب نيكو خوش ديديم كه از سنگ بيرون ميامد و ان-جا اخرها ساخته بودند و عمارت كرده و از ان-جا برفتيم روي بر بالا كرده تصور بود كه بر كوهي ميرويم كه چون بر ديگر جانب فرو رويم شهرب-اشد چون مقداري بالا رفتيم صحراءي عظيم در پيش امد بعضي سنگلاخ و بعضي خاكناك7 بر سر كوه شهر بيت المقدس نهاده است و-از طرابلس كه ساحل--ست تا بيت المقدس پنجاه و-شش فرسنگ واز بلخ تا بيت المقدس هشتصد و-هفتاد و شش فرسنگ است خامس رمضان سنه تمان و-ثلثين و-اربعمايه در بيت المقدس شديم يك-سال شمسي بود كه ار خانه بيرون امده بودم و مادام در سفر بوده كه بهي--چ جاي مقامي و اسايشي تمام نيافته بوديم بيت المقدس را اهل شام و ان-طرفها قدس گويند و از اهل ان-ولايات كسي كه ب--حج نتواند رفتن در همان موسم ب--قدس حاضر شود9 و ب--موقف-	22	-5058264680022117261	1001	1807.5	785	1107	90.42456817626953	183	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms023	false	5262010180741684425	242	300	1048	1294	1294	300	بايستد و -قربان عيد كند-- چنان كه عادت است و سال باشد كه زيادت از بيست هزار خلق در اوايل ماه ذي الحجه ان جا حاضر شوند و فرزندان برند و سنت كنند و از ديار روم و ديگر بقاع همه ترسايان و جهودان بسيار ان جا روند به زيارت كليسا- و كنشت كه ان جاست و كليساي-	23	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms023	true	-1051141098825409148	0	51	0	244	1459	301	بايستد10 وقربان عيد كند11 چنان-كه عادت است و سال باشد كه زيادت از بيست هزار خلق در اواءل ماه ذي الحجه ان-جا حاضر شوند و فرزندان برند و سنت كنند و از ديار روم و ديگر بقاع همه ترسايان و جهودان بسيار ان-جا روند ب--زيارت كليسا4 و كنشت كه ان-جاست وك-ليساي	23	-5058264680022117261	235	418.0	185	251	93.62549591064453	40	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms024	false	-2381875669525367416	0	270	0	1189	1333	300	بزرگ ان جا صفت كرده شود به جاي خود سواد و رستاق بيت الم------------------------------------------------قدس همه كوهستان ه--مه كشاورزي- و درخت زيتون و انجير و غيره تمامت بي اب است و نعمت هاي فراوان و ارزان باشد و كدخدايان باشند كه هريك پنجاه هزار-من روغن زيتون در چاهها و حوضها پر كنند و از ان جا به اطراف عالم برند و گويند به زمين شام قحط نبوده است و از ثقات شنيدم كه پيغمبر را عليه السلام و الصلوة به خواب ديد يكي از بزرگان كه گفتي يا پيغمبر خدا ما را در معيشت ياري كن پيغمبر عليه السلام در جواب گفتي نان و زيت شام بر من اكنون صفت شهر بيت المقدس كنم شهري است بر سر كوهي نهاده و اب نيست مگر از باران و به رستاقها چشمه هاي اب است اما به شهر نيست چه شهر ب--ر سنگ نهاده است و شهري است بزرگ-- كه ان وقت كه ديديم بيست هزار مرد در وي بودند و بازارهاي نيكو و بناهاي عالي و همه زمين شهر به تخته- سنگ هاي فرش انداخته و هر-كجا كوه بوده است و بلندي بريدهان-د و همواره كرده چنان كه چون باران بارد همه زمين پاكيزه شسته -----در ان شهر صناع بسيارند هر گروهي را رسته اي جدا باشد و جامع مشرقي است و با-روي مشرقي شهر باروي جامع است چون از جامع بگذري صحرايي بزرگ است عظيم هموار و ان را ساهره گويند و گويند كه دشت قيامت ---خواهد بود و حشر مردم ان جا خواهند كرد-- بدين سبب خلق بسيار از اطراف عالم بدا-نجا امده-اند و مقام ساخته تا در ان شهر وفات يابند و چون وعده- حق سبحانه و تعالي در	24	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms023	true	-1051141098825409148	51	301	244	1459	1459	301	بزرگ ان-جا صفت كرده شود ب--جاي خود سواد و رستاق بيت image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0066png المقدس همه كوه-تانست همه كشاورزي1 و درخت زيتون و انجير و غيره تمامت بي ابس--ت و نعمتها-ي فراوان و ارزان باشد و كدخدايان باشند كه هريك پنجاه هزار من روغن زيتون در چاهها و حوضها پر كنند و از ان-جا ب--اطراف عالم برند و گويند بزم--ين شام قحط نبوده است و-از ثقات شنيدم كه پيغمبر-را عليه السلام و-الصلوة ب--خواب ديد يكي از بزرگان كه گفتي يا پيغمبر خدا ما-را در معيشت ياري كن پيغمبر عليه السلام در جواب كفتي نان و-زيت شام بر من اكنون صفت شهر بيت المقدس ك-م شهري است بر-سر كوهي نهاده و-اب نيست مكر از باران و بر--ستاقها چشمه هاي اب--ست اما ب--شهر نيست چه شهر برسر سنگ نهاده است و شهري---- بزرگست كه ان-وقت كه ديديم بيست هزار مرد در وي بودند6 وبازارهاي نيكو و بناهاي عالي و همه زمين شهر ب--تخته7 سنگها-ي فرش انداخته و هر كجا كوه بوده است و بلندي بريده اند و همواره كرده چنان-كه چون باران بارد همه زمين پاكيزه شسته شود ودر ان شهر صناع بسيارند هر گروهي را رسته اي جدا باشد و جايع مشرقي است و با روي مشرقي شهر باروي جامع--ست چون از جامع بگذري صحرايي بزرگ--ست عظيم هموار و ان-را ساهره گويند و گويند كه دشت قيامت ان خواهد بود و حشر مردم ان-جا خواهند كرد10 بدين سبب خلق بسيار از اطراف عالم بد انجا امده اند و-مقام ساخته تا در ان شهر وفات يابند و-چون وعدها حق سبحانه و-تعالي در-	23	-5058264680022117261	1120	1999.0	884	1262	88.74801635742188	197	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms025	false	5043641068259456198	0	285	0	1266	1325	300	كه مردم ان جا نماز كنند و دست به حاجات بردارند و ايزد سبحانه -تعالي حاجات ايشان روا گرداند اللهم تقبل حاجاتنا و اغفر ذنوبنا سيءاتنا وارحمنا برحمتك يا ارحم الراحمين ميان جامع و اين دشت ساهره وادي اي است عظيم ژرف و در ان وادي كه همچون خندق است بناهاي بزرگ است بر نسق پيشينيان و گنبدي سنگين ديدم تراشيده و بر سر خانه اي نهاده كه از ان عجب تر نباشد تا خود ان را چگونه از جاي برداشته باشند و در افواه بود كه ان خانه- فرعون است و ان و-ادي جهنم پرسيدم كه اين لقب كه بر اين موضع نهاده است گفتند به روزگار خلافت عمر خطاب رضي الله عنه بر ان دشت ساهره لشكرگاه بزد و -چون بدان وادي نگريست گفت اين وادي جهنم است و مردم عوام چنين گويند هر كس كه به سر ان وادي شود اواز دوزخيان شنود كه صدا- از ان جا برمي ايد من ان جا شدم اما چيزي نشنيدم و چون از شهر به سوي جنوب نيم فرسنگي بروند و به نشيبي فرو روند چشمه -اب از سنگ بيرون ميايد ان را عين سلوان گويند عمارات بسيار بر سر ان چشمه كرده-اند و اب ان به ديهي ميرود و ان جا عمارات بسيار كرده-اند و بستانها ساخته و گويند هر كه بدان اب سر و تن بشويد رنجها وب-يماري هاي مزمن از -و زاءل شود و بر ان چشمه وقفها بسيار كرده اند و بيت المقدس را بيمارستان نيك است و وقف بسيار دارد و خلق بسيار را دار-و و شربت دهند و طبيبان باشند كه از وقف مرسوم ستانند وو ان بيمارستان و مسجد ادينه بركنار وادي جهنم است و چون از سوي بيرون مسجد ان ديوار --كه با وادي است بنگرند صد	25	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms024	true	1210636357796379703	33	301	192	1435	1435	301	كه مردم ان-جا نماز كنند و دست بحا--جات بردارند و ايزد سبحانه وتعالي حاجات ايشان روا گرداند اللهم تقبل حاجاتنا و اغفر ذنوبنا وسءاتنا وارحمنا برحمتك يا ارحم الراحمين ميان جامع و-اين دشت ساهره وادءي --است عظيم ژرف و در ان وادي كه همچون خندقس--ت بناهاي بزرگ--ست بر نسق پيشين-ان و كنبدي سنگين ديدم تراشيده و بر سر خانه اي نهاده كه از ان عجب-تر نباشد تا خود ان-را چگونه از جاي برداشته باشند و در افواه بود كه ان خانها فرعون است و ان و ادي جهنم پرسيدم كه اين لقب كه بر اين موضع نهاده است گفتند ب--روزگار خلافت عمر خطاب رضي الله عنه بر ان دشت ساهره لشكرگاه بزد و4 چون بدان وادي نگريست گفت اين وادي جهنم است و مردم عوام چنين گويند هر-كس كه ب--سر ان وادي شود اواز دوزخيان شنود كه صدا6 از ان-جا بر ميايد من ان-جا شدم اما چيزي نشنيدم و چون از شهر ب--سوي جنوب نيم فرسنگي بروند و ب--نشيبي فرو روند چشمها اب از سنگ بيرون ميايد ان-را عين سلوان گويند عمارات بسيار بر سر ان چشمه كرده اند و اب ان ب--ديهي ميرود و ان-جا عمارات بسيار كرده اند و بستانها ساخته و-گويند هر كه بدان اب سر و تن بشويد رنجها و بيماري-هاي مزمن از او زاءل شود و بر ان چشمه وقفها بسيار كرده اند و بيت المقتس را ب-مارستان نيكس--ت و وقف بسيار دارد و خلق بسيار را دار و و شربت دهند و طبيبان باشند كه از وقف مرسوم ستانند و -ان بيمارستان و مسجد ادينه بركنار وادي جهنم است و-چون از سوي بيرون مسجد ان ديواررا كه با وادي است بنگرند صد-	24	-5058264680022117261	1211	2240.5	955	1279	94.683349609375	230	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms026	false	3870675866855499429	3	300	12	1298	1298	300	مسجد همه سر--ديوارها راست است و از براي سنگ صخره كه ان جا بوده است مسجد هم ان جا بنا نهاده-اند و اين سنگ صخره ان است كه خداي عزو--جل موسي عليه السلام را فرمود تا ان را قبله سازد و چون اين حكم بيامد و موسي ان را قبله كرد بسي نزيست و هم در ان زودي وفات كرد تا به روزگار سليمان عليه السلام كه چون قبله صخره بود مسجد--- گرد صخره بساختند چنان كه صخره در ميان مسجد بود و محراب خلق و تا عهد پيغمبر ما محمد مصطفي عليه الصلوة و السلام هم ان قبله--- ميدانستند و نماز را روي بدان جانب --كردند تا ان گاه كه ايزد تبارك و تعالي فرمود كه قبله خانه- كعبه باشد و صفت ان به جاي خود بيايد ميخواستم تا مساحت اين مسجد بكنم گفتم اول هيات و وضع ان نيكو بدانم و ببينم بعد از ان مساحت كنم مدتها د ران مسجد ميگشتم و نظاره ميكردم پس در جانب شمالي كه نزديك قبه- يعقوب عليه السلام است بر طاقي نوشته ديدم در سنگ كه طول اين مسجد هفتصد و چهار ارش است و عرض صد و پنجاه و پنج ارش به گز ملك و گز ملك ان است كه به خراسان ان گز را شايگان گويند و ان يك ارش و نيم باشد چيزكي كم تر زمين مسجد فرش سنگ است و درزها به ارزير- گرفته و مسجد شرقي شهر و بازار است كه چون از بازار به مسجد روند روي به مشرق باشد درگاهي عظيم نيكو مقدا ر سي گز ارتفاع در بيست گز عرض اندام داده بر-اوردهان-د و دو جناح باز بريده درگاه و روي جناح و ايوان در-گاه منقش كرده همه به ميناهاي ملون كه در گچ--- نشانده--- بر نقشي -كه خواستهاند چنان كه چشم از ديدن ان خيره------------------------------------------------ ماند و كتابتي همچنين-	26	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms025	true	7314211952508871688	19	296	119	1429	1456	302	مسحد همه سر2 ديوارها راستس--ت و از براي سنگ صخره كه ان-جا بوده است مسجد هم ان-جا بنا نهاده اند و اين سنگ صخره ان--ست كه خداي عز و جل موسي عليه السلام را فرمود تا ان-را قبله سازد و چون اين حكم بيامد و موسي ان-را قبله كرد بسي نزيست و هم در ان زودي وفات كرد تا ب--روزگار سليمان عليه السلام كه چون قبله صخره بود مسجد در گرد صخره بساختند چنان-كه صخره در-ميان مسجد بود و محراب خلق و تا عهد پيغمبر ما محمد مصطفي عليه الصلوة و-السلا---م هم قبله ان ميدانستند و نماز-را روي بدان-جانب ميكردند تا ان-گاه كه ايزد تبارك و تعالي فرمود كه قبله خانها كعبه باشد و صفت ان ب--جاي خود بيايد ميخواس-م تا مساحت اين مسجد بكنم گفتم اول هيات و وضع ان نيكو بدانم و -بينم بعد از ان مساحت كنم مدتها در ان مسجد ميگشتم و-نظاره ميكردم پس در جانب شمالي كه نزديك قبها يعقوب عليه السلام است بر-طاقي نوشته ديدم در سنگ كه طول اين مسجد هفتصد و چهار ارش--ست و-عرض صد و پنجاه و پنج ارش ب--گز ملك و گز ملك انست-- كه ب--خراسان انراگر-- شايگان گويند و ان يك ارش و نيم باشد چيزكي كم-تر زمين مسجد فرش سنگس--ت و درزها ب--ارزير9 گرفته و مسجد شرقي شهر و بازار--ست كه چون از بازار بم--سجد روند روي ب--مشرق باشد درگاهي عظيم نيكو مقدا-ر سي گز ارتفاع در بيست گز عرض اندام داده بر اورده اند و دو جناح باز بريده درگاه و روي جناح و ايوان در گاه منقش كرده همه بمن--ناهاي ملون كه در گچ در نشاندهاند بر نقشي4 كه خواستهاند چنان-كه چشم از ديدن ان خيره image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0069png ماند و كتابتي همچنين	25	-5058264680022117261	1215	2168.5	954	1361	89.27259063720703	227	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms027	false	703449922233303377	7	300	33	1249	1249	300	و لقب سلطان مصر بر ان جا نوشته كه چون افتاب بر ان جا افتد شعاع ان چنان باشد كه عقل در ان متحير شود و گنبدي بس بزرگ بر سر اين درگاه ساخته از سنگ منهدم و دو در -تكلف ساخته روي درها به برنج دمشقي كه گويي زر طل--است زر-- كوفته و نقش هاي بسيار در ان كرده هر يك پانزده گز بالا و هشت گز پهنا و اين در را باب----- عليه السلام گويند چون از اين در در روند بر دست راست دو رواق است بزرگ هر يك بيست و نه ستون رخام دارد با سر-ستونها و-نعل هاي مرخم ملون درزها به ارزير گرفته بر سر ستونها طارقها از سنگ زده بي گل و گچ بر سر هم نهاده چنان كه هر طاقي چهار پنج سنگ بيش نباشد و اين رواقها كشيده است تا نزديك مقصوره و چون از در در روند بر دست چپ كه ان شمال است رواقي دراز كشيده است شصت و چهار-طاق همه بر سر ستون هاي رخام و دري ديگر است هم بر اين ديوار كه ان را باب السقر گويند و درازي مسجد از شمال به جنوب است تا چون مقصوره از ان باز بريده است ساحت مربع امده كه قبله در جنوب افتاده است و از جانب شمال دو در ديگر است در پهلوي يكديگر هر يك هفت گز عرض در دوازده گز ارتفاع و اين در را باب الاسباط گويند و چون ازين در بگذري هم بر پهناي مسجد كه سوي مشرق ميرود باز در گاهي عظيم بزرگ است و سه در پهلوي هم بر ان جاست همان مقدار كه باب الاسباط است و همه را به اهن و برنج تكلفات كرده چنان كه از ان نيكوتر كم باشد و اين در را باب الابواب گويند از ان سبب كه مواضع-	27	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms026	true	6873079806463140860	0	271	0	1196	1350	301	و لقب سلطان مصر بر ان-جا نوشته كه چون افتاب بر ان-جا افتد شعاع انچ-نان باشد كه عقل در ان متحير شود و كنبدي بس بزرگ بر-سر اين درگاه ساخته از سنگ مهندم و دو در بتكلف ساخته روي درها بب--رنج دمشقي كه گويي زر طلا است زر47 كوفته و نقش-هاي بسيار در ان كرده هر-يك پانزده گز بالا و هشت گز پهنا و-اين در-را باب داود عليه السلام گويند چون از اين در در روند بر-دست راست دو رواق است بزرگ هر-يك بيست و نه ستون رخام دارد با سر ستونها و نعل-هاي مرخم ملون درزها ب--ارزيز گرفته بر-سر ستونها طا-قها از سنگ زده بي گل و گچ بر سر هم نهاده چنان-كه هر طاقي چهار پنج سنگ بيش نباشد و اين رواقها كشيده است تا نزديك مقصوره و چون از در در روند بر-دست چپ كه ان شمال--ست رواقي دراز كشيده است شصت و چهار طاق همه بر-سر ستون-هاي رخام و دري ديگر است هم بر اين ديوار كه ان-را باب السقر گويند و درازي مسجد از شمال بجن--وب است تا چون مقصوره از ان باز بريده است ساحت مربع امده كه قبله در جنوب افتاده است و از جانب شمال دو در ديگر است در پهلوي يكديگر هر-يك هفت گر عرض در دوازده گز ارتفاع و اين در را باب الاسباط گويند و چون ازين در بگذري هم بر پهناي مسجد كه سوي مشرق ميرود باز در گاهي عظيم بزرگس--ت و سه در پهلوي هم بر ان-جاست همان مقدار كه باب الاسباط است و همه را ب--اهن و برنج تكلفات كرده چنان-كه از ان نيكوتر كم باشد و اين در-را باب الابواب گويند از ان سبب كه مواضع	26	-5058264680022117261	1172	2163.0	907	1230	95.28455352783203	236	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms028	false	7855935379255244044	0	28	0	108	1290	300	ديگر درها جفت جفت است مگر اين------------------------------------------------ سه در است و ميان ان دو درگاه كه بر جانب شمال است در اين رواق كه طاق هاي ان بر	28	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms026	true	6873079806463140860	271	301	1196	1350	1350	301	ديگر درها جفت جفت است مگر اين image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0070png سه در است و ميان ان دو درگاه كه بر جانب شمال است در اين رواق كه طاق-هاي ان بر-	26	-5058264680022117261	106	184.0	80	156	67.94871520996094	25	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms028	false	7855935379255244044	28	299	108	1288	1290	300	پيلپاي هاست قبه اي است و اين را به ستون هاي- مرتفع برداشته و ان را به قنديل- و مسرجها بياراسته و ان را قبه- يعقوب عليه السلام گويند و ان جاي نماز او بوده است و بر پهناي مسجد رواقي است و بر ان ديوار دري است بيرون ان در دو در-يوزه صوفيان است و ان جا جاهاي نماز و محراب هاي نيكو ساخته و خلق- از متصوفه هميشه ان جا مجاور باشند و نماز همان جا كنند الا-- روز ادينه به مسجد در-ايند كه اواز تكبير به ايشان برسد و -بر ركن شمالي مسجد رواقي نيكوس--ت و قبه اي بزرگ نيكو و بر قبه نوشته است كه هذا محراب زكريا النبي عليه السلام و گويند او اين جا نماز كردي پيوسته و بر ديوار شرقي در ميان جاي مسجد درگاهي عظيم است به تكلف ساخته-اند از سنگ منهدم كه گويي از سنگ يكپاره تراشيده-اند به بالاي پنجاه گز و پهناي --سي گز و نقاشي و نقاري كرده و ده- در نيكو بر ان درگاه نهاده چنان كه ميان هر دو در به يك پايه بيش نيست و بر درها تكلف بسيار كرده از اهن و برنج دمشق- و حلقهها و ميخها بر ان زده و گويند اين در-گاه را سليمان بن داود عليه السلام ساخته است از بهر پدرش و چون به درگاه در روند روي سوي------------------------------------------------ مشرق از ان دو در انچه بر دست را----ست باب الرحمه گويند و ديگر را باب التوبه و گويند اين در است كه ايزد سبحانه و تعالي توبه- داود عليه السلام ان جا نپذيرفت و بر اين درگاه مسجدي است نغز وقتي چنان بوده كه دهليزي و دهليز را مسجد ساختهاند و	28	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms027	true	-860605838292792691	0	250	0	1208	1453	301	پيلپاي-هاست قبه ايست-- و اين را ب--ستون-هاي3 مرتفع برداشته و ان-را ب--قنديل4 و مسرجها بياراسته و ان-را قبها يعقوب عليه السلام گويند و ان جاي نماز او بوده است و بر پهناي مسجد رواقي--ست و بر-ان ديوار دري است بيرون ان در دو در يوزه صوفيان است و ان-جا جاهاي نماز و محرابه-اي نيكو ساخته و خلقي از متصوفه هميشه ان-جا محاور باشند و نماز همان-جا كنند الا10 روز ادينه ب--مسجد در ايند كه اواز تكبير ب--ايشان برسد11 وبر ركن شمالي مسجد رواقي نيكو است و قبه اي بزرگ نيكو و بر قبه نوشته است كه هذا محراب زكريا الن-ي عليه السلام و گويند او اين-جا نماز كردي پيوسته و بر ديوار شرقي در ميان جاي مسجد درگاهي عظيم است بت--كلف ساخته اند از سنگ منهدم كه گوبي از سنگ يكپاره تراشيده اند ب--بالاي پنجاه گر و پهناي16كسي گز و نقاشي و نقاري كرده وده17 در نيكو بر ان درگاه نهاده چنان-كه ميان هردو- در بيك---پايه بيش نيست و بر درها تكلف بسيار كرده از اهن و برنج دمشقي و حلق-ها و ميخها بر ان زده و گويند اين در گاه را سليمان بن داود عليه السلام ساخته است از بهر پدرش و چون بدر--گاه در روند روي سوي image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0071png مشرق از ان دو در انچه بر-دست راست است باب الرحمه گويند و ديگ--را باب التوبه و گويند اين در است كه ايزد سبحانه و-تعالي توبها داود عليه السلام ان-جا -پذيرفت و بر اين درگاه مسجدي--ست نغز وقتي چنان بوده كه دهليزي و دهليز را مسجد ساختهاند و	27	-5058264680022117261	1117	1991.0	877	1251	89.28856658935547	203	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms029	false	-835419310668135351	1	54	3	248	1298	300	به انواع فرشها بياراسته و خدام ان جدا-گانه باشد و مردم بسيار ان جا روند و نماز كنند و تقرب جويند به خداي تبارك و تعالي بدان كه ان جا توبه- داود عليه السلام قبول افتاده همه خلق اميد دارند و از معصيت باز-گردند و گويند داود عليه السلام پاي از عتبه در	29	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms027	true	-860605838292792691	251	301	1213	1453	1453	301	ب--انواع فرشها بياراسته و خدام ان جدا گانه باشد و مردم بسيار ان-جا روند و نماز كنند و تقرب جويند ب--خداي تبارك و تعالي بدان-كه ان-جا توبها داود عليه السلام قبول افتاده همه خلق اميد دارند و از معصيت باز گردند و گويند داود عليه السلام پاي از عتبه در-	27	-5058264680022117261	237	430.5	190	248	95.56451416015625	43	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms029	false	-835419310668135351	54	299	248	1296	1298	300	اندرون نهاده بود كه و-حي امد به بشارت كه ايزد سبحانه و تعالي توبه- او پذيرفت او همان جا مقام كرد و به طاعت مشغول شد و من كه ناصرم در ان مقام نماز كردم و از خداي سبحانه و تعالي توفيق طاعت و تبرا از معصيت طلبيدم خداي سبحانه و تعالي همه بندگان را توفيق انچه رضاي او در ان است روزي كن-اد و از معصيت توبه دهاد به حق محمد و اله --طاهرين و--بر ديوار شرقي چون به گوشه--- رسد كه جنوبي است و قبله بر ضلع جنوبي است و پيش ديوار شمالي مسجدي است سرداب كه به درجه هاي بسيار فرو بايد شدن و ان بيست گز در پانزده باشد و سقف سنگين بر ستون هاي رخام و مهد عيسي ان جا نهاده است و ان مهد سنگين است و بزرگ چنان كه مردم در ان جا نماز كنند و من در ان جا نماز كردم و ان را در زمين سخت كرده-اند چنان كه نجنبيد و ان مهدي است كه عيسي به طفوليت در ان جا بود و با مردم سخن ميگفت و مهد در اين مسجد به جاي محراب نهادهاند و محراب مريم عليها السلام در اين مسجد است بر جانب مشرق و محرابي ديگر از ان زكريا عليه السلام در اين جاست و ايات قران كه در حق زكريا و مريم امده است نيز-- بر ان محرابها نوشتهاند و گويند مولد عيسي عليه السلام در اين مس------------------------------------------------جد بوده سنگي از اين ستونها نشان دو انگشت دارد كه گويي كسي	29	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms028	true	8891101430380410097	0	225	0	1066	1423	301	اندرون نهاده بود كه و حي امد ب--بشارت كه ايزد سبحانه و تعالي توبها او پذيرفت او همان-جا مقام كرد و بط--اعت مشغول شد و من كه ناصرم در ان مقام نماز كردم و از خداي سبحانه و تعالي توفيق طاعت و تبرا از معصيت طلبيدم خداي سبحانه و تعالي همه بندگان-را توفيق انچه رضاي او در ان--ست روزي كنباد و از معصيت توبه دهاد ب--حق محمد و اله الطاهرير و4 بر ديوار شرقي چون ب--گوشه اي رسد كه جنوبي است و قبله بر ضلع جنوبيست5- و پيش ديوار شمالي مسجدي--ست سرداب كه ب--درج--هاي بسيار فرو بايد شدن و ان بيست گز در پانزده باشد و سقف سنگين بر ستو--هاي رخام و مهد عيسي ان-جا نهاده است و ان مهد سنگين است و بزرگ چنان-كه مردم در ان-جا نماز كنند و من در ان-جا نماز كردم و ان-را در زمين سخت كرده اند چنان-كه نجن-يد و ان مهدي--ست كه عدسي ب--طفوليت در ان-جا بود و-با مردم سخن ميگفت و مهد در اين مسجد ب--جاي محراب نهادهاند و محراب مريم عليها السلام در اين مسجد-است بر جانب مشرق و محرا-ي ديگر از ان زكريا عليه السلام در اين-جاست و ايات قران كه در حق زكريا و مريم امده است نيز10 بر ان محرابها نوشتهاند و گويند مولد عيسي عليه السلام در--ين image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0072png مسجد بوده سنگي از--ين ستوبها نشان دو انگشت دارد كه گوءي كسي	28	-5058264680022117261	995	1767.5	777	1109	89.72046661376953	184	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms030	false	-5734183351085441215	1	85	3	368	1342	300	انگشت ان را گرفته است گويند به وقت وضع حمل مريم ان دو ستون را به دو انگشت گرفته بود و اين مسجد معروف است به مهد عيسي عليه السلام و قنديل هاي بسيار برنجين و نقره گين اويخته چنان كه همه شبها سوزد و چون از در اين مسجد بگذري هم بر ديوار شرقي چون به گوشه مسجد بزرگ رسند مسجدي ديگر است عظيم نيكو دو-باره بزرگ تر از مسجد مهد عيسي و ان را مسجد الاقصي گويند و ان ا-ست كه خداي	30	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms028	true	8891101430380410097	226	298	1070	1416	1423	301	انگشت ان-را گرفته است گويند ب--وقت وضع حمل مريم ان--- ستون-را ب--دو انگشت گرفته بود و اين مسجد معروف--ست ب--مهد عيسي عليه السلام و قنديل-هاي بسيار برنجين و نقر--گين اويخته چنان-كه همه شبها سوزد و چون از در اين مسجد بگذري هم بر ديوار شرقي چون ب--گوشه مسجد بزرگ رسند مسجدي ديگر است عظيم نيكو دو باره بزرگ-تر از مسجد مهد عيسي و ان-را مسجد الاقصي گويند و ان انست كه خداي	28	-5058264680022117261	344	609.0	273	367	93.73297119140625	58	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms030	false	-5734183351085441215	86	300	374	1342	1342	300	مصطفي را صلي الله عليه و سلم شب معراج از مكه ان جا اورد و از ان جا به اسمان شد چنان كه در قران ان را ياد كرده است سبحان الذي اسري بعبده ليلا من المسجد-الحرام الي المسجد-الاقصي الايه و ان جا را عمارتي به تكلف كردهاند و فرش هاي پاكيزه افكنده و خادمان جداگانه ايستاده هميشه خدمت ان را كنند و چون به ديوار جنوبي باز-گردي از ان گوشه مقدار دويست گز پوشش نيست و ساحت است و پوشش مسجد بزرگ كه مقصوره د راوست بر ديوار جنوبي است و غربي اين پوشش را چهارص-د و بيست ارش طول است در صد-و پنجاه ارش عرض-- و-دويست و هشتاد ستون رخامي است و-بر سر- اسطوانهها طاقي از سنگ درزده و همه-------------------------------------------------------------------------------- ميان دو ستون شش گز است همه فرش رخام ملون انداخته و درزها را به ارزير گرفته و مقصوره بر وسط ديوار جنوبي است بسيار بزرگ چنان كه----------------------------------------------- شانزده ستون در ان جاست و قبه اي نيز عظيم بزرگ منقش به مينا چنان كه صفت كرده امد و در ان جا حصيرهايي مغربي انداخته و قنديلها و مسرجها جدا-جدا به سلسلهها اويخته است و محرابي بزرگ ساختهاند همه منقش به مينا و دو جانب محراب دو عمود رخام است به رنگ عقيق سرخ و تمامت ازاره- مقصوره رخام هاي ملون و بر-	30	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms029	true	-5665803638027950973	0	216	0	1068	1418	301	مصطفي-را صلي الله عليه و سلم شب معراج از مگه ان-جا اورد و از ان-جا ب--اسمان شد چنان-كه در قران ان-را ياد كرده است سبحان الذي اسري بعبده ليلا من المسجد الحرام الي المسجد الاقصي الاية وانجا---را عماردي ب--تكلف كردهاند و فرش-هاي پاكيزه افكنده و خادمان جداگانه ايستاده هميشه خدمت ان-را كنند و چون ب--ديوار جنوبي باز گردي از ان گوشه مقدار دويست گر پوشش نيست و ساحت است و پوشش مسجد بزرگ كه مقصوره در--وست بر ديوار جنوبي است و غربي اين پوشش را چهار صد و بيست ارش طول--ست در صد و پنجاه ارش عرض77 و دويست و هشتاد ستون رخامي است و بر سر8 اسطوان-ها طاقي از سنگ درزده و همه سر و تن ستونها منقش است و درزهارا بارزير گرفته چنانكه از ان محكمتر نتواند بود و ميان دو ستون شش گز است همه فزش رخام ملون انداخته و درزها را ب--ارزير گرفته و مقصوره بر وسط ديوار جنوبي است بسيار بزرگ چنانكه image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0073png شانزده ستون در ان-جاست و قبه اي نيز عظيم بزرگ منقش م---ينا چنان-كه صفت كرده امد و در ان-جا حصيرها-ي مغربي انداخته و قنديلها و مسرجها جدا جدا ب--سلسل-ها اويخته است و محرابي بزرگ ساختهاند همه منقش بمب--نا و دو جانب محراب دو عمود رخام--ست ب--رنگ عقيق سرخ و تمامت ازارها مقصوره رخامه-اي ملون و بر	29	-5058264680022117261	910	1587.0	723	1108	82.12996673583984	161	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms031	false	-6842584025670413521	0	89	0	354	1270	300	دست راست محراب معاويه است و بر دست چپ محراب عمر است رضي الله عنه و سقف اين مسجد به چوب پوشيده است منقش و متكلف و بر----- ديوار- مقصوره كه با جانب ساحت است پانزده درگاه است د -رهاي به تكلف بر ان جا نهاده هر يك ده گز علو در شش گز عرض ده از ان جمله بر ان ديوار كه چهارص-د و بيست گز است و پنج بر انكه صد و پنجاه گز است و از جمله -ان درها يكي برنجي- بيش از حدبه تكلف و	31	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms029	true	-5665803638027950973	216	301	1068	1418	1418	301	دست راست محراب معاويه است و بر دست چپ ح-راب عمر--ست رضي الله عنه و سقف اين مسجد ب--چوب پوشيده است منقش و متكلف و-بر در و ديوار5 مقصوره كه با جانب ساحت--ست پانزده درگاه است و درهاي بت--كلف بر ان-جا نهاده هر يك ده گز علو در شش گز عرض ده از انج-مله بر ان ديوار كه چهار صد و بيست گز است و پنج بر انكه صد و پنجاه گز است و از حملها ان درها يكي برنجي7 بيش از حد- بتكلف و-	29	-5058264680022117261	331	584.0	252	364	90.93406677246094	66	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms031	false	-6842584025670413521	89	299	354	1267	1270	300	نيكويي ساخته-اند چنان كه گويي زرين است به سيم سوخته نقش كرده و نام مامون خليفه بر ان جاست گويند مامون از بغداد فرستاده است و چون همه درها باز كنند اندرون مسجد چنان روشن شود كه گويي ساحت بي سقف است اما وقتي كه باد و باران باشد و درها باز نكنند روشني از روزنها باشد و بر چهار جانب اين پوشش از ان--- شهري از شهرهاي شام و عراق صندوق هاست و مجاوران نشسته چنان كه اندر مسجد حرام است به مكه شرفها-الله تعالي و از-بيرون پوشش بر ديوار بزرگ كه ذكر رفت رواقي است به چهل و دو طاق و همه ستون هاش از رخام ملون و اين رواق با رواق------------------------------------------------ مغربي پيوسته---- و در اندرون پوشش حوضي در زمين است كه چون سر نهاده باشد --زمين مستوري باشد جهت اب تا چون باران ايد در ان جا رود و بر ديوار چنوبي دري است و ان جا متوضاست و اب كه اگر كسي مجتاج وضو -شود در ان جا رود وت-جديد وضو كند چه اگر از مسجد بيرون شود به نماز نرسد و نماز فوت شود از بزرگي مسجد و همه پشت بامها به ارزير- اندوده باشد و در زمين مسجد حوضها و ابگيرها بسيار است در زمين بريده چه مسجد به يك بار بر سر	31	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms030	true	-6571634417498340173	0	201	0	950	1412	301	نيكوءي ساخته اند چنان-كه گويي زرين است ب--سيم سوخته نقش كرده و نام مامون خليفه بر ان-جاست گويند مامون از بغداد فرستاده است و چون همه درها باز كنند اندرون مسجد چنان روشن شود كه گوءي ساحت بي سقف است اما وقتي كه باد و باران باشد و درها باز نكنند روشني از روزنها باشد و بر چهار جانب اين پوشش از ان هر شهري از شهرهاي شام و عراق صندوق-هاست و مجاوران نشسته چنان-كه اندر مسحد حرام--ست ب--مكه شرفها الله تعالي و از بيرون پوشش بر ديوار بزرگ كه ذكر رفت رواقيست11 بچهد-- و دو طاق و همه ستون-هاش از رخام ملون و اين رواق با رواق image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0074png مغربي پيوسته است و در اندرون پوشش حوضي در زمين است كه چون سر بهاده باشد بازمين مستو-ي باشد جهت اب تا چون باران ايد در ان-جا رود ر بر ديوار جنوبي دري است و ان-جا متوضاست و اب كه اگر كسي محتاج وضوي شود در ان-جا رود و مجديد وضو كند چه اگر از مسجد بيرون شود ب---ماز برسد و بماز فوت شود از بزرگي مسجد و همه پشت بامها ب--ارزير3 اندوده باشد و در زمين مسجد حوضها و ابگيرها بسيار است در زمين بريده چه مسجد بيك---بار بر-سر	30	-5058264680022117261	867	1569.0	676	976	88.83197021484375	166	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms032	false	-4501864492783028170	1	98	4	393	1272	300	چنان كه هر چند باران ببارد هيچ -----------------------------------------------------------------------------------------اب بدان فرود ايد و و حوض هاي سنگين د رزير ناودانها نهاده سوراخي در زير ان كه اب از ان سوراخ به مجري رود و به حوض رسد ملوث ناشده و اسيب به وي نرسيده و در سه فرسنگي شهر ابگيري ديدم عظيم كه ابها كه از كوه فرود ايد در ان جا جمع شود و ان را راه ساختند- كه به جامع شهر رود و در همه شهر فراخي اب در جامع باشد اما در همه سراها حوض هاي اب باشد از اب باران كه ان جا جز	32	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms030	true	-6571634417498340173	202	301	956	1412	1412	301	چنان-كه هر چند باران ببارد هيچ اب بيرون رود و تلف نشود همه در ابگيرها رود و مردم برميدارند و ناودانها از ارزير ساخته كه اب بدان فرود ايد وحوض----هاي سنگين در زير ناودانها نهاده سوراخي در زير ان كه اب از-ان سوراخ ب--مجري رود و ب--حوض رسد ملوث ناشده و اسيب ب--وي نرسيده و-در سه فرسنگي شهر ابگيري ديدم عظيم كه ابها كه از كوه فرود ايد در ان-جا جمع شود وان--را راه ساختند8 كه بج--امع شهر رود و در-همه شهر فراخي اب درج-امع باشد اما در همه سراها حوض-هاي اب باشد از اب باران كه ان-جا جز-	30	-5058264680022117261	358	630.0	280	479	74.7390365600586	63	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms032	false	-4501864492783028170	98	300	393	1272	1272	300	باران نيست و هر-كس اب بام خود گيرد و گرمابه هاو هر چه باشد همه ا---ب باران باشد و اين حوضها كه در جامع است هرگز محتاج عمارت نباشد كه سنگ خاره است و اگر شقي يا سوراخي بوده باشد چنان محكم كرده-اند كه هر-گز خراب نشود و چنين گفتهاند كه اين را سليمان عليه السلام كرده است و سر حوضها چنان است كه چون تنوري و سر-چاهي سنگين است بر س- هر حوضي تا هيچ چيز در ان نيفتد و---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- اب ميدود چنان كه هوا صافي شود و اثر نماند- هنوز قطرات باران همي چكد گفتم -كه شهر بيت المقدس بر سر كوهي است و زمين هموار نيست اما مسجد را زمين هموار و مستوي است و از بيرون مسجد به نسبت مواضع هر كجا نشيب است ديوار مسجد بلند تر است از ان كه پي بر زمين نشيب نهادهاند و هر-كجا فراز است ديوار كوتاه تر است پس بدان موضع كه شهر و محلها د رنشيب است مسجد را در-هاست كه همچنان كه نقب باشد بريدهان-د و به ساحت مسجد بيرون اورده و از ان درها يكي را باب النبي عليه الصلوة و السلام گويند و اين در از جانب قبله يعني جنوب است و اين را چنان ساخته-اند كه-	32	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms031	true	4344061234667695215	1	222	3	1011	1336	301	باران نيست و هر كس اب بام خود گيرد و گرمابه-ا و هر-چه باشد همه از اب باران باشد و-اين حوضها كه در جامع است هرگز محتاج عمارت نباشد كه سنگ خاره است و اگر شقي يا سوراخي بوده باشد چنان محكم كرده اند كه هر گز خراب نشود و چنين گفتند-- كه اين را سل-مان عليه السلام كرده است و سر حوضها چنانست-- كه چون تنوري و سر چاهي سنگين است بر سر هر حوضي تا هيچ چيز در ان نيفتد و اب ان شهر از همه ابها خوشتر است و پاكير و اگر اندك باراني ببارد تا دوسه روز از ناودانها image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0075png اب ميدود چنان-كه هوا صافي شود و اثر نماند1 هنوز قطرات باران همي-چكد گفتم 3كه شهر بيت المقدس بر سر كوهيست4- و زمين هموار نيست اما مسجد را زمين هموار و مستوي است و از بيرون مسجد ب--نسبت مواضع هر كجا نشيب است ديوار مسجد بلند-تر است از ان-كه بي برز-مين نشيب نهادهاند و هر كجا فراز است ديوار كوتاه تر--ست پس بدان موضع كه شهر و محلها در نشيب است مسجد را در هاست كه همچنان-كه نقب باشد بريده اند و ب--ساحت مسجد بيرون اورده و از ان درها يكي را باب الن-ي عليه الصلوة و السلام گويند و اين در از جانب قبله يعني جنوب است و اين را چنان ساخته اند كه	31	-5058264680022117261	842	1535.0	656	1030	81.74757385253906	173	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms033	false	-7459958972356384122	0	80	0	328	1259	300	ده گز پهنا دارد و ارتفاع به نسبت درجات جايي پنج گز علو دارد يعني سقف اين ممر در جاها- بيست گز علو است و بر پشت ان پوشش مسجد است و ان ممر چنان محكم است كه بنايي بدان عظمي بر پشت ان ساخته-اند و در او هيچ اثر نكرده و در ان جا سنگها به كار برده-اند كه عقل قبول نكند كه قوت بشري بدان رسد كه ان سنگ را نقل و تحويل كند و ميگويند ان عمارت	33	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms031	true	4344061234667695215	222	301	1011	1336	1336	301	ده گز پهنا دارد و ارتفاع ب--نسبت درجات جايي پنج گز علو دارد يعني سقف اين ممر در جاها8 بيست گز علو است و بر پشت ان پوشش مسجد است و ان ممر چنان محكم است كه بناءي بدان عظمي بر يشت ان ساخته اند و در او هيچ اثر نكرده و در ان-جا سنكها ب--كار يرده اند كه عقل قبول نكند كه قوت بشري بدان رسد كه ان سنگ را نقل و بحويل كند و ميگويند ان عمارت-	31	-5058264680022117261	317	593.0	241	331	95.77039337158203	69	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms033	false	-7459958972356384122	80	299	328	1257	1259	300	سليمان بن داود عليه السلام كرده است و پيغمبر ما عليه الصلوات و السلام در شب معراج از ان رهگذر در مسجد امد و اين باب بر جانب راه مكه است و به نزديك در بر ديوار به اندازه سپ-ري بزرگ بر سنگ نقشي است گويند كه حمزه بن عبد-المطلب عم رسول عليه السلام ان جا نشسته است سپري بر دوش بسته پشت بر ان ديوار نهاده و-- ان نقش سپر اوست و بر اين در مسجد كه اين ممر ساخته-اند دري به د و مصراع بر ان جا نشانده ديوار مسجد از بي------------------------------------------------رون قريب پنجاه گز ارتفاع دارد و غرض از ساختن اين در ان بوده است تا مردم از ان محله را كه اين ضلع مسجد با ان جاست به محله د-يگر نبايد شد چون در-خواهند رفت و -بر در مسجد از-دست راست سنگي در ديوار است بالاي ان پانزده ارش و چهار ارش عرض همچنين دراين مسجد از اين بزرگ تر هيچ سنگي نيست اما سنگ هاي چهار گز و پنج گز بسيار است كه بر ديوار نهاده-اند از زمين به سي و چهل گز بلندي و د ر پهناي مسجد دري است مشرقي كه ان را باب العين گويند كه چون از اين در بيرون روند و به نشيبي فرو روند ان جا چشمه- سلوان است و دري ديگر است همچنين در زمين برده كه	33	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms032	true	2261931821695473113	0	207	0	954	1394	301	سليمان بن داود عليه السلام كرده است و پيغمبر ما عليه الصلوات و السلام در شب معراج از ان رهگدر در مسجد امد و اين باب بر جانب راه مگه است و ب--نزديك در بر ديوار ب--اندازها سيري بزرگ بر سنگ نقشي است گويند كه حمزة بن عبد المطلب عم رسول عليه السلام انج-ا نشسته است سيري بر-دوش بسته يشت بر ان ديوار -هادد و11 ان نقش س-ر اوست و-بر--ين در مسجد كه اين ممر ساخته اند دري بد---و مصراع بر انج-ا نشانده ديوار مسجد از image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0076png بيرون قريب پنجاه گز ارتفاع دارد و غرض از ساختن اين در ان بوده است تا مردم--- ان محله را كه اين ضلع مسجد با ان-جاست ب--محلها ديگر نبايد شد چون در خواهند رفت و2 بر در مسجد از دست راست سنگي در ديوار است بالاي ان پانزده ارش و چهار ارش عرض همچنين در-ين مسجد از اين بزرگ--ر هيچ سنگي نيست اما سنگ-هاي چهار گز و پنج گز بسيار است كه بر ديوار نهاده اند از زمين ب--سي و چهل گز بلندي و د-ر پهناي مسجد دري--ست مشرقي كه ان-را باب العين گويند كه چون از اين در بيرون روند و ب--نشيبي فرو روند ان-جا چشمها سلوان است و دري ديگر است همچنين در زمين برده كه	32	-5058264680022117261	878	1571.0	682	988	88.86639404296875	172	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms034	false	8758827794137583582	1	98	3	446	1302	300	باب الحطة گويند و چنين گويند كه اين در ان است كه خداي عز-وجل بني اسراييل را بدين در فرمود در رفتن به مسجد قوله تعالي ادخلو--الباب سجدا و قولوا حطة نغفرلكم خطاياكم و سنزيد المحسنين و دري ديگر است و ان را باب السكينه گويند و در دهليز ان مسجدي است با محراب هاي بسيار و در اولش بسته است كه كسي در نتوان شد گويند تابوت سكينه كه ايزد تبارك و تعالي در قران ياد كرده است ان جا نهاده است كه فرشتگان برگ-رفتندي و جمله دره-اي بيت المقدس زير و بالاي نه در است	34	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms032	true	2261931821695473113	208	301	959	1394	1394	301	باب الحطة گويند و چنين گويند كه اين در انست-- كه خداي عز وجل بني اسراءيل را بدين در فرمود در رفتن ب--مسجد قوله تعالي ادخلوا الباب سجدا و-قولوا حطة نغفرلكم خطاياكم و-سنزيد المحسنين و دري ديگر است و ان-را باب السكينه كويند و در دهليز ان مسجدي--ست با محرابه-اي بسيار و در اولش بسته است كه كي- در نتوان شد گويند تابوت سكينه كه ايزد تبارك و تعالي در قران ياد كرده است ان-جا نهاده است كه فرشتگان بر ݣرفتندي و حمله در هاي بيت المقدس زير و بالاي نه در است-	32	-5058264680022117261	421	776.0	333	448	93.97321319580078	77	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms034	false	8758827794137583582	98	300	446	1302	1302	300	كه صفت كرده ام صفت دكان كه ميان ساحت جامع است و سنگ صخره كه پيش از ظهور اسلام ان قبله بوده است بر ميان ان دكاني نهاده است و ان دكان-- از بهر ان كردهاند كه صخره بلند بوده است و نتوانسته كه ان را به پوشش در-اورند اين دكان اساس نهاده-اند سيصد و سي ارش در سيصد ارش ارتفاع ان دوازده گز------------------------------------------------ صحن ان هموار-- نيكو به سنگ رخام و ديوار هاش همچنين درزهاي ان به ارزير گرفته و چهار-سوي ان به تخته سنگ هاي ر-خام همچون حظيره كرده و اين دكان چنان است كه جز بدان راهها كه به جهت ان ساختهاند به هيچ جاي ديگر بر ان جا نتوان شد و چون بر دكان روند بر بام مسجد مشرف باشند و حوضي در ميان اين دكان در زير زمين ساخته-اند كه همه بارانها كه بر ان جا به مجرا-------ها در اين حوض رود و اب اين حوض از همه ابها كه در اين مسجد است پاكيزه --------تر است و چهار قبه در اين دكان است- از همه بزرگ تر قبه ص-خره است كه ان قبله بوده است صفت قبه- صخره بناي مسجد چنان نهاده است كه دكان به ميان ساحت امده و قبه- صخره به ميان دكان و-	34	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms033	true	-1610560681774831706	0	195	0	905	1404	301	كه صفت كرده ام صفت دكان كه ميان ساحت جامعس--ت و سنگ صخره كه پيش از ظهور اسلام ان قبله بوده است برمي-ان ان دكاني نهاده است و ان دكان11 از بهر ان كردهاند كه صخره بلند بوده است و نتوانسته كه ان-را ب--پوشش در اورند اين دكان اساس نهاده اند سيصد و سي ارش در سيصد ارش ارتفاع ان دوازده گز image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0077png صحن ان هموار و نيكو ب--سنگ رخام و ديوار-هاش همچنين درزهاي ان ب--ارزير گرفته و چهار سوي ان ب--تخته سنگ-هاي و خام همچون حظيره كرده و اين دكان چنان است كه جز بدان راهها كه ب--جهت ان ساختهاند ب--هيچ جاي ديگر بر ان-جا نتوان شد و چون بر دكان روند بر-بام مسجد مشرف باشند و حوضي درمي-ان اين دكان در زير زمين ساخته اند كه همه بارانها كه بر ان-جا بارد اب بمجرايها در اين حوض رود و اب اين حوض از همه ابها كه در اين مسجد است پاكيزه تر و خوشتر است و چهار قبه در اين دكان--ست8 از همه بزرگ-تر قبها صخره است كه ان قبله بوده است صفت قتها صخره بناي مسجد چنان نهاده است كه دكان ب--ميان ساحت امده و قبها صخره بمي-يان دكان و	33	-5058264680022117261	811	1447.0	631	933	86.92390441894531	160	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms035	false	-3116041876057959797	0	119	0	514	1290	300	صخره به ميان قبه و اين خانه اي است مثمن راست چنان كه هر ضلعي از اين هشتگانه سي و سه ارش است و چها---ر بر چهار جانب ان نهاده يعني مشرقي و مغربي و شمالي و جنوبي و ميان هر دو در ضلعي است و همه ديوار به سنگ-- تراشيده كردها-ند مقدار بيست ارش و صخره را به مقدار صد گز دور باشد و نه شكلي راست دارد يعني مربع يا مدور بل سنگي نامناسب اندام است چنان كه سنگ هاي كگوهي و به چهار جانب صخهر چهار ستون بنا كردها-ند مربع به بالاي ديوار خانه- مذكور و ميا ن هر دوس-تون از چهارگ-انه جفتي اسطوانه- رخام قايم كرده همه به بالاي ان ستون ها و بر سر	35	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms033	true	-1610560681774831706	195	301	905	1404	1404	301	صخره بم--يان قبه و اين خانه اي--ست مثمن راست چنان-كه هر ضلعي از اين هشتگانه سي و سه ارش است و چهار در بر چهارج-انب ان نهاده يعني مشرقي و مغرلي و شمالي و-جنوبي و-ميان هر دو در ضلعيس--ت و همه ديوار ب--سنگ10 تراشيده كرده اند مقدار بيست-ارش و صخره-را بمق--دار صد گز دور باشد و نه شكلي راست دارد يعني مربع يا مدور بل سنگي نامناسب اندام است چنان-كه سنگ-هاي ك-وهي11 و بچهار جانب صخره چهار ستون بنا كرده اند مربع ببا--لاي ديوار خانها مذكور و ميا-ن هر دو ستون از چهار گانه جفتي اسطوانها رخام قايم كرده همه ببا--لاي ان ستون-ها و بر سر-	33	-5058264680022117261	467	812.0	368	525	88.95237731933594	75	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms035	false	-3116041876057959797	119	300	514	1290	1290	300	ان دوازده ستون-- اسطوانه بنياد گنبدي است كه صخره در زير ان است و دور صد وب-يست ارش باشد و ميان ديوار خ------------------------------------------------انه و اين ستونها و اسطوانه ها يعني انچه مربع است و بنا كرده-اند ستون ميگويم- و انچه تراشيده و از يك پاره سنگ ساخته مدور ان را اسطوانه ميگويم اكنون ميان اين ستونها و ديوار خانه شش ستون ديگر بنا كرده است از سنگ هاي مهندم و ميان هر دو ستون سه عمود رخام ملون به قسمت راست نهاده چنان كه در صف اول ميان دو ستون دو عمود بود اين جا ميان دو ستون سه عمود است و سر ستونها را به چهار شاخ كرده كه هر شاخي پايه- طاقي است و بر سر- عمودي دو شاخ چنان كه بر سر عمودي پايه- دو طاق و بر سر ستوني پايه چ--ار طاق افتاده است ان وقت اين گنبد عظيم بر سر اين دو-از-ده ستون كه به صخره نزديك است چنان است كه از فرسنگي بنگري ان قبه چون سر-كوهي پيدا باشد زيرا كه از بن گنبد تا سر گنبد سي ارش باشد وبر سر بيست گز ديوار-	35	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms034	true	-8318790905028657851	0	175	0	818	1353	301	ان دوازده ستون و اسطوانه بنياد كنبديست12 كه صخره در زير انس--ت و دور صد و بيست ارش باشد و ميان ديوار image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0078png خانه و اين ستونها و اسطوان--ها يعني انچه مربع است و بنا كرده اند ستون ميگويم1 و انچه تراشيده و از يك پاره سنگ ساخته مدور ان-را اسطوانه ميگويم اكنون ميان اين ستونها و ديوار خانه شش ستون ديگر بنا كرده است از سنگ-هاي مهندم و ميان هر دو ستون سه عمود رخام ملون ب--قسمت راست نهاده چنان-كه در صف اول ميان دو ستون دو عمود بود اين-جا ميان دو ستون سه عمود است و سر ستونها را بچ--هار شاخ كرده كه هر شاخي پايها طاقي است و بر سر4 عمودي دو شاخ چنان-كه بر سر عمودي پايها دو طاق وبرسر --ستوني پايها چهار طاق افتاده است ان-وقت اين كنبد عظيم بر سر اين دو از ده ستون كه بص--خره نزديك است چنان--ست كه از فرسنگي بنگري ان قبه چون سر كوهي پيدا باشد زيرا كه از بن كنبد تا سر كنبد سي ارش باشد و برسر بيست گز ديوار	34	-5058264680022117261	733	1319.5	571	838	87.47016906738281	144	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms036	false	4329098182143934270	0	131	0	543	1275	300	و ستون نهاده است كه ان ديوار خانه است و خانه بر--كان نهاده است-كه ان دوازده گز ارتفاع دارد پس از زمين ساحت مسجد تا سر گنبد شصت و دو گز باشد و بام و سقف اين خانه به نجارت پوشيده سات و بر سر ستونها و عمودها و ديوار به صنعتي كه مثل ان كم افتد و صخره مقدار بالاي مردي از زمين برتر است و حظيره اي از رخام بر-گرد او كردهاند تا دست به وي نرسد ص--خره سنگي كبود رنگ است -و هر-گز كسي پاي بر ان ننهاده است و از ان سو كه قبله است يك جاي نشيبي دارد و چنان است كه گويي بر ان جا كسي-- رفته است و پايش بدان سنگ فرو رفته است چنان كه گويي گل نرم بوده كه نشان انگشتان پاي	36	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms034	true	-8318790905028657851	175	301	818	1353	1353	301	و ستون نهاده است كه ان ديوار خانه است و خانه بر دكان نهاده است كه ان دوازده گز ارتفاع دارد پس از زمين ساحت مسجد تا سر كنبد شصت و دو گز باشد و بام و سقف اين خانه ب--نجارت پوشيده است و بر سر ستونها و عمودها و ديوار ب--صنعت- كه مثل ان كم افتد وص-خره مقدار بالاي مردي از زمين برتر است و-حظيره-اي از رخام بر گرد او كردهاند تا كست ب--وي برسد و صخره سنگي كبود رنگ--ست او هر گز كسي پاي بر-ان ننهاده است و از ان سو كه قبله است يك جاي نشيبي دارد و چنان--ست كه گوءي بر ان-جا كسي 7 رفته است و پايش بدان سنگ فرو رفته است چنان-كه كوءي گل نرم بوده كه نشان انگشتان پاي-	34	-5058264680022117261	515	922.0	396	553	93.12838745117188	104	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms036	false	4329098182143934270	131	300	543	1275	1275	300	در ان چا بمانده است و هفت پي چنين برش است و چنان شنيدم كه ابراهيم عليه السلام ان جا بوده است و اسحق عليه السلام كودك بوده است بر ان