id1	first1	uid1	bw1	ew1	b1	e1	len1	tok1	s1	seq1	gid1	id2	first2	uid2	bw2	ew2	b2	e2	len2	tok2	s2	seq2	gid2	matches	score	ch_match	align_len	matches_percent	w_match	series_b1	series_b2
AOCP20250217563Vols-per1.ms1305	false	8131551286694306474	253	291	1327	1531	1589	302	چون ابو-موسي هارون بن ايلك خان از تركستان باسبيجان امد تاختن اورد وسرهنگان فايق را بخرجنگ بگرفت وفا-يق بزينهار خان شد وبا وي به بخارا امد ونوح بن منصور-متواري بود فايق بلخ-را ازخان بخواست بدو-داد و خود بازگشت	1305	645109643839566166	AOCP20250214562-per1.ms42	true	-4845274054826068985	17	56	67	272	1460	301	چون ابو موسي هارون بن ايلك خان از تركستان باسييجاب امد تاختن اورد-وسرهنگان فايق را-بخرجنگ بگرفت و فايق بزينهار خان شد وبا وي به بخارا امد ونوح بن منصور متواري بود فايق بلخ را ازخان بخواست بدو داد و-خود-بازگشت	42	-4303954501931625280	196	349.0	162	209	93.7799072265625	34	AOCP20250217563Vols-per1	AOCP20250214562-per1
AOCP20250217563Vols-per1.ms1306	false	-4423847024822055128	0	79	0	396	1557	302	ايلك ببخارا امد و-بجوي موليان فرود امد اندر-ماه ربيع الاول سنها اثني و ثمانين و-ثلثماءه و نوح همي نامه نوشت و رسول فرستاد بابوعلي كه بيا كه خان امد البته ابوعلي از ان نامه نينديشيد--------- و لشكر خواشت ازوي هم نفرستاد و خان يك چند بيمار شد بعلت بواسيرو--باز گشت و بوقت رفتن ولايت---------------------------------------------------- عبدالعزيز بن نوح بن نصر-را سپرد وخلعت فيكو بداده شد و اورا گفت اين ولايت ازتو-- ستديم و بتو-سپرديم وايل-ك بقچقار-باشي برسيد و ----خان بمرد	1306	645109643839566166	AOCP20250214562-per1.ms42	true	-4845274054826068985	123	216	608	1076	1460	301	ايلك ببخارا امد و بجوي موليان فرود امد اندر ماه ربيع الاول سنه- اثني و ثمانين و ثلثماية و نوح همي نامه نوشت و رسول فرستاد مابوعلي كه بيا كه خان امد البته ابوعلي از ان نامه نبنديشيد ورق108 ا و لشكر خواست ازوي هم نفرستاد و خان يك-چند بيمار شد بعلت بواسير و باز گشت و بوقت رفتن ولايت image filename0463AbuSacidGardiziZaynAkhbar_0052png عبدالعزيز بن نوح بن نصر را سپرد وخلعت ن-كو بداده شد و اورا گفت اين ولايت از نوح ستديم و-بتو سپرديم و اينك بقچقار باشي برسيد كذا و خان بمرد	42	-4303954501931625280	378	648.5	302	472	80.08474731445312	75	AOCP20250217563Vols-per1	AOCP20250214562-per1
AOCP20250217563Vols-per1.ms1299	false	-6220272211121173930	78	153	438	823	1561	302	عبدالله بن محمد-بن عزير مر ابومنصور محمدي-ن الحسين بن مت را گفت با من ----يكي بباش تا سيهسالاري مادون النهر برتو--اعتماد كرده ايد و بايلك -نيز استعانت كرد ايلك بياري دادن با ايشان بيامد و بدر-سمرقند فرود امد وابومن------------------------------------------------------صور با اندك مردم پيش او باز-امد او-را فرود اورد و-تا سوارانش فرود امدند بفرمود تا ابومنصور و ابن عزير3-------------- را بند كردند و-فايق را از سمرقند بخواند و بر-مقدمه كرد و بفرمود او-را كه ببخارا شود	1299	645109643839566166	AOCP20250214562-per1.ms46	true	-7862647396500452504	196	288	960	1421	1491	301	عبدالله بن محمد بن عزيز مر ابومنصور محمد بن الحسين بن مت را گفت با من بحالباي كذا- تا سپهسالاري مادون النهر بر تو اعتماد----- ايد و-بايلك ونيز استعانت كرد ايلك بياري دادن با ايشان بيامد و بدر سمرقند فرود image filename0463AbuSacidGardiziZaynAkhbar_0056png امد و ابو منصور با اندك مردم ييش او باز امد او را فرود اورد و تا سوارانش فرود امدند بفرمود تا ابومنصور و عبدالله بن محمد بن عزيز را بند كردند و فايق را از سمرقند بخواند و بر مقدمه كرد و بفرمود او را كه س-خارا شود	46	-4303954501931625280	348	585.5	277	469	74.20042419433594	69	AOCP20250217563Vols-per1	AOCP20250214562-per1
