id1	first1	uid1	bw1	ew1	b1	e1	len1	tok1	s1	seq1	gid1	id2	first2	uid2	bw2	ew2	b2	e2	len2	tok2	s2	seq2	gid2	matches	score	ch_match	align_len	matches_percent	w_match	series_b1	series_b2
AOCP20250217771Vols-per1.ms0070	true	3509431459621390627	105	288	551	1420	1492	302	حديث بود به رسم رسالت پيش ايلك-خان كه اكثر تركستان در عهد فرخندهاش مسلمان شدهاند فرستاده به خطبها كريمه از كرايم او رغبت نمود -و بيش از حد و نهايت نفايس جواهر از يواقيت و لعلهاي قيمتي و عقايد در و مرجان -------------و بيضههاي عنبر و اواني سيم و زر مشحون به مشمومات كافور و ديگر تبركا-ت ديار هند و درجهاي عود و شمشيرهاي ابدار و پيلان جنگي اراسته به ملابس و مناطق مرصع كه چشم بيننده از لمعات1 ان خيره ميگشت و اسبان راهوار با زين و --افسارهاي زرين مصحوب او گردانيد و--- امام ابوالطيب چون به ديار ترك2 رسيد اهالي ان ديار حسب الحكم ايلكخان در تعظيم و تبجيل او غايت مبالغه به جاي اوردند و ابوالطيب در اوز-كند ان مقدار زمان توقف نمود كه امر مواصلت به اتمام رسيد و--- در يتيمي كه از براي تحصيل ان به درياي تركستان غواصي نموده بود به دست اورده با نفايس و رغايب ان ولايت از زر خالص و سيم ناب و كنيز--ان ختايي و ماهرويان ختني و قاقم و سمور و اصناف تبركات ديگر مقضي-المرام باز-گشته به خدمت سلطان محمود پيوست و	70	-8434592958080395035	AOCP20250217563Vols-per1.ms1389	false	5257926731470759867	36	175	173	886	1521	300	حديث بود ب--رسم وسالت نزد ايلك خان---------------------------------------------- فرستاد كه بخطبه- كريمه از كرايم او-رغبت نموده و بيش از-حد وحصراز شفشهاي زر و---- يواقيتقيتي و------------عقايد در و مرجان وتختهاي جامه و بيضه-اي عنبر و-اواني صيم و زر مشحون ب--مشمومات كافور-و ديگر تبر كات ديارسند از رخت--- عود و تيغ--هاي ابدار و پيلان جنگي اراسته ب--ملابس و-مناطق مرصع كه چشم بيننده از-لمعان او--خيره ميشد و--اسبان نامدار با زين و سرافسار زر----- مصحوب او گردانيد وچون امام ابوالطيب بد------يار ترك- رسيد --------------------------------در تعظيم و تبجيل او غايت مبالغه ب--جاي اوردند و-ابوالطيب در-اوز كند اقامت نمود تا------------- امر مواصلت ب--اتمام رسيد و با در يتيمي كه در----- تحصيل ان در-درياي تركستان غواصي مي كرد و نف-----------------ايس و رغايب ان ولايت از زر-خالص و-سيم ناب و كنيز كان خطايي و-ماهرويان چيني و-قاقم و-سمور و-انواع تبركات ديكر مقضي المرام باز گشته ب--خدمت سلطان------ پيوست و	1389	645109643839566166	590	830.5	475	898	65.7015609741211	102	AOCP20250217771Vols-per1	AOCP20250217563Vols-per1
AOCP20250217771Vols-per1.ms0121	true	8610460946946529338	46	114	247	555	1432	302	حسن1 بن ميكال را كه به حسنك ميكال اشتهار داشت و از مبادي ايام صبي و اوايل اوقات نشو-ونما در ملازمت او به سر مي-------------برد و به حدت طبع و جود------------ت گفتار و محاسن كردار موصوف و معروف بود به ---------------------------------------منصب وزارت تعيين فرمود و او تا اخر اوقات حيات سلطان بدان امر ق----------------يام د---------------------------------------------اشت مورخان سخندان از حسنك او----------------ردهاند--------------------------------------------------------------- كه در ان اوان كه سلطان محمود در	121	-8434592958080395035	