جا رفته و ان نشان پاي اوست و در ان خانه ص-------------------------------------------------خره هميشه مردم باشند از مجاوران و عابدان و خانه به فرش هاي نيكو بياراست--ند از ابريشم و غيره و از ميان خانه بر سر صخره قنديلي نقره بر اويخته است به سلسله ق---------------------------------------------------------------------------------نديلها سلطان مصر ساخته است چنانچه حساب --گرفتم يك هزار من نقره الات در ان جا بود شمعي ديدم همان جا بس بزرگ چنان كه هفت ارش درازي او بود- سطبري سه شبر چون كافور زباجي- و به عنبر سرشته بود-- و گفتند هر سال سلطان مصر بسيار شمع بدان جا فرستد و يكي از انها اين بزرگ باشد و نام سلطان به زر بر ان نوشته و ان جايي است كه سوم خانه- خداي سبحانه و تعالي است چه ميان علماي دين معروف است كه هر نمازي كه در بيت المقدس گذارند به-	36	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms035	true	-985613743083222440	0	174	0	849	1486	302	در انج-ا بمانده است و هفت پي چنين برش است و چنان شنيدم كه ابراهيم عليه السلام ان-جا بوده است و اسحق عليه السلام كودك بوده است بر ان-جا رفته و ان نشان پاي اوست و در ان خانها image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0079png صخره هميشه مردم باشند از محاوران و عابدان و-خانه ب--فرش-هاي نيكو بياراستهاند از ابريشم و غيره و از ميان خانه بر سر صخره قنديلي نقره بر اويخته است ب--سلسلها نقرگين ودر اين خانه بسيار قناديل نقره است بر هر يكي نوشته كه وزن ان چند است وان قنديلها سلطان مصر ساخته است چنانچه حساب ميگرفتم يك-هزار من نقره الات در ان-جا بود شمعي ديدم همان-جا بس بزرگ چنان-كه هفت ارش درازي او بود9 سطبري سه شبر چون كافور زباجي1 و ب--عنبر سرشته بود11 و گفتند هر سال سلطان مصر بسيار شمع بد انجا فرستد و يكي از انها اين بزرگ باشد و نام سلطان ب--زر بر-ان نوشته و ان جاييست-- كه سوم خانها خداي س-حانه و تعالي است چه ميان علماي دين معروف--ست كه هر بمازي كه در بيت المقدس گذارند به	35	-5058264680022117261	697	1236.5	548	872	79.93119049072266	125	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms037	false	-245619030312182915	0	133	0	589	1292	300	بيست و پنج هزار نماز قبول افتد و انچه به مدينه- رسول عليه الصلوة و السلام كنند هر نمازي به پنجاه هزار نماز شمارند و انچه به مكه- معظمه شرفها-الله تعالي گذارند به صد هزار نماز قبول افتد خداي عزو--جل همه بندگان خود را توفيق دريافت ان روزي كناد گفتم-- كه بامها و پشت گنبد به ارزير---- اندوده-اند و به چهار جانب خانه --درهاي بزرگ برنهاده است د و مصراع از چوب ساج و ان درها پيوس-----ته باشد و بعد از اين خانه قبه اي است كه ان را قبه- سلسله گويند و ان ان است كه داود عليه السلام ان جا اويخته است كه غير------------------------------------------------ از خداوند حق را دست بدان نرسيدي و ظالم و غاصب را دست بدان نرسيدي و اين معني نزديك علما مشهور است و ان قبه بر سر	37	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms035	true	-985613743083222440	174	302	849	1486	1486	302	بيست و پنج هزار نماز قبول افتد و انچه ب--مدينها رسول عليه الصلوة و-السلام كنند هر تمازي به پنجاه هزار نماز شمارند و انچه ب--مكها مع-مه شرفها الله تعالي گذارند ب--صد هزار نماز قبول افتد خداي عز و جل همه بندگان خود-را توفيق دريافت ان روزي كناد گفتم19 كه بامها و پشت كنبدها بارزير2301 اندوده اند و ب--چهار جانب خانه21 درهاي بزرگ بر هاده است د-و مصراع از چوب ساج و ان درها پيوسته بسته باشد و-بعد از اين خانه قبه ايست-- كه ان-را قتها سلسله گويند و ان انست-- كه داو دعليه السلام ان-جا اويخته است كه غير image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0080png از خداوند1 حقرا دست بدان برسيدي و ظالم و غاصب را دست بدان نرسيدي و اين معني نزديك علما مشهور است و ان قبه بر سر-	35	-5058264680022117261	548	954.0	434	657	83.40943908691406	98	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms037	false	-245619030312182915	133	300	589	1292	1292	300	هشت عمود- رخام است و شش ستون سنگين و همه جوانب قبه گشاده است الا جانب قبله كه تا سر-بسته است و محرابي نيكو در ان جا ساخته و هم بر اين دكان قبه اي ديگر است بر چهار عمود رخام و ان را نيز جانب قبله بسته است محرابي نيكو بر ان ساخته ان را قبه- جبرييل گو------------يند و فرش در اين گنبد نيست بلكه زمينش خود سنگ است كه هموار كرده اند گويند شب معراج براق را ان جا اورده-اند تا پيغمبر عليه الصلوة و السلام گو--------------------------------------------------------------------------يند ميان اين قبه و قبه جبرييل بيست ارش باشد-- اين قبه نيز بر چهار ستون- رخام است و گويند شب معراج رسول عليه السلام و الصلوة- اول به قبه- صخره نماز كرد و دست بر صخره ن-------------------------------------------------------------------------------------------هاد تا باز به جاي خود شد و قرار گرفت و- هنوز ان نيمه معلق است و رسول صلي الله عليه و سلم از ان جا به ان قبه امد كه بدو منسوب است و بر براق نشست و تعظيم اين قبه-	37	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms036	true	9036465348071001351	0	189	0	864	1390	301	هشت عمود3 رخامس--ت و شش ستون سنگين و همه جوانب قبه كشاده است الا جانب قبله كه تا سر بسته است و محرابي نيكو در ان-جا ساخته و هم بر--ين دكان قبه اي ديگر است بر چهار عمود رخام3 وان-را نيز جانب قبله بسته است محرابي نيكو بر-ان ساخته ان-را قبها جبرءيل عليه السلام گويند و فرش در ابن كنبد نيست بلكه زم-نش خود سنگست-- كه هموار كرده-اند گويند شب معراج براق را ان-جا اورده اند تا پيغمبر عليه الصلوة و السلام ركوب كرد و از پس ان قبه اي ديگر است كه انرا قبها رسول عليه الصلوة والسلام گويند ميان ان -قبه وقبها جبرءيل بيست ارش باشد و اين قبه نيز برچ-هار ستون7 رخامس--ت و گويند شب معراج رسول عليه السلام و-الصلوة8 اول ب--قبها صخره نماز كرد و دست بر صخره نهاد و چون بيرون ميامد صخره از براي جلالت او برخاست ورسول عليه الصلوة و السلام دست بر صخره بهاد تا باز ب--جاي خود شد و قرار گرفت و9 هنوز ان نيمه معلق است و رسول صلي الله عليه و سلم از ان-جا ب--ان قبه امد كه بدو منسوبس--ت و بر براق نشست و تعظيم اين قته	36	-5058264680022117261	651	1140.0	506	891	73.06397247314453	115	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms038	false	5014902990075794634	0	117	0	491	1261	300	از ان است و در زير صخره غاري است بزرگ چنان كه هم--شه شمع در ان جا افروخته باشد و گويند چون صخره حركت برخاستن كرد زيرش خالي شد و چون قرار گرفت همچنان بماند------------------------------------------------ صفت در-جات راه دكان كه بر ساحت جامع است به شش موضع راه بر دكان است و هر-يكي را نامي است از جانب قبله دو راهي است كه به ان درجهها بر روند كه چون بر ميان جايي ضلع دكان بايستند يكي از ان درجاب بر دست راست باشد و ديگر- بر دست چپ ان را كه بر دست راست بود مقام النبي عليه السلام گويند وان را كه بر دست چپ بود مقام غوري و مقام النبي از ان گويند كه	38	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms036	true	9036465348071001351	189	299	864	1385	1390	301	از انس--ت و در زير صخره غاري--ست بزرگ چنانچه12 هميشه شمع در ان-جا افروخته باشد و گويند چون صخره حركت برخاستن كرد زيرش خالي شد و چون قرار گرفت همچنان بماند image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0081png صفت در جات راه دكان كه بر ساحت جامع--ست ب--شش موضع راه بر دكانس--ت و هر يكي-را نامي--ست از جانب قبله دو راهي--ست كه بان-- درج-ها بر روند كه چون بر ميان جا-ي ضلع دكان بايستند يكي از ان درجات بر دست راست باشد و ديگر3 بر دست چپ ان-را كه بر دست راست بود مقام الن-ي عليه السلام گويند و انرا كه بر دست چپ بود مقام غوري و مقام الن-ي از ان گويند كه	36	-5058264680022117261	454	799.0	351	544	83.45587921142578	87	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms038	false	5014902990075794634	118	300	494	1261	1261	300	معراج پيغمبر عليه الصلوة و السلام بر ان درجات بر دكان رفته است و از ان جا در قبه- صخره رفته و را ه حجاز نيز بر ان جانب است اكنون اين درجات راپهناي- بيست ارش باشد همه درجهها از سنگ تراشيده منهدم چنان كه هر درجه به يك پاره يا دوپ-اره سنگ است مربع بريده و چنان ترتيب ساخته كه اگر خواهند با ستور به ان جا بر توانند شد و بر سر درجات چهار ستون است از سنگ رخام سبز كه به زمرد شبيه است الا بر- ان كه بر اين رخامها نقطه بسيار است از هر رنگ و بالاي هر عمودي از اين ده ارش باشد و سطبري چندان كه در اغوش دو مرد گنجد و بر سر اين چهار عمود سه طاق زده است چنان كه يكي مقابل در- و دو بر دو جانب و پشت طاقها راست كرده و اين-- شرفه و كنگره بر-نهاده چنان كه مربعي مينمايد و اين عمودها و طاقها را همه به زر و مينا منقش كردهاند چنان كه از ان خوب تر نباشد و دارافزين دكان همه سنگ رخام سبز منقط است-	38	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms037	true	193395560059486503	0	159	0	742	1400	301	معراج پيغمبر عليه الصلوة و-السلام بر ان درجات بر دكان رفته است و از انجا--در قبها صخره رفته و را-ه حجاز --ز بر اتج-انب است اكنون اين درجاترا پهناي4 بيست ارش باشد همه درج-ها از سنگ تراشيده مهندم چنان-كه هر درجه بيكپ---اره يا دو پاره سنگ--ست مربع بريده و چنان ترتيب ساخته كه اگر خواهند با ستور بان---جا بر توانند شد و بر سر درجات چهار ستون است از سنگ رخام سبز به ب--زمرد شبيه است الا بر9 ان-كه بر--ين رخامها نقطه بسيار است از هر رنگ و بالاي هر عمودي از--ين ده ارش باشد و سطبري چندان-كه در اغوش دو-مرد گنجد و بر سر اين چهار عمود سه طاق زده است چنان-كه يكي مقابل در1 و دو بر دو جانب و-پشت طاقها راست كرده و اينرا شرفه و كنگره بر نهاده چنان-كه مربعي مي-مايد و-اين عمودها و طاقها-را همه بزر11 و مينا منقش كردهاند چنان-كه از ان خوب-تر نباشد و دارافزين دكان همه سنگ رخام سيز منقط است	37	-5058264680022117261	712	1251.0	557	776	91.75257873535156	124	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms039	false	5602437151381073183	0	146	0	621	1304	300	و چنان است كه گويي بر مرغزار گلها شكفته است و مقام غوري چنان است كه بر يك موضع سه درجه بسته است يكي محاذي دكان و دو بر جنب دكان چنان كه از سه جاي مردم بر روند و از اين جا نيز بر سه درجه همچ------------------------------------------------نان عمودها نهاده است و طاق بر سر ان زده و شرفه نهاده و درجات هم بدان ترتيب كه ان جا گفتم -از سنگ تراشيده هر درجه دو يا سه پاره سنگ طولاني و بر پيش ايوان نوشته به زر و كتابه- لطيف كه امر به الامير ليث الدولة نوشتكين غوري و گفتند اين ليث الدوله بنده- سلطان مصر بوده و اين راهها و درجات وي ساخته است و جانب مغربي دكان هم دو جايگاه درجهها بسته است و راه كرده همچنان به تكلف كه شرح ديگرها را گفتم و بر جانب مشرقي هم راهي است همچنان به تكلف	39	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms037	true	193395560059486503	159	301	742	1400	1400	301	و چنان است كه گو-ي بر مرغزار گلها شكفته است و مقام غوري چنان است كه بر يك موضع سه درجه بسته است يكي محاذي دكان و دو بر جنب دكان چنان-كه از سه جاي مردم بر روند و از اين-جا نيز بر سه درجه image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0082png همحنان عمودها نهاده است و طاق بر سر ان زده و شرفه بهاده و درجات هم بدان ترتيب كه ان-جا گفتم1 از سنگ تراشيده هر درجه دو پا سه پاره سنگ طولابي و بر پيش ايوان نوشته ب--زر و كتابها لطيف كه امر به الامير ليث الدولة نوشتكين غوري و گفتند اين ليث الدوله بندها سلطان مصر بوده و اين راهها و درجات وي ساخته است و جانب مغريي دكان هم دو جايگاه درج-ها بسته است و راه كرده همچنان بت--كلف كه شرح ديگرها را گفتم و بر جانب مشرقي هم راهي--ست همچنان ب--تكلف-	37	-5058264680022117261	598	1105.0	461	672	88.98809814453125	122	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms039	false	5602437151381073183	146	300	621	1304	1304	300	ساخته و عمودها زده و طاق ساخته و كنگره بر-نهاده ان را مقام شرقيي گويند و از جانب شمالي راهي است از همه عالي تر و بزرگ تر و همچنان عمودها و طاقها ساخته و ان را مقامي شامي گويند و تقدير كردم كه بدين شش راه كه ساختهاند صد-هزار دينار خرج شده باشد و بر ساحت مسجد نه بر دكان جايي است چندان كه مسجدي كوچك بر جانب شمالي كه ان را چون حظيره ساختهاند از سنگ تراشيده و ديوار او به بالاي مردي بيش باشد و ان را محراب داود گويند و نزديك حظيره سنگي است به بالاي مردي كه سر وي چنان است كه زيلوي كوچك تر از ان موضع افتد -سنگ ناهموار و گويند اين كرسي سليمان بوده است و گفتند كه سليمان عليه السلام بر ان جا نشستي بدان وقت كه عمارت مسجد همي كردند اين معني در جامع بيت المقدس ديده بودم و تصوير كرده و همان جا	39	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms038	true	8315800292365936081	0	138	0	662	1476	301	ساخته و-عمودها زده و طاق ساخته و كنگره بر نهاده ان-را مقام شرق-ي گويند و-از جانب شمالي راهي--ست از همه عاليت-ر و بزرگ-تر و-همچنان عمودها و طاقها ساخته و ان-را مقام- شامي گويند و تقدير كردم كه بدين شش راه كه ساختهاند صد هزار دينار خرج شده باشد و بر ساحت مسجد نه بر دكان جايي--ست چندان-كه مسجدي كوچك بر جانب شمالي كه ان-را چون حظيره ساختهاند از سنگ براشيده و ديوار او ب--بالاي مردي بيش باشد و انرا--محراب داود گوبند و نزديك حظيره سنگي--ست ب--بالاي مردي كه سر وي چنان است كه زيلوي كو چكتر از ان موضع افتد8 سنگ ناهموار و گويند اين كرسي سليمان بوده است و گفتند كه سليمان عليه السلام بر ان-جا نشستي بدان وقت كه عمارت مسجد همي كردند اين معني در جامع بيت المقدس ديده بودم و تصوير كرده و همانجا	38	-5058264680022117261	647	1181.5	514	686	94.31486511230469	115	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms040	false	-3506991533044141208	0	183	0	790	1297	300	بر روزنامه كه داشتم تعليق زده از نوادر به مسجد-- بيت المقدس درخت حور-- ديدم پ------------------------------------------------س از بيت المقدس زيارت- ابراهيم خليل الرحمن عليه الصلوة و السلام عزم كردم چهارشنبه غره- ذي القعده سنه ثمان و ثلثين و اربعماءه و از بيت المقدس تا ان جا كه ان مشهد است شش فرسنگ است و راه سوي جنوب ميرود و بر راه ديه هاي بسيار است و زرع و قاغ بسيار است و درختان بي اب از انگور و انجير و زيتون و سماق خودروي- نهايت ندارد به دو فرسنگي شهر چهار ديه است و ان جا چشمه اي است و باغ و بساتين بسيار و ان را فراديس گويند خوشي و موضع را- و به يك فرسنگي شهر بيت المقدس ترسايان را جايي است كه ان را عظيم بزرگ ميدارند و هميشه قومي ان جا مجاور باشند و زايران بسيار رسند و ان را بيت اللحم گويند و ترسايا ن ان جا قربان كنند و از روم ان جا بسيار ايند و من انروز كه از شهر بيامدم شب ان جا بودم صفت خليل صلوات الله عليه اهل شام و بيت المقدس اين	40	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms038	true	8315800292365936081	138	301	662	1476	1476	301	بر روزنامه كه داشتم تعليق زده از نوادر ب---مجد10 بيت المقدس درخت حور11 ديدم image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0083png يس از بيت المقدس زيارت1 ابراهيم خليل الرحمن عليه الصلوة و-السلام عزم كردم چهارشنبه غرها ذي القعده سنه ثمان و ثلثين و اربعمايه و-از بيت المقدس تا ان-جا كه ان مشهد است شش فرسنگ است و راه سوي جنوب ميرود و بر-راه دي--هاي بسيار است و زرع و باغ بسيار است و درختان بي اب از انگور و انجير و زيتون و-سماق خودروي5 نهايت ندارد ب--دو فرسنگي شهر چهار ديه است و ان-جا چشمه ايس--ت و باغ و بساتين بسيار و ات-را فراديس گويند خوشي-- موضع را7 و ب--يك فرسنگي شهر بيت المقدس برسايان-را جايي--ست كه ان-را عظيم بزرگ ميدارند و هميشه قومي ان-جا مجاور باشند و زايران بسيار رسند و ان-را بيت اللحم گويند و ترسايا-ن ان-جا قربان كنند و از روم ان-جا بسيار ايند و من انروز كه از شهر بيامدم شب ان-جا بودم صفت خليل صلوات الله علية اهل شام و-بيت المقدس اين-	38	-5058264680022117261	750	1328.0	591	846	88.65248107910156	127	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms040	false	-3506991533044141208	183	299	790	1296	1297	300	مشهد را خليل گويند و نام ديه نگويند نام ان ديه مطلون است و بر اين مشهد وقف است با بسيار ديه هاي ديگر و دبين ديه چشمه اي است كه از سنگ بيرون ميايد ابكي اندك و راهي دور جوي بريده و ان را نزديك ديه بيرون اورده و از بيرون ديه حوضي ساخته-اند سر-پوشيده ان اب را در ان حوض همي گيرند-- تا تلف نشود تا مردم ديه و زايران را كفاف باشد مشهد بر كنار ديه است از سوي جنوب و ان جا جنوب مشرقي باشد م---------------------------------------------------شهد چهار ديواري است از سنگ تراشيده ساخته و بالاي ان هشتاد ارش در پهناي چهل ارش ارتفاع- ديوار بيست ارش سر ديوار دو ارش ثخانت دارد	40	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms039	true	972066402444759817	0	108	0	544	1450	301	مشهد-را خليل گويند و نام ديه نگويند نام ان ديه مطلون است و بر--ين مشهد و قف-ست با بسيار ديهاي12 ديگر وبد-ين ديه چشمه اي--ست كه از سنگ بيرون ميايد ابگي اندك و راهي دور جوي بريده و ان-را نزديك ديه بيرون اورده و از بيرون ديه حوضي ساخته اند سر پوشيده ان اب-را در ان حوض همي-گيرند16 تا تلف نشود تا مردم ديه و زايران-را كفاف باشدم-شهد بر-كنار ديه--ست از سوي جنوب و ان-جا جنوب مشرقي باشد image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0084png 47 مشهد چهار ديواري--ست از سنگ تراشيده ساخته و بالاي ان هشتاد ارش در پهناي چهل ارش ارتفاع1 ديوار بيست ارش سر ديوار دو ارش ثخانت دارد	39	-5058264680022117261	477	840.0	376	562	84.87544250488281	86	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms041	false	1313785019589267309	0	207	0	919	1326	300	محراب و مقصوره كرده است از پهناي اين عمارت و در مقصوره محراب هاي نيكو ساخته اند و دو گور در مقصوره نهاده است چنان كه سرهاي ايشان از سوي قبله است و هر دو گور به سنگ هاي تراشيده به بالاي مردي بر-اورده-اند ان كه --دست راست است قبر اسحق بن ابراهيم است و ديگر از ان زن اوست عليه السلام ميان هر دو گور مقدار ده ارش باشد و در اين مشهد زمين و ديوار را به فرش هاي قيمتي و حصيرهاي مغربي اراسته چنان كه از ديبا نيكوتر بود و مصلي نمازي حصير ديدم ان جا كه گفتند امير الجيوش كه بنده- سلطان مصر است فرستاده است گف-ند ان مصلي در مصر به سي دينار زر مغربي خريده-اند كه اگر ان مقدار ديباي رومي بودي بدان بها نيرزيدي و مثل ان هيچ جايي نديدم چون از مقصوره بيرون روند به ميان- ساحت مض-د دو خانه است هر دو مقابل قبله انچه بر دست راست است اندر ان قبر ابراهيم خليل صلوات الله عليه است و ان خانه اي بزرگ است و در اندرون ان خانه اي ديگر است كه گرد او برنتواند گشت و چهار دريچه دارد كه زايران گرد خانه مينگرند- و از هر دريچه قبر را ميبينند و خانه را زمين و	41	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms039	true	972066402444759817	109	301	546	1450	1450	301	محراب و مقصوره كرده است از پهناي اين عمارت و در مقصوره محراب-هاي نيكو ساخته-اند و دو گور در مقصوره نهاده است چنان-كه سرهاي ايشان از سوي قبله است و هر دو گور ب--سنگ-هاي تراشيده ب--بالاي مردي بر اورده اند ان-كه بردست راست است قبر اسحق بن ابراهيم است و ديگر از ان زن اوست عليه السلام ميان هر دو گور مقدار ده ارش باشد و در اين مشهد زمين و ديوار-را ب--فرش-هاي قيمتي و حصيرهاي مغربي اراسته چنان-كه از ديبا نيكوتر بود و مصلي نمازي حصير ديدم ان-جا كه گفتند امير الجيوش كه بندها سلطان مصر است فرستاده است گفتند ان مصلي در مصر ب--سي دينار زر مغربي خريده اند كه اگر ان مقدار ديباي رومي بودي بدان بها نيرزيدي و مثل ان هيچ جاني نديدم چون از مقصوره بيرون روند ب--ميان1 ساحت مشهد دو خانه است هر دو مقابل قبله انچه بر-دست راست است اندر ان قبر ابراهيم خليل صلوات الله عليه است و ان خانه اي بزرگ--ست و در اندرون ان خانه اي ديگر است كه گرد او برنتواند گشت و چهار دريچه دارد كه زايران گرد خانه مينگرند8 و از هر دريچه قبرر ا-ميبينند وخ-انه را زمين و-	39	-5058264680022117261	889	1632.5	702	929	95.69429779052734	168	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms041	false	1313785019589267309	207	300	919	1326	1326	300	ديوار در فرش هاي ديبا گرفته است و گوري از سنگ بر-اورده به مقدار سه گز و قنديلها و چراغدانها نقره گين بسيار اويخته و ان خانه د-يگر كه بر دست چپ قبله است اندر ان گور ساره است كه زن ابراهيم عليه السلام بود------------------------------------------------ و ميان هر دو خانه رهگذري كه در هر دو خانه در ان رهگذر است چون دهليزي و ان جا نيز قناديل و مسرجه هاي بسيار اويخته و چون از اين هر دو خانه بگذرند دو گورخانه د-يگر است نزديك هم بر دست راست قبر يعقوب پيغمبر عليه-	41	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms040	true	3456723951520950453	0	90	0	447	1433	301	ديوار در فرش-هاي ديبا گرفته است و گوري از سنگ بر اورد---ه مقدار سه گر و-قنديلها و چراغدانها نقر--گين بسيار اويخته و ان خانها ديگر كه بر دست چپ قبده است اندر ان گور ساره است كه زن ابراهيم عليه السلام بود image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0085png و ميان هر دو خانه رهگذري كه در هر دو خانه در ان رهگذر است چون دهليزي و ان-جا نيز قناديل و مسرج--هاي بسيار اويخته و چون از--ين هر دو خانه بگذرند دو گورخانها ديگر است نزديك هم بر دست راست قبر يعقوب پيغمبر عليه	40	-5058264680022117261	389	714.5	306	459	84.74945831298828	74	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms042	false	555478593165879119	0	235	0	1025	1309	300	السلام است و از دست چپ گورخانه- زن يعقوب است و بعد از ان خانه هاست كه ضيافت خانه هاي ابراهيم صلوات الله عليه بوده است و در-اين مشهد شش گور است و از اين چار ديوار بيرون نشيبي است و از ان جا گور يوسف بن يعقوب عليه السلام است گنبدي نيكو ساختهاند و گوري سنگين كرده و بر ان جانب كه صحراست ميان گنبد يوسف عليه السلام و اين مشهد مقبره اي عظيم كردهاند و از بسياري جاها مرده را بدان جا اوردهان-د و دفن كرده اند و بربام مقصوره كه در مشهد است حجرهها ساختهاند مهمانان را كه ان جا رسند و ان را اوقاف بسيار باشد از ديهها و مستغلات در بيت المقدس و ان جا اغلب جو باشد و گندم اندك باشد و زيتون بسيار باشد مهمانان و مسافران و زايران را نان و زيتون دهند ان جا مدارها بسيار است كه به استر و گاو همه روز ارد كنند و كنيزكان باشند كه همه روز نان پزند و نان هاي ايشان هر يكي يك من باشد هر كه ان جا رسد او را هر روز يك گرده نان و كاسه اي عدس به زيت پخته دهند و مويز نيز دهند و اين عادت از روزگار خليل الرحمن عليه السلام تا اين ساعت بر-قاعده مانده و روزي باشد-كه پانصد كس ان جا برسند و همه را ان ضيافت مهيا باشد گويند اول اين مشهد را در نساخته بودند و هيچ	42	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms040	true	3456723951520950453	90	301	447	1433	1433	301	السلام--ست و از دست چپ گورخانها زن يعقوب است و بعد از ان خان--هاست كه ضيا فتخانه--اي ابراهيم صلوات الله عليه بوده است و در اين مشهد شش گور است و از--ين چار ديوار بيرون نشي-ي است و از ان-جا گور يوسف بن يعقوب عليه الشلام--ست كنبدي نيكو ساختهاند و گوري سنگين كرده و بر ان جانب كه صحراست ميان كنبد يوسف عل-ه السلام -راين مشهد مقبره اي عظيم كردهاند و-از بسياري جاها مردهرا4 بدان-جا اورده اند و دفن كرده وبر ----بام مقصوره كه در مشهد است حجر-ها ساختهاند مهمانان-را كه انج-ا رسند و ان-را اوقاف بسيار باشد از دي-ها و مستغلات در بيت المقدس و ان-جا اغلب جو باشد و گندم اندك باشد و زيتون بس-ار باشد مهمانان و مسافران و زايراي-را نان و زيتون دهند ان-جا مدارها بسيار است كه ب--استر و گاو همه روز ارد كنند و كنيزكان باشند كه همه روز نان پزند و نانه-اي ايشان هر يكي يك من باشد هر كه انج-ا رسد او-را هر روز يك گرده نان و كاسه-اي عدس ب--زيت پخته دهند و مويز نيز دهند و اين عادت از روزگار خليل الرحمن عليه السلام تا-اين ساعت بر قاعده مانده و روزي باشد كه پانصد كس انجا--برسند و همه-را ان ضيافت مه-ا باشد گويند اول اين مشهد-را در نساخته بودند و هيچ-	40	-5058264680022117261	960	1720.0	755	1030	93.2038803100586	172	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms042	false	555478593165879119	235	300	1025	1309	1309	300	كس در نتوانستي رفتي الا از ايوان از بيرون زيارت كردندي چون مهدي به ملك مصر بنشست فرمود تا ان را در بگشادند و الت هاي بس------------------------------------------------يار بنهادند و- فرش و طرح و عمارت بسيار كردند و در مشهد بر ميان ديوار شمالي است چنان كه از زمين به چهار گز بالاست و از هر دو جانب درجات سنگين ساخته-اند كه به يك جانب- بر-	42	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms041	true	-966078215070621628	0	62	0	325	1513	302	كس در نتوانستي رفتن الا از ايوان از بيرون زيارت كردندي چون مهدي ب--ملك مصر بنشست فرمود تا ان-را در بگشادند و الت-هاي image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0086png بسيار بنهادند و1 فرش و طرح و عمارت بسيار كردند و در مشهد بر ميان ديوار شمالي--ست چنان-كه از زمين بج--هار گر بالاست و از هر دو جانب درجات سنگين ساخته اند كه ب--يك جانب2 بر	41	-5058264680022117261	268	460.0	211	336	79.76190185546875	47	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms043	false	283550936500725493	0	266	0	1181	1322	300	روند و به ديگر جانب فرو روند و دري اهنين كوچك بر ان جا نشانده است پس من از ان جا به بيت المقدس امد م و از بيت المقدس پياده با جمعي كه عزم سفر حجاز داشتند برفتم دليل مردي جلد و پياده-- رو نيكو بود او را ابو-بكر همداني ميگفتند به نيمه ذي- القعده سنه ثمان و ثلثين و اربعماءه از بيت المقدس برفتم سه روز را به جاي رسيديم كه ان را ارعز ميگفتند و ان جا نيز اب روان و اشجار بود به منزلي ديگر رسيديم كه ان را وادي القري ميگفتند به منزل ديگر رسيديم كه از ان جا به ده روز به مكه رسيدم و ان سال قافله از هيچ طرف نيامد و طعام نمي يافت پس كه به سكة العطارين فرود امدم برابر باب النبي عليه السلام روز دوشنبه به عرفات بوديم مردم پر-خطر بودند از عرب چون از عرفات بازگ-شتم دو روز به مكه بايستادم و به راه شام بازگشتم سوي بيت المقدس پنجم محرم سنه تسعه و ثلثين و اربعمايه هلاليه به قدس رسيديم شرح مكه و حج اين جا ذكر نكردم تا به حج اخرين به شرح بگويم ترسايان را به بيت المقدس كليسايي است كه ان را بيعة القمامه گويند و ان راعظيم بزرگ دارند و هر سال از روم خلق بسيار ان جا ايند به زيارت و ملك الروم نيز -نهاني بيامد-- چنان كه كس نداند و به روزگاري كه عزيز مصر-الحاكم بامر-الله بود قيصر روم ان ----------------------------------------------------جا امده بود حاكم از ان خبر داشت ركابداري از ان خود نزديك او فرستاد و نشان داد-كه بدان حيلت و صورت مردي در جامع بيت المقدس	43	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms041	true	-966078215070621628	62	302	325	1513	1513	302	روند و بد--يگر جانب فرو روند و دري اهنين كوچك بر ان-جا نشانده است يس من از ان-جا به بيت المقدس امدم- و از بيت المقدس پياده با-جمعي كه عزم سفر حجاز داشتند برفتم دليل مردي جلد و پياده و رو ن-كو بود او-را ابو بكر همداني ميگفتند ب--نيمه ذيي القعده سنه نمان و-ثلثين و اربعمايه از بيت المقدس برفتم سه روز-را ب--جاي رسيديم كه ان-را ارعز ميگفتند و ان-جا نيز اب روان و اشجار بود ب--منزلي ديگر رسيديم كه ان-را وادي القري ميگفتند9 ب-منزل ديگر رسيديم كه از ان-جا10 بده روز بمگ--ه رسيدم و ان-سال قافله از هيچ طرف نيامد و طعام بمب-يافت پس كه ب--سكة العطارين فرود امدم برابر باب الن-ي عليه السلام روز دوشنبه ب--عرفات بوديم مردم پر خطر بودند از عرب چون از عرفات باز گشتم دو روز بمگ--ه بايستادم و ب--راه شام باز گثم سوي ببت المقدس پنجم محرم سنه تسع- و ثلثين و اربعمايه هلاليه ب--قدس رسيديم شرح مكه و حج اين-جا ذكر نكردم تا ب--حج اخرين ب--شرح بگويم ترسايان-را ب--بيت المقدس كليسياءي-ست كه ان-را بيعة القمامة گويند و انرا عظ-م بزرگ دارند و هر سال از روم خلق بسيار ان-جا ايند ب--زيارت و-ملك الروم نيز رنهابي بيامد 4 چنان-كه كس نداند و ب--روزگاري كه عزيز مصر الحاكم بامر الله بود قيصر روم انجا image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0087png انجا امده بود حاكم از ان خبر داشت ركابداري از-ان خود نزديك او فرستاد و نشان داد كه بدان حليت و صورت مردي در جامع بيت المقدس-	41	-5058264680022117261	1089	1884.0	866	1245	87.46987915039062	178	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms043	false	283550936500725493	266	300	1181	1322	1322	300	نشسته است نزديك وي رو بگو كه حاكم مرا نزديك تو فرستاده است و ميگويد تا ظن نبري كه من از تو خبر ندارم اما ايمن باش كه به تو هيچ قصد نخواهم كرد-	43	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms042	true	-3704711632942758985	0	33	0	139	1400	301	نشسته است نزديك وي رو بگو كه حاكم مرا نزديك تو فرستاده است و م-گويد تا ظن نبري كه من از تو خبر ندارم اما ايمن باش كه ب--تو هيچ قصد نخواهم كرد	42	-5058264680022117261	138	260.5	106	142	97.18309783935547	31	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms044	false	-4857594650873578720	2	289	5	1254	1298	300	حاكم فرمود تا ان كليسيا را غارت كردند و بكندند و خراب كردند ومدتي خراب بود بعد از ان قيصر رسولان فرستاد و هدايا و-خدمت هاي بسيار كرد و صلح طلبيد و شفاعت كرد تا اجازت عمارت كليسيا دادند و باز عمارت كردند و اين كليسيا جايي وسيع است چنان كه هشت هزار ادمي را در ان جا- باشد همه به تكلف بسيار ساخته از رخام رنگين و نقاشي و تصوير و كليسيا را از اندرون به ديباهاي رومي پيراسته و مصور كرده و بسيار زر طلا بر ان جا به كار برده و صورت عيسي عليه السلام چند جا ساخته كه بر خري نشسته و صورت ديگر انبيا چون ابراهيم و اسماعيل و اسحق و يعقوب و فرزندان او عليهم السلام بر ان جا كرده و به روغن سندروس به دهن كرده و به اندازه- هر صورتي ابگينه اي رفيق ساخته و بر روي صورتها نهاده عظيم شفاف چنان كه هيچ حجاب صورت نشده است و ان را جهت گرد و غبار كردهاند تا بر صورت ننشيند و هر روز ان ابگينهها را خادمان پاك كنند و جز اين چند موضع ديگر است همه به تكلف چنان كه اگر شرح ان نوشته شود به تطويل انجامد در اين كليسيا موضعي است به دو قسم كه بر صفت بهشت و دوزخ ساختهاند يك نيمه از ان وصف بهشتيان و بهشت است و يك نيمه از ان صورت دوزخيان و دوزخ و انچه بدان ماند و ان جايي ا----------------------------------------------ست كه همانا در جهان چنان جاي د-يگر نباشد و در اين كليس-ا بسا قسيسان و راهبان- نشسته باشند و انجيل خوانند و نماز بكنند و شب و روز به عبادت مشغول باشند پس از بيت المقدس عزم كردم كه در دريا نشينم و به مصر روم و باز از	44	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms042	true	-3704711632942758985	34	301	143	1400	1400	301	حاكم فرمود تا ان كليسيا-را غارت كردند و بكندند و خراب كردند و مدي خراب بود بعد از ان قيصر رسولان فرستاد و هدايا و خدمت-هاي بسيار كرد و صلح طنبيد و شفاعت كرد تا اجازت عمارت كليسيا دادند و باز عمارت كردند و اين كليسيا جايي وسيع است چنان-كه هشت هزار ادمي را در ان جا4 باشد همه بت--كلف بسيار ساخته از رخام رنگين و نقاشي و تصوير و-كليسيا-را از اندرون ب--ديباهاي رومي پيراسته و مصور كرده و بسيار زر طلا بر ان-جا ب--كار برده و صورت عيسي عليه السلام چند جا ساخته كه بر خري نش-ته و صورت ديگر انبيا چون ابراهيم و اسم-عيل و اسحق و يعقوب و فرزندان او عليهم السلام بر ان-جا كرده و ب--روغن سندروس ب--دهن كرده و ب--اندازها هر صورتي ابگينه اي رقيق ساخته و بر روي صورنها مهاده عظيم شفاف چنان-كه هيچ حجاب صورت نشده است و انرا1 جهت كرد و غبار كردهاند تا بر صورت ننشيند و هر روز ان ابگينها--را خادمان پاك كنند و جز اين چند موضع ديگر است همه بت--كلف چنان-كه اگر شرح ان نوشته شود ب--تطويل انجامد در اين كليس-ا موضعي است ب--دو قسم كه بر صفت بهشت و دوزخ ساختهاند يك نيمه از ان وصف بهشتا-ن و بهشت است و يك نيمه از ان صورت دوزخيان و دوزخ و انچه بدان ماند و ان image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0088png جاييست كه همانا در جهان چنان جاي1 ديگر نباشد و-در--ين كليسيا بسا قسبسان و راهبان2 نشسته باشند و انجيل خوانند و -عاز -كنند و شب و روز ب--عبادت مشغول باشند يس از بيت المقدس عزم كردم كه در دريا نشي-م و ب--مصر روم و باز از-	42	-5058264680022117261	1179	2140.0	919	1301	90.62259674072266	220	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms045	false	-2402238445649797452	0	300	0	1315	1315	300	بود رفتن به راه خشك برفتم و به رمله بگذشتم به شهري رسيديم كه ان را عسقلان ميگفتند و بازار و جامع نيكو و طاقي ديدم كه ان جا بود كهنه گفتند مسجدي بوده است طاقي سنگين عظيم بزرگ چنان كه اگر كسي خواستي خراب كند فراوان مالي خرج بايا كرد تا ان خراب شود و از ان جا برفتم در راه بسيار باديهها و شهرها ديدم كه شرح ان مطول ميشود تخفيف كردم به جايي رسيدم كه ان را طينه ميگفتند و ان بندر بود كشتيها را و از ان جا به تنيس ميرفتند در كشتي نشستم تا تنيس و ان تنيس جزيره اي است- و شهر ينيكو و از خشكي دو ر است چنان كه از بام هاي -شهر ساحل نتوان ديد شهري انبوه و بازارهاي نيكو و دو جامع در ان جاست به قياس--- ده هزار دكان در ان جا باشد و صد دكان عطاري باشد و ان جا در تابستان در باز-رها كشگاب فروشند كهش-هري گرمسطر است و رنجوري بسيا- باشد و ان جا قصب رنگين بافند از عمامهها و قوايهها و انچه زنان پوشند از اين قصب هاي رنگين هيچ جا مثل ان نبافند كه در تنيس و ان چه سپيد باشد به دمياط بافتند و ان چه در كارخانه- سلطاني بافند به كسي نفروشند و ندهند شنيدم كه ملك فارس بيست هزار دينار به تنيس فرستاده بود تا به جهت او يك دست جامه خاص بخرند و چند سال ان جا بودند و نتوانستند خريدن و ان جا بافندگان معروفند كه جامه خ-------------------------------------------------اص بافند-- شنيدم كه كسي ان جا دستار سلطان مصر بافته بود ان را پانصد دينار زر مغربي فرمود و من ان دستار ديدم گفتند چهار هزار دينار مغربي ارزد و بدين شهر تنيس بوقلمون بافند كه در همه عالم جاي ديگر نباشد ان جامه اي زرين است كه به هروقتي از-	45	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms043	true	4299913747476278906	8	277	40	1361	1465	301	بود رفتن ب--راه خشگ برفتم و ب--رمله بگذشتم بش--هري رسيديم كه ان-را عسقلان ميگفتند و بازار و جامع نيكو و طاقي ديدم كه ان-جا بود كهنه گفتند مسجدي بوده است طاقي سنگين عظيم بزرگ چنان-كه اگر كسي خواستي خراب كند فراوان مالي خرج بايد كرد تا ان خراب شود و از ان-جا برفتم در راد بسيار --ديها4 و شهرها ديدم كه شرح ان مطول ميشود تخفيف كردم --يجالي رسيدم كه ان-را طبنه ميگفتند و ان بندر بود كشتيها-را و از ان-جا بت--نيس ميرفتند در كشتي نشس-م تا تنيس و ان تنيس جزيره اي--ست7 و شهري نيكو و از خشگي دور---ست چنان-كه از بام-هاي8 شهر ساحل نتوان ديد شهري انبوه و بازارهاي نيكو و در جامع در ان-جاست وب-قياس 97 ده هزار دكان در ان-جا باشد و صد دكان عطاري باشد و ان-جا در تابستان در بازارها كشگابافروشند كه شهري گرمسير است و رنجوري بسيار باشد و ان-جا قصب رنگين بافند از عمام-ها و وقاي-ها و انچه زنان پوشند از اين قصب-هاي رنگين هيچ جا مثل ان نبافند كه در تنيس و انيچه سپيد باشد ب--دمياط باف-ند و ان-چه در كارخانها سلطا-- بافند ب--كسي نفروشند و ندهند شنيدم كه ملك فارس بيست هزاردي-نار بت--نيس فرستاده بود تا ب--جهت او يك-دست جامه خاص بخرند و چند سال انجا- بودند و نتوانستند خريدن و ان-جا بافندگان معروفند كه image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0089png جامها خاص بافند و شنيدم كه كسي ان-جا دستار سلطان مصر بافته بود ان-را پانصد دينار زر مغربي فرمود و من ان دستار ديدم گفتند چهار هزار دينار مغربي ارزد و بدين شهرت-نيس بوقلمون بافند كه در همه عالم جاي ديگر نباشد ان جامه اي زرين است كه بهر -وقتي از	43	-5058264680022117261	1222	2169.5	964	1376	88.80813598632812	206	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms046	false	-1026367432480528053	26	296	109	1248	1264	300	مصر در-خواسته بود- كه صد شهر از ملك وي بستاند و تنيس را به وي دهد سلطان قبول نكرد و او را از ان شهر مقصود قصب و بوقل-مون بود چون اب نيل زيادت شود---------------------------------------------------------------------------------- ان وقت بدين جزطره و شهر- حوض هاي عظيم ساختهاند به زير زمين فرود رود و ان را استوار كرده و ايشان ان را مصانع خوانند و ------------------------------------------------------------------------------------------چون راه اب بگشايند اب دريا در حوضها و مصانع و رود و اب اين شهر از اين مصنع هاست كه به وقت زياده شدن نيل پرك--ده باشند و تا-سال ديگر از ان ا-ب برمي دارند و استعمال ميكنند و هركمه را بيش باشد به ديگران ميفروشند و مصانع وقف نيز بسيار باشد كه به غربا دهند دو در اين شهر تنيس پنجاه هزار مرد باشد و مدام هزار كشتي در حوالي شهر بسته باشد از ان بازرگانان و نيز از ان سلطان بسيار باشد چه هرچه به كار ايد همه بدين شهر بايد اورد كه ان جا هيچ چيز نباشد و چون جزيره اي است تمامت معاملات به كشتي باشد و ان-------------------------------------------------- لشكري تمام با سلاح مقيم باش-د احتياط را تا از فرنگ و روم كس قصد ان نتوان كرد و از ثقات شنودم -كه هر روز هزار دينار مغربي از ان جا به خزينه- سلطان مصر برسد چنان كه ان مقدار به روزي معين باشد- و محصل ان مال يك تن باشد كه اهل شهر -دو تسليم كنند در يك روز معين و وي به خزانه رساند كه هيچ از ان منكسر نشود و از هيچ كس به عنف چيزي نستان-د و قصب و بوقلمون كه جهت سلطان بافند همه را بهاي تمام دهند-- چنان كه	46	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms044	true	1101725763501389580	0	292	0	1334	1375	301	مصر در خواسته بود5 كه صد شهر از ملك وي بستاند و تنيس را6 ب-وي دهد سلطان قبول نكرد و او-را از ان شهر مقصود قصب و بو قلمون بود چون اب نيل زيادت شود اب تلخ دريارا از حوالي تنيس دور كند چنانكه تا ده فرسنگ حوالي شهر اب دريا خوش باشد ان وقت بدين جزيره و شهر9 حوض-هاي عظيم ساختهاند ب--زير زمين فرو- رود و ان-را استوار كرده و ايشان ان-را مصانع خوانند و چون اب نيل غلبه كند10 و اب شور و تلخ از انجا دور كند اين11 حوضها پر كنند و ان چنان است كه چون راه اب بگشايند اب دريا در حوضها و مصانع12 رود و اب اين شهر از اين مصنع-هاست كه ب--وقت زياده شدن نيل پر كرده باشند و تا سال ديگر از ان ابب برص--دارند و استعهال ميكنند و هر كه را بيش باشد ب--ديگران ميفروشند و مصانع وقف نيز بسيار باشد كه ب--غربا دهند -و در--ين شهر تنيس پنجاه هزار مرد باشد و مدام هزار كشتي در حوالي شهر بسته باشد از ان بازرگانان و نيز از ان سلطان بسيار باشد چه هرچه ب--كار ايد همه بدين شهر بايد اورد كه ان-جا هيچ چيز تباسد و-چون جريرهاي---ست تمامت معاملات بك--شتي باشد image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0090png و انجا لشكري تمام با سلاح مقيم باشند احتياط-را تا از فرنگ و روم ك- قصد ان نتوان كرد و از ثقات شنودم2 كه هر روز هزار دينار مغربي از ان-جا ب--خزينها سلطان مصر -رسد چنان-كه ان مقدار ب--روزي معين باشد3 و محصل ان مال يك تن باشد كه اهل شهر بدو تسليم كنند در يك روز معين و وي ب--خزانه رساند كه هيچ از ان منكسر نشود و از هيچ كس ب--عنف چيزي نستانند و قصب و بوقامون كه جهت سلطان بافند همه را بهاي تمام دهند26 چنان-كه	44	-5058264680022117261	1071	1873.5	831	1377	77.77777862548828	199	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms047	false	-900254137675394226	19	299	85	1343	1345	300	جامه- عماري شترا- و نمدزين اسپان بوقل-مون بافند به جهت خاص سلطان و ميوه و- خواربار شهر از رستاق مصر برند و ان جا الات اهن سازندچ-ون مقراض و كارد و غيره و م-قراضي ديدم كه از ان جا به مصر اورده بودند- پنج دينار مغربي ميخواستند چنان ب-د كه چون مسمارش برمي كشيدند گشوده ميشد و چون مسمار فرو ميكر-ند در كار بود و ان جا زنان را علتي ميافتد به اوقات كه چون مصروعي دو سه بار بانگ كنند و-باز به هوش ايند-و در خراسان شنيده بودم كه جزيره اي است كه زنان ان جا چون گربگان به فرياد ميايند و ان بر اين گونه است كه ذكر رفت و از-تنيس به قسطنطنيه كشتي به بيست روز رود و ما به جانب مصر روانه شديم و چون به نزديك دريا------------------------------------------------------------ ميرسد شاخها ميشود و پراكنده در دريا ميريزد و ان شاخ اب -----------------------------------------------را كه ما در ان ميرفتيم رومش ميگفتند و همچنين كشتي از-- روي اب ميامد تا به شهري رسيديم كه ان را صالحيه ميگفتند و اين روستاي- پرنعمت و خواربار است و كشتي-- بسيار ميسازند و هر ژك را دويست خروار بار ميكنند و به مصر ميبرند تا در دكان بقال ميرود كه اگر نه چنين بودي ازوقه --ان شهر به پشت ستور نشايستي داشتن با ان مشغعله كه ان جاست و ما بدين صالحيه از كشتي بيرون امديم و ان شب نزديك شهر رفتيم روز يكشنبه هفتم صفر سنه تسع و-ثلثين و اربعماءه كه روز اورمزد بود از شهريور-ماه- قديم در قاهره بوديم صفت شهر مصر و ولايتش اب نيل از-ميان جنوب و مغرب ميايد و به مصر ميگذرد و به درياي روم ميرود-- اب نيل چون زيادت ميشود دو بار چندان ميشود كه جيحون	47	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms045	true	3031030826725855575	0	275	0	1348	1461	301	جامها عماري شتران و بمدزين اسپان بو قامون بافند ب--جهت خاص سلطان و ميوه و8 خواربار شهر از رستاق مصر برند و ان-جا الات اهن سازند چون مقراض و كارد و غيره و9 مقراضي ديدم كه از ان-جا ب--مصر اورده بودند1 پنج دينار مغربي ميخواستند چنان بود كه چون مسمارش بر ميكشيدند گشوده ميشد و چون مسمار فرو ميكردند در كار بود و ان-جا زنان-را علتي ميافتد ب--اوقات كه چون مصروعي دو-سه بار بانگ كنند و باز ب--هوش ايند و در خراسان شنيده بودم كه جزيره ايست-- كه زنان ان-جا چون گربگان ب--فرياد ميايند و ان بر--ين گونه است كه ذكرر-فت و از تنيس ب--قسطنطنيه كشتي به بيست روز رود و-ما ب--جانب مصر روانه شديم و چون بكنار دريا رسيديم14 برود نيل كشتي بالا15 ميرفت ورود نيل چون بنزديك16 دريا ميرسد شاخها ميشود و پراگنده در دريا ميريزد و ان شاخ image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0091png ابرا كه ما در ان ميرفتيم رومش ميگفتند و همچنين كشتي از 2 روي اب ميامد تا ب--شهري رسيديم كه ان-را صالحيه ميگفتند و اين روستاي3 پرنعمت و خواربار است و كشتيها بسيار ميسازند و-هر يك را دويست خروار بار ميكنند و بمص--ر ميبرند تا در دكان بقال ميرود كه اگر نه چنين بودي ازوقها4 ان شهر بي--شت ستور نشايستي داشتن با ان مشغ-له كه ان-جاست و ما بدين صالحيه از كشتي بيرون امديم و-ان شب نزديك شهر رفتيم روز يكشنبه هفتم صفر سنه تسع و ثلثين و اربعمايه كه روز اورمزد بود از شهريور ماه9 قديم در قاهره بوديم صفت شهر مصر و-ولايتش اب نيل از ميان جنوب و مغرب ميايد و بمص--ر ميگذرد و ب--درياي روم ميرود و اب نيل چون زيادت ميشود دو بار چندان ميشود كه جيحون	45	-5058264680022117261	1180	2108.0	933	1390	84.89208984375	209	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms048	false	-5361691226334239998	1	28	5	118	1312	300	و اين اب از ولايت نوبه ميگذرد و به مصر ميايد و ولايت نوبه كوهستان است و چون به صحرا رسد ولايت مصر است و سر-حدش كه	48	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms045	true	3031030826725855575	276	301	1354	1461	1461	301	و اين اب از ولايت نوبه ميگذرد و ب--مصر ميايد و ولايت نوبه كوهستانس--ت و چون ب--صحرا رسد ولايت مصر است و سر حدش كه-	45	-5058264680022117261	105	185.5	82	114	92.10526275634766	21	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms048	false	-5361691226334239998	28	300	118	1312	1312	300	اول ان جا رسد اسوان ميگويند تا ان جا سيصد فرسنگ باشد و بر لب اب همه شهرها و ولايت هاست و ان ولايت را صعيد الاعلي ميگويند و چون كشتي به شهر اسوان رسد از ان جا بر-نگذرد چه اب از درهاي تنگ بيرون ميايد و تيز- ميرود و از ان بالاتر سوي جنوب ولايت نوبه است و پادشاه ان زمين ديگراس-ت و مردم ان جا سياه پوست باشند-و دين ايشان ترساي- باشد -بازرگانان ان جا روند و مهره و شانه و پسد-- برند و از ان جا برده اورند و به مصر ب-ده يا نوبي باشد يا رومي-- ديدم كه از نوبه گندم و ارزن انرده بودند هر دو-سياه وبد و گويند نتوانسته-اند كه منبع اب نيل را به حق----------------------------------------------يقت بدانند و شنيدم كه سلطان مصر كس فرستاد تا يك ساله راه بر-كنار نيل رفته- و تفحص كردند هيچ كس حقيقت ان ندانست الا ان كه گفتند كه از جنوب از- كوهي ميايد كه ان را جبل القمر گويند و چون افتاب به سر سرطان رود اب نيل زيادت شدن گيرد از ان جا كه به زمستان كه- قرار دارد بيست ارش بالا گيرد چنان كه به تدريج روز به روز ميافزايد به شهر مصر مقياسها و نشانها ساخته-اند و ع-ملي- باشد به هزار دينار معيشت كه حافظ ان باشد مكه چند ميافزايد و از ان روز كه زيادت شدن گيرد مناديان به شهر اندر فرستد-كه ايزد سبحانه و تعالي امروز در نيل چندين زيادت گردانيد و هر روز چندين اسبع زيادت شدو -چون يك گز تمام يم شود ان وقت بشارت ميزنند و شادي ميكنند تا هجده ارش برايد و ان هجده ارش معهود است يعني هر وقت كه-	48	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms046	true	-336367066000920981	0	255	0	1223	1437	301	اول ان-جا رسد اسوان ميگويند تا انج-ا سيصد فرسنگ باشد و بر-لب اب همه شهرها و ولايت-هاست و-ان ولايت را صعيد الاعلي ميگويند و چون كشت بش---هر اسوان رسد از ان-جا بر نگذرد چه اب از درهاي تنگ بيرون ميايد و تيز8 ميرود و از ان بالاتر سوي جنوب ولايت نوبه است و پادشاه ان زمين ديگر است و مردم انج-ا سياه پوست باشند و دين ايشان ترساي9 باشد وبازرگانان ان-جا روند و مهره و شانه و يسد10 برند و-از انج-ا برده اورند وب---مصر برده يا نوبي باشد يا رومي و ديدم كه از نوبه گندم و ارزن اورده بودند هر دو سياه بود و گويند نتوانسته اند كه منبع اب نيل را image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0092png بحقيقت بدانند و شنيدم كه سلطان مصر ك -فرستاد تا يك ساله راه بر كنار نيل رفته1 و تفحص كردند هيچ-كس حقيقت ان ندانست الا ان-كه گفتند كه از جنوب از3 كوهي ميايد كه ان-را جبل القمر گويند و چون افتاپ ب--سر سرطان رود اب نيل زيادت شدن گيرد از ان-جا كه ي--زمستان كه3 قرار دارد بيست ارش بالا گيرد چنان-كه ب--تدريج روز ب--روز-ميافزايد وب-شهر مصر مقياسها و-نشانها ساخته اند و عاملي4 باشد ب--هزار دينار معيشت كه حافظ ان باشد -كه چند ميافزايد و از ان روز كه زيادت شدن گيرد مناديان بش--هر اندر فرستد كه ايزد سبحانه و تعالي امروز در نيل چندين زيادت گردانيد و هر روز چندين اصبع زيادت شد و چون يك گز تمام مي-شود ان-وقت بشارت ميزنند و شادي ميكنند تا هجده ارش برايد و ان هجده ارش معهود است يعني هر وقت كه	46	-5058264680022117261	1125	1988.0	887	1263	89.0736312866211	206	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms049	false	4280188296407519334	44	300	209	1309	1309	300	رانده و از ان جا جويها ي كوچك بر-گرفتهاند يعني از ان انها ر بر ان ديهها- و ولايت هاست-- و دولابها ساختهاند چندان كه حصر و قياس ان دشوار باشد --همه ديههاي ول-ايت مصر بر سربلنديها و تلها باشد و به وقت زيادت نيل همه ان ولايت در زير اب باشد ديهها از اين سبب بر بلنديها ساخته-اند ا----غرق نشود و از هر ديهي به ديهي ديگر به زورقي روند و از سر ولايت تا اخرش -سكري-- ساختها-ند از خاك كه مردم از سر ان سكر ر------------------------------------------------وند يعني از جنب نيل و هر سال ده هزار دينار مغربي از خزانه سلطان به دست عاملي معتمد بفرستد