AOCP20250217563Vols-per1.ms1299	false	-6220272211121173930	164	284	882	1482	1561	302	ابوالحسن ايلك بن نصر برادر-خان بدر بخارا امد و-بدل جز ان داشت كه همي نمود از-دوست-داري عبدالملك بن نوح و-فرزندان نوح از-شر او-همي ترسيدند بامداد بسلام او-شدند ايشان را فرو گرفتند و اسير كرد و بند كرد و باوز كند فرستاد و مالهاي ايشان بر گرفت و-مدت ايشان بسر امد وروز گار-دولت ايشان بگذشت ايلك اندر بخارا شد روز دو شنبها دهم ماه ذي القعدها سنها تسع و-ثمانين و تلثماءه وبسراي امارت فرود امد وابوالفوارس عبدالملك پنهان شد فرمود تا او را طلب كردند و بياوردند چادر اندر سر كشيد و هم بر ان حال باز از بخارا او-را بر اوردند و-پيش ايلك اوردند بفرمود تا او را بند بر نهادند و-سوي اوز كند--------------------------------------------------- بردند و-انجا اندر-حبس ايلك فرمان يافت	1299	645109643839566166	AOCP20250214562-per1.ms48	true	8419347545207514013	90	223	431	1089	1446	301	ابوالحسن ايلك بن نصر برادر خان بدر بخارا امد و بدل جز ان داشت كه همي نمود از دوست داري عبدالملك بن نوح و فرزندان نوح از شر او همي ترسيدند بامداد بسلام او شدند ايشان را فرو گرفتند و اسير كرد و بند كرد و باوزگ-ند فرستاد و مالهاي ايشان بر گرفت و مدت ايشان بسر امد و روزگار دولت ايشان بگذشت ايلك اندر بخارا شد روز دو شنبه- دهم ماه ذي القعده- سنها تسع و ثمانين و ثلثماية وبسراي امارت فرودا-مد وابوالفوارس عبدالملك پنهان شد فرمود تا او را طلب كردند و بياوردند چادر اندر سر كشيد و همبر--ان حال باز از بخارا او را بر اوردند و پيش ايلك اوردند بفرمود تا او را بند--- نهادند و سوي اوزگند image filename0463AbuSacidGardiziZaynAkhbar_0058png بردند و انجا اندر حبس ايلك فرمان يافت	48	-4303954501931625280	576	1015.0	463	667	86.35681915283203	121	AOCP20250217563Vols-per1	AOCP20250214562-per1
AOCP20250217563Vols-per1.ms1300	false	-4105113805338243865	21	66	104	322	1517	302	ه پسر-علمدار كه سرعياران سمرق----------------------------------------------------ند بود با سه هزار مرد و پيران سمرقند با س-يصد علام------ بنزديك او امدند و خان بزرك بحرب او امد خان را بشكستند اندر شعبان سنها اربع و تسعين و تلثماءه و پسر سرخك از نزديك-ابوا براهيم برفت بنزديك خان	1300	645109643839566166	AOCP20250214562-per1.ms51	true	2556461720387785185	254	301	1247	1519	1519	301	و پسر علمدار كه سرعياران image filename0463AbuSacidGardiziZaynAkhbar_0061png سمرقند بود با سه هزار مرد-و پيران سمرفند با سه صد غلام ورق14 بنزديك او امدند و خان بزرگ بحرب او امد خان را بشكستند اندر شعبان سنه- اربع و-تسعين و-ثلثماية و-پسر سرخك از نزديك ابوا-براهيم برفت بنزديك خان-	51	-4303954501931625280	199	328.5	160	279	71.32616424560547	30	AOCP20250217563Vols-per1	AOCP20250214562-per1
AOCP20250217563Vols-per1.ms1300	false	-4105113805338243865	66	111	322	516	1517	302	شد و با وي متابعت كرد پس نامه نوشت سوي ابو ابراهيم و-اندر ان بسيار نيكوي گفت و او را ضمانتها كرد كه ان همه- دروغ بود كه با خان ساخته بود و چون خبر بخان رسيد كه ساماني بهزيمت شد ه-ه گذرهاي اب بگرفت	1300	645109643839566166	AOCP20250214562-per1.ms52	true	3606089304286652866	0	45	0	194	1467	301	شد و با وي متابعت كرد پس نامه نوشت-سوي ابو ابراهيم و اندر ان بسيار نيكوي گفت و او را ضمان-ها كرد كه ان همه2 دروغ بود كه با خان ساخته بود و چون خبر بخان رسد- كه ساماني بهزيمت شد همه گذرهاي اب بگرفت	52	-4303954501931625280	190	352.0	146	197	96.44670104980469	40	AOCP20250217563Vols-per1	AOCP20250214562-per1