AOCP20250217563Vols-per1.ms1003	false	1685147767961840615	198	300	1005	1504	1504	300	حسن- بن محمد بح---------سنك ميكال اشتهار داشت و از مبادي ايام صبي و اوايل اوقات نشو ونما در ملازمت شلطان محمود غزنوي بسرمي برد و ب--حدت طبع و-جودت ذهن و طلاقت گفتار و محاسن كردار موصوف و معروف بود و سلطان محمود بعد ازژ عزل احمدبن حن اورا بمنصب وزارت تعيين فرمود وحسن تا اخر اوقات حيات سلطان بدان امر اشتغال داشت و درايام دخل خود نقش درايت و كفايت برصفحات روز كارمي نگاشت مورخان سخندان از حسنك نكات شيرين روايت كردهاند و حكايات رنگين بقلم در اورده ازجمله انكه در روضة الصفا مسطورست كه در ان زمان كه سلطان محمود در-	1003	645109643839566166	267	401.0	210	513	52.046783447265625	48	AOCP20250217771Vols-per1	AOCP20250217563Vols-per1
AOCP20250217771Vols-per1.ms0121	true	8610460946946529338	114	302	555	1432	1432	302	ملازمت امير سبكتگين متوجه دفع ابوعلي سيمجور بود در يكي از منازل شنود كه در اينجا-- درو-يشي است كرامي مذهب به صفت زهد و -عبادت موصوف و به اظهار كرامات و خوارق عادات معروف و او را زاهد اهوپوش مي-گويند و چون سلطان نسبت به درويشان و گوشه نشينان ارادت بي غ-ايت داشت ميل ملاقات زاهد نموده و با حسنك ميكال كه منكر ان طبق-ه بود گفت هر --چند مي دانم كه تو را به صوفيان وارباب رياضت الفتي نيست مي----خواهم كه در زيارت زاهد اهوپوش با من موافقت كني حسنك انگشت قبول برديده نهاد و در ركاب سلطان روان شد و سلطان به نياز تمام با زاهد ملاقات نموده درويش زبان ب---ه سخنان تصوف اميز بگشاده- از استماع ان سخنان عقيدها سلطان نسبت به درويش زياده شد و گفت از نقد و جنس هر چه مطلوب خدام باشد خازنان تسليم نمايند زاهد دست در هوا برده و مشتي زر بر-------كف سلطان نهاده گفت هر كه را از خزانها غيب امثال اين نقود تواند گرفت به مال غير-- چه احتياج داشته باشد سلطان محمود اين معني را حمل بر كرامات او كرده تنكجات را به دست حسنك ميكال-	121	-8434592958080395035	AOCP20250217563Vols-per1.ms1004	false	-504353650980752329	0	170	0	846	1580	302	ملازمت امير سبكتكين متوجه دفع ابوغلي سيمجور بود در يكي از منازل شنود كه درين نواحي درو يشيسيت ب--------------صفت زهد و وعبادت موصوف وب---اظهار كرامات و-خوارق عادات معروف واو--را زاهد اهوپوش مي گويند و-چون سلطان نسبت بد--رويشان و گوشه نشينان ارادت بي نهايت داشت ميل ملاقات زاهد نمود- و با حسنك ميكال كه منكر ان طايفه بود گفت كه هرچند مي دانم كه ت--را ب--صوفيه و ارباب وياضت الفتي نيست امامي خواهم كه از زيارت زاهد اهوپوش با من موافقت كني حسنك انگشت قبول برديده نهاده- در ركاب سلطان روان شد و سلطان ب--نياز تمام با زاهد ملاقات نموده درويش زبان ببيان سخنان تصوف اميز -گشاد و از استماع ان سخنان عقيدها سلطان نسبت بزاهد زايد شده -----گفت از نقد و-جنس هر-چه مطلوب خدام باشد خازنان تسليم نمايند زاهد دست در هوا برده-- مشتي زر مسكوك بر كف سلطان نهاده گفت هر كه--- از خزانها غيب امثال اين نقود تواند گرفت ب--مال مخلوق چه احتياج داشته باشد------ محمود ا-ن معني را حمل بر كرامات--- كرده تنگجات را ب--دست حسنك ميكال	1004	645109643839566166	770	1303.0	613	904	85.17699432373047	142	AOCP20250217771Vols-per1	AOCP20250217563Vols-per1