تا ان عمارت تازه كنند و مردم ان ولايت همه اشغال- ضروري خود را ترتيب كرده باشند ان چهار ماه كه زمين ايشان در زير اب باشد و در سواد ان جا و روستاهاش هر كس چندان نان پزد- كه چهار ماه كفاف وي باشد و خشك كنند تا-زيان- نشود و قاعده- اب چنان است كه از روز ابتدا چهل روز ميافزايد تا هجده ارش بالا گيرد و بعد از ان چهل روز ديگر بر-قرار بماند هيچ زياد و كم نشود و بعد از ان به تدريج روي به نقصان نهد به چهل روز ديگر تا ان مقام رسد كه زمستان بوده باشد و چون اب كم امدن گيرد مردم بر پي ان ميروند و انچه خشك ميشود زراعتي كه خواهند ميكنند و همه زرع ايشان صيفي و شتوي بر ان كيش باشد و هيچ اب ديگر نخواهد-- شهر مصر ميان نيل و درياست و نيل از جنوب ميايد-	49	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms047	true	8816292923283002419	0	247	0	1144	1394	301	رانده و از ان-جا جويها-ي كوچك بر گرفتهاند يعني از ان انهار وبر ان ديها11 و ولايت-هاست12 و دولابها ساختهاند چندان-كه حصر و قباس ان دشوار باشد13 همه ديهاي14 ولايت مصر برسر بلنديها و تلها باشد و ب--وقت زيادت نيل همه ان ولايت در زير اب باشد دي-ها از--ين سبب بر بلنديها ساخته اند تا16 غرق نشود و از هر ديهي بد--يهي ديگر ب--زورق- روند و از سر ولايت تا اخرش اسكري17 ساخته اند از خاك كه مردم از--- ان سكر image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0093png روند يعني از جنب نيل و-هر سال ده هزار دينار مغرب -از خزانه سلطان ب--دست عاملي معتمد بفرستد تا ان عمارت تازه كنند4 ومردم ان ولايت همه اشغال5 ضروزي خودرا6 ترتيب كرده باشند ان چهار ماه كه زمين ايشان در زير اب باشد و در سواد ان-جا و روستاهاش هر كس چندان نان پزد9 كه چهار ماه كفاف وي باشد و خشگ كنند تا زيان1 نشود و قاعدها اب چنان است كه از روز ابتدا چهل روز ميافزايد تا هجده ارش بالا گيرد و بعد از ان چهل روز ديگر بر قرار بماند هيچ زياد و كم نشود و بعد از ان ب--تدريج روي ب--نقصان نهد ب--چهل روز ديگر تا ان مقام رسد كه زمستان بوده باشد و چون اب كم امدن گيرد مردم بر پي ان ميروند و انچه خشك ميشود زراعتي كه خواهند ميكنند و-همه زرع ايشان صيفي و شتوي بر ان كيش باشد و هيچ اب ديگر نخواهد و شهر مصر ميان نيل و درياست و نيل از جنوب ميايد	47	-5058264680022117261	1042	1875.0	812	1173	88.8320541381836	204	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms050	false	-413071650254367507	0	155	0	681	1353	300	و روي به شمال ميرود و در دريا ميريزد و بيست و سيوم شعبان به عزم نيشابور بيرون امدم و از مرو به سرخس شدم كه سي فرسنگ باشد و از ان جا به نيشابور چهل فرسنگ است روز شنبه يازدهم شوال در نيشابور شدم چهارشنبه اخر اين ماه كسوف بود و حاكم زمان طغرل بيك محمد بود برادر جعفري بيك و مدرسه اي فرموده بود به نزديك بازار سراجان و ا را عمارت ميكردند و او به ولايت گيري به اصفهان رفته بود بار اول و دوم ذي القعده از نيشابور بيرون رفتم در صحبت خواجه موفق كه خواجه سلطان بود و از مصر تا اسكندريه سي فرسنگ گيرند و اسكندريه بر لب درياي روم و كنار نيل است و از ان جا ميوه بسيار به مصر اورند به كشتي و ان جا مناره ا-ست كه من ديدم ابادان وبد به اسكندريه و ان جا طعني بر ان مناره ايينه اي حراقه ساخته بودند	50	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms047	true	8816292923283002419	247	301	1144	1394	1394	301	و روي ب--شمال ميرود و در دريا ميريزد و -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------از مصر تا اسكندريه سي فرسنگ گيرند و اسكندريه بر لب درياي روم و كنار نيل است و از ات-جا ميوه بسيار ب--مصر اورند ب--كشتي و ان-جا مناره ايست كه من ديدم ابادان بود ب--اسكندريه و ان-جا يعني بر-ان مناره ايينه اي حراقه ساخته بودند-	47	-5058264680022117261	245	431.0	192	682	35.92375183105469	41	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms050	false	-413071650254367507	155	300	681	1353	1353	300	كه ره كشتي روميان كه از استانبول ميامدي چون به مقابل-- ان رسيدي اتشي از ان ا-ينه افتادي و بسوختي و روميان بسيار جد و جهد------------------------------------------------ كردند و حيلهها نمودند و كس فرستادند و ان ايينه بشكستند به روزگار حاكم سلطان مصر مردي نزديك او امده بود قبول كرده كه ان ايينه را نيكوب از كند چنان كه به اول بود حاكم گفته بود حاجت نيست كه اين ساعت خود روميان هر سال زر و مال ميفرسند--و راضي-اند كه لشكر ما نزديك ايشان-برود و سر به سر پسنده است و اسكندريه را اب خوردني از باران باشد و رد-همه صحراي اسكند-يه از ان عمودهاي سنگين كه صفت ان مقدم كرده ايم افتاده باشد و ان دريا همچنان ميكشد تا قيروان و از مصر تا قيروان صد و پنجاه فرسنگ باشد-- قيروان ولايتي است شهر معظمش سلجماسه است كه به چهار فرسنگي درياست شهر بزرگ بر-	50	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms048	true	-4463141615890916669	0	145	0	717	1485	302	كه هر كشتي روميان كه از است-نبول ميامدي چون ب--مقابلها ان رسيدي اتشي از ان ايينه افتادي و بسوختي و روميان بسيار جد و جهد image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0094png كردند و حيلهها نمودند و كس فرستادند و ان ايينه بشكستند ب--روزگار حاكم سلطان مصر مردي بزديك او امده بود قبول كرده كه ان ايينه را نيكو باز كند چنان-كه ب--اول بود حاكم گفته بود حاجت نيست كه اين ساعت خود روميان هر-سال زر و مال ميفرستند و راضي اند كه لشكر ما نزديك ايشان برود و سر ب--سر يسنده است و اسكندريه را اب خوردني از باران باشد و در همه صحراي اسكندريه از ان عمودهاي سنگين كه صفت ان مقدم كرده ايم افتاده باشد و ان دريا همچنان ميكشد تا قيروان و از مصر تا قيروان صد و پنجاه فرسنك باشد و قيروان ولايتي--ست شهر معظمش سلجماسه است كه ب--چهار فرسنگي درياست شهر بزرگ بر	48	-5058264680022117261	646	1179.0	511	732	88.2513656616211	123	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms051	false	-8525739475755245171	0	161	0	727	1299	300	صحرا نهاده و باروي محكم دارد و در پهلوي ان مهديه است كه مهدي از فرزندان امير-المومنين حسين بن علي رضي الله تعالي عنهما ساخته است بعد از ان كه مغرب وان-دلس گرفته بود و-بدين تاريخ به دست سلطان مصر بود و ان جا برف بارد و ليكن پاي نگيرد و دريا-- از اندلس بر دست راست سوي شمال باز-گردد و ميان مصر و اندلس هزار فرسنگ است-- و همه مسلماني است و اندلس ولايتي بزرگ است و كوهستان است برف بارد و يخ بندد و مرد-مانش سفيد پوست و سرخ موي باشند و بيش تر گربه چشم باشند همچون صقلابيان و زير درياي روم است چنان كه دريا ايشان را مشرقي شاد--- و چون ان---------------------------------------------------دلس از دست راست روند سوي شمال همچنان لب لب-- دريا به روم پيوندد و از اندلس به غزوه به روم بسيار روند-- اگر خواهند به كشتي و دريا به قسطنط-نيه توان شدن و ليكن خليج هاي- بسيار بود هر-يك دويست و-سيصد فرسنگ عرض كه نتوان	51	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms048	true	-4463141615890916669	145	302	717	1485	1485	302	صحرا نهاده و باروي محكم دارد و در پهلوي ان مهدته است كه مهدي از فرزندان امير المءمنين حسين بن علي رضي الله تعالي عنهم- ساخته است بعد از ان-كه مغرب و اندلس گرفته بود و بدين تاريخ ب--دست سلطان مصر بود و ان-جا برف بارد و ليكن پاي نگيرد و دريا13 از اندلس بر-دست راست سوي شمال باز گردد و ميان مصر و اندلس هزار فرسنگ است16 و همه مسامانيس--ت و اندلس ولايتي بزرگس--ت و كوهستان--ست برف بارد و-يخ بندد و مرد مانش سفيد پوست و سرخ موي باشند و بيش-تر گربه چشم باشند همچون صقلابيان و زير درياي روم است چنان-كه دريا ايشان-را مشرقي باشد18 و چون از image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0095png اندلس از دست راست روند سوي شمال همچنان لب لب 4 دريا ب--روم پيوندد و از اندلس بغرو ب-----روم بسيار روند و اگر خواهند ب--كشتي و دريا ب--قسطنطينيه توان شدن و ليكن خل--جهاي2 بسيار بود هر يك دويست و سيصد فرسنگ عرض كه نتوان-	48	-5058264680022117261	681	1186.0	539	798	85.33834838867188	125	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms051	false	-8525739475755245171	161	300	727	1299	1299	300	گذشتن الا به كشتي -مقرر از مردم ثقه شنيدم كه دو را اين دريا چهار هزار فرسنگ است شاخي از ان دريا به تاريكي در-شده است چنان كه گويند سر ان شاخ هميشه فسرده باشد از ان سبب كه افتاب ان جا نمي رسد و يكي از ان جزاير كه در ان درياست سقلطه است كه از مصر كشتي به بيست روز ان جا رسد و ديگر جزاير بسيا ر است و گفتند سقليه-- بر هشتاد ف-سنگ در هشتاد فرسنگ-است و هم سلطان مصر راست و هر سال كشتي ايد و مال ان جا به مصر اورد و از ان جا كتان باريك اورند و تفصيل هاي با علم باشد كه يكي از ان به مصر ده دينار مغربي ارزد و از مصر چون به جانب مشرق روند به درياي قلزم رسند و قلزم شهري است بر كنار دريا-	51	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms049	true	-1361225663247534631	0	124	0	553	1348	301	گذشتن الا ب--كشتي ومقرر از مردم ثقه شنيدم كه دور-- اين دريا چهار هزار فرسنگست و شاخي از ان دريا ب--تاريكي در شده است چنان-كه گويند سر-ان شاخ هميشه فسرده باشد از ان سبب كه افتاب ان-جا نمي-رسد و-يكي از ان جزاءر كه در ان درياست سقليه است كه از مصر كشتي به بيست روز ان-جا رسد و ديگر جزاءر بسيا-ر است و گفتند سقليه 6 بر هشتاد فرسنگ در هشتاد فرسنگ است و هم سلطان مصرر است و هر سال كشتي ايد و مال ان-جا ب--مصر اورد و از ان-جا كتان باريك اورند و تفصيل-هاي با علم باشد كه يكي از ان ب--مصر ده دينار مغربي ارزد و از مصر چون ب--جانب مشرق روند ب--درياي قلزم رسند و قلزم شهري--ست بر كنار دريا	49	-5058264680022117261	536	937.5	418	579	92.57340240478516	97	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms052	false	851656256556011094	0	205	0	814	1246	300	كه از مصر تا ان جا سي فرسنگ است و اين دريا شاخي است از درياي محيط كه از عدن شكافته سوي شمال رود و چون به قلزم رسد ملاقي شود و گستسته و گويند عرض اين خليج دويست فرسنگ است ميان خليج و مصر كوه و بطابان است كه در ان هيچ اب و نبات نيست و هر كه از مصر به مكه خواهد شد سوي مشرق بايد شدن چون به قلزم رسد دو راه باشد يكي بر-خشكي و يكي بر اب ان چه به راه خشك ميرود به پانزده روز به ----------------------------------------------مكه رود و ان بياباني است كه سيصد فرسنگ باشد و بيش تر قافله م-صر بدان راه رود و اگر به راه دريا روند بيست روز روند به جار- و جار- شهركي است از زمين حجاز بر لب دريا كه از جار تا مدينه- رسول صلي الله عليه و سلم -سه روز راه است و از مدينه به مكه صد فرسنگ است و اگر كسي از جار بگذرد و همچنان به دريا رود به ساحل يمن رود و از ان جا به سواحل ----------------------------------------------------------------عدن سوي جنوب رود كه ميل سوي مغرب شود به زنگبار و حبشه رود و شرح ان به جاي خود گفته شود و اگر از مصر به جانب جنوب	52	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms049	true	-1361225663247534631	124	300	553	1345	1348	301	كه از مصر تا ان-جا سي فرسنگ است و اين دريا شاخيست-- از درياي محيط كه از عدن شكافته سوي شمال رود و چون ب--قلزم رسد ملاقي شود و كس-سته و گويند عرض اين خليج دويست فرسنگ است ميان خليج و مصر كوه و بيابانست-- كه در ان هيچ اب و نبات نيست و هر كه از مصر ب--مكه خواهد شد سوي مشرق بايد شدن چون ب--قلزم رسد دو راه باشد يكي بر خشگي و-يكي بر اب ان-چه ب--راه خشگ م-رود بي--انزده روز image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0096png بمكه رود و ان بيابانيست-- كه سيصد فرسنگ باشد و بيش-تر قافلها مصر بدان راه رود و اگر ب--راه دريا روند بيست روز روند ب--جار1 و جار2 شهر كيست- از زمين حجاز بر-لب دريا كه از جار تا مدينها رسول صلي الله عليه و-سلم اسه روز راه است و از مدينه ب--مكه صد فرسنگ است و اگر كسي از جار بگذرد و همچنان ب--دريا رود ب--ساحل يمن رود و از ان-جا ب--سواحل عدن رسد و اگر بگذرد بهندوستان كشد و همچنان تا چين برود و اگر از عدن سوي جنوب ----------------------------------------------------------------------------------------------------	49	-5058264680022117261	655	1139.0	500	930	70.43010711669922	126	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms052	false	851656256556011094	180	300	718	1246	1246	300	كه ميل سوي مغرب شود به زنگبار و حبشه رود و شرح ان به جاي خود گفته شود و اگر از مصر به جانب جنوب بروند و از ولايت نوبه بگذرند به ولايت مصامده ر-سند و ان -زمين است علف خوار عظيم و چهار پاي بسيار و مردم سياه پوست درشت استخوان غليظ باشند و قوي تركيب و از ان جنس در مصر لشكريان بسيار باشند زشت و هياكل عظيم ايشان را مصامده گويند پياده جنگ كنند به شمشير و نيزه و ديگر الات كار نتوانند فرمود صفت شهر قاهره چون از جانب شام به مصر روند اول به شهر قاهره رسند چه مصر جنوبي است- و اين--- قاهره- معزيه گويند-- و فسطاط لشكر-گاه را گويند و اين چنان بوده-	52	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms050	true	-5292381494185939140	0	111	0	520	1411	301	كه ميل سوي مغرب شود ب--زنگبار وحي-شه رود و شرح ان ب--جاي خود گفته شود و اگر از مصر بج--انب جنوب بروند و از ولايت نوبه بگذرند بول--ايت مصامده1 رسند و ان ازمين است علف خوار عظيم و چهار-پاي بسيار و مردم سياه پوست درشت استخوان غليظ باشند و قوي تركيب و از ان جنس در مصر لشكريان بسيار باشند زشت و هياكل عظيم ايشان-را مصامده گويند پياده جنگ كنند ب--شمشير و نيزه و ديگر الات كار نتوانند فرمود صفت شهر قاهره چون از جانب شام ب--مصر روند اول ب--شهر قاهره رسند چه مصر جنوبي--ست8 و اين را قاهرها معزيه گويند15 و فسطاط لشگر گاه را گويند و اين چنان بوده	50	-5058264680022117261	501	911.5	394	539	92.94990539550781	93	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms053	false	-5835066943723821091	0	201	0	866	1281	300	است كهي-كي از از فرزندان امير-المومنين حسين بن علي صلوات الله عليهم اجمعين كه او را المعز لدين الله گفتهاند ملك مغرب گرتفه است تا اندلس و از مغرب سوي مصر لشكر فرستاده است از اب نيل ميبايست------------------------------------------------ گذشتن و بر اب نيل گذر نمي توان كرد ي-كي ان كه ابي بزرگ است و دوم نهنگ بسيار در ان باشد كه هر حيواني كه به اب افت-د در حال فرو ميبرند و گويند به حوالي شهر مصر در راه طلسمي كردهاند كه مردم را زحمت نرسانند و ستورر ا ف و به هيچ جاي ديگر-كسي را زهره نباشد در اب شدن به يك تير پرتاب دور از شهر و گفتند المعزالدين الله لشكر خود را بفرستاد و بيامدند ان جا كه امروز شهر قاهر ه است و فرمود كه چون شما ان جا رسيد سگي سياه پيش از شما د راب رود و بگذرد شما بر اثصر ان سگ برويد و بگذرطد بي انديشه و گفتند كه سي هزار سوار وبد كه بدان جا رسيدند همه نبدگان او بودند ان سگ سياه همچنان پيش از لشكر در رفت و ايشان بر اثر او رفتند و از اب بگذشتند كه هيچ افريده را خللي نرسيد و هر-گز كس نشان نداده بود كه	53	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms050	true	-5292381494185939140	111	301	520	1411	1411	301	است كه يكي--- از فرزندان امير المءمنين حسين بن علي صلوات الله عليهم اجمعين كه او-را المعز لدين الله گفتهاند ملك مغرب گرفته است تا اندلس و از مغرب سوي مصر لشكر فرستاده است از اب نيل ميبايست image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0097png گذشتن و بر اب نيل گذر نمي-توان كردن يكي ان-كه ابي بزرگ است و دوم نهنگ بسيار در ان باشد كه هر حيواني كه ب--اب افتاد در-حال فرو ميبرند و گويند ب--حوالي شهر مصر در راه طلسمي كردهاند كه مردم-را زحمت نرسانند و-ستور را-- و ب--هيچ جاي ديگر كسي-را زهره نباشد در اب شدن ب--يك تير پرتاب دور از شهر و گفتند المعز لدين الله لشكر خود-را بفرستاد و-بيامدند ان-جا كه امروز شهر قاهر-ه است و فرمود كه چون شما ان-جا رسيد سگي سياه پيش از شما در اب رود و بگذرد شما بر اث-ر ان سگ برويد و بگذريد بي انديشه-- گفتند كه سي هزار سوار بود كه بد انجا رسيدند همه بندگان او بودند ان سگ سياه همچنان پيش از لشكر در رفت و ايشان بر اثر او رفتند و از اب بگذشتند كه هيچ افريده را خللي ترسيد و هر گز كس نشان نداده بود كه-	50	-5058264680022117261	817	1475.0	640	920	88.8043441772461	155	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms053	false	-5835066943723821091	201	299	866	1280	1281	300	كسي سواره از رود نيل گذشته باشد و اين حال در تاريخ سنه ثلث و ستين و ثلثمايه بوده است و سلطان خود به راه دريا به كشتي بيامده است و ان كشتيها كه سلطان در او به مصر امده است چون نزديك قاهره رسيد تهي كردند و از اب اوردند و در خشكي-- رها كردند همچنان كه چيزي-- ازاد كنند وراوي ان قصه ان كشتيها را ديد هفت عدد كشتي است هر-يك به درازي صد و پنجاه ارش و-- در عرض هفتاد ارش و هشتاد سال بود تا ان جا نهاده بودند و در تاريخ سنه احدي	53	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms051	true	-7984497821617635190	0	90	0	407	1364	301	كسي سواره از رود نيل گذشته باشد و اين حال در تاريخ سنه ثلث وست--ن و ثلثمايه بوده است و سلطان خود ب--راه دريا بك--شتي بيامده است و ان كشتيها كه سلطان در او ب--مصر امده است چون نزديك قاهره رسيد نهي كردند و از اب اوردند و در خشگي15 رها كردند همچنان-كه چيزي16 ازاد كنند وراوي ان قصه ان كشتيها-را ديد هفت عدد كشتي است هر يك ب--درازي صد-و پنجاه ارش و18 در عرض هفتاد ارش و هشتاد سال بود تا ان-جا نهاده بودند و در تاريخ سنه احدي	51	-5058264680022117261	395	720.5	306	421	93.82422637939453	77	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms054	false	6467548392179860899	0	217	0	922	1303	300	ار-بعين و اربعمايه ------------------------------------------------بود كه راوي اين تحكايت ان جا رسيد و در وقتي كه المعز لدين الله بيامد در مصر سپاه-سالاري از ان خليفه- بغداد بود پيش معز امد به طاعت و معز با لشكر بدان موضع كه امروز قاهره است فرود امد و ان لشكرگاه را قاهره نام نهادند انچه ان لشكر ان جا را قهر كرد و فرمان داد تا هيچ كس از لشكر وي به شهر در نرود و به خانه -كسي فرو نيايد و بر ان دشت- مصري بنا فرمود و حاشيت خود را فرمود تا هر-كس سرايي و بنايي بين-اد افكند و ان شهري شد كه نظير ان كم باشد و تقدير كردم كه در اين شهر قاهره از بيست هزار دكان كم نباشد همه ملك سلطان و بسيار دكان هاست كه هريك را د رماهي ده دي-نار مغربي اجره است و از-دو دينار كم نباشد و كارو-انسراي و گرمابه و ديگر عقارات چندان است كه ان راحد و قياس نيست تمامت ملك سلطان كه هيچ افريده را عقار و ملك نباشد مگر سراها و ان چه خود كرده باشد و شنيدم كه در قاهره و مصر هشت هزار سر است از ان سلطان كه ان را به اجارت دهندد و هر-ماه كرايه ستانند و همه به مراد مردم به ايشان دهند و از ايشان ستانند نه ان كه بر كسي	54	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms051	true	-7984497821617635190	91	301	409	1364	1364	301	ار بعين و اربعمايه image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0098png بود كه راوي اين -حكايت ان-جا رسيد و در وقتي كه المعز لدين الله بيامد در مصر سپاه سالاري از ان خليفها بغداد بود پيش معز امد ب--طاعت و معز با لشكر بدان موضع كه امروز قاهره است فرود امد و ان لشگرگاه را قاهره نام نهادند انچه ان لشگر انحارا2- قهر كرد و فرمان داد تا هيچ-كس از لشكر وي ب--شهر در ترود و ب--خانها كسي فرو نيايد و بر ان دشت1 مصري بنا فرمود و حاشيت خود-را فرمود تا هر كس سراءي و بناءي 1بنياد افكند و ان شهري شد كه نظير ان كم باشد و تقدير كردم كه در اين شهر قاهره از پيست هزار دكان كم نباشد همه ملك سلطان و بسيار دكان-هاست كه هر يكرا در ماهي د ده بنار مغربي اجره است و از دو دينار كم نباشد و كارو انسراي و گرمابه و ديگر عقارات چندان است كه انرا حد و قياس نيست تمامت ملك سلطان كه هيچ افريده را عقار و ملك نباشد مگر سراها و ان-چه خود كرده باشد و شنيدم كه در قاهره و مصر هشت هزار سر-است از ان سلطان كه ان-را ب--اجارت دهند- و هر ماه كرايه ستانند و-همه بم --اد مردم باي--شان دهند و از ايشان ستانند نه ان-كه بر-كسي-	51	-5058264680022117261	867	1548.5	673	981	88.37920379638672	173	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms054	false	6467548392179860899	219	300	930	1303	1303	300	به تكليف كنند و قصر سلطان ميان شهر قاهره است و همه حوالي ان گشاده كه هيچ عمارتت بدان نه پيوسته است و مهندسان ان را مساحت كرده-اند برابر شهرستان ميارفارقين است و گرد بر گرد ان- گشوده است-- هر شب هزار مرد پاسبان اين قصر باشند پانصد سوار و پانصد پياده كه از نماز شام بوق و دهل و كاسه ميزنند و گردش--- ميگردند تا روز و چون از بيرون شهر بنگرند قصر سلطان چون------------------------------------------------ كوهي نمايد از بسياري عمارات-	54	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms052	true	2904775287945910887	1	85	6	429	1396	301	ب--تكليف كنند و-قصر سلطان ميان شهر قاهره است و همه حوالي ان گشاده كه هيچ عمار-ت بدان نه پيوسته است و مهندسان ان-را مساحت كرده اند برابر شهرستان ميا-فارقين است و گرد بر گرد ان1 گشوده است و هر شب هزار مرد پاسبان اين قصر باشند پانصد سوار و پانصد پياده كه از نماز شام بوق و دهل و كاسه ميزنند و گردش 12 ميگردند تا روز و چون از بيرون شهر بنگرند قصر سلطان چون image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0099png كوهي نمايد از بسياري عمارات	52	-5058264680022117261	367	669.5	290	429	85.54778289794922	73	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms055	false	8082771140874997716	0	228	0	992	1308	300	و ارتفاع ان اما از شهر هيچ نتوان ديد كه باروي ان عالي است و گفتند كه در اين قصر دوازده هزار خادم اجري خواره است و زنان و كنيزكان خود كه داند الا ان كه گفتند سي هزار ادمي در ان قصري است و ان دوازده كوشك است و اين حرم را ده دروازه است بر روي زمين هر يك را-نامي بدين تفصيل غير از ان كه در زير زمين است باب الذهب باب البحر باب السريج باب الزهومه باب السلام باب الز-برجد باب العبد باب الفتوح باب الزلاقه باب السريه و در زيرز-مين دري است كه سلطان سواره از ان جا بيرون رود و از شهر بيرون قصري ستخته است كه مخرج ان رهگذر در ان به قصر است و ان رهگذر را همه سقف محكم رزدهاند از حرم تا به كوشك و ديوار كوشك از سنگ تراشيده ساخته-اند كه گويي از يك پاره سنگ تراشيده اند و منظرها و ايوان هاي عالي بر-اورده و از اندرون دهليز دكانها بسته و همه اركان دولت و خادمان سياهان بوند و روميان و وزير شخصي باشد كه به زهد و ورع و امانت و صدق و علم و عقل از همه مستثني باشد و هرگز ان جا رسم شراب خوردن نبوده بود يعني به روزگار ان حاكم و در ايام وي هيچ زن از خانه بيرون نيامده بود و هيچ كسي مويز-- نساختني احتياط را نبايد كه از	55	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms052	true	2904775287945910887	85	301	429	1396	1396	301	و ارتفاع ان اما از شهر هيچ نتوان ديد كه باروي ان عاليس--ت و گفتند كه در اين قصر دوازده هزار خادم اجري خواره است و زنان و گنيزكان خود كه داند الا ان-كه گفتند سي هزار ادمي در ان قصر- است و ان دوازده كوشك است و اين حرم-را ده دروازه است بر روي زمين هر يك را نامي بدين تفصيل غير از ان-كه در-زير زمين است باب الذهب باب البحر باب السريج باب الزهومه باب السلام باب الز برجد باب العيد باب الفتوح باب الزلاقة باب السريه و در زير زمين دري است كه سلطان سواره از ان-جا بيرون رود و از شهر بيرون قصري ساخته است كه مخرج ان رهگذر در ان--- قصر است و ان رهگذر-را همه سقف محكم -زدهاند از حرم تا بك--وشك و ديوار كوشك از سنگ تراشيده ساخته اند كه گو-ي از يك پاره سنگ تراشيده-اند و منظرها و ايوان-هاي عالي بر اورده و از اندرون دهليز دكا-ها بسته و همه اركان دولت و خادمان سياهان بوند و روميان و وزير شخصي باشد كه ب--زهد و ورع و-امانت و صدق و علم و-عقل از همه مستثني باشد و هرگر ان-جا رسم شراب خوردن نبوده بود يعني ب--روزگار ان حاكم و در اتام وي هيچ زن از خانه بيرون نيامده بود و---- كسي مويز10 نساخت-ي احتياط را نبايد كه از-	52	-5058264680022117261	951	1752.0	741	999	95.19519805908203	185	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms055	false	8082771140874997716	228	300	992	1308	1308	300	ان سك كن-نند و هيچ كسي را زهره نبود كه شراب خورد و فقاع هم نخوردندي كه گفتند ي مست كننده است و مستحيل شده -------------------------------------------------------قاهره -پنج دروازه دارد باب النصر-- باب الفتوح باب القنطرة باب الزويلة باب الخليج و شهر بارو ندارد اما بناها مرتفع است كه از بارو قوي تر و عالي تر است و هر سراي و كوشكي حصاري است و بيش تر عمارات پنج اشكوب و شش اشكوب-	55	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms053	true	6975846209179591968	0	67	0	367	1513	302	ان سك11 كنند و هيچ كسي-را زهره نبود كه شراب خورد و فقاع هم نخوردندي كه گفتند-ي مست كننده است و مستحيل شده image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0100png صفت شهرقاهره1 پنج دروازه دارد باب النصرا2 باب الفتوح باب القنطرة باب الزويلة باب الخليج و-شهر بارو ندارد-اما بناها مرتفع است كه از بارو قويبر و--عالي تر است و هر سراي و كوشكي حصاري است و-بيش-تر عمارات پنج اشكوب و-شش اشكوب	53	-5058264680022117261	299	528.0	240	376	79.52127838134766	51	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms056	false	757034414973445886	0	263	0	1134	1278	300	باشد و اب خوردني از نيل باشد سقايان با شتر نقل كنند و اب چاهها هرچه به رود نيل نزديك تر باشد خودش باشد و هرچه دور از نيل باشد شور باشد و مصر و قاهره را گويند پنجاه هزار شتر راويه كش است كه سقايان اب كشند و سقايان كه اب بر پشت كشند خود جدا باشند به سبوهاي برنجين و خيكها در كوچه هاي تنگ كه راه شتر نباشد و اندر شهر در ميان س-اها باغچهها و اشجار باشد و اب از چاه دهند و در حرم سلطان حرم-ستان هاست كه از ان نيكوتر نباشد و دولابها ساخته-اند كه ان بساتين را اب دهد-- و بر سر بامها هم درخت نشانده-- باشند و تفرجگاهها ساخته و در ان تاريخ كه من ان جا بودم خانه اي كه زمين وي بيست گز در درواز-ه گز بود به پانزده دينار مغربي به اجارت داده بود در يك ماه-- چهار اشكوب بود سه از ان به كراء داده بودند و طبقه بالايين از خداونديش ميخواست كه هر ماه پنج دينار مغربي بدهد و صاحب خانه به وي نداد گفت كه------------------------------------------------ مرا بايد كه گاهي د ران جا باشم و مدت يك سال كه ما ان جا بوديم همانان دو بار در ان خانه نشد و ان سراها چنان بود از پاكيزگي و لطافت كه گويي از جواهر ساختهاند نه از گچ و اجر و سنگ و تمامت سراي هاي قاهره جدا جدا نهاده است چنان كه درخت و عمارت هيچ افريده بر ديوار غيري نباشد و هركه خواهد هر-گه كه بايدش خانه -خود باز تواند شكافت و عمارت كرد-كه هيچ مضرتي به ديگري نرسد	56	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms053	true	6975846209179591968	67	302	367	1513	1513	302	باشد و-اب خوردني از نيل باشد سقايان با شتر نقل كنند و-اب چاهها هرچه ب--رود نيل نزديك-تر باشد خو-ش باشد وه-رچه دور از نيل باشد شور باشد و-مصر و-قاهره-را گويند ينجاه هزار-شتر راويه كش است كه سقابان اب كشند و سقايان كه اب بري-شت كشند خود جدا باشند ب--سبوهاي برنجين وخ--كها در كوچ--هاي تنگ كه راء شتر نياشد و-اندر شهر در ميان سراها باغچ-ها و اشجار باشد و اب از چاه دهند و در حرم سلطان حرمبستان-هاست كه از ان نيكوتر نباشد و دولابها ساخته اند كه ان بساتين را اب دهد11 و بر-سر بامها هم درخت نشا-ده12 باشند و تفرجگاهها ساخته و در ان تاريخ كه من انجا- بودم خانه-اي كه زمين وي بيست گز در د-وازده گز بود ب--پانزده دينار مغربي باح--ارت داده بود در يك-ماه و چهار اشكوب بود سه از ان ب--كراء داده بودند و-طبقه بالاءين از خداونديش ميخواست كه هر ماه ينج دينار مغربي بدهد و صاحب خانه ب--وي نداد گفت كه image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0101png مرا بايد كه گاهي در ان-جا باشم و مدت يك-سال كه ما انجا- بوديم همانان دو بار در ان خانه نشد و ان سراها چنان بود از پاكيزگي و لطافت كه گوءي از جواهر ساختهاند نه از-گج و-اجر-و سنگ و-تمامت سراي-هاي قاهره جدا جدا نهاده است چنان-كه درخت و عمارت هيچ افريده بر-ديوار غيري نباشد وهر كه خواهد هر گه كه بايدش خانها خود باز تواند شكافت و عمارت كرد كه هيچ مضرتي ب--ديگري نرسد-	53	-5058264680022117261	1062	1848.0	838	1195	88.87029266357422	181	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms056	false	757034414973445886	265	299	1140	1277	1278	300	از شهر قاهره سوي مغرب بيرون شوي جوي بزرگي است كه ان را خليج گويند و ان را خليج را پدر سلطان كرده است و او را بر ان اب سيصد ديه خالصه است	56	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms054	true	2906494853702786706	1	29	5	133	1406	301	از شهر قاهره سوي مغرب بيرون شوي جوي بزرگي--ست كه ان-را خليج گويند و ان--- خليج-را پدر سلطان كرده است و او-را بر-ان اب سيصد ديه خالصه است	54	-5058264680022117261	128	224.5	100	137	93.43065643310547	22	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms057	false	-2728641892684239398	0	296	0	1262	1278	300	سر جوي-- از مصر بر-گرفته است وبه قاهره اورده و ان جا بگردانيده و پيش قيصر سلطان ميگذرد و دو كوشك بر سر ان خليج كردهاند يكي را از ان لوءلوء خوانند و-ديگري را جوهره و قاهره راچهار جامع است كه روز ادينه نماز كنند يكي را از ان ازهر گويند و جامع نور و جامع حاكم و جامع معز و اين جامع بيرون شهر است بر لب نيل و از مصر چون روي به قبله كنند به مطلع حمل بايد كرد و از مصر به قاهره كم از يك مطل باشد و مصر جنوبي است و قاهره شمالي و نيل از مصر ميگذرد و به قاهره رسد و بساتين و عمارات هر دو شهر به هم پيوسته است و تابستان همه دشت و صحرا چون دريايي باشد و بيرون از باغ سلطان كه بر سر-بالايي است كه ان پر نشود ديگر همه زير اب است-------------------------------------------------- صفت فتح خليج بدان وقت كه رود نيل وفا كند يعني از دهم شهر-يورماه تا بيستم ابان ماه قديم كه اب زايد باشد هژده گز ارفتاغ گيرد از ا-چه در زمستان بوده باشد و سر اين جويها و نهرها بسته باشد به همه ولايت پس اين نهر كه خليج ميگويند و ابتداي ان پيش شهر مصر است و به قاهره برمي گذرد و ان خاص سلطان است سلطان برنشيند و حاضر شود تا ان بگشايند ان وقت ديگر خليجها و نهرها و جويها بگشايند در همه ولايت و ان روزها بزرگ تر عيدها باشد و ان را ركوب فتح الخليج گويند چون موسم ان نزديك رسد بر سر ان جوي بارگاهي عظيم متكلف به جهت سلطان بزنند- از ديباي رومي همه به زر دوخته و به جواهر مكلل كرده با همه الات كه در ان جا باشد جنان كه صد سوار در سايه -ان بتوانند ايستا دف و در پيش	57	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms054	true	2906494853702786706	30	301	135	1406	1406	301	سر جوي11 از مصر بر گرفته است و بقا-هره اورده و ان-جا بگردانيده و-پيش ق-صر سلطان ميگذرد و دو كوشك بر سر ان خليج كردهاند يكي را از ان لءلها- خوانند و ديگري-را جوهره و قاهرهرا چهار جامع--ست كه روز ادينه نماز كنند يكي را از ان ازهر گويند و جامع نور و جامع حاكم وج-امع معز وا-ين جامع بيرون شهر است بر-لب نيل و-از مصر چون روي ب--قبله كنند ب--مطلع حمل بايد كرد و از مصر بقا--هره كم از يك ميل باشد و مصر جنوبيس--ت و قاهره شمالي و نيل از مصر ميگذرد و ب--قاهره رسد و بساتين و عمارات هر دو شهرب---هم پيوسته است و تابستان همه دشت و صحرا چون دريايي باشد و بيرون از باغ سلطان كه بر سر بالايي است كه ان پر نشود ديگر همه زير-اب است image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0102png 4 صفت فتح خليج بدان وقت كه رود نيل وفا كند يعني از دهم شهر يورماه تا-بيستم ابان-ماه قديم كه اب زايد باشد هژده گز ارتفاع گيرد از انچه در زمستان بوده باشد و سر اين جويها ونه-رها بسته باشد ب--همه ولايت يس اين نهر كه خليج ميگويند و ابتداي ان پيش شهر مصر است و بقا--هره بر ميگذرد و ان خاص سلطان--ست سلطان برنشيند و حاضر شود تا ان بگشايند ان-وقت ديگر خليجها و نهرها و جويها بگشايند در همه ولايت و ان روزها بزرگ-تر عيدها باشد و ان-را ركوب فتح الخليج گويند چون موسم ان نزديك رسد بر-سر ان جوي بارگاهي عظيم متكلف7 ب-جهت سلطان بزنند8 از-ديباي رومي همه ب--زر دوخته و ب--جواهر مكلل كرده با همه الات كه در ان-جا باشد چنان-كه صد سوار در سايها ان بتوانند ايستاد-- و در پيش-	54	-5058264680022117261	1177	2120.0	920	1321	89.09916687011719	221	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms058	false	-293897577197854827	1	300	9	1440	1440	300	--خرگاه ع--ظيم زده باشند و پيش از ركوب در اصطبل سه روز طبل و بوق و كوس زنند تا اسپان با ان اووازها-- الفت گيرند تا چون سلطان برنشيند ده هزار مركب به زين ز-ين و طوق و سرافسار مرصع ايستاده باشند همه نمد زين هاي ديباي رومي و بوقلمون چنانچه قاصدا بافته باشند و-- نه بريده و-نه دوخته و كتابه بر حواشي نوشته به نام سلطان مصر و-- بر هر اسبي زرهي يا-- جوشني افكنده و خودي بر كوهه -زين نهاده و هر-گونه سلاحي ديگر و بسيار شتران با كجاوه هاي اراسته و استران-- با عماره هاي اراسته همه به زر و جواهر مرصع كرده و به ----------------------------------------------مرواريد حليله هاي ان دوخته اورده باشند در اين روز خليج كه اگر صفت ان كننند سخن به تطويل انجامد و ان روز لشكر سلطان همه برنشينند گروه گروه و فوج فوج و هر قومي را نامي و كنيتي باشد گروهي را كتاميان گويند ايشان از قيروان در خدمت المعز لدين -----الله بودن- و گفتند بيست هزار سوار-ند و گروهي را باطليان- گويند مردم مغرب بودن- كه پيش ازا امدن سلطان به مصر امده بودن دگفتند پانزده هزار سوارند گروهي را مصامده ميگفتند ايشان سياهان--ند از زمين مصموديان- و گفتند بطست هزار مردهند و گروهي را مشارقه ميگفتند و ايشان تركان بودن د و عجميان سبب ن كه اصل ايشان تازي نب-ده است اگر چه ايشان بيشتر همان جا در مصر زادها-ند اما اسم ايشان از اصل مشتق بود گفتند ايشان ده هزار مرد بودند عظيم هيكل گروهي را عبيد الشراء- گويند ايشان بندگان درم خريده بودند گفتند ايشان سي هزار مردند گروهي را بدويان ميگف-تند مردمان حجاز بودند همه نيزه وران گفتند پنجاه هزار سوارند گروهي را استادان ميگفتند ه-ه خادمان بودند سفيد و سياه كه به نام خدمت خريده بودند و ا-شان سي هزار سوارند گروهي را سراييان ميگفتند-	58	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms055	true	-2602626779061949301	4	292	24	1505	1548	301	و خرگاه10 عظيم زده باشند و پيش از ركوب در اصطبل سه روز طبل و بوق و كوس زنند تا اسيان با ان ا-وازها11 الفت گيرند تا چون سلطان برنشيند ده هزار مركب ب--زين زرين و طوق و سرافسار مرصع ايستاده باشند همه نمد زين-هاي ديباي رومي و بوقامون چنانچه قاصدا بافته باشند و15 نه بريده و نه دوخته و كتابه بر حواشي نوشته ب--نام سلطان مصر و16 بر-هر اس-ي زرهي يا17 جوشني افكنده و خودي بر-كوهها زين نهاده و هر گونه سلاحي ديگر و بسيار شتران با كجاو--هاي اراسته و استران20 با عمار-يهاي اراسته همه ب--زر و جواهر مرصع كرده image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0103png و بمرواريد حليه---اي ان دوخته اورده باشند در اين روز خليج كه اگر صفت ان كنند--سخن ب--تطويل انجامد و ان روز لشكر سلطان همه بر نشيند گروه گروه و فوج فوج و هر قومي-را نامي و كنيتي باشد گروهي را كتاميان گويند ايشان از قيروان در خدمت المعز لدين الله امده بودند و گفتند بيست هزار سواراند و گروهي را باطليان5 گويند مردم مغرب بودند كه پيش از6 امدن سلطان ب--مصر امده بودند گفتند پانزده هزار سوارند گروهي-را مصامده ميگفتند ايشان سياهان اند از زمين مصموديان7 و گفتند بيست هزار مرد-ند و گروهي-را مشارقه ميگفتند و ايشان تركان بودن-د و عجميان سبب انكه اصل ايشان تازي نبوده است اگر-چه ايشان بيشتر هماي-جا در مصر زاده اند اما اسم ايشان از اصل مشتق بود گفتند ايشان ده هزار مرد بودند عظيم هيكل گروهي-را عبيد الشراء8 گويند ايشان بندگان درم خربده بودند گفتند ايشان سي هزار مردند گروهي را بدويان مي گفتند مردمان حجاز بودند همه نيزه وران گفتند پنجاه هزار سوارند گروهي را استادان ميگفتند همه خادمان بودند سفيد و سياه كه ب--نام خدمت خريده بودند و ايشان سي هزار سوارند گروهي را سراييان ميگفتند	55	-5058264680022117261	1368	2476.5	1096	1514	90.35667419433594	230	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms059	false	-3060419840081722273	9	300	42	1355	1355	300	ايشان را سپاهسلالاري باشد جداگانه كه تيمار ايشان دارد و ايشان هر قومي به سلاح ولايت خويش كار كنند ده هزار مرد بودند-- گروهي را زنوج ميگفتند ايشان همه به شمشير جنگ كنند و پس گفتند ايشان سي هزار مردند و اين همه لشكر------------------------------------------------ روزي خوار سلطان بودند و هريك را به قدر مرتبه مرسوم و مشاهره معين بود كه هرگز براتي به يك دينار بر هيچ عامل و رعيت ننوشتندي الا ان كه عمال انچه مال ولايت ب-ودي سال به سال تسليم خزانه كردندي و ازخز-انه به وقت معين ارزاق ان لشكر--- بدادندي چنان كه هيچ علمدار و رعيت را از تقاضاي- لشكري رنجي نرسيدي و گروهي ملك زادگان و پادشاه زادگان اطراف عالم بودند كه ان جا رفته بودند و-ايشان را از حساب لشكري و سپاهي نشمردندي از مغرب و يمن و روم و صقلاب و---نوبه و حبشه و ابناي خسرو دهلي و دمارد ايشان به ان جا رفته بودند و فرزندان شاهان گرجي و ملك زادگان ديلميان و پسران خاقان تركستان و ديگر طبقات اصناف مردم چون فضلا و ادبا و شعرا و فقها بسيار ان جا حاضر بودند و همه را ارزاق معين بود و هيچ بزرگ زاده را كم از پانصد دينار ارزاق نبود و ببود كه دوه-زار دينار مغربي بود و هيچ كار ايشان -را نبودي الا ان كه چون وزير بر-- نشستي رفتندي-- سلام كردندي و باز به جاي خود شدندي اكنون با سر حديث فتح خليج رويم ان روز كه بامداد سلطان به فتح خليج بيرون خواست- شد ده هزار مرد به مزد گرفتندي كه هر-يك از ان جنيبتان كه ذكر كرديم يكي را به دست --گرفته بودي و صد صد ميكشيدندي و در پيش بوق و دهل و سرنا نمي زدند ي و فوجي از لشكر برعقب ايشان ميشدي از در حرم-	59	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms056	true	-3338154164749022657	0	274	0	1340	1466	301	ايشان-را سپاهس-الاري باشد جداگانه كه تيمار ايشان دارد و ايشان هر قومي ب--سلاح ولايت خويش كار كنند ده هزار مرد بودند13 گروهي را زنوج ميگفتند ايشان همه ب--شمشير جنگ كنند و يس گفتند ايشان سي هزار مردند و اين همه لشكر image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0104png روزي خوا- سلطان بودند و هر يكرا ب--قدر مرتبه مرسوم و مشاهره معين بود كه هرگر بياتي ب--يك دينار بر هيچ عامل و رعيت ننوشتندي الد ان-كه عمال انچه مال ولايت1 بودي سال ب--سال تسليم خزانه كردندي و از خزانه ب--وقت معين ارزاق ان لشكر 12 بدادندي چنان-كه هيچ عملدار و رعيت را از تقاضاي4 لشكري رنجي برسيدي و گروهي ملك-زادگان و پادشاه-زادگان اطراف عالم بودند كه ان-جا رفته بودند و ايشانرا- از حساب لشكري و سپاهي نشمردندي از مغرب و -من و روم و صقلاب 7 و نوبه و حبشه و ابناي خسرو دهلي و -مادر ايشان ب---ابجا رفته بودند و فرزندان شاهان گرجي و ملك-زادگان دياميان و يسران خاقان تركستان و ديگر طبقات اصناف مردم چون فضلا و ادبا و شعرا و فقها بسيار ان-جا حاضر بودند و همه-را ارزاق معين بود و هيچ بزرگ-زاده-را كم از پانصد دينار ارزاق نبود و ببود كه دو هزار دينار مغربي بود و1هيچ كار ايشان ارا نبودي الا ان-كه چون وزير بر11 نشستي رفتندي12 سلام كردندي و باز ب--جاي خود شدندي اكنون با سر حديث فتح خليج رويم ان روز كه بامداد سلطان ب--فتح خليج بيرون خواستي شد ده هزار مرد--- مزد گرفتندي كه هر يك از ان جنيبتان كه ذكر كرديم يكي را ب--دست14 گرفته بودي و صد صد ميكشيدندي و در پيش بوق و دهل و سرنا -مي-زدند-ي و فوجي از لشكر ر عقب ايشان ميشدي از در حرم	56	-5058264680022117261	1241	2219.5	982	1384	89.66763305664062	219	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms060	false	6168406136919646468	26	300	122	1341	1341	300	مهدها و مرقدها------------------------------------------------ بكشيدندي و ازپ-س ايشان استران با عمراي ها ان وقت سلطان از همه لشكرها و جنيبتها دو ر ميامد مردي جوان تمام هيكل پاك صورت از فرزندان امير-المومنين حسين بن علي بن ابي طالب صلوات الله عليهما و موي سر سترده بودي بر استري نشسته بود زين و لگامي بي تكلف چنان كه زر وس يم بر ان بنبود و خويشتن پيراهني پوشي-ه سفيد با فوطه اي فراخ بزرگ چنان كه در بلاد عرب رسم است و به عجم دراعه مي--گويند و گفتند ان پيراهن را ديبقي-- ميگويند و قيمت ان ده هزار دينار باشد و عمامه اي هم از ان رنگ بر سر بسته-- و همچنين تازيانه اي عظيم قيمتي در دست گرفته و در-پيش او سيصد مرد ديلم ميرفت همه پياده و-- جامه هاي زربفت رومي پوشيده و ميان بسته استين هاي فراخ به رسم مردم مصر همه با زوپينها و--------------------------------------------------------------------------------- تيرها و پايتابها پيچيده و مظله داري با سلطان ميرود بر اسپي نشسته و دستاري زرين و تيرها و پايتابها پيچيده و مظله داري با سلطان ميرود بر اسپي نشسته و دستاري زرين مرصع بر سر او و-- دستي جامه پوشيده كه قيمت ان ده هزار دينار زر مغربي باشد و ان چتر كه به دست دارد به تكلفي عظيم همه مرصع و مكلل هيج-- سوار ديگر با سلطان نباشد و-- در پيش او اين ديلميان بودند-- و بر دست راست و چپ او چندين مجمره دار ميروند از خادمان و عنبر و عود ميسوزند و رسم ايشان ان بود كه هر كجا سلطان به مردم رسيدي او را سجده كردندي و صلوات دادند ي از پس او وزير ميامدي با قاضي القضاة و فوجي انبوه از اهل-	60	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms057	true	932987072695999154	0	243	0	1184	1477	302	مهدها و مرقدها image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0105png بكشيدندي و از يس ايشان استران با عماري-ها ان-وقت سلطان از همه لشكرها و جنيبتها دورم--يامد مردي جوان تمام هيكل پاك صورت از فرزندان امير المءمنين حسين بن علي بن ابي طالب صلوات الله عليهما و موي سر سترده بودي بر استري نشسته بود زين و لگامي بي تكلف چنان-كه زر و سيم بر ان -نبود و خويشتن پيراهني پوشيده سفيد با فوطه-اي فراخ بزرگ چنان-كه در بلاد عرب رسم است و ب--عجم دراعه مي1 گويند و گفتند ان پيراهن را ديبقي11 ميگويند و قيمت ان ده هزار دينار باشد و عمامه-اي هم از ان رنگ بر-سر بسته12 و همچنين تازيانه-اي عظ-م قيمتي در دست گرفته و در پيش او سيصد مرد ديلم ميرفت همه پياده و13 جامه-هاي زربفت رومي پوشيده و ميان بسته استين-هاي فراخ ب--رسم مردم مصر همه با زوپينها وتيرها15 و پايتابها16 پيچيده و مظله داري با سلطان ميرود بر اسپي نشسته و17 دستاري ز-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------رين مرصع بر سر او18 و دستي جامه پوشيده كه قيمت ان ده هزار دينار زر مغربي باشد و ان چتر كه ب--دست دارد ب--تكلفي عظيم همه مرصع و مكلل و هيچ سوار ديگر با سلطان نباشد و21 در پيش او اين دياميان بودند32 و بر-دست راست و چپ او چندين محمره-دار ميروند از خادمان و عنبر و عود ميسوزند و رسم ايشان ان بود كه هر كجا سلطان بم--ردم رسيدي او-را سجده كردندي و صلوات دادند-ي از يس او وزير ميامدي با قاضي القضاة و فوجي انبوه از اهل	57	-5058264680022117261	1017	1717.0	800	1369	74.28780364990234	186	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms061	false	4387615391128222814	0	60	0	253	1289	300	علم و اركان دولت و سلطان برفتي تا ان جا كه شراع زده بودند و برسر------------------------------------------------بند خليج يعني فم النهر و سواره در زير ان بايستادي ساعتي بعد از ان خشت زوپيني به دست سلطان دادندي تا بر اين --بند زدي و مردم به تعجيل به كلنگ و بيل و مخرفه ان بند را بر دريدندي اب خود كه بالا	61	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms057	true	932987072695999154	243	302	1184	1477	1477	302	علم و اركان دولت و سلطان برفتي تا ان-جا كه شراع زده بودند image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0106png بر سر بند خليج يعني فم النهر و-سواره در زير ان بايستادي ساعتي بعد از ان خشت زوييني ب--دست سلطان دادندي تا بر اين 3 بند زدي و مردم ب--تعجيل ب--كلنگ و بيل و مخرفه ان بند-را بر دريدندي اب خود كه بالا-	57	-5058264680022117261	236	413.0	184	303	77.88778686523438	45	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms061	false	4387615391128222814	60	300	253	1289	1289	300	گرفته باشد قوت كند و به يكبار فرو رود و به خليج اندر افتد اين روز همه خلق مصر و قاهره به نظاره- ان فتح خليج امده باشند و انواع بازي هاي عجيب بيرون اورند و اول كشتي كه در خليج افكنده باشد ج--ماعتي اخراسان-- كه به پارسي گنگ و لال ميگويند در ان كشتي نشانده باشند مگر ان را به فال داشته بودهاند-- و ان روز سلطان ايشان را صدقات فرمايد و بيست و يك كشتي بود از ان سلطان كه ابگيري نزديك قصر سلطان ساخته بودند چندان كه دو سه ميدان و ان-- كشتيها هر يك را مقدار پنجاه گز طول-- و بيست گز عرض بود همه به تكلف با زر --و سيم و جواهر و ديباها-- اراسته كه اگر صفت ان كنند اوراق بسيار نوشته شود و بيش تر اوقات ان-- كشتيها را در ان-- ابگير چنان كه استر --در استرخانه- بسته بودندي و باغي بود سلطان را به دو فرسنگي شهر كه ان را عين الشمس ميگفتند و چ--شمه اي--- نيكو در ان جا و باغ را خود به چشمه باز ميخوانند و ميگويند كه ان --باغ فرعون بوده است وبه نزديك ان عمارتي كهنه-- ديدم چهار پاره سنگ بزرگ هر يك چون مناره اي و سي گز قايم ايستاده و از سرهاي ان قطرات اب-چكان و هيچ ------------------------------------------------كس نمي دانست كه ان چيست و در -باغ درخت بلسان بود ميگفتند پدران ان سلطان از مغرب ان تخم بياوردند و ان جا بكشتند و در همه-	61	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms058	true	3526574337282081380	0	219	0	1082	1475	301	گرفته باشد قوت كند و ب--يكبار فرو رود و بخل--يج اندر افتد اين روز همه خلق مصر و قاهره ب--نظارها ان فتح خليج امده باشند-و انواع بازي-هاي عجيب بيرون اورند و اول كشتي كه در خليج افكنده باشد10 حماعتي اخر-سان11 كه ب--پارسي گنگ و لال ميگويند در ان كشتي نشانده باشند مگر ان-را ب--فال داشته بودهاند13 و ان-روز سلطان ايشان-را صدقات فرمايد و بيست و يك كشتي بود از ان سلطان كه ابگيري نزديك قصر سلطان ساخته بودند چندان-كه دو سه ميدان و ان13 كشتيها هر يك-را مقدار پنجاه گز طول14 و بيست گز عرض بود همه ب--تكلف با زر15 و سيم و جواهر و ديباها16 اراسته كه اگر صفت ان كنند اوراق بسيار نوشته شود و بيش-تر اوقات ان17 كشتيها-را در ان18 ابگ-ر چنان-كه استر19 در استرخانه2 بسته بودندي و باغي بود سلطان-را ب--دو فرسنگي شهر كه ان-را عين الشمس ميگفتند و21 چشمه اي اب نيكو در ان-جا و باغ-را خود بچ--شمه باز ميخوانند و ميگويند كه ان23 باغ فرعون بوده است و بنز-ديك ان عمارتي كهنه23 ديدم چهار پاره سنگ بزرگ هر يك چون مناره اي و سي گز قاءم ايستاده و از سرهاي ان قطرات اب چكان image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0107png و1 هيچكس نمي-دانست كه ان چيست و در2 باغ درخت بلسان بود ميگفتند پدران ان سلطان از مغرب ان تخم بياوردند و ان-جا يكشتند و در-همه	58	-5058264680022117261	978	1714.5	772	1118	87.4776382446289	167	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms062	false	-4156288070435966143	0	95	0	410	1350	300	افاق جايي---- نيست و به مغرب نيز نشان نمي دهند و ان را هرچند تخم هست اما هر كجا ميكارند نمي رويد و اگر ميرويد روغن حاصل نمي شود و درخت ان چون درخت مورد است كه چون بالغ ميشود شاخه هاي ان را به تيغي خسته ميكنند و شيشه اي بر هر موضعي ميبندند تا اين دهونه همچنان كه صمغ از ان جا بيرون ميايد چون دهن تمام بيرون ايد درخت خشك ميشود و چوب ان را باغبانان به شهر اورند و بفروشند پوستي سطبر باشد كه چون از ان جا باز ميكنند و	62	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms058	true	3526574337282081380	219	