AOCP20250217563Vols-per1.ms1300	false	-4105113805338243865	120	277	547	1393	1517	302	خبرو-سيد امير-محمود را كه تر كان از اب گذاره شدند و بخراسان امدند و بيرا كندند يس بتعجيل از ملتان بغزنين امد بعهدي نزديك و-سباشي تگين ترك بهرات امده بود و-مستولي گشته و-خيلي را ب--نيشا بورفرستاده بود تا ان ناحيت را ضبط كند و-اوسلان جاذب گماشتها امير محمود از نيشابور باز گشته بود و-هنوز تركان قرار نگرفته بودند كه خبر امد كه امير-محمود-از هندوستان باز امد و ببلخ رفت كسهاي image filename0470AbuFadlBayhaqiTarikhBayhaqi_V03_0095png خان برفتند كه بنزديك خان شوند راههاي ايشان را گماشتگان امير محمود گرفته بودند تر كان متحيرماندند و بنواحي مرو رود و سرخس و نسا و باورد همي گشتند و-ارسلان جاذب ازيس ايشان همي شد شهر بشهر و انچه بدست امدند همي گرفت و همي كشت وامير محمود مرالتونتاش الحاجب را بمدد---------- او فرستاد پس تر كان حينه كردند و بعضي بگذر گاه بشدند و گرو-هي مخاطره كردند و از جيحون بگذشتند و بيشترازايش--ان هلاك شدند و-مادون النهر ازايشان خالي شد وامير محمود-خبر-يافت	1300	645109643839566166	AOCP20250214562-per1.ms54	true	3021160967196629602	149	301	733	1470	1470	301	خبر رسيد امير محمود-را كه تر كان از اب گذاره شدند و بخراسان امدند و بيرا كندند بس بتعجيل از ملتان بغزنين امد بعهدي نزديك و سباشي تكين ترك بهراة امده بود و مستولي گشته و خيلي را به نيشاپور فرستاده بود تا ان ناحيت را ضبط كند و ارسلان جاذب گماشتها امير محمود از نيشاپور باز گشته بود و هنوز ترنان قرار نگرفته بودند كه خبر امد كه امير محمود از هندوستان باز امد و ببلخ رفت كسهاي ----------------------------------------------------------خان برفتند كه بنزديك خان شوند راههاي ايشان را گماشتگان امير محمود گرفته بودند تر-كان متحيرماندند و بنواحي مرو رود و سرخس و نسا و باورد همي-گشتند و ارسلان جاذب از يس---------------------------------------------------------------------- مرالتونتاش الحاجب را بمدد و رق116 ا او فرستاد پس تر-كان حيله كردند و بعضي بگذر گاه بشدند و گرو هي مخاطره كردندو---- جيحون بگذشتند و بيشتر از ايشان هلاك شدند و مادون النهر ازايشان خالي شد وامير محمود خبر يافت-	54	-4303954501931625280	688	1219.5	559	874	78.71853637695312	129	AOCP20250217563Vols-per1	AOCP20250214562-per1
AOCP20250217563Vols-per1.ms1301	false	6663937686220650243	0	196	0	929	1411	300	خويشتن را اندر اب انداختند از بيم وغرق شدن-----------------------------------------------------د و غازي اخر سالار انجا كشته شد- مادام كه حرب كرد -----وامير محمود وحمه الله قصد حرب ايشان كرد كه سياه ايشان از- تاختن رنجه شده بودند انديشيد كه اگر بر اويزند تركان خان را بزنند و باشد كه اين ظفر و فيروزي را چشم رسد و چون سباشي تگين بنزديك ايلك رسيد سباشي تگين را ملامت كرد بسيار سرهنگان گفتند كه با ان فيلان و سلاح و الت و مردان هيچكس مقاومت نتواند كرد بعد از ان ايلك بهمها ماوراه النهر كس فرستاد ولشكرخو--است تا چهل هزار-سوار گرد امد واي-لك با ان لشكر-از رود بگذشت و ببلخ امد و امير محمود رحمه الله انجا رفت و بدشت كتر حرب كردند و چون لشكر-ها صف بر كشيدند امير محمود دو ركعت نماز گزارد- و از خداي عزو--جل فيروزي خواست و پس روي بحرب اورد و بفرمود تا-جملها فيلان را برانكيختند و حمله بردند اندر ساعت تر كان هزيمت شدند و لشكر امير محمود بسياري ازايشان بكشتند و بسياري---------- دستگير كر-دند و انج-ه بگريخ-تند در اب غرق شدند و اسب وس-لاح ايشان بستدند اين فتح بروز يكشنبه بود بيست و دوم ماه ربيع الاخر سنها تمان و تسعين --	1301	645109643839566166	AOCP20250214562-per1.ms55	true	2522775359548689550	24	239	123	1128	1426	301	خويشتن