id1	first1	uid1	bw1	ew1	b1	e1	len1	tok1	s1	seq1	gid1	id2	first2	uid2	bw2	ew2	b2	e2	len2	tok2	s2	seq2	gid2	matches	score	ch_match	align_len	matches_percent	w_match	series_b1	series_b2
AOCP20250214781-per1.ms014	false	-178229811978172059	240	301	1240	1529	1529	301	از شيخ نصيرالدين محمود قدس سره منقول----------------------------------------------- است كه------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- بازرگاني---- از مخلصان شيخ محمد اجل كه بزرگي بود صاحب تصرفات عجيبه و خوارق غريبه بخدمت وي عرضداشت2 كه-- در خانه- من پسر------- شده بنده زادها شماست نعمتي همراه وي- كنيد شيخ فرمود نيكو باشد------- فردا پس از بامداد------- پسرك را حاضر كني و از جانب راستاي- من بي-اري و در نظرمن--	14	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms048	true	7389843837294408960	60	148	275	713	1404	301	از شيخ نصيرالدين محمود قدس سره منقول image file1052HaqqiDihlawiAkhbarAkhyar_0058png است كه فرمود بزرگي بود كه او را شيخ محمد اجمل1 شيرازي2 گفتندي سيد مبارك غزنوي نعمت از او يافته بود بعد از ان فرمود كه در ان وقت بازرگاني بود از مريدان ايشان به --------------------------------------------------خدمت شيخ امد و گفت كه در خانها من پسري متولد شده بنده زادها شماست نعمتي همراه او3 كنيد شيخ فرمود نيكو باشد چون من فردا نم-از بامداد بگزارم پسرك را بياوري4- و از جانب راستان5 من بر اري و در نظر من	48	2338751838391431553	200	263.0	155	490	40.81632614135742	36	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms018	false	-717624249757214975	138	269	670	1260	1450	301	وقتي شيخ-- خواستند كه سماع بشنوند قوال حاضر نبود بدرالدين اسح-ق را كه يكي از حلقه بگوشان حضرت شيخ بود فرمود2 كه ان مكتوب- كه قاضي حميد الدين------- فرستاده---- بيارند---- بدر الدين------ خريطها م----------كتوبات بياورد و-------------- پيش نهاد و2 دست انداخت---- همان مكتوب مطلوب بدست امد --------------شيخ اشارت فر---مود كه ايستاده بخوان عنوان مك------------------توب اين بود كه فقير حقير ضعيف نحيف م-مد عطا كه بندها درويشان است و از سر و ديده- خاك قدم ايشان---- چون اين قدر بشنيد---- حالي و ذوق- پيدا شد و مدتي در سماع بود بعد از-ان اين رباعي كه هم در ان مكت-------وب بود ياد فرمود ان عقل كجا كه در كمال تو رسد رباعي ان روح كجا كه در جلال تو -------------------------------رسد گپرم كه تو پرده بر گرقتي ز جمال ان دپده كجا كه در	18	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms063	true	1027933025636130134	25	166	130	781	1494	301	وقتي ايشان خواستند كه سماع بشنوند قوال حاضر نبود بدرالدين اسحاق را عليه الرحمهفرمودند -----------------------كه ان مكتوبي كه قاضي حميد-الدين ناگوري فرستاده است بياريد شيخ بدر-الدين رفت و خريطهاي كه در وي مكتوبات و رقعات جمع كرده بودند پيش نهاد و د-ست انداخت اول همان مكتوب به د----ست امد ان را به خدمت شيخ اورد شيخ فرمود كه ايستاده بخوان ---ان مكتوب خواندن گرفت مكتوب اين بود--- فقير حقير ضعيف نحيف محمد عطا-كه بندها درويشان است و از سر و ديدها خاك قدم ايشان شيخ چون اين قدر بشنيد يكي حالي و ذوقي پيدا ش-------------------د بعد از ان اين رباعي هم ياد كردند كه در مكتوب بود------------- عقل كجا كه در كمال تو رسد ------ان روح كجا-كه در جلال تو رسد ان ديده كجا كه در جمال5 تو رسد گيرم كه تو پرده بر گرفتي ز جمال ان ديده كجا-كه در	63	2338751838391431553	453	673.5	354	728	62.22527313232422	72	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms019	false	2486155417780423936	0	32	0	156	1441	301	واو از اشباع ضمه- متولد شده است پس اين اسم مقدس دليل--ست بر وحدت1 مسمي و هيچ اسمي ب--دين مثابه- نيست لعمري اسم اعظم پادشاه يگانه يگانه بايد تا موجب معاني بي-كرانه	19	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms066	true	-2704622463747956346	260	295	1236	1398	1434	302	واو از اشباع ضمه1 متولد شده است پس اين اسم مقدس دليل است بر وحدت- مسمي و هيچ اسمي بر اين مشابهت نيست لعمري اسم اعظم پادشاه يگانه يگانه بايد تا موجب معاني بي كرانه	66	2338751838391431553	153	273.0	121	163	93.86502838134766	29	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms019	false	2486155417780423936	35	88	168	415	1441	301	اسم هو اشارت--ست ب--موجود2 ازلي و هست لم يزلي موصوف ب--اوصاف كمال-- مقدس از نقايص و زوال موجودي2 كه 130 ازليت او را ابتدا نباشد و هستي كه ديموميت او-را انتها نبود و اين اول اسمي است كه از سرادقات غيب ب--عالم ظهور امده---- چنانچه در سورها قل هو الله احد------------ ظاهر است	19	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms067	true	-5962498944435203899	128	188	558	823	1381	301	اسم هو اشارت است به موجود -ازلي و هست لم يزلي موصوف به اوصاف كمال و مقدس از نقاءص و زوال موجودي- كه ----ازليت او را ابتدا نباشد و هستي كه ديموم-ت او را انتها نباشد- اين اول اسم -است كه از سرادقات غيب در عالم ظهور امده است چنانكه در سورها قل هو الله احد اخلاص 11125 ظاهر است	67	2338751838391431553	230	377.0	181	274	83.94160461425781	44	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms022	false	2716142866076792165	204	292	1025	1407	1501	301	او-را ديدم كه بر در مسجد نعلين----------------- از پاي7 بكشيد و بدست گرفت و بم--سجد در امد و دوگانه8 بگذارد و من هيچ-كس را در نماز بهيات10 وي نديده ام بعد از ان ب--------------------منبر برامد ----------------------مقري------------------- ايتي بخواند---------- شيخ نظام الدين------------------------- اغاز كرد كه ب--خط باباي خود نوشته ديده ام هنوز سخن ديگر نگفته بود كه اين سخن در حاضران در گرفت همه در گريه شدند انگاه اين دو مصراع بر سراءيد بر عشق تو و بر-تو نظر خواهم كر- جان در غم تو زير و زبر خواهم	22	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms078	true	-181726522635936303	130	241	672	1155	1422	301	او را ديدم--- بر در مسجد نعلين درپاي داشت ان را از پاي- بكشيد و بدست گرفت و در مسجد در-امد و دوگانه- بگزارد-- من هيچ كس را در نماز بر هيءت او نديده-ام دو گانه با راحت بگزارد و بالاي منبر رفت مقريي بود كه او را قاسم مقري گفتندي خوش خوان او ايتي بخواند بعد از ان شيخ نظام-الدين ابوالمءيد رحمة الله عليه اغاز كرد كه به خط باباي خود نوشته ديده-ام هنوز سخن ديگر نگفته بود كه اين سخن در حاضران درگ-رفت همه در گريه شدند انگاه---- دو مصر-ع بگفت كه ---ر عشق تو و بر تو نظر خواهم كرد جان در غم تو زير و زبر خواهم	78	2338751838391431553	327	471.5	253	503	65.00994110107422	61	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms023	false	-8997747112337165992	0	65	0	283	1482	301	سره اين بگفت و نعر-ها از خلق برامد بعد از ان دو سه بار ا-ين دو مصراع خواند انگاه گفت--- اي مسلمانان دو مصراع ديگر اين رباعي ياد نمي ايد چ--كنم اين سخن ب--طريق عجز بگفت چنانچه در---- جمع اثر عظيم كرد پس--- قاسم مقري ان دو مصراع ديگر بياد داد پر درد دلي بخاك در خواهم شد پر عشق سري زگور بر خواهم كرد2	23	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms078	true	-181726522635936303	241	298	1155	1410	1422	301	كرد اين بگفت و نعرهها از خلق برامد بعد از ان دو سه بار همين دو مصراع بگفت ان-گاه گفت كه اي مسلمانان دو مصراع ديگر اين رباعي ياد نمي-ايد چه كنم اين سخن بر طريق عجز -گفت چنانكه در همه جمع اثر------كرد انگاه قاسم مقري ان دو مصراع ------ياد داد پر-----------------------------عشق سري زگور بر خواهم كردا	78	2338751838391431553	225	367.5	173	299	75.25083923339844	40	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms041	false	8848159025008519776	142	301	663	1374	1374	301	از مشاهير بزرگان------- زمان سلطان شمس الدين التتمش و معاصر خواجه قطب الدين قدس سره بودا و مذكري2 كردي و نفسي گيرا داش---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ت روزي در تذكير وي در ام-----------دم بر در مسجد نعلين----------------- از پاي3 بكشيد و در دست گرفت و در مسجد در امد و------------------------------------------------------ دو گانه بگز--------ارد و بالاي منبر رفت سقري------------------------------------------- ايتي بخواند بعد از ان شيخ نظام الدين ابو المويد رحمة الله عليه اغاز كرد كه ب--خط باباي خود نوشته ديده ام هنوز سخن ديگر نگفته بود كه اين سخن در حاضران در گرفت همه در گريه شدند انگاه دو مصراع بخواند بر عشق تو و-بر تو نظر خواهم كرد جان در غم تو زير-و زبر خواهم كرد اين بگفت و نعر-ها از خلق برامد بعد از ان دو سه بار67 اين دو مصراع تكرار نمود انگاه گفت--- اي مسلمانان دو مصراع ديگر اين رباعي ياد نمي ايد چ--كنم اين سخن ب--طريق عجز بگفت چنانكه در همه اثر بك--رد انگاه----- مقري--- دو مصراع ديگر بياد	41	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms078	true	-181726522635936303	71	291	380	1377	1422	301	از مشاهير بزرگان است در زمان سلطان شمس-الدين--------- معاصر خواجه قطب الدين قدس سره-بود شيخ نظامالدين اوليا نيز او را ديده است ميرحسن در فوايد الفواد مينويسد كه بنده عرضه داشت كرد شما در تذكير او وقتي بوديد فرمود كه اري ولي در ان ايام كودك بودم درك معاني چندان به مراد نبوده است روزي در تذكير او در-امدم او را ديدم بر در مسجد نعلين درپاي داشت ان را از پاي- بكشيد و ب--دست گرفت و در مسجد در-امد و دوگانه بگزارد من هيچ كس را در نماز بر هيءت او نديدهام دو گانه با راحت بگزارد و بالاي منبر رفت مقريي بود كه او را قاسم مقري گفتندي خوش خوان او ايتي بخواند بعد از ان شيخ نظام-الدين ابو-المءيد رحمة الله عليه اغاز كرد كه به خط باباي خود نوشته ديده-ام هنوز سخن ديگر نگفته بود كه اين سخن در حاضران درگ-رفت همه در گريه شدند انگاه دو مصر-ع بگفت كه ر عشق تو و بر تو نظر خواهم كرد جان در غم تو زير و زبر خواهم كرد اين بگفت و نعرهها از خلق برامد بعد از ان دو سه بار هم-ين دو مصراع بگفت ان------گاه گفت كه اي مسلمانان دو مصراع ديگر اين رباعي ياد نمي-ايد چه كنم اين سخن بر طريق عجز -گفت چنانكه در همه جمع اثركرد انگاه قاسم مقري ان دو مصراع ياد -----	78	2338751838391431553	615	976.5	480	1032	59.593021392822266	116	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms024	false	-7302326167944912043	179	220	874	1057	1427	300	قبر او جانب شرقي حوض شمسي است كه ان-را تختها نور گويند يزار و يتبرك به مردم اين ديار خاك قبر او را بطريق تبرك و گشايش علم باطفال -خورانند و ازب-------------------------ن جهت قبر شريف وي اكثر از پايان شكسته بود	24	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms079	true	-8746670334817475815	261	302	1293	1470	1470	302	قبر او جانب شرقي حوض شمسي است كه ان را تختها نور-گويند يزار و يتبرك به مردم اين ديار خاك قبر او را به ---------------------اطفال بخورانند تا سبب مزيد فتح علم گردد از اين جهت قبر او---------- از پايان شكسته بود-	79	2338751838391431553	142	222.0	111	210	67.61904907226562	27	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms024	false	-7302326167944912043	15	92	68	446	1427	300	كوكبها مولانا برهان الدين مرغيناني پيدا شد پدرم بگوشها رفت من ايستاده ماندم و سلام كردم در من تيز بديد و ---------گفت خدا مرا چنين ميگوياند كه اين كودك--------------- علامها روزگار گردد من3----------- همچنان در ركاب او روان شدم بار ديگر مولانا-------------------- فرمود كه خدا مرا چنين ميگوياند كه اين كودك چنان شود كه130l------------------------------------------- پادشاهان ذي شوكت بر در اين نيازمند استان بوس بيايند از كلام اوست كه مرا ب-------------------------------هيچ كبيره نگيرن------د مگر ب--يك كبيره كه ان	24	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms079	true	-8746670334817475815	152	240	745	1197	1470	302	كوكبها مولانا برهان-الدين مرغيناني نزديك رسيد من پيش شدم--------------------- سلام كردم در من تيز بديد و اين سخن بگفت خدا مرا چنين ميگوياند كه اين كودك در روزگار خويش علامها عهد شود من اين سخن شنيدم و همچنان در ركاب او روان شدم با-----ز مولانا برهانالدين مرغيناني فرمود كه خدا مرا چنين ميگوياند كه ك----ودك چنان شود image file1052HaqqiDihlawiAkhbarAkhyar_0092png كه پادشاهان-------- بر در او------------------- بيايند نقل ا-----ست كه او بارها گفتي كه خداي عز و جلمرا از هيچ كبيره نخواهد پرسيد مگر از يك كبيره از او	79	2338751838391431553	