301	1082	1475	1475	301	افاق جاي ديگر نيست و ب--مغرب نيز نشان مي--دهند و ان-را هرچند بخم هست اما هر كحا ميكارند تمير-ويد و اگر ميرويد روغن حاصل تميشو-د و درخت ان چون درخت مورد--ست كه چون بالغ ميشود شاخ--هاي ان-را ب--تيغي خسته ميكنند و شيشه اي بر هر موضعي ميبندند تا اين دهونه همچنان-كه صمغ از ان-جا بيرون ميايد چون دهن تمام بيرون ايد درخت خشگ ميشود و چوب ان-را باغبانان ب--شهر اورند و بفروشند پوستي سطبر باشد كه چون از ان-جا باز ميكنند و-	58	-5058264680022117261	378	671.0	298	414	91.3043441772461	63	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms062	false	-4156288070435966143	95	300	410	1350	1350	300	ميخورند طعم لوز دارد و از بيخ ان درخت سال ديگر شاخهها برمي ايد و همان عمل با ان ميكنند شهر قاهره را ده محلت است واي-شان محلت را حاره مي--گويند و اسامي ان اين است اول حاره برجوان جاره زويله حاره الجودريه-- حاره الامرا حراه- الديالمه حاره الروم حاره الباطليه قصر الشوك عبيد الشري حاره المصامده صفت شهر مصر بر بالايي--- نهاده و جانب مشرقي شهر كوه است اما نه بلند بلكه سنگ هاست و پشت ---هاي سنگين و بر كناره شهر مسجد طولون است بر سر-بلندي و دو ديوار محكم كشيده كه جز ديوار امد و ميار فاتين به از ا ن----------------------------------------------- نديدم و ان را اميري از ان- عباسيان كرده است كه حاكم مصر بوده است وبه روزگار حاكم بامر-الله كه جد اي- سلطان بود فرزندان اين طولون بيامدهاند و اين مسجد را به سي هزار دينار مغربي فروختند و بعد از مدتي ديگر مناره اي كه در اين مسجد است نفروخته به كندن گرفتند حاكم فرستاده است كه شما به من فروخته ايد چگونه خراب ميكنيد گفتند-- ما مناره را-- نفروخته ايم و-- پنج هزار دينار به ايشان داد و مناره را هم بخريد و سلطان ماه رمضان ان جا نماز كردي و-- روزهاي جمعه و شهر مصر از بيم اب-	62	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms059	true	-483990291568076434	0	193	0	988	1478	301	ميخورند طعم لوز دارد و از بيخ ان درخت سال ديگر شاخ-ها بر ميايد و همان عمل با ان ميكنند شهر قاهره را ده محلت است و ايشان محلت-را حاره مي1 گويند و اسامي ان اين--ست اول حارة برجوان حارة زويله حارة الجودريه12 حارة الامراء حارة الديالمه حارة الروم حارة الباطليه قصر الشوك عبيد الشري حارة المصامده صفت شهر مصر بر-بالاءي115 نهاده و جانب مشرقي شهر كوه است اما نه بلند بلكه سنگ-هاست16 و17 يشتهاي سنگين و بر كناره شهر مسجد طولون است بر سر بلندي و دو ديوار محكم كشيده كه جز ديوار امد و ميافارق-ين به از ان image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0108png نديدم و ان-را اميري از ان2 عباسيان كرده است كه حاكم مصر بوده است و ب-روزگار حاكم بامر الله كه جد اين سلطان بود فرزندان اين طولون بيامدهاند و اين مسجد-را ب--سي هزار دينار مغربي فروختند و بعد-از مدتي ديگر مناره-اي كه در اين مسجد--ست نفروخته ب--كندن گرفتند حاكم فرستاده است كه شما10- من فروخته ايد چگونه خراب ميكنيد كفتند11 ما مناره را12 نفروخته-ايم و13 پنج هزار دينار باي--شان داد و مناره-را هم بخريد و سلطان ماه رمضان ان-جا نماز كردي و16 روزهاي حمعه و شهر مصر از بيم اب	59	-5058264680022117261	879	1542.0	697	1012	86.85770416259766	148	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms063	false	-1369202273807568129	0	119	0	504	1297	300	بر سر-بالايي نهاده است و وقتي سنگ هاي بلند بزرگ بوده است همه را بشكستند و هموار كردند و اكنون ان چنان جايها را عقبه گويند و چون از دور شهر مصر را نگاه كنند پندارند كوهي است و خانه هاي هست كه چهارده طبقه از بالاي يكديگر است و خانه هاي هفت طبقه و از ثقات شنيدم كه شخصي بر بام هفت طبقه باغچه اي كرده بود و گوساله اي ان جا برده و پرورده تا بزرگ شده بود و ان جا دولابي ساخته كه اين گاو ميگردانيد و اب از چاه برمي كشيد و بر ان بام درخت هاي نارنج و ترنج و موز و غيره كشته و همه در-بار امده و گل و سپرغمها --همه نوع	63	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms059	true	-483990291568076434	193	301	988	1478	1478	301	بر سر بالاءي نهاده است و وقتي سنگ-هاي بلند بزرگ بوده است همه-را بشكستند و هموار كردند و اكنون ان-چنان جايها-را عقبه گويند و چون از دور شهر مصر-را نگاه كنند پندارند كوهي--ست و خانه--اي هست كه چهارده طبقه از بالاي يكديگر است و خانه--اي هفت طبقه و از ثقات شنيدم كه شخصي بر بام هفت طبقه باغچه-اي كرده بود و گوساله-اي ان-جا برده و پرورده تا بزرگ شده بود و ان-جا دولابي ساخته كه اين گاو ميگردانيد و اب از چاه بر ميكشيد و بر ان بام درخت-هاي نار-ج و ترنج و موز و غيره كشته و همه در بار امده و گل و سپرغمها24 همه نوع-	59	-5058264680022117261	481	868.0	378	508	94.6850357055664	90	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms063	false	-1369202273807568129	119	300	504	1297	1297	300	كشته و از بازرگاني------------------------------------------------ معتبر شنيدم كه بسي سراهاست در مصر كه در او حجره هاست به رسم مستغل يعني به- كرايه- دادن كه مساحت ان سي ارش در سي ارش باشد- سيصد و پنجاه تن در ان باشند وبازارها و كوچهها در ان جاست كه داءما قناديل سوزد چون كه هيچ روشنا-ي در ان جا بر زمين نيفتد و رهگذر مردم باشد و در -شهر مصر غير قاهره هفت جامع است چنان كه به هم پيوسته- و به ره دوشهر پانزده مسجد ادينه است كه-روزهاي جمعه هر --جاي خطبه و جماعت باشد ف در ميان -ازار مسجدي است كه ان را باب الجوامع گويند و ان را- عمرو عاص ساخته است به روزگاري كه از دست معاويه امير مصر بود و ان مسجد به چهار-صد عمود رخام قايم است و ان ديوار كه محراب بر اوست سرتاسر تخته هاي رخام سپيد است و جميع-- قران بر ان تختهها به خطي زيبا نوشته و ازبيرون به چهار حد مسجد بازارهاست و درهاي مسجد در ان گشاده و مدام در ان مدرسان و-- مقربان نشسته و سياحتگاه-- ان شهر بزرگ ان مسجد-	63	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms060	true	-4298051467738195967	0	169	0	835	1473	302	كشته و از بازرگاني image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0109png معتبر شنيدم كه بسي سراهاست در مصر كه در او حجره-هاست ب--رسم مستغل يعني به1 كرايه2 دادن كه مساحت ان سي ارش در سي ارش باشد4 سيصد و پنجاه تن در ان باشند وبازارها و كوچهها در ان-جاست كه داءما قناديل سوزد چونكه6 هيچ روشناءي در ان-جا بر زمين نيفتد و رهگذر مردم باشد و در9 شهر مصر غير قاهره هفت جامع است چنان-كه ب--هم پيوسته1 و بهر دو -شهر پانزده مسجد ادينه است كه روزهاي حمعه در هرجاي خطبه و جماعت باشد --در ميان بازار مسجدي--ست كه ان-را باب الجوامع گويند و انرا12 عمرو عاص ساخته است ب--روزگاري كه از دست معاويه امير مصر بود و ان مسجد ب--چهار صد عمود رخام قاءم است و ان ديوار كه محراب بر اوست سرتاسر تختهاي13 رخام سپيد است و جميع14 قران بر ان تخت-ها ب--خطي زيبا نوشته واز بيرون چ---هار حد مسجد بازارهاست و درهاي مسجد در ان گشاده و مدام در ان مدرسان و12 مقريان نشسته و سياحتگاه17 ان-شهر بزرگ ان مسجد	60	-5058264680022117261	744	1302.5	585	860	86.51162719726562	129	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms064	false	-2871695474158759525	0	144	0	604	1278	300	در ان گشاده و مدام در ان مدرسان و-- مقريان نشسته و سياحتگاه-- ان شهر بزرگ ان مسجد است و هرگز نباشد كه در او كم تر از پنج هزار خلق باشد چه از طلاب علوم و چه--- غريبان-- و چه از كاتبان كه چك و قباله نويسند و غر- ان و ان-- مسجد را-- حاكم از فرزندان عمر و عاص بخريد كه نزديك او-رفته بودن--------------------------------------------------------------------------------------------------------د و گفتند- ما-محتاجيم و درويش و م-سجد پدر ما كرده است اگر سلطان اجازت دهد بكنيم و سنگ و خشت ان بفروشيم پس حاكم صد هزار دطنار به ايشان داد و ان-- بخريد و همه اهل مصر را بر اين گواه كرد و بعد از ان بسيار عمارات عجيب در ان جا بكرد و بفرمود و- از جمله چراغداني نقره گين ساختند شانزده پهلو چنان كه بر -پهلوي از او يك ارش و نيم باشد چنان----- كه چراغدان	64	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms060	true	-4298051467738195967	152	302	754	1473	1473	302	در ان گشاده و مدام در ان مدرسان و12 مقريان نشسته و سياحتگاه17 ان-شهر بزرگ ان مسجد است و هرگز نباشد كه در او كم-تر از پنج هزار خلق باشد چه از طلاب علوم و چه از غريبان18 و چه از كاتبان كه چك و قباله نويسند و غير ان و-ان19 مسجد-را20 حاكم از فرزندان عمر-و عاص بخريد كه نزديك او رفته بودند و image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0110png حاكم از فرزندان عمرو عاص بخريد كه نزديك او رفته بودند و گفتند1 ما محتاجيم و درويش و2 مسجد پدر ما كرده است اگر سلطان اجازت دهد بكنيم و سنگ و خشت ان بفروشيم پس حاكم صد هزار دينار ب--ايشان داد و انرا بخريد و همه اهل مصر-را بر اين گواه كرد و بعد-از ان بسيار عمارات عجيب در ان-جا بكرد و بفرمود و3 از جمله چراغداني نقر--گين ساختند شانزده پهلو چنان-كه بر4 پهلوي از--و يك ارش و نيم باشد چنانكه داءره چراغدان-	60	-5058264680022117261	581	1028.0	453	735	79.04762268066406	107	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms064	false	-2871695474158759525	144	300	604	1278	1278	300	بيست و چهار ارش باشد و هفتصد و-اند چراغ در وي ميافروزند در شب هاي عزيز و گفتند وزن ان بيست و پنج قنطار نقره است هر قنطار صد رطل و هر رطل صد و چهل وچ-هار درهم نقره است و ميگويند كه چون اين چراغدان ساخته شد به هيچ در در نمي گنجيد از درهاي جامع از بزرگي كه بود تا دري فرو گرفتند و ان را در سمجد بردند و باز در را نشاندند و هميشه در اين مسجد ده تو حصير رنگين نيكو بر بالاي يكديگر گسترده باشد و هر شب زياده از صد قنديل افروخته و محكمه قاضي القضاة در اين مسجد باشد و بر جانب شمالي مسجد بازاري است كه ان را سوق القناديل خوانند در-هيچ بلاد چنان بازاري نشان نمي دهند هر ظرايف-- كه در عالم باشد ان جا يافت ميشود و ان جا التها ديدم كه از دهل ساخته بودند -ون صندوقچه و شانه و دسته- كارد و غيره-	64	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms061	true	677859657936141288	0	150	0	666	1393	301	بيست و چهار ارش باشد و هفتصد و اند چراغ در وي ميافروزند در شب-هاي عزيز و گفتند وزن ان بيست و پنج قنطار نقره است هر قنطار صد رطل و هر رطل صد و چهل و چهار درهم نقره است و --گويند كه چون اين چراغدان ساخته شد ب--هيچ در در نمي-گنجيد از درهاي جامع از بزرگي كه بود تا دري فرو گرفتند و ان-را در مسجد بردند و باز در-را نشاندند و هميشه در اين مسجد ده تو حصير رنگين نيكو بر بالاي يكديگر گسترده باشد و هر شب زياده از صد قنديل افروخته و محكمه قاضي القضاة در اين مسجد باشد و بر جانب شمالي مسجد بازاري--ست كه ان-را سوق القناديل خوانند در هيچ بلاد چنان بازاري نشان تمي-دهند هر ظراءف 4 كه در عالم باشد ان-جا يافت --شود و ان-جا التها ديدم كه از دهل ساخته بودند چون صندوقچه و شانه و دستها كارد و غيره	61	-5058264680022117261	653	1206.5	508	682	95.747802734375	132	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms065	false	5000465620254793233	3	154	8	671	1315	300	بلور سخت نيكو ديدم و استادان نغز ان را ميتراشيدند و ان را از مغرب اورده بون-د و ميگفتند در اين نزديكي در درياي قلزم بلوري پديا امده است كه لطيف تر و شفاف تر از بلور مغربي است و دندان فيل ديدم كه از زنگبار اورده بودند از ان بسيار -بود كه زيادت از دويست من بود و- يك عدد پوست گاو اورده بودند از حبشه كه همچو پوست پلنگ بود و از ان نعلين ميسازند و از حبشه مرغ خانگي اوردهاند كه نيك بزرگ باشد و نقطه هاي سپيد بر وي و بر سر كلاهي دارد بر مثال طاوس و در مصر عسل بسيار خيزد و شكر هم روز سيم دي ماه قديم از سال چهار-صد و شانزده عجم اين ميوهها و سپرغمها به يك روز ديدم كه ذكر ميرود و-هي هذه گل سرخ نيلوفر نرگس ت------رنج ليمو مركب-- سيب ياسمن شاه سپرغم به-- انار امرود خربوزه-- دستبون-ه موز	65	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms061	true	677859657936141288	155	300	721	1388	1393	301	بلور سخت نيكو ديدم و استادان نغز ان-را ميتراشيدند و ان-را از مغرب اورده بودند و ميگفتند در اين نزديكي در درياي قلزم بلوري پديد امده است كه لطيف-تر و شفاف-تر از بلور مغربي--ست و دندان فيل ديدم كه از زنگبار اورده بودند از ان بسيار3 بود كه زيادت از دويست من بود و4 يك عدد پوست گاو اورده بودند از حبشه كه همچو پوست پلنگ بود و از ان نعلين --سازند و از حبشه مرغ خانگي اوردهاند كه نيك بزرگ باشد و نقط--هاي سپيد بر وي و بر سر كلاهي دارد بر مثال طاوس و در مصر عسل بسيار خيزد و-شكر هم روز سيم دي-ماه قديم از سال چهار صد و شانزده عجم اين ميوهها و سپرغمها ب--يك روز ديدم كه ذكر ميرود و هي هذه گل سرخ نيلوفر نركس بربج نارنج ليمو مركب10 سيب ياسمن شاه سپرغم به11 انار امرود خربوزه12 دستنبويه موز	61	-5058264680022117261	641	1180.0	500	681	94.12628173828125	124	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms065	false	5000465620254793233	154	300	671	1315	1315	300	بليله -تر خرما ي تر انگور نيشكر بادنجان كدوي تر ترب شلغم كرنب باقلاي --تر خيار بادرنگ پياز تر سير تر جزر چغندر هر كه انديشه كند كه-اين انواع ميوه و رياحين كه بعضي خريفي است و بعضي ربيعي و ب--عضي صيفي و بعضي شتوي چگونه جمع بوده باشد همانا قبول نكند فاما مرا در اين غرضي نبوده و ننوشتم الا ان چه ديدم و بعضي كه شنيدم و نوشتم عهده- ان بر من نيست چه ولايت مصر وسعتي دارد عظيم همه نوع هواست از سردسير------------------------------------------------ و گرمسير و از همه- اطراف هر-چه باشد به شهر اورند و بعضي در بازارها مي-فروشند و به مصر سفاليه سازند از همه نوع چنان لطيف و-شفاف كه دست چون--- بيرون نهند از اندرون بتوان ديد از كاسه و قدح و طبق و غيره و رنگ كنند ان را چنان كه رنگ بوقلمون را ماند چنان كه از هر جهتي-	65	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms062	true	-5865205176591277199	0	140	0	690	1423	301	بليلها تر خرماي--تر انگور نيشكر بادنجان كدويب-ر ترب شلغم كرنب باقلاي14 تر خيار بادرنگ پياز-تر سير-تر جزر جغندر هر كه انديشه كند كه اين انواع ميوه و رياحين كه بعضي خريفي است و بعضي ربيعي و16 بعضي صيفي و بعضي شتوي چگونه جمع بوده باشد همانا قبول نكند فاما مرا در اين غرضي نبوده و ننوشتم الا ان-چه ديدم و بعضي كه شنيدم و نوشتم عهدها ان بر من نبست چه ولايت مصر وسعتي دارد عظيم همه نوع هواست از سردسير image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0112png و گرمسير و-از همه1 اطراف هر چه باشد ب--شهر اورند و بعضي در بازارها مي فروشند و ب--مصر سفاليه سازند از همه نوع چنان لطيف و شفاف كه دست چون بر بيرون -هند از اندرون بتوان ديد از كاسه و قدح و طبق و غيره و-رنگ كنند ان-را چنان-كه رنگ بوقلمون-را ماند چنان-كه از هر جهتي	62	-5058264680022117261	619	1101.5	491	707	87.55303955078125	114	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms066	false	3717787535837966995	0	174	0	753	1262	300	كه بداري رنگ دير ن-مايد و ابگينه سازند كه به صفا و پاكي به زبرجد- ماند و ان را به وزن فروشند و از بزازي ثقه شنيدم كه يك درهم سنگ ريسمان به سه دينار مغربي بخرند- كه سه دينار و نيم نيشابوري باشد و به نيشابور پرسيدم كه ريسماني كه از همه نيكوتر باشد چگونه خرند گفتند هر انچه بي نظير باشد يك درم به پنج درم بخرند شهر مصر بر كنار نيل نهاده است به درازي و بسيار كوشكها و منظرها چنان است كه اگر خواهند اب به ريسمان از نيل بردارند اما اب شهر همه سقايان اورند از نيل بعضي به شتر و بعضي به دوش و سبوها ديدم از برنج دمشقي كه هر-يك سي من اب گرفتي و چنان بود كه پنداشتي زرين است يكي مرا حكايت كرد كه زني است كه پنج هزار از ان س-بو دارد كه به مزد ميدهد هر- سبوي- ماهي به يك درم و چون باز-سپارند بايد س---بو درست باز سپارند و در پيش مصر جزيره اي در ميان نيل است كه وقتي شهري كرده	66	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms062	true	-5865205176591277199	140	301	690	1423	1423	301	كه بداري رنگ ديگر بمايد و ابگينه سازند كه4 ب-صفا و پاكي ب--زبرجد5 ماند و ان-را ب--وزن فروشند و از بزازي ثقه شنيدم كه يك درهم سنگ ريسمان ب--سه دينار مغربي بخرند7 كه سه دينار و نيم نيشابوري باشد و ب--نيشابور پرسيدم كه ريسماني كه از همه نيكوتر باشد چگونه خرند گفتند هر انچه بي نظير باشد يك درم به پنج درم بخرند شهر مصر بر كنار نيل -هاده است ب--درازي و بسيار كوشكها و منظرها چنان--ست كه اگر خواهند اب ب--ريس-ان از نيل بردارند اما اب شهر همه سقايان اورند از نيل بعضي ب--شتر و-بعضي ب--دوش و س-وها ديدم از برنج دمشقي كه هر يك سي من اب گرفتي و چنان بود كه پنداشتي زرين است يكي مرا حكايت كرد كه زني--ست كه پنج هزار از ان8 سبو دارد كه ب--مزد ميدهد هر1 سبوي1 ماهي ب--يك درم و چون باز سپارند بايد111 سبو درست باز سپارند و در پيش مصر جزيره اي در ميان نيل است كه وقتي شهري كرده-	62	-5058264680022117261	712	1286.5	558	764	93.19371795654297	133	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms066	false	3717787535837966995	174	300	753	1262	1262	300	بودند و ان جزيره مغربي شهر است و در ان جا مسجد ادينه اي است و باغ هاست و ان پاره سنگ بوده است درم-يان رود و اين دو شاخ از نيل هر يك به قدر جيحون تقدير كردم اما بس نرم و------------------------------------------------ اهسته ميرود و ميان شهر و جزيره جسري- بسته است به سي و شش پاره كشتي و بعضي از شهر- ديگر سوي اب نيل است و ان را جيزه خوانند و ان جا نيز مسجد ادينه اي است اما جسر نيست به زورق و معبر گذرند و در مصر چندان كشتي و زورق باشد كه به بغداد و بصره نباشد د اهل بازار مصر هر-چه فروشند- راست گويند و اگر كسي به مشتري- دروغ گويد او را بر شتري شنانده- زنگي به دست-	66	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms063	true	2473640874171458207	0	117	0	544	1431	302	بودند و ان جزيره مغربي شهر است و در ان-جا مسجد ادينه ايس--ت و باغ-هاست و ان پاره سنگ بوده است در ميان رود و اين دو شاخ از نيل هر يك12 بقدر جيحون تقدير كردم اما بس نرم و image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0113png اهسته ميرود و ميان شهر و جزيره جسري1 بسته است ب--سي و شش پاره كشتي و بعضي از شهر2 ديگر سوي اب نيل است و ان-را جيزه خوانند و ان-جا نيز مسجد ادينه اي--ست اما جسر نيست بز--ورق و معبر گذرند و در مصر چندان كشتي و زورق باشد كه ب--بغداد و بصره نباش--د اهل بازار مصر هر چه فروشند3 راست گويند و اكر كسي ب--مشتري4 دروغ گويد او-را بر شتري نشانده5 زنگي ب--دست	63	-5058264680022117261	478	834.0	368	565	84.60176849365234	93	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms067	false	-2409787923861038062	0	171	0	747	1291	300	او دهند تا در شهر ميگردد و زنگ ميجنباند و منادي ميكند كه من خلاف گفتم و- ملامت ميبينم و هر-كه دروغ گويد سزاي او ملامت باشد در بازار ان جا از بقال-- عطار و پيله ور هر چه فروشند باردان ان از خود بدهند اگر زجاج باشد و اگر سفال و اگر كاغذ في الجمله احتياج نباشد-كه خريدار باردان بر-دارد و روغن و چراغ ان جا از تخم ترب و شلغم گيرند و ان را زيت حاز گويند و ان جا كنجد اندك باشد و -روغنش عزيز-- و روغن زيتون ارزان بود پسته گران --از بادام است و-- مغز بادام ده من از يك دينار نگذرد و اهل بازار و دكانداران بر خران زيني نشينند كه ايند و روند از خانه به بازار و هر جا بر سر كوچهها بسيار خران زيني اراسته داشته باشند كه اگر كسي خواهد بر-نشيند و اندك كرايه ميدهد-- و گفتند پنجاه هزار بهيمه ز-يني باشد كه هر -وز زين كرده به كرايه-- دهند---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- و بسيار خر- ابلق ديدم همچو اسب بل لطيف تر و	67	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms063	true	2473640874171458207	117	302	544	1431	1431	302	او دهند تا در شهر ميگردد و زنگ ميجنباند و منادي ميكند كه من خلاف گفتم و6 ملامت ميبي-م و هر كه دروغ گويد سزاي او ملامت باشد در بازار ان-جا از بقال و عطار و پيله ور هر-چه فروشند باردان ان از خود بدهند اگر زجاج باشد و اگر سفال و اگر كاغذ في الجمله احتياج نباشد كه خريدار باردان بر دارد و روغن-- چراغ انجا- از تخم ترب و شلغم گيرند و ان-را زيت حار كويند و ان-جا كنجد اندك باشدو10 روغنش عزيز11 و روغن زيتون ارزان بود پسته گرانتر از بادام است و13 مغز بادام ده من از يك دينار نگذرد--واهل بازار و دكانداران بر خران زيني نشينند كه ايند و روند از خانه ب--بازار و هر جا بر سر كوچ-ها بسيار خران زيني اراسته داشته باشند كه اگر كسي خواهد بر نشيند و اندك كرايه ميدهد14 و گفتند پنجاه هزار بهيمها زيني باشد كه هر روز زين كرده ب--كرايه15 دهند image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0114png و بيرون از لشكريان و سپاهيان1 بر اسپ ننشينند2 يعني اهل بازار و روستا و محترفه و خواجگان و بسيار خر3 ابلق ديدم همچو اسب بل لطيف-تر و-	63	-5058264680022117261	719	1272.0	564	904	79.535400390625	138	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms067	false	-2409787923861038062	171	300	747	1291	1291	300	اهل شهر عظيم توانگر بودند در ان وقت كه ان جا بودم و در سنه تسع و ثلثين و اربعمايه سلطان را پسري امد- فرمود كه مردم خرمي كنند شهر و بازار- بياراستند چنان كه اگر وصف ان كرده شود همانا كه بعض مردم ان را باور نكنند و استوار ندارند كه دكان هاي بزازان وصرافان و غيرهم چنان بود كه از زر و جواهر و نقد و جنس و جام هاي زربفت و قصب جايي- كه كسي بنشيند و همه از سلطان ايمن-اند كه هيچ كس از عوانان و غمازان نمي ترسيد و بر سلطان اعتماد داشتند كه بر كسي- ظلم نكند و به مال كسي هرگز طمع نكند و ان جا مالها ديدم از ان مردم كه اگر گويم يا صفت كنم مردم عجم را ان قبول-	67	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms064	true	7102484006356706989	0	117	0	534	1389	301	اهل شهر عظيم توانگر بودند در ان-وقت كه ان-جا بودم و در سنه تسع و ثلثين و اربعمايه سلطان-را پسري امد4 فرمود كه مردم خر-ي كنند شهر و بازار5 بياراستند چنان-كه اگر وصف ان كرده شود همانا كه بعض مردم ان-را باور نكنند و استوار ندارند كه دكا--هاي بزازان وصرافان و-غيرهم چنان بود كه از زر و جواهر و نقد و جنس و جام-هاي زربفت و قصب جابي8 كه كسي بنشيند و-همه از سلطان ايمن اند كه هيچ كس از عوانان و غمازان نمي-ترسيد-و بر سلطان اعتماد داشتند كه بر كسي1 ظلم نكند و ب--مال كسي هرگز طمع نكند و ان-جا مالها ديدم از ان مردم كه اگر گويم يا صفت كنم مردم عجم را ان قبول	64	-5058264680022117261	527	952.0	412	550	95.81818389892578	100	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms068	false	-5725589446529226351	0	192	0	815	1281	300	ني-فتد و مال ايشان را حد و حصر نتوانستم-- كرد و ان اسايش كه ان جا ديدم هيچ جا نديدم و ان جا شخصي ترسا ديدم كه از متمولان مصر بود چنان كه گفتند كشتيها و مال و ملك او را قياس نتوان كرد غرض ان كه يك سال اب نيل و-فا نكرد و غله گران شد وزير سلطان اين ترسا را بخواند و گفت سال نيكو نيست و بر دل سلطان جهت رعايا بار است تو چند غله تواني-- بدهي خواه به بها خواه به قرض ترسا گفت به سعادت سلطان و وزير من چندان غله مهيا دارم كه شش سال نان مصر بدهم د ر--اين وقت لامحاله چندان خلق در مصر بود ك------------------------------------------------ه انچه در نيشابور بودند خمس ايشان به جهد بود و هر كه مقادير داند معلوم او باشد كه كسي را چند مال بايد تا غله- او اين مقدار باشد و چه ايمن رعيتي و عادل سلطاني بود كه در ايام ايشان چنين حالها باشد و چندين مالها كه نه سلطان بر كسي ظلم و جور كند و نه رعيت چيزي پنهان و پوشيده دارد و ان جا كاروان-سرايي ديدم كه دار-الوزير ميگفتند در ان جا قصب فروشند	68	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms064	true	7102484006356706989	117	301	534	1389	1389	301	نيافتد و مال ايشان-را حد و حصر نتوانستم13 كرد و ان اسايش كه ان-جا ديدم هيچ جا نديدم و ان-جا شخصي ترسا ديدم كه از متمولان مصر بود چنان-كه گفتند كشتيها و مال و ملك او-را قياس نتوان كرد غرض ان-كه يك-سال اب نيل و فا نكرد و غله گران شد وزير سلطان اين ترسا-را بخواند و گفت سال نيكو نيست و بر دل سلطان جهت رعايا بار است تو چند غله تواني15 بدهي خواه ب--بها خواه ب--قرض ترسا گفت ب--سعادت سلطان و وزير من چندان غله مهيا دارم كه شش سال نان مصر بدهم16 در اين وقت لامحاله چندان خلق در مصر image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0115png بود كه انچه در نيشابور بودند خمس ايشان ب--جهد بود و هر كه مقادير داند معلوم او باشد كه كسي را چند مال بايد تا غلها او اين مقدار باشد و چه ايمن رعيتي و عادل سلطابي بود كه در ايام ايشان چنين حالها باشد و چندين مالها كه نه سلطان بر كسي ظلم و جور كند و نه رعيت چيزي پنهان و پوشيده دارد و ان-جا كاروان سرايي ديدم كه دار الوزير ميگفتند در ان-جا قصب فروشند-	64	-5058264680022117261	787	1449.5	612	874	90.04576873779297	157	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms068	false	-5725589446529226351	192	300	815	1281	1281	300	و ديگر هيچ و در اشكوب زير خياطان نشينند و در بالاي رفا ان از قيم ان پرسيدم كه اجره اين تيم چند است گفت هر سال بيست هزار دينار مغربي بود اما اين ساعت گوشه اي از ان خراب شده عمارت ميكنند هر ماه يك هزار دينار حاصل يعني دو-ازده هزار دينار و گفتند كه در اين شهر بزرگ تر از اين- و به مقدار اين دويست خان باشد صفت خوان سلطان عادت ايشان چنين -بود كه سلطان در سالي به دو عيد خوان نهد و بار دهد خواص و عوام را ان خ--واص باشند در حضرت او باشند و انچه عوام- باشند درد-يگر سراها و مواضع-	68	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms065	true	-3976222079557854243	0	105	0	467	1415	301	و ديگر هيچ و در اشكوب زير ختاطان نشينند و در بالاي رفا ان از قيم ان پرسيدم كه اجره اين تيم چند است گفت هر سال بيست هزار دينار مغربي بود اما اين ساعت گوشه-اي از ان خراب شده عمارت ميكنند هر ماه يك هزار دينار حاصل يعني دو ازده هزار دينار و گفتند كه در اين شهر بزرگ-تر از اين4 و ب--مقدار اين دويست خان باشد صفت خوان سلطان عادت ايشان چنين5 بود كه سلطان در سالي ب--دو عيد خوان هد7 و بار دهد خواص و عوام-را انكه خواص باشند در حضرت او باشند و انچه عوام8 باشند در ديگر سراها و مواضع	65	-5058264680022117261	451	844.5	351	474	95.1476821899414	92	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms069	false	7523234652075957888	0	205	0	902	1333	300	و من اگر چه بسيار شنيده بودم هوس بود كه به راي العين ببين-م با يكي از دبيران سلطان كه مرا با او صحبتي اتفاق افتاده بود و-- دوستي پديد-- امده گفتم من بارگاه ملوك و سلاطين عجم ديده ام چون سلطان محمود غزنوي و پسرش مسعود ايشان پادشاهان بو-----دند با نعمت و تجمل بسيار اكنوءن ميخواهم كه مجلس اميرالمومنين را هم بب-ينم او با پرده دار كه صاحب------------------------------------------------ الستر مي--گويند بگفت- سلخ رمضان سنه اربعين و اربعمايه كه مجلس اراسته بودند تا ديگر روز كه عيد بود و- سلطان از نماز به ان جا ايد و به خوان- بنشيند مرا ان جا برد چون از در سراي به در شدم عمارتها و صفهها- و ايوان-- ديدم كه اگر وصف ان كنم كتاب به تطويل انجامد دوازده قصر درهم ساخته همه مربعات كه در هر يك كه ميرفتم- از يكديگر نيكوتر بود و هر يك به مقدار صد ارش در-صد ارش و يكي از اين جمله چيزي بود شصت- اندر شصت و تختي بتمامت عرض خانه نهاده به علو چهار گز-- از سه جهت ان تخت همه از زر بود شكارگاه و ميدان و غيره بر ان تصوير كرده و-كتابتي به خط پاكيزه بر ان جا نوشته و-همه-- فرش و طرح كه در اين حرم	69	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms065	true	-3976222079557854243	105	301	467	1415	1415	301	و من اگر-چه بسيار شنيده بودم هوس بود كه ب--راي العين به بيم با يكي از دبيران سلطان كه مرا با او صحبتي اتفاق افتاده بود و10 دوستي بديد11 امده گفتم من بارگاه ملوك و سلاطين عجم ديده-ام چون سلطان محمود غزنوي و پسرش مسعود ايشان پادشاهان بزرگ بودند با نعمت و تجمل بسيار اكنو-ن ميخواهم كه محلس اميرالمءمنين را هم12 بينم او با پرده دار كه صاحب image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0116png الستر مي1 گويند بگفت2 سلخ رمضان سنه اربعين و اربعمايه كه مجلس اراسته بودند تا ديگر روز كه عيد بود و3 سلطان از تماز بان---جا ايد و ب--خوان4 بنشيند مرا ان-جا برد چون از در سراي ب--در شدم عمارتها و-صفهها6 و ايوانها ديدم كه اگر وصف ان كنم كتاب ب--تطويل انجامد دوازده قصر درهم ساخته همه مربعات كه در هر-يك كه ميرفتم7 از يكديگر نيكوتر بود و هر يك ب--مقدار صد ارش در صد ارش و يكي از--ين جمله چيزي بود شصت9 اندر شصت و تختي بتمامت عرض خانه نهاده ب--علو چهار گز11 از سه جهت ان تخت همه از زر بود شكارگاه و ميدان و-غيره بر ان تصوير كرده و كتابتي ب--خط پاكيزه بر ان-جا نوشته و همه13 فرش و طرح كه در--ين حرم-	65	-5058264680022117261	859	1506.5	674	978	87.83231353759766	155	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms069	false	7523234652075957888	205	300	902	1333	1333	300	بود همه ان بود-كه ديباي رومي و-بوقلمون به اندازه- هر موضوعي بافته-- بودند و-دارافديني-- مشبك از زر بر كناره اي نهاده كه صفت ان نتوان كردوپس از ---تخت كه با جانب ديوار است درجات نقره گين ساخته و-ان تخت خود چنان بود كه اگر اين كتاب سر به سر صفت ان باشد سخن مستوفي و-كافي نباشد گفتند پنجاه هزار من شكر را تبه- ان روز باشد كه سلصان خوان-- نهد-ارايش خوان را -درختي ديدم-- چون درخت ترنج و همه شاخ و-برگ و بار ان از شكر ساخته و اندر او ه--زار صورت و تمثال ساخته-	69	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms066	true	-25481351255612756	0	97	0	445	1447	301	بود همه ان بود كه ديباي رومي و بوقامون ب--اندازها هر موض-عي بافته14 بودند و دارافزيني15 مشبك از زر بر كناره-اي نهاده كه صفت ان نتوان كرد- و از يس تخت كه با جانب ديوار است درجات نقرگين16 ساخته و ان تخت خود چنان بود كه اگر اين كتاب سر ب--سر صفت ان باشد سخن مستوفي و كافي نباشد گفتند ينجاه هزار من شكر را-تبها ان روز باشد كه سلطان خوان18 نهد ارايش خوانرا19 درختي ديدم20 چون درخت تريج و همه شاخ و برگ و بار ان از شكر ساخته و-اندر او21 هزار صورت و -مثال ساخته	66	-5058264680022117261	403	669.0	318	455	88.57142639160156	75	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms070	false	-2686752676622231523	0	202	0	957	1408	300	همه از شكر وم-طبخ سلطان بيرون از قصر است و پنجاه غلام--------------------------------------------------- هميشه در ان جا ملازم باشند و-از كوشك راه به مطبخ است در زير زمين و-ترتيب ايشان چنان مهيا بود كه هر روز چهارده شتر وار برف به شراب خانه- سلطان بردندي و-از ان جا بيش-ر امرا و-خواص را راتبهها بودي و-اگر مردم شهر جهت رنجوران طلبيدندي هم بدادندي و-همچنين هر مشروب و-ادويه كه كسي را در شهر بايستي- از حرم بخو-استندي بدادندي و همچنين روغن هاي ديگر چون روغن بلسان و غيره- چندان كه اين اشياي مذكور خواستندي بدادندي و همچنين هر مشروب و ادويه كه كسي را در شهر بايستي از حرم بخواستندي منعي و عذري نبودي سير سلطان مصر امن و فراغت اهل مصر بدان حد بود كه دكانهاي بزازان و صرافان و جوهريان را در نبستندي الا دامي بر وي كشيدندي و كس نيارستي به چيزي دست بردن مردي يهودي بود جوهري كه سلطان را نزديك بود او -را مال بسيار بود و همه اعتماد جوهر خريدن بر او- داشتند روزي لشكريان دست -بر اين يهودي- بر-داشتند و او را بكشتند چون اين كار بكردند از قهر سلطان بترسيدند و بيست هزار سوار بر-نشستند--------------------------------------------------------------- و ان لشكر تا نيمه- روز- در-- ميدان ايستاده بودند خادمي از	70	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms066	true	-25481351255612756	97	301	445	1447	1447	301	همه از شكر و مطبخ سلطان بيرون از قصر است و پنجاه غلام image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0117png 80 هميشه در ان-جا ملازم باشند و از كوشك راه ب---طبخ است در زير زمين و ترتيب ايشان چنان مهيا بود كه هر روز چهارده شتروا-ر برف ب--شراب-خانها سلطان بردندي و از ان-جا بيشتر امرا و خواص-را راتب-ها بودي و اگر مردم شهر جهت رنجوران طلبيدندي هم بدادندي و همچنين هر مشروب و ادويه كه كسي-را در شهر بايستي1 از حرم بخو استندي بدادندي و همچنين رو غنهاي ديگر چون روغن بلسان و غيره2 چندان-كه اين اشياي مذكور خواست---------------------------------------------------------------------------ندي منعي و عذري نبودي سير سلطان مصر امن و فراغت اهل مصر بدان حد بود كه دكانهاي بزازان و صرافان و جوهريان را در نيستندي الا-دامي بر وي كشيدندي و كس نيارستي ب--چيزي دست بردن مردي يهودي بود جوهري كه سلطان را نزديك بود و اورا مال بسيار بود و همه اعتماد جوهر خريدن بر او5 داشتتد روزي لشكريان دست6 بر اين يهودي7 بر داشتند و او را بكشتند چون اين كار بكردند از قهر سلطان بترسيدند و بيست هزار سوار بر نشستند و بميدان امدند و لشكر بصحرا9 بيرون شد و خلق شهر از ان بترسيدند و ان لشكر تا نيمها روز1 در11 ميدان ايستاده بودند خادمي از-	66	-5058264680022117261	853	1509.0	682	1094	77.97074890136719	158	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms070	false	-2686752676622231523	202	299	957	1402	1408	300	سراي بيرون امد --و بر در سراي -ايستاد و گفت سلطان ميفرمايد كه به طاعت هستيد يا نه ايشان به يكبار اواز دادند كه بند-گانيم و طاعت دار اما گناه كرده ايم خادم گفت سلطان ميفرمايد كه باز-------------------------------------------------گرديد در حال باز-گشتند و ان جهود مقتول را ابو-سعيد گفتندي پسري داشت و برادري گفتند مال او را خداي تعالي داند كه چند است و گفتند بر بام سراي سيصد تغار نقره گين بنهاده است و در هر يك درختي كشته چنان است كه باغي و همه درخت هاي مثمر و حامل برادر او كاغذي نوشته به خدمت سلطان	70	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms067	true	8207799277476362772	0	97	0	489	1454	302	سراي بيرون امد13 و بر در سراي بايستاد و گفت سلطان ميفرمايد كه بط--اعت هستيد يا-نه ايشان ب--يكبار اواز دادند كه بند گانيم و طاعت دار اما گناه كرده ايم خادم گفت سلطان ميفرمايد كه باز image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0118png گرديد در حال باز گشتند و ان جهود مقتول-را ابو سعيد گفتندي يسري داشت و برادري گفتند مال او-را خداي تعالي داند كه چند است و گفتند بر بام سراي سيصد تغار نقر--گين بنهاده است و در هر يك درختي كشته چنان است كه باغي و همه در ختهاي مثمر و حامل برادر او كاغذي نوشته ب--خدمت سلطان	67	-5058264680022117261	428	778.5	340	500	85.5999984741211	83	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms071	false	-6096321497101177429	0	218	0	925	1279	300	كه دويست هزار دينار مغربي خزانه را خدمت كنم در سر ان وقت از ان كه ميترسيد سلطان ان كاغذ بيرون فرستاد تا بر سر جمع بدريدند و گفت كه شما ايمن باشيد و به خانه- خود- باز رويد كه نه كس را با شما كار است و نه ما به مال كسي محتاج و ايشان را استمالت كرد از شام تا قيروان كه من رسيدم در تمامي شهر و روستاها هر مسجد كه بود همه را اخراجات بر وكيل سلطان بود از روغن چراغ و حصير و بوريا و زيلو و مشاهرات و مو-جبات قيمان و فراشان و موذنان و غير هم و يك سال والي شام نوشته بود كه زيت اندك است اگر فرمان باشد مسجد را زيت حار بدهيم و ان روغن ترب و شلغم باشد در جواب گفتند تو فرمانبري نه وزيري چيزي كه به خانه- خدا تعلق داشته باشد در ان جا تغيير-- و تبديل جايز نيست و قاضي القضاة را هر ماه دو هزار دينار مغربي مشاهره بود و هر قاضي به نسبت وي تا ما-ل كس طمع نكنند و بر مردم حيف نرود و عادت ان جا چنان بود كه در اواسط رجب مثال سلطان در مساجد بخواندندي كه يا معشر المسلمين موسم--------------------------------------------------- حج ميرسد و سبيل سلطان به قرار معهود با لشكرطان- و اسبان و شتر و زاد معد است	71	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms067	true	8207799277476362772	98	302	497	1454	1454	302	كه دويست هزار دينار مغربي خزانه-را خدمت كنم در سر ان وقت از ان-كه ميترسيد سلطان ان كاغذ بيرون فرستاد تا بر سر جمع بدريدند و گفت كه شما ا-من باشيد و ب--خانها خود8 باز رويد كه نه كس را با شما كار است و نه ما تما--ل كسي محتاج و ايشان-را استمالت كرد از شام تا قيروان كه من رسيدم در تمامي شهر و روستاها هر مسجد كه بود همه-را اخراجات بر وكيل سلطان بود از روغن چراغ و حصير و بوريا و زيلو و مشاهرات و مواجبات قيمان و فراشان و مءذنان و غير-هم و-يك سال والي شام نوشته بود كه زيت اندك--ست اگر فرمان باشد مسجد-را زيت حار بدهيم و ان روغن ترب و شلغم باشد در جواب گفتند تو فرمانبري نه وزيري چيزي كه ب--خانها خدا تعلق داشته باشد در ان-جا تغيير11 و تبديل جاءز نيست وق-اضي القضاة-را هر ماه دو هزار دينار مغربي مشاهره بود و هر قاضي ب--نسبت وي تا بمال كس طمع نكنند و بر مردم حيف نرود و-عادت ان-جا چنان بود كه در اواسط رحب مثال سلطان در مساجد بخواندندي كه يا معشر المسامين موسم image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0119png 82 حج ميرسد و سب-ل سلطان ب--قرار معهود با لشكريان1 و اسبان و شتر و زاد معد است-	67	-5058264680022117261	887	1622.5	688	984	90.14227294921875	170	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms071	false	-6096321497101177429	218	299	925	1274	1279	300	و در رمضان همين منادي بكردندي و از اول ذي القعده اغاز خروج كردندي و به موضعي معين فرو- امدندي نيمه -ماه ذي القعده روانه شدندي و هر روز خرج و علوفه- اين لشكر يك هزار دينار مغربي بودي به غير از بيست دينار كه هر مردي را مواجب بودي كه به بيست و پنج روز به مكه شدندي و ده روز ان جا مقام بودي به بيست و پنج روز تا به مقام رسيدندي دو ماه شصت هزار دينار مغربي	71	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms068	true	-8193180762774574790	0	73	0	340	1487	301	و در ومضان همين منادي بكردندي و از اول ذي القعده اغاز خروج كردندي و ب--موضعي معين فرو4 امدندي نيمها ماه ذي القعده روانه شدندي و هر روز خرج و علوفها اين لشكر يك-هزار دينار مغربي بودي ب--غير از بيست دينار كه هر مردي-را مواجب بودي كه به بيست و پنج روز ب--مگه شدندي و ده روز ان-جا مقام بودي به بيست و پنج روز تابم---قام رسيدندي دو ماه شصت هزار دينار مغربي	68	-5058264680022117261	332	612.5	260	352	94.31818389892578	62	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms072	false	-3930442744451335413	228	299	1034	1343	1344	300	چه به ديگري اموزد غره- شهر ذي القعده از مصر بيرون شدم و --بيستم-- ماه به قلزم رسيديم و از ان جا كشتي برانديم به پانزده روز به شهري رسيديم كه ان را جار-- ميگفتند و --بيست و دوم ماه بود و از ان جا به چهار روز به مدينه رسول الله صلي الله عليه -----------------------------------------------------و سلم مدينه- رسول الله عليه السلام شهري است بر كناره صحرايي نهاده و زمين نمناك	72	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms068	true	-8193180762774574790	161	225	765	1120	1487	301	من با ايشان برفتم غرها شهر ذي القعده از مصر بيرون شدم و14 بيستم15 ماه ب--قلزم رسيديم و از ان-جا كنتي برانديم بي--انزده روز بش--هري رسيديم كه ان-را جار17 ميگفتند و18 بيست و دوم ماه بود و از ان-جا ب--چهار روربمدين رشونهه19------صلي الله عليه و سلم20 image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0120png 83 مدينها رسول الله عليه السلام شهري است بر كنارة صحراءي نهاده و زمين بمناك	68	-5058264680022117261	252	408.5	196	372	67.74193572998047	35	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms072	false	-3930442744451335413	0	94	0	429	1344	300	ايشان بودي غير از تعهدات و صلات و مشاهرات- و شتر كه سقط شدي پس در سنه- تسع و ثلثين و اربعمايه سجل سلطان بر مردم خواندند كه امير-المومنين ميفرمايد كه حجاج را امسال مصلحت نيست كه سفر حجاز ك-ند كه امسال ان جا قحط و تنگي است و خلق بسيار مرده است ا-ين معني به شفقت مسلماني ميگويم و ح----جاج در توقف ماندند و سلطان جامه ك-عبه ميفرستاد به رار معهود كه هر سال دو نوبت جامه ك-عبه بفرستادي-- و اين سال چون جامه به راه قلزم گسيل كردند من با ايشان برفتم	72	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms068	true	-8193180762774574790	74	165	347	783	1487	301	ايشان بودي غير از تعهدات و صلات و مشاهرات1 و شتر كه سقط شدي يس در سنها تسع و ثلثين و اربعمايه سجل سلطان بر مردم خواندند كه امير المءمنين ميفرمايد كه ححاج را امسال مصلحت نيست كه سفر حجاز كنند كه امسال ان-جا قحط و تنگي است و خلق بسيار مرده است ايين معني ب--شفقت مساماني ميگويم11 و12 حجاج در توقف ماندند و سلطان جامها كعبه ميفرستاد بق-رار معهود كه هر سال دو نوبت جامها كعبه بفرستادي13 و اين سال چون جامه ب--راه قلزم كسيل كردند من با ايشان برفتم	68	-5058264680022117261	410	755.5	323	442	92.76017761230469	70	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms073	false	1557931692046703423	0	83	0	369	1315	300	شوره دارد و- اب روان است اما اندك- و خرمايستان است- و ان جا قبله سوي جنوب افتاده است و مسجد رسول الله عليه الصلوة و السلام چندان است كه مسجد الحرام و حظيره رسول الله عليه السلام در پهلوي منبر مسجد است چون رو به قبله نمايند جانب-- چپ چنان كه چون خطيب از منبر ذكر پيغمبر عليه السلام كند و صلوات دهد روي به جانب راست كند-- و اشاره به مقبره كند و ان خانه اي مخمس است و ديوارها از	73	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms068	true	-8193180762774574790	226	301	1123	1487	1487	301	شوره دارد و4 اب روان است اما اندكي و خرمايستان--ست5 و ان-جا قبله سوي جنوب افتاده است و مسجد رسول الله عليه الصلوة و-السلام چندان--ست كه مسجد الحرام و حظيره رسول الله عليه السلام در پهلوي منبر مسجد است چون رول1 بقبله بمايند جانب11 چپ چنان-كه چون خطيب از منبر ذكر پيغمبر عليه السلام كند و صلوات دهد روي بج--انب راست كند12 و اشاره ب--مقبره كند و ان خانه اي مخمس است و ديوارها از-	68	-5058264680022117261	351	631.0	278	376	93.35106658935547	60	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms073	false	1557931692046703423	83	299	369	1312	1315	300	ميان ستون هاي مسجد بر-اورده است و پنج ستون در-گرفته است و بر سر اين-- خانه همچو حظيره كرده به دارافزين-- تا كسي بدان جا-- نرود و دام در-گشادي-- ان كشيده تا مرغ بر ان جا-- نرود و ميان مقبره و منبر هم حظيره اي است از سنگ هاي رخام كرده چون پستگاهي-- و ان را روضه گويند و گويند ان بستان-- از بستان هاي بهشت است چه رسول الله --عليه السلام فرموده است--------------------------------------------------- بين قبري و منبري روضه من رياض الجنه و شيعه گوي-د ان جا قبر فاطمه- زهر--است عليها-السلام و مسجدي را دري است و از شهر بيرون سوي جنوب صحرايي است و گورستاني است و قبر امير--المومنين حمزه بن عبد-المطلب رضي الله عنه ان جاست و ان موضع را قبور الشهدا- گويند پس ما دو روز به مديه مقام كرديم و چون وقت تنگ بود برفتيم راه سوي مشرق بود به دو منزل از مدي-ه كوه بود و تنگنايي چون د-ه كه ان را جحفه ميگفتند و ان ميقات مغرب و شام و مصر است و ميقات ان موضع باشد كه حج را احرام گيرند و گويند يك سال ان جا حجاج- فرود امده بود خلقي بسيار ناگاه سيلي درا-مده و ايشان را هلاك كرد و ان را بدين سبب جحفه نام كردند و ميان مكه و مدينه صد فرسنگ باشد اما سنگ	73	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms069	true	-1849263369631527578	0	208	0	1003	1464	302	ميان ستون-هاي مسجد بر اورده است و پنج ستون در گرفته است و بر سر اين14 خانه همچو حظيره كرده ب--دار-فزين15 تا كسي بد انجا16 نرود و دام در گشادي17 ان كشيده تا مرغ بر ان-جا18 نرود و ميان مقبره و منبر هم حظيره ايست19 از سنگ-هاي رخام كرده چون يستگاهي21 و انترا روضه گويند و كويند ان بستان22 از بستان-هاي بهشت است چه رسول الله23 عليه السلام فرموده است image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0121png 14 بين قبري و-منبري روضة من رياض الجنة و شيعه گويند ان-جا قبر فاطمها زهرا است عليها السلام و مسجد- را دري است و از شهر بيرون سوي جنوب صحراءي است و گورستانيست2- و قبر امير3 المءمنين حمزة بن عبد المطلب رضي الله عنه ان-جاست و ان موضع را قبور الشهداء گويند پس ما دو روز مدين--ه مقام كرديم و چون وقت تنگ بود برفتيم راه سوي مشرق بود ب--دو ميزل از مدينه كوه بود و تنگهاي5 چون دره كه ان-را جحفه ميگفتند و ان ميقات مغرب و شام و مصراس-ت و ميقات ان موضع باشد كه حج را احرام گيرند وگو-يند يك سال ان-جا حجاج7 فرود امده بود خلقي بسيار ناگاه سيلي در امده و ايشايرا--هلاك كرد و ان-را بدين سبب جحفه نام كردند و ميان مگه و مدينه صد فرسنك باشد اما سنگ	69	-5058264680022117261	884	1524.5	690	1026	86.15984344482422	159	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms074	false	1290355169757965724	0	98	0	422	1299	300	و مابه هشت روز رفتيم يكشنبه ششم ذي الحجه به مكه رسيديم به باب الصفا فرو امديم --اين سال هب مكه قحطي بود چهار من نان به يك دينار نيشابوري بود و مجاوران از مكه ميرفتند و از هيچ طرف حاج نه امده بود روز چهارشنبه به ياري حق سبحانه و تعالي به عرفات حج بگذارديم و دو رويز به مكه بوديم و خلق بسيار از گرسنگي و بي چارگي از حجاز روي بيرون نهادند هر --طرف و در اين نوبت شرح حج و وصف مكه نمي گويم تا ديگر نوبت كه بدين جا رسم كه نوبت ديگر	74	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms069	true	-1849263369631527578	209	298	1008	1414	1464	302	و ما ب-هشت روز رفتيم يكشنبه شثم ذي الحجه ب--مكه رسيديم ب--باب الصفا فرو امديم و اين سال --بمگه قجطي بود چهار من نان ب--يك دينار نيشابوري بود و مجاوران از مكه ميرفتند و از هيچ طرف حاج نه امده بود روز چهارشنبه ب--ياري حق سبحانه و تعالي ب--عرفات حج بگذارديم و دو رو-ز بمكگه- بوديم و خلق بسيار از گرسنگي و بي-چارگي از حجاز روي بيرون -هادند هر11 طرف و در اين نوبت شرح حج و وصف مگه مي--گويم تا ديگر نوبت كه بدين-جا رسم كه نوبت ديگر	69	-5058264680022117261	388	691.5	302	426	91.0798110961914	71	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms074	false	1290355169757965724	98	300	422	1299	1299	300	شش ماه مجاور بود م و انچه ديدم به شرح بگويم ومن روي به مصر نهادم چنان كه هفتاد و پنجم روز به مصر رسيدم- و در اين سال سي و پنج هزار ادمي از حجاز به مصر امدمند وسل-طان همه را جامه پوشانيد- و اجري -داد تا-سال- تمام كه همه گرسنه و-برهنه بودند تا باز بارانها امد و در زمين حجاز طع-م فراخ شد و باز اين همه خلق را در-خورد هر-يك- جامه پوشانيد و صلاتها داد و سوي حجاز روانه كرد و در ررجب سنه -اربعين و اربعمايه ديگر بار مثال سلطان بر خلق خواندند كه به حجاز قح-طي است و رفتن حجاج مصلحت نيست بر خويشتن ببخشايند و انچه خداي تعالي فرموده است بكنند- اندر اين سال نيز حاج نرفتند و وظيفه- سلطان را كه هر سال به حجاز فرستادي البته قصور و احتباس نبودي و ان جامه- كعبه و از خدم---- و حاشيه و امراي مكه و مدينه و صله امير مكه و مشاهره او هر ماه سه هزار دينار و اسب و خلعت بود به دو وقت فرستادي در اين سال شخصي بود كه او را قاضي عبد-الله ميگفتند وبه شام قاضي بوده اين وظيفه به دست و صحبت او روانه كردند و من با وي برفتم-	74	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms070	true	-6641454824384779018	0	195	0	874	1396	301	شش ماه مجاور بود-م و انچه ديدم ب--شرح بگويم ومن روي ب--مصر نهادم چنان-كه هفتاد و پنجم روز ب--مصر رسيدم1 و در اين سال سي و پنجه-زار ادمي از حجاز ب--مصر امد-ند و سلطان همه را جامه پوشانيد3 و اجري3 داد تا سال4 تمام كه همه گرسنه و برهنه بودند تا باز بارانها امد و در زمين حجاز طعام فراخ شد و باز اين همه خلق را در خورد هر