را اندر اب انداختند از بيم و عرق image filename0463AbuSacidGardiziZaynAkhbar_0064png شدند و غازي اخر سالار انجا كنتهاندر ماراد كه حرب كرد كذا و امير محمود رحمة الله قصد حرب ايشان كرد كه سياه ايشان از1 تاختن رنجه شده بودند انديشيد كه اگر بر اويزند تركان خان را بزنند و باشد كه اين ظفر و فيروزي راح-شم رسد و چون سباشي تگين بنزديك ايلك رسيد سباشي تگين را ملامت كرد بسيار سرهنگان گفتند كه با ان فيلان و سلاح و الت و مردان هيچكس مقاومت نتواند كرد بعد از ان ايلك بهمها ماوراء النهر كس فرستاد و اشكر خواست تا چهل هزار سوار گرد امد و ايلك با ان لشكر از رود بگذشت و ببلخ امد و امير محمود رحمة الله انجا رفت و بدشت كتر حرب كردند و چون لشكر ها صف بر كشد-ند امير محمود دو ركعت نماز گذار د و از خداي عز و جل فيروزي خواست و يس روي بحرب اورد-و بفرمود تا جملها ف-لان-را بر انگختند-و حمله بردند اندر ساعت تر كان هزيمت شدند و لشكر امير محمود بسيار- ازيش-ان بكشتند و بسياري ورق 116 ب دستگير كر دند و ا نچه بگر يختند در اب غرق شدند و اسب و سلاح ايشان بستدند اين فتح بروز يكشنيه بود سس-ت و دوم ماه ربيع الاخر-سنها ثمان و تسعين و	55	-4303954501931625280	873	1597.5	684	1015	86.00984954833984	177	AOCP20250217563Vols-per1	AOCP20250214562-per1
AOCP20250217563Vols-per1.ms1301	false	6663937686220650243	212	300	1014	1411	1411	300	علي تگين از-جانب ماوراء النهر بنزديك وي همي امدند و-از علي تگين تظلم همي كردند كه ناروايي هاي بسيار ميكند و مردمان را همي بد-رد دارد و بررعايا و اهل صلاح از---------------------------------------------------- وي رنج--ست و چون تظلم بسيار شد امير محمود قصد كرد كه ان حسبت--- بكند و ان مسلمانان را از ان رنج و-بلا برهاند و نيز ارزوش بود كه از جيحون گذاره شود و ان ديار را مطالعه كند و اندر ان تدبير ايستاد و گفت اگر بكشتي بگذريم باشد كه خللي اوفتد و-----------چند گاه اندر-	1301	645109643839566166	AOCP20250214562-per1.ms66	true	-5146996745482064383	177	272	823	1287	1405	301	علي تگين از جانب ماوراء النهر بنزديك وي همي امدند و از علي تگين تظلم همي-كردند كه نارواءي-هاي بسيار ميكند و مردمان را همي بد رد دارد وبر رعايا و اهل صلاح از image filename0463AbuSacidGardiziZaynAkhbar_0074png وي رنج است و-چون تظلم بسيار شد امير محمود قصد كرد كه ان جست كذا بكند و ان مسلمانان-را از ان رنج و بلا-برهاند-و نيز ارزوش بود كه از جيحون گذاره شود و ان ديار را مطالعه كند و اندر ان تدبير ايستاد و گفت اگر بكشتي بگذريم باشد كه خللي اوفتد ورق 123 ب و چند گاه اندر	66	-4303954501931625280	384	672.5	304	470	81.7021255493164	79	AOCP20250217563Vols-per1	AOCP20250214562-per1
AOCP20250217563Vols-per1.ms1302	false	2233987392465969964	22	294	113	1529	1578	302	زنجير-ها را اندر-چرم گاو گرفت و كشتيها بياو رد ندواندر عرض جيحون بر-يكديگر ببستند بدان زنجير-هاي فر و ماده و بر-قرينهايي كه اندر كشتيها- تركيب كرده بودند و از سيستان ليفهاي قوي -وروه بودند چنانكه هر ليفي را اشتري بر-داشته بود و بدان ليفها كشتيها را نيز ب--بستند و image filename0470AbuFadlBayhaqiTarikhBayhaqi_V03_0096png تجويفهاي كشتي را بحشو بيا كندند چنانكه سوار و-پياده و اشتر و استر وخر اسان بر انجا بتوانست گذشت و پس لشكر-را برين پل گذاره كر--------------د و چون خبري-مين الدوله بماوراء النهر رسيد هزاهز1 اندر اهل ان ديار او-فتاد و ملوك ان ديار متحير شدند اول كسي امير چغانيان بود كه بخدمت او امد با همها لشكرخ-ويش و-خود را عرضه گرد وخدمتي كه توانست بكرد و پس خوارزمشاه حاجب التونتاش با-همها لشكرخ-ويش بنزديك امير مح-ود امد و يس امير محمود بفرمود تا سراي يردها بزرك بزدند چنانكه ده هزار سوار را اندر ان سر-اي