AOCP20250217771Vols-per1.ms0121	true	8610460946946529338	106	301	523	1427	1432	302	كه در ان اوان- كه سلطان محمود در ملازمت امير سبكتگين متوجه دفع ا-----بوعلي سيمجور بود در يكي از ----------------منازل شنو---------د كه در اينجا د--رويشي است كرامي مذهب به صفت زهد و عبادت موصوف و به اظهار كرامات و خوارق عادات معروف و او را زاهد اهوپوش مي-گويند و چون سلطان نسبت به درويشان و گوشه نشينان ارادت بي غايت داشت ميل ملاقات زاهد نموده و با حسنك ميكال كه منكر ان طبقه ------------------بود گفت هر --چند مي دانم كه تو را به صوفيان وارباب رياضت الفتي نيست ميخواهم كه در زيارت زاهد اهوپوش با من موافقت كني حسنك انگشت قبول برديده نهاد و در ركاب سلطان روان شد و سلطان به نياز تمام با زاهد ملاقات نموده درويش زبان به سخنان تصوف اميز بگشاده از استم----اع ان سخنان عقيدها سلطان نسبت به درويش زياده شد و گفت از نقد و جنس هر چه مطلوب خدام باشد خازنان تسليم نمايند زاهد دست در هوا برده و مشتي زر بر-------كف سلطان نهاده گفت هر كه را از خزانها غيب امثال اين نقود تواند گرفت به مال غير چه احتياج داشته باشد سلطان محمود اين معني را حمل بر كرامات او كرده تنكجات را به دست حسنك	121	-8434592958080395035	AOCP20250217563Vols-per1.ms1005	false	222064244976205155	15	189	79	957	1498	300	كه در--- اواني كه سلطان محمود باستدعاي نوح بن منصور ساماني بعزم جنكا بوعلي سيمجور بجانب خراسان ميرفت در منزلي ازمنازل بعرض رسانيدند كه درين حوالي درويشي--ست -------------بصفت ژهد و-عبادت موصوف و ب--اظهار كرامات و خوارق عادات معروف و او را زاهد اهوپوش مي گويند و چون سلطان نسبت بد--رويشان و گوشه نشينان اعتقاد فراوان داشت ميل ملاقات زاهد نمود -و با حسنك ميكال كه با اي-ن طبقه او را صفاي عقيده نبود گفت كه هرچند مي-دانم كه ت--را ب--صوفيه و ارباب رياضت الفتي نيست ميخواهم كه در-زيارت زاهد اهوپوش با من موافقت كني حسنك انگشت قبول برديده نهاده- در ركاب سلطان روان شد وسل-طان ب--نياز تمام باز-اهد ملاقات نموده درويش زبان ببيان اسرار معرفت بكشاد وسلطان ازاستعاع ان سخنان در اعتقاد افزوده زاهد را گفت كه---------- از نقد و جنس هر-چه مطلوب خدام باشد خازنان تسليم نمايند زاهد دست در هوا برد- و مشتي زر مسكوك در كف سلطان نهاده گفت هر كه--- از خزانها غيب امثال اين نقود تواند گرفت بعال مخلوق چه احتياج داشته باشد سلطان ان س--------------------------------------كجات را ب--دست حسنك	1005	645109643839566166	652	1012.0	517	969	67.28585815429688	119	AOCP20250217771Vols-per1	AOCP20250217563Vols-per1
AOCP20250217771Vols-per1.ms0122	true	-72301328437418	0	85	0	445	1526	304	داد و حسنك در انها نگريست- ديد---------------------------------------------------------- كه همه مسكوك به سكه- ابوعلي سيمجور است -چون از نزد زاهد بيرون امدند سلطان حسنك را-گفت كه امثال اين خوارق عادات را انكار نميتوان نمود حسنك جواب داد كه بنده منكر كرامات اوليا نيست اما مناسب نمي-نمايد image filename1053MuhammadQasimFirishtaTarikh_V01_0171jpg كه شما به حرب كسي رويد كه در اسمان سكه به نام او --زنند سل-طان از حقيقت ا-----ن پرسيد خواجه حسنك تنكجات------- را به وي نمود- سلطان محمود را نظر بر سكها ابوعلي1 افتاده منفعل گشت2 -	122	-8434592958080395035	AOCP20250217563Vols-per1.ms1004	false	-504353650980752329	170	247	846	1285	1580	302	داد وح-سنك در انها نگريسته ديد image