يك5 جامه پوشانيد و صلاتها داد و سوي حجاز روانه كرد و در -رجب سنها اربعين و اربعمايه ديگر بار مثال سلطان بر خلق خواندند كه بح--جاز قحجطي است و رفتن حجاج مصلحت نيست بر خويشتن ببخشايند و انچه خداي تعالي فرموده است بكنند6 اندر اين سال نيز حاج نرفتند و وظيفها سلطان را كه هر سال بح--جاز فرستادي البته قصور و-احتباس نبودي و ان جامها كعبه و از ان خدم8 و حاشيه و امراي مگه و مدينه وصلها ام-ر مكه و مشاهره او هر ماه سه هزار دينار و اسب و خلعت بود ب--دو وقت فرستادي در اين سال شخصي بود كه او را قاضي عبد الله ميگفتند و ب-شام قاضي بوده اين وظيفه ب--دست و صحبت او روانه كردند و-من با وي برفتم	70	-5058264680022117261	835	1493.0	651	899	92.8809814453125	162	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms075	false	-1671428509968526355	2	113	7	488	1307	300	قلزم و اين نوبت كشتي به جار رسيد پنجم ذ-ي القعده و حج نزديك تنگ درا-مده اشتري به پنج دينار بود به تعجيل برفتم----------------------------------------------------- هشتم ذي الحجه به مكه رسيدم- و به ياري- سبحانه و تعالي حج بگذاردم از مغرب قافله اي عظيم امده بود و ان سال به در مدينه- شريفه عرب از ايشان خفارت خواست به گاه باز-گشتن از حج و ميان ايشان جنگ برخاست و از مغربيان زيادت از دو هزار ادمي كشته شد و بسي به مغرب نشدند و به همين حج از مردم خراسان قومي به راه شام و مصر رفته بودند و به كشتي به مدينه رسيدند ششم ذي الحجه ايشان را صد و چهار	75	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms070	true	-6641454824384779018	196	301	879	1396	1396	301	قلزم و اين نوبت كشتي ب--جار رسيد پنجم1 ذي القعده و حج نزديك تنگ در امده اشتري به پنج دينار بود ب--تعجيل برفتم11 image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0123png 86 هشتم ذي الحجه ب--مكه رسيدم1 و ب--ياري2 سبحانه و تعالي حج بگذاردم از مغرب قافله-اي عظيم امده بود و ان سال ب--در مدينها شريفه عرب از ايشان خفارت خواست ب--گاه باز گشتن از حج و ميان ايشان جنگ برخاست و از مغربيان زيادت از دو هزار ادمي كشته شد و بسي به مغرب نشدند و ب--همين حج از مردم خراسان قومي ب--راه شام و مصر رفته بودند و ب--كشتي بمد--ينه رسيدند ششم ذي الحجه ايشان-را صد و چهار-	70	-5058264680022117261	453	801.0	356	540	83.88888549804688	82	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms075	false	-1671428509968526355	113	300	488	1307	1307	300	فرسنگ مانده بود تا به عرفات رسند گفته بو-ند هرك-ه مارا در اين سه روز كه مانده است به مكه رساند چنان كه حج در-يابيم هر يك از ما چهل دينار بدهيم اعراب- بيامدند و چنان- كردند كه به دو روز و نيم ايشان را به عرفات رسانيدند- و زر بستاندند و ايشان را يك يك بر شتران جمازه بستند و از مدينه بر-امدند و به عرفات اوردند دو تن مرده كه بر ان شتران بسته بودند و چهار تن زنده بودند اما نيم مرده نماز ديگر كه ما ان جا بوديم برسيدند چنان شده بودند كه بر پاي نمي توانستند ايستادن و-سخن نيز-- نمي توانستند گفتن حكايت كردند كه در راه بسي خواهش بدين اعراب كرديم كه زر كه داده ايم شما را باشد ما را بگذاريد كه بي طاقت شديم از ما نشنديند و همچنان براندند-- في الجمله ان چهار تن حج كردند و به راه شام باز-گشتند و من چون حج بكردم باز به جانب مصر برفتم كه كتب داشتم ان جا و نيت باز امدن نداشتم و امير مدينه ان سال به -------------------------------------------------مصر امد كه او را بر سلطان رسمي بود-- هر سال-	75	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms071	true	306629209178499820	0	176	0	856	1428	301	فرسنگ مانده بود تا ب--عرفات رسند گفته بودند هر كه مارا در اين سه روز كه مانده است ب--مكه رساند چنان-كه حج در يابيم هر يك از ما چهل دينار بدهيم اعراب6 بيامدند و چنان7 كردند كه ب--دو روز و نيم ايشان-را ب--عرفات رسانيدند8 و زر بستاندند و ايشا--را يك يك بر شتران جمازه بستند و از مدينه بر امدند و بعر--فات اوردند دوي-ن مرده كه بر ان شتران بسته بودند و چهار ين زنده بودند اما نيم مرده تماز ديگر كه ما ان-جا بوديم برسيدند چنان شده بودند كه بر پاي بمي-توانستند ايستادن و سخن نيز11 نمي-توانستند گفتن حكايت كردند كه در راه بسي خواهش بدين اعراب كرديم كه زر كه داده ايم شما-را باشد ما-را بگذاريد كه بي-طاقت شديم از ما نشنيدند و همچنان براندند13 في الجمله ان چهار تن حج كردند و ب--راه شام باز گشتند و من چون چج بكردم باز ب--جانب مصر برفتم كه كتب داشتم ان-جا و نيت باز امدن نداشتم و امير مدينه ان سال image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0124png 87 بمصر امد كه او-را بر-سلطان رسمي بود و هر سال	71	-5058264680022117261	778	1366.0	613	884	88.00904846191406	139	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms076	false	3542940985384888895	2	131	6	568	1311	300	دادي از ان كه خويشاوندي از فرزندان حسي---ن علي صلوات الله عليه-ا داشت من با او دركشتي بودم تا به شهر قلزم و از ان جا همچنان تا به مصر شديم در-سنه- احدي و اربعين كه به مصر بودم خبر امد كه ملك حلب عاصي شد از- سلطان و او چاكري از ان سلطان بود كه پدران او ملوك حلب بوده بودند سلطان را خادمي- بود- كه او را عمده الدوله ميگفتند و اين خادم امير مطالبان و عظيم توانگرو- مالدار بود و مطالبي- انان را گويند كه در گوهاي مصر طلب گنجها و دفينهها كنند و از همه مغرب و ديار مصر و شام مردم ايند و هر كس در ان گوها- و سنگسارهاي -مصر رنجها برند و مالها صرفه-- كنند و-- بسيار ان بوده باشد كه دفاين	76	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms071	true	306629209178499820	177	300	860	1427	1428	301	دادي از ان-كه خويشاوندي از فرزندان حسين بن علي صلوات الله عليهما داشت من با او دركشتي بودم تا ب--شهر قلزم و از ان-جا همچنان تا ب--مصر شديم در سنها احدي و اربعين كه ب--مصر بودم خبر امد كه ملك حلب عاصي شد از2 سلطان و او چاكري از ان سلطان بود كه يدران او ملوك حلب بوده بودند سلطان-را خادمي4 بود5 كه او-را عمدة الدولة ميگفتند و-اين خادم امير مطالبان6 وعظيم توانگر و مالدار بود و مطالبي7 انان را گويند كه در گوهاي مصر طلب گنجها و دفين-ها كنند و از همه مغرب و ديار مصر و شام مردم ايند و هر كس در ان گوها9 و سنگسارهاي0 مصر رنجها برند و مالها صرفه11 كنند و12 بسيار ان بوده باشد كه دفاين	71	-5058264680022117261	542	968.5	424	579	93.60967254638672	96	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms076	false	3542940985384888895	132	299	570	1309	1311	300	گنجها يافته باشند و بسيار را اخراجات افتاده باشد و چيزي نيافته باشند چه ميگويند كه د راين مواضع اموال فرعون مدفون بوده است و چون ان جا كسي چيزي يابد خمس به سلطان دهد و باقي او را باشد غرض ان كه سلطان اين خادم را بدان ولايت فرستاد و او را عظيم بزرگ گردانيد و هر اسباب كه ملوك را باشد بداد از دهليز و سراپرده و غيره و چون-او به حلب شد و جنگ كرد ان جا كشته شد اموال او چندان بود كه مدت-- دو ماه شد-- كه به تدريج از خزانه او به خزانه سلطان نقل ميكردند و--------------------------------------------------- از جمله سيصد كنيزك داشت اكثر ماهروي بعضي از ان بوند- كه ايشان را در هم-بستري- ميداشت سلطان فرمود تا ايشان را مخير كردند هر كه شوهري ميخواست به شوهري دادند و انچه شوهر نمي خواست هر چه خاصه او بود هيچ تصرف ناكرده بدو ميگذاشتند تا در خانه- خود ميباشند- و بر هيچ يك از ايشان حكمي و جبري نفرمود و چون او	76	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms072	true	-7822028736660244525	0	157	0	777	1452	301	گنجها يافته باشند و بسيار را اخراجات افتاده باشد و چيزي نيافته باشند چه ميگويند كه در اين مواضع اموال فرعون مدفون بوده است و چون ان-جا كسي چيزي يابد خمس بسل--طان دهد و باقي او-را باشد-غرض ان-كه سلطان اين خادم-را بدان ولايت فرستاد و او-را عظ-م بزرگ گردانيد و هر اسباب كه ملوك را باشد بداد از دهليز و سرايرده و غيره و چون او ت--حلب شد و جنگ كرد ان-جا كشته شد اموال او چندان بود كه مدت13 دو ماه شد14 كه15 بتدريج از خزانه او بخز--انه سلطان نقل ميكردند و image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0125png 88 از جمله س-صد كنيزك داشت اك-ر ماهروي بعضي از ان بودند كه ايشان-را در هم بستري1 ميداشت سلطان فرمود تا ايشان-را مخير كردند هر كه شوهري ميخواست بشو--هري دادند و انچه شوهر ميخو--است هر چه خاصه او بود هيچ تصرف ناكرده بدو ميگذاشتند تا در خانها خود ميباشند4 و بر هيچ يك از ايشان حكمي و جبري نفرمود و-چون او	72	-5058264680022117261	696	1246.0	547	800	87.0	125	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms077	false	-4474441106611838559	1	150	4	680	1328	300	كشته شد ان ملك ترسياك ه سلطان لشكرها فرستد پسري هفت ساله را با زن خود و بسيار تحف و هدايا به حضرت سلطان فرستاد و بر گذشته عذرها خواست چون ايشان بيامدند قريب دو ماه بيرون نشستند و- ايشان را در شهر نمي گذاشتند و تحفه- ايشان قبول نمي كردند تا-اءمه و قضاة شهر همه به شفاعت به درگاه سلطان شدند و خواهش كردند كه ايشان را قبول كردند و با تشريف و خلعت باز-گردانيدند از جمله- چيزها اگر كسي خواهد كه به مصر باغي سازد در هر فص----ل كه باشد بتواند ساخت چه هر درخت كه خواهد مدام حاصل تواند- كرد و بنشاند خواه مثمر و مجمل خ-واه بي ثمر و كسان باشند كه دلال ان باشند و از هر-چه خواهي در حال حاصل كنند و ان چنان است كه ايشان درختها در تغارها كشته باشند وبر پشت بامها نهاده وبس-يار بام هاي ايشان باغ باشد و	77	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms072	true	-7822028736660244525	158	301	782	1452	1452	301	كشته شد ان ملك ترسيد كه سلطان لشكرها فرستد پسري هفت ساله-را با زن خود و بسيار تحف و-هدايا ب--حضرت سلطان فرستاد و بر گذشته عذرها خواست چون ايشان بيامدند قريب دو ماه بيرون نشستند و7 ايشان-را در شهر نمي-گذاشتند و تحفها ايشان قبول نميكر-دند تا اءمه و قضاة شهر همه ب--شفاعت ب--درگاه سلطان شدند و خواهش كردند كه ايشان-را قبول تردند و با تشريف و خلعت باز گردانيدند از حملها چيزها اگر كسي خواهد كه ب--مصر باغي سازد در هر فصل سال كه باشد بتواند ساخت چه هر درخت كه خواهد مدام حاصل تواند9 كرد و بنشاند خواه مثمر و مجمل1 خواه ب بم-ر و كسان باشند كه دلال ان باشند و از هر چه خواهي در حال حاصل كنند و ان چنان--ست كه ايشان درختها در تغارها كشته باشند و ر پشت بامها نهاده و بسيار بام-هاي ايشان باغ باشد و-	72	-5058264680022117261	642	1169.5	509	689	93.17852020263672	117	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms077	false	-4474441106611838559	150	300	680	1328	1328	300	از ان اكثر پربار باشد از نارنج و ترنج و نار و-سيب و به و گل و رياحين و سپرغمها و اگر كسي خو-هد حمالان بروند و ان تغار---------------------------------------------------ها بر چوب بندند همچنان با درخت و به هر جا كه خواهند نقل كنند و- چنان كهخ خواهي ان تغار را در زمين جاي كنند و در ان زمين بنهند و هر وقت كه خواهند تغارها بكنند و بارها بيرون ارند و د-رخت خود خبر دار نباشد و-اين وضع در همه افاق جاي- ديگر نديده ام و نشنيده و انصاف ان كه بس لطيف است اكنون شرح باز-گشتن خويش به جانب خانه به راه مكه حرسها الله تعالي من الافات از مصر باز-گويم در قاهره نماز عيد بكردم و سه شنبه چهاردهم ذي الحجه سنه احدي و اربعين و اربعمايه از مصر در كشتي نشستم و به راه صعيد الاعلي روانه شدم و- ان روي به جانب- جنوب- دارد ولايتي است	77	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms073	true	5313034803648489604	0	147	0	691	1421	302	از ان اكثر پربار باشد از نار-ج و ترنج و نار و سيب و-به و-گل و رياحين و سپرغمها و اگر كسي خواهد حمالان بروند و ان image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0126png 89 تغارها بر چوب بندند همچنان با درخت و ب--هر جا كه خواهند نقل كنند و1 چنانكه --خواهي ان تغار را در زمين جاي كنند و در ان زمين بنهند و هر وقت كه خواهند تغارها بكنند و بارها بيرون ارند و3 درخت خود خبر-دار نباشد و اين وضع در همه افاق جاي4 ديگر نديده ام و نشنيده و انصاف ان-كه بس لطيف است اكنون شرح باز گشتن خويش بج--انب خانه ب--راه مگه حرسها الله تعالي من الافات از مصر باز گويم در قاهره نماز عيد بكردم و سه شنبه چهاردهم ذي الحجه سنه احدي و اربعين و اربعمايه از مصر در كشتي نشس-م و ب--راه صعيد الاعلي روانه شدم1 و ان روي ب--جانب7 جنوب8 دارد ولايتيست -	73	-5058264680022117261	613	1099.0	478	710	86.33802795410156	119	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms078	false	3947635425465700603	0	180	0	753	1247	300	كه اب نيل از ان جا به مصر ميايد و- هم از ولايت مصر است و فراخي مصر اغلب از ان جا و ان جا بر دو كناره -نيل بسي شهرها و روستاها-- بود كه صفت ان كردن به تطويل انجامد تا به شهري رسيديم كه ان را اسيوط ميگفتند واف-يون از-اين شهر خيزد و ان خشخاش است كه تخم او سياه باشد چون بلند شود و پيله بندد او را بشكنند از ان مثل شيره بيرون ايد ان را جمع كنند------------------------------------------------ و نگاه دارند افيون باشد و تخم اين خشخاش خرد و چون زيره است و بدين اسيوط از صوف گوسفند دستارها بافند كه مثل او در عالم نباشد و صوف هاي باريك كه به ولايت- عجم اورند و گو-ند مصري است همه از اي- صعيد-الاعلي باشد چه به مصر خود صوف نبافند و من بدين اسيوط- فوطه اي ديدم از صوف گوسفند كرده كه مثل ان نه به لهاور ديدم و نه به ملتان و به شكل پنداشتي حرير است و از ان جابه شهري رسيديم كه ان را قوص ميگفتند و ان جا بناهاي عظيم ديدم از	78	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms073	true	5313034803648489604	147	302	691	1421	1421	302	كه اب نيل از ان-جا ب--مصر ميايد و9 هم از ولايت مصر است و فراخي مصر اغلب از ان-جا و ان-جا بر دو كنارها نيل بسي شهرها و روستاها10 بود كه صفت ان كردن ب--تطويل انجامد تا ب--شهري رسيديم كه ان-را اسيوط ميگفتند و افيون از اين شهر خيزد و ان خشخاش است كه بخم او سياه باشد چون بلند شود و پيله بندد او-را بشكنند از ان مثل شيره بيرون ايد ان-را حمع كنند image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0127png و نگاه-دارند افيون باشد و تخم اين خشخاش خرد و چون زيره است و بدين اسيوط از صوف گوسفند دستارها بافند كه مثل او در عالم نباشد و صوف-هاي باريك كه ب--ولايت2 عجم اورند و گويند مصري است همه از اين صعيد الاعلي باشد چه ب--مصر خود صوف نبافند2 ومن بدين اسيوط4 فوطه اي ديدم از صوف گوسفند كرده كه مثل ان نه ب--لهاور ديدم و نه ب--ملتان و---------------------------------------------------------- قوص ميگفتند و ان-جا بناهاي عظيم ديدم از-	73	-5058264680022117261	663	1165.0	517	812	81.6502456665039	123	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms078	false	3947635425465700603	180	284	753	1179	1247	300	سنگ هاي كه هر كه ان ببيند تعجب كند شارستاني- كهنه و-- از سنگ باروي ساخته و اكثر عمارت هاي-- ان از سنگ هاي بزرگ كرده كه يكي از ان مقدار بيست هزار من و سي هزار من باشد و عجب ان كه به ده پانزده فرسنگي ان موضع نه كوهي است و نه سنگ تا انها را از كجا و چگونه نقل كرده باشند از ان جا به شهري رسيدم كه ان را اخميم ميگفتند شهري انبوه و ابادان و مردمي غلبه و حصاري حصين دارد و نخل و بساتين بسيار بيست روز ان جا مقام افتاد و جهت ان كه دو راه	78	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms074	true	-7073530991424706285	0	93	0	419	1407	301	سنگ-هاي كه هر كه ان بينند تعجب كند شارستاني1 كهنه و11 از سنگ باروي ساخته و اكثر عمارت-هاي12 ان از سنگ-هاي بزرگ كرده كه يكي از ان مقدار بيست هزار من و سي هزار من باشد و عجب ان-كه ب--ده پانزده فرسنگي ان موضع نه كوهي است و نه سنگ تا انها-را از كحا و چگونه نقل كرده باشند از ان-جا بش--هري رسيدم كه ان-را اخميم ميگفتند شهري انبوه و ايادان و مردمي غلبه و حصاري حصين دارد و نخل و بساتين بسيار بيست روز ان-جا مقام افتاد و جهت تا بكدام راه	74	-5058264680022117261	402	728.0	309	431	93.2714614868164	76	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms079	false	5237867224694286946	0	217	0	938	1307	300	عاقبت به راه اب برفتيم به شهري رسيديم كه ان را اسوان-- ميگفتند و بر جانب جنوب اين شهر كوهي بود كه رود نيل از دهن اين كوه بيرون ميامد و گفتند كشتي از اين بالاتر نگذرد كه اب از جاهاي تنگ و سنگ هاي عظيم فرو م------------------------------------------------يايد و- از اين شهر به چهار فرسنگ راه ولايت نوبه بود و مردم ان زمين همه ترسا باشد- و هر-وقت از پيش ملك ان ولايت نزديك سلطان مصر هديهها- فرستند و عهود و ميثاق كنند كه لشكر بدان ولايت نرود و زيان ايشان نكند و اين شهر اسوان ع-ظيم محكم است تا اگر وقتي از ولايت نوبه كسي قصدي كند نتواند و مدام ان جا لشكري باشد به محافظت شهر و ولايت و مقابل شهر در ميان رود نيل جزيره اي است چون باغي و اندر ان خرمايستان و زيتون و ديگر اشجار و زرع- بسي ار است و به دولاب اب دهند و جاي با درخت است و ان -جا بيست و يك روز بماندم-- كه بياباني عظيم در پيش بود و-- دويست فرسنگ تا لب دريا-- موسم ان بود كه حجاج-- باز-گشته بر اشتران به ان جا برسند و ما انتظار ان ميداشتيم كه جون ان استرها باز-گردد به كرايه گيريم و برويم و چون به شهر اسوان بودم-- اشنايي افتاد با مردي كه او را--- عبدالله	79	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms074	true	-7073530991424706285	94	301	425	1407	1407	301	عاقبت ب--راه اب برفتيم ب--شهري رسيديم كه ان-را اسوان15 ميگفتند و بر جانب جنوب اين شهر كوهي بود كه رود نيل از دهن اين كوه بيرون ميامد و گفتند كشتي از اين بالاتر نگذرد كه اب از جاهاي تنگ و سنگ-هاي عظيم فرو ميايد image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0128png و1 از اين شهر ب--چهار فرسنگ راه ولايت نوبه بود و مردم ان زمين همه ترسا باشد2 و هر وقت از پيش ملك ان ولايت نزديك سلطان مصر هديهها3 فرستند و عهود و ميثاق كنند كه لشكر بدان ولايت نرود و زيان ايشان نكند و اين شهر اسوان2 عظيم محكم است تا اگر وقتي از ولايت نوبه كسي قصدي كند نتواند و مدام ان-جا لشكري باشد ب--محافظت شهر و ولايت و مقابل شهر در ميان رود نيل جزيره اي--ست چون باغي و-اندر ان خرمايستان و زيتون و ديگر اشجار و زرع7 بسي-ار است و ب--دولاب اب دهند و جاي با درخت است8 و9 انجا بيست و يك روز -ماندم10 كه بياباني عظيم در پيش بود و11 دويست فرسنگ تا لب دريا و موسم ان بود كه حجاج12 باز گشته بر اشتران بان---جا برسند و ما انتظار ان ميداشتيم كه چون ان ش-ترها باز گردد ب--كرايه گيريم و برويم و-چون ب--شهر اسوان بودم15 اشناءي افتاد با مردي كه اورا ابو عبدالله-	74	-5058264680022117261	890	1596.0	695	1010	88.11881256103516	167	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms079	false	5237867224694286946	217	300	938	1307	1307	300	محمد-بن فليج ميگفتند مردي پارسا و با صلاح --بود و از طريق منطق چيزي ميدانست او مرا معاونت كرد در كرايه --گرفتن و همراه بازديد كردن و-غير ان و شتري به يك دينار و نيم كرايه گرفتم و از-اين شهر روانه شدم پنجم ربيع الاول سنه اثني-- و اربعين و اربعمايه راه سوي مشرقي جنوبي بود ------------------------------------------------چون هشت فرسنگ برفتم منزلي بود كه ان را ضيقه- ميگفتند و ان دره اي بود بر- صحرا و- بر دو جانب او چون دو ديوار از-	79	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms075	true	1645297954026153948	0	85	0	423	1438	302	محتد بن فليج ميگفتند مردي پارسا و با صلاح16 بود و از طريق منطق چيزي ميدانست او مرا معاونت كرد در كرايه17 گرفتن و همراه بازديد كردن و غير ان و شتري بيك---دينار و نيم كرايه گرفتم و از اين شهر روانه شدم پنجم ربيع الاول سنه اثني19 و اربعين و اربعمايه راه سوي مشرق- جنوبي بود image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0129png چون هشت فرسنگ برفتم م-زلي بود كه ان-را ضيقه2 ميگفتند و ان دره-اي بود بر3 صحرا و4 بر دو جانب او چون دو ديوار از	75	-5058264680022117261	357	621.0	281	430	83.02325439453125	70	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms080	false	1543230861558351308	0	220	0	954	1308	300	كوه و ميانه- او مقدار صد ارش گشادگي و در ان گشادگي چاهي كنده-اند كه اب بسيار بر-امده است اما نه اب- خوش و چون از اين منزل بگذرند پنج روز باديه است كه اب نباشد هر مردي خيكي اب بر-داشت و برفتيم به منزلي كه ان را حوضش- ميگفتند كوهي بود سنگين و دو سوراخ در ان بود كه اب بيرون ميايد و همان جا در گودي- مي-ايستد ابي خوش و چنان بود كه مرد را در ان سوراخ ميبايست شد تا از جهت شتر اب بيرون اورند و هفتم روز بود كه- شتران اب نخورده-- بودند و نه علف از ان كه هيچ نبود و در شبان روزي يك بار فرود-- امدندي از ان گاه كه افتاب گرم شدي تا نماز ديگر و باقي ميرفتند و اين منزل جاها-- كه فرود-- ايند همه معلوم باشد چه به هر جاي فرو نتوانند امد كه چيزي نباشد كه اتش بر-فروزند و بدان جاها پشكل شتر يابند كه بسوزند و چيزي پزند-- و ان شتران گويي ميدانستند كه اگر كاهلي كنند از تشنگي بميرند-- و چنان ميرفتند كه هيچ به راندن كس محتاج نبود و -خود-روي در ان بيابان نها-ي ميرفتند با ان كه -هيچ اثر راه و نشان پديد نبود --------------------------------------------------روي فرا مشرق كرده ميرفتند و جايي بودي- كه به پانزده فرسنگ اب ميبود اندك و شور و جايي بودي	80	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms075	true	1645297954026153948	85	302	423	1438	1438	302	كوه و ميانها او مقدار صد ارش گشادگي و در ان گشادگي چاهي كنده اند كه اب بسيار بر امده است اما نه اب5 خوش و چون از اين منزل بگذرند پنج روز باديه است كه اب نباشد هر مردي خيكي اب بر داشت و برفتيم ب--منزلي كه ان-را حوضش7 ميگفتند كوهي بود سنگين و دو سوراخ در ان بود كه اب بيرون ميامد و همان-جا در گودي9 مي ايستد ابي خوش و چنان بود كه مرد-را در ان سوراخ ميبايست شد تا از جهت شبر اب بيرون اورند و هفتم روز بود كه1 شتران اب نخورده12 بودند و نه علف از ان-كه هيچ نبود و در شبان روزي يك بار فرود13 امدندي از ان-گاه كه افتاب گرم شدي تا نماز ديگر و باقي ميرفتند و اين منزل جاها15 كه فرود16 ايند همه معلوم باشد چه ب--هر جاي فرو نتوانند امد كه چيزي نباشد كه اتش بر فروزند و بدان جاها پشكل شتر يابند كه بسوزند و چيزي پزند18 و ان شتران گوبي ميدانستند كه اگر كاهلي كنند از تشنگي بميرند19 و چنان ميرفتند كه هيچ ب--راندن كس محتاج نبود20 وخود روي در ان بيابان نهاده ميرفتند با انكه21 هيچ اثر راه و نشان بديد نبود22 image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0130png روي فرا مشرق كرده ميرفتند و-جا-ي بودي1 كه ب--پانزده فرسنگ اب ميبود اندك و شور و جاي2 بودي-	75	-5058264680022117261	925	1656.5	720	1031	89.71871948242188	181	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms080	false	1543230861558351308	220	300	954	1308	1308	300	كه به سي چهل فرسنگ هيچ اب نبودي هشتم- ربيع الاول سنه اثني- و اربعين و اربعمايه به شهر عيذاب رسيديم و از اسوان تا عيذاب- كه به پانزده روز امديم به قياس دويست فرسنگ بود اين شهر عيذاب- بر-كناره-- دريا نهاده است مسجد ادينه دارد و مردي پانصد در ان باشد و تعلق به سلطان مصر داشت و باجگاهي است كه از حبشه و زنگبار و -يمن كشتيها ان جا ايد و از ان جا بر اشتران بارها بدين-	80	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms076	true	-4036555518754889574	0	71	0	350	1472	301	كه بسي3- چهل فرسنگ هيچ اب نبودي هشتم4 ربيع الاول سنه اثني5 و اربعين و-اربعمايه ب--شهر عيذاب رسيديم و از اسوان تا عيذاب7 كه ب--پانزده روز امديم ب--قياس دويست فرسنگ بود اين شهر عيذاب8 بر كنارها9 دريا نهاده است مسجد ادينه دارد و مردي پانصد در ان باشد و تعلق ب--سلطان مصر داشت و باجگاهي است كه از حبشه و زنگبار10 ويمن كشتيها ان-جا ايد و-از ان-جا بر اشتران بارها بدين	76	-5058264680022117261	336	581.0	267	363	92.56198120117188	55	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms081	false	-8968053565855226861	0	247	0	1084	1311	300	بيابان كه ما گذشتيم برند تا اسوان-- و از ان جا در كشتي به اب نيل به مصر--- برند و بر دست راست اين شهر چون روي به قبله كنند كوهي است و پس ان كوه بي-باني- عظيم و علف خوار بسيار و خلقي بسيارند ان جا كه ايشان را بجاهان-- گويند و ايشان مردماني-اند كه هيچ دين و كيش ندارند و به هيچ پيغعمبر و پيشوا ايمان نياورده-اند از ان كه از اباداني دورند-و بياباني دارند كه طول ان از هزار فرسنگ زياده باشدو -عرض سيصد فرسنگ و در اين همه بعد دو شهرك خرد بيش نيست كه يكي را از ان بحر-النعام-- گويند و يكي ديگر را عيذاب ط--ول اين بيابان از مصر است تا حبشه و ان از شمال است تا جنوب و عرض از ولايت نوبه تا درياي قلزم از مغرب تا مشرق و اين قوم بجاهان --در ان بيابان باشند مردم --بد نباشند و دزدي و غارت نكنند به چهارپاي------------------------------------------------ خود مشغول و مسلمانان و غيره كودكان ايشان را بدزدند و به شهرهاي اسلام برند و بفروشند و اين درياي قلزم خليجي است كه از محيط به ولايت عدن شكافته است و در جانب شمال تا ان جا كه اين شهرك قلزم است بيامده و اين دريا را هر جا كه شهري بر-كنارش است بدان شهر باز ميخوانند مثلا جايي به قلزم باز ميخوانند و جايي به عيذاب و جايي به بحر النعام-- گفتند- در اين دريا زيادت از سيصد جزيره باشد و از ان جزاير كشتيها ميايند و روغن و كشك	81	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms076	true	-4036555518754889574	71	301	350	1472	1472	301	بيابان كه ما گذشتيم برند تا اسوان11 و از ان-جا در كشتي ب--اب نيل ب--مصر12 ابرند و بردسث- راست اين شهر چون روي ب--قبله كنند كوهي است و پس ان كوه بيابانيه عظيم و علف خوار بسيار و خلقي بسيارند ان-جا كه ايشان-را بجاهان13 گويند و ايشان مردماني اند كه هيچ دين و-كيش ندارند و ب--هيچ پيغ-مبر و پيشوا ايمان نياورده اند از ان كه از اباداني دورند و بياباني دارند كه طول ان از هزار فرسنگ زياده باشد و عرض سيصد فرسنگ و در اين همه بعد دو شهرك خرد بيش نيست كه يكي-را از ان بحر النعام14 گويند و يكي ديگر-را عيذاب15كطول اين بيابان از مصر است تا حبشه و ان از شمال است تا جنوب و عرض از ولايت نوبه تا درياي قلزم از مغرب تا مشرق و اين قوم بجاهان16 در ان سا-بان باشند مردم17ابد نباشند و دزدي و-غارت نكنند ب--چهارپاي image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0131png خود مشغول و مسلمانان و-غيره كودكان ايشانرا1 بدزدند و ب--شهرهاي اسلام برند و بفروشند و اين درياي قلزم خليجي است كه از محيط بول--ايت عدن شكافته است و در جانب شمال تا ان-جا كه اين شهرك قلزم است بيامده و اين دريا-را هرجا- كه شهري بر كنارش است بدان شهر باز ميخوانند مثلا جابي بق--لزم باز ميخوانند و جايي ب--عيذاب3 وجايي ب--بحر النعام و گفتند4 در اين دريا زيادت از سيصد جزيره باشد و-از ان جزاير كشتيها ميايند و روغن و كشگ-	76	-5058264680022117261	1023	1820.5	808	1158	88.34197235107422	187	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms081	false	-8968053565855226861	247	299	1084	1310	1311	300	مياورند- و گف-ند ان جا گاو و گوسپند بسيار دارند و مردم ان جا گويند مسلمانند بعضي تعلق به مصر دارند و بعضي به يمن و در اين شهرك عيذاب- اب چاه و چشمه نباشد الا اب باران و اگر گاهي اب باران منقطع باشد- ان جا بجاهان- اب ارند و بفروشند	81	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms077	true	-5041993498863017076	0	47	0	224	1416	301	مياورند6 و گفتند ان-جا گاو و گوسيند بسيار دارند و مردم ان-جا گويند مسامانند بعضي تعلق ب--مصر دارند و بعضي به ي-ن و-در اين شهرك عيذاب7 اب چاه و چشمه نباشد الا اب باران و اگر گاهي اب باران منقطع باشد8 ان-جا بجاهان9 اب ارند و بفروشند	77	-5058264680022117261	217	376.5	170	231	93.93939208984375	34	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms082	false	1078144991718198054	0	286	0	1207	1260	300	تا سه ماه كه ان جا بودم يك خيك اب به يك درم خريديم و به دو درم نيز از ان كه كشتي روانه-- نمي شد باد شمال بود و مارا باد جنوب ميبايست مردم ان جا ان وقت كه مرا ديدند گفتند مارا خطيبي ميكن با ايشان مضايقه نكردم و با ايشان در ان مدت خطابت------ ميكردم تا ان گاه كه موسم رسيد و كشتيها روي به شمال نهادند و بعد از ان به جده شدم گف-تند شتر نجيب هيچ جاي چنان نباشد كه در ان-- بيابان و از ان جا به مصر و حجاز برند و در اين شهر عيذاب --مردي مرا حكايت كرد كه بر قول او اعتماد داشتم گفت وقتي كشتي از اين شهر سوي حجاز ميرفت و شتر ميبردند به سوي امطر مكه و من در ان كشتي بودم شتري از ان بمرد مردم ان را به ----------------------------------------------دريا انداختند ماهي در حال ان را قو -برد چنان كه يك پاي شتر قدري بيرون از دهانش بود ماهي ديگر امد- و ان ماهي را كه شتر فرو برده بود فرو برد كه هيچ اثر از ان برو پديد نبود و گفت ان ماهي را قرش- ميگفتند-- هم بدين شهر پوست ماهي ديدم كه به خراسان ان راشفق- ميگويند و گمان ميبرديم به خاسان كه ان نوعي از سوسمار است تا ان جا بديدم كه ماهي بود و همه پرها كه-ماهي را باشد داشت در وقتي كه من به شهر اسوان بودم دوستي- داشتم كه نام او ذكر كرده ام در مقدمه او را ابوعبدالله محمدبن فليج در مقدمه او را ابو-عبد-الله محمد-بن فليج- ميگفتند چون از ان جا به عيذاب ميامدم نامه نوشته بود به دوستي با-- وكيلي كه او را به شهر عيذاب بود كه انچه ناصر خواهد به وي دهد	82	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms077	true	-5041993498863017076	48	301	226	1416	1416	301	تا سه ماه كه ان-جا بودم يك خيك اب بيك---درم خريديم و ب--دو درم نيز از ان-كه كشتي روانه11 نمي-شد باد شمال بود و مارا باد جنوب ميبايست مردم ان-جا ان-وقت كه مرا ديدند گفتند مارا خطي-ي ميكن با ايشان مضايقه نكردم و در ---------ان مدت خطابت ايشان ميكردم تا ان-گاه كه موسم رسيد و كشتيها روي بش--مال نهادند و بعد از ان13 بجده شدم وگفتند شتر نجيب هيچ جاي چنان نباشد كه در ان14 بيابان و از ان-جا ب--مصر و حجاز برند و در اين شهر عيذاب15كمردي مرا حكايت كرد كه بر قول او اعتماد داشتم گفت وقتي كشتي از اين شهر سوي حجاز ميرفت و شتر ميبردند ب--سوي امير مكه و-من در ان كشتي بودم شتري از ان بمرد مردم ان-را image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0132png بدريا انداختند ماهي در حال ان-را فرو برد چنان-كه يك ياي شتر قدري بيرون از دهانش بود ماهي ديگر امد1 و ان ماهي-را كه شتر فرو برده بود فرو بزد كه هيچ اثر از ان برو بديد نبود و گفت ان ماهي-را قرش3 ميگفتند و هم بدين شهر پوست ماهي ديدم كه ب--خراسان انرا شفق4 ميگويند و گمان ميبرديم بخرا-سان كه ان نوعي از سوسمار است تا ان-جا بديدم كه ماهي بود و همه پرها كه ماهي را باشد داشت در وقتي كه من ب--شهر اسوان بودم دوستي6 داشتم كه نام او ذكر كرده ا--------------------------------------م در مقدمه او-را ابو عبد الله محمد بن فليج7 ميگفتند چون از ان-جا ب--عيذاب ميامدم نامه نوشته بود بدو--ستي با10 وكيلي كه او-را ب--شهر عيذاب بود كه انچه ناصر خواهد ب--وي دهد-	77	-5058264680022117261	1086	1885.5	846	1280	84.84375	195	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms083	false	-1909840251690861564	0	300	0	1264	1264	300	شهر عيذاب- بماندم و انچه داشتم خرج كرده-- شد از ضرورت ان كاغذ را بد-ان شخص دادم او مردي-- كرد و گفت والله او را پيش من چيز بسيار ---است چه ميخواهي تابه تو دهم تو به من خط ده من غ-جب كردم از نيك مردي ان محمد فليج كه بي سابقه با من ان همه نيكويي كرد و --اگر مردي- بي باك بودمي و روا داشتمي مبلغي مال از ان شخص به واسطه- ان كاغذ بستيدمي غرض من از-ان ------------------------------------------------مرد صد من ارد بستدم- و ان مقدار را ان جا عزتي تمام است و خطي بدان مقدار به وي دادم و او ان كاغذ كه من نوشته بودم به اسوان فرستاد و پيش از ان كه من از شهر عيذاب- بروم جواب ان محمد فليج باز رسيد كه ان چه مقدار باشد هر چند كه او خواهد و- از ان من موجود باشد بدو ده و اگر از ان خويش بدهي عوض با تو دهم كه امير-المومنين علي بن ابي طالب صلوات الله عليه فرموده است المومن لا-يكون محتشما و لا مغتنما و اين فصل بدان نوشتم تا خوانندگان بدانند كه مردم را بر مردم اعتماد است و كرم هر جاي ب-اشد و جوان-مردان هميشه بودهاند و باشند جده شهري بزرگ است و باره اي حصين دارد- بر لب دريا و در او پنج هزار مرد باشد بر-شمال دريا نهاده است و-بازارها نيك دارد و قبله م-سجد ادينه سوي مشرق است و بيرون از شهر هيچ عمارت نيست الا مسجدي كه معروف است به مسجد رسول الله عليه الصلوة و السلام و دو دروازه است شهر را يكي سوي مشرق كه رو -با مكه دارد و ديگر سوي مغرب كه رو-- با دريا دارد و اگر از جده بر لب دريا سوي جنوب بروند به يمن رسند به شهر صعده و تا ان جا پنجاه فرسنگ است و اگر	83	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms078	true	-4907253613659382264	13	301	55	1357	1357	301	شهر عيذاب4 بماندم و انچه داشتم خرج كرده15 شد از ضرورت ان كاغذ-را بد ان شخص دادم او مردي16 كرد و گفت والله او-را پيش من چيز بسيار 17 است چه ميخواهي تا بتو -دهم تو ت--من خط ده من تعجب كردم از نيك مردي ان محمد فليج كه بي سابقه با من ان همه نيكويي كرد و19 اگر مردي2 بي باك بود-ي و روا داشتمي مبلغي مال از ان شخص ب--واسطها ان كاغذ بستيدمي غرض من از ان image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0133png مرد صد من ارد بستدم1 و ان مقدار-را ان-جا عزتي ممام است و خطي بدان مقدار ب--وي دادم و او ان كاغذ كه من نوشته بودم ب--اسوان فرستاد و پيش از ان-كه من از شهر عيذاب3 بروم جواب ان محمد فليج باز رسيد كه ان چه مقدار باشد هر چند كه او خواهد و6 از ان من موجود باشد بدو ده و اگر از ان خويش بدهي عوض با تو دهم كه امير المءمنين علي بن ابي طالب صلوات الله عليه فرموده است المءمن لا يكون محتشما و-لا مغتنما و اين فصل بدان نوش-م تا خوانندگان بدانند كه مردم-را بر مردم اع-مادس--ت و كرم هر جاي7 باشد و جوان مردان هميشه بودهاند و باشند جده شهري بزرگ--ست و باره-اي حصين دارد8 بر لب دريا و در او پنج هزار مرد باشد بر شمال دريا نهاده است و بازارها نيك دارد و قبلها مسجد ادينه سوي مشرقست-- و بيرون از شهر هيچ عمارت نيست الا مسجدي كه معروف--ست بم--سجد رسول الله عليه الصلوة و-السلام و دو دروازه است شهر-را يكي سوي مشرق كه رو1 با مكه دارد و ديگر سوي مغرب كه رو11 با دريا دارد و اگر از جده بر لب دريا سوي جنوب بروند ب--يمن رسند ب--شهر صعده و تا ان-جا پنجاه فرسنگس--ت و اگر	78	-5058264680022117261	1204	2148.0	934	1341	89.78374481201172	238	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms084	false	-5758830406917592037	38	300	148	1254	1254	300	سوي شمال روند به شهر جار-- رسند كه از حجاز است و بدين شهر جده نه درخت است و زرع------------------------------------------------ هر چه به كار ايد از رستا- ارند و از ان جا تا مكه دو-ازده فرسنگ است و امير جده بنده امير -----------------------------------------------------------------------------------------جده شدم و با من كرامت كرد و ان قدر باجي كه به من ميرسيد از من معاف داشت و نخواست چنان كه از- دروازه مسلم گذر كردم خبري به مكه نوشت كه اين مردي دانشمند است از وي چيزي نشايد ستيدن روز ادينه نماز ديگر از جده برفتم- يكشنبه سلخ جمادي الاخر به در شهر مكه رسيديم و از نواحي حجاز و -يمن خلق بسيار عمره را در مكه حاضر باشد اول رجب و ان موسمي عظيم باشد و عيد رمضان همچنين و به وقت حج بيايند و چون راه ايشان نزديك و سهل است هر سال سه بار بيايند صفت شهر مكه شرفها الله تعالي شهر مكه اندر ميان كوهها نهاده است بلند و-- هر جانب كه به شهر روند تا به مكه برسند-- نتوان ديد و بلندترين كوهي كه به مكه نزديك است كوه ابوق--يس است و ان چون گنبدي گرد است چنان كه اگر از پاي ان تيري بياندازند بر سر رسد و در مشرقي شهر افتاده است چنان كه چون در مسجد حرام باشند به دي ماه افتاب از سر ان بر ايد و بر سر ---------------------------------------------------ان ميلي است -از سنگ براو-رده گويند ابراهيم عليه السلام براو-رده است وا ين عرصه كه در ميان كوه است شهر است دو تير پرتاب در دو بيش نيست و مسجد حرام به ميانه -اين فراخناي اندر است و-	84	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms079	true	-3610966959377267879	0	272	0	1278	1408	302	سوي شمال روند بشه--ر جار13 رسند كه از حجاز است و بدين شهر جده نه درختس--ت و زرع image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0134png هر چه ب--كار ايد از رستا1 ارند و از ان-جا تا مكه دو ازده فرسنگ است و امير جده بنده امير مكه بود و اورا تاج المعالي بن ابي الفتوح ميگفتند و مدينهرا هم امير وي بود ومن زديك2 امير جده شدم و با من كرامت كرد و ان قدر باجي كه ب--من ميرسيد از من معاف داشت و نخواست چنان-كه از4 دروازه مسلم گذر كردم خبري بم--كه نوشت كه اين مردي دانشمند است از وي چيزي نشايد ستيدن روز ادينه نماز ديگر از جده برفتم7 يكشنبه سلخ جمادي الاخر8 ب-در شهر مگه رسيديم و از نواحي حجاز و ايمن خلق بسيار عمره را در مگه حاضر باشد اول رجب و ان موسمي عظيم باشد و عيد رمضان همچنين و ب--وقت حج بيايند و چون راه ايشان نزديك و سهل است هر سال سه بار بيايند صفت شهر مگه شرفها الله تعالي شهر مگه اندر ميان كوهها نهاده است بلند و11 هر جانب كه ب--شهر روند تا تم--كه برسند12 نتوان ديد و بلندترين كوهي كه بم--كه نزديك است كوه ابو قبيس است و ان چون گنبدي گرد است چنان-كه اگر از پاي ان تيري بي-ندازند بر سر رسد و در مشرقي شهر افتاده است چنان-كه چون در مسجد حرام باشند بدي4- ماه افتاب از سر ان بر-ايد و image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0135png 98 بر سر ان ميلي است1 از سنگ بر اورده گويند ابراهيم عليه السلام بر اورده است و اين عرصه كه در ميان كوه--ست شهر--ست دو تير پرتاب در دو بيش نيست و مسجد حرام ب--ميانها اين فراخناي اندر--ست و	79	-5058264680022117261	1041	1891.5	805	1312	79.34451293945312	206	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms085	false	3343520758447461271	0	30	0	135	1327	300	گرد بر گرد مسجد حرام شهر است و كوچهها و بازارها و هركج-ا رخنه اي به ميان كوه در است ديوار باره ساختهاند و دروازه بر-نهاده و اندر شهر هيچ	85	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms079	true	-3610966959377267879	272	302	1278	1408	1408	302	گرد بر گرد مسجد حرام شهر است و كوچه-ا و بازارها و هر كحا رخنه اي كم---ان كوه در--ست ديوار باره ساختهاند و دروازه بر نهاده و اندر شهر هيچ-	79	-5058264680022117261	124	215.5	97	137	90.51094818115234	25	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms085	false	3343520758447461271	30	300	135	1327	1327	300	درخت نيست مگر بر در مسجد حرام كه سوي مغرب است كه ان راباب ابراهيم خوانند بر سر جاهي درختي چند بلند است وب-زرگ شده و از مسجد حرام بر جانب مشرق بازاري بزرگ كشيده است از جنوب-سوي شمال و بر-سر بازار ج--------نوب كوه ابوق-بيس است و دامن كوه ابوق-بيس صف--است و ان چنان است كه دامن---- را همچون درجات بزرگ كردهان-د و سنگها به ترتيب رانده كه-بر ان استانها روند خلق و دعا كونند و انچه ميگويند صفا و مروه كنند ان است- و به اخر بازار از جانب شمال كوه مروه است و ان اندك بالاي است و بر او خانه اي بسيار ساختهاند و د رميان شهخر است و در اين بازار بدوند از اين سر تا-بدانسزر و چون كسي عمره خواهد كرد از جاي دور ايد به نيم فرسنگي مكه هر جا ميلها كردهاند و مسجدها ساختهاند كه عمره خواهد كرد از جاي دور ايد به نيم فرسنگي مكه هر جا مطلها كردهاند و مسجدها ساخته كه عمره را از ان جا احرام گيرند و احرام گرفتن ان باشد كه جامه- دوخته از تن بيرون كنند و ازاري بر ميان بندند و ازاري ديگر يا جادري بر-خويشتن در پيچند و به اوازي بلند ميگويند كه لبي- اللهم لبيك و سوي مكه ميايند و اگر كسي به مكه باشد و خواهد كهع-مره كند تا-بدان- ميل-- بوردن و از ان جا اغحرام گيرد و لبيك ميزند و همكه درايد ب-------------------------------------------------ه نيت عمره و چونبه شهر ايد به مسجد حرام در-ايد و نزديك خانه بود و بر دست راست بگردد چنان كه خانه بر دست چپ او باشد و بدان ركن شود كه حجر-الاسود در اوست و حجر را	85	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms080	true	-7350762124975127410	0	257	0	1157	1349	301	درخت نيست مگر بر در مسجد حرام كه سوي مغرب است كه انرا باب ابراهيم خوانند بر سر چاهي درختي چند بلند است و بزرگ شده و از مسجد حرام بر جانب مشرق بازاري بزرگ كشيده است از جنوب سوي شمال و بر سر بازار از جانب جنوب كوه ابو قبيس است و دامن كوه ابو قبيس صفا است و انچ-نان است كه دامن كوه را همچون درجات بزرگ كرده اند و سنگها ب--ترتيب رانده كه بر ان استانها روند خلق و دعا ك-نند و انچه ميگويند صفا و مروه كنند ان است3 و ب--اخر بازار از جانب شمال كوه مروه است و ان اندك بالاي است و بر-او خانه-اي بسيار ساختهاند و در ميان شه---رست ود-ر اين بازار بدوند از--ين سر تا بدان سر و چون كسي عمره خواهد كرد از جاي دور ايد ب--نيم فرسنگي مكه هر جا ميلها كردهاند و مسجدها س-----------------------------------------------------------------------------------------اخته كه عمره را از ان-جا احرام گيرند و احرام گرفتن ان باشد كه جامها دوخته از تن بيرون كنند و ازاري بر ميان بندند و ازاري ديگر يا چادري بر خويشتن در پيچند و ب--اوازي بلند ميگويند كه لبيك اللهم لبيك و سوي مگه ميايند و اگر كسي ب--مكه باشد و خواهد كه عمره كند تا بدان6 ميلها ب-رود و از ان-جا ا-حرام گيرد و لبيك ميزند و بمگه در image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0136png اند به نيت عمره و چون ب-شهر ايد ب--مسجد حرام در ايد و نزديك خانه رود و بر دست راست بكردد چنان-كه خانه بر دست چب او باشد و بدان ركن شود كه حجر الاسود در اوست و حجررا	80	-5058264680022117261	1038	1835.5	808	1274	81.47566986083984	206	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms086	false	-41356076274582045	0	48	0	199	1245	300	بوسه دهد و از حجر بگذرد و بر همان ولا بگردد و باز به حجر رسد و بوسه دهد يك طوف باشد و بر-اين ولا هفت طوف --كند سه بار به تعجيل بدوود و چهار بار اهسته برود و چون طواف تمام شد به مقام ابراهيم عليه السلام	86	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms080	true	-7350762124975127410	257	301	1157	1349	1349	301	بوسه دهد و از حجر بگذرد و بر همان ولا بگردد و باز ب--حجر رسد و-بوسه دهد-يك طوف باشد و بر اين ولا هفت طوف4 بكند سه بار ب--تعجيل بدود- و چهار بار اهسته برود و چون طواف تمام شد ب--مقام ابراهيم عليه السلام-	80	-5058264680022117261	187	328.0	146	202	92.57425689697266	35	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms086	false	-41356076274582045	48	300	199	1245	1245	300	رود كه برابر خانه است و از پس مقام بايستد چنان كه مقام مابين او و خ-انه باشد و ان جا دو ركعت نماز بكند ان را نماز طواف گويند پس از ان در خانه زمزم شود و از--- اب بخورد يا به روي بمالد و از مسجد حرام به باب الصفا بيرون شود و ان دري است از درهاي مسجد كه چون از ان جا بيرون شوند كوه صفاست بر ان استانه هاي كوه صفا شود و روي به خانه كند و دعا كند و دعا كه معلوم است چون خوانده ب-اشد فرود ايد و د رايمن بازار سوي مروه برود و ان چنان باشد كه از جنوب سوي شمال رود و در اين بازا ركه ميرود بر درهاي مسجد حرام ميگردد و اندر اين بازار ان جا كه رسول عليه الصلوة و السلام سعي كرده است و شتافته و ديگران را شتاب فرموده گامي پنجاه باشد -بر دو طرف اين موضع چهار مناره است از دو جانب كه مردم مكه از كوه صفا به ميان ان دو مناره رسند از ان جا بشتابند تا ميان دو مناره د-يگر كه از ان طرف بازار باشد و- بعد از ان دو مناره رسند از ان جا بشتابند تا ميان دو مناره ديگ ركه از ان طرف بازار باشد و بعد از ان اهسته روند تا به كوه مروه و چون به استانهها رسند بران جا روند و ان دعا كه معلوم است-------------------------------------------------- بخوانند و باز-گردند ود يگر-بار در همين روز-- در-ايند چنان كه چهار بار از صفا به مروه شوند و سه-	86	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms081	true	-4526368363610787497	0	215	0	980	1396	301	رود كه برابر خانه است و از پس مقام بايستد چنان-كه مقام مابين او و5 خانه باشد و ان-جا دو ركعت نماز بكند ان-را نماز طواف گويند يس از ان در خانه زمزم شود و از ان اب بخورد يا بر--وي بمالد و از مسجد حرام ب--باب الصفا بيرون شود و ان دري--ست از درهاي مسجد كه چون از ان-جا بيرون شوند كوه صفاست بر ان استان--هاي كوه صفا شود و روي بخ--انه كند و دعا كند و دعا--- معلوم است چون خوانده6 باشد فرو- ايد و درين با---زار سوي مروه برود و انچ-نان باشد كه از جنوب سوي شمال رود و در--ين بازار كه ميرود بر درهاي مسجد حرام ميگردد و اندر--ين بازار ان-جا كه رسول عليه الصلوة و-السلام سعي كرده است و شتافته و ديگران-را شتاب فرموده گامي پنجاه باشد8 بر دو طرف اين موضع چهار مناره است از دو جانب كه مردم كه- از كوه صفا بم--يان ان دو مناره رسند از ان-جا بشتابند تا ميان دو منارها ديگر كه از ان طرف بازار باشد و9 بعد از -----------------------------------------------------------------------------------------ان اهسته روند تا ب--كوه مروه و چون ب--استان-ها رسند بر انجا روند و ان دعا كه معلوم است image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0137png 5 بخوانند و باز گردند و ديگر بار در همين بازار در ايند چنان-كه چهار بار از صفا بم--روه شوند و سه	81	-5058264680022117261	886	1566.5	688	1110	79.81981658935547	170	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms087	false	3138493911210333649	0	93	0	420	1286	300	بار از مروه به صفا چنان كه هفت بار از ان بازار گذشته باشند چون- از كوه مروه فرود- ايند- همان جا بازاري است بيست- دكان رو--بروي باشند همه حجام نشسته موي سر تراشند چون عمره تمام شد و از حرم بيرون ايند در اين بازار بزرگ كه سوي مشرق است و ان را سوق العطارين گوي-ند بناهاي نيكوست و همه دارو--فروشان باشند و در مكه دو گرمابه است فرش ان سنگ سبز كه فسان ميسازند و چنان تقدير كردم كه در مكه دو هزار مرد شهري بيش نباشد باقي قريب-- پانصد مرد	87	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms081	true	-4526368363610787497	215	301	980	1396	1396	301	بار-از مروه ب--صفا چنان-كه هفت بار از ان بازار گذشته باشند چون2 از-كوه مروه فرود3 ايند4 همان-جا بازاري--ست بيست5 دكان روي بروي باشند همه حجام نشسته موي سر تراشند چون عمره تمام شد و-از حرم بيرون ايند در--ين بازار بزرگ كه سوي مشرقس--ت و ان-را سوق العطارين گو بند بناهاي نيكوست و همه دار و فروشان باشند و در مكه دو گرمابه است فرش ان سنگ سبر كه فسان ميسازند9 وچنان تقدير كردم كه در مكه دو هز ارمرد شهري بيش نباشد باقي قريب10 پانصد مرد-	81	-5058264680022117261	395	684.5	316	431	91.64733123779297	63	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms087	false	3138493911210333649	93	300	420	1286	1286	300	غربا و مجاوران باشنءد در ان وقت خود قحط بود و شانزده من گندم به يك دينار مغربي بود-- و مبلغي از ان جا رفته بودند و اندر شهر مكه اهل هر شهري را زا بلاد خراسان و ماوراءالنهر و عراق و غيره سراها بوده اما اكثر ان خراب بود و ويران و خلفاي بغداد عمارت هاي بسيار و-بناهاي نيكو كردهاند ان جا و-- در ان وقت كه ما رسيديم بعضي از ان خراب شده بود و بعضي ملك ساخته بودند اب چاه هاي مكه همه شور و تلخ باشد چنان كه نتوان خورد اما حوضها و مصانع بزرگ بسيار كردهاند كه هر يك از ان به مقدار ده هزار دينار بر-امده باشد و ان وقت به اب باران كه از درهها--- فرو ميايد پر ميكرده-اند و در ان تاريخ كه ما ان جا بوديم تهي بودند و يكي كه امير عدن بود و او را پسر شاد دل ميگفتند ابي در زير زمين به مكه------------------------------------------------ اورده بود و اموال بسيار بر ان صرف كرده و در عرفات- بر