257	332.5	201	515	49.90291213989258	43	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms045	false	-5532949659788451796	46	125	216	597	1466	301	--بغايت1727 مجاهده پيش گرفت و---------------------------------------------------- صوم دوام داشتي و ب--وقت افطار اندك چيزي چشيدي --طعامي كه وقت سحر مي بردند اكثر چنان بودي كه نخوردي اگر خادم عرضه داشتي---- كه مخدوم وقت افطار----- كمتر --خورده اگر از طعام سحر هم نخور-------د حال چه شود-------------------------- بگريستي و گفتي كه چندين مسكينان و درويشان در ك-نجهاي10 مساجد و دو كانها11 گرسنه و فاقه زده افتاده12 اند اين طعام در حلق من چگونه فرو4 رود و14 همچنان طعام از پيش بر ميداشتند	45	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms094	true	6069763272218165313	1	91	4	463	1388	301	به غايت---- مجاهده پيش گرفته بود و image file1052HaqqiDihlawiAkhbarAkhyar_0109png صوم دوام داشتي و به وقت افطار اندك چيزي چشيدي و طعامي كه وقت سحر بودي---- اكثر چنان بودي كه نخوردي---- خادم عرضه داشت كردي كه مخدوم وقت افطار طعام كمتر ميخورند اگر از طعام سحراندك تناول نكنند حال چه شود و ضعف قوت گيرد در اين محل بگريستي و گفتي كه چندين مسكينان و درويشان در1 گنجهاي-- مساجد و دو-كانها-- گرسنه و فاقه زده افتاده---اند اين طعام در حلق من چگونه فرو- رود---- همچنان طعام از پيش بر ميداشتند	94	2338751838391431553	336	545.5	266	484	69.4214859008789	59	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms044	false	-3462445609628824737	158	300	799	1446	1450	301	عالميان--ست و در دين و دنيا هر كرا حاجتي است از خدمت وي بر مي ايد و حق تعالي زمام مملكت دنيا ب--دست ما داده---- ما را- بايد كه هر كاري و مصلحتي كه در مملكت پيش ايد بخدمت شيخ عرض1- داريم تا در انچه خيريت مملكت و صلاح ما در ان بو-د اعلام فرمايد بنا بران------- فصلي چند در--ين باب بخ--------دمت فرستاده------------------------------ زير هر حديثي جواب ان بنويسند2 تا ما ان-را ب--پرداخت -رسانيم و اين- كاغذ را ب--دست خضر خان كه2 از جمله- پسران محبوب تر--- و مريد شيخ بود ------بخدمت شيخ فرستاد چون خضر خان ان كاغذ را ب--دمت شيخ -داد مطالعه نفرمود و حاضران مجلس را گفت--- فاتحه -خوانند بعد از ان گفت درويشان را با--------------- كار هاي پادشاهان چكاره من درويشم و------- گوشه گرفته-- و ب--دعا گوءي پادشاه-- مسلمانان مشغول- اگر ب--سبب اين معني پادشاه بعد ازين2- چيزي	44	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms096	true	-7152051099025337164	121	277	595	1316	1432	301	عالميان است و در-دين و دنيا كه -را حاجتي است از خدمت او بر مي-ايد-- حق تعالي زمام مملكت دنيا به دست ما داده است ما را3 بايد كه هر-كاري و مصلحتي كه در مملكت پيش ايد بندگي4 را عرضه5 داريم تا بدا-نچه خيريت مملكت و صلاح ما در ان باشد اعلام فرمايد بنا براين مقدمه فصلي چند در اين باب نوشته به خدمت فرستاده شده است انچه در ان خيريت باشد زير هر حديثي-------- بنويسند- تا ما ان را به پرداخت برسانيم-- اين6 كاغذ را به دست خضر خان كه- از جملها پسران محبوبتر بود و مريد شيخ بود داد به خدمت شيخ فرستاد چون خضر خان ان كاغذ را به دست شيخ7 داد مطالعه نفرمود و حاضران مجلس را-گفت كه فاتحه بخوانيم بعده فرمود كه درويشان را با كارپادشاهان چه كار------------------- من درويشم و از شهر گوشه گرفتهام و به دعا-گويي پادشاهان مسلمانان مشغولم اگر به سبب اين معني پادشاه بعد از اين چيزي	96	2338751838391431553	566	858.0	443	761	74.37582397460938	95	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms045	false	-5532949659788451796	134	286	640	1397	1466	301	پيش از رحلت چهل روز طعام نچشيد و در اخر وقت كه از عالم ميرفت ميگفت ---وقت نماز شده است و من ن--------------------------------ماز گزارده ام10 اگر ميگفتند گزارده ايد12 ميفرمود--- بار ديگر بگزاريم12 هر نماز را سكرر- ميگزارد18 و ميفرمود ميرويم19 و ب------------اقبال خادم ميفرمود كه اگر چيزي در خانه نگا-----------ه دارد فرداي20 قيامت از عهدها جواب ان21 image filename1066MuhammadSadiqHamadaniKalimatSadiqin_0155jpg شيخ نجيب الدين متوكل قدس سره 4 برايد خادم همه را بداد مگر------- چند روزه- علوفه- دروبشان از قسم غله نگاه داشت فرسود اين مرده ريگ را چه نگاه داشته --اين را نيز بيرون كن و در خانه3 جاروب ده در حال انبار-----ها را بگشادند و جهاني جمع شده--- غارت كردند بعد از ان بعضي متعلقان عرض نمودند كه حال ما مسكينان بعد از مخدوم چه خواهد شد فرمود غمي نيست- در روضها من چندان برسد كه كفاف شود- گفتند9 ميان ما قسمت -----كه كند گفت هر كه از------ نصيب خود	45	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms098	true	1979532352414860938	28	174	119	807	1401	301	پيش از رحلت چهل روز طعام نچشيد و در اخر وقت كه از عالم ميرفت ميگفت كه وقت نماز-شده است و من نمازگزاردهام اگر ميگفتند كه شما نما------------------------ز گزارده-ايد-- ميفرمود كه بار ديگر بگزاريم-- هر نماز را مكرر2 ميگزارد-- و ميفرمود ميرويم ميرويم ميرويم به اقبال خادم ميفرمود ---اگر چيزي در خانه از هيچ جنس نگاه دارد فرداي-- قيامت--- عهدها جواب حضرت عزت باش------------------------------------------------------------------------------------------د خادم همه را بداد مگر غله كه چند روزها علوفها درويشان بود فرم-----------------ود اين مرده ريگ--- چه نگاه داشتهاي اين را نيز بدر---كن و در خانه- جاروب ده در حال انبار خانهها را -گشادند و جهاني جمع شدند و غارت كردند بعد از ان خادمان3 عرضه كر-----دند كه حال ما مسكينان بعد4-- مخدوم چه خواهد شد فرمود كه شما را در روضها من چندان برسد كه كفاف باشد گفتند- ميان ما قسمت حاصل كه كند فرمود كسي كه از سر نصيب خود	98	2338751838391431553	525	822.0	407	851	61.6921272277832	90	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms037	false	-2961797658422148870	76	189	364	897	1471	301	كه سماع علي الاطلاق حلال وعلي الاطل-----اق حرام-- نيست--------------------------------- تا مستمع كيست سماع صوتي --است موزون چرا حرام باشد و سماع--- مزامير حرام است پيش شيخ فريد الحق والدين قدس سره در باب اباحت وحرمت سماع كه در ان اختلاف علما است ذكر ميكردند فرمود7 سبحان الله يكي بسوخت و خاكستر شد ديگري هنوز در اختلاف است 8 م اتش اندر پختگان افتاد و سوخت خام طبعان همچنان افسرده اند كلمه 2 بعضي درويشان با پيري بيعت -----------------------ميكنند -و بر ان كفايت نا كرده نزد پير ديگر ميروند و بيعت و-خرقها وي هم مي ستانند نزديك من اين چيزي نيست بيعت همان است كه باول كرده------------- اگرچه ان10 پير يكي از احاد باشد	37	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms099	true	-5107155711914537000	195	270	883	1249	1428	301	---سماع علي الاطلاق حلال وعلي الله الاطلاق حرام11 نيست از بزرگي پرسيدند سماع چيست فرمود تا مستمع كيست سماع صوتي12 است موزون چرا حرام باشد-- سماع با مزامير حرام است فرمود----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- بعضي درويشان با پيري بيعت كرده باشند بر ان بسند نميكنند تا بر پيري --------------------ديگر ميروند و بيعت و خرقها او هم مي-ستانند نزديك من اين چيزي نيست بيعت همان است كه -اول با كسي كرده باشند اگرچه ان --پير يكي از احاد باشد	99	2338751838391431553	261	405.5	206	616	42.3701286315918	44	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms037	false	-2961797658422148870	186	258	884	1258	1471	301	از اح------اد باشد كلمه 3 اگر3 م---ريد شيخ را گويد كه من مريد توام و شيخ گويد كه تو image filename1066MuhammadSadiqHamadaniKalimatSadiqin_0147jpg شيخ نظام الحق والدين قدس سره مريد من نها- او مريد باشد و اگر معامله1 برعكس بود م--------------------------------ريد نباشد چ-------ه ارادت فعل مريد است نه فعل شيخ كلمه- قفل سعادت را كليدها است بهمه---------- تمسك بايد كرد اگر از يكي نگشايد شايد-- كه ب--كليد ديگري161 گشاده گردد كلمه ه ميفرمود	37	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms100	true	1268597914684394412	104	173	492	814	1475	301	از اينجا سواد بايد كرد8 فرمود اگر مريد شيخ را-گويد كه من مريد توام و شيخ گويد كه9 مريد--------------------------------------------------------------------------------------------- من نهاي او مريد باشد و اگر شيخ گويد تو مريد مني و10 مريد گويد من مريد تو نيم مريد نباشد11 زيرا كه ارادت فعل مريد است نه فعل شيخ فرمود قفل سعادت را كليده--است به همها كليدها تمسك بايد اگراز------يكي نگشايد شايد12 كه به كليد ديگر---- گشاده شود---------- فرمود	100	2338751838391431553	206	278.5	159	438	47.03196334838867	33	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms046	false	131832710063609337	32	244	150	1194	1432	301	برادر و خليفها شيخ فريد الدين گنج-شكر است در اخبار الاخيار امده7 كه وي سخت----------------------------------------------- معامله بود و مجامدات غريب و رياضات شاقه ميكشيد و توكل تمام داشت از سلطان المشايخ منقول است كه فرمودي شيخ7 نجيب الدين مدت هفتاد سال در شهر بود و با-------------------------وجود------- فرزندان و اتباع بسيار ديهي و ملكي نداشت و بعيش و خرمي8 تمام مي بوده من درين شهر همتاي او نديدم از بسكه مستغرق كار خود و از روش اهل زمانه بيگانه بود ندانستي كه امروز كدام روز و ا----ين ماه كدام ماه و-----اين درم چه درم است شخصي از وي پرسيد كه نجيب الدين متوكل توءي گفت10 متاكل منم تا متوكل كيست هم ان شخص گفت برادر شيخ فريد الدين گنج شكر توءي گفت برادر11 صوري منم تا معنوي كه خواهد بود2 در سير الاوليا اورده--- كه- روزي مهمانان12 عزيز بخانها وي---- امدند و چيزي حاضر نبود بدين سبب ويرا في الجمله نگراني پيدا گشت بالاي13 بام رفت و------ مشغول شد ناگاه پيري بروي ظاهر شد و ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------اين ------------بيت بر خواند15 با دل گفتم دلا خضر را بيني دل گفت اگر مرا نمايد بينم ول-------مايده------ پيش اورد و -فت كوس توكل تو بر عرش ميان ملاء اعلي ميزنند تو image filename1066MuhammadSadiqHamadaniKalimatSadiqin_0156jpg كلمات الصادقين بجهت اين-معني ملتفت گشتها- گفت ---حق ميداند كه ب--سبب خود ملتفت	46	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms101	true	-6284155397347768799	126	296	584	1381	1407	301	برادر و خليفها شيخ فريد-الدين گنج شكر است قدس الله سرهما-------------- سخت image file1052HaqqiDihlawiAkhbarAkhyar_0117png معامله ذاشت به غايت متوكل بود--------------------------------------------------------------------------------------- مدت هفتاد سال در شهر بود هيچ چيز از جنس ادرارنداشت با وجود عيال و فرزندان -----------------------------------عيش و خوشي كردي تا به حدي كه---------------------------------------------------------------------------- ندانستي كه ك------دام روز است و اين ماه كدام ماه است و اين درم چه درم است -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------اوردهاند كه1 روز عيد درويشان در---خانها او جمع امدند و ان روز هيچ چيزنداش-----------------------------------ت بالاي --بام رفت و به حق مشغول------------------------ شد و با دل خود ميگفت كه اين چنين روز عيد بگذرد و در حلق2 فرزندان من طعامي نرود و مسافران بيايند و همچنين نامراد بازگردند هم دراين ميان ميبيند كه پيرمردي بالاي بام ميايد و اين بيت ميخواند بيت با دل----------- گفتم دلا خضر را بيني دل گفت اگر مرا نمايد بينم و ان مرد مايدها طعام پيش اورد و گفت كوس توكل تو بر عرش ميان ملا- اعلي ميزنند تو به ---------------------------------------------------------------------------جهت اين معني ملتفت گشتهاي گفت كه حق ميداند كه به سبب خود ملتفت	101	2338751838391431553	389	469.5	298	1346	28.90044593811035	73	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms072	false	-4174844803258350933	119	181	653	945	1547	301	همراه غياث الدين بلبن----------------- بوده2 همانشب---- رحلت-------- حاضر شد اما ب--واسطها انكه دروازها حصار بسته بودند شيخ------------------- را در ان حالت --نيافت صباح كه جنازه مي بر4--------- اوردند- در رسيد فرزندان- ديگر مي-خواستند كه گنجشكر را بيرون شهر در---- شهدا دفن كنند او مصلحت در ان ديد كه--- در مقاسي كه -الان روضه- شريفه اوست دفن كردند و وي در يكي از	72	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms117	true	-4419996479555796451	194	267	967	1322	