filename0470AbuFadlBayhaqiTarikhBayhaqi_V02_0408png كه همه مسكوك ب--سكها ابوعلي سيمجور--ست وچون از-نزد زاهد بيرون امدند سلطان حسنك را گفت كه امثال-اين خوارق عادات را انكارن---توان نمود حسنك جواب داد كه بنده منكر كرامات اوليا نيست اما مناسب نمي نمايد---------------------------------------------------------- كه شما ب--حرب كسي رويد كه درغيب ---سكه ب--نام او ميزنند وسلطان از-حقيقت اين سخن برسيد-----ه حسنك تنگجات مذكوره را ب--وي نمودو سلطان مححود را نظر بر-سكه- ابوعلي- افتاده منفعل كشت و	1004	645109643839566166	345	525.0	279	525	65.71428680419922	56	AOCP20250217771Vols-per1	AOCP20250217563Vols-per1
AOCP20250217771Vols-per1.ms0148	true	-2203770483050829194	45	181	266	919	1544	304	امير سفر كابل اختيار نمود -------كه ازانجا به خراسان رود وان مملكت را از تصرف ترا كمه بيرون اورد چون به نواحي سجاوند و لهوكر ر---سيد بر قلعها سانكوت2 رفت تا خزانهاي كه انجاست بردارد اتفاقا در ان قلعه بيماري قولنج به هم رسيده روزبه روز مرض قوت مي-گرفت3 ناچار عبدالرزاق وزير را با لشكر انبوه به جانب سيستان كه به تصرف سلجوقيان در-امده بود فرستاده و خود در محفه و گاه بر فيل نشسته به غزنين مراجعت نمود و چون به غزنين رسيد در عين ان بيماري ميرك را تكليف كرد كه ابوعلي كوتوال را از بند براورده حاضر كنند ميرك وكيل حيل پيش اورده مهلت يك هفته طلبيده و هنوز يك هفته نگذشته بود كه اميرمودود در بيست و چهارم رجب سنها احدي و -------------------------------------------------------------اربعين و اربعماءه 22 نوامبر 1049م از عالم فاني رفت	148	-8434592958080395035	AOCP20250217563Vols-per1.ms1182	false	-9003126640961608535	158	246	803	1335	1632	302	امير-سفر كابل اختيا-زنعود وخواست كه ازانجا ب--خراسان رودو ان مملكت را از تصرف ترا ك-ه بيرون ا-رد چون ب--نواحي سجاوند و-لهو كرده رسيد بر-قلعها سانكوت -رفت تا خزانها -كه انجاست بردارد اتفاقا در ان قلعه بيماري قولنج ب--هم رسيده روزب--روز-مرض قوت مي گرفت- ناچار-عبدالرزاق وزير-را ب----------------جانب سيستان كه بت--صرف سلجوقيان در امده بود فرستاد و--خود در محفه و گاه بر-فيل نشسته بغز--نين مراجعت نمود--وچون بفز--نين رسيد------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ هنوز-يك هفته نگذشته بود كه اميرمودود در بيست و-چهارم رجب سنه- احدي image filename0470AbuFadlBayhaqiTarikhBayhaqi_V03_0013png ممس واربعين و-اربعماءه از-----------------عالم قاني رفت	1182	645109643839566166	436	663.0	362	726	60.05509567260742	72	AOCP20250217771Vols-per1	AOCP20250217563Vols-per1
AOCP20250217771Vols-per1.ms0975	true	-661993654776956039	140	176	659	824	1376	302	نه خورشيد كردي رسومش2 مساحت نه تقدير كردي حدودش مقدر گياش از درشتي چو دندان افعي هواش از عفونت چو كام غضنفر ز ابش اجل رسته وز باد پيكان ز خا-كش خسك3 زسته وز خار خنجر	975	-8434592958080395035	AOCP20250217563Vols-per1.ms1454	false	7492388704246237621	240	273	1165	1325	1469	302	نه خورشيد كردي رسومش- مساحت نه تقدير كردي حدودش مقدر گياش از درشتي چو-دندان افعي هواش از عفونت چو-كام غضنفر ز ابش اجل رسته وز باد بيكان ز خا كش خسك- رسته وز-خار-خنجر	1454	645109643839566166	157	277.0	125	166	94.57831573486328	31	AOCP20250217771Vols-per1	AOCP20250217563Vols-per1