ان كشت و-زرع كرده بودند و ان اب را بر ان جا بسته بودند و پاليزها ساخته و- الا اندكي به مكه ميامد و به شهر نمي رسيد- و حوضي ساخته-اند كه ان اب در ان جا جمع-	87	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms082	true	6734933674758366704	0	198	0	905	1410	301	غربا و مجاوران باشن-د در ان وقت خود قحط بود و شانزده من گندم ب--يك دينار مغربي بود12 و مبلغي از ان-جا رفته بودند و اندر شهر مگه اهل هر شهري را از بلاد خراسان و ماوراءالنهر و عراق و-غيره سراها بوده اما اكثر ان خراب بود و ويران و خلفاي بغداد عمارت-هاي بسيار و بناهاي نيكو كردهاند ان-جا و14 در ان وقت كه ما رسيديم بعضي از ان خراب شده بود و بعضي ملك ساخته بودند اب چاه-هاي مكه همه شور و تلخ باشد چنان-كه نتوان خورد اما حوضها و مصانع بزرگ بسيار كردماند كه هر يك از ان ب--مقدار ده هزار دينار بر امده باشد و ان وقت ب--اب باران كه از دره ها15 فرو ميايد بر ميكرده اند و در ان تاريخ كه ما ان-جا بوديم -هي بودند و يكي كه امير عدن بود و او-را پسر شاد دل ميگفتند ابي در زير زمين ب--مكه image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0138png اورده بود و اموال بسيار بر ان صرف كرده و در عرفات1 بر ان كشت و زرع كرده بودند و ان اب را بر ان-جا بسته بودند و باليزها ساخته و3 الا اندكي ب--مكه ميامد3 وب--شهر نمي-رسيد4 و حوضي ساخته اند كه ان اب در ان-جا جمع	82	-5058264680022117261	830	1470.0	643	930	89.247314453125	165	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms088	false	3080857805537263587	0	114	0	515	1295	300	ميشود و سقايان ان را بر-گيرند و به شهر اورند و فروشند- و به راه رفته به نيم فرسنگي- چاهي است كه ان را بير-الزاهد گويند و ان جا مسجدي نيكوست اب ان چاه خوش است و سقايان از ان جا نيز بياورند و به شهر بفروشند هواي مكه عظيم گرم باشد و اخر بهمن ماه قديم خيار و بادرنگ و بادنجان تازه ديدم ان جا و اين نوبت چهارم كه به مكه رسيدم غره- رجب سنه اثني-- و اربعين و اربعمايه تا بيستم-- ذي الحجه به مكه مجاور بودم پانزدهم فروردين قديم انگور رسيده بود و از رستا به شهر اورده بودند و در بازار ميفروختند و اول ارديبهشت-- خربزه فراوان رسيده بود	88	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms082	true	6734933674758366704	198	301	905	1410	1410	301	ميشود و سقايان ان-را بر گيرند وبشهر--- اورند و فروشند6 و ب--راه رفته7 ب-نيم فرسنگي8 چاهي است كه ان-را بير الزاهد گويند و ان-جا مسجدي نيكوست اب ان چاه خوش است و سقايان از ان-جا نيز بياورند و ب--شهر بفروشند هواي مكه عظيم كرم باشد و اخر بهمن ماه قديم خيار و بادرنگ و بادنجان تازه ديدم ان-جا و اين نوبت چهارم كه ت--مكه رسيدم غرها رجب سنه اثني10 و اربعين و اربعمايه تا بيستم11 ذي الحجه ب--مكه مجادر بودم پانزدهم فروردين قديم انگور رسيده بود و از رستا ب--شهر اورده بودند و در بازار ميفروختند و اول ارد-بهشت12 خربزه فراوان رسيده بود-	82	-5058264680022117261	485	853.5	386	526	92.205322265625	81	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms088	false	3080857805537263587	114	300	515	1295	1295	300	و خود همه ميوهها به زمستان ان جا يافت-- شود و هر-گز خالي نباشد صفت زمين عرب و يمن چون از مكه به جانب جنوب روند به يك -نزل به ولايت يمن رسند و تالب دريا همه ولايت يمن است و زمين يمن و حجاز به هم پيوسته است هر دو ولايت تازي زبانند و در اصطلاح زمين يمن را حمير گويند و زمين حجاز را عرب و-سه جانب اين هر دو زمين درياست و اين زمين چون جزيره اي است اول جانب شرقي ان درياي بصره است و غربي درياي قلزم كه ذكر ان در مقدمه-- رفت-- كه خليجي است و جانب جنوبي درياي محيط است و طول اين جزيره كه يمن و حجاز است از كوفه ب---------------------------------------------------اشد تا عدن مقدار پانصد فرسنگ از شمال به جنوب و عرض ان كه از مشرق به مغرب است از عمان است تا به جار- مقدار چهار صد فرسنگ باشد و زمين عرب از كوفه تا مكه است و زمين حمير از مكه تا عدن و در زمين عرب اباداني اندك است و مرد-مانش بياباني و صحرا نشينن-د و خداوند ستور --چهارپا و خيمه و- زمين حمير سه-	88	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms083	true	-3692089788657287859	0	179	0	824	1352	301	و خود همه ميوهها ب--زمستان ان-جا يافت13 شود و هر گز خالي نباشد صفت زمين عرب و-يمن چون از مگه ب--جانب جنوب روند ب--يك منزل ب--ولايت يمن رسند وتا لب دريا همه ولايت يمن است و زمين يمن و حجاز ب--هم پيوسته است هر دو ولايت تازي زبانند و در اصطلاح زمين يمن را حمير گويند و زمين حجاز را عرب و سه جانب اين هر دو زمين درياست و اين زمين چون جزيره اي--ست اول جانب شرقي ان درياي بصره است و غربي درياي قلزم كه ذكر ان در مقدمه18 رفت19 كه خليجي است و جانب جنوبي درياي محيط است و طول اين جزيره كه يمن وح-جاز است از كوفه image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0139png 10 باشد تا عهن مقدار پانصد فرسنگ از شمال بج--نوب و عرض ان كه از مشرق ب--مغرب است از عمان است تا ب--جار1 مقدار چهار صد فرسنگ باشد و-زمين عرب از كوفه تا مكه است و زمين حمير از مكه تا عدن و در زمين عرب ابادابي اندك است 2ومرد مانش بيابابي و صحرا نشيناند و خداوند ستور و چهارپا و-خيمه و3 زمين حمير سه	83	-5058264680022117261	744	1320.5	575	847	87.83943176269531	147	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms089	false	-7525569355496879525	0	125	0	523	1230	300	قسم است يك قسم را از ان تهامه گويند و اين ساحل درياي قلزم است بر جانب مغرب و شهرها و اباداني بسيار است چون صعده و زيبد و صنعا و غيره و اين- شهرها بر صحراست- و پادشاه ان بنده- حبشي- بود از ان پسر شاد-دل و ديگر قسم از حمير كوهي -است كه ان را نجد گويند و اندر او ديولاخها و سرد-سيرها باشد و جاهاي تنگ و حصاره-ي محكم و-سيوم-- قسم از سوي مشرق است و اندر ان شهر هاي بسيار است چون نجران و عثر وبيشه و-- غير ان و اندر اين قسم نواحي بسيار است و هر ناحيتي ملكي و رييسي دارد و ان جا سلطاني و حاكمي مطلق نيست قومي مردم باشند به خود سر و-- بيش تر دزد	89	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms083	true	-3692089788657287859	179	301	824	1352	1352	301	قسم است يك قسم را از ان تهامه گويند و اين ساحل درياي قلزم است بر-جانب مغرب و شهرها و اباداني بسيار است چون صعده و زبيد و صنعا و غيره و اين5 شهرها بر صحراست7 و پادشاه ان بندها حيشي8 بود از ان يسر شاد دل و ديگر قسم از حمير كوهي9 است كه ان-را نجد گويند و اندر او ديولاخها و سرد سيرها باشد و جاهاي تنگ و حصارهاي محكم و سيوم11 قسم از سوي مشرقس--ت و اندر ان شهر-هاي بسيار است چون بجران و عز و بيشه12 و غير ان و اندر اين قسم نواحي بسيار است و هر ناحيتي ملكي و رءيسي دارد و ان-جا سلطالي و حاكمي مطلق نيست قومي مردم باشند ب--خود سر و14 بيش-تر دزد-	83	-5058264680022117261	498	890.5	384	538	92.56505584716797	97	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms089	false	-7525569355496879525	125	273	523	1128	1230	300	و خوني و حرامي و اين قسم مقدار دويست فرسنگ در صد و پنجاه-- بر-ايد و خلقي بسيار باشد و -همه نوع و ----قصر غمدان به يمن است به شهري كه ان را صنعا گويند و از ان قصر اكنون بر مثال تلي مانده است در ميان شهر و ان جا گويند كه------------------------------------------------ خداوند اين قصر پادشاه همه جهان بوده است و گويند كه در ان تل گنجها و دفينهها بسيار است و هيچ كس دست بر ان نيارد بردن نه سلطان و نه رعيت و عقيق بدين شهر صنعا كنند و ان سنگي است كه از كوه ببرند و در ميان ريگ بر تابه به اتش بريان كنند و در ميان ريگ به افتابش پرورند- و به چرخ به پيارند- و من به مصر ديدم كه شمشيري به سوي سلطان اورده بودند از يمن كه دسته و برچك- او از يك پاره عقيق سرخ بود مانند ياقوت	89	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms084	true	-2239292201848055855	0	141	0	645	1360	301	و خوني و حرامي و اين قسم مقدار دويست فرسنگ در صد و ينجاه19 بر ايد و خلقي بسيار باشد12 وهمه نوع17 و18 قصر غمدان ب--يمن است ب--شهري كه ان-را صنعا گويند و از ان قصر اكنون بر مثال تلي مانده است در ميان شهر و ان-جا گويند كه image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0140png خداوند اين قصر پادشاه همه جهان بوده است و گويند كه در ان تد گنجها و دفين-ها بسيار است و هيچ كس دست بر ان نيارد بردن نه سلطان و نه رعيت و عقيق بدين شهر صنعا كنند و ان سنگي است كه از كوه -سرند و در ميان ريك بر تابه ب--اتش بريان كنند و در ميان ريك ب--افتابش پرورند2 و بج--رخ به پيارند3 و من ب--مصر ديدم كه شمشيري ب--سوي سلطان اورده بودند از-يمن كه دسته و برچك2 او از يك ياره عقيق سرخ بود مانند ياقوت	84	-5058264680022117261	575	1011.5	439	664	86.59638214111328	114	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms090	false	8053672860060677204	66	241	281	1012	1281	300	صفت مسجد الحرام و بيت كعبه گفته ايم كه خانه ك-عبه در ميان مسجد حرام و در م----------يان شهر مكه در طول ان است از مشرق به مغرب و -عرض ان ش---مال به جنوب اما ديوار مسجد قاءمه نيست و ركنها در ماليده است تا به مدوري مايل است زيرا كه چون در مسجد نماز كنند از همه جوانب روي به خانه بايد كرد و ان جا كه مسجد طولاني تر است از باب ا-لندوه كه سوي شمال است تا به باب بني هاشم چهارص-د و بيست و چهار ارش است و عرضش از باب ا-ندوه كه سوي شمال است تا به باب الصفا كه سوي جنوب است و فراخ تر جايش سيصد و چهار ارش است و-سبب مدوري جاي- تنگ تر نمايد جاي- فراخ تر و همه------- گرد برگرد مسجد سه رواق است به پوشش به عمودهاي رخام بر-داشتهاند و ميان سراي را چهار سو كرده و درازي پوشش كه به سوي ساحت مسجد است به چهل و پنج طاق است پهنايش به بيست و سه طاق و عمودهاي رخام تمامت صد و هشتاد	90	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms084	true	-2239292201848055855	141	300	645	1359	1360	301	صفت مسجد الحرام و بيت كعيه گفته ايم كه خانها كعبه در ميان مسجد حرام و مسجد حرام در ميان شهر مگه و- طول ان---- از مشرق ب--مغربست وعرض ان از شمال بجن--وب اما ديوار مسجد قاءمه نيست و ركنها در ماليده است تا بمد--وري ماءل است زيرا كه چون در مسجد نماز كنند از همه جوانب روي بخ--انه بايد كرد و ان-جا كه مسجد طولاني تر--ست از باب ابراهيم عليه السلام است تا ب--باب بني هاشم چهار صد و بيست و چهار ارش--ست و-عرضش از باب الندوه كه سوي شمال--ست تا ببا--ب الصفا كه سوي جنوب است و فراخ-تر جايش سيصد و چهار ارش--ست و سبب مدوري جاي5 تنگ-تر نمايد جاي5 فراخ تر و همه كرد بر ------گرد مسجد سه رواق--ست بپ--وشش ب--عمودهاي رخام بر داشتهاند و ميان سراي را چهار سو كرده و درازي پوشش كه ب--سوي ساحت مسجد است ب--چهل و ينج طاقست7 ب-هنايش به بيست و سه طاق و عمودهاي رخام تمامت صد و هشتاد	84	-5058264680022117261	642	1103.0	495	760	84.47368621826172	113	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms090	false	8053672860060677204	242	299	1014	1279	1281	300	چهار است و گفتند اين همه عمودها- را خلفاي بغداد فرمودند از جانب شام به راه دريا بردن-- و گفتند چون اين عمودها به ----------------------------------------------مكه رسانيدند ان ريسمانها كه در كشتيها و گردونهها بسته بودند- و پاره شده بود -چون بفروختند از قيمت ان شصت هزار دينار مغربي حاصل شد و از جمله ان عمودها يكي در -	90	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms085	true	2682149061543778798	0	58	0	313	1462	302	چهار است و گفتند اين همه عمودها8 را خلفاي بغداد فرمودند از جانب شام ب--راه دريا بردن10 و گفتند چون اين image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0141png عمودها تمكه رسانيدند ان ريسما-ها كه در كشتيها و گردون-ها بسته بودند2 و ياره شده بود4 چون بفروختند از قيمت ان شصت هزار دينار مغربي حاصل شد و از جمله ان عمودها يكي در6	85	-5058264680022117261	248	450.5	196	317	78.23343658447266	44	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms091	false	1282216567712159217	1	268	5	1132	1259	300	كه باب الندوه گويند- ستوني سرخ رخامي است گفتند اين ستون را هم-سنگ دينار خريدهاند و به قياس ان يك ستون سه هزار من بود مسجد حرام را هيجده در است همه به طاقها ساختهاند بر سر ستون هاي رخام و بر هيچ كدام دري -نشاندهاند كه فراز توان كرد برج-انب مشرق چهار در است از گوشه- شمالي باب النبي و ان به سه- طاق است بسته و هم بر اين ديوار گوشه- جنوبي-- دري ديگر است كه ان را هم باب النبي گويند و ميان ان دو در-صد ارش بيش است و اين در به دو طاق است و چون از اين در بيرون شوي بازار عطاران است كه خانه- رسول عليه السلام در ان كوي بوده است و بدان در به نماز اندر مسجد شدي و چون از اين در بگذري هم بر اين ديوار مشرقي --باب علي عليه السلام است و اين ان در است--- امير-المومنين علي عليه السلام در مسجد------------------------------------------------ رفتي به نماز و اين در به سه طاق است و چون از اين در بگذري بر گوشه م-سجد مناره اي ديگر است بر سر سعي- از ان مناره كه به باب بني هاشم است تا بدين جا بيايد شتافتن و اين مناره هم از ان چهار-گانه- مذكور است و بر ديوار جنوبي كه ان طول مسجد است هفت در است نخستين بر ركن كه نيم-گرد كردهاند- باب الدقانين است و ان به دو طاق است و چون اندكي به جانب غربي بر وي دري ديگر است به دو طاق و ان را باب الفسانين- گويند و همچنان قدري ديگر بروند باب الصفا گويند و اين در را پنج طاق است و از	91	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms085	true	2682149061543778798	59	302	320	1462	1462	302	كه باب الندوه گويند7 ستوبي سرخ رخامي--ست گفتند اين ستون-را هم سنگ دينار خريدهاند و ب--قياس ان يك ستون سه هزار من بود مسجد حرام را هيجده در--ست همه ب--طاقها ساختهاند بر سر ستون-هاي رخام و بر هيچ-كدام دري ننشاندهاند كه فراز توان كرد بر جانب مشرق چهار در--ست از گوشها شمالي باب النبي و ان ب--سه1 طاق--ست بسته و-هم بر اين ديوار گوشها جنوبي11 دري ديگر--ست كه ان-را هم باب الن-ي گويند و ميان ان دو در صد ارش بيشست13 و-اين در ب--دو طاق است و چون از اين در بيرون شوي بازار عطاران است كه خانها رسول عليه السلام در ان كوي بوده است و بدان در ب---ماز اندر مسجد شدي و چون از اين در بگذري هم بر--ين ديوار مشرقي14 باب علي عليه السلام است و اين ان در است كه امير المءمنين علي عليه السلام در مسجد image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0142png رفتي بن--ماز و اين در ب--سه طاق--ست و-چون از اين در بگذري بر گوشها مسجد مناره اي ديگر است بر سر سعي4 از ان مناره كه بن--اب بني هاشم است تا بدين-جا ببايد شتافتن و اين مناره هم از ان چهار گانها مذكور است و بر ديوار جنوبي كه ان طول مسجد است هفت در--ست نخستين بر-ركن كه نيم گرد كردهاند5 باب الدقاقين است و ان ب--دو طاق--ست وچ-ون اندكي بج--انب غربي بر-وي دري ديگر است ب--دو طاق و ان-را باب الفسانين2 گويند و همچنان قدري ديگر بروند باب الصفا گويند و اين در را پنج طاقست-- و از-	85	-5058264680022117261	1052	1801.0	822	1199	87.73978424072266	185	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms092	false	2735336484681567037	0	273	0	1169	1292	300	عتبه -اين طاق ميانين سنگي سپيد است عظيم و سنگي سياه بوده است كه رسول عليه السلام گرفتند و الصلوة پاي مبارك خود بر ان جا نهاده است و ان سنگ نقش قدم متبر------------------------------------------------ك او عليه السلام گرفته و ان نشان قدم را از ان سنگ سياه ببريدهاند و در ان- سنگ سپيد تركيب كرده چنان كه سر-انگشت هاي- پا اندرون مسجد دارد و- حجاج بعضي روي بر ان نشان قدم نهند و بعضي پاي تبرك را و- من روي بر ان نشان نهادن واجب تر دانستم و ازبا-ب الصفا سوي مغرب مقداري ديگر بروند باب السطوي است به دو طاق ----------------------------------------------------------------------------------------و برابر اين سراي ابوجهل است كه اكنون مستراح است- بر ديوار مغربي كه ان عرض مسجد است سه در است نخست ان گوشه اي كه با جنوب دارد باب عروه به دو طاق است به ميانه -اين ضلع باب ابراهيم عليه السلام است به سه گوشه طاق و بر ديوار شمالي كه ان طول مسجد است چهار در است بر گوشه- مغربي باب الوسيط است به يك طاق چون از ان بگذري سوي مشرق باب العجله است به يك طاق و چون از ان بگذري به ميانه -ضلع شمالي باب الندوه به دو طاق و چون از ان بگذري باب المشاوره است به يك طاق و چون به گوشه مسجد رسي شمالي مشرقي دري است باب بني شيبه گويند-- و خانه- كعبه به ميان ساحت مسجد است مربع طولاني كه طولش از شمال به جنوب است و عرضش از مشرق به م------------------------------------------------غرب و طولش سي ارش است و عرض شانزده و در خانه سوي مشرق است و چون در خانه روند ركن عراق -بر دست راست باشد و ركن حجر-الاسود بر	92	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms086	true	-7041480275963879054	30	302	130	1443	1443	302	عتبها اين طاق ميانين سنگي سييد است عظيم و سنگي سياه بوده است كه رسول عليه السلام------- و الصلوة پاي مبارك خود بر ان-جا نهاده است و ان سنگ نقش قدم متبرك او image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0143png عبيه السلام گرفته و ان نشان قدم را از ان سنگ سياه ببريدهاند و در ان2 سنگ سييد تركيب كرده چنان-كه سر انگشت-هاي3 پا اندرون مسجد دارد و4 حجاج بعضي روي بر ان نشان قدم بهند و بعضي پاي تبرك-را و5 من روي بر ان نشان نهادن واجب-تر دانس-م و از باب الصفا سوي مغرب مقداري ديكر بروند باب السطوي است ب--دو طاق و از انجا مقداري ديگر بروند باب التمارين بدوطاق و چون از ان بگذرند باب المعامل8 بدو طاق و برابر اين سراي ابوجهل--ست كه اكنون مستراح--ست1 بر ديوار مغربي كه ان عرض مسجد-است سه در--ست بخست ان كوشه-اي كه با جنوب دارد باب عروة ب--دو طاق است ب--ميانها اين ضلع باب ابراهيم عليه السلام است ب--سه---13 طاق و بر ديوار شمالي كه ان طول مسجد است چهار درست-- بر گوشها مغرلي باب الوسيط است ب--يك طاق چون از ان بگذري سوي مشرق باب العجله است ب--يك طاق و چون از ان بگذري ب--ميانها ضلع شمالي باب الندوة ب--دو طاق و چون از ان بگذري باب المشاورة است ب--يك طاق و چون بگو--شه مسجد رسي شمالي مشرقي دريس--ت باب بني شيبه گويند18 و خانها كعبه ب--ميان ساحت مسجد است مربع طولاني كه طولش از شمال بج--نوب است و عرضش از مشرق image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0144png 7 بمغرب و طولش سي ارش است و عرض شانزده و در خانه سوي مشرق--ست و-چون در خانه روند ركن عراقي بر دست راست باشد و ركن حجر الاسود بر-	86	-5058264680022117261	1080	1891.5	842	1369	78.88970184326172	196	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms093	false	7451810370304921688	10	300	50	1260	1260	300	-------در گوشه- ديوار به سنگي بزرگ اندر تركيب كرده-اند و در ان جا نشانده چنان كه چون مردي تمام قامت بايستد با سينه- او مقابل باشد و حجرالاسود به درازي يك دستي و چهار-انگشت باشد و به عرض هشت انگشت باشد و شكلش مدور است و از حجر-الاسود تا در خانه چهار ارش است و ان جا را كه ميان حجر-الاسود و در خانه است ملتزم گويند و در خانه از زمين به چهار ارش برتر است چنان كه مردي تمام قامت بر زمين ايستاده بر عتبه رسد و نردبان ساختهاند از چوب چنان كه به وقت حاجت در پيش ن--هند تا مردم بر ان برروند و در خانه روند و ان چنان است كه به فراخي ده مرد بر پهلوي هم به ان جا بر-توانند رفت و فرود ايند- و زمين خانه بلند است بدين مقدار كه گفته شد صفت--- كعبه دري است از چوب ساج به دو مصراع و بالاي در شش ارش و نيم است و پهناي هر مصراعي يك گز و سه چهار يك چنان كه هر دو مصراع سه گز و نيم باشد و روي در و در فراز هم نبشته و بر ان نقره كاري دايرهها و كتابتها نقاشي منبت كردهان-د و كتابت هاي به زر كرده و سيم سوخته در رانده و اين ايت را تا اخر بر ان جا نوشته ان اول بيت وضع للناس للذي ببكه الاية و دو حلقله نقره گين بزرگ كه از غزنين فرستادهاند بر دو مصراع--------------------------------------------------- در زده چنان كه دست هر كس كه خواهد بدان نرسد و دو حلقه- ديگر نقره گين خردتر از ان هم بر دو مصراع در زده چنان كه دست هر كس كه خواهد بدان رسد و قفل- بزرگ از نقره بر اين دو حلقه- زيرين بگذرانيده كه بستن در به ان	93	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms087	true	-654108417355071099	19	287	85	1323	1384	301	الاسود در گوشها ديوار ب--سنگي بزرگ اندر تركيب كرده اند و در ان-جا نشانده چنان-كه چون مردي تمام قامت بايستد با-سينها او مقايل باشد وحجر الاسود ب--درازي يك دستي و چهار انگشت باشد و ب--عرض هشت انگشت باشد و-شكلش مدور است و-از ججر الاسود تا در خانه چهار ارش است و اتجا--را كه ميان حجر الاسود و در خانه است ملتزم گويند و-در خانه از زمين ب--جهار ارش برتر است چنان-كه مردي تمام قامت بر زمين ايستاده بر عتبه رسد و بردبان ساختهاند از چوب چنان-كه ب--وقت حاجت در پيش در هند تا-مردم بر ان برروند و-در خانه روند و ان چنان--ست كه ب--فراخي ده مرد بر يهلوي هم بان---جا بر توانند رفت و فرود ايند5 و زمين خانه بلند است بدين مقدار كه گفته شد صفت در كعبه دري--ست از چوب ساج ب--دو مصراع و بالاي در شش ارش و نيم است و پهناي هر مصراعي يك گز و سه چهار يك چنان-كه هر دو مصراع سه گز و-نيم باشد و روي در و در فراز هم نبشته و بر ان نقره كاري دايرهها و كتابتها نقاشي منبت كرده اند و كتابت-هاي9 ب-زر كرده و سيم سوخته در رانده و اين ايت را تا اخر بر ان-جا نوشته ان اول بيت وضع للناس للذي ببكه الاية و دو حلقها نقر--گين بزرگ كه از غزنين فرستادهاند بر دو مصراع image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0145png 58 در زده چنان-كه دست هر كس كه خواهد بدان نرسد و دو حلقها ديگر نقر--گين خردتر از ان هم بر-دو مصراع در زده چنان-كه دست هر-كس كه خواهد بدان رسد و قفل3 بزرگ از نقره بر اين دو حلقها زيرين بگذرانيده كه بستن در بان -	87	-5058264680022117261	1138	1981.5	886	1285	88.56031036376953	216	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms094	false	-3044739374203936027	13	299	60	1242	1246	300	ديوار يعني ثخانتش شش شبر است و زمين خانه را فرش از رخام است همه سپيد و در خانه سه خلوت كوچك است بر مثال دكانها يك-ي مقابل در و دو بر جانب شمال و ستونها كه در خانه است و در زير سقف زدهاند همه چوبين است چهار-سو تراشيده از چوب ساج الا يك ستون مدور است و از جانب شمال تخته سنگي رخام سرخ است طولاني كه فرش زمين است و ميگويند كه رسول عليه الصلوة و السلام بر ان جا نماز كرده است و هر كه ان را شناسد جهد كند كه نماز بر ان جا كند و ديوار خانه همه تخت هاي رخام پوشيده است از الوان و برج-انب غربي شش محراب است از نقره ساخته و به ميخ بر ديوار دوخته هر يكي بالاي مردي به تكلف بسيار از زركاري و سواد سيم سوخته و چنان است كه اين محرابها از زمين بلند تر است و مقدار چهار ارش ديوار خانه از زمين برتر ساده است و بالاتر از ان همه ديوار از رخام است تا سقف به نقارت و نقاشي كرده و اغلب به زر پوشيده-- هر چهار ديوار و در ان خلوت كه صفت كرده شد كه يكي در ركن عراقي است و يكي در ركن شامي و يكي در ركن يماني و-------------------------------------------------- در هر بيغوله دو ت---------------------------------------------------------------------------------------خته پنج گز ---و يك گز عرض دارد و در ان خلوت كه قفاي حجر-الاسود است ديباي سرخ در-كشيده اند و چون از در خانه در روند بر دست راست زاويه خ-انه چهار-سو كرده- مقدار سه گز- در سه گز و- در ان جا درجه اي است كه ان راه بام خانه است و دري نقره گين به يك طبقه بر ان جا نهاده و ان را باب الرحمة خوانند و قفل	94	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms088	true	-1503449725215876014	0	273	0	1249	1368	301	ديوار يعني ثخانتش شش شبر است وز-مين خانه-را فرش از رخام است همه سييد و در خانه سه خلوت كوچك است بر مثال دكانها يكني مقابل در و دو بر جانب شمال و ستونها كه در خانه است و در زير سقف زدهاند همه چوبين است چهار سو براشيده از چوب ساج الا يك ستون مدور است و از جانب شمال تخته سنگي رخام سرخ--ست طولاني كه فرش زمين است و-ميگويند كه رسول عليه الصلوة و-السلام بز ان-جا نماز كرده است8 وهر كه ان-را شناسد جهد كند كه نماز بر ان-جا كند و ديوار خانه همه تخت-هاي رخام يوشيده است از الوان و بر جانب غربي شش محراب است از نقره ساخته و ب--ميخ بر ديوار دوخته هر يكي بالاي مردي ب--تكلف بسيار از زركاري و سواد سيم سوخته و چنان--ست كه اين محرابها از زمين بلند-تر-است ومق-دار چهار ارش ديوار خانه از زمين برير ساده است و بالاتر از ان همه ديوا------------------------------------------------------ر پوشيده12 هر چهار ديوار و-در ان خلوت كه صفت كرده شد كه يكي در ركن عراقي است و-يكي در ركن شامي و يكي در ركن يماني و13 image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0146png در هر بيغوله دو بختها چوبين بمسمار نقره بر ديوارها دوخته اند و ان تختها از كشتي نوح عليه السلام است هر تخته پنج گزطول و يك گز عرض دارد و در ان خلوت كه قفاي حجر الاسود است ديباي سرخ در كشيده اند و چون از در خانه در روند بر-دست راست زاويها خانه چهار سو كرده4 مقدار سه گز5 در سه گز و6 در ان-جا درجه اي--ست كه ان راه بام خانه است و دري نقر--گين ب--يك طبقه بر ان-جا بهاده و ان-را باب الرحمة خوانند و قفل	88	-5058264680022117261	1080	1943.0	836	1334	80.95951843261719	209	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms095	false	-87455015948745981	1	27	4	110	1293	300	بر او نهاده باشد-- و چون بر بام شدي دري ديگر است افكنده همچون در بامي هر دو روي ان در نقره گرفته و بام خانه	95	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms088	true	-1503449725215876014	274	300	1256	1364	1368	301	بر او نهاده باشد10 و چون بر بام شدي دري ديگر است افكنده همچون در بامي هر دو روي ان در نقره گرفته و بام خانه	88	-5058264680022117261	106	206.5	80	108	98.14814758300781	25	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms095	false	-87455015948745981	29	300	117	1293	1293	300	پوشيده است و همه پوشش را به ديبا در گرفته چنان كه چوب هيچ پيدا نيست و بر ديوار پيش خانه از بالاي چوبها كتابه اي است زرين بر ديوار ان دوخته و نام سلطان مصر بر ان-- نوشته كه مكه گرفته و از دست خلفاي بني عباس بيرون برده و ان العزيز لدين الله--- بوده است و چهار تخته نقره گين بزرگ ديگري است برابر يكديگر هم بر ديوار خانه دوخته به مسمارهاي نقره گين و برهر- يك نام سلطاني از سلاطين مصر نوشته كه هر يك از ايشان به روزگار خود ان تختها فرستاده اند و اندر ميان ستونها سه قنديل نقره اويخته است و پشت خانه به رخام يماني پوشيده است كه همچون بلور است و خانه را چهار روزن است به چهار گوشه و بر هر روزني از ان تخته اي ابگينه نهاده كه خانه بدان روشن است و باران فرو نيايد و ناودان خانه از جانب شمال است بر -----------------------------------------------ميانه جاي و طول ناودان سه گز است و سرتا-سر به زر نوشته است و- جامه اي كه خانه بدان پوشيده بود سپيده بود و به دو موضع -----------طرازي را يك گز عرض و ميان هر دو طراز ده گز به تقريب و زير و بالا به همين قياس چنان كه به واسطه- دو طراز علو خانه به سه قسمت بود هر يك به قياس ده گز و- بر چهار جانب جامه محراب هاي رنگين بافتهاند و نقش كرده به زر رشته- و پرداخته بر هر ديواري سه محراب يكي بزرگ در ميان و دو كو-چك بر دو طبرف چنان كه بر چهار ديوار دوزاده محراب است بر ان خانه بر-جانب شمال بيرون خانه ديواري ساختهاند مقدار-	95	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms089	true	3825119666504059051	0	247	0	1199	1439	301	پوشيده است و همه يوشش را ب--ديبا در گرفته چنان-كه چوب هيچ پيدا نيست و بر ديوار پيش خانه از بالاي چوبها كتابه اي--ست زرين بر ديوار ان دوخته و بام سلطان مصر بر انجا نوشته كه مكه گرفته و از دست خلفاي بني عباس بيرون برده و ان العزيز لدين الله133 بوده است وچ-هار تخته نقرگ--ين بزرگ ديگريس--ت برابر يكديگر هم بر ديوار خانه دوخته ب--مسمارهاي نقر--گين و بر هر يك نام سلطاني از سلاطين مصر نوشته كه هر يك از ايشان ب--روزگار خود ان تختها فرستاده اند و اندر ميان ستونها سه قنديل نقره اويخته است و پشت خانه ب--رخام يماني پوشيده است كه همچون بلور است و خانه را چهار روزن است يچ--هار گوشه و بر-هر روزني از ان تخته-اي ابگينه نهاده كه خانه بدان روشن است و باران فرو نيايد و ناودان خانه از جانب شمال است image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0147png برميانه جاي و طول ناودان سه گراس-ت و سرتا سر ب--زر نوشتهاست1 و2 جامه-اي كه خانه بدان يوشيده بود سييد -بود و ب--دو موضع طراز3 داشت طرازي را يك گز عرض و ميان هر دو طراز ده كز4 ب-تقريب و-زير و بالا ب--همين قياس چنان-كه ب--واسطها دو طراز علو-خانه ب--سه قسمت بود هر يك بق--ياس ده گز و5 بر چهار جانب جامه محراب-هاي رنگين بافتهاند و نقش كرده ب--زر رشته7 و پرداخته بر-هر ديواري سه محراب يكي بزرگ درم-يان و دو كو چك بر-دو ط-رف چنان-كه بر چهار ديوار دوازده محراب است بر ان خانه بر جانب شمال بيرهن خانه ديواري ساختهاند مقدار	89	-5058264680022117261	1096	1950.0	861	1248	87.82051086425781	194	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms096	false	2740566060757245284	0	77	0	325	1255	300	يك گز و نيم و هر دو سر ديوار تا نزديك اركان خانه برده چنان كه اين ديوار مقوس است چون نصف دايره اي و ميان جاي اين ديوار از ديوار خانه برده چنان كه اين ديوار مقوس است چون نصف دايره اي و ميان جاي اين ديوار ا ز ديوار خانه مقدار پان--زده گز دور است و ديوار و زمين اين موضع-- مرخم كردهاند به رخام ملون و-- منقش و اين موضع را حجر گويند و	96	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms089	true	3825119666504059051	247	301	1199	1439	1439	301	يك گز و نيم و هر دو سر ديوار تا نزديك اركان خانه برده چنان-كه اين ديوار مقوس است چون نصف دايره-اي و ميان جاي اين ديوار از ديوار خ-------------------------------------------------------------------------------------انه مقدار 0 پاتزده گز دور است و ديوار و زمين اين موضع11 مرخم كردهاند ب--رخام ملون و12 منقش و اين موضع-را حجر گويند و-	89	-5058264680022117261	231	420.0	179	331	69.78852081298828	44	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms096	false	2740566060757245284	77	300	325	1255	1255	300	ان ناودان بام خ--انه در اين حجر ريزد و-- در زير ناودان تخته سنگي سبز نهاده است بر شكل محرابي كه اب ناودان بر ان افتد و ان سنگ------------------------------------------------ چندان است كه مردي بر ان نماز تواند كردن و مقام ابراهيم عليه الس-------------------------------------------------------------------لام بر ان جاست و ان را در سنگي ----نهاده است و غلاف چهار-سو كرده كه با-لاي مردي باشد از چوب به عمل هرچه نيكوتر و طبل هاي نقره بر-اورده و ان غلاف را دو جانب به زنجيرها در سنگ هاي عظيم بسته و دو قفل بر ان زده تا كسي دست بدان نكند و ميان مقام و خانه سي ارش است بير زمزم از خانه- كعبه هم سوي مشرق است و برگوشه حجر-الاسود است و ميان بير زمزم و خانه چهل و شش ارش است و بر فراخي چاه سه گز و نيم در سه گز و نيم است و ابش شوري دارد- ليكن بتوان خورد و سر چاه را حظيره كردهاند از تخته هاي رخام سپيد بالاي ان دو ارش و چهار سوي خانه- زمزم اخرها كردهاند كه اب در ان ريزند و مردم و-ضو سازند و زمين خانه- زمزم را مشبك چوبي كردهاند تا اب كه ميريزند فرو ميرود و در اين خانه سوي مشرق است و برابر خانه ز-مزم هم از جانب مشرق خانه اي ديگر است مربع و گنبدي بر ان نهاده و ان را سقاية--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------	96	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms090	true	-2237825211549549383	0	256	0	1191	1402	301	اب ناودان بام13 خانه در-اين حجر-ريزد و14 در زير ناودان تخته سنگي سبز نهاده است بر شكل محرابي كه اب ناودان بر ان افتد و ان سنگ image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0148png چندان است كه مردي بر ان نماز-تواند كردن و مقام ابراهيم عليه السلام از خانه سوي مشرقست و ان سنگيست2 كه نشان دو قدم ابراهيم عليه السلام بر ان-جاست و ان-را در سنگي ديگر هاده است و غلاف چهار سو كرده كه ببالاي مردي باشد از چوب ب--عمل هرچه نيكوتر و طبل-هاي نقره بر اورده و ان غلاف-را دو جانب ب--زنجيرها در سنگ-هاي عظيم بسته و دو قفل بر-ان زده تا كسي دست بدان نكند و ميان مقام و خانه سي ارش است بير زمزم از خانها كعبه هم سوي مشرق--ست وبر كوشه حجر الاسود است و ميان بير زمزم و خانه چهل و-شش ارش--ست و--- فراخي چاه سه گز و نيم در سه گز و نيم است و ابش شوري دارد6 ليكن بتوان خورد و سر چاه-را حظيره كردهاند از تخت--هاي رخام سييد بالاي ان دو ارش و چهار سوي خانها زمزم اخرها كردهاند كه اب در ان ريزند و مردم و ضو سازند و زمين خانها زمزم-را مشبك چوبي كردهاند تا اب كه ميريزند فرو ميرود و در اين خانه سوي مشرقست9 -و برابر خانها زمزم هم از جانب مشرق خانه-اي ديگر است مربع و كنبدي ير-ان بهاده وان--را سقاية الحاج گويند اندر انجا خمها نهاده باشد1 كه حاجيان از انجا اب خورند ازين سقاية الحاج سوي مشرق خانه اي ديگر است طولان و سه كنبد بر سر ان نهاده است و انرا خزانة	90	-5058264680022117261	879	1531.0	684	1221	71.99017333984375	164	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms097	false	-5339795046394994958	0	91	0	387	1291	300	الحاج گويند اندر ان جا خم هانهاده باشند كه حاجيان از ان جا اب خورند و از اين سقاية الحاج سوي مشرق خانه اي ديگر است طولاني و سه گنبد بر سر ان نهاده است و ان را خزانة-الزيت گويند اندر او شمع و روغن و قناديل باشد و گرد بر گرد خانه- كعبه ستونها فرو بردهاند و بر سر هر دو ستون چوبها افكنده و بر ان تكلفات كرده از نقارت و نقش و بر ان حلقهها و قلابها اويخته تا به شب شمعها و چراغها بر ان جا نهند	97	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms090	true	-2237825211549549383	222	301	1034	1402	1402	301	الحاج گويند اندر ان-جا خمها نهاده باشد1 كه حاجيان از ان-جا اب خورند از----ين سقاية الحاج سوي مشرق خانه اي ديگر است طولان- و سه كنبد بر سر ان نهاده است و ان-را خزانة الزيت گويند اندر--و شمع و روغن و-قناديل باشد و گرد بر-گرد خانها كعبه ستونها فرو بردهاند و بر-سر هر دو ستون چوبها افكنده و بر ان تكلفات كرده از نقارت و-نقش و بر ان حلقه-ا و قلابها اويخته تا ب--شب شمعها و چراغها بر-ان-جا -هند-	90	-5058264680022117261	358	617.0	282	389	92.03084564208984	61	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms097	false	-5339795046394994958	95	300	402	1291	1291	300	و ان را مشاغل گويند-- ميان ديوار خانه ك--عبه و اين مشاعل كه ذكر كرده شد صد و پنجاه گز باشد و ان طوافگاه است و جمله خانهها كه در ساحت مسجد-الحرام است بجز كعبه معظمه شرفها الله تعالي سه خانه است يكي خانه زمزم------------------ و ديگر خزانة الزيت و اندر پوشش كه بر-گرد مسجد است پهلوي ديوار صندوق هاست از ان هر شهري از بلاد مغرب و مصر و شام و روم و عراقين و خراسان و ماوراء-النهر و غيره و به چهارف-رسنگي از مكه ناحيتي است از جانب شمال كه ان را برقه گويند امير مكه ان جا مي-نشيند با لشكري كه او را باشد و ان جا اب روان و در-ختان است و ان ناحيتي است در مقدار دو فرسنگ طول و همين مقدار عرض و من در اين سال از اول رجب به مكه مجاور بودم و رسم ايشان است كه مدام در ماه رجب هر روز در كعبه بگشايند بدان وقت كه افتاب برايد صفت گشودن در كعبه شرفها-الله تعالي كليد خانه ك-عبه گروهي از عرب دارند كه ايشان را بني شيبه گويند و خدمت خانه را ايشان كنند و از سلطان مصر ايشان را مشاهره و خلعت بودي و ايشان را رءيسي است كه كليد به دست او باشد-	97	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms091	true	4886395661534185809	8	205	64	959	1398	302	و ان-را مشاعل گويند و ميان ديوار خانها2 كعبه و اين مشاعل كه ذكر كرده شد صد-و پنجا- گز باشد و ان طوافگاه است وحملها خان-ها كه در ساحت مسجد الحرام است بجز گعها معظمه شرفها الله تعالي سه خانه است يكي خانه زمزمو ديگر سقاية الحاج و ديگر خزانة الزيت و اندر پوشش كه بر گرد مسجد است پهلوي ديوار صندوق-هاست از ان هر شهري از بلاد مغرب و مصر و شام-- روم و-عراقين و خراسان و-ماوراء النهر و-غيره و ب--چهار فرسنگي از مگه ناحيقي است از جانب شمال كه ان-را برقه گويند امير مكه ان-جا مي نشيند با لشكري كه او-را باشد و ان-جا اب روان و در ختان--ست و ان ناحيتي است در مقدار دو فرسنگ طول و همين مقدار عرض و من در اين سال از اول رجب ب--مكه مجاور بودم و رسم ايشان است كه مدام در ماه رجب هر روز در كعبه بگشايند بدان وقت كه افتاب برايد صفت گشودن در كعبه شرفها الله تعالي كليد خانها كعبه گروهي از عرب دارند كه ايشان-را بني شيبه گويند و خدمت خانه را ايشان كنند و از سلطان مصر ايشانرا- مشاهره و خلعت بودي و ايشان-را رءيسي است كه كليد ب--دست او باشد	91	-5058264680022117261	846	1523.0	663	920	91.9565200805664	162	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms098	false	2438965890295543881	0	100	0	400	1251	300	و تچون او بيايد پنج شش كس ديگر با او باشند چون بدان جا رسند از حاجيان مردي ده بروند و ان نردبان كه صفت كرده ايم برگيرند و------------------------------------------------ بيارند و در پيش --نهند- و ان پير بر ان جا رود و بر استانه بايستد و دو تن ديگر بر ان جا روند و جامه و ديباي زرد را باز كنند يك سر از ان يكي از اين دو مرد بگيرند و سري مردي ديگر همچون پرده كه ان پير بپ--وشند كه در گشايد و او قفل بگشايد و از ان حلقهها بيرون كند و خلقي از حاجيان پيش در	98	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms091	true	4886395661534185809	205	302	959	1398	1398	302	و -چون او بيايد پنج شش كس ديگر با او باشند چون بدان-جا رسند از حاجيان مردي ده بروند و ان نردبان كه صفت كرده ايم برگيرند و image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0150png بيارند و--- پيش در هند1 و ان پير بر انج-ا رود و بر استانه بابستد و دو تن ديگر بر انج-ا روند و جامه و ديباي زرد-را باز كنند يك--ر از ان يكي از اين دو مرد بگير-د و سري مردي ديگر همچون پرده كه ان پيررا پيوشند كه در گشايد و او قفل بگشايد و از ان حلقها--بيرون كند و خلقي از حاجيان پيش در-	91	-5058264680022117261	378	665.0	287	453	83.44371032714844	79	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms098	false	2438965890295543881	100	300	400	1251	1251	300	خانه ايستاده باشند و -چون در باز كنند ايشان دست به دعا بر-ارند و دعا كنند و هر-كه در مكه باشد چون اواز حاچيان بشنود داند كه در حرم گشودند همه خلق به يك بار به اوازي بلند دعا كنند چنان كه غلغله اي- عظيم در مكه افتد پس ان پير در اندرون شود و ان دو شخص همچنان ان جامه ميدارند و دو ركعت نماز كند و بيايد و هر دو مصراع در باز كند و بر استانه بايستد و خطبه بر-خواند به اوازي بلند و بر-رسول الله عليه الصلوة و السلام صلوات فرستد و بر اهل بيت او ان وقت ان پير و ياران او بر دو طرف در خانه بايستند و حاج در رفتن گيرند و به خانه در ميروند و هر يك دو ركعت نماز ميكنند و بيرون ميايند تا ان وقت كه نيم-روز نزديك ايد و در خانه كه نماز كنند روبه در كنند و به ديگر جوانب نيز رو-است وقتي كه خانه پر مردم شده بود كه ديگر جاي نبود كه در روند مردم را شمردم هفتصد و بيست مرد بودند مردم يمن كه به حج ايند عامه- ان چون هندوان هر يك لنگي بر-بسته و مويها فرو گذاشته و ريشها بافته و هريك--	98	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms092	true	-2991794048692439489	0	194	0	840	1376	301	خانه ايستاده باشند و4 چون در باز كنند ايشان دست ب--دعا بر ارند و دعا كنند و هر كه در مگه باشد چون اواز حاجيان بشنود داند كه در حرم گشودند همه خلق بيك---بار ب--اوازي بلند دعا كنند چنان-كه غلغله اي7 عظيم در مگه افتد يس ان پير در اندرون شود و ان دو شخص همچنان ان جامه ميدارند و دو ركعت -ماز كند و بيايد و هر دو مصراع در باز كند و بر استانه بايستد و خطبه بر خواند ب--اوازي بلند و بر رسول الله عليه الصلوة و-السلام صلوات فرستد و بر اهل بيت او ان-وقت ان پير و ياران او بر دو طرف در خانه بايستند و حاج در رفتن گيرند و بخ--انه در ميروند و هر يك دو ركعت نماز ميكنند و بيرون ميايند تا ان-وقت كه نيم روز نزديك ايد و در خانه كه نماز كنند رو ب-در كنند و بدي--گر جوانب نيز رو است وقتي كه خانه پر مردم شده بود كه ديگر-جاي نبود كه در روند مردم را شمردم هفتصد و بيست مرد بودند مردم يمن كه ب--حج ايند عامها ان چون هندوان هر-يك لنگي بر بسته و مويها فرو گذاشته و ريشها بافته و هر يك	92	-5058264680022117261	814	1494.5	631	863	94.32212829589844	171	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms099	false	6163389948735448533	0	113	0	502	1275	300	كتاره قطيفي چنان كه هندوانه در ميان زده و گويند اصل هندوان از يمن بوده است و------------------------------------------------ كتاره قتاله بوده است معرب كرده اند و در ميان شعبان و رمضان و شوال روزهاي دوشنبه و پنجشنبه و ادينه در كعبه بگشايند و چون ماه ذي القعده در-ايد ديگر در كعبه باز نكنند عمره جعرانه به چهار-فرسنگي مكه از جانب شمال جايي است ان را جعرانه گويند مصطفي صلي الله عليه و سلم ان جا بوده است با لشكري شانزدهم ذي القعده از ان جا احرام گرفته است و به مكه امده و عمره كرده و ان جا دو چاه است يكي را بير الرسول گويند و يكي را بير علي بي ابي طالب	99	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms092	true	-2991794048692439489	194	301	840	1376	1376	301	كتاره قطيفي چنان-كه هندوان- در ميان زده و گويند اصل هندوان از يمن بوده است و image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0151png كتاره قتاله بوده است معرب كرده-اند و در ميان شعبان و رمضان و شوال روزهاي دوشنبه و پنجشنبه و ادينه در كعبه بگشايند و چون ماه ذي القعده در ايد ديگر در كعبه باز نكنند عمره جعرانه ب--چهار فرسنگي مكه از جانب شمال جاءي است ان-را جعرانه گويند مصطفي صلي الله عليه و سلم ان-جا بوده است با لشكري شانزدهم ذي القعده از ان-جا احرام گرفته است و بمگ--ه امده وع-مره كرده و ان-جا دو چاه--ست يكي را بير الرسول گويند و يكي-را بير علي بن ابي طالب-	92	-5058264680022117261	481	858.0	380	552	87.13768005371094	89	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms099	false	6163389948735448533	113	300	502	1275	1275	300	صلوات الله عليهما و هر دو چاه را اب تمام خوش باشد و ميان هر-دو چاه ده گز باشد و ان سنت بر-جا دارند و بدان موسم ان عمره بكنند و نزديك ان چاهها كوه پاره اي است كه بدان موضع گودها- در سنگ افتاده است همچو كاسه ها گويند پيغمبر عليه الصلوة و السلام به دست خود در ان گود ارد سرشته است خلق كه ان جا روند در ان گودها ارد سرشند با اب- ان چاه ها و همان جا در-ختان بسياري است هيزم بكنند و -نان پزند و به تبر-ك به ولايتها برند و همان جا كوه پاره اي بلند است كه گويند بلال حبشي بر ان جا بانگ نماز گفته است مردم بر ان جا روند و بانگ نماز گويند و در ان وقت كه من ان جا رفتم غلبه اي بود كه زيادت از هزار شتر عماري در ان جا بود تا به ديگر چه رسد و -----------------------------------------------از مصر تا مكه بدين راه كه اين نوبت امدم سيصد فرسنگ بود و از مكه تا يمن دوازده س----------------------------------------------------------------------نگ است در دو فرسنگ در ان دشت مسجدي بوده است كه ابراهيم عليه السلام كرده-	99	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms093	true	4862567800363897641	0	188	0	871	1383	301	صلوات الله عليهما و هر دو چاه-را اب تمام خوش باشد و ميان هر دو چاه ده گز باشد و ان سنت بر جا دارند و بدان موسم ان عمره بكنند و نزديك ان چاهها كوه پاره ايست-- كه بدان موضع گودها5 در سنگ افتاده است ه-چو كاس--ها گويند پيغمبر عليه الصلوة و-السلام ببست---خود در ان گود ارد سرشته است خلق كه ان-جا روند در ان گودها ارد سرشند با اب1 ان چاه-ها و همان-جا در ختان بسيار ا-ست هيزم بكنند11 ونان پزند و ب--تبر ك ب--ولايتها برند و همان-جا كوه پاره اي بلند است كه گويند بلال حبشي بر ان-جا بانگ نماز گفته است مردم بر ان-جا روند و بانگ نماز گويند و در ان-وقت كه من ان-جا رفتم غلبه اي بود كه زيادت از هزار شتر عماري در ان-جا بود تا ب--ديگر چه رسد image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0152png واز مصر-تا مكه بدين راه كه اين نوبت امدم سيصد فرسنگ بود و از مكه تا بمن دوازده فرسنگ3 و دشت عرفات در ميان كوههاي خرد است چون پشتهها و مقدار دشت دو فرسنگ است در دو فرسنگ در ان دشت مسجدي بوده است كه ابراهيم عليه السلام كرده	93	-5058264680022117261	733	1298.5	569	898	81.6258316040039	143	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms100	false	-1182762027432300086	0	126	0	518	1265	300	است و اين ساعت منبري خواب از خشت مانده است- و چون وقت نماز پيشين شود- خطيب بر ان جا رود و خطبه جاري كند---- پس بانگ نماز بگويند و دو ركعت نماز به جماعت به رسم مسافران بكنند و همه در ان وقت قامتي نماز- بگويند و دو ركعت ديگر نماز به جماعت بكنند پس خطيب بر شتر نشيند و سوي مشرق بروند به يك فرسنگي ان جا كوهي خرد سنگين است كه ان را جبل الرحمة گويند بر ان جا بايستند و دعا كنند تا-- ان وقت كه افتاب فرو رود و پسر شاددل كه امير عدن بود اب اورده بود از جاي-- دور و مال بسيار بر ان خرج كرده و اب را از ان-- كوه اورده و به دشت عرفات برده و	100	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms093	true	4862567800363897641	188	301	871	1383	1383	301	است و اين ساعت منبري خراب از خشت مانده است5 و چون وقت بماز پيشين شود5 خطيب بر ان-جا رود و خطبه جاري2 ميكند7 پس بانگ نماز بگويند و دو ركعت نماز ب--جماعت ب--رسم مسافران بكنند و همه در ان-وقت قامتي نماز9 بگويند و دو ركعت ديگر نماز ب--جماعت بكنند يس خطيب بر شتر نشيند و سوي مشرق بروند ب--يك فرسنگي ان-جا كوهي خرد سنگين است كه ان-را جبل الرحمة گويند بر ان-جا بايستند و دعا كنند تا10 ان-وقت كه افتاب فرو-رود وي-سر شاددل كه امير عدن بود اب اورده بود از جاي11 دور و مال بسيار بر ان خرج كرده و اب را از ان12 كوه اورده و ب--دشت عرفات برده و-	93	-5058264680022117261	491	868.0	380	531	92.467041015625	88	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms100	false	-1182762027432300086	128	300	524	1265	1265	300	حوضها ساخته كه در ايام حج پر اب كنند تا حاج را اب باشد و هم اين شاددل بر سر جميل الرحمة چهار-طاقي ساخته عظيم كه روز و شب عرفات بر گنبد ان خانه چراغها و شمع هاي بسيار -نهند كه از دو فرسنگ------------------------------------------------ بتوان ديد چنين گفتند كه امير مكه از او هزار دينار بستيد كه اجازت داد تا ان خانه بساخت نهم ذي الحجة سنه اثني--------- و اربعمايه حج چهارم به ياري خداي سبحانه و تعالي بگذاردم و چون افتاب غروب كرد حاج و خطيب از عرفات باز-گشتند و- يك فرسنگ بيامدند تا به مشعر-الحرام و ان جا را مزدلفه گويند بنايي ساخته-اند خوب همچون مقصوره كه مردم ان جا نماز كنند و سنگ رجم را كه به مني اندازند از ان جا برگيرند و رسم چنان است كه ان شب يعني شب عيد ان جا باشند و بامداد نماز كنند و چون افتاب طلوع كند به مني روند و حاج ان جا قربان كنند و -مسجدي بزرگ است ان جا كه ان مسجد را خيف گويند و ان روز-	100	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms094	true	-6593478560740764952	1	164	4	786	1455	302	حوضها ساخته كه در ايام حج پر اب كنند تا حاج را اب باشد و-هم اين شاددل بر سر جب-ل الرحمة چهار طاقي ساخته عظيم كه روز و شب عرفات بر كنبد ان خانه چراغها و شمع-هاي بسيار بنهند كه از دو فرسنگ image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0153png بتوان ديد چنين گفتند كه امير مكه از او هزار دينار بستيد كه اجازت داد تا ان خانه بساخت بهم ذي الحجه سنه اثني2 واربعين و اربعمايه حج چهارم ب--ياري خداي سبحانه و تعالي بگذاردم