پرده جاي بود و يكي سراي پردها ديگر-خاصها او-را از-ديباي شستري اعل بزدند--وستارة- او و خريشته از ديياج نسج پس فرمود تا -شكر-را تعبيه كردند ميمنه و-ميسره و قلب و جناحين بساختند و فرمود تا زرادخانه اندر قفاي هرتعبيه---------- بداشتند و فيلان با-بر گستوان و پالان بيستانيدند---- و پس فرهود تا بيكبار بوق و دبد به و دهل و طبل بزدند و برپشت فيلان نهالبي و ايينها فيلان و-مهر-ة سييد و-سنگه وشندت و سجور بزدند و-جهان از اواز-ايشان كر-خواست كشت و مردمان مدهوش گرديدند و هر كس كه از تر كس---------------------------------------------------تان و ماوراءال-نهر اندر ان لشكر گاه حاضر بودند زهره شان بخواست كفيد ملاقات بوسف قدر-خان با-سلطان محمود رحمهما الله چون قدرخان كه سالارهمها تر كستان بود وخان بزرك او بود خبر-يافت از گذاره شدن	1302	645109643839566166	AOCP20250214562-per1.ms67	true	-7308375714117973739	0	301	0	1460	1460	301	زنجير ها را اندر چرم ناو گرفت و كشتيها بياوردند و اندر عرض جيحون بر يكديگر ببستند بدان زنجير هاي نر و ماده و بر قرينهاي -كه اندر كشتيهاي تركيب كرده بودند و از سيستان ليفهاي قوي اورده بودند چنانكه هر-ليفي را اشتري بر داشته بود و بدان ليفها كشتيها-را نيز به بستند و---------------------------------------------------------- تجويفهاي كشتي را بحشو بيا كندند چنانكه سوار و پياده و-اشتر و استر وخر اسان بر انجا بتوانست گذشت و پس لشكر را برين پل گذاره كرد وخود گذاره شد و چون خبر بمين الدولة بماوراءال-نهر رسيد هزاهز1 اندر-اهل ان ديار او فتاد و ملوك ان ديار متحير شدند اول كسي امير چغانيان بود كه بخدمت او امد با همها لشكر خويش و خود را عرضه كرد وخدمتي كه توانست بكرد و پس خوارزمشاه حاجب التونتاش با همها لشكر خويش بنزديك امير محمود امد وپ-س امير محمود بفرمود تا سراي پردها بزرگ بزدند چنانكه ده هزار سوار را اندر ان سر اي پرده جاي بود و يكي سراي پردها ديگر خاصه- او را از ديباي شستري لعل بزدند و ستارها او وخر پشته از ديباج نسج پس فرمود تا لشكر را تعبيه كردند ميمنه و ميسره و قلب و جناحين بساختند-و فرمود تا زرادخانه اندر قفاي هر تعسه ورق 124 ا بداشتند و فيلان با بر گستوان و پالان ب-ستانيدند كذا و پس فرمود تا بيكبار بوق و دبد-به و دهل و طبل بزدند وبر پشت فيلان تهال-ي و اءينه- فيلان و مهرها سپيد و سنكه و شدف و بحور بزدند و جهان از اواز ايشان كر خواست گشت و مردمان مدهوش گرديدند3 وهر كس كه از image filename0463AbuSacidGardiziZaynAkhbar_0075png تركستان و ماوراء النهر اندر ان لشكر گاه حاضر بودند زهر--شان بخواست كفيد ملاقات يوسف قدر خان با سلطان محمود رحمهما الله چون قدرخان كه سالارهمها تركس-تان بود وخان بزرگ او بود خبر يافت از گذاره شدن-	67	-4303954501931625280	1279	2188.0	1030	1535	83.32247924804688	236	AOCP20250217563Vols-per1	AOCP20250214562-per1
AOCP20250217563Vols-per1.ms1303	false	6093976786980757281	0	250	0	1286	1619	302	محمود كرد كه تا بيايد و با وي ديدار كند و-عهد تازه كند پس از كاشغر برفت سوي سمرقند امد و از امجا پيشتر امد بر-سبيل صلح و دوستي تا بيك فرسنگي سپاه امير محمود رسيد و انجا فرود امد-و سراي پرده بفرمود تا بزدند و رسولان بفرستاد و-امير محمود را رحمه الله از امدن خويش خبردا-د واشتياق نمود بديدار او امير محمود هم چنان جواب نيكوداد و-جاي مسما-كرد كه انجا ديدار كنند يس امير محمود رحمه6 الله با سواري چند و قدرخ-ان با سواري چند انجا امدند و چون يكديگر را بديدند هر-دو پيادهشد-ند وامير محمود رحمه6 الله يكتا گوهر بيش بها با-دستارچه اي بخزينه دار داده بود فرمود تا در-دست قبر-خان داد و-قدرخان هم چنين گوهري اورده بود از-رعب و-فزع كه بدور-سيد فراموش كرد و-چون از پيش محمود باز گشت ي----------ادش امد بدست كس خويش -فرستاد و عذر-خواست و باز كشت و چون روز ديگر بود اميرامحمود رحمه6الدد بفرمود تا خيمة بزرك از-ديباي متسوج بزدند و كار بساختند ميزباني را و-رسول فرستاد و مرقدر-خان را مهمان خواند صفت مجلس و--مماني وچون قدرخ-ان بيامد بفرمود تا خواني بياراستند هرچند نيكوتر و-امير-محمود رحمه الله باوي بهم دري-ك خوان نان خوردند و چون از خوان فارغ شدند بمجلس طرب امدند ومجل-س اراسته بود سخت بديع از-سپرغمهاي غريب و-ميوههاي لذيذ و-جواهر گرانمايه وم-جلس جامها ي زرين و-بلور-و اي-ينهاي بديع و-نوادر چنانكه قدر-خان اندر ان خيره ماند و زماني نشستند و قدر-خان شراب نخورد از انچه ملوك ماوراء النهر را رسم نيست شراب خوردن خاصه كه------------------------------------------------- ان ملكان تر كان ايشان وزم-----اني سماع	1303	645109643839566166	AOCP20250214562-per1.ms68	true	8350868674890494357	11	300	53	1430	1436	301	محمود كرد كه تا بيايد و با وي ديدار كند و عهد تازه كند پس از كاشغر برفت سوي سمرقند امد و از انجا پيشتر امد بر سبيل صلح و دوستي تا بيك فرسنگي سپاه امير محمود رسيد و انجا فرود امد و سراي پرده بفرمود تا بزدند و رسولان بفرستاد و امير محمود را رحمة الله از امدن خويش خبر داد واشتياق نمود بديدار او امير محمود هم-چنان جواب نكو داد و جاي مسما كرد كه انجا ديدار كنند پس امير محمود رحم-ة الله با سواري چند و قدر خان با سواري چند انجا امدند و چون يكديگر را بديدند هر دو بياده شدند وامير محمود رحمة ا-لله يكتا گوهر بيش بها با دستارچها-- بخزينه دار داده بود فرمود تا در دست قدر خان داد و قدرخان هم-چنين گوهري اورده بود از رعب و فزع كه بدو رسيد فراموش كرد و چون از پيش محمود باز ورق 124 ب گشت بادش امد بدست كس خويش بفرستاد و عذر خواست و باز گشت و چون روز ديگر بود امير محمود رحمة الله بفرمود تا خيمهابزرگ از ديباي منسوج بزدند و كار بساختند ميزباني را و رسول فرستاد و مرقدر خان را مهمان خواند-صفت مجلت و مهمانيو چون-قدر خان بيامد بفرمودتا--خواني بياراستند هر چه نيكوتر و امير محمود رحمة الله باوي بهم در بك خوان نان خوردند و چون از خوان فارغ شدند بمجلس طرب امدند و مجاس اراسته بود سخت تديع از سپرغمهاي غريب و ميوههاي لذيذ و جواهر گرانمايه و مجلس جامها-- زرين و بلور و ا ءينهاي بديع و نوادر چنانچه قدر خان اندر ان خيره ماند و زماني نشستند و قدر خان شراب نخورد از انچه ملوك ماوراء النهر را رسم نيست شراب خوردن خاصه image filename0463AbuSacidGardiziZaynAkhbar_0076png ان ملكان تر-كان ايشان كذا و زماني سماع	68	-4303954501931625280	1216	2149.0	978	1390	87.48201751708984	240	AOCP20250217563Vols-per1	AOCP20250214562-per1
AOCP20250217563Vols-per1.ms1304	false	3934193821018644382	0	206	0	990	1443	300	با كپرها و ماههاي زرين و-سيمين و-جلاجل و-هودجهاي از-ديباج منسوج و نسج و-فرشهاي گرانمايه از-محفوريهاي ارمني واقالي هاي اويسي و ---------بوقلمون و دستهاي نسج و منسوج و طبرهاي معلم مورد و تيفهاي هندي و عود قماري و صندل مصفري و عنبر اشهب-و گوران مادهو ي-وستهاي يلنگ بربري و-سگان شكاري و چرغان و عقاب شكره داده بر كلنگ و اهو-و نخچير ومرقدر---خان--- را باعزاز و اكرام باز گردانيد و او را لطف بسيار كرد و عذر-خواست و چون قدر-خان بلشكر گاه خود رسيد و اژ ان چندان چيز از طرايف و متاع و سلاح و مال بديد متحير گشت و ندانست كه مكافات ان چگونه كند پس بفرمود خزينه دار-را تا در خزينه بگشاد و مال بسيار بيرون اورد و-بنزديك اميرمح-مود فرستاد با-چيز-هاي كه از تركستان خيزد از اسبان نيك با نثار و الت زرين و-غلامان ترك با-كمر و كيش بزر و باز وشاهين ومويهاي سو-ر و سنجاب و قاقم و روباه بياه و فنك و اداتها ساخته از پشم و ابريشم ختن و طرايف و-ديباي چيني و-دارخاشاك چيني و انچه بدين ماند وهر--دو ملك از يكديگر-جدا