id1	first1	uid1	bw1	ew1	b1	e1	len1	tok1	s1	seq1	gid1	id2	first2	uid2	bw2	ew2	b2	e2	len2	tok2	s2	seq2	gid2	matches	score	ch_match	align_len	matches_percent	w_match	series_b1	series_b2
AOCP20251117033-per1.ms135	true	-537363612968300801	192	278	901	1285	1391	301	پرسيدند كه چه چيز است كه خداي-تعالي به بنده دهد كه هيچ چيز به از ان نباشد- گفت خرد طبعي گفتند اگر نباشد گفت ادبي كه اموخته باشد و در تعليم سعي كرده2 گفتند اگر- نباشد گفت خوي خوش كه با مردمان ثواب كند--------- و دشمن را بدان نگاه دارد گفتند اگر- نباشد گفت خاموشي كه ساتر------ عيوب است گفتند اگر نباشد گفت مرگ كه او را از پشت زمين بردارد زيرا كه هر كه بدين- خصال حم---------------يده اراسته نباشد موت او بر حيات او راجح	135	-1794045187659769332	AOCP20251117048-per1.ms092	false	-462191164907225448	19	97	144	508	1499	302	پرسيدند--- چه چيز-است كه خداي تعالي به بنده دهد كه بهتر------ از ان نباشد1 گفت---- عقل2 گفتند اگر نباشد گف-------------------------------------ت ادب گفتند اگر1 نباشد گفت خوي خوش كه با مردم مواسات نمايد و دوست و دشمن را بدان نگاه دارد گفتند اگر1 نباشد گفت خاموشي كه ساتر ساير7 عيوب است گفتند اگر نباشد گفت مرگ كه او را از پشت زمين بردارد چه هركس ---كه بدين9 خصال حميده و صفات پسنديده اراسته نباشد موت او بر حيات10- راجح	92	4066679469431644140	299	493.5	231	419	71.36038208007812	56	AOCP20251117033-per1	AOCP20251117048-per1
AOCP20251117033-per1.ms246	true	-8098184119184574369	163	300	776	1353	1354	301	كنم-- تا قو-ت گرما كمتر شود و -نگاه كرد----------------------م مردي را ديدم كه او را------ دست ------و پاي- و--- دو چشم نبود---------------- مناجات ميكرد-- و شكر نعمت او ميگزارد --------مرا عجب امد گفتم اي عجب يكي را دو دست و دو پاي و دو چشم نباشد و كسي را بروي گذر نباشد و درين ويرانه افتاده هيچ خدمتكار نه و شكر نعمت ميگزارد و نزديك --او رفتم و سلام كردم مرا جواب داد گفتم-------- چه نعمت است خداي را در حق تو كه ان را شكر ميكني محنت ظاهر باري بسيار داري چو------ن اين بگفتم---- بانگ بر من زد و گفت----------------------- دور باش چشم را از----------------------------------------------------------------------------- من ستانيده تا ناديدني را نه بينم--------------------------------------------- دستم را ستانيده تا ناگرفتني نگيرم- پايم ستانيده تا------ جايي- كه نبايد رفت نروم دلم داده است تا او را دانم و او------------------را خوانم	246	-1794045187659769332	AOCP20251117048-per1.ms068	false	2360454186272283916	2	152	14	678	1402	301	كنم12 تا سورت گرما كم-- شود13 انگاه بروم18 به ويرانه اي15 رفتم مردي را ديدم كه او را هر دو دست و هر دو پاي1 و هر دو چشم نبود با خداي17 تعالي مناجات ميكرد18 و مي گفت الحمدالله علي نعماءه مرا عجب امد به-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- نزديك19 او رفتم و سلام كردم و گفتم اي جوانمرد خداي را چه نعمت است بر----------- تو كه تو ---شكر مي گزاري20--------------------- چون از من اين سخن بشنيد بانگ بر من زد و گفت21 اي بيكار22 از نزد من دور شو كدام تعمت بزرگتر ازاين است23 كه خداي تعالي در حق من كرامت كرده است15 كه التهاي معصيت از من ستده است25 و الت معرفت21 به من گذاشته27 چشم ستده است تا در نامحرم ننگرم2 و دستم ستده ت------ا ناگرفت-ي نگيرم2 پايم ستده است30 تا به جايي3 كه نبايد رفت نروم دلم داده است تا او را دانم2 زبانم داده است تا او را خوانم	68	4066679469431644140	291	308.5	213	836	34.80861282348633	48	AOCP20251117033-per1	AOCP20251117048-per1