و چون افتاب غروب كرد حاج و خطيب از عرفات باز گشتند و4 يك فرسنگ بيامدند تا ب--مشعر الحرام و انجا--را مزدلفه گويند بناءي ساخته اند خوب همچون مقصوره كه مردم ان-جا بماز كنند و سنگ رجم را كه ب--مني اندازند از ان-جا برگيرند و رسم چنان--ست كه ان-شب يعني شب عيد ان-جا باشند و بامداد تماز كنند و چون افتاب طلوع كند ب--مني روند و حاج ان-جا قربان كنند و7 مسجدي بزرگ--ست ان-جا كه ان مسجد-را خيف گويند و ان روز	94	-5058264680022117261	707	1250.0	554	806	87.71712493896484	132	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms101	false	3746270496250395442	0	144	0	631	1333	300	خطبه و نماز عيد كردن به مني رسم نيست و مصطفي صلي الله عليه و سلم نفرموده است روز دهم به مني باشند و سنگ بيندازند و شرح ان در مناسك حج گفته اند دواز-دهم ماه هر-كس كه عزم بازگشتن داشته باشد هم از ان جا باز-گردد و هر كه به مكه خواهد بود به مكه رود پس از ان از اعرابي شتر كرايه گرفتم تا لحسا و گفتند از مكه تا ان جا به سيزده روز بروند وداع خانه- خداي تعالي كردم روز ادينه نوزدهم ذي الحجه سنه اثني و اربعين و اربعمايه كه اول خرداد-ماه-- قديم بود هفت فرسنگ از مكه برفتم مرغزاري بود از ان جا كوهي پديد امد چون به راه كوه شديم صحرايي بود و ديهها بود و چاهي بود كه ان را بير-الحسين بن سلامه-------------------------------------------------- ميگفتند و هواي- سرد بود و راه سوي مشرق ميشد و دوشنبه بيست	101	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms094	true	-6593478560740764952	164	301	786	1454	1455	302	خطبه و نماز عيد كردن ب--مني رسم نيست و-مصطفي صلي الله عليه و سلم نفرموده است روز دهم ب--مني باشند و-سنگ بيندازند و شرح ان در مناسك حج گفته-اند دواز دهم ماه هر كس كه عزم بازگشتن داشته باشد هم از ان-جا باز گردد و هر كه ب--مكه خواهد بود بمگ--ه رود يس از ان از اعرابي شتر كرايه گرفتم تا لحسا و گفتند از مكه تا ان-جا ب--سيزده روز -روند وداع خانها خداي تعالي كردم روز ادينه نوزدهم ذي الحجه سنه اثني و-اربعين و اربعمايه كه اول خرداد ماه12 قديم بود هفت فرسنگ از مكه برفتم مرغزاري بود از ان-جا كوهي پديد امد چون ب--راه كوه شديم صحراءي بود و ديهها بود و چاهي بود كه ان-را بير الحسين بن سلامه15 image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0154png ميگفتند و-هواي1 سرد بود و راه سوي مشرق ميشد و دوشنبه بيست	94	-5058264680022117261	605	1070.5	476	690	87.68115997314453	113	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms101	false	3746270496250395442	145	300	633	1333	1333	300	دو-م ذي الحجه به طايف رسيديم كه از مكه تا ان جا دوازده فرسنگ باشد طاءف ناحيتي است بر سر كوهي به ماه خرداد چنان سرد بود كه در افتاب ميبايست نشست و به مكه خربزه فراخ بود و- انچه قصبه- طايف است شهركي است و حصاري محكم دارد بازاركي كوچك و جامعي مختصر دارد و اب روان و درختان نار و انجير بسيار داشت قبر- عبدال-له عباس رضي الله عنه ان جاست به نزديك ان قصبه و خلفاي بغداد ان جا مسجدي عظيم ساخته-اند و ان قبر را در گوشه- ان مسجد------ بردست راست محراب و منبر و مردم ان جا خانهها ساختهان-د و مقام گرفته از طاءف برفتيم و- كوه و شكستگي بود كه ميرفتيم و هر جا حصار-كها و ديهكها بود ودر--ميان شكستها حصاركي خراب به من ن-مودند اعراب گفتند اين خانه ي ليلي بوده است و-قصه ي ايشان عجيب- است و-از انجا به حصاري رسيديم كه ان را مطارمي گفتند و-	101	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms095	true	7476680608133516969	0	148	0	699	1429	301	دوام ذي الحجه بطاء--ف رسيديم كه از مكه تا ان-جا دوازده فرسنگ باشد طاءف ناحيتي است بر سر كوهي ب--ماه خرداد چنان سرد بود كه در افتاب ميبايست نشست و بمگ--ه خربزه فراخ بود و3 انچه قصبها طاءف است شهركي است و حصاري محكم دارد بازاركي كوچك و جامعي مختصر دارد و اب روان و درختان نار-- انجير بسيار داشت قبر4 عبد الله عباس رضي الله عنه ان-جاست ب--نزديك ان قصبه و خلفاي بغداد ان-جا مسجدي عظيم ساخته اند و ان قبر-را در گوشها ان مسجد گزفته بردست راست محراب و منبر و-مردم ان-جا خان-ها ساخته اند و مقام گرفته از طاءف برفتيم و6 كوه و شكستگي بود كه ميرفتيم و هر جا حصار كها و ديهكها بود و در ميان شكستها حصاركي خراب ب--من نتمودند اعراب گفتند اين خانها- ليلي بوده است و قصها- ايشان عجيب8 است و از انجا بحص--اري رسيديم كه ان-را مطار ميگفتند و	95	-5058264680022117261	657	1147.0	520	723	90.87136840820312	117	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms102	false	-1268406679834029832	0	164	0	694	1294	300	از طاءف تا ان جا دوازده فرسنگ بود و از ان جا به ناحيي رسيديم كه ان را ثريا ميگفتند ان جا خرمايستان بسيار بود و زراعت ميكردند با اب-- چاه و دولاب و در ان ناحيه ميگفتند-- كه هيچ حاكم و سلطان نباشد و هر جا رءيسي و مهتري باشد به سر خود و مردم دزد و خوني همه روز با-يكديگر جنگ و------------------------------------------------ خصومت كنند و از طايف تا ان جا بيست و پنج فرسنگ ميداشتند از ان جا بگذشتم حصاري بود كه ان را جزع ميگفتند و در مقدار نيم فرسنگ زمين چهار حصار بود انچه بزرگ تر بود كه ما ان جا فرود امديم ان را حصين بني نسير ميگفتند و درخت هاي خرما بود اندك و خانه- ان شخص كه شتر از او گرفته بوديم در اين جزع بود پانزده روز ان جا بما-ندم خفير نبود كه مارا بگذراند و عرب ان موضع هر قومي را حدي باشد كه علف خوار ايشان بود و كسي بيگانه در ان جا نتواند	102	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms095	true	7476680608133516969	148	301	699	1429	1429	301	از طاءف تا ان-جا دوازده فرسنگ بود و از ان-جا بنا حيتي رسيديم كه ان-را ثريا ميگفتند ان-جا خرمايستان بسيار بود و زراعت ميكردند با اب12 چاه و دولاب و در ان ناحيه ميگفتند13 كه هيچ حاكم و سلطان نباشد و هر جا رءيسي و مهتري باشد ب--سر خود و مردم دزد و خوني همه روز با يكديگر جنگ و image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0155png خصومت كنند و از طاءف تا ان-جا بيست و پنج فرسنگ ميداشتند از ان-جا بگذشتم حصاري بود كه ان-را جزع ميگفتند و در مقدار نيم فرسنگ زمين چهار حصار بود انچه بزرگ--ر بود كه ما ان-جا فرود امديم ان-را حص-ن بني نسير2ميگفتند و درخت-هاي خرما بود اندك و خانها ان-شخص كه شتر از او گرفته بوديم در اين جزع بود پانزده روز انح-ا بما ندم خفير نبود كه مارا بگذارند و عرب ان موضع هر قومي را حدي باشد كه علف خوار ايشان بود و كسي بيگانه در ان-جا نتواند-	95	-5058264680022117261	664	1193.0	518	749	88.65153503417969	125	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms102	false	-1268406679834029832	164	299	694	1290	1294	300	شدن كه هر كه را كه بي خ--------------------------------------------------------------------------------فير بدرقه باشد و قلاوز نيز گويند اتفاقا سرور ان اعراب كه در راه ما بودند كه ايشان را بني سواد- ميگفتند به جزع امد و ما او را خفير گرفتيم و او را ابوغانم عبس بن العبير ميگفتند با او برفتيم قومي روي به ما نهادند پنداشتند صيدي يافتند چه ايشان هر بيگانه را كه بينند صيد خوانند چون رءيس ايشان با ما بود چيزي نگفتند وگرنه- ان مردي بود- ما را هلاك كردندي في الجمله در ميان ايشان يك چندي بمانديم كه خفير نبود كه ما را بگذراند و از ان جا خفيري دو بگرفتيم هر يك به ده دينار تا ما را به ميان قومي ديگر برد قومي به عرب بودند كه پيران هفتاد ساله مرا حكايت كردند كه در عمر خويش بجز شير شتر	102	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms096	true	9119401005436821599	0	139	0	657	1450	301	شدن كه هر كه را كه بي خفير يابند بگيرند و برهنه كنند يس از هرقومي خفيري باشد تا از ان حد بتوان گذشت و خفير بدرقه باشد و قلاوز نيز گويند اتفاقا سرور ان اعراب كه در راه ما بودند كه ايشان-را بني سواد6 ميگفتند ب--جزع امد و ما او-را خفير گرفتيم و او-را ابوغانم عبس بن البعير ميگفتند با او برفتيم قومي روي ب--ما نهادند پنداشتند صيدي يافتند چه ايشان هر بيگانه را كه بينند صيد خوانند چون رءيس ايشان با ما بود چيزي نگفتند وگرنه1 ان مرد- بودي ما-را هلاك كردندي في الجمله در ميان ايشان يك-چندي بمانديم كه خفير نبود كه ما-را بگذراند و از ان-جا خفيري دو بگرفتيم هر يك ب--ده دينار-تا ماوا بم---يان قو-ي ديگر برد قومي--- عرب بودند كه پيران هفتاد ساله مرا حكايت كردند كه در عمر خويش بجز شير شتر	96	-5058264680022117261	567	1035.0	447	679	83.50515747070312	100	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms103	false	1108395737600486103	0	147	0	663	1307	300	نخورده بودند چه در اين-- باديهها چيزي نيست الا علفي شور كه شتر ميخورد-- ايشان- خود گمان------------------------------------------------ ميبردند كه همه عالم چنان باشد من از قومي به قومي نقل و تحويل ميكردم و همه جا- مخاطره و بيم بود الا ان كه خداي تبارك و تعالي خواسته بود كه ما به سلامت از ان جا بيرون اييم به جايي رسيديم در ميان شكستگي كه ان را سربا- ميگفتند كوهها بود هر-يك چون گنبدي كه من در هيچ ولايتي- مثل ان نديدم بلندي چندان ني- كه تير به ان جا نرسد و -------------------------------------------------------------------------------چون همراهان ما سوسماري- ميديدند ميكشتند و ميخوردند و هر-كجا عرب بود شير شتر ميدوشيدند من نه سوسمار توانستم خورد نه شير شتر و در راه هر جا درختي بود كه باري داشت مقداري كه دانه- ماشي باشد از ان چند دانه حاصل ميكردم و بدان قناعت مينمودم و بعد از مشقت بسيار و چيزها كه	103	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms096	true	9119401005436821599	140	301	664	1450	1450	301	نخورده بودند چه در اين12 بادي-ها چيزي نيست الا علفي شور كه شتر ميخورد13 ايشان4 خود گمان image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0156png ميبردند كه همه عالم چنان باشد من از قومي بق--ومي نقل و-تحويل ميكردم و همه جا4 مخاطره و-بيم بود الا ان-كه خداي تبارك و تعالي خواسته بود كه ما ب--سلامت از ان-جا بيرون اءيم بجاء--ي رسيديم در ميان شكستگي كه ان-را سربا1 ميگفتند كوهها بود هر يك چون كنبدي كه من در هيچ ولايتي7 مثل ان نديدم بلندي چندان ني8 كه تير بان---جا نرسد و چون تخم مرغ املس و صلب كه هيچ شقي و نا همواري بر ان بمي بمود و از انجا بگذشتيم چون همراهان ما سوسماري1 ميديدند ميكشتند و ميخوردند و هر كجا عرب بود شير شتر ميدوشيدند من نه سوسمار توانستم خورد نه شير شتر و در راه هر جا درختي بود كه باري داشت مقدازي كه دانها ماشي باشد از ان چند دانه حاصل ميكردم و بدان قناعت مينمودم و بعد از مشقت بسيار و-چيزها كه-	96	-5058264680022117261	637	1142.0	502	803	79.32752227783203	114	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms103	false	1108395737600486103	147	300	663	1307	1307	300	ديديم و رنجها كه كشيديم به فلج رسيديم بيست و سيوم صفر از مكه تا ان جا صد و هشتاد فرسنگ بود اين فلج-- در ميان باده -است ناحيتي بزرگ بوده است و ليكن به تعصب خراب شده است انچه در ان وقت كه ما ان جا رسيديم ابادان بود مقدار نيم فرسنگ در يك ميل عرض بود و در اين مقدار چهارده حصار بود و مردمكاني دزد و مفسد و جاهل و اين چهارده حصن بدو كرده بودند كه مدام ميان ايشان خصومت و عداوت بود و ايشان گفتند ما--------------------------------------------------- از اصحاب الرسيم كه در قران ذكر كرده است تعالي و تقدس و ان جا چهار كاريز بود و اب ان همه بر-نخلستان ميافتاد و زرع ايشان بر زمين بلند تر بود و بيش تر اب از چاه ميكشيدند كه زرع را اب دهند و زرع به شتر ميكردند نه به---------- گاو ان جا نديدم و ايشان را اندك زراعتي و هر-	103	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms097	true	6150354958912668656	0	147	0	689	1380	301	ديديم و رنجها كه كشيديم ب--فلج رسيديم بيست و سيوم صفر از مكه تا ان-جا صد و هشتاد فرسنگ بود اين فلج20 در ميان باديه است ناحيتي بزرك بوده است و ليكن ب--تعصب خراب شده است انچه در ان-وقت كه ما ان-جا رسيديم ابادان بود مقدار نيم فرسنگ در يك ميل عرض بود و در اين مقدار چهارده حصار بود-- مردمكاني دزد و مفسد و جاهل و اين چهارده حصن بدو كرده بودند كه مدام ميان ايشان خصومت و عداوت بود و ايشان گفتند ما image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0157png 20 از اصحاب الرسيم كه در قران ذكر كرده است تعالي و تقدس و ان-جا چهار كاريز بود و اب ان همه بر نخلستان ميافتاد و-زرع ايشان بر زمين بلند تر بود و بيش-تر اب از چاه ميكشيدند كه زرع را اب دهند و زرع ب--شتر ميكردند نه بگاو چه انجا گاو------ نديدم و ايشان-را اندك زراعتي و هر	97	-5058264680022117261	619	1136.5	481	710	87.18309783935547	125	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms104	false	-5356218929214161303	0	138	0	582	1264	300	مردي خود را روزي به ده سير غله اجري كرده باشد كه ان مقدار به نان پزند و از-اين نماز شام تا ديگر نماز شام همچو رمضان چيز كمي خو-رند اما به روز خرما خورند و ان جا خرماي- بس نيكو ديدم به از ان كه در بصره و غيره و اين مردم عظيم درويش و بدبخت باشند با همه درويشي همه روزه جنگ و عداوت و خون كنند و ان جا خرمايي بود كه ميدون- ميگفتند هر يكي ده درم و هسته كه در ميانش بود دانگ و نيم بيش نبود و گفتند اگر بيست سال بنهند تباه نشود و معامله--------------------------------------------------------------------------- نباشد و-هيچ چيز از دنياوي با من نبود الا دو سله كتاب و ايشان مردمي گرسنه و برهنه و- جاهل بودند هر كه به نماز ميامد البته با سپر و شمشير بود و ك--تاب نمي خريدند	104	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms097	true	6150354958912668656	147	291	689	1336	1380	301	مردي خود-را روزي ب--ده سير غله اجري كرده باشد كه ان مقدار ب--نان پزند و از اين -ماز شام تا ديگر -ماز شام همچو رمضان چيز كمي 3خورند اما ب--روز خرما خورند و ان-جا خرماي4 بس نيكو ديدم به از ان كه در بصره و-غيره و اين مردم عظيم درويش و بدبخت باشند با همه درويشي همه روزه جنك و عداوت و خون كنند و ان-جا خرماءي بود كه ميدون5 ميگفتند هر يكي ده درم و خسته كه در ميانش بود دانگ و نيم بيش نبود و گفتند اگر بيست سال بنهند تباه نشود و معاملها ايشان بزرنيشابوري بود ومن بدين فلج چهار ماه بماندم بحالتي كه از ان صعب تر نباشد و هيچ چيز از دنياوي با-من نبود الا دو سله كتاب و ايشان مرد-ي گرسنه و برهنه و9 جاهل بودند هر كه بن--ماز ميامد البته با سپر و-شمشير بود و10 كتاب نمي-خريدند	97	-5058264680022117261	556	999.5	430	665	83.60902404785156	105	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms104	false	-5356218929214161303	265	300	1118	1264	1264	300	و لاجورد با من بود بر ديوار ان مسجد بيتي نوشتم و برگ شاخ و برگي در ميان ان بردم ايشان بديدند عجب داشتند و------------------------------------------------ همه اهل حصار جمع شدند و به تفرج ان امدند-	104	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms098	true	-465369241079479452	0	37	0	193	1407	302	و لاجورد با من بود بر ديوار ان مسجد بيتي نوشتم و برك شاخ و برگي در ميان ان بردم ايشان بديدند عجب داشتند و image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0158png همه اهل حصار جمع شدند و ب--تفرج ان امدند	98	-5058264680022117261	143	259.5	110	195	73.33333587646484	32	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms105	false	-4229510506080642394	0	286	0	1191	1254	300	و مرا گفتند كه اگر محراب اين مسجد را نقش كني صد من خرما به تو دهيم و صد من خرما نزديك ايشان ملكي بود چه تا من ان جا بودم از عرب لشكري به ان جا امد و از ايشان پانصد من خرما خواست قبول نكردند و جنگ كردند ده تن از اهل حصار كشته شد و هزار نخل بريدند و ايشان ده من خرما ندادند چون با من شرط كردند من ان محراب نقش كردم و ان صد من خرما فرياد رس ما بود كه غذا نمي يافتيم و از جان نا-اميد شده بوديم كه تصور نمي توانستيم كرد كه از ان باديه هرگز بيرون توانيم افتاد چه به هر طرف كه اباداني داشت دويست فرسنگ بيابان ميبايست بريد مخوف و مهلك و در ان چهار ماه هرگز پنج من گندم به يك جا نديدم تا عاقبت قافله اي از ي------مامه كه اديم گيرد و به لحسا برد كه اديم از يمن به اين فلج ارند و به تجار فروشند عربي گفت من تو را به بصره برم و با من هيچ نبود كه به كرا بدهم و از ان جا تا بصره دويست فرسنگ و كراي --شتر يك دينار بود از ان كه شتري نيكو به دو سه دينار ميفر-وختند ---مرا چون نقد نبود و به نسيه ميبردند گفت سي دينار در بصره بدهي تو را بريم به ضرورت قبول كردم و هرگز بصره نديده بودم پس ان عريان كتاب هاي من بر شتر نهادند و برادرم را به شتر-------------------------------------------------- نشاندند و من پياده- برفتم روي به مطلع بنات النعش زميني هموار بود- بي كوه و پشته هر كجا زمين سخت تر بود اب باران در او ايستاده بود- و شب و روز ميرفتند كه هيچ جا اثر راه پديد نبود الا بر	105	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms098	true	-465369241079479452	37	302	193	1407	1407	302	و مرا گفتند كه اگر محراب اين مسجد-را نقش كني صد من خرما ب--تو دهيم و صد من خرما نزديك ايشان ملكي بود چه تا من ان-جا بودم از عرب لشكري بان---جا امد و از ايشان پانصد من خرما خواست قبول نكردند و جنگ كردند ده تن از اهل حصار كشته شد و هزار نخل بريدند و ايشان ده من خرما ندادند چون با من شرط كردند من ان محراب نقش كردم و ان صد من خرما فرياد-رس ما بود كه غذا نمي-يافتيم و از جان نا اميد شده بوديم كه تصور نمي-توانستيم كرد كه از ان باديه هرگر بيرون توانيم افتاد چه ب--هر طرف كه اباداني داشت دويست فرسنگ بيابان ميبايست بريد مخوف و مهلك و در ان چهار ماه هرگز پنج من گندم ب--يك جا نديدم تا عاقبت قافله اي از يمامه بيامد كه اديم گيرد و ب--لحسا برد كه اديم از يمن ب--اين فلج ارند و ب--تجار فروشند عربي گفت من ت--را ببص--ره برم و با من هيچ نبود كه ب--كرا بدهم و از ان-جا تا بصره دويست فرسنگ و كراي12 شتر يك دينار بود از ان-كه شتري نيكو ب--دو سه دينار ميفر وختند13ا مرا چون نقد نبود و ب--نسيه ميبردند گفت سي دينار در بصره بدهي ت--را بريم14 بضرورت قبول كردم و هرگز بصره نديده بودم يس ان عربان كتا بهاي من برش-تر نهادند و برادرم-را ب--شتر15 image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0159png نشاندند و من پياده1 برفتم روي ب--مطلع بنات النعش زميني ه-وار بود2 بي كوه و يشته هر كجا زمين سخت تر بود اب باران در او ايستاده بود4 و شب و روز ميرفتند كه هيچ جا اثر-راه پديد نبود الا بر-	98	-5058264680022117261	1129	2050.0	875	1257	89.81702423095703	221	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms106	false	6974977181527199853	0	300	0	1305	1305	300	اب بود القصه به چهار شبانه روز به يمامه امديم به يمامه حصاري بود بزرگ و كهنه ا-ز بيرون حصار شهري است و بازاري و از هر-گونه صناع در ان بودند و جامعي نيك و اميران ان جا از قديم بازار علويان بوده-اند و كسي ان ناحيت -از دست انها نگرفته بود از ان كه ان جا خود سلطان و ملكي قاهر نزديك نبود و ان علويان نيز شوكتي داش-ند كه از ان جا سيصد چهارصد سوار بر-نشستي و زيدي مذهب بودند و در قامت--- گويند محمد و علي خير-البشر و حي علي خير العمل و گفتند مردم ان شهر شريفيه باشند و بدين ناحيت اب هاي روان است از كارطز و نخلستان و گفتند چون خرما فراخ شود يك هزار من به يك دينار باشد و از يمامه به لحسا-- چهل فرسنگ ميداشتند و به زمستان توان رفت كه اب باران جاها باشد كه بخورند و به تابستان نباشد لحسا شهري است بر صحراي نهاده كه از هر-جانب كه بدان جا خواهي رفت باديه عظيم ببايد بريد و نزديك تر شهري از مسلماني كه ان را سلطاني است به لحسا بصره است و از لحسا تا بصره صد و پنجاه فرسنگ است و هرگز به بصره سلطاني نبوده است كه قصد لحسا كند------------------------------------------------ صفت لحسا شهري است كه همه سواد و روستاي او حصاري است و چهار-باروي قوي از پس يكديگر در گرد او كشيده است از گل محكم------- هر دو ديوار قرب يك فرسنگ باشد و چشمه هاي اب عظيم است در ان شهر كه هر-يك پنج اسيا گرد باشد و همه اين اب در ولايت بركار گيرند كه از ديوار بيرون نشود و شهري جليل در ميان اين حصار نهاده است با همه التي كه در شهرهاي بزرگ باشد در شهر بيش از بيست هزار مرد سپاهي باشد و گفتند سلطان ان مردي شريف بود و ان-	106	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms099	true	2854013639398576964	13	296	63	1391	1413	301	اب بود القصه بچ--هار شبانه روز بيم--امه امديم بيم--امه حصاري بود بزرگ و كهنه8 از بيرون حصار شهريس--ت و بازاري و از هر گونه صناع در ان بودند و جامعي نيك و اميران ان-جا از قديم باز-- علويان بوده اند و كسي ان ناحيت9 از دست انها نگرفته بود از ان-كه انج-ا خود سلطان و ملكي قاهر نزديك نبود و ان علويان نيز شوكتي داشتند كه از ان-جا سيصد چهارصد سوار بر نشست و--زيدي مذهب بودند و-در قامت113 گويند محمد و-علي خير البشر و-حي علي خير العمل و گفتند مردم ان-شهر شريفيه باشند و بدين ناحيت اب-هاي روان است از كاريز و نخلستان و گفتند چون خرما فراخ شود يكهز-ار من ب--يك دينار باشد و-از يمامه ب--لحسا13 چهل فرسنگ ميداشتند و ب--زمستان توان رفت كه اب باران جاها باشد كه بخورند و ب--تابستان نباشد لحسا شهري--ست بر صحراي نهاده كه از هر جانب كه بدانج-ا خواهي رفت باديه عظيم ببايد بريد و -زديك-تر شهري از مسلماني كه ان-را سلطاني است ب--لحسا لصره است و از لحسا تا بصره صد و بنجاه فرسنگ است و هركز بب--صره سلطاني نبوده است كه قصد لحسا كند image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0160png صفت لحسا شهري--ست كه همه سواد و روستاي او حصاريس--ت و چهار باروي قوي از يس يكديگر در گرد او كشيده است از گل محكم و ميان هر دو ديوار قرب يك فرسنگ باشد و چشم--هاي اب عظيم است در ان شهر كه هر يك پنج اسيا گرد باشد و همه اين اب در ولايت بركار گ-رند كه از ديوار بيرون نشود و شهري جليل در ميان اين حصار نهاده است با همه التي كه در شهرهاي بزرگ باشد در شهر بيش از بيست هزار مرد سپاهي باشد و گفتند سلطان ان مردي شريف بود و ان	99	-5058264680022117261	1235	2240.0	968	1376	89.7529067993164	237	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms107	false	4229911443082821630	5	296	28	1288	1306	300	بود و گفته ن-ماز و روزه از شما بر-گرفتم و دعوت كرده بود ان مردم را كه مرجع شما جز با من نيست و نام او ابوس-عيد بوده است و چون از اهل ان شهر پرسند كه چه مذهب داري گويد كه ما بوسعيدي ايم ن-ماز نكنند و روزه ندارند و ليكن بر محمد مصطفي صلي الله عليه و سلم و پيغامبري او مقرند ابوس-عيد ايشان را گفته است كه من باز پيش شما ايم يعني بعد از وفات و گور او به شهر -لحسا اندر است و مشهدي نيكو جهت--- ساخته-اند و وصيت كرده است فرزندان خود را كه مدام شش تن از فرزندان من اين پادشاهي نگاه دارند و محافظت كنند رعيت را به عدل و داد و مخالفت يكديگر نكنند تا من باز ايم اكنون ايشان را قصري عظيم است كه دار-الملك ايشان است و تختي كه شش و------------------------------------------------------------------------زير دارند پس اين شش ملك بر يك تخت بنشينند و شش وزير بر تختي ديگر و هر-كار كه باشد به كنكاج يكديگر ميسازند و ايشان را در ان -----------------------------------------------وقت سي هزار بنده- درم خريده- زنگي و حبشي بود و- كشاورزي و باغباني ميكردند و از رعيت عشر چيزي نخواستند- و اگر كسي درويش شدي يا صاحب قرض او را تعهد كردندي تا كارش نيكو شدي و اگر زري كسي را بر ديگري بودي بيش ازماةيه- او طلب نكردندي و هر غريب كه بدان شهر افتد و صنعتي داند چندان كه كفاف او باشد مايه بدادندي تا او اسباب و التي كه در صنعت او به كار ايد بخريدي و به مراد خود زر ايشان كه همان قدر كه ستده بودي باز دادي و اگر كسي از خداوندان ملك و اسباب را ملكي خراب شدي و قوت ابادان كردن نداشتي ايشان غلامان خود را نامزد كردندي كه بشدندي و ان	107	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms100	true	-5606544480522194717	1	301	6	1375	1375	301	بود و گفته6 نماز و روزه از شما بر گرفتم و دعوت كرده بود ان مردم-را كه مرجع شما جز با من نيست و نام او ابو سعيد بوده است و چون از اهل ان شهر پرسند كه چه مذهب داري گويد كه ما بوسعيدي ايم8 تماز نكنند و روزه ندارند و ليكن بر محمد مصطفي صلي الله عليه و سلم و پيغامبري او مقرند ابو سعيد ايشان-را گفته است كه من باز پيش شما ايم يعني بعد از وفات و گور او ب--شهر الحسا اندر است و مشهدي نيكو جهت او ساخته اند و وصيت كرده است فرزندان خود-را كه مدام شش ن- از فرزندان من اين يادشاهي نگاه-دارند و محافظت كنند رعيت-را ب--عدل و داد و مخالفت يكديگر نكنند تا من باز ايم اكنون ايشاب-را قصري عظيم است كه دار الملك ايشانس--ت و تختي كه شش ملك بيك جاي بر ان تخت نشينند و باتفاق يكديگر فرمان دهند و حكم كنند و شش وزير دارند يس اين شش ملك بر يك تخت بنشينند و شش وزير بر تختي ديگر و هر كار كه باشد ب--كنكاج يكديگر ميسازند و ايشان-را در image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0161png انوقت سي هزار بندها درم خريدها زنگي و حبشي بود و1 كشاورزي و-باغباني ميكردند و از رع-ت عشر چيزي نخواستند4 و اگر كسي درويش شدي يا صاحب قرض او-را تعهد كردندي تا كارش نيكو شدي و اگر زري كسي-را بر ديگري بودي بيش از مايها او طلب نكردندي و هر غريب كه بدان شهر افتد و سنعتي داند چندان-كه كفاف او باشد مايه بدادندي تا او اسباب و التي كه در صنعت او ب--كار ايد بخريدي و ب--مراد خود زر ايشان كه همان قدر كه ستده بودي باز دادي و اگر كسي از خداوندان ملك و اسباب را ملكي خراب شدي و قوت ابادان كردن نداشتي ايشان غلامان خود-را نامزد كردندي كه بشدندي و ان-	100	-5058264680022117261	1214	2236.0	945	1396	86.96275329589844	241	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms108	false	-4762188359518643548	0	299	0	1311	1318	300	كردندي و از صاحب ملك هيچ نخواستندي و اسياها باشد در لحسا كه ملك ب------اشد به سوي- رعيت غله ارد كنند كه هيچ نستانند و عمارت اسيا و مزد اسيابان از مال سلطان دهند و ان سلاطين را سادات ميگفتند و وزراي ايشان را شاءره و در شهر لحسا مسجد ادينه نبود و خطبه و نماز نمي كردند الا ان كه مردي عجمي ان جا مسجدي ساخته بود نام ان مرد علي بن احمد مردي مسلمان حاجي بود و متمول و حاجيان كه بدان شهر رسيدندي او تعهد كردي و در ان --شهر خريد و فروخت و داد و ستد به سرب ميكردند و سرب در زنبيلها بود-- در هر ز------------------------------------------------نبيلي شش هزار درم سنگ چون معامله كردندي زنبيل شمردندي و همچنان برگ-رفتندي و ان نقد كسثي از ان ب-رون نبردي و ان جا فوطه هاي نيكو بافند و به بصره برند و به ديگر بلاد اگر كسي نماز كند او را باز ندارند و ليكن خود نكنند و چون سلطان- برنشيند هر كه با-وي سخن گويد او را جواب خوش دهد- و تواضع كند- و هرگز شراب نخورند و پيوسته اسبي تنگ بسته با طوق و سر افسار به در گورخانه- ابو-سعيد به نوبت بداشته باشند روز و شب يعني چون ابوسع-يد بر-خيزد بر ان اسب نشيند و گويند ابو-سعيد گفته است فرزندان خويش را كه چون من بيايم و شما مرا باز-نشناسيد نشان ان باشد كه مرا با شمشير من بر گردن بزنيد اگر من باشم در حال زنده شوم و ان قاعده بدان سبب نهاده است تا كسي دعوي بوسعيدي نكند و يكي از ان سلطانان در ايام خلفاي بغداد با لشكر به مكه شده است و شهر مكه ستده و خلقي مردم را در طواف در گرد خانه- كعبه بكشته و حجر-الاسود از ركن بيرون كرده به لحسا بردند و گفته بودند كه اين سنگ	108	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms101	true	4929940902798925478	4	299	19	1378	1389	301	كردندي و از صاحب ملك هيچ نخواستندي و اسياها باشد در لحسا كه ملك سلطان باشد ب--سوي9 رعيت غله ارد كنند كه هيچ نستانند و عمارت اسيا و مزد اسيابان از مال سلطان دهند و ان سلاطين را سادات ميگفتند و وزراي ايشان-را شايره و در شهر لحسا مسجد ادينه نبود و خطبه و بماز نميكر-دند الا انك-ه مردي عجمي ان-جا مسجدي ساخته بود نام ان مرد علي بن احمد مردي مسامان حاجي بود و متمول و حاجيان كه بدان شهر رسيدندي او تعمد كردي و در ان14 شهر خريد و فروخت و داد و-ستد ب--سرب ميكردند و سرب در زنبيلها بود15 در هر image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0162png زنبيلي شش هزار درم سنگ چون معامله كردندي زنبيل شمردندي و همحنان بر كرفتندي و ان نقد كس-ي از ان بيرون نبردي و ان-جا فوطه هاي نيكو بافند و ب--بصره برند و ب--ديگر بلاد اگر كسي نماز كند او-را باز ندارند و ليكن خود نكنند و چون سلطان6 برنشيند هر كه با وي سخن گويد او-را جواب خوش دهد7 و تواضع كند8 و هرگز شراب نخورند و پيوسته اسبي تنگ بسته با طوق و سر افسار ب--در گورخانها ابو سعيد ب--نوبت بداشته باشند روز و شب يعني چون ابو سعيد بر خيزد بر ان اسب نشيند و گويند ابو سعيد كفته است فرزندان خويش را كه چون من بيايم و شما مرا باز نشناسيد نشان ان باشد كه مرا با شمشير من بر گردن بزنيد اگر من باشم در حال زنده شوم و ان قاعده بدان سبب نهاده است تا كسي دعوي بوسعيدي نكند و يكي از ان سلطانان در ايام خلفاي بغداد با لشكر ب--مكه شده است و شهر مگه ستده و خلقي مردم را در طواف در گرد خانها كعبه بكشته و حجر الاسود از ركن بيرون كرده بل--حسا بردند و گفته بودند كه اين سنگ	101	-5058264680022117261	1269	2353.5	987	1384	91.69075012207031	255	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms109	false	6214144859138764699	1	300	5	1308	1308	300	است كه مردم را از اطراف جهان به خويشتن ميكشد و ندانسته-اند كه شرف و جلالت محمد مصطفي صلي الله عليه و سلم بدان جا ميكشد كه حجر از بسيار سالها باز ان جا بود و هيچ كس به ان جا نمي شد و اخر حجر-------------------------------------------------الاسود از ايشان باز خريدند و به جاي خود بردند-- در شهر لحسا گوشت همه حيوانات فروشند چون گربه و-سگ و خر و گاو و گوسپند و-غيره و هرچه فروشند سر و پوست ان حيوان نزديك گوشتش نهاده باشد تا خريدار داند كه چه ميخرد و ان جا سگ را فربه كنند همچون گوسپند معلوف تا از فربهي چنان شود كه نتواند رفتن بعد از ان ميكشند و ميخورند و چون از لحسا به جانب مشرق روند هفت فرسنگي درياست اگر- در دريا بروند بحرين باشد و ان جزيره اي است پانزده فرسنگ طول ان و شهري بزرگ است و نخلستان بسيار دارد و مرواريد از ان دريا بر-اورند و هرچه غواصان بر-اوردندي يك نيمه سلاطين لحسا را بودي و اگر از لحسا سوي جنوب بروند به عمان رسند و عمان بر زمين عرب است و ليكن سه جانب او بيابان و بر است كه هيچ كسي ان را نتواند بريدن و ولايت عمان هشتاد فرسنگ در هشتاد فرسنگ است و گرمسير باشد و ان جا جوز هندي كه نار-گيل گو--يند رويد و اگر از عمان به دريا روي فرا مشرق روند به بارگاه كيش و مكران رسند و اگر سوي جنوب روند به عدن رسند و اگر جانب ديگر به فارس رسند و به لحسا چندان خرما باشد كه ستوران را به خرما فربه كنند كه وقت باشد كه زيادت از هزار من به يك دينار بدهند و چون از لحسا سوي شمال روند به هفت فرسنگي ناحيتي است كه ان را قطيف ميگويند و ان نيز شهري بزرگ است و نخيل بسيار-	109	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms102	true	98785938393833214	0	282	0	1319	1434	302	است كه مردم را از اطراف جهان ب--خويشتن ميكشد و ندانسته اند كه شرف و جلالت مقمد مصطفي صلي الله عليه و سلم بد انجا ميكشد كه حجر از بسيار سالها باز ان-جا بود و هيچ كس بانجا ميشد----- و اخر image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0163png ححر الاسود از ايشان باز خريدند و ب--جاي خود بردند و در شهر لحسا گوشت همه حيوانات فروشند چون گربه و سگ و خر و گاو و گوسپند و غيره و هرچه فروشند سر و پوست ان حيوان نزديك گوشتش نهاده باشد تا خريدار داند كه چه ميخود و ان-جا سگ را فربه كنند همچون گوسيند معلوف تا از فربهي چنان شود كه نتواند رفتن بعد از ان ميكشند و ميخورند و چون از لحسا بج--انب مشرق روند هفت فرسنگي درياست اكر2 در دريا بروند بحرين باشد و ان جزيره اي--ست پانزده فرسنگ طول ان و شهري بزرگ--ست و بخلستان بسيار دارد و مرواريد از ان دريا بر اورند و هرچه غواصان بر اوردندي يك نيمه سلاطين لحسا-را بودي و اگر از لحسا سوي جنوب بروند بع--مان رسند و عمان بر زمين عرب است و ليكن سه جانب او بيابان و بر است كه هيچ-كسي ان-را نتواند بريدن و ولايت عمان هشتاد فرسنگ در هشتاد فرسنگ است و گرمسير باشد و ان-جا جوز هندي كه نار گيل ميگويند رويد و اگر از عمان بد--ريا روي فرا-مشرق روند ب--بارگاه كيش و مكران رسند و اگر سوي جنوب روند ب--عدن رسند و اگر جانب ديگر ب--فارس رسند و بل--حسا چندان خرما باشد كه ستوران-را بخ--رما فربه كنند كه وقت باشد كه زيادت از هزار من بيك---دينار بدهند و چون از لخسا سوي شمال روند ب--هفت فرسنگي ناحيتي است كه ان-را قطيف ميگويند و ان نيز شهري بزرگ--ست و نخيل بسيار	102	-5058264680022117261	1229	2267.0	960	1364	90.1026382446289	243	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms110	false	-3369726363464062035	18	166	70	696	1297	300	باره كه دارد يكي ستده و خيلي غارت كرد- و چيزي به دست نداشته بود با ايشان و چون مرا بديد از روي نجوم پرسيد كه ايا من ميخواهم كه لحسا بگيرم توانم يا نه كه ايشان بي دين--ند من هرچه مصلحت بود ميگفتم و نزديك من هم بدويان با اهل لحسا نزديك باشند به بي ديني كه ان جا كس باشد كه به يك سال اب بر دست نزند و اين معني كه تقرير كردم از سر بصيرت گفتم نه چيزي از اراجيف كه من نه ماه در ميان ايشان بودم به يك دفعه نه به تفاريق و شير كه نمي توانستم خورد و از هر-كجا اب خواستمي كه بخوردم شير بر من عرض كردندي و چون نستدمي و اب خواستمي گفتندي هركجا -اب بيني اب طلب كني كه ان كس را باشد كه اب باشد واي-شان همه عمر هر-گز گرمابه نديده بودند و نه اب روان	110	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms103	true	-3030381243895695530	0	143	0	616	1348	301	باره كه دارد يكي ستده و خيلي غارت كرد4 و چيزي بد--ست نداشته بود با ايشان و چون مرا بديد از روي نجوم يرسيد كه ايا من ميخواهم كه لحسا بگيرم توانم يا نه كه ايشان بي-دين اند من هرچه مصلحت بود ميگف-م و نزديك من هم بدويان با اهل لحسا نزديك باشند به بي-ديني كه انجا--كس باشد كه ب--يك سال اب بر دست نزند و اين معني كه تقرير كردم از سر بصيرت گف-م نه چيزي از اراجيف كه من نه ماه در ميان ايشان بودم بيك---دفعه نه ب--تفاريق و شير كه نمي-توانستم خورد و از هر كجا اب خواستمي كه بخور-م شير بر من عرض كردندي و چون نستدمي و اب خواستمي كفتندي هر كحا اب بيني اب طلب كني كه ان كس را باشد كه اب باشد و ايشان همه عمر هر گز گرمابه نديده بودند و نه اب روان	103	-5058264680022117261	596	1111.5	459	633	94.15481567382812	126	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms110	false	-3369726363464062035	251	299	1075	1295	1297	300	اكنون با سر-حكايت رويم از يمامه چون به جانب بصره روانه شديم به هر منزل كه رسيديم جاي اب بودي جاي نبودي تا بيستم شعبان سنه ثلث و اربعين و-اربعمايه به شهر بصره رسيديم ديوار- عظيم داشت الا ان جانب كه با اب بود ديوار نبود و ان	110	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms103	true	-3030381243895695530	143	189	616	831	1348	301	اكنون با سر حكايت رويم از يمامه چون بج--انب بصره روانه شديم ب--هر منزل كه رسيديم جاي اب بودي جاي نبودي تا بيس-م شعبان سنه ثلث و-اربعين و اربعمايه ب--شهر بصره رسيديم ديواري عظيم داشت الا ان جانب كه با اب بود ديوار نبود و ان	103	-5058264680022117261	211	382.5	167	223	94.61883544921875	40	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms111	false	-2472824926196711890	1	113	4	473	1270	300	و دجله و فرات كه به سرحد اعمال بصره -هم ميرسند و چون اب حويزه نيز به ايشان ميرسد ان را شط العرب ميگويند و از اين شط العرب دو جوي عظيم بر-گرفته-اند كه ميان فم هر دو جوي يك فر------------------------------------------------سنگ باشد و هر دو را بر صوب قبله برانده مقدار چهار فرسنگ و بعد از ان سر-هر دو جوي با هم رسانيده و مقدار يك فرسنگ ديگر يك جوي را هم به جانب جنوب برانده و از اين نهرها جوي هاي بي حد بر-گرفتهاند و به اطراف به در برده و بر ان نخلستان و باغات ساخته- و اين دو جوي يكي--- بالاتر است و ان مشرقي شمال باشد نهر معقل	111	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms103	true	-3030381243895695530	191	301	839	1348	1348	301	و دجله و فرات كه ب--سرحد اعمال بصره بهم ميرسند و چون اب حويزه نيز ب--ايشان ميرسد ان-را شط العرب ميگويند و از اين شط العرب دو جوي عظيم بر گرفته اند كه ميان فم هر دو جوي image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0165png يك فرسنگ باشد و هر دو-را بر صوب قبله برانده مقدار چهار فرسنگ و بعد از ان سر هر دو جوي با هم رسانيده و مقدار يك فرسنگ ديگر يك جوي-را هم ب--جانب جنوب برانده و از اين نهرها جوي-هاي بي-حد بر گرفتهاند و ب--اطراف ب--در برده و بر ان نخلستان و باغات ساخته4 و اين دو جوي يكي كه بالاتر است و ان مشرقي شمال باشد -هر معقل-	103	-5058264680022117261	447	777.0	347	526	84.98098754882812	90	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms111	false	-2472824926196711890	113	300	473	1270	1270	300	گويند و ان كه مغربي و جنوبي است نهر ابله و از اين دو جوي جزيره اي بزرگ حاصل شده است كه مربع طولاني است و بصره بر كناره ضلع اقصر از اين مربع نهاده است و بر--جانب جنوبي مغربي بصره بريه است چنان كه هيچ اباداني و اب و اشجار نيست و در ان وقت كه ان جا رسيديم شهر اغلب خراب بود و ابادانيها عظيم پراكنده كه از محله اي تا محله اي مقدار نيم فرسنگ خرابي بود اما در و ديوار محكم و معمور بود و خلق انبوه و سلطان را دخل بسيار حاصل شدي و در ان وقت امير بصره پسر ابا-كالنجار ديلمي بود كه ملك پارس بود وزيرش مردي پارسي بود و او را ابو-منصور شهمردان ميگفتند و هر روز در بصره به سه جاي بازار بودي اول روز در يك جا داد و ستد كردندي كه ان را سوق الخراعه گفتندي و ميانه روز به جايي كه ان را سوق عثمان گفتندي و اخر روز جايي كه ان را سوق القداحين گفتندي و حال بازار ان جا چنان بود كه ان كس را چيزي بودي به صراف دادي و از صراف-	111	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms104	true	-1624860273600432410	0	173	0	781	1381	301	گويند و ان-كه مغربي و جنوبي است نهر ابله و-از اين دو جوي جزيره اي بزرگ حاصل شده است كه مربع طولاني است و بصره بر كناره ضلع اقصر از اين مربع تهاده است و بر2 جانب جنوبي مغربي بصره بريه است چنان-كه هيچ اياداني و اب و اشجار نيست و در ان-وقت كه ان-جا رسيديم شهر اغلب خراب بود و ابادانيها عظيم پراگنده كه از محله اي تا محله اي مقدار نيم فرسنگ خرابي بود اما در و ديوار محكم و معمور بود و خلق انبوه و سلطان را دخل بسيار حاصل شدي و در ان-وقت امير بصره پسر ابا كالنجار ديلمي بود كه ملك پارس بود وزيرش مردي پارسي بود و او-را ابو منصور شهمردان ميگفتند و-هر روز در بصره ب--سه جاي بازار بودي اول روز در يك جا داد و-ستد كردندي كه ان-را سوق الخزاعه گفتندي و ميانه روز ب--جايي كه ان-را سوق عثمان گفتندي و اخر روز جا-ي كه ان-را سوق القداحين گفتندي و-حال بازار ان-جا چنان بود كه ان كس را چيزي بودي بص--راف دادي و از صراف	104	-5058264680022117261	771	1428.0	602	802	96.1346664428711	150	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms112	false	2654153351627201630	0	127	0	558	1305	300	خط بستدي و هر-چه بايستي بخريدي و-بهاي ان برص-راف حواله كردي و چندان كه در ان شهر بودي بيرون از خط صراف چيزي ندادي و- چون به ان جا رسيديم از برهنگي و عاجزي به ديوانگان ماننده بوديم------------------------------------------------ و سه ماه بود كه موي سر باز-نكرده بوديم و خواستم كه در گرمابه روم باشد كه گرم شوم كه هوا- سرد بود و جامه نبود و من و برادرم هر-يك به لنگي- كهنه پوشيده بوديم و-پلاس پاره اي در پشت بسته از سرما گفتم اكنون ما را كه در حمام گذارد خرجينكي بود كه كتاب در ان مينهادم و بفروختم و از بهاي ان درمكي چند سياه در كاغذي كردم كه به گرمابه بان دهم تا باشد كه ما را دمكي زيادت تر در گرمابه بگذارد كه شوخ	112	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms104	true	-1624860273600432410	173	301	781	1381	1381	301	خط بستدي و هر چه بايستي بخريدي و بهاي ان بر صراف حواله كردي و چندان-كه در ان شهر بودي بيرون از خط صراف چيزي ندادي و9 چون بان---جا رسيديم از برهنگي و عاجزي ب--ديوانگان ماننده بوديم image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0166png و سه ماه بود كه موي سر باز نكرده بوديم و خواستم كه در گرمابه روم باشد كه گرم شوم كه هوا2 سرد بود و جامه نبود و من و برادرم هر يك به لنگي3 كهنه پوشيده بوديم و پلاس پاره اي در يشت بسته از سرما گف-م اكنون ما-را كه در حمام گذارد خرجينكي بود كه كتاب در ان مينهادم-- بفروخ-م و از بهاي ان درمكي چند سياه در كاغذي كردم كه ب--گرمابه بان دهم تا باشد كه ما-را دمكي زيادت بر در گرمابه بگذارد كه شوخ-	104	-5058264680022117261	538	951.0	420	615	87.47967529296875	109	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms112	false	2654153351627201630	127	299	558	1304	1305	300	از خود باز كنم چون ان درمكها پيش او نهادم در ما نگرست پنداشت كه ما ديوانه ايم گفت برويد كه هم اكنون مردم از گرمابه بيرون --ايند و نگذاشت كه ما به گرما-به -در رويم از ان جا با خجالت بيرون امديم و به شتاب برفتيم كودكان -------به بازي ميكردند پنداشتند كه ما ديوانگانيم در پي ما افتادند و سنگ ميانداختند و بانگ ميكردند ما به گوشه اي باز شديم و به تعجب در كار دنيا مينگريستيم و مكاري از ما سي دينار مغربي ميخواست و هيچ چاره ندانستيم جز ان كه و-زير ملك اهواز كه او را ابو-الفتح علي بن احمد ميگفتند مردي اهل بود و فضل داشت از شعر و ادب و هم كرمي تمام به بصره امده با ابناء و حاشيه و ان جا مقام كرده اما در شغلي نبود پس مرا در ان حال با مردي پارسي كه هم از اهل فضل بود اشنايي افتاده بود و او را با وزير صحبتي بودي و -هر وقت نزد او تردد كردي و اين پارسي هم دست تنگ بود	112	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms105	true	-5137186453557542038	0	164	0	741	1382	301	از خود باز كنم چون ان درمكها پيش او نهادم در ما نگرست پنداشت كه ما ديوانه ايم گفت برويد كه هم اكنون مردم از گرمابه بيرون ميايند و نگذاشت كه ما ب--كرما به بدر رويم از ان-جا با خجالت بيرون امديم و ب--شتاب برفتيم كودكان در كرمابه بازي ميكردند پنداشتند كه ما ديوانگانيم در بي ما افتادند و سنگ ميانداختند و بانگ ميكردند ما ب--گوشه-اي باز شديم و ب--تعجب در كار دنيا مينگرس-تيم و مكاري از ما-سي دينار مغرب- ميخواست و هيچ چاره ندانستيم جز ان-كه و زير ملك اهواز كه او-را ابو الفتح علي بن احمد ميگفتند مردي اهل بود و فضل داشت از شعر و ادب و هم كرمي تمام ب--بصره امده با ابناء و حاشيه و ان-جا مقام كرده اما در شغلي نبود پس مرا در ان حال با مردي پارسي كه هم از اهل فضل بود اشناءي افتاده بود و او-را با وزير صحبتي بودي و بهر وقت نزد او تردد كردي و اين پارسي هم دست تنگ بود	105	-5058264680022117261	723	1334.0	563	760	95.13157653808594	144	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms113	false	8520972671175220021	0	142	0	609	1303	300	وسعتي نداشت كه حال مرا مرمتي كند احوال مرا نزد وزير باز گفت چون وزير بشنيد مردي را با اسبي نزديك من فرستاد كه چنان كه هستي برنشين و نزديك من اي من از بدحالي و برهنگي شرم داشتم و-- رفتن مناسب نديدم رقعه اي نوشتم و عذري خواستم و گ---------------------------------------------فتم كه بعد از اين به خدمت رسم و غرض من دو چيز بود يكي بينوايي دوم گفتم همانا او را تصور شود كه مرا د رفضل مرتبه اي است زيادت تا چون بر رقعه من اطلاع يابد قياس كند كه مرا اهليت چيست تا چون به خدمت او حاضر شوم خجالت نبرم در حال سي دينار فرستاد كه اين را به بهاي تن جامه بدهيد از ان دو دست جامه ن-يكو ساختم و روز سيوم به ممجلس وزير شديم مردي اهل و اديب و فاضل و نيكو منظر و متواضع ديديم	113	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms105	true	-5137186453557542038	165	301	743	1382	1382	301	وسعتي نداشت كه حال مرا مرمتي كند احوال مرا نزد وزير باز گفت چون وزير بشنيد مردي را با اس-ي نزديك من فرستاد كه چنان-كه هست- برنشين و نزديك من اي من از بدحالي و برهنگي شرم داشتم و10 رفتن مناسب نديدم رقعه اي نوشتم و عذري خواسم image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0167png گفتم كه بعد از اين بخ--دمت رسم و غرض من دو چيز بود يكي بينواءي دوم گف-م همانا او-را تصور شود كه مرا در فضل مرتبه اي--ست زيادت تا چون بر رقعه من اطلاع يابد قياس كند كه مرا اهليت چيست تا چون بخ--دمت او حاضر-شوم خجالت نبرم در حال سي دينار فرستاد كه اين را ب--بهاي تن جامه بدهيد از ان دو دست جامها نيكو ساختم و روز سيوم ب---مجلس وزير شديم مردي اهل و اديب و فاضل و نيكو منظر و متواضع ديديم-	105	-5058264680022117261	578	1072.5	449	657	87.97564697265625	114	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms113	false	8520972671175220021	144	300	617	1303	1303	300	و خوش سخن و چهار پسر داشت مهترين جواني فصيح و اديب و عاقل و او را رءيس ابو-عبدا-لله احمد بن علي بن احمد گفتندي مردي شاعر و دبير بود و------ خردمند و پرهيزكار ما را نزديك خويش باز-گرفت و از اول شعبان تا نيمه- رمضان ان جا بوديم و ان چه ان اعرابي كراي شتر بر ما داشت به سي دينار هم اين وزير بفرمود تا بدو دادند و مرا از ان رنج ازاد كردند خداي تبارك و تعالي ما را به --------------------------------------------------------------------------انعام و اكرام به راه دريا گسيل كرد چنان كه در كرامت و فراغ به پارس رسيديم از بركات ان ازاد مرد كه خداي عز و-جل از ازاد-مردان خ-شنود باد در بصره به نام امير-المومنين علي بن ابي طالبت صلوات الله عليه سيزده مشهد است يكي از ان مشهد بني مازن گ-ويند و ان ان است كه در ربيع الاول سنه خمس و ثلثين از هجرت نبي عليه الصلوة و السلام امير-المومنين علي-	113	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms106	true	-5439859528028266941	1	166	7	763	1402	301	و خوش سخن و چهار پسر داشت مهترين جواني فصيح و اديب و عاقل و او-را رءيس ابو عبد الله احمد بن علي بن احمد گفتندي مردي شاعر و دبير بود و جواني خردمند و پرهيزكار ما-را نزديك خويش باز گرفت و-از اول شعبان تا نيمها رمضان ان-جا بوديم و ان-چه ان اعرابي كراي شتر بر-ما داشت ب--سي دينار هم اين وزير بفرمود تا بدو دادند و مرا از ان رنج ازاد كردند خداي تبارك و-تعالي همها بندگان خودرا از عذاب قرض و دين فرج دهاد بحق الحق و اهله وچون بخواسم رفت مارا بانعام و اكرام ب--راه دريا كسيل كرد چنانكه- در كرامت و فراغ ب--پارس رسيديم از بركات ان ازاد مرد كه خداي عز و جل از ازاد مردان خوشنود باد در بصره ب--نام امير المءمنين علي بن ابي طالب- صلوات الله عليه سيزده مشهد است يكي از ان مشهد بني مازن9 كويند و ان ان--ست كه در ربيع الاول سنه خمس و-ثلثين از هجرت ن-ي عليه الصلوة و السلام امير المءمنين علي	106	-5058264680022117261	648	1144.5	511	777	83.3976821899414	121	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms114	false	7571007406077638327	0	138	0	603	1310	300	صلوات الله عليه به بصره امده است و عايشه رضي الله عنها به حرب امده بود و امير-المومنين عليه السلام دختر مسعود------------------------------------------------ نهشلي را ليلي به زني كرده بود و -اين مشهد سراي ان زن است و اميرالمومنين عليه السلام هفتاد و دو روز در ان خانه مقام كرد و بعد از ان به جانب كو-فه باز-گشت و ديگر مشهدي است در پهلوي مسجد جامع كه ان را مشهد باب الطيب گويند و در جامع بصره چوبي ديدم كه درازي ان سي ارش بود و غليظي ان پنج شبر و چهار انگشت بود و يك سر ان غليظ تر بود و از چوب هاي هندوستان بود گفتند كه امير-المومنين عليه السلام ان چوب را بر-گرفته است و ان جا اورده است- و باقي اين يازده مشهد ديگر هر يك به موضعي ديگر بود و همه را زيارت كردم	114	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms106	true	-5439859528028266941	166	300	763	1400	1402	301	صلوات الله عليه بب--صره امده است و عايشه رضي الله عنها ب--حرب امده بود و-امير المءمنين عليه السلام دختر مسعود image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0168png نهشلي را ليلي ب--زني كرده بود و2 اين مشهد سراي ان زن--ست و امر المءمنين عليه السلام هفتاد و دو روز در ان-خانه مقام كرد و بعد از ان ب--جانب كو فه باز گشت و ديگر مشهدي--ست در پهلوي مسجد جامع كه ا--را مشهد باب الطيب گويند و در جامع بصره چوبي ديدم كه درازي ان سي ارش بود و غليظي ان پنج شبر و چهار انگشت بود و يك سر ان غليظ بر بود و از چوب-هاي هندوستان بود گفتند كه امير المءمنين عليه السلام ان چوب-را بر گرفته است و ان-جا اورده است4 و باقي اين يازده مشهد ديگر هر يك ب--موضعي ديگر بود و همه را زيارت كردم	106	-5058264680022117261	574	1030.0	450	658	87.23403930664062	111	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms114	false	7571007406077638327	139	300	605	1310	1310	300	بعد از ان كه حال دنياوي ما نيك شده بود هر يك لباسي پوشيديم روزي به در ان گرمابه شديم كه ما را در ان جا نگذاشتند چون از در در-رفتيم گرمابه بان و هر-كه ان جا بودند همه برپاي خاستند و بايستادند چندان كه ما در حمام شديم و دلاك و قيم در-امدند و خدمت كردند و به وقتي كه بيرون امديم هر كه در مسلخ گرمابه بود همه بر-پاي خاسته بودند و نمي نشستند تا ما جامه پوشيديم و بيرون امديم و در ان ميانه حمامي به ياري از ان خود ميگويد اين جوانانند- كه فلان روز ما ايشان را در حمام نگذاشتيم و گمان بردند كه ما زبان ايشان ندانيم من به زبان تازي گفتم كه راست ميگويي ما انيم كه پلاس پارهها در پشت بسته بوديم ان مرد خجل شد و عذرها خواست وا ين هر-دو حال در مدت بيست روز بود و اين فصل بدان اوردم تا مردم بدانند كه به شدتي كه از روزگار پيش-	114	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms107	true	5115289079583295897	0	154	0	693	1383	301	بعد از ان كه حال دنياوي ما نيك شده بود هر يك لباسي پوشيديم روزي بدر-- ان گرمابه شديم كه ما-را در ان-جا نگذاشتند چون از در در رفتيم گرمابه بان و هر كه ان-جا بودند همه برپاي خاستند و بايستادند چندانكه- ما در چمام شديم و دلاك و قيم در امدند و-خدمت كردند و ب--وقتي كه بيرون امديم هر كه در مسلخ گرمابه بود همه بر پاي خاسته بودند و نمي نشستند تا ما جامه يوشيديم و بيرون امديم و در ان ميانه حمامي ب--ياري از ان خود ميگويد اين جوانانند7 كه فلان روز ما ايشان-را در حمام نگذاشتيم و گمان بردند كه ما زبان ايشان ندانيم من بز--بان تازي گفتم كه راست ميگوء -ما انيم كه پلاس پار-ها در يشت بسته بوديم ان مرد خجل شد و عذرها خواست وا-ين هر دو حال در مدت بيست روز بود و اين فصل بدان اوردم تا مردم بدانند كه ب--شدتي كه از روزگار پيش	107	-5058264680022117261	676	1252.5	529	712	94.94381713867188	135	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms115	false	-8200172108583531332	0	152	0	650	1267	300	ايد نبايد ناليد و از فضل و رحمت افريدگار جل جلاله و عم نواله نا-اميد نبايد شد كه او تعالي رحيم است------------------------------------------------ صفت مد و جزر بصره و جوي هاي ان در-ياي عمان را عادت است كه در شبان روزي- دو باره مد بر-اورد چنان كه مقدار ده گز اب ار-تفاع گيرد و چون تمام ار-تفاع گيرد به تدريج جزر كند و فرو نشستن گيرد تا ده دوازده و --ان ده گز- كه ذكر ميرود به بصره بر عمودي با ديد ايد كه ان را قايم كرده باشند يا به ديواري و الا اگر زمين هامون بود و نه بلندي---- عظيم دور برود- چنان است كه دجله و فرات كه نرم ميروند چنان كه بعضي مواضع محسوس نيست كه به كدام طرف ميروند چون دريا مد كند قرب چهل فرسنگ اب ايشان مد كند و چنان شوند كه پندارند باز-گشته است و به بالا بر ميرود اما به مواضع ديگر از كنارهاي	115	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms107	true	5115289079583295897	154	301	693	1383	1383	301	ايد نبايد ناليد و از فضل و رحمت افريدگار جل جلاله و-عم نواله نا اميد نبايد شد كه او تعالي رحيم است image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0169png صفت مد و جزر بصره و-جوي-هاي ان در ياي عمان را عادت است كه در شبان روزي1 دو باره مد بر اورد چنان-كه مقدار ده كر اب ار تفاع گيرد و چون نمام ار تفاع گيرد ب--تدريج جزر كند و فرو نشستن گيرد تا ده دوازده گز وان ده كز2 كه ذكر ميرود بب--صره بر-عمودي با-ديد ايد كه ان-را قايم كرده باشند يا ب--ديواري و الا اگر زمين هامون بود و نه بلندي بود عظيم دور برود3 چنان--ست كه دجله و فرات كه نرم ميروند چنان-كه بعضي مواضع محسوس نيست كه ب--كدام طرف ميروند چون دريا مد كيد قرب چهل فرسنگ اب ايشان مد كند و چنان شوند كه پندارند باز گشته است و ب--بالا بر ميرود اما بمو--اضع ديگر از كنارهاي-	107	-5058264680022117261	617	1077.5	482	713	86.5357666015625	120	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms115	false	-8200172108583531332	152	300	650	1267	1267	300	دريا به نسبت بلندي و هاموني زمين باشد هر كجا هامون باشد بسيار اب بگيرد و هرجا بلند باشد كم تر گيرد و اين مد و جزر گويند تعلق به قمر دارد كه به هر وقت قمر بر سمت راس و رجل- باشد و ان عاشر و رابع است اب در غايت مد باشد و چون قمر بر دو افق يعني---- مشرق و مغرب باشد غايت جزر باشد ديگر ان كه چون قمر در اجتماع و استقبال شمس باشد اب در زيادت باشد يعني مد در اين اوقات بيش تر باشد و ارتفاع بيش گيرد و چون در تربيعات باشد اب در نقصان باشد يعني به وقت مد علوش چندان نباشد و ارتفاع نگيرد كه به وقت اجتماع و استقبال بود و جزرش از ان فروتر نشيند كه به وقت اجتماع و استقبال مي-نشست پس بدين دلايل --گويند كه تعلق اين مد و جزر از قمر است و-	115	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms108	true	4437774013711048208	0	136	0	605	1377	301	دريا ب--نسبت بلندي و هاموني زمين باشد هر كجا هامون باشد بسيار اب بگيرد و هرجا بلند باشد كمتر بگيرد و-اين مد و جزر گويند تعلق بق--مر دارد كه ب--هر وقت قمر بر سمت راس و رجل5 باشد و ان عاشر و رابع است اب درغ-ايت مد باشد و چون ثر- بر دو افق يعني افق مشرق و-مغرب باشد غايت جزر باشد ديگر ان-كه چون قمر در اجتماع و استقبال شمس باشد اب در زيادت باشد يعني مد در اين اوقات بيش-تر باشد و ارتفاع بيش گيرد و چون در تربيعات باشد اب در نقصان باشد يعني ب--وقت مد علوش چندان نباشد و ارتفاع نگيرد كه ب--وقت اجتماع و استقبال بود و جزرش از ان فروتر نشيند كه ب--وقت اج-ماع و-استقبال مي نشست پس بدين دلايل ميگويند كه تعلق اين مد و-جزر از قمر است و	108	-5058264680022117261	588	1072.0	456	626	93.9297103881836	116	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms116	false	1305322935149152507	0	164	0	725	1340	300	الله تعالي اعلم------------------------------------------------ و شهر ابله كه بر-كنار نهر است و نهر بدان موسوم است شهري ابادان ديدم با قصرها و-بازارها و مساجد و اربطه كه ان را حد و وصف نتوان كرد و اصل شهر برج-انب شمال نهر بود و از جانب جنوب نيز محلتها و مساجد و اربطه و بازارها بود و بناهاي عظيم بود چنان كه از ان نزه تر در عالم نباشد و ان را شق عثمان ميگفتند و شط بزرگ كه ان فرات و دجله است و ان را شط العرب گويند بر مشرقي ابله است و نهر -بر جنوبي و نهر ابله و نهر معقل به بصره به- رسيدهاند و شرح ان در مقدمه گفته امده است و بصره را بيست ناحيت است كه در هر ناحيت مبالغي ديهها و مزارع بود صفت اعمال بصره حشان شربه بلاس عقر ميسان المقيم---- الحرب شط العرب سعد سام جعفريه المشان الصمد الجونه جزيرة العظمي مروت الشرير جزيرة العرش الحميده جوبره الم-فردات و گويند كه ان جا كه فم نهر ابله	116	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms108	true	4437774013711048208	136	301	605	1377	1377	301	الله تعالي اعلم image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0170png و شهر ابله كه بر كنار -هر است و نهر بدان موسوم است شهري ابادان ديدم با قصرها و بازارها و مساجد و اربطه كه ان-را حد و وصف نتوان كرد و اصل شهر بر جانب شمال تهر بود و از جانب جنوب نيز محلتها و مساجد و اربطه و بازارها بود و بناهاي عظيم بود چنان-كه از ان نزه تر در عالم نباشد و ان-را شق عتمان ميگفتند و شط بزرگ كه ان فرات و دجله است و ان-را شط العرب گويند بر مشرقي ابله است و نهر4 بر جنوبي و -هر ابله و نهر معقل بب--صره بهم رسيدهاند و شرح ان در مقدمه گفته امده است و بصره را بيست ناحيت است كه در هر ناحيت مبالغي ديها- و مزارع بود صفت اعمال بصره حشان شربه بلاس عقر ميسان المقيم نهر الحرب شط العرب سعد سام جعفريه المشان الصمد الجونه جزيرة العظمي مروت الشرير جزيرة العرش الحميده جوبره المنفردات و گويند كه ان-جا كه فم نهر ابله-	108	-5058264680022117261	708	1323.0	552	783	90.42145538330078	145	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms116	false	1305322935149152507	164	300	725	1340	1340	300	است وقتي چنان بودي كه كشتيها از ان جا نتوانستي گذشتن غرقابي عظيم بود زني از مالداران بصره -فرمود تا چهار-صد كشتي بساختند و همه پر استخوان خرما كردند و سر-كشتيها محكم كردند و بدان جا غرق كردند تا ان چنان شد كه كشتيها ميگذرند في الجمله منتصف شوال سنه ثلث و اربعين و اربعمايه از بصره بيرون امديم و در زورق نشستيم از شهر ا--بله تا چهار فرسنگ كه ميام-ديم از هر دو طرف نهر باغ و بستان و كوشك و منظر بود كه هيچ بريده نشد و شاخهها از اين نهر به هر جانب باز ميشد كه------------------------------------------------ هر يك مقداري رودي بود چون به شق عثمان رسيديم فرود امديم برابر شهر ابله و ان جا مقام كرديم هفدهم در كشتي بزرگ كه ان را بوصي ميگفتند نشستيم و خلق بسيار از جوانب كه ان-	116	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms109	true	-4987947497638807368	0	134	0	660	1444	301	است وقتي چنان بودي كه كشتيها از ان-جا نتوانستي گذشتن غرقابي عظيم بود زني از مالداران بصره بفرمود تا چهار صد كشتي بساختند و همه پر استخوان خرما كردند و سر كشتيها محكم كردند و بدان-جا غرق كردند تا انچ-نان شد كه كشتيها ميگذرند في الجمله منتصف شوال سنه ثلث و-اربعين و اربعمايه از بصره بيرون امديم و در زورق نشستيم از شهر11 ابله تا چهار فرسنگ كه مي امديم از هر دو طرف نهر باغ و بستان و كوشك و منظر بود كه هيچ بريده نشد و شاخها -از اين بهر ب--هر جانب باز ميشد كه image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0171png هر يك مقداري رودي بود چون بشق1 عي-مان رسيديم فرود امديم برابر شهر ابله و ان-جا مقام كرديم هفدهم در كشتي بزرگ كه ان-را بوصي ميگفتند نشستيم و خلق بسيار از جوانب كه ان	109	-5058264680022117261	591	1102.5	467	670	88.20895385742188	115	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms117	false	8058088148403180643	241	300	1058	1308	1308	300	ديگر روز صبحگاهي كشتي در دريا راندند و بر جانب شمال روانه شديم- و تا ده فرسنگ بشدند هنوز اب دريا ميخوردند و خوش بود و ان اب شط بود كه چون زبانه اي در ميا-----------------------------------------------------ن دريا به ديد امد چندان كه نزديك تر شديم بزرگ تر مينمود و چون به مقابل او رسيديم چنان كه بر دست چپ-	117	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms109	true	-4987947497638807368	217	282	1055	1351	1444	301	ديگر روز صبحگاه- كشتي در دريا راندند و بر جانب شمال روانه شديم7 و تا ده فرسنگ بشدند هنوز اب دريا ميخوردند و خوش بود و ان اب شط بود كه چون زبانه اي در ميان در يا ميرفت وچون افتاب بر امد چيزي چون گنجشگ در ميان دريا ب--ديد امد چندان-كه نزديك-تر شديم بزرگ-تر مينمود و چون ب--مقابل او رسيديم چنان-كه بر دست چپ	109	-5058264680022117261	241	430.0	189	305	79.01639556884766	44	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms117	false	8058088148403180643	0	92	0	406	1308	300	كشتي را ميديدند دعا ميكردند كه يا بوصي سلكك الله تعالي و به عبادان رسيديم و مردم از كشتي بيرون شدند و عبادان بر كنار دريا نهاده است چون جزيره اي كه شط ان جا دو شاخ شده است چنان كه از هيچ جانب به عبادان نتوان شد الا به اب گذر كنند و جانب جنوبي عبادان خود درياي محيط است كه چون مد باشد تا ديوار عبادان اب بگيرد و چون جزر شود كم تر از دو فرسنگ دور شود و گروهي-- از عبادان حصير خريدند و گروهي چيزي خوردني خريدند	117	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms109	true	-4987947497638807368	134	217	660	1055	1444	301	كشتي-را ميديدند دعا ميكردند كه يا بوصي سلكك الله تعالي و ب--عبادان رسيديم و مردم از كشتي بيرون شدند و عبادان بر كنار دريا نهاده است چون جزيره اي كه شط ان-جا دو شاخ شده است چنان-كه از هيچ جانب بعتا--دان نتوان شد الا ب--اب گذر كنند و جانب جنوبي عتادان خود درياي محيط--ست كه چون مد باشد تا ديوار عبادان اب بگيرد و چون جزر شود كم-تر از دو فرسنگ دور شود و-گروهي21 از عبادان حصير خريدند و گروهي چيزي خوردني خريدند	109	-5058264680022117261	389	727.5	306	408	95.3431396484375	73	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms118	false	8565659911362856586	18	300	87	1279	1279	300	چه چيز است گفتند خشاب صفت او چهار-چوب است عظيم از ساج چون هيءت منجنيق نهادهاند مربع كه قاعده- ان فراخ باشد وسر- ان تنگ و علو ان از روي اب چهل گز باشد و بر سر ان سفالها و سنگها نهاده بع------------------------------------------------د از ان كه ان را با چوب به هم بسته و بر مثال سقفي كرده و بر سر ان چهار طاقي ساخته كه ديدبان بر ان جا شود و اين خشاب ب-عضي ميگويند كه بازرگاني بزرگ ساخته است بعضي گفتند كه پادشاهي ساخته است و غرض از ان دو چيز بوده است يكي ان كه در ان حدود كه ان است خاكي گردنده است و دريا تنك چنان كمه اگر كشتي بزرگ به ان جا رسد بر زمين نشيند- و شب ان جا چراغ سوزند در ابگينه چنان كه باد در- ان نتوان زد و مردم از دور -بينند و احتياط كنند كه كس نتواند خلاص كردن دوم ان كه جهت عالم بدانند و اگر دزدي باشد ببينند و احتياط كنند و كشتي از ان جا بگردانند و چون از خشاب-- بگذشتيم چنان كه نابه ديد ناپديد شد ديگري بر شكل ان به ديد امد اما بر سر اين خانه گنبدي نبود همانا تمام نتوانستهاند كردن ف و از ان جا به شهر مهروبان رسيديم شهري بزرگ است بر لب دريا نهاده بر جانب شرقي و بازاري بزرگ دارد و جامعي نيكو اما اب ايشان از باران بود و غير از اب باران چاه و كاريز نبود كه اب شيرين دهد ايشان را حوضها و ابگيرها باشد كه هرگز تنگي اب نبود و در ان جا سه كاروان-سراي بزرگ ساختهاند هر يك از ان چون حصاري است محكم و عالي و در مسجد ادينه- ان جا بر منبر نام-	118	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms110	true	6609206076696583309	0	264	0	1213	1379	301	چه چيز است گفتند خشاب صفت او چهار چوب است عظيم از ساج چون هيءت منجنيق نهادهاند مربع كه قاعدها ان فراخ باشد و سر ان تنگ و علو ان از روي اب چهل كز باشد و بر سر ان سفالها و سنگها نهاده بعد از image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0172png ان كه ان-را با چوب ب--هم بسته و بر مثال سقفي كرده و بر سر ان چهار طاقي ساخته كه ديدبان بران--جا شود و اين خشاب1 بعضي ميگويند كه بازرگاني بزرگ ساخته است بعضي گفتند كه بادشاهي ساخته است و غرض از ان دو چيز بوده است يكي ان-كه در ان حدود كه انست4- خاكي كردنده است و دريا تنك چنان--كه اكر گشتي بزرگ بان---جا رسد بر زمين نشيند6 و شب ان-جا چراغ سوزند در ابگينه چنانكه- باد در8 ان نتوان زد و مردم از دور ببينند و احتياط كنند كه كس نتواند خلاص كردن دوم ان-كه جهت عالم بدانند و اگر دزدي باشد ببينند و احتياط كنند و كشت- از ان-جا بگردانند و چون از خشاب11 بگذشتيم چنان-كه ناب---------ديد شد ديگري بر شكل ان ب--ديد امد اما بر سر اين خانه كنبدي نبود همانا تمام نتوانستهاند كردن-- و از ان-جا ب--شهر مهروبان رسيديم شهري بزرگ است بر لب دريا نهاده بر جانب شرقي و بازاري بزرگ دارد و جامعي نيكو اما اب ايشان از باران بود و غير از اب باران چاه و كاريز نبود كه اب شيرين دهد ايشا--را حوضها و-ابگيرها باشد كه هركز تنگي اب نبود و در ان-جا سه كاروان سراي بزرگ ساختهاند هر يك از ان چون حصاري است محكم و عالي و در مسجد ادينها ان-جا بر منبر نام	110	-5058264680022117261	1128	2082.5	873	1252	90.0958480834961	221	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms119	false	2809113574895005495	0	37	0	163	1299	300	يعقوب ليث ديدم نوشته پرسيدم از يكي كه حال چگونه بوده است گفت كه يعقوب ليث تا اين شهر گرفته بود و---ليكن ديگر هيچ امير خراسان را ان قوت نبوده است-- و در اين تاريخ كه من	119	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms110	true	6609206076696583309	264	301	1213	1379	1379	301	يعقوب ليث ديدم نوشته پرسيدم از يكي كه حال چگونه بوده است گفت كه يعقوب ليث تا اين شهر گرفته بود15 و ليكن ديگر هيچ امير خراسان-را ان قوت نبوده است16 و در اين تاريخ كه من-	110	-5058264680022117261	159	296.0	125	168	94.64286041259766	32	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms119	false	2809113574895005495	37	300	163	1299	1299	300	ان جا رسيدم اين شهر به ----------------------------------------------دست پسران ابا-كالنجار بود كه ملك پارس بود و خواربار يعني ماكول اين شهر از شهرها و ولايتها برند كه ان جا بجز ماهي چيزي نباشد و اين شهر باجگاهي است و كشتي بندان- و چون از ان جا به جانب جنوب بر كنار دريا بروند ناحيت توه و كازرون باشد و من در اين شهر مهروبان- بماندم به سبب ان كه گفتند راهها ناا-يمن است از ان كه پسران ابا-كالنجار را با هم جنگ و خصومت بود و هر يك سري ميكشيدند و ملك مشوش كشته بود گفتند به ارغان مردي بزرگ است و فاضل او را شيخ سديد محمد بن عبد-الملك گويند چون اين سخن شنيدم از بس كه از مقام در ان شهر به -------------------------------------------------------------------------------------موضعي رساند كه ايمن باشد چون به رقعه بفرستادم روز سيم سي مرد پياده بديدم همه با سلاح به نزديك من امدند و گفتند ما را شيخ فرستاده است تا در خدمت تو به ارغان رويم و ما را به دلداري به ارغان بردند ارجان شهري بزرگ است و در او بيست هزار مرد بود و بر جانب مشرقي ان رودي اب است كه از كوه در-ايد و به جانب شمال ان رود- چهار جوي عظيم بريده-اند و اب ميان شهر به در برده كه خرج بسيار كردهاند و از شهر بگذرانيده و اخر شهر بر ان باغها و بستانها ساخته و نخل و نارنج و ترنج و زيتون بسيار باشد و شهر چنان است كه چندان كه بر روي زمين خانه ساختهاند-- در زير زمين همچندان ديگر باشد و در ه--------------------------------------------------مه جا در زير زمينها و سردابها اب ميگذرد-	119	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms111	true	-828496386216163656	0	266	0	1286	1459	302	ان-جا رسيدم اين شهر image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0173png بدست پسران ابا كالنجار بود كه ملك يارس بود و خواربار يعني ماكول اين شهر از شهرها و ولايتها برند كه انج-ا بجز ماهي چيزي نباشد و اين شهر باجگاهيس--ت و كشتي بندان2 و چون از ان-جا بج--انب جنوب بر كنار دريا بروند ناحيت توه و كازرون باشد و من در اين شهر مهروبان4 بماندم ب--سبب ان-كه گفتند راهها نا ايمن است از ان-كه پسران ابا كالنجار-را با هم جنگ و خصومت بود و هر يك سري ميكشيدند و ملك مشوش كشته بود گفتند بارا-غان مردي بزرگ است و فاضل او-را شيخ سديد محمد بن عبد الملك گويند چون اين سخن شنيدم از بسكه- از مقام در ان شهر ملول شده بودم رقعه اي نوشم بدو و احوال خود اعلام نمودم و التماس كردم كه مرا از اين شهر بموضعي رساند كه ايمن باشد چون ر---قعه بفرستادم روز سيم سي مرد پياده -ديدم همه با سلاح ب--نزديك من امدند و گفتند ما-را شيخ فرستاده است تا در خدمت تو بار--غان رويم و ما-را ب--دلداري بار--غان بردند ارجان شهري بزرگس--ت و در او بيست هزار مرد بود و بر جانب مشرقي ان رودي اب--ست كه از كوه در ايد و بج--انب شمال ان رود8 چهار جوي عظيم بريده اند و اب ميان شهر ب--در برده كه خرج بسيار كردهاند و از شهر بگذرانيده و اخر شهر بر-ان باغها و بستانها ساخته و-نخل و بار-ج وتربح- و زيتون بسيار باشد و شهر چنانست-- كه چندان كه بر روي زمين خانه ساختهاند11 در زير زمين همچندان ديگر باشد و در همه جا12 image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0174png در زير زمينها و سردابها اب ميگذرد	111	-5058264680022117261	1059	1895.5	827	1329	79.68397521972656	201	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms120	false	862004071559831059	0	40	0	177	1314	300	و تابستان مردم شهر را به واسطه- ان اب در زير زمينها اسايش باشد و در ان جا از اغلب مذاهب مردم بودند و معتزله را امامي بود كه او را ابو-سعيد- بصري ميگفتند مردي فصيح بود و اندر هندسه	120	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms111	true	-828496386216163656	266	301	1286	1458	1459	302	و تابستان مردم شهر-را ب--واسطها ان اب در زير زمينها اسايش باشد و در ان-جا از اغلب مذاهب مردم بودند و-معتزله-را امامي بود كه او-را ابو سعيد4 بصري ميگفتند مردي فص-ح بود و اندر هندسه	111	-5058264680022117261	169	287.5	135	180	93.88888549804688	28	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms120	false	862004071559831059	41	300	179	1314	1314	300	حساب دعوي ميكرد و مرا-با او بحث افتاد و از يكديگر سوالها كرديم و جوابها گفتيم و شنيديم در كلام و حساب و غيره و اول محرم از ان جا برفتيم و به راه كوهستان روي به اصفهان نهاديم در راه به كوهي رسيديم دره تنگ بود عام گفتندي اين كوه را بهرام گور به شمشير بريده است و ان را شمشير بريد- ميگفتند و ان جا ابي عظيم ديديم كه از دست راست ما از سوراخ بيرون ميامد و از جايي بلند فرو ميدويد و عوام ميگفتند اين اب به تابستان مدام ميايد و چون زمستان شود باز ايستد و يخ بندد و به لوردغان رسيديم كه از ارجان تا ان جا چهل فرسنگ بود و اين لوردغان سر حدپارس است و از ان جا به خان لنجان رسيديم و بر دروازه -شهر نام سلطان طغرل بيك نوشته ديدم و از ان جا به شهر اصفهان هفت فرسنگ بود مردم خان لنجان عظيم ايمن و اسوده بودند هر-يك به كار و كدخدايي خود مشغول از ان جا برفتيم هشتم صفر سنه اربع و اربعين و اربعمايه بود كه به شهر اصفهان رسيديم از بصره تا اصفهان صد و هشتاد فرسنگ باشد شهري است بر هامون نهاده اب و هوايي خوش دارد و هر-جا كه ده گز چاره فرو برند ابي سرد خوش بيرون ايد و-شهر ديواري حصين بلند دارد و دروازهها و جنگ گاهها ساخته و بر همه بارو كنگره ساخته و در شهر جوي هاي اب روان و بناهاي نيكو و------------------------------------------------ مرتفع و در ميان شهر مسجد ادينه بزرگ نيكو و باروي شهر را گفتند سه فرسنگ-	120	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms112	true	-2417105326648659563	0	244	0	1156	1418	301	حساب دعوي ميكرد و مرا با او بحث افتاد و-از يكديگر سءالها كرديم و جوابها گفتيم و شنيديم در كلام و حساب و غيره و اول محرم از ان-جا برفتيم و ب--راه كوهستان روي ب--اصفهان نهاديم در راه ب--كوهي رسيديم دره تنگ بود عام گفتندي اين كوه را بهرام گور ب--شمثير بريده است و ان-را شمشير بريد6 ميگفتند و ان-جا ابي عظيم ديديم كه از دست راست ما از سوراخ بيرون ميامد و از جاءي بلند فرو ميدويد و عوام ميگفتند اين اب ب--تابستان مدام ميايد و چون زمستان شود باز ايستد و يخ بندد و ب--لوردغان رسيديم كه از ارجان تا ان-جا چهل فرسنگ بود و اين لوردغان سرحد پارس است و از ان-جا ب--خان لنجان رسيديم و بر دروازها شهر نام سلطان طغرل-بيك نوشته ديدم و از ان-جا ب--شهر اصفهان هفت فرسنگ بود مردم خان لنجان عظيم ايمن و اسوده بودند هر يك ب--كار و كدخداءي خود مشغول از ان-جا برفتيم هشتم صفر سنه اربع و اربعين و اربعمايه بود كه ب--شهر اصفهان رسيديم از بصره تا اصفهان صد و هشتاد فرسنگ باشد شهري است بر هامون نهاده اب و هواءي خوش دارد و هر جا كه ده گز چا-ه فرو برند ابي سرد خوش بيرون ايد و شهر ديواري حصين بلند دارد و درواز-ها و جنگ گاهها ساخته و بر همه بارو كنگره ساخته و در شهر جوي-هاي اب روان و بناهاي نيكو و image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0175png مرتفع و-در ميان شهر مسجد ادينه بزرگ نيكو و باروي شهر-را گفتند سه فرسنگ	112	-5058264680022117261	1092	1994.0	858	1190	91.76470947265625	210	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms121	false	7548802025902624242	0	59	0	268	1299	300	و نيم است و اندرون شهر همه ابادان كه هيچ از وي خراب نديدم و بازارهاي بسيار و بازاري ديدم از ان صرافان كه اندر او دويست مرد صراف بود و هر بازاري را دربندري و دروازه اي و همه محلتها و كوچهها را همچنين دربندها و دروازه هاي محكم و كاروان-سراهاي پاكيزه بود و كوچه اي بود كه	121	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms112	true	-2417105326648659563	244	301	1156	1418	1418	301	و نيم است و اندرون شهر همه ابادان كه هيچ از وي خراب نديدم و بازارهاي بسيار و بازاري ديدم از ان صرافان كه اندر او دويست مرد صراف بود و هر بازاري را دربند-ي و دروازه-اي و همه محلتها و كوچها--را همچنين دربندها و درواز--هاي محكم و كاروان سراهاي پاكيزه بود و كوچه اي بود كه-	112	-5058264680022117261	260	488.0	205	269	96.6542739868164	52	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms121	false	7548802025902624242	59	299	268	1298	1299	300	ان را كو طراز ميگفتند و در ان كوچه پنجاه كاروان-سراي نيكو و در هر يك بياعان و حجره داران بسيار نشسته و اين كاروان كه ما با ايشان همراه بوديم يك هزار و سيصد خروار بار داشتند كه در ان شهر رفتيم هيچ بازديد نيامد كه چگونه فرو امدند كه هيچ جا تنگي موضع نبود و نه تعذر مقام و علوفه و چون سلطان طغرل بيك ابو-طالب محمد-بن ميكاييل بن سلجوق رحمة الله عليه ان شهر گرفته بود مردي جوان ان جا گماشته بود نيشابوري دبيري نيك با خط نيكو مردي اهسته نيكو لقا و او راخواجه عميد ميگفتند فضل دوست بود و خوش سخن و كريم و سلطان فرموده بود كه سه سال از مردم هيچ چيز نخواهند و او بر ان ميرفت و پراكندگان همه روي به وطن نهاده بودند و-اين مرد از دبيران شوري- بوده بود و پيش از رسيدن ما قحطي عظيم افتاده بود اما چون ما ان جا رسيديم جو ميدرويدند و يك من و نيم نان گندم ب------------------------------------------------------------------------------------ه طك درم عدل و سه من نان جوين هم و مردم ان جا ميگفتند هرگز بدين شهر هشت من نان كم تر به يك درم عدل و سه من نان جوين هم و مردم ان جا ميگفتند هرگز بدين شهر هشت من نان كم تر به يك درم كس نديده است و من در همه زمين پارسي گويان شهري نيكوتر و جامع تر و ابادان تر از اصفهان نديدم و گفتند اگر گندم و جو	121	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms113	true	703995785445018496	0	209	0	932	1399	301	ان-را كو طراز ميگفتند و در ان كوچه پنجاه كاروان سراي نيكو و در هر يك بياعان و حجره داران بسيار نشسته و اين كاروان كه ما با ايشان همراه بوديم يك-هزار و سيصد خروار بار داشتند كه در ان شهر رفتيم هيچ بازديد نيامد كه چگونه فرو امدند كه هيچ جا تنگي موضع نبود و نه تعذر مقام و علوفه و چون سلطان طغرل-بيك ابو طالب محمد بن ميكاءيل بن سلجوق رحمة الله عليه ان شهر گرفته بود مردي جوان ان-جا كماشته بود نيشابوري دبيري نيك با خط نيكو مردي اهسته نيكو لقا و اورا خواجه عميد ميگفتند فضل دوست يود و خوش سخن و كريم و سلطان فرموده بود كه سه سال از مردم هيچ چيز نخواهند و او بر ان ميرفت و پراگندگ-ن همه روي ب--وطن -هاده بودند و اين مرد از دبيران شوري7 بوده بود و پيش از رسيدن ما قحطي عظيم افتاده بود اما چون ما ان-جا رسيديم جو ميدرويدند و يك من و نيم نان گندم بيكدرم عدل و سه من نان جوين هم و مردم انجا ميگفتند هرگز بدين شهر هشت من نان كمتر بيك ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------درم كس نديده است و من در همه زمين پارسي گويان شهري نيكوتر و جامعت-ر و ابادان تر از اصفهان نديدم و گفتند اگر گندم و جو	113	-5058264680022117261	835	1459.0	651	1119	74.62019348144531	174	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms122	false	3494219941574347400	78	300	341	1302	1302	300	برفتيم به ديه كرمه از ناحيه- بيابان كه اين ناحيه ده دوازده پاره ديه باشد و ان موضعي گرم است و درخت هاي خرما بود و اين ناحيه كوفجان داشته بودند در قديم و در اين تاريخ كه ما رسيديم امير گيلكي اين ناحيه از ايشان ستده بود و نايبي از ان خود به ديهي- كه حصاركي دارد و ان را پياده گو--يند بنشانده و ان ولايت را ضبط ميكند و راهها ايمن ميدارد و اگر كوفجان به راه زدن دوند سرهنگان امير گيلبكي به راه ايشان ميفرستد و-ايشان را بگيرند و مال بستانند و بكشند و --از محافظت ان بزرگ اين راه اي-ن بود و خلق اسوده خداي تبارك و ت-الي همه پادشاهان عادل را حافظ و ناصر و معين باد و ب--روان هاي گذشتگان رحمت كناد و در اين راه بيابان به هر دو فرسنگ گنبد-----------------------------------------------------------------------------------------------كها به سبب ان است تا مردم راه گم نكنند و نيز به گرما و سرما لحظه اي در ان جا اسايشي كنند و در راه رطگ روان ديديم عظيم كه هر كه از نشان بگردد از ميان ان ريگ بيرون نتواند امدن و هلاك شود و از ا------------------------------------------------ن بگذشتيم زم-يني شور به ديد امد برجوشيده كه شش فرسنگ چنين بود كه اگر از راه كسي يك سو شدي فرو رفتي و از ان جا به راه رباط زبيده -كه ان را ر-باط مرا ميگويند-	122	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms114	true	-5399095545466936663	0	225	0	1084	1437	301	برفتيم ب--ديه كرمه از ناحيها بيابان كه اين ناحيه ده دوازده پاره ديه باشد و ان موضعي گرم است و درخت-هاي خرما بود و اين ناحيه كوفجان داشته بودند در قديم و در اين تاريخ كه ما رسيديم امبر گيلكي اين ناحيه از ايشان ستده بود و ناي-ي از ان حود ب--ديهي9 كه حصاركي دارد و ان-را پياده ميگويند بنشانده و ان ولايت-را ضبط ميكند و-راهها ايمن ميدارد و اگر كوفجان ب--راه زدن دوند سرهنگان امير گيل-كي برا--ه ايشان ميفرستد و ايشان-را بگيرند و مال بستانند و بكشند و11 از محافظت ان بزرگ اين راه ايمن بود و خلق اسوده خداي تبارك و تعالي همه پادشاهان عادل را حافظ و ناصر و معين باد و بر روان-هاي گذشتگان رحمت كناد و در اين راه بيابان ب--هر دو فرسنگ كنبد كها ساختهاند و مصانع كه اب باران در انجا حمع شود بمواضعي كه شورستان نباشد ساختهاند و اين كنبد كها ب--سبب ان--ست تا مردم راه كم نكنند و نيز ب--گرما و سرما لحظه-اي در ان-جا اسايشي كنند و-در راه ريك روان ديديم عظيم كه هر كه از تشان بگردد از ميان ان ريك بيرون نتواند امدن و هلاك شود image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0177png و از ان بگذشتيم زمنيني شور ب--ديد امد برجوشيده كه شش فرسنگ چنين بود كه اگر از راه كسي يك-سو شدي فرو-رفتي و از ان-جا بر--اه رباط زبيده1 كه ان-را ر باط مرامي گويند	114	-5058264680022117261	902	1589.5	709	1119	80.6076889038086	159	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms123	false	-6414990294202829102	0	86	0	369	1296	300	برفتيم و ان رباط را پنج چاه اب است كه اگر ر-باط و اب نبودي كس از ان بيابان گذر نكردي و از ان جا به چهارده طبس امديم به ديهي كه ان را رستاباد ميگفتند و نهم ربيع الاول به طبس رسيديم و از سپاهان تا طبس صد و ده فرسنگ ميگفتند طبس شهري انبوه است اگرچه به روستا نمايد و اب اندك باشد و زراعت كم تر كنند خرماستانها باشد و بساتين و چون از ان جا سوي شمال روند نيشابور به چهل فرسنگ	123	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms114	true	-5399095545466936663	225	301	1084	1437	1437	301	برفتيم و ان رباط را ينج چاه اب--ست كه اگر2 رباط و اب نبودي كس از ان بيابان گذر نكردي و از ان-جا ب--چهارده طبس امديم ب--ديهي كه ان-را رستاباد ميگفتند و3 هم ربيع الاول ب--طبس رسيديم و از سپاهان تا طبس صد و ده فرسنگ ميگفتند طبس شهري انبوه است اگرچه ب--روستا نمايد و اب اندك باشد و زراعت كم-تر كنند خرماستانها باشد و بساتين و چون از ان-جا سوي شمال روند نيشابور ب--چهل فرسنگ-	114	-5058264680022117261	347	632.0	274	370	93.78378295898438	61	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms123	false	-6414990294202829102	86	299	369	1294	1296	300	باشد و چون سوي جنوب به خبيص روند به راه بيابان چهل فرسنگ باشد و سوي مشرق كوهي محكم است و در ان وقت امير ان شهر گيلكي بن محمد بود و به شمشير گرفته بود- و عظيم ايمن و اسوده بودند مردم ان جا چنان كه به شب در سراهاي نبستندي و ستور در كويها باشد با ان كه شهر را ديوار نباشد و هيچ زن را زهره نباشد كه با مرد بيگانه سخن گويد و اگر گفتي هر دو را بكشتندي و همچنين دزد و خوني نبود از پاس و عدل او و از انچه من در عرب و عجم ديدم از عدل و امن به چهار موضع ديدم يكي به ناحيت دشت- در ايام لشكر خان دوم به ديلمستان در زمان امير اميران جستان- بن ابراهيم سيوم در ايام المستنصر-بالله امير-المومنين چهارم به طبس در ايام امير ابو-الحسن گيلكي بن محمد و چندان كه بگشتم به ايمني اين چهار موضع نديدم و نشنيدم و ما را هفده روز به طبس نگاه داشت و ضيافتها كرد و به وقت رفتن صلت فرمود و عذرها خواست ايزد سبحانه و تعالي از او خ-شنود باد ركابداري از ان خود با من فرستاد-- تا زوزن كه هفتاد ------------------------------------------------و دو فرسنگ باشد چون از طبس دوازده------ بيامديم قصبه اي بود كه ان را رقه ميگويند	123	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms115	true	8978999426797562256	0	197	0	953	1420	301	باشد و چون سوي جنوب ب--خبيص روند ب--راه بيابان چهل فرسنگ باشد و سوي مشرق كوهي محكم است و در ان وقت امير ان شهر گيلكي بن مح-د بود و ب--شمشير گرفته بود7 و عظيم ايمن و اسوده بودند مردم ان-جا چنان-كه ب--شب در سرايها نبستندي و ستور در كويها باشد با ان-كه شهر-را ديوار نباشد و هيچ زن را زهره نباشد كه با مرد بيگانه سخن گويد و اگر گفتي هر دو-را بكشتندي و همچنين دزد و خوني نبود از پاس و عدل او وا-ز انچه من در عرب و عجم ديدم از عدل و امن ب--چهار موضع ديدم يكي ب--ناحيت دشت8 در ايام لشكر خان دوم بديا--مستان در زمان امير اميران جستان1 بن ابراهيم سيوم در ايام المستنصر بالله امير المءمنين چهارم بط--بس در ايام امير ابو الحسن گيلكي بن محمد و چندان-كه بگشتم ب--ايمني اين چهار موضع نديدم و نشنيدم و ما-را هفده روز ب--طبس نگاه-داشت و-ضيافتها كرد و ب--وقت رفتن صلت فرمود و عذرها خواست ايزد سبحانه و تعالي از او خوشنود باد ركابداري از ان خود با من فرستاد11 تا زوزن كه هفتاد و دو image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0178png فرسنگ باشد چون از طبس دوازده فرسنگ بيامديم قصبه-اي بود كه ان-را رقه ميگويند	115	-5058264680022117261	877	1579.5	688	988	88.76518249511719	160	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms124	false	8332097543866905801	1	109	4	470	1293	300	روان داشت و زرع و باغ و درخت و بارو- و مسجد ادينه و ديهها و مزارع تمام دارد نهم ربيع الاول از رقه- برفتيم و دوازدهم ماه به شهر تون رسيديم ميان رقه و تون بيست فرسنگ است شهر تون شهر بزرگ بوده است اما در ان وقت كه من ديدم اغلب خراب بود و- بر صحرايي نهاده است و اب روان و كاريز دارد و بر جانب شرقي باغ هاي بسيار بود و حصاري محكم داشت گفتند در اين شهر چهار-صد كارگاه بوده است كه زيلو بافتندي و در شهر درخت پسته بسيار بود در سرايها و مردم بلخ و تخارستان پندارند كه پسته جز بر	124	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms115	true	8978999426797562256	198	301	959	1420	1420	301	روان داشت و-زرع و باغ و درخت و نارو3 و مسجد ادينه و ديها- و مزارع تمام دارد مهم ربيع الاخر از رقه3 برفتيم و دوازدهم ماه ب--شهر تون رسيديم ميان رقه و تون بيست فرسنگ است شهر-تون شهر بزرگ بوده است اما در ان وقت كه من ديدم اغلب خراب بود و4 بر صحراءي نهاده است و-اب روان و كاريز دارد و بر جانب شرقي باغ-هاي بسيار بود و-حصاري محكم داشت گفتند در اين شهر چهار صد كارگاه بوده است كه زيلو بافتندي و در شهر درخت يسته بسيار بود در سرايها و مردم بلخ و تخارستان پندارند كه يسته جز بر-	115	-5058264680022117261	449	832.5	348	470	95.53191375732422	87	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms124	false	8332097543866905801	109	299	470	1289	1293	300	كوه نرويد و نباشد و چون از تون برفتيم ان مرد گيلكي- مرا حكايت كرد كه وقتي ما از تون به كنابد ميرفتي- دزدان بيرون امدند و بر ما غلبه كردند چند نفر از بيم خود را در چاه كاريز افكندند بعد از ان يكي را از ان جماعت پدري مشفق بود بيامد و يكي را به مزد گرفت و در ان چاه گذاشت تا پسر او را بيرون اورد چندان ريسمان و رسن كه ان جماعت داشتند حاضر كردند و مردم بسيار بيامدند هفت-صد گز رسن فرو رفت تا ان مرد به بن چاه رسيد رسن در ان پسر بست و او را مرده بر-كشيدند و ان مرد چون بيرون امد گفت كه ابي عظيم در اين كاريز روان است و ان كاريز چهار فرسنگ ميرود و ان گفتند كيخسرو فرموده است كردن و بيست و سيوم شهر ربيع الاخر به شهر قاين رسيديم از تون تا ان جا هجده فرسنگ ميدارند اما كاروان به چهار روز تواند شدن كه فرسنگ هاي گران است قاين شهري بزرگ و حصين است و گرد شهرستان خندقي دارد و مسجد ادينه به شهرستان اندر است و ان جا كه مقصوره است طاقي	124	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms116	true	877638624509389253	0	173	0	794	1392	301	كوه نرويد و نباشد و چون از تون برفتيم ان مرد گيلكي5 مرا حكايت كرد كه وقتي ما از تون ب--كنابد ميرفتيم دزدان بيرون امدند و بر-ما غلبه كردند چند نفر از بيم خود-را در چاه كاريز افكندند بعد از ان يكي را از ان حماعت پدري مشفق بود بيامد و يكي-را ب--مزد گرفت و در ان چاه گذاشت تاي-سر او-را بيرون اورد چندان ريسمان و رسن كه ان جماعت داشتند حاضر كردند و مردم بسيار بيامدند هفت صد گز رسن فرو رفت تا ان مرد بين --چاه رسيد رسن در ان يسر بست و او-را مرده بر كشيدند و ان مرد چون بيرون امد گفت كه ابي عظيم در اين كاريز روان--ست و ان كاريز چهار فرسنگ ميرود و ان گفتند كيخسرو فرموده است كردن و-بيست و سيوم شهر ربيع الاخر ب--شهر قاين رسيديم از تون تا ان-جا هجده فرسنگ ميدارند اما كاروان بچ--هار روز تواند شدن كه فرسنگ-هاي گران--ست قاين شهري بزرگ و حصين است و گرد شهرستان خندقي دارد و مسجد ادينه ب--سهرستان -ندر--ست و ان-جا كه مقصوره است طاقي	116	-5058264680022117261	782	1440.5	612	823	95.01822662353516	149	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms125	false	4925830515854651341	2	136	9	561	1297	300	چنان كه در خراسان از ان بزرگ تر نديدم و ان طاق نه در-خور ان مسجد است و عمارت همه شهر به گنبد است و از قاين چون به جانب مشرق شمال روند و به هجده فرسنگي زوزن است و- جنوبي تا هرات سي فرسنگ به قاين مردي ديدم كه او را ابو-منصور محمد-بن دوست ميگفتند از هر علمي با خبر بود از طب و نجوم و- منطق چيزي از من پرسيد كه چه گويي بيرون اين افلاك و انجم چيست گفتم نام چيز بر ان افتد كه داخل اين افلاك است و بر ديگر نه گفت چه گويي بيرون از اين گنبدها معني است- يا نه گفتم چاره نيست كه عالم محدود است و حد او فلك الافلاك و حد ان را گويند كه از جز او جدا باشد و چو---ن حال دانسته	125	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms116	true	877638624509389253	178	301	853	1392	1392	301	چنان-كه در خراسان از ان بز رگتر نديدم و ان طاق نه در خور ان مسجد است و-عمارت همه شهر بك--نبد است و از قاين چون ب--جانب مشرق شمال روند1 ب---هجده فرسنگي زوزن--ست و2 جنوبي تا-هرات سي فرسنگ بق--اين مردي ديدم كه او-را ابو منصور محمد بن دوست ميگفتند از هر علمي با خبر بود از-طب و نجوم و4 منطق چيزي از من پرسيد كه چه گو-ي بيرون اين افلاك وا نجم چيست گفتم نام چيز بر ان افتد كه داخل اين افلاك است و بر ديگر نه گفت چ--گويي بيرهن از اين كنبدها معني است5 يا نه گفتم چاره نيست كه عالم محدود است و-حد او فلك الافلاك و حد ان-را گويند كه از جز او جدا باشد وچون اين حال دانسته-	116	-5058264680022117261	515	908.0	400	561	91.80035400390625	98	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms002	false	-992901424569980266	8	95	32	431	1360	300	از ان جا به راه سه دره سوي بلخ امديم و چون به رباط سه دره رسيديم شنيديم كه برادرم خواجه ابوالفتح عبد-الجليل در طايفه و---زير امير خراسان است كه او را ابونصر ميگفتند و هفت سال بود كه من از خراسان رفته بودم چون به دستگرد رسيديم نقل و بنه ديدم كه سوي شبورقان ميرفت برادرم كه با من بود پرسيد كه اين از-- كيست گفتند از ان وزير -------------------------------------------------------------------------------------گفت از كجا مياييد گفتيم از حج گفت خواجه -من ابو-الفتح عبد-الجليل را دو برادر بودند- از	2	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms117	true	-1642424315837401475	198	301	948	1432	1432	301	از ان-جا ب--راه سه دره سوي بلخ امديم و چون ب--رباط سه دره رسيديم شنيديم كه برادرم خواجه ابوالفتح عبد الجليل در طايفها5 و زير امير خراسان است كه او-را ابونصر ميگفتند و هفت سال بود كه من از خراسان رفته بودم چون ب--دستكرد رسيديم نقل7 وبنه ديدم كه سوي شبورقان ميرفت برادرم كه با من بود پرسيد كه اين از10 كيست گفتند از ان وزير گفت شما ابوالفتح عبد الجليل را شناسيد گفتند كس او با ماست در حال شخصي نزديك ما امد و گفت از كحا مياييد گفتيم از حج گفت خواجها من ابو الفتح عبد الجليل-را دو برادر بودند4 از-	117	-5058264680022117261	381	682.5	305	494	77.12550354003906	69	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms125	false	4925830515854651341	136	297	561	1284	1297	300	شد واجب كند كه بيرون افلاك نه چون اندرون باشد گفت پس ان معني را كه عقل اثبات ميكند نهايت است از ان جانب اگر نه اگر نهايتش هست تا كجاست و اگر نهايتش نيست نا-متناهي چگونه فنا پذيرد و از اين شيوه سخني چند ميرفت و گفت كه بسيار تحير در اين خورده ام گفتم كه نخورده است في الجمله به سبب تشويشي كه در زوزن بود از جهت عبيد نيشابوري و-تمرد رييس زوزن يك ماه به قاين بماندم و ركابدار امير گيلكي را از ان جا باز گردانيدم و از قاين به عزم سرخس بيرون امديم دوم جمادي الاخر به شهر سرخس رسيديم وا ز بصره تا سرخس سيصد و نود فرسنگ حساب كرديم از سرخس به راه رباط جعفري و رباط عمروي و رباط نعمتي-- كه ان هر سه رباط نزديك هم بر راه است بيامديم دواز--دهم جمادي الاخر به شهر مرو-الرود رسيديم و بعد از دو روز بيرون شديم به راه اب گرم نوزدهم ماه به بارياب	125	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms117	true	-1642424315837401475	0	153	0	711	1432	301	شد واجب كند كه بيرون افلاك نه چون اندرون باشد گفت يس ان معني را كه عقل اثبات ميكند نهايت هست از ان جانب اگر نه اگر نهايتش هست تا كجاست و اگر نهايتش نيست نا متناهي چگونه فنا پذيرد و از--ين شيوه سخني چند ميرفت و گفت كه بسيار تحير در اين خورده ام گفتم كه نخورده است في الجمله ب--سبب تشويشي كه در زوزن بود از جهت عبيد نيشابوري و تمرد رءيس زوزن يك-ماه ب--قاين مماندم و ركابدار امير گيلكي را از ان-جا باز گردانيدم و از قاين ب--عزم سرخس بيرون امديم دوم جمادي الاخر11 بشهر سرخس رسيديم وا-ز بصره تا سرخس سيصد و نود فرسنگ حساب كرديم از سرخس ب--راه رباط جعفري و رباط عمروي و رباط نعمتي12 كه ان هر سه رباط نزديك هم بر راه--ست بيامديم دو از دهم جمادي الاخر14 بشهر مرو الرود رسيديم و بعد از دو روز بيرون شديم بر--اه اب گرم نوزدهم ماه ب--بارياب	117	-5058264680022117261	689	1282.5	543	730	94.38356018066406	132	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms002	false	-992901424569980266	95	300	431	1360	1360	300	چندين سال به حج رفته و-او پيوسته در اشتياق ايشان است و از هركه خبر ايشان ميپرسد نشان نمي دهند برادرم گفت ما نامه- ناصر اورده ايم چون خواجه- تو برسد بدو بدهيم چون لحظه اي برامد-كاروان به راه ايستاد و ما هم به راه ايستاديم و ان كهتر گفت اكنون خواجه- من برسد و اگر شما را نيابد دلتنگ شود اگر ن---امه مرا دهيد تا بدو دهم دلخوش شود برادرم گفت تو نامه ن-اصر ميخواهي يا خود ناصر را ميخواهي اينك ناصر ان كهتر از شادي چنان شد كه ندانست چه كند و ما-سوي شهر-- بلخ -------------------------------------------------رفتيم به راه ميان روستا و برادرم خواجه ابوالفتح به راه دشت به دستگرد امد و در خدمت وزير به سوي امير خراسان ميرفت چون احوال ما بشنيد از دستگرد- باز-گشت و بر سر پل جموكيان بنشست تا ان كه ما برسيديم و ان روز شنبه بيست و ششم ماه جمادي الاخر سنه اربع و اربعين و اربعمايه بود و بعد از ان كه هيچ اميد نداشتيم و به دفعات در و-قايع مهلكه افتاده بوديم و از جان ناا-ميد گشته به همديگر رسيديم و به ديدار يكديگر شاد شديم و خداي سبحانه و تعالي را بدان شكرها گذارديم و بدين تاريخ به شهر بلخ رسيديم و حسب حال-	2	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms118	true	1526632475030164279	0	197	0	965	1437	301	چندين سال ب--حج رفته و او پيوسته در اشتياق ايشانس--ت و از مركه خبر ايشان مييرسد نشان نمي-دهند برادرم گفت ما نامها ناصر اورده ايم چون خواجها تو برسد بدو بدهبم چون لحظه-اي برامد كاروان ب--راه ايستاد و ما هم ب--راه ايستاديم و ان كهتر گفت اكنون خواجها من برسد و اگر شما-را نيابد دلتنگ شود اگر ان نامه مرا دهيد تا بدو دهم دلخوش شود برادرم گفت تو نامها ناصر ميخواهي يا خود ناصر-را ميخواهي اينك ناصر ان كهتر از شادي چنان شد كه ندانست چه كند و ما سوي شهر20 بلخ image filename0481NasirKhusrawSafarNama_0181png برفتيم ب--راه ميان روستا و برادرم خواجه ابوالفتح ب--راه دشت ب--دستكرد امد و در خدمت وزير ب--سوي امير خراسان ميرفت چون احوال ما بشنيد از دستكرد2 باز گشت و بر سر پل حموكيان بنشست تا ان-كه ما برسيديم و ان روز شنبه بيست و ششم ماه حمادي الاخر سنه اربع و اربعين و اربعمايه بود و بعد از ان-كه هيچ اميد نداشتيم و ب--دفعات در و قايع مهلكه افتاده بوديم و از جان نا اميد گشته بهم د-يگر رسيديم و ب--ديدار يكديگر شاد شديم و خداي سبحانه و تعالي را بدان شكرها گذارديم و بدين تاريخ ب--شهر بلخ رسيديم و-حسب حال	118	-5058264680022117261	884	1577.5	700	995	88.84422302246094	158	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms003	false	8769414384560471858	4	77	16	328	1382	300	و مسافت راه كه از بلخ به مصر شديم و از ان جا به مكه و به راه بصره به پارس رسيديم و به بلخ امديم غير ان كه به اطراف به زيارتها و غيره رفته بوديم دوهزار و-دويست و بيست فرسنگ بود و اين سرگذشت انچه ديده بودم به راستي شرح دادم و بعضي كه به روايتها شنيدم اگر در ان جا خلافي باشد خوانندگان از اين ضعيف ندانند و مواخذت و	3	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms118	true	1526632475030164279	239	301	1146	1437	1437	301	و مسافت راه كه از بلخ ب--مصر شديم و از ان-جا ب--مكه و ب--راه بصره بي--ارس رسيديم و ب--بلخ امديم غير ان كه ب--اطراف ب--زيارتها و غيره رفته بوديم دوهزار و دويست و بيست فرسنگ بود و اين سرگذشت انچه ديده بودم ب--راستي شرح دادم و بعضي كه ب--روايتها شنيدم اگر در انجا--خلافي باشد خوانندگان از اين ضعيف ندانند و مءاخذت و-	118	-5058264680022117261	286	499.5	226	313	91.3738021850586	49	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
PDL00011-per1.ms003	false	8769414384560471858	77	118	328	529	1382	300	نكوهش نكنند و-اگر ايزد سبحانه و تعالي توفيق دهد چون سفر طرف مشرق كرده شود انچه مشاهده افتد به اين ضم كرده شود ان شاء-الله تعالي وحده العزيز و الحمد-لله رب العالمين و الصلوة علي محمد و اله و اصحابه اجمعين	3	3234324709040289314	AOCP202502201167-per1.ms119	true	2842937306337100968	0	40	0	198	198	40	نكوهش نكنند و اگر ايزد سبحانه و تعالي توفيق دهد چون سفر طرف مشرق كرده شود انچه مشاهده افتد ب--اين ضم كرده شود ان-شاء الله تعالي وحده العزيز و-الحمد لله رب العالمين و-الصلوة علي محمد و اله و اصحابه اجمعين-	119	-5058264680022117261	195	349.5	159	204	95.5882339477539	35	PDL00011-per1	AOCP202502201167-per1