شدند برضا و-صلح و-نيكوي و چون علي تگين خبر يافت بگريخت و-اندر بيابان شد و امير محمود صاحب خبران نصب كرد از جهة علي تگين را پس خبر اوردند كه	1304	645109643839566166	AOCP20250214562-per1.ms69	true	5755139041049994595	62	289	312	1317	1371	300	با كمرها و ماههاي زرين و سيمين و جلاجل و هودجهاي از ديباج منسوج و نسج و فرشهاي گرانمايه از محفوريهاء ارمني و قالي هاء اويسي ورق 125 ا وبوقلمون و دستهاي نسج و منسوج و-طبرهاي معلم مور- و تيغهاي هندي و عود قماري و صندل مصفري و عنبر اشهب و گوران ماده و پوستهاي پلنگ بربري و سگان شكاري و چرغان و عقاب شكوه داده بر كلنگ و اهو و نخچير و مر قدر خان را را باعزاز و اكرام باز گردانيد و او-را لطف بسيار كرد و عذر خواست و چون قدر خان بلشكر گاه خود رسيد و ---ان چندان چيز از طرايف و-متاع و سلاح و مال بديد متحير گشت و-ندانست كه مكافات ان چگونه كندي-س بفرمود خزينه دار را تا در خرينه بگشاد و مال بسيار بيرون اورد و بنزديك امير محمود فرستاد با چيز هاي كه از تركستان خيزد از اسپان نيك با نثار و الت زرين و غلامان ترك با كمر-و كيش بزر و بازو شاهين ومويهاي سمور و سنجاب و قاقم و-روب-----اه------ و اداتها ساخت- از پشت و -دمدشه ختو و-طر-يف و ديباي چيني و دارخاشاك چيني و انچه بدين ماند و هر دو ملك از يكديگر جدا شدند برضا و صلح و نيكوي و چون علي تگين خبر يافت بگريخت و اندر بيابان شد-- امير محمود صاحب خبران نصب كرد از جهت علي تگين را پس خبر اوردند كه	69	-4303954501931625280	929	1607.5	739	1033	89.93223571777344	190	AOCP20250217563Vols-per1	AOCP20250214562-per1
AOCP20250217563Vols-per1.ms1304	false	3934193821018644382	202	254	973	1225	1443	300	پس خبر اوردند كه عيال و بنها عليت-----------گين بر-اثر او همي اندر بيابان بغواهد شد امير محمود رحمه الله مر حاجب بلكاتگين را بطلب ايشان بفرستاد او برفت و حيلتها كرد تا زن و دختران و بنها علي تگين را بدست كرد و پيش اميرمح-مود اورد و-اين اندر-سنها ست -عشرو اربعماءه بود	1304	645109643839566166	AOCP20250214562-per1.ms70	true	-8763448280189544395	30	86	167	429	1440	301	پس خبر اوردند كه عيال و-بنه- علي ورق 125 ب تگين بر اثر او همي اندر بيابان بخواهد شد امير محمود رحمة الله مر-حاجب بلكاتگين را بطلب ايشان بفرستاد او-برفت و حيلتها كرد تا زن و دختران و-بنه -علي تگين را بدست كرد و پيش امير محمود اورد و اين اندر سنها ست وعشر واربعماية بود	70	-4303954501931625280	236	409.0	190	268	88.05970001220703	42	AOCP20250217563Vols-per1	AOCP20250214562-per1
AOCP20250217563Vols-per1.ms1305	false	8131551286694306474	123	194	677	1054	1589	302	هم اندرين سال رسولان امدند از نزديك قياخان و -بغراخان- بسوي امير محمود پيغامهاي نيكو اوردند و-خويشتن را بخدمت عرضه كردند و-التماس ن-ودند كه خواهيم كه ميان ما وصلت باشد و امير محمود ايشان را بفرمود تا-نيكو-فرود اوردند و-پس پيغام ايشان را چواب داد كه ما مسلمانيم و-شما كافرانيد وما را نشايد خواهر و-دختر خويش بشما دادن ا گر مسلمان شويد تدبير ان كرده ايد ورسولان را بر-سبيل خوبي باز گردانيد	1305	645109643839566166	AOCP20250214562-per1.ms72	true	-6577258688737635425	212	291	969	1356	1404	301	هم اندرين سال رسولان امدند از نزديك قتاخان و ايغر خان1 بسوي امير محمود پيغامهاء نيكو اوردند و خويشتن را بخدمت عرضه كردند و التماس نمودند كه خواهيم كه ميان ما وصلت باشد و امير محمود ايشان را بفرمود تا نيكو فرود اوردند و پس پيغام ايشان را جواب داد كه ما مسلمانيم و شما كافرانيد و مارا نشايد خواهر و دختر خويش بشما دادن ا-گر مسلمان شويد تدبير ان كرده ايدو رسولان را بر سبيل خوبي باز گردانيد	72	-4303954501931625280	366	662.0	298	388	94.32989501953125	70	AOCP20250217563Vols-per1	AOCP20250214562-per1
AOCP20250217563Vols-per1.ms0985	false	4723858001994561001	65	112	362	573	1486	302	يس بكتغدي حسين بن علي--- ميكا--ل را گفت كه جاي ايستادن نيست حسين رييس گفت بهيچ حال من بهزيمت پيش امير نشوم يا ظفر يابم يا كشته شوم و بكتغدي پشت بداد و برفت و حسين بيستاد و حرب همي كرد تا همه لشكر او بگريختند و-او-تنها	985	645109643839566166	AOCP20250214562-per1.ms85	true	1510356655883478058	252	301	1208	1424	1424	301	پس بكتغدي حسين بن علي بن ميكاءيل را گفت كه جاي ايستادن نيست حسين رءيس گفت بهيچ حال من بهزيمت پيش امير نشوم يا ظفر يابم يا كشته شوم و بكتغدي يشت بداد و برفت و حسين بيستاد و حرب همي-كرد تا همه لشكر او بگريختند و او تنها-	85	-4303954501931625280	206	377.5	161	218	94.49541473388672	42	AOCP20250217563Vols-per1	AOCP20250214562-per1
AOCP20250217563Vols-per1.ms0985	false	4723858001994561001	112	164	573	819	1486	302	بماند تر كمانان اندو امدند و-----------------------------------------------خواستند كه او را كشتندي تا داود خبر يافت و كس فرستاد تا او را نكشتند و پيش او بردند و-----------بر دست وي-اي او بند بنهادند و-اندر خر گاهي باز-داشتند و چند-تن را از تر كمانان بر-وي نگهب-ان كردند و تا بدين غايت اندر-ميان ايشان مانده است	985	645109643839566166	AOCP20250214562-per1.ms86	true	5818690461230842111	0	71	0	309	1416	301	بماند تر-كمايان اندر امدندو گرد فيل او بگرفتندو او را از فيل فرود اوردند و خواستند كه او را كشتندي تا داءد خبر يافت و كس فرستاد تا او را نكشتند و پيش او بردند ورق ه13 ب و بر دست و پاي او بند بنهادند و اندز خر-گاهي باز داشتند و چند تن را از تر كمانان بر وي نگاهيان كردند و تا بدين غايت اندو ميان ايشان مانده است	86	-4303954501931625280	234	401.0	185	311	75.24115753173828	47	AOCP20250217563Vols-per1	AOCP20250214562-per1
AOCP20250217563Vols-per1.ms1305	false	8131551286694306474	0	110	0	568	1589	302	خان بزرك قدرخان همراه بود--واز بوري تگين رعايا نفرت گرفته انديشيد كه مگر-اندرين فرصت ماوراء النهر خويشتن را گرداند پس بفرمود تا بر-جيحون پل بستند و-لشكر را بريل گذاره كرد و-سوي ماوراء النهر رفت وه-مه سركشان و پيشروان ماوراه النهر جايها خالي كردند و بر-فتند وهيچ كس پيش او-----------------------------------------------------نيامد و چون چند روز در ماوراه النهر بيود نامه- خواجه احد--بن محمد-بن عبدالصمد --وزير امده سوي امير شهيد رحمة اللهعليه ازبلخ كه داود تر كمان با همه سپاه خويش قصد بلخ كرده است و با من بسي سپاه و-حشم و الت نيست كه با ايشان مقاومت توانم كرد---------- و اگر-تو با زنيايي خلل ايد اندر-وقت امير-مسعود رحمه الله --زماوراءالنهر باز گشت	1305	645109643839566166	AOCP20250214562-per1.ms89	true	2881415482209037170	6	135	24	663	1403	301	خان بزرگ قدرخان بم ده بود و از پور--تگين رعايا نفرت كرنته انديشيد كه مگر اندرين فرصت ماوراء النهر خويشتن را كرداد ي-س بفرمود تا بر جيحوني-ل بستند و لشكر را برپل كذاره كرد و سوي ماوراء-النهر-رفت و همه سر شان وييش روان ماوراء النهر جايها خ-لي كردند و بر فتند و هيچكسرييش image filename0463AbuSacidGardiziZaynAkhbar_0094png او نيامد و چون چند روز در ماوراء النهر ببود نامها خواجه احمد بن محمد بن عبدالصمد الوزير امد -سوي امير شهيد رحمة الله از ب---لخ كه داءد تر-كمان با همه سپاه خويش قصد بلخ كرده است و با من بسي سياه و حشم و الت نيست كه با ايشان مقاومت توانم كرد ورق 137 ب و اگر تو باز نيايي خلل ايد اندر وقت امير مسعود رحمة الله از ماوراءالنهر باز گشت	89	-4303954501931625280	511	832.5	413	651	78.49462127685547	91	AOCP20250217563Vols-per1	AOCP20250214562-per1