1475	301	همراه غياث-الدين بلبن در قصبها پتيالي3 بوده3 همان شب كه رحلت ميفرمود حاضر-شد اما به واسطها انكه دروازها حصار بسته بودند درون نتوانست امد و شيخ را در ان حالت درنيافت صباح كه جنازه از شهر بيرون مي اوردند5 در رسيد فرزندان6 ديگر مي خواستند كه شيخ--- را بيرون شهر درميان شهدا دفن كنند او مصلحت در ان ديد كه هم در --انجاكه حالا مقبرها شريف- اوست دفن ك-نند -همه بر راي او	117	2338751838391431553	252	360.5	195	365	69.04109954833984	39	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms051	false	6685397558979405456	25	155	111	799	1498	301	زمان24---- غياث الدين بلبن از عمده مشايخ اين ديار بود حضرت سلطان المشايخ بزيارت روضه وي تشريف ارزاني فرمودي در اخبار الاخيار بسطور است كه ظاهر الست به سلطان المشايخ زمان حيات او را نيز در پافته image filename1066MuhammadSadiqHamadaniKalimatSadiqin_0160jpg باشد اما ملاقات ايشان ب---يكديگر بثبوت نرسيده صاحب سير الاواياء از حضرت سلطان المشايخ روايت كرده كه ميفرسود كه پيش از-ين كه سن در مسجد كيلو كهري ب---نماز جمعه ميرفتم روزي- هواي1 تابستان بود و من صايم مرا دوران امد--- در د-كاني7 نشستم---- در خاطر من گذشت كه4 اگر---- مركبي بودي بر----ان سوار ميرفتم بعد ازان اين بيت شيخ سعدي بخاطر رسيد---- ما قدم از سر كنيم در طلب دوستان راه بجاءي--- نبرد هر كه ب--اقدام رفت از ان خطره- توبه كردم بعد از سه روز خليفه----- ملك-يار پران مل---------------دياني	51	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms119	true	6770288777235145906	175	300	840	1434	1438	301	زمان سلطان غياثال-دين بلبن است شيخ نظام الدين اوليا به -------------------زيارت روضها او ميامد و ظاهر ان --------------------------است كه--------------------------- زمان حيات او را نيز دري-افته-------------------------------------------------------------- باشد اما ملاقات ايشان به1 يكديگر معلوم نيس----ت در سير-الاوليا- از شيخ نظامالدين اوليا نقل ميكند كه ميفرمود--- پيش ازاين كه من در مسجد كيلو-كهري به2 نماز جمعه ميرفتم روزي3 هواي- تابستان بود و من صايم مرا دوران امد و4 در دوكاني5 نشستم كه6 در خاطر من گذشت كه7 اگر مرا مركبي بودي من بر ان سوار ميرفتم بعده ----اين بيت شيخ سعدي در دل گذشت بيت ما قدم از سر-كنيم در طلب دوستان راه به جايي8 نبرد هر كه به اقدام رفت از-ان خطره9 توبه كردم بعد از سه روز خليفها شيخ ملك يار پران رحمة الله عليه مادياني	119	2338751838391431553	423	585.0	332	747	56.62650680541992	65	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms052	false	6016619507543518668	121	184	602	893	1436	301	در خواب ديدم كه در بهشت مقامي رفيع و درجها بلند بوي عنايت شده باوجود ان محزون نشسته تهنيت ان سقام كرده گفتم با اينهمه منزلت و مرتبت كه نصيب تو شده موجب غم و باعث حزن چيست گفت---- همه يافتم اس-ا لذت-------ي كه در سماع بود نمي يابم روضها متبركها وي در راه----- خواجه قطب الدين مقابل بجي-مندل است در زمان7 سلطان	52	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms120	true	8606505239450339570	249	296	1193	1416	1439	301	در خواب ديدم كه در بهشت مقام- رفيع يافته است فاما مغموم ن----------------------شسته تهنيت ان مقام كردم و پرسيدم چرا مغموم نشستهاي----------------------------------------- گفت اين همه يافتم فاما لذتي و حالي كه در سماع بود نمي يابم روضها او-------- در راه مقام خواجه قطب-الدين مقابل بجي مندل------------- سلطان	120	2338751838391431553	153	204.0	119	309	49.514564514160156	25	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms057	false	4623541280401434451	102	294	466	1433	1465	301	است كه روزي شيخ نصير الدين محمود بامير خسرو كه محرم خلوت خاص شيخ نظام الدين7 بود التماس نمود كه از وي ب--خدمت شيخ عرض-- كند كه من---------------------- از سبب مزاحمت خلق مشغول نمي-توانم بود اگر فرمان شود در صحراي-- خدا ي-----------------------------------------------تعالي8 را ب--فراغ خاطر عبادت كنم امير خسرو وقت معهود---ي كه داش--------------------------------------------------------------------------------ت عرض--داشت1 شيخ نصير الدين گز------رانيد10 شيخ فرمود او را بگو كه11 ترا در ميان خلق مي بايد بود- ------و جفاي12 خلق با--يد كشيد و مكافات ب--بذل و عطا مي بايد كرد همدران كتاب مذكور است كه صاحب سير الاوليا4 ار حضرت شيخ نصير الدين محمود نقل كرده كه در اوايل ارادت روزي وقت image filename1066MuhammadSadiqHamadaniKalimatSadiqin_0166jpg كلمات الصادقين استوا بر در خانها حضرت سلطان المشايخ ايستاده بودم نا گاه انحضرت از بالاي1 جماعت خانه فرود امد چون اين ضعيف را بديد در دهليز بنشست و خادمي را فرمود تا در خدمت حاضر شوم چون بدوات قدمبوس رسيدم فرمود بنشين چون بنشستم پرسيد در دل چه داري و مقصودت------------- چيست و پدر تو چه كار كردي عرضه نمودم مقصود من دعاء مزيد حيات مخدوم عالميان است و راست كردن نعلين ا--يشان و ----پدر من غلامان داشت كه سوداي2 پنبه ميكردند	57	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms131	true	-4564171300585758028	16	179	66	824	1384	301	است كه روزي -------------------به امير خسرو-كه محرم خلوت خاص شيخ نظام-الدين ب-ود التماس كرد- كه از-وي به خدمت شيخ عرضه6 كند كه من بنده در اوده ميباشم و از سبب مزاحمت خلق مشغول نمي توانم بود اگر فرمان شود در صحرايي7 خداي image file1052HaqqiDihlawiAkhbarAkhyar_0158png تعالي- را به فراغ خاطر عبادت كنم امير خسرو را- معهود بود كه بعد از نماز خفتن به خدمت شيخ رفتي و بنشستي و از1 انچه گذشته بودي نقل كردي در اين وقت عرض2 داشت- شيخ نصير-الدين محمود گذرانيد --شيخ فرمود او را بگو كه تو را در ميان خلق ميب-ايد بود3 و جفا و خفاي-- خلق ميبايد كشيد و مكافات به بذل و عطا ميبا-يد كرد------------------ اوردهاند كه وقتي---------------- شيخ او ر----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ا در خلوت طلبيد و گفت -------------------------------------------------در دل چه داري و مقصود تو از اين كار چيست و پدر تو چه كار كردي گفت كه مق----صود من دعاي مزيد حيات خواجه------------ و راست كردن نعلين درويشان است و پدر من غلامان داشت كه سوداي- پنبه ميكردند	131	2338751838391431553	481	674.0	373	1166	41.25214385986328	83	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms058	false	-3771612057894929215	1	72	6	315	1434	301	فرمود هلا بشنو ----چون من ب--خدمت شيخ-------- فريد ------الدين رسيد-م روزي در اجودهن دانشمندي كه يار و هم سبق من بود------------ مرا با جاس-هاي ريمگين ديده گفت نظام ال-----------دين ت--را چه---- پيش امد تا اين زمان اگر در---- شهر تعليم- ميكردي روز گار تو بهتر شدي من-------------------------------------- هيچ نگفتم و بخدمت شيخ-- رفتم --گفت نظام----- اگر كسي از ياران تو پيش ايد و بگويد ---اين چه روز- است كه ت--را پيش	58	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms131	true	-4564171300585758028	181	272	833	1248	1384	301	فرمود كه- بشنو در انچه من به خدمت خواجها خود4 فريد الحق والدين پيوستم روزي در-اجودهن دانشمندي كه يار و هم سبق من بود پيش امد چون مرا با جامههاي ريمگين و پاره ديد پرسيد كه5 نظامالدين تو را چه روز پيش امد تا اين غايت اگر در اين شهر تعليم6 ميكردي اسباب معيشت به فراغت به هم ميرسيد من اين سخن از ان يار شنيدم هيچ نگفتم به خدمت خواجه رفتم پرسيد نظامالدين اگر-كسي از ياران تو پيش ايد و بگويد كه اين چه روز7 است كه تو را پيش	131	2338751838391431553	242	321.0	182	418	57.894737243652344	44	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms059	false	654084666902137885	145	277	706	1304	1479	301	كه من چه لايقم كه شيخي كنم و اثار فنا و نيست----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ي از در وبام روضها منوره وي مي تراود و هر كرا اندك مناسبتي باين راهست و بزيارت قبر ان قدوها عارفان مشرف گشته انوار انجا را بحس ظاهري---- نيز دريافته باشد از------------------------------------------------- سيد محمد گيسو دراز كه از اكابر خلفاي8 شيخ نصير الدين محمود است و در ولايت شاني رفيع و رتبتي منيع وكلامي عالي دارد و در مشايخ چشت بمشربي خاص و طريقي مخصوص95 موصوفست و در علم و9 سيادت جامع بوده متقول است كه ميفرمود يك-بار در زمان حيات خواجه- ما در دهلي امساك باران شد خواجه براي استسقا بيرون امد هر تضرع- و زاري و نماز و دعاءي كه از سلف مردي است همه كر--د هيچ راه و روءي پيدا نش-د تا انكه باز گشتند چون انروز	59	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms134	true	1212865636388976214	178	284	816	1354	1442	301	كه من چه لايقم كه شيخي كنم امروز خود اين كار بازي بچگان شد بعد از ان اين بيت شيخ سنايي خواند15 image file1052HaqqiDihlawiAkhbarAkhyar_0162png مسلمانان مسلمانان مسلماني مسلماني از -------------------------------------------------------اين ايين بيدينان پشيماني ميفرمود غم ايمان بايد خورد و در پي كرامت نبايد1 بود نيز مي فرمود كه2 حيرانم كه خلق بيمشاهده چگونه ميزيند نقل است از امير سيد محمد گيسو-دراز كه فر-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------مود يك بار در زمان حيات خواجها ما در دهلي امساك باران شد خواجه براي استسقا بيرون امد--- تضرع3 و زاري و نماز و دعايي كه از سلف مروي است همه كردند هيچ راه در و-ي پيدا نبود تا انكه باز-گشتند -ان --روز	134	2338751838391431553	244	337.0	184	787	31.003812789916992	42	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms063	false	4290656801640439123	180	301	872	1433	1433	301	و در انجا نوشت كه اين بيت بهيچوجه بحقيقت- نميتوان برد از- جور و جفا ب------خداوند عزو--جل نسبت1011 كردن كفر لازم ايد اين و مثل اين خرافات4- جمع كرده- بر مولاناء معين الدين عمراني- برد و بخواند اوا بستد و بر گرفت و- پيش شيخ فرستاد شيخ ان--را بديد و مولانا سعين الدين را ب--خود طلبيد و اين رساله ب-ر دست7 وي داد و هيچ نگفت و دستار و دراع بوي پوشانيد8 روز-------------- ديگر سماع بود بندگي خواجه برين------------------------------------ رباعي بسيار اضطراب نمود9 ما طبل مغانه دوش بي باك زديم عالي- علمش بر سر افلاك زديم از بهر يكي-- مغبچها ميخوا ره صد-- بار كلاه توبه بر خاك زديم بعد از-- اضطراب بسيار بر بالاي10 بام1 رفت-- بنشت و12 فرمود مغيث-	63	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms134	true	1212865636388976214	1	130	4	590	1442	301	و بر اين معني- كه اين بيت -هيچ ----حقيقت2 نميتوان برد اگر جور و جفا است به خداوند عز و جل نسبت---- كردن كفر لازم ايد اين و مثل اين چند كلمه جمع كرد و بر مولانا- معينال-دين عمراني3 برد او---------- بستد و بر-گرفت و4 پيش شيخ فرستاد شيخ ان5 را -ديد و مولانا معينال-دين را به خود طلبيد و اين رساله به6 دست او- داد و هيچ نگفت و دستار و دراعه7-- پوشانيد و باز گردانيد روزي ديگر سماع بود بندگي خواجه بر اين8 بيت بسيار ميرقصيد و اضطراب ميكرد رباعي------------------- ما طبل مغانه دوش بي-باك زديم عالي9 علمش بر سر افلاك زديم از بهر يكي10 مغبچها ميخوا-ره صد11 بار كلاه توبه بر خاك زديم بعد از12 اضطراب بسيار بر بالاي-- بام- رفت و نبشت و-- فرمود مغيث	134	2338751838391431553	466	695.5	361	640	72.8125	80	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms062	false	-320937309015613573	21	89	99	408	1400	301	حال نتيجها صحت اعمال است و عمل بر دو نوع است عمل جوارح و ان سعلوم است و ---عمل قلب و ان-----را مراقبه خوانند-- المراقبة ان تلازم قلبك للعلم4 بان الله ناظر اليك------------- اول انوار از عالم علوي بر ارواح نازل ميشود ب--------عده اثر ان ظاهر ميشود بر قلوب بعده بر جوارح و جوارح متابع قلب است چون قلب متحرك ش-د جوارح نيز در حركت مي ايد9 image	62	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms135	true	3410107198496066564	88	155	415	734	1452	301	حال نتيجها صحت اعمال است --عمل بر-دو نوع است عمل جوارح و ان معلوم است دوم9 عمل قلب و ان عمل را مراقبه خوانند و المراقبة ان تلازم قلبك العلم- بان الله ناظر اليك10 بعده فرمود اول انوار از عالم علوي--------- نازل ميشود برارواح بعده اثر ان ظاهر ميشود بر قلوب بعده بر-جوارح و جوارح متابع قلب است چون قلب متحرك شود جوارح نيز در حركت-------- image	135	2338751838391431553	283	484.0	223	341	82.99120330810547	51	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms062	false	-320937309015613573	93	209	471	991	1400	301	نظر بر دل داشته و-دل طرف حق متوجه شمرده و بدو مشغول گردانيده و غير حق از دل نفي كرده بايد نشست تا چ-ها پيدا شود كلمه 3 ميفرمود سبب انكه درويشان استين كوتاه كنند- انست--- كه صوفي را باي-------------------------د كه دست خود را قلم كند از انكه پيش مخلوق----- فراز -كند و- نا گرفتني بگيرد7 اما --------چون قلم كردن دست موجب حرمان از بسياري عباداتست مثل------------ وضو و غسل و مصافحه با برادر مسلمان پس بجاي ان استين كه نزديك بدس---------ت است----- كوتاه كند4 تا او را سذكر بر---- بريدن دست شود و همچنين س-----------------------وي سر-تراشيدن---------------------------------------------------- زيرا كه اول قدم دري--ن راه سر بازي است اما چون از سرگذشتن سبب باز ماندن است از جمله	62	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms137	true	6871166217427482336	146	283	746	1349	1425	301	نظر بر دل داشته و دل طرف حق متوجه شمرده و بدو مشغول گردانيده-- غير حق از دل نفي كرده بايد نشست تا چهها پيدا شود ---------فرمود استين كه درويشا------ن كوتاه كنند2 ان است3 كه صوفي چون در سلوك درامد4 اين تقاضا كرد كه دست خود را قلم كند تا----- پيش مخلوقي دست فراز نكند و5 نا-گرفتني نگيرد- اما اگر دست6 را قلم كند از چندين----------------- عبادات محروم ماند چنانچه وضو و غسل و مصافحه با برادر مسلمان پس چه كند انچ-----ه نزديك -دست است يعني استين را كوتاه كند- تا او را مذكر شود به بريدن دست---- و همچنين كوتاه كردن دامن جامه و موي سر تراشيدن ان است كه چون در طريقت امد بايستي سر خود را قلم كند زيرا كه اول قدم در اين راه سر-بازي است اما اگر سر قلم كند------------------ از جمله	137	2338751838391431553	385	519.0	292	674	57.12166213989258	69	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms062	false	-320937309015613573	240	300	1132	1396	1400	301	قبول اعمال موقوف است بر جذبه يعني هر عملي كه ميكند--- تا جذبه در نيامده ق----بول نيست چون جذبه نامزد-- حال او --شد هر-- عملي كه كند قبول باشد و ان جذبه را------ وقت معين نيست در صبا ب-اشد يا در جواني يا در شيخوخت2-- اما جذبه را مراتب است جذبه- عوام توفيق يافتن است در اعمال و جذبها 1100	62	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms138	true	-7693767219096138056	227	284	1116	1394	1514	302	قبول اعمال موقوف است بر جذبه يعني هر عملي كه ميكنند14 تا جذبه در نيامده است قبول نيست چون جذبه نامزد15 حال او باشد هر16 عملي كه كند قبول باشد-- ان جذبها او را17 وقت معين نيست درصبي18 باشد يا در-جواني يا در شيخوخيت19 اما جذبه را مراتب است جذبها عوام توفيق يافتن است در اعمال و-جذبها -----	138	2338751838391431553	243	411.5	190	287	84.66899108886719	41	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms066	false	1247358723827038501	32	139	161	684	1460	301	در بيان محبت بوي104 عنايت نموده كلم--------ه اتفاق اصحاب طريقت و ارباب حقيقت بدان10 است كه اهم- مطلوب و اعظم مقصود از خلقت بشر محبت رب العالمين است و ان بر دو نوع است محبت ذات و محبت صفات محبت ذات از -واهب است و محبت صفات از مكاسب11 هر چه از مواهب است12 كسب و عمل بنده را بدان تعلقي نيست و هر چه از مكاسب است ط-----ريق اكتساب ان-- دوام ذكر است مع تخلية القلب وە ------اين را قراع سرط است و قراح را چهار چيز مانع است و هر چه مانع image filename1066MuhammadSadiqHamadaniKalimatSadiqin_0174jpg كلمات الصادقين عزلت و انزواست وطريق دفع دنيا قناعت است	66	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms152	true	-6650110884896735618	188	300	944	1453	1454	301	در بيان محبت رب العالمين نسخها ان اين است كه اتفاق اصحاب طريقت و ارباب حقيقت است1 ------كه اهم2 مطلوب و-اعظم مقصود از خلقت بشر محبت رب-العالمين است و ان بر دو نوع است محبت ذات و محبت صفات محبت ذات از مواهب است و محبت صفات از مكاسب-- هر-چه از مواهب است-- كسب و عمل بنده را بدان تعلقي نيست-- هر-چه از مكاسب است هست3 طريق اكتساب محبت دوام ذكر است مع تخلية القلب عما سواه اين را فراغ شرط است فراغ-- را چهار چيز مانع است و هر-چه مانع شرط است مانع مشروط است خلق ودنيا و نفس وشيطان طريق دفع خلق------------------ عزلت و انزواست4 طريق دفع دنيا قناعت است	152	2338751838391431553	386	618.0	297	546	70.69596862792969	71	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms068	false	-5426999600076444665	2	59	10	274	1473	301	هيچ ب--ان رغبتي نميكند باين ملفوظات اينهمه رغبت چيست گفت1081 جهان- از كتب و رسايل سلوك و حقايق و معارف و جز ان پر است اما ملفوظات روح افزاي8 مخدوم من كه- نجات من ب-ان--ست كجا- يابم9--- مرا نسيم تو بايد صبا كجاست كه نيست كجا استزلف تو مشك-خطا كجاست كه نيست قبر وي نيز در ياران	68	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms153	true	-8815492851263495670	156	209	787	1018	1453	301	هيچ در ان رغبتي نمينماييد مگر در اين كتاب گفت--------------- جهاني از كتب-------- سلوك---------------- و جز ان پر است اما ملفوظات روح افزاي- مخدوم من كه2 نجات من بدان است كجا3 يابم بيت مرا نسيم تو بايد صبا كجاست كه نيست كجاست -زلف تو مشك خطا كجاست كه نيست قبر او نزديك به ----	153	2338751838391431553	179	261.5	138	276	64.85507202148438	32	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms081	false	1130182511675146003	226	276	1078	1330	1443	300	سلطان محمد تغلق تيغ قهر و سياست بر خلاءق خصوصا بطاء--فها مشايخ اخته- بود10 مولانا-------------- را طلبيد و گفت مثل تو دانشمندي اينجا چه كند ب-----كشمير برو11 و در بتخانهاي17 ان ديار بنشين و خلق خدايرا13 ب--اسلام دعوت كن مولانا از پيش سلطان بجهت----- تهيه4ا-- اسباب سفر بيرون10 امد و	81	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms159	true	-303175590028301862	126	184	617	892	1491	302	سلطان محمد تغلق تيغ قهر و سياست بر خلايق خصوصا به طايفها مشايخ اخته8 بود-- مولانا شمسالدين يحيي را طليبد و گفت مثل تو دانشمندي اينجا چه كند تو در كشمير برو و9- در بتخانههاي- ان ديار بنشين و خلق خدا10 را به اسلام دعوت كن مولانا از پيش سلطان از11 براي تهيها 12 اسباب سفر13 بر----امد و	159	2338751838391431553	215	345.5	168	283	75.97173309326172	37	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms070	false	321517033553154546	211	301	1072	1493	1493	301	پاره كرده- فقر و مجاهده پيش گرفت نظام الاوليا بر وي مرحمت3 فراوان----------------------------- داشته و بخلاف------ت خود مشرف ساخته و خلافت نامها بدستخط شريف بدين نهج در قلم اورده بايد كه تارك دنيا باشي ب--سوي دنيا و ارباب دنيا مايل نشوي و ده قبول نكني و صلها پادشاهان نگيري و اگر مسافران بر تو برسند و---- تو چيزي نداشته باشي اين حال را نعمتي شمري از نعمتهاي الهي فان فعلت113 ما امرتك و-ظني بك ان تفعل كذلك فانت خليفتي و ان2 لم تفعل فالله خليفتي- نقل است---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- كه چون شدت-	70	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms160	true	5889178281729249629	3	174	11	760	1369	301	پاره كرد و فقر و مجاهده پيش گرفت -------او را با شيخ كلام بسيار بودي و شيخ او را در معرض خلافت داشت- و كاغذي به دست خود نوشت كه نسخها ان اين است ميبا--------------------------------يد كه تارك دنيا باشي به سوي دنيا و ارباب دنيا مايل نشوي و ده قبول نكني و-صلها پادشاهان نگيري و اگر مسافران بر تو برسند3 و بر تو چيزي نباشد ------اين حال را نعمتي شمري از نعمتهاي الهي فان فعلت--- ما امرتك و ظني بك ان تفعل كذلك فانت خليفتي و ان- لم تفعل فالله خليفتي4 نقل است كه قاضي محييالدين كاشاني از شيخ نظامالدين سءال كرد كه مراقبها مريد مر حضرت عزت را و مر حضرت پيغامبر را و مر5 شيخ را هر يكي علي حده ميبايد يا جمع نيز ميشود 6 فرمود كه جمع نيز ممكن است و علي حده هم مفيد چون خواهد كه جمع كند چنين بايد كرد كه بداند بين يدي الله7 حاضر است و پيغامبر صلي الله عليه واله وسلم بريمين و شيخ بر يساراست نقل است كه چون شدت	160	2338751838391431553	316	486.5	244	800	39.5	60	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms085	false	-3075961334899874593	145	208	691	978	1413	301	چون امير خسرو متولد شد -------------مير لاچين ------------------در جامه پيچيده1 پيش--- مجذوبي برد كه در جوار خانها وي مي بود2 ديوانه گفت اوردي كسي را كه- دو قدم از خاقاني پيش خواهد رفت در اخيار الاخيار مسطور است كه تواند4 كه قصد ان مجذوب از دو قدم مثنوي و غزل باشد چه وي در طرز4 قصيده بخاق----------------------------------اني نرسيده و اگر ---رسيده پيش نرفته	85	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms162	true	-7420148567722723155	173	235	835	1129	1448	302	چون امير خسرو متولد شد كه جوارخانه امير لاچين7 مجذوبي بود او را در جامه پيچيده- پيش ان مجذوب- برد----------------------------------- گفت اوردي كسي را كه8 دو قدم از خاقاني پيش خواهد رفت9 مي-------------------------- تواند- كه قصد ان مجذوب از دو قدم مثنوي و غزل باشد چه وي در طرز- قصيده چنانچه بعضي از مخاديم فرمودهاند به خاقاني نرسيده11 است اگررسيده پيش نرفته	162	2338751838391431553	210	321.0	163	359	58.49582290649414	35	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms086	false	-4162405143280582900	133	301	657	1425	1425	301	يكي از رقعاتي كه شيخ ب--خط خود بوي------- نوشته اينست كه بطريق تبرك ايراد يافته1 بعد از محافظت2 جوارح از امور نا مرضيه-- شرع اجتناب نمايد و در مراعات134 اوقات هم ميكوشد3 و عمر عزيز كه سبب تحصيل كل-- مرادات--ست غنيمت شمرد و روزگار را ب--بطالت سصروف نگرداند و اگر در ضمير انشراح- يابد بر4 پي- انشراح رود كه ان در طريقت اصلي معتبر است و در كل- كار ها استخاره را تقديم نمايد والسلام بالجمله2 هيچكس را بخدمت شيخ ان قرب و محرميت كه سير8 داشته نبود هر شب بعد از خفتن در خلوت خاص رفتي و از هر باب سخن كردي و از ياران و خلفا هر كرا درخواست بودي بوي گفتي تا عرض نمودي و كلمات ستبركها پير بزرگوار خود انچه در خلوت و10 مجلس استماع مي نمود جمع ميكرد و مرحمتهاءي- كه------- در باب او11 از شيخ صادر شد13 ان---را كتابت كرده و-- نسخها بعضي از انها اين است------- سلطان المشايخ --------اين بنده را فرمود كه من از همه تنگ ايم از---- تو تنگ-	86	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms163	true	-140100384082752246	6	121	29	564	1422	301	يكي از رقعات- كه شيخ به خط خود به جانب او نوشته ا--ست اين است بعد------------------- از محافظت1 جوارح از امور نا-مرضيه2ا شرع اجتناب نمايد-- در مراعات3-- اوقات هم --كوشد- و عمر عزيز كه سبب تحصيل كلي4 مرادات است غنيمت شمرد و روزگار را به بطالت مصروف نگرداند و اگر در-ضمير انشراح5 يابد در6 پي7 انشراح رود كه ان در طريقت اصلي معتبر است-- در كلي كارها8 استخاره را تقديم نمايد هم صاحب سيرالاوليا گويد امير خسر------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------و مرحمتهايي9 كه از شيخ در باب او--------- صادرشده بود ان را كتابت كرده است نسخها-------- ان-- اين است يك بار سلطان المشايخ قدس سره اين بنده را فرمود كه من از همه تنگ ايم و از10 تو تنگ	163	2338751838391431553	419	615.0	326	821	51.03532409667969	68	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms087	false	6904880632739175993	0	113	0	490	1380	301	نيايم دوم14 بار گفت كه از همه تنگ ايم تا حدي كه از خود تنگ ايم و از تو تنگ نه ايم1 وقتي مردي از اي-----شان درخواس-------ت نمود كه از ان-- نظر ها- كه در حق خسرو است يكي در كار من كن در حضور او جواب نگفت اما بند- را گفت ان وقت در خاطر ميگذشت كه--------------------- بگويم ان----- قابليت بيار و خواجه با بنده عهد خداءي كرده كه هرگاه ببهشت1135 خرامد بنده را در برابر خود ببهشت برد وتتي بر زبان مبارك خواجه گذشت ذعاي12 من بكو كه بقاي17 تو سوقوف است بر بقاي17 سن و بايد كه ترا در پهلوي من دفن كنند عمچين حوالعد سده------------------------------------------------------------------- انشاء الله تعالي-------------- image	87	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms163	true	-140100384082752246	121	234	564	1072	1422	301	نيايم دوم-- بار گفت كه از همه تنگ ايم تا حدي كه از خود تنگ ايم و از تو تنگ نيايم و--قتي مردي به خدمت ايشان درخواست و جرات نمود كه ايشان11 نظرهايي كه در حق خسرو است يكي در كار من كن در حضور او جواب نگفت اما بنده راگ-فت ان وقت در خاطر ميگذشت كه ميخواستم ان12 مرد را بگويم كه ان13 قابليت بيار وق---------------------------------------------------------------------------------------تي بر-زبان مبارك خواجه -رفت دعاي-- من بگو-كه بقاي-- تو موقوف است بر بقاي من---- بايد كه تورا-- پهلوي من دفن كنند اين سخن به كرات به خدمت ايشان ياد داده شده است و ايشان فرمودهاند كه همچنين خواهد شد انشاء الله تعالي خدمت خواجه با image	163	2338751838391431553	339	538.5	256	613	55.301795959472656	64	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms092	false	5896584928867231110	66	137	356	674	1454	301	كه مخدوم------ مويد الدين- را رخصت فرمايند تا كاري از پيش ما بر گيرد شيخ در- جواب فرمود--- او را كاري-- ديگر پيش اسده در سرانجام------ ان كار است اين سخن بر حاجب سلطان علاء الدين گران1 امد---- گفت مخدوم شما همه را ميخ-واهيد كه مثل -خود كنيد فرمود همچو خود چه باشد بهتر-- از خود ميخواهيم- چون بسلطان اين جواب رسيد از سر وي بگذشت و دست از وي بداشت	92	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms180	true	4946577520673830548	10	75	54	378	1534	302	كه مخدوم خواجه مءيد-الدين6 را رخصت فرمايند7 تاكاري8از پيش ما بر-گيرد شيخ در9 جواب گفت10 كه او را-كاري11 ديگر پيش امده است در12 استعداد ان كار است اين سخن بر حاجب سلطان علاءال-دين گران نمود13 و گفت مخدوم شما همه را مي خواهيد كه همچو خود كنيد فرمود همچو خود چه باشد بهتر14 از خود ميخواهم15 چون پادشاه اين سخن شنيد------------------ دست از او بداشت	180	2338751838391431553	246	372.0	191	346	71.0982666015625	41	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms103	false	1211741866672067828	109	246	506	1195	1460	301	در دهلي بودي -چون سلطان معز الدين----------------------------------------------- كيقباد در كيلوكهري شهر نو بنا كرد وي------- امدها در كنار-- اب جون مقامي ساخت و انجا مي بود در اخبار الاخيار مذكوراست كه غالبا ميان وي و-شيخ نظام الدين------ چندان محبت و اخلاص نبوده چنانچه در سير الاوليا4 مسطور است كه پسران شيخ ركن الدين image filename1066MuhammadSadiqHamadaniKalimatSadiqin_0211jpg شيخ نجيب الدين فردوسي قدس سره كه جوانان نوخا-سته بودند روزي در ------------كشتي سوار--------- سماع گويان و رقص كنان از زير خانها شيخ نظام الدين ميگذشتند--------------------------------- نظر شيخ بر ا-ن جماعه- افتاد4 سر بر اورد و گفت سالها است كه يكي خون سيخورد و جان خود فداي اين- راه ميكند و ديگران كه نوخاسته اند ميگويند كه تو كيستي كه ما نيستيم و دست از استين بر اورد و جانب ايشان اشارت2 كرد كه هلا برو ----چون پسران شيخ ركن الدين	103	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms191	true	-7894190297798025288	162	288	809	1464	1524	301	در دهلي بود و چون سلطان معز-الدين image file1052HaqqiDihlawiAkhbarAkhyar_0233png كيقباد در كيلوكهري شهر نو بنا كرد وي از شهر امده هم- كنارها اب جون مقامي ساخته بودند1----------------------------------- غالبا ميان وي و شيخ نظام-الدين اوليا چندان محبت و اخلاص نبود-------- در سير-الاوليا- مينو--يسد كه پسران شيخ ركن-الدين-------------------------------------------------------------------------------------------- كه جوانان نو خاسته بودند و مريدان او بارها دركشتي سوار ميشدند و سماع گويان و رقص كنان از زير خانها شيخ نظامال-دين ميگذشتند روزي هم بر اين حال2 ميگذشتند چون نظر شيخ بر اين جماعت3 افتاد- سر بر-اورد و گفت سالهاست-- كه يكي خون ميخورد و جان خود فداي اين4 راه ميكند و ديگران--- نوخاسته-اند ميگويند تو5-- كيستي كه مانه ايم--- دست از استين بر-اورد و جانب ايشان اشارت -كرد كه هان برو همين كه پسران شيخ ركن-الدين	191	2338751838391431553	482	677.0	384	815	59.14110565185547	75	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms091	false	4442535215106440255	93	163	489	810	1505	301	نقل--ست كه وقتي سوي شوارب شيخ شرف الدين پاني پتهي2 كه او را بوعلي قلندر گويند دراز شد هيج---------كس را مجال ان نبوده كه ب--وي امر بقصر ان--- كند س-------ولانا4 ضياء الدين4-------------------- كه جوشن شريعت در تن داشت مقراضيا بر گرفت و محاسن شريفش در دست گرفته قصر7 شوارب نمود ابو علي بعد از ان---- هميشه محاسن خود را--------------------------------------------------- بوسيدي و گفتي كه اين در راه شريعت محمدي گرفته شنه	91	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms213	true	-665181977507719247	19	94	87	456	1441	301	نقل است كه وقتي موي شوارب او به غايت----------------------------------------- دراز شده بود و9 هيچ كس را مجال ان نبود- كه به وي امر به قص انها كند حضرت10 مولانا- ضياء-الدين سنامي رحمة الله عليه كه جوشن شريعت در بر-داشت مقراض-- بر-گرفت و محاسن شريفش در دست گرفته قص-- شوارب كرد گويند كه بعد از ان شيخ هميشه محاسن خود را image file1052HaqqiDihlawiAkhbarAkhyar_0259png 256 بوسيدي و گفتي كه اين در راه شريعت محمدي گرفته شده	213	2338751838391431553	233	321.5	180	419	55.60859298706055	41	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms095	false	-6088573212025545143	205	300	1031	1477	1484	301	اجلها اصحاب و اعاظم خلفاي3 شيخ نصير الدين محمود قدس سره انتظام دارد و منظور نظر شيخ بزرگ شيخ نظام الدين اوليا قدس سره نيز بود--------ه پدر وي بامر تجارت اشتغال سي نمود و از جمله سريدان شيخ نظام الدبن بود و معمر گشته اما خ----------------------------------------------لفي نداشته بدين سبب-------------------------- متالم --بودي روزي--- وقت حالت شيخ حاضر بود شيخ پشت خود را به پشت وي ماليد و بخلفي صالح--- بشارت داد و از انجا كه اعتقاد--------------- درست داشته باوجود كبرسن7 بقصد استيلاد8 پيش زن رفت حق سبحانه و--------ي را ب--فرزند9 اميد وار ساخت چون متولد شد	95	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms245	true	-9190266657062850486	164	260	774	1206	1379	301	اجلها-------------- خلفاي ش-يخ نصيرال-دين محمود است---------------- و منظور نظ---------ر شيخ نظام-الدين-------------- نيز شده گويند كه پدر وي سوداگر ---------------------------------------------------بود و تعلق ارادت به شيخ نظامالدين داشت و به غايت كبر سن رسيده هيچ خلفي نصيب او نشده اكثر احوال به فقدان اين نعمت متالم ميبود- روزي در وقت حالت شيخ حاضر بود شيخ پشت خود را به پشت او ماليد و او را به خلفي بشارت داد-- از انجا كه اعتقاد او به خدمت پير درست بود به --------------قصد استيلا-- پيش زن رفت حق سبحانه و تعالي او را به فرزندي اميد-وار ساخت چون متولد شد	245	2338751838391431553	255	307.5	194	559	45.61717224121094	41	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms096	false	-1985999070319012439	32	152	147	736	1419	301	از جبها مبارك جاس---ه جدا كرد و براي12 وي بدست خود خرقه بدوخت و او را ب--شيخ نصير الدين13---- سپرد و ب--جلالت شان وي خبر داد و چون او -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------بزرگ شد14 بعد از تحصيل علوم در حلقها ارادت شيخ نصير الدين در امد و رياضات كشيد15 و بدرجها كمال رسيد و از علم حكمت نيز واقف شد در اخبار الاخيار مسطور است كه يكب-ار او را پريان ربوده بودند تا براي17 يكي از بيماران ايشان -------------علاجي -كند چون علاج او موافق افتاد او----------------------- را خطي نوشته كه---------------- در فلان محله سگي است او را-------------------------- image file------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------name1066MuhammadSadiqHamadaniKalimatSadiqin_0204jpg كلممات الصادقين وفات او در دهلي بوقوع انجاميد و----------------------------------------------- قبر او در قلعها علا-----ءي است و او را صحاءف است مشتمل بر-------- معارف	96	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms246	true	5600101665489155173	0	171	0	769	1385	301	از جبها خود جامه پاره جدا-كرد و براي او به دست خود خرقه بدوخت-- او را به شيخ نصير-الدين محمود سپرد و به جلالتشا------------------ن او خبرداد او را صحايف است بسي فصيح و متين مشتمل بر معارف و حقايق و مواعظ و حكم و او را در صنعت طب مهارتي تمام بود نقل -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------است كه يك بار او را پريان ربوده بودند تا براي-- يكي از-------- ايشان كه بيمار بود علاجي بكند چون علاج او موافق افتاد و بيمار ايشان صحت يافت او را خطي نوشته دادند تا به سگي كه در فلان كوچها شهر افتاده ميباشد بنمايد او خط را اورد image file1052HaqqiDihlawiAkhbarAkhyar_0297png و به سگي كه نشان داده بودند بنمود چون سگ ان خط را بديد روان شد و بر سرزميني رفت و بايستاد و زمين را بكافت و به گنجي كه در زير ان زمين بود نشان داد از----------------------------------------------------------------------------------------- انجا كه علو همت درويشان است او را بدان گنج التفات نيفتاد قبر او در قلعها علايي دهلي است-- او را صحاءف است مشتمل بر حقاءق و معارف	246	2338751838391431553	271	88.5	209	1041	26.03266143798828	47	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms096	false	-1985999070319012439	180	301	874	1419	1419	301	الشيطان ليجري3 من ابن ادم مجري الدم فضيقوا مجاريه بالجوع و العطش-- علاج بايد كرد و از ماي------------------------------------دها الجوع طعام الصد يقين-- غذا بايد گرفت و از كوثر----------------------------------------------- الصوم لي و-انا اجزيا به اب بايد خورد تا از--ين زحمت شفا يابي كلمه 2 همدران صحيفه نوشته كه اندوه تلف نفس خود را و اتباع را ب--خبر و من يخرج من بيته مهاجرا الي7 الله و رسوله ثم يدركه الموت فقد وقع اجره علي الله----------- دفع گرداند و مقرر گرداند8 كه عمر و رزق مقسوم و معين است ب--ترك و طلب و--كسب و منع زيادة و-نقصان متصور- نبود امر رزق ب--هيچ شرطي از شروط مشروط نيست- چه بهتر از انكه عمر در طلب حق مصروف شو--------------------------د اهل و تبع- نيز بندگان اويند-	96	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms247	true	5982715758248584293	2	131	9	628	1423	302	الشيطان ليجري- من ابن ادم مجري الدم ففيقوا مجاريه بالجوع و-العطش11 علاج----- كند و دل خود به مفرح تجوع تراني12 خوش دارد ازماءدها الجوع طعام الصد-يقين13 غذاگيرد و------ از كوثر image file1052HaqqiDihlawiAkhbarAkhyar_0298png الصوم لي و انا اجزي1 به اب----- خورد تا از اين زحمت شفا يابد سوم------------------------- اندوه تلف نفس خود را و اتباع را به خبر-- من يخرج من بيته مهاجرا الي ا-لله و-رسوله ثم يدركه الموت فقد وقع اجره علي الله نساء 10042 دفع گرداند و مقر---رداند- كه عمر و رزق مقسوم و معين است به ترك و طلب و3 كسب و منع زياده و نقصان متصور4 نبود امر رزق به هيچ شرطي-------- مشروط نه پس چه بهتركه ------عمر در طلب حق مصروف شود و در سلوك اخرت منقطع گردد اهل و تبع5 نيز بندگان اويند	247	2338751838391431553	453	698.5	354	685	66.13138580322266	79	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms097	false	7093672319212938952	25	115	118	536	1392	301	انكه گويند بي مال و جاه خواز------- خواهي شد- اينجا تيغ ان العزة لله ولرسوله و-للمومنين7------------- بر تارك خصم زن- و خدنگ -من يتوكل علي الله فهو فحسبه ---------------------------------------------------------بر سينها او و ب---------خنجر اليس الله بكاف عبده12 شر او زا كفايت كن151 و بگو با17 د-----------------------------وست كنج فقر بهشت است و بوستان بي د-------وست خاك بر سر جاه و14 توانگري15 كلمه 4 هم4 در دفع عقبه فرمود اهل و اتباع--- اگر براي نفقه و-غير ان مزاحمت نمايند ب--توقيع قل لازو اجك ان كنتن تردن الحيوة الدنيا و زينتها فتعالين استعكن	97	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms248	true	-811246874254178356	151	262	690	1215	1405	301	انكه گويند بي مال و جاه خوار و حقير خواهي گشت اينجا تيغ ان العزة لله ولرسوله و للمءمنين منافقون 96311 بر تارك خصم زند و خدنگ ومن يتوكل علي الله فهو -حسبه طلاق image file1052HaqqiDihlawiAkhbarAkhyar_0300png 3631 بر سينها او اندازد و به خنجر اليس الله بكاف عبده-2 شر او را كفايت كند و گويد ان را كه تو هستي چه كم ايد مستي با دوست كنج فقر بهشت است و بوستان بي دوس بي دوست خاك بر سر جاه و-- توانگري ششم اعزا و-------------------- اهل و اتباع را اگر براي نفقه و غير ان مزاحمت نمايند به توقيع قل لازو-اجك ان كنتن تردن الحيوة الدنيا و زينتها فتعالين امتعكن	248	2338751838391431553	359	575.0	279	550	65.2727279663086	66	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms097	false	7093672319212938952	119	276	555	1284	1392	301	اميد ---است كه اگر سالك در--ين كار صادق بود اهل image filename1066MuhammadSadiqHamadaniKalimatSadiqin_0205jpg شيخ فخر الدين ثاني قدس سره 9 و تبع جمله وي را سوافقت نمايند و-----------همه راه وي ميگيرندا و---- صحبت وي در اي---شان اثركند ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------كلمه ه اعتقاد خلق وتواضع ايشان را بلا حول وليس في الوجود الا الله دفع گردان و خود را مرده انگار وخلق را چوب و سنگ شمار2 و حقيقت3 بدان كه لا يملكون لانفسهم ضرا ولا نفعا ولا موتا و4 لا حيوة ولا نشو را و كسي كه چنين بود بديگري چه نفع و مضرت تواند رسانيد كلمه 6 هم در ان صحيفه است با ابوين سخن به نرسي و ادب---- تمام بايد گفت و در كار خدا چست بايد بود و خويشاوزدان ---اگر نصيحت كنند در جواب بايد گفت7 نه همرهي تو مرا راه خويش گير و برو ت--را سعادت بادا مرا نگونساري هر كه ت--------------------------------------------------------را از---- خداي باز دارد دشمن ت-ست و قول دشمن در گوش نبايد كرد	97	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms249	true	264653870311826371	13	140	54	644	1357	301	اميد ان است كه اگر سالك در اين كار صادق بود اهل------------------------------------------------------------------------------------------- و تبع جمله وي را موافقت نمايند و به عاقبت4 همه راه او --گيرند و بركت صحبت او نيز درايشان اثركند هفتم فرمان مادر و پدر راگويد و ان جاهداك علي ان تشرك بي ماليس لك به علم فلاتطعهما لقمان 51315 شرك خفي حاصل خواهد شد زيرا چه هرچه نظر در غير است شرك است فاما با6--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ابوين سخن با نرمي و با ادب7 تمام گويد---- و در كار خدا چست بايست--د و خويشاوندان را اگر نصيحت كنند گويد------------- نه همرهي تو مرا راه خويش گير و برو تو را سعادت بادا مرا نگونساري image file1052HaqqiDihlawiAkhbarAkhyar_0301png عزيز من هركه تو را از كار خداي باز دارد دشمن توست و قول دشمن در-گوش نبايد كرد	249	2338751838391431553	304	253.5	230	982	30.957229614257812	58	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms101	false	-8718525090968373996	39	138	191	661	1466	301	شير- خان---- مدتي در لباس اغنيا مي بود و در سلك اهل دولت انتظام داشت9 ناگاه جذبه بهم رسيد از هر چه داشت بيرون امد و در حلقه--- دروي-------------------شان در امد و مريد شيخ ركن الدين شد وحالتي غريب10 پيدا كرد وسكري1 عجيب12--- داشت حضرت مخدومي1 در اخبار الاخيار اورده اند كه د----------------------------ر سلسلها چشت---- هيچ-كس اين-چنين اسرار حقيقت را فاش نگفته و مستي نكرده كه او كرده15 سخن مستانه ميگويد و چشم گريان داشت گويند اشك وي ب--حدي گرم بوده كه اگر بر دست يكي --افتادي ميسوخت و او را تصانيف اس------------------------------------------------ت بر طبق تمهيدات عين القضاة10 همداني	101	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms281	true	8804940188683965459	109	217	551	1071	1512	302	شير6 خان است مدتي در لباس اغنيا و-------------- اهل دولت بود--------- ناگاه جذبهاي از جذبات حق گريبان گير حال او شد و به خدمت7 درويشان و حلقها صحبت ايشان درام-د و مريد شيخ ركن-الدين بن شيخ شهابالدين امام شد به غايت حالت8 شكر داشت وي از مستان بادها وحدت و خم شكنان خمخانها حقيقت است9 سخن مستانه ميگويد در سلسله- چشتيه10 هيچ كس اين چنين اسرار حقيقت را فاش نگفته و مستي نكرده كه او كرده مي-----------------------------------گويند اشك او به حدي گرم بود -كه اگر بر دست يكي ميافتاد- ميسوخت در علم تصوف و توحيد تصنيفات بسيار دارد تصنيفي دارد مسمي به تمهيدات بر طبق تمهيدات عين-القضات-- همداني	281	2338751838391431553	258	295.0	199	586	44.027305603027344	40	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms102	false	-1361730156697480094	0	47	0	215	1442	301	و احساس بصري او را كس ندانسته و ----------------------------------------------نديده قل الروح من امر ربي-- بر اثبات وجودش اقرار است و-ما اوتيتم من العلم- از طلب شهودش انكار روح اگرچه ب--اثار پيداست اما عقل از ادراك ماهيتش- شيداست سخن در م--------اهيت او حرام است كه او وراي حد	102	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms282	true	1632865378751739506	248	300	1139	1414	1415	301	و احساس بصري او را-كس ندانسته image file1052HaqqiDihlawiAkhbarAkhyar_0341png ونديده قل الروح من امر ريتي1 بر اثبات وجودش اقرار است و ما اوتيتم من العلم2 از طلب شهودش انكار روح اگرچه به اثار پيداست اما عقل از ادراك ماهيتش3 شيداست سخن در ماءيت و ماهيت او حرام است كه او وراي حد	282	2338751838391431553	210	366.0	165	276	76.08695983886719	40	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms102	false	-1361730156697480094	93	124	429	566	1442	301	محققان گويند روح را دو اعتبار است سراجي و زجاجي هر كه از وي ب--علمي عبارت كرده است و از كشف اشارتي اورده از روح زجاجي است نه از روح سنراجي	102	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms283	true	7719415070667803164	267	298	1218	1355	1370	301	محققان گويند روح را دو اعتبار-است سراجي و زجاجي هر كه از او به علمي عبارت كرده است و از كشف اشارتي اورده از روح زجاجي است نه از روح س-راجي	283	2338751838391431553	133	248.5	103	139	95.68345642089844	27	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms102	false	-1361730156697480094	48	84	217	390	1442	301	مقدار كلام است محققان گويند كه شناخت روح ب--روح است وتا روخ نقاب از جمال عزت بر نگيرد-- در شمع عقل نور معرفتش در نگيزد روح حقيقت انسان --است كما قال الشاعر وكنت6 بالروح لا بالجسم	102	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms283	true	7719415070667803164	0	36	0	176	1370	301	مقدار كلام است محققان گويند كه شناخت روح به روح است -تا روح نقاب از جمال عزت برانگيزد و در شمع عقل نور معرفتش در-نگيرد روح حقيقت انسانيت است كما قال الشاعر وكنت- بالروح لا بالجسم	283	2338751838391431553	165	296.5	132	179	92.17877197265625	28	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms106	false	8136293907552466634	0	104	0	477	1454	301	و مطمءنگي موصوف سازد و--------- تصفي-----------------------------ها دل انكه دل را از زنگار هموم و غموم دنياوي و سيل بدو و ابناي او و حرص و حب دنيا و انديشها مالايعني مصفا گرداند و تخليە1ا سر انست-- كه سر را از انديشه ما-سوي الله و از غوغاي2 غير حق اگرچه بهشت بود خالي دارد----------------------------------------------------------- اگر چيزي يكايك بگذرد -------------نفي كند و تجليها روح ان-----كه ب--نور مشاهدها حق و ب--ذوق و-شوق و محبت و اسرار و انوار مشاهدها روح را ستجلء و متحلي گرداند كلمه 2 در مفتاح الفيض اورده كه حقيقت سلوك عبارتست- از تبديل اخلاق حيواني وخروج از اوصاف بشري و تخلق باخ--لاق الله	106	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms328	true	4853203077058082786	46	170	212	769	1461	301	و مطمءنگي موصوف سازد سلوك دل را تصفيه مينامند و ان ان است كه ايينه--------ا دل را از زنگار هموم و غموم دنياوي و ميل بدو و ابناي او و حرص و حب دنيا و انديشه- مالايعني مصفا گرداند-- تخليه4ا سر ان است كه سر را از انديشه ما سويا-لله و از غوغاي- غير حق اگرچه بهشت بود خالي دارد پاسباني سركند يعني انديشها غير حق را5 به سر خود راه ندهد و اگر چيزي يكايك بگذرد به نفي خواطر نفي كند-- تجليها روح ان است كه به نور-مشاهدها حق و به ذوق و شوق و محبت و اسرار و انوار مشاهده -روح را متجلي و متحلي6گرداند پس---------------------------- حقيقت سلوك عبارت شد از تبديل اخلاق حيواني وخروج از اوصاف بشري و-تخلق به اخلاق الله	328	2338751838391431553	413	678.5	324	603	68.49087524414062	77	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms106	false	8136293907552466634	106	200	488	925	1454	301	3 جذبه عبارت--ست از رحمت خاص كه اتيناه رحمة من عندنا- عبارت از انس--ت و دعاي مصطفي صلي الله عليه وسلم اللهم اني اسالك- رحمة من عندك تهتدي7 بها قلبي الي اخره- مبني بر ان---- و فيض حق نيز تسميها ان--ست جذبة من جذبات الحق توازي عمل الثقلين كلمه 4 هم29 در مفتاح الفيض نوشته مرد بايد كه بوي داند برد ورنه عالم پر از نسيم صبا است--------------------------------------------------------------- اين اشارت--ست ب--تجلي دايم-- فيض حق و جذبها حق و-وصول ب---حق عبارت از انقطاع و-تبري- از پندار خودي ودوء-ي است و ارتفاع------- علم وجهل بوجود مطلق	106	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms329	true	-2715744489226774869	25	126	101	578	1385	301	و جذبه عبارت است از رحمت خاص كه اتيناه رحمة من عندنا2 عبارت از ان است و دعاي مصطفي صلي الله عليه وسلم اللهم اني اشءلك3 رحمة من عندك تهدي-- بها قلبي الي اخره4 مبني بر ان است و فيض حق نيز تسميه- ان است جذبة من جذبات الحق توازي عمل التقلين5 راز ان سرخوشم كه گه گاهي------------------------------------------------ نسيم بوي توام زين ديار ميايد image file1052HaqqiDihlawiAkhbarAkhyar_0395png اين اشارت است به تجلي دايم و فيض حق و جذبها حق و وصول به1 حق عبارت از انقطاع و تبري2 از پندار خودي و دويي است-- ارتفاع3 جهل و علم به ---وجود مطلق	329	2338751838391431553	340	502.0	262	533	63.78986740112305	64	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms134	false	25348660234265847	0	131	0	605	1458	301	بيايند شايد نس---------بت مصاهرت بنات ما صورت بندد پس از مدتي ب-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------سيد ابو طالب از براي نسبت تزويچ پيام فرستاد و اين معني موافق مزاج سيد--- نيفتاد و جواب داد كه ما مسافرانيم بر قدم تجريد و تفريد ايستاده ما را از--ين معني مذور دارند12 و در همين اثنا17 ان----- هر دو18--------- عزيز19 را در خانها وي شهيد كردند20 فتنها عظيم در--ميان خلق------------ افتاد و مصيبت روز كربلا از سر تازه شد و هيچ--------------------------------------------------------كس از مرد و زن نماند كه از استماع اين ستم جامه چاك نكر-----------------د و خون از ديده نريخت و بمضمو------------------------------------------------------ن ابيات مترنم نشد21 باز اين باهل22 بيت نبوت كه ظام كرد باز اين بخاندان نبوت14 ستم كه خو---------------------------------------------------------------------------------------است باز اين چه كوفه و14 اين چه فرات--ست و اين10 چه وقت عاشور نيست ورنهق-ضيه بعينها است ا-ن1 هر	134	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms350	true	-4306798732166239447	25	267	125	1261	1393	301	بيايند شايد كه نسبت قرابت مصاهرت بنات ما صورت بندد ايشان را مهمان خود ساخت و1 نهايت تواضع و تملق نمود در مقدمات و كتاب تحابب و تواد2 تقصير نكرد و التماس نمود كه شما را غيراز منزل ما هيچ جايي ديگر مناسب نيست شما اينجا باشيد كه در خدمت و رعايت شما از هيچ وجه به تقصير راضي نخواهم شد ايشان چون مسافر بودند و غريب و ايشان3 را در پيش سلطان وقت غايت درجه و اعتبار به ضرورت به موافقت4 همخانگي او تن در دادند و رخت اقامت به منزل او افگندند بعد از زماني به سيد ابو طالب از براي نسبت تزويج پيام فرستاد-- اين معني موافق مزاج وقت وي نيفتاد و گفت كه5---- ما مسافرانيم بر قدم تجريد و تفريد ايستاده ما را از اين معني معاف داريد---- در همين اثناي شبي اين6 هر دو شاهزادههاي عزيز-7 را در خانها او كشتند و8---- فتنه و غوغا در ميان خلايق9 بياندازه افتاد و مصيبت روز كربلا از سر تازه شد ايشان را به ان جامههاي خون الوده و علمهاي سياه بر اوردند هيچ كس از مرد و زن ن-بود كه ------------------جامه چاك نكرد و برسرخاك نيفگند و خون از ديده نريخت و اه از سينه نيانگيخت زبان وقت به تصور اين قضيه پر مشقت به اين ابيات مترنم -------------------------------------------------------------------------است بيت10 بازاي فلك زبهر خدا اين چه ماجراست image file1052HaqqiDihlawiAkhbarAkhyar_0421png باز اين چه كوفه اين---- چه فرات است-1 اين-- چه وقت عاشور نيست ورنه قضيه بعينها است اين زهر	350	2338751838391431553	414	608.5	316	1250	33.119998931884766	78	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms135	false	2072339708644358707	56	220	250	1018	1426	301	چند تردد كردنذ ب--ثبوت شرعي كه شبهه را در-ان -دخل نباشد نرسيد از11------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ شيخ امان پاني18 پتهي كه از علماي11 صوفيه سوحده20 است و در علم ظاهري21 و باطني پايها بلند23 و مرتبها ارجمند داشت منقول است كه هر چند22 خواستند كه او4 درين محضر حاضر شود قبول نكرد و گفت20----------------------- قدم امان در دوزخ چرا نرود كه در- معركها كه اهل بيت را خ---------------وار و گرفتار در پيش ايستاده كنند و من در مجلس معزز و مكرم نشسته باشم حاضر شود كشته شدن----- ان شاهزادگان حيف است و خوار كردن ايشان نيز حيفي28 ديگر ازان----- خون در19 جگريم و ازين------ در خوف و خطر ا---------------------ين كار جنيان20 است--- معاذ الله كه از--يشان چ----نين معصيتي سرزند------ بالجمله مدتي مديد بر سر اين قضيه غوغا بود تا زماني كه شاه محمد در زندان وفات يافت و بعضي مردم پس- از مردن پاي او را بسته در بازار كشاله كرده1 در--- گوشه انداختند بالاخر بمبالغه و سعي بعضي23 ديگر نزديك بكوشك نرور در زير قلعه دهلي	135	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms352	true	7198919531066747951	0	175	0	775	1395	301	چند تردد كردند به ثبوت شرعي كه شبهه را در ان مدخل نباشد نرسيده تا مدت مديد بر سر اين قضيه غوغا بود او را مقيد و مسجون نگاه مي داشتند و از اهانت و خواري هر چه نصيب او بود چيزي فرو نگذاشتند نقل است كه شيخ امان پاني-- پتي را در ا----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ين محضر هر چند تكليف كردند و طلبيدند حاضر نشدند و ميفرمود قدم امان در دوزخ چرا نرود كه در7 معر----كه اهل بيت پيغمبر را اورده و خوار و گرفتار در پيش ايستاده كنند و من در مجلس معزز و مكرم نشسته باشم ميفرم-ود كشته شدن حضرت ان شاهزادهها حيف است خ--وار كردن ايشان نيز حيفي د--يگر از ان نيز خون در-- جگريم و از اين نيز در خوف و خطريم ميفرمود جنيان اين چنين كارها بسيار ميكنند معاذ الله كه از ايشان اين چنين معصيتي سر بر زند و بالجمله بعد از چند گاه هم -------------------------------------در زندان جان داد8 ---بعضي مردم بعد از مردن پاي او را بسته در بازار كشاله كرده- در يك گوشه انداختند ---اخر -------------------------------------------در زير قلعه دهلي	352	2338751838391431553	443	636.5	341	999	44.34434509277344	79	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms136	false	-4256345092049961269	5	80	28	386	1494	301	است كه روزي جماعه سهمانان-- پيش شاه محمد فيروزابادي بودند و طعام درميان بوده7 -يكي از----------------------------------------------- ايشان ميل8 جغرات اظهار ككرد ناگاه ظرف- جغرات بسته بيرون اورد و- پيش سهمانان10 نهاد و در همين اثنا زني گريه كنان امد و گفت- غلام بچها سياهي سر و تن برهنه ديگ11 جغرات مرا كشيده در حرم سراي شاه --اورده12-- چيزي ب--ان زن دهانيد و باز گردانيد و ازين قسم شعبه هاي ديگر كه دلالت بر تسخير جن	136	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms352	true	7198919531066747951	182	252	810	1180	1395	301	است كه10--- جماعه مهمانان11 پيش او----------------- بودند و طعام تناول ميكردند يكي از image file1052HaqqiDihlawiAkhbarAkhyar_0423png ايشان ميل- جغرات اظهار -كرد ---وي ظرف1 جغرات بسته بيرون اورد و2 پيش مهمانان-- نهاد-- در همين اثنا زني گريه كنان امد كه يكي غلام بچه سپ-اهي سر و تن برهنه ديگ-- جغرات مرا كشيده در حرم سراي حضرت3 اورده است چيزي به ان زن دهانيد-ه باز-گردانيد ميگفتند كه اينها به سبب------------- تسخير جن	352	2338751838391431553	256	349.5	198	417	61.39088821411133	41	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms111	false	-6313274800887621749	2	56	8	264	1441	301	حيات13 در مدينه موجود است و--------------------------------------------- مردم اين سعادت را در نمي يابند دوم--- قران----- كه كلام پروردگار است و وي سبحانه بي---------واسطه بدان متكلم و خلق از ان غافلند ب------مجرد شنيدن اين كلام از پيش وي- برخاست- و رخصت زيارت مدينه گرفت و ب------راه ---------------------------------------------خشكي اين سعادت را دريافته ب------وطن اصلي مراجعت نمود	111	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms361	true	-7550688082993309526	1	76	4	381	1461	302	حيات-- در مدينه موجود image file1052HaqqiDihlawiAkhbarAkhyar_0433png است مردم اين سعادت را در نمي-يابند و ديگر قران مجيد كه كلام پروردگار است و وي سبحانه و تعالي بي واسطه بدان متكلم و خلق از ان غافلند وي1 به مجرد شنيدن اين كلام از پيش پير برخاست2 و رخصت زيارت مدينه درخواست و3 به راه خشكي به زيارت پيغمبر صلي الله عليه و سلم بشتافت و اين سعادت را دريافته باز به وطن اصلي عود--- نمود	361	2338751838391431553	224	352.0	174	383	58.48564147949219	42	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms113	false	7351649867650112177	0	83	0	419	1514	301	كنا فاعلين اعلم يا هذا ان الاية فيها اسرار الله لا يعلمها الا هو و--الرسول ويحتمل ان يكون المراد من المتخذ من لدن رب العالمين هو الحبيب صلي الله عليه وسلم اي لو-اردنا ان نتخذ ولدا- كما زعمت النصاري لا تخذناه من لدنا بان نتخذ -محمدا ولدا حين كان لدينا نورا قبل جميع الكاينات وهو بشر ليس كمثله احد من البشر لا ان نتخذ عيسي الذي يومر ب-اتباع محمد ولدا ولكن الله سبحانه وتعالي منزه عما يقول الظالمون فمحمد عبده ورسوله وع-يسي عبده --	113	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms365	true	-2392762468142655624	151	239	880	1307	1654	302	كنا فاعلين اعلم يا هذا ان الاية فيها اسرار الله لا يغلمها الا هو او الرسول ويحتمل ان يكون المراد من المتخذ من لدن رب العالمين هو الحبيب صل ا-لله عليه وسلم اي لو اردنا ان نتخذ ولدا2 كما زعمت النصاري لا تخذناه من لدنا بان نتخذ3 محمدا ولدا حين كان لدينا نورا قبل جميع الكاءنات وهو بشر ليس كمثله احد من البشر لا ان نتخذ عيسي الذي هو من4 اتباع محمد ولدا ولكن الله سبحانه وتعالي منزه عما يقول الظالمون فمحمد عبده ورسوله و عيسي عبده و	365	2338751838391431553	406	774.0	326	428	94.85980987548828	78	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms131	false	-6904561553190415669	207	299	1037	1470	1476	301	ديگر است كه مدرك ان10 جز عقل نيست العقل9 نور يقذفه الله في قلب المءمن فيفرق به1 بين الحق والباطل12 والصواب والخطاء و عالمي ديگر است كه مدرك ان جز علم نيست فاسالوا اهل الذكر ان كنتم لا تعامون -----------وعالم- ديكر است كه مدرك ان جز عشق نيست و-هو القاهر فوق العباده كلمه------------------------------- وراي طور حسن و عقل و علم-------- طوري است ديگر---- كه ان-را عشق مي ناسند در ان طور چيز ها سعلوم --شود- كه در اطوار ديگر نشود عرف13 من ذاق الاطال شوق الابرار الي لقاءي14 وانا اليهم لاشد-- شوقاء1	131	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms393	true	7713299128653413152	8	85	46	403	1426	301	---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ديگر-است كه مدرك ان جز-علم نيست فسء-لوا اهل الذكر ان كنتم لا تقلمون نحل 4316 6و عالمي ديگر است كه مدرك ان جز عشق نيست و هو القاهر فوق --عباده و يوسل عليكم حفظةانعام 6167 اي عزيز وراي طور حس8 و طور علم و طور عقل طوري---- ديگر است كه ان را عشق مينام-ند در ان طور چيز-ها معلوم ميشود9 كه در اطوار ديگر نشود عرف-- من ذاق الاطال شوق الابرار الي لقاءي-- وانا اليهم لاشد10 شوقا11	393	2338751838391431553	271	418.5	209	495	54.747474670410156	44	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms132	false	7838496511728330112	0	132	0	678	1455	301	معني مشتاق صورت است وص-ورت مشتاق معني م--ولي مشتاق بنده و بنده مشتاق مولي امد بانگ مي ايد كه اي طالب بيا----------------------------------------------- جود سشتاق17 گدايان چون گدا وجود ميجويد گدايان-- ضعاف17 همچو خوبان كاينه18 جويند صاف كلمه ذات عاشق صفت و صفت عاشق ذات امد حركت عاشق سكون س--كون عاشق حركت شد اثار از افعال و افعال -از اثار منفك18 نشود انكسار از كسر و كسر از انكسار منفصل نگردد اف-------------عال مظاهر و مجالي2 ذات و صفات اند21 و جز ذات مولي تبارك22 و تمجد و صفات كمال وي تعالي و تفرد از ممتنعات2 و سحالاتند ج--ز ذات وي-------------------------------- مشهود24 ني وحدت مقتضاي ذات امده22 وكثرت مقتضاي17 صفات28 image filename1066MuhammadSadiqHamadaniKalimatSadiqin_0238jpg اين جمله صفت كه كردي اثبات مي-دان همه بي تصرف ذات او را ب--همه صفات ميخوان ليكن صفتش همه يكي دان	132	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms393	true	7713299128653413152	86	224	411	1067	1426	301	معني مشتاق صورت است و صورت مشتاق معني و مولي مشتاق بنده و بنده مشتاق مولي امد image file1052HaqqiDihlawiAkhbarAkhyar_0475png همچو خوبان كاينه جويند صاف ----------------------------جود ميجويد گدايان و ضعاف-- همچو خوبان كاينه ج ---------------ذات عاشق صفت و-صفت عاشق ذات امد حركت عاشق سكون و سكون عاشق حركت شد اثار از افعال و افعال1 از اثار منفك-- نشود انكسار از كسر و كسر از انكسار منفصل نگردد افعال و اثار افعال مظاهر و مجالي- ذات و صفات--ند-- و جز ذات مولي تبارك-- و تمجد و صفات كمال وي تعالي و تفرد از ممتنعات- و محالاتند جزاز ذات او هيچ چيز وجود ندارد و جز صفات او مشهود-- ني وحدت مقتضاي ذات امد--- وكثرت مقتضاي-- صفات---------------------------------------------------------------- اين جمله صفت كه كردي اثبات مي دان همه بي تصرف ذات او را به همه صفات ميخوان ليكن صفتش همه يكي دان	393	2338751838391431553	516	845.5	404	783	65.90038299560547	93	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms132	false	7838496511728330112	134	213	685	1047	1455	301	مظاهر الهي1 كه در انجا ظاهر و مظهر با يكديگر متحد اند2 فرق ميان ايشان ب--اطلاق و تجرد و تعين3 و تقيد -است مثلا حقيقت انساني4 باعت-بار اطلاق و تجرد0 ظاهر است و ب--اعتبار تعين و تقيد مظهر و شك نيست كه ان حقيقت عين افراد خود6 است كه مظهر اويند7------------------------------- ان نور پاك ظاهر و8 شخص تو مظهر است باشد ميان ظاهر و بظهر دوءي محال فرقي-بجز تقيد و اطلاق يافتن نتوان ميان ظاهر و مظهر بهيچ حال	132	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms394	true	-1984223695677284442	85	169	390	762	1483	302	مظاهر الهي- كه در انجا ظاهر و مظهر با يكديگر متحدند و- فرق ميان ايشان به اطلاق و تجرد و تعين- و تقيد2 است مثلا حقيقت انساني به اعتبار اطلاق و تجرد- ظاهر است و به اعتبار تعين و تقيد مظهر و شك نيست كه ان حقيقت عين افراد خود -است كه مظهر اويند باشد ميان ظاهر و مظهر دويي محال ان نور پاك ظاهر و- شخص تو مظهر است باشد ميان ظ-------------------- فرقي بجز تقيد واط-لاق يافتن نتوان ميان ظاهر ومظ-هر بهيچ حال	394	2338751838391431553	317	552.0	248	400	79.25	62	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms132	false	7838496511728330112	215	292	1054	1413	1455	301	شناساي حق غير حق نيست لا يعرف الله غير الله نهايت روش سالكان راه حق تعالي و تفرد ان--ست كه ب--مقامي برسند كه جمله- اشيا را خود-- فاني در پر تو نور تجلي حق تبارك و تمجد بيابند و بفقر حقيقي كه مرتبه11ا فنا--في الله است متحقق گردند و بحكم ان الله يامر-- ان تودوا الامانات الي اهلها2 هستي ب--هست راجع شود و نيست- به نيست عايد گردد----- ظهر النور ذوالمنن باشد-------- بطل الزور جان و-تن باشد	132	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms395	true	6323713449089315054	85	168	390	768	1393	301	شناساي حق غير حق نيست لا يعرف الله غير الله نهايت روش سالكان راه حق تعالي و تفرد ان است كه به مقامي برسند كه جملها اشيا را محو و فاني در پرتو----- تجلي حق تبارك و تمجد -يابند به فقر حقيقي كه مرتبه--ا فناي في الله است متحقق گردند به حكم ان الله يامركم ان تءدوا الامانات الي اهلها- هستي به هست راجع شود و نيستي به نيست عايد گردد بيت3 ظهر النور ذوالمنن باشدبطل الزو بطل الزور جان و تن باشد	395	2338751838391431553	338	579.5	265	387	87.3385009765625	64	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms136	false	-4256345092049961269	150	268	742	1340	1494	301	بزرگ---- و ستبرك22 و-------كامل و عالم و23 عامل بود ودر علوم عقلي و نقلي و ظاهري و باطني درجها كمال داشت در اخبار الاخيار3 مذكور است بكه در زمان وي در دهتي درس و علم ديگري مثل وي نبود كتابهاي بسيار داشت25 و اگر ان بحط خود نوشته وچنان تصليح نموده و مشكلات ان-را حل فرموده22 ك-ه هر ك--را ادني مناسبتي باشد نظر در كتاب -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------image filename1066MuhammadSadiqHamadaniKalimatSadiqin_0242jpg كلمات الصادقين قدر وي نشناخته و با علميت وي قايل ناشده از بركت صوري و معنوي وي بي بهره ماندند و انجناب نيز بسبب جهل------------ و ناحق شناسي اهل روزگار بگوشها قرار داده و بزاويه نشسته و بتص--------حيح كتب تقيد نموده بدرس مقيد نشد و مردم را از افاده محروم	136	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms419	true	8242912021800382753	90	228	426	1016	1353	301	بزرگ بود و متبرك و دانشمند كامل و بر ساي--------------ر علوم عقلي و نقلي و رسمي و حقيقي عبور نموده كتب----------------------------------------------------------------------------------------- بسيار از هر علم مطالعه كرده و تصحيح فرم-----------وده و مشكلات ان را چنان حل كرده كه هر كه را ادني مناسبتي باشد نظر در كتاب او كافي است و احتياج اوستاد نيست الحق در دهلي در زمان او هيچ كس به دانش او نبود چندان كتب و اكثر به خط اواز كتابخانها او بر امده از حد حصر و ضبط خارج است انصاف ان است كه هركه معاصر او بود و از وي استفاده ننمود و--------------------------------------------------------------------------------------------------------- قايل نشد به اعلميت او بيانصاف است هم به علت------------------------ جهل و بي انصافي و ناحق شناسي اهل روزگار هميشه در -----------زاويها خود به مطالعه و تصحيح كتب مشغول بودي و درس كم گفتي و مردم را از افاده محروم	419	2338751838391431553	190	51.5	141	844	22.51184844970703	36	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms138	false	2910909272836203790	122	223	583	1035	1439	301	بدان-كه نفس لفظي مشترك--ست- گاه نفس گويند و7 ذات و حقيقت شيءي خواهند چنانچه- در ايت تعلم ما في نفسي ولا اعلم ما في نفسك- وگاه نفس گويند و روح علوي خواهند و ان-را نفس ناطقه گويند و گاه بخار لطيف خواهند كه از جوف دل ب--تصعيد-- حرارت غريزي متصاعد شود و از راه مجاري عروق ب--جميع اجزا8 واعضاي بدن-- جاريس--ت و از فرق تا قدم در تمام بدن ساري چنان-كه دو شخص----------------------------------------------- متماثل باشند در- قد و قامت و در لاغري و فربهي يكي ظاهر كه بدن است و يكي باطن كه نفس است و-مثال بدن پيراهني است پرپنبه و	138	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms424	true	-3041019011675524606	194	302	887	1395	1395	302	بدان كه نفس لفظي مشترك است7 گاه نفس گويند و- ذات و حقيقت شيء- خوانند چنانچه8 در ايه تعلم ما في نفسي و ل-اعلم مافي- نفسك9 وگاه نفس گويند و روح علوي خوانند10 ان را نفس ناطقه گويند و-گاه بخار لطيف خوانند كه از جوق دل به تصعيد11 حرارت غريزي متصاعد شود-- از راه مجاري عروق به جميع اجزا و اعضاي بدن12 جاري است و از فرق تا قدم در-تمام بدن ساري چنان كه دو شخص image file1052HaqqiDihlawiAkhbarAkhyar_0513png متماءل باشند در1 قد و قامت و در لاغري و فربهي يكي ظاهر كه بدن است --يكي باطن كه نفس است و مثال بدن پيراهني است بر تن2 و-	424	2338751838391431553	420	697.0	328	519	80.92485809326172	78	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms139	false	8550710092010340323	0	67	0	312	1470	301	است پس بايد كه- مدرك اشياءي كه نه محسوس باشد و نه معقول و-ان ذات و صفات خداوند است تعالي شانه چيز د-يگر باشد4 ب----رحمت شامله- لطيفه ديگر اعلي و اصفي فرستاد و ب--قلب تعلق داد و انرا سر- خوانند و7 لطيفها ديگر اصفي8 از9 همه فرستاده و ان-------------------------را خفي خوانند- و كشف ذات متعالي ب--چشم خفي شود----------------------------------------------- چنانچه در حديث10 قدسي وارد شده وفي الخفي- انا	139	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms426	true	-7516170030474367816	42	124	191	581	1369	301	است پس بايد كه6 مدرك اشيايي كه نه محسوس باشد و نه معقول و ان ذات و صفات خداوند است تعالي شانه-چيزي ديگر باشد پس به رحمت شامله7 لطيفه ديگر اعلي و اصفي فرستاد و به قلب تعلق داد ان -را سر8 خوانند و- لطيفه- ديگر اصفي- از- همه فرستاد- و وي را به سر متعلق9 ساخت ان را خفي نامند10 و كشف ذات متعالي به چشم خفي شود image file1052HaqqiDihlawiAkhbarAkhyar_0515png چنانچه در حديث-- قدسي وارد شد و في الخفي1 انا	426	2338751838391431553	284	439.0	222	399	71.17794799804688	51	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms139	false	8550710092010340323	68	170	317	791	1470	301	3 روح سرور انبيا ضلي الله عليه و-سلم ابو الارواح وس-عدن همه- انوار است و منشاي11 همها موجودات--- همه-- لطايف------- را كالبدن فرض بايد كرد و روح حضرت صلي الله عليه و-سلم12 را جان همه ت--علق روح حضرت صلي الله عليه و-سلم با ساير ارواح وليخايف وي13و تصرف وي1 در ان همچو تعلق و و تصرف روح علوي بود1 در نفس و بدن و جنيع لطايف بلكه همه موجودات تحت تصرف ان روح----- مقدس باشد و انچه ارباب كشف و شهود بيان كرده اند كه12 وراي روح انساني روح17 قدسي است18 اشارت ب--روح پر فتوح حضرت تواند بود صلي الله عليه وسلم	139	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms426	true	-7516170030474367816	183	272	843	1250	1369	301	و روح حضرت رسالت صلي الله عليه و سلم ابو-الارواح و معدن همها انوار است و-منشا ه---مها موجودات پس همه2ا لطايف مذكوره را كالبد3 فرض بايد كرد-- روح حضرت صلي الله عليه و سلم----- جان همه و تعلق روح حضرت صلي الله عليه و سلم با ساير ارواح و لطايف و ت----صرف وي- در ان همچو تعلق و ت--------------------------------------------------------------------صرف ان روح باشد مقدس باشد4- انچه ارباب كشف و شهود بيان كرده-اند كه-- وراي روح انساني روح5- قدسي است-- اشارت به روح پر-فتوح حضرت تواند بود صلي الله عليه وسلم	426	2338751838391431553	357	562.5	280	500	71.4000015258789	60	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms139	false	8550710092010340323	172	278	798	1318	1470	301	نسبت تصرف و-هستي حضرت حق11 سبحانه بج--ميع ذرات عالم علي السويه است وهر ذره اءينه و- مظهر جمال با كمال انح-ضرت است و مع هذا در وقت ندا و-خطاب توجه ب--دل صنوبري كردن بدان سبب است كه دل معدن روح حيواني است و-باقي لطايف ب--روخ حيواني متعلق20 اند پس توجه بقلب21 توجه بج--ميع لطايف باشد و بالجمله توجه ب--قلب موجب فتح باب--ست و-مقدمها كشف لطايف ثم فثم علي الترتيب تا تنهايه22--- مكاشفها انوار قدسيه ذات وض-فات حضرت حق سبحانه هم از--ين طريق باشد و لهذا گفته اند در قلب صنوبري روزني24 است كه با ان روزن كشف عوالم- غيب و مشاهدها مزاتب جبروت و لاهوت گردد	139	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms428	true	7120858864681941407	124	238	612	1140	1466	302	نسبت تصرف و هستي حضرت حق-- سبحانه به جميع ذات6 عالم علي السويه است -هر ذره ايينه و5 مظهر جمال با كمال ان حضرت است-- مع هذا در وقت ندا و خطاب توجه به دل صنوبري كردن بنابران است- كه دل معدن روح حيواني است و باقي لطايف به روح حيواني متعلق----ند پس توجه به قلب توجه به جميع لطايف باشد و-بالجمله توجه به قلب موجب فتح باب است و مقدمه6 كشف لطايف ثم فثم علي الترتيب تا -نهايتالامر مكاشفها انوار قدسيه ذات و صفات حضرت حق سبحانه هم از اين طريق باشد-- لهذا گفته-اند در قلب صنوبري روزني-- است كه با ان روزن كشف عوالم7 غيب و مشاهدها مراتب جبروت و لاهوت گردد	428	2338751838391431553	475	805.0	376	545	87.15596008300781	83	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms140	false	-6594514461065144201	13	88	60	467	1447	300	در ايها كريمه بسم الله الرحمن الرحيم اشارتي3 بدب--ن سه مقام است و تاويل بد-----ين نهج كرده بسم الله المتجلي علي عرش قلب المءمن بالعزة و-الوحدة الرحمن المتجلي علي العرش العظيم بالرحمة العامة---- الشاملة الرحيم المتجلي علي عرش الكعبة المشرفة بالرحمة الخاصة المختصة بالمءمنين- و انچه ذكر سه وكن- مشهور است كه ستوجه قبله7 نشسة- سه بار الله ميگويند وا-شارت ب--فوق و قدام و خلف ميكنند مراد همين عروش- ثل-ثه است وا-لله سبحانه اعلم شيخ	140	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms429	true	8730763288507800769	215	298	1033	1457	1475	301	در ايها كريمه بسم الله الرحمن الرحيم اشارتي بر3 اين سه مقام است و تاويل ان بر اين نهج -است بسم الله المتجلي علي عرش قلب المءمن بالعزة و الوحدة الرحمن المتجلي علي عر--ش العظيم بالرحمة العاملة4 و الشاملة الرحيم المتجلي علي عرش الكعبة المشرفة بالرحمة الخاصة المختصة بالمءمنين5 و انچه ذكر سه ركني مشهور است كه متوجه قبله- نشسته سه بار الله ميگويند و اشارت به فوق و قدام و قلب ميكنند مراد همين عروش6 ثلاثه است و الله سبحانه اعلم ابن	429	2338751838391431553	380	670.5	306	428	88.78504943847656	62	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms114	false	-2743143070254278420	94	195	457	970	1459	301	سكري طافح و حالتي قوي- داشت اكثر كتب متداوله خوانده بود و بعد از تحصيل مجذوب شد گويند در زماني كه تحصيل علم ميكرد از- طالب-علمان سبقت درس التماس ميكرد- و ميگفت----------- شما دايم خواهيد خواند-- مرا اعتماد بر فرصت و وقت نيست خدا داند كه چه حالت پيش------------------------------------------------------------------------------- ايد و از وي كرامات وكشف و خوارق بسيار منقول است از انجمله حضرت مخدوم در اخبار الاوليا اورده كه2 وقتي تمام روز در خانه وي--- نان image filename1066MuhammadSadiqHamadaniKalimatSadiqin_0221jpg بخته بودند و تابها-- گرم بوده1 ام-----------د و هر دو پاي----- بر ان----- نهاد و مدتي ب------ايستاد و اصلا- اثر سوختگي------- ظاهر	114	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms483	true	-6763978879154876546	16	118	109	571	1413	302	سكري طافح و حالتي غالب داشت---------------------------------------------------------- در زماني كه تحصيل علم --كردي با طالب علمان سبقت درس التماس --كردي و اعتذار3 نمودي كه شما دايم خواهيد خواند و مرا اعتبار بر فرصت-- وقت نيست خدا داند كه چه حالت پيش ايد به سرعتي هرچه تمامتر براكثركتب متداوله عبور نمود4 بعد از ان او را جذبه پيش امد و از همه كارها باز ماند نق------------ل است كه--------------------------------------------- وقتي تمام روز در خانه ايشان نان پ--------------------------------------------------------------خته بودند-- تابهها5 گرم شده مانده بود وي امد و هر دو پايها را بر تابهها6 نهاد-- مدتي بر ان7 ايستاد و از ان اثري در پاي شريفش ظاهر	483	2338751838391431553	269	347.0	202	649	41.44838333129883	47	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms152	false	6945828863593454170	118	170	589	803	1451	302	كلمه 2 طالب اين راه را بايد كه بر كلمات مشايخ اعتقاد كند و خود را بتكلف- بر انها بندد و شك و شبهه را كه در بعضي مسايل ايشان را خلجان كند بخو--د راه ندهد و ازين راه نخست بي تحاشي در ايد و اگر نه تمام عمر در خلجان ماند	152	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms504	true	3985485305558807359	240	288	1159	1364	1417	301	كه---- طالب اين راه را بايد كه بر كلمات مشايخ اعتقاد كند و خود را به زور بر انها بندد و شك و شبهه را كه در بعضي مساءل ايشان--- خلجان5كند به خود راه ندهد در اين راه اول- بي تحاشي در-ايد وگر---نه تمام عمر در خلجان ماند	504	2338751838391431553	184	322.0	139	217	84.7926254272461	35	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
AOCP20250214781-per1.ms152	false	6945828863593454170	1	53	5	272	1451	302	شييا معه بعد از ظهور2 هست علي ما عليه كان image filename1066MuhammadSadiqHamadaniKalimatSadiqin_0257jpg شيخ سيف الدين دهلوي قدس سره كون و مكان ز پر تو1 حسن جمال اوست وين طرفه تر2--- كه نه كون ا----------------------------------------------------ست و نه3 مك---------------------------------------------------------------------ان سيفي ب--خويش نسبت هستي گمان ت-ست اي واي بر كسي كه بماند درين گمان	152	7611711741932267294	AOCP20251117051-per1.ms513	true	8656744048927289868	173	243	790	1089	1338	301	شي-- معه بعد از ظهور- هست علي ما عليه كان ------------------------------------------------------------------------------------------كون و-مكان به پرتو- حسن جمال اوست وين طرفه در نگر كه نه كون است وني مكان نزديك عارفان محقق محقق است كو عين عالم است و ليكن وراي ان گه روي پوش همچو عروسان جلوه گر گه با هزار شور و شغب جامهها1 دران سيفي به خويش نسبت هستي گمان توست اي واي بر كسي كه بماند درين گمان	513	2338751838391431553	159	244.5	120	394	40.35533142089844	30	AOCP20250214781-per1	AOCP20251117051-per1
