id1	first1	uid1	bw1	ew1	b1	e1	len1	tok1	s1	seq1	gid1	id2	first2	uid2	bw2	ew2	b2	e2	len2	tok2	s2	seq2	gid2	matches	score	ch_match	align_len	matches_percent	w_match	series_b1	series_b2
AOCP20250214574-per1.ms02	false	4381386305672538100	33	193	150	954	1489	302	اول در كيفيت ساختن جهان تامه ومقدمات ان فصل دوم در كيفيت ربع معمور و انچه بدان تعلق دارد فص--ل سيم در-شرح8 خطها ورنكها برشكل عالم فصل چهارم در9 فايدها شكل عالم image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0030jpg فصل پنجم در پديد كردن بعضي از مسافتها فصل ششم درذ كر درياها و كيفيت جزرومد فصل هفتم درذ كر بحيرهها فصل هشتم 2ر درذ كر جزيرهها كه در دريا باشد فصل نهم در-ذ كر بعضي جيحونها و رودها فصل دهم درذكر كوهها كه معروف است فصل يا-زدهم درذ-كر بيابانها فصل دوازد-هم درذ-كر نام بعضي شهرها و اختلاف ان فصل سيزد هم در ذ كر بعضي مواضع كه بخوشي1 معروف است فصل چهاردهم درن-قل كردن بعضي مردمان از موضع خويش فصل پا-نزدهم درذ كر خاصيت بعضي از مواضع فصل شانزدهم درن كر بعضي از عجايب بهر موضع فصلهفدهم در ذ-كر معادن جواهر فصل هشدهم2 در انكه ازهر موضعي چه خيزد فصل نوزدهم در-ذ كر بعضي از مواضع عرب فصل بيستم در حكايتي چند پرا كنده	2	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms001	true	-744865386690888716	61	217	268	989	1448	300	اول در كيفيت صاختن جهان نامه ومقدمات ان --ل دوم در كيفيت ربع معمور و انچه بدان تعلق دارد 4 قصل سيم در شرح- خطها ورنگها برشكل عالم ل --چهارم در--فايده- شك- عالم قصل بتجم---------------------------------------------------در پديد گردن بعضي از مسافتها فصل ششم ار ذكر درياها و كيفيت جزرومد هف در ذ -----كر بحير-ها فصل هشتم درذ--- كر جزيرمها كه در دريا باشد --ل -هم در ذ كر بعضي جيحونها و-رودها فصل دهمدر ذكر كوهها كه معروف است فصل يا زدهم درذ كر بيابانها فصل دوازدهه_ درذ كر نام بعضي مواضع و-اختلاف ان نصل سيز دهم در-ذ كر بعضي مواضع كه بخوشي- معروف است -صل چها-دهم در تقل كردن بعضي مردمان ازم-وضع خو-ش فصر يا تزدهمدر ذ كر خاصيت بعضي از مواضع -صلشا نزدهم-درذ كر بعضي از عجايب ----------صلرهفهم در ذ كر معادن جو-هر فصل هژدهم- در انكه ازهر موضعي چه خيزد فصل نوزدهم در ذ كر بعضي از مواضع عرب فصل-بيستم در حكايتي چند پرا كنده	1	7154182101825371583	651	1067.5	515	816	79.77941131591797	108	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms73	false	3260323122682458745	48	93	228	445	1472	301	و در كتابي كه تواريخ خلفا بود ديدم كه الواثق بالله كه از خلفاء عباسي بوده است او را-بايست كه حال ايشان معلوم كند محمدبن موسي منجم را كه يكي از خواص او بود برسالت بروم فرستاد تا-موضع ايشان معلوم كرداند و كيفيت ----حال ايشان	73	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms020	true	1189299029609265059	10	55	48	269	1586	300	و در كتابي كه تواريخ خلفا بود-ديدم كه الواثق بالله كه از خلفاء عباسي بوده است او را بايست كه حال ايشان معلوم كند محمدبن موسي متجم را كه يكي از خواص او-بود برسالت بروم فرستاد تا موضع ايشان معلوم كرداند درايشيا يك سءال پيشمن	20	7154182101825371583	206	376.5	164	223	92.37667846679688	38	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms01	false	-2162106935949172136	5	229	61	1180	1556	302	و اتو كل عليه و به نتعي-ن الحمد لله رب العالمين والصلوة علي التبي محتدو اله واصحابه الطيبين الطاهرين وسام تسليما كثيرا چون كمتر بنده محمدبن نجيب بكران را تباشير صبح اقبال باعث تحصيل شرف تقبل بساط همايون خداوند عالم پادشاه بني ادم فرمانده روي زمين علاء الدنيا والد ين سلطان السلاطين ابو الهتح محمد بن السلطان بن السلطان خلد الله ملكه گشت و ادراك اين6 امنيت و و صول1 اين بغيت2 را بوسيلتي احتياج افتاد هيچ و سيلت شايسته تر از-انواع علم و نتايج ان ننمود و ديگر بند كان در-فنون علم هر كسي باندازه- علم3 خويش خزانها كتب معموره را خدمتها كرده بودند كمتر بنده كه از بعضي از علوم بهر- اي داشت خواست كه با ان طايفه مساهم باشد ودر سلك ايشان5 انتظام يذيرد شكل عالم كه مطلوب عالميان است وصدق رغبت خاس وعام بمطالعها ان معلوم واثبات ان تعلق image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0029jpg---------------------------------------------------------------------- بنتايج بعضي از علوم دارد بر جامه-اي نقش كرد و غالب ظن ان است كه اين خدمت مهمل مانده باشد و ديكر بنده اي بدان قيام ننموده پس صورت ربع مسكون از زمين و مواضع ولايتها و شهرهاو درياها و جيحونها و كوهها و بيابانها و غير ان بران جامه ثبت كرد هريك بدان موضع كه حق تعالي افريده است و تقدير كرده و اين رسالت با ان-1 ضم كرد تا ازان جامه صورت عالم و مواضع بقاع2	1	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms027	true	-8963640570554731421	56	300	313	1498	1498	300	و اتو كل عليه و به نستهين الحمد-لله رب العالمين والصلوة علي التبي محمدو اله واصحابه الطيبين الطاهرين وسلم تسليما كثيرا چون كمتر بنده محمدين نجيب بكران را تباشير صبح اقبال باعث تحصيل شرف تقيل بساط همايون خداوند عالم پادشاه بني ادم فرمانده روي زمين علاء-الدنيا والد ين سلطان السلاطين ابو الفتح محمد بن السلطان بن السلطان خلد الله ملكه كشت و-ادراك اين- امنيت وو--صول1 اين بغيت2 را بوسيلتي احتياج افتاد هيچ و-سيلت شايسته تر از انواع علم و تتايج ان تنمود و ديگر بند گان در فنون علم هر كسي باندازها علم3 خويش خزالها كتب معموره را خدمتها كرده بودند كمتر بنده كه از بعضي از علوم بهره اي داشت خواست كه با ان طايفه مساهم باشد ودر سلك ايشان- انتظام يذيرد شكل عالم كه مطلوب عالميان است وصدق رغيت خاص وعام بمطالعها ان معلوم واثبات ان تعلق ل امول 2_ بوتقطه است بورينه تصحيح شد بغيت بضم و كر اول و فتح سوم مطلوب وحاجت منتهي الارب ظ قلم اغاز سخها پاريس هان ناهه بنتايج بعضي از علوم دارد بر جامه اي نفش كرد و غالب ظن ان است كه اين خدمت مهمل مانده باشد و ديكر بنده اي بدان قيام ننموده بس صورت ربع مسكون از زمين و مواضع ولايتها و شهرهاو درياها و-جيحونها و كوهها و بيابانها و-غير ان بران جامه ثبت كرد هريك بدان موضع كه حق تعالي افريده است و تقدير كرده و اين رسالت با ان 1 ضم كرد تا ازان جامه صورت عالم و مواضع بقاع2-	27	7154182101825371583	1041	1942.5	828	1196	87.04013061523438	190	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms01	false	-2162106935949172136	229	302	1180	1556	1556	302	كه شرح داده شد مشاهده مي-افتد و از مطالعه- اين رسالت-3 كيفيت احوال بعضي ازان مواضع و انچه تعلق بدان4 دارد معلوم مي كردد واين رسالت را جهان نامه نام كرد وهو لفظ يطابق5 معناه اگر بنظر رافت و عنايت پادشاه خلدالله سلطانه ملحوظ كردد موجب اقبال دوجهاني بنده باشد ايزد تعالي اين سلطنت و مملكت و پادشاهي تا دامن قيامت پاينده ذاراد6 وسايها عدل مبارك7 براطراف ممالك منبسط تاكا فها خلايق در-	1	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms028	true	3579101800999558523	0	74	0	379	1452	301	كه شرح داده شد مشاهده مي افتد و از مطالعها اين رسالت 3 كيفيت احوال بعضي ازان مواضع و انچه تعلق بدان4 دارد معلوم مي كردد واين رسالت را جهان نامه تام كرد وهو لفظ يطابق5 معناه اگر بنظر رافت و عنايت پادشاه خلدالله سلطانه ملحوظ كردد موجب اقبال دوجهاني بنده باشد ايزد-تعالي اين سلطنت و مملكت و پادشاهي تا دامن قيامت پاينده داراد1 وسايها عدل مبارك7 براطراف ممالك منبسط تاكا فها خلايق در	28	7154182101825371583	372	716.0	301	380	97.89473724365234	70	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms02	false	4381386305672538100	0	213	0	1050	1489	302	ظل امن و-كنف عدل روز كار مي گذرانند وبفراغ دل بدعاء دولت قاهره شيد الله اركانها مشغول مي باشند و بناء اين رسالت بر بيست فصل است و اين فهرست ان است فصل اول در كيفيت ساختن جهان تامه ومق-دمات ان فصل دوم در كيفيت ربع معمور و انچه بدان تعلق دارد فصل سيم درشرح8 خطها ورنكها برشكل عالم فصل چهارم در9 فايدها شكل عالم image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0030jpg ف------------------------------صل پنجم در پديد كردن بعضي از مسافتها فصل ششم درذ كر درياها و كيفيت جزرومد فصل هفتم درذ كر بحيرهها فصل هشتم 2ر درذ كر جزيرهها- كه در دريا باشد فصل نهم درذ كر بعضي جيحونها و رودها فصل دهم درذ-كر كوهها كه معروف است فصل يازدهم درذ-كر بيابانها فصل دوازدهم درذ-كر نام بعضي شهرها و اختلاف ان فصل سيزد هم در ذ كر بعضي مواضع كه بخوشي1 معروف است فصل چهاردهم در-نقل كردن بعضي مردمان از موضع خويش فصل پانزدهم درذ كر خاصيت بعضي از مواضع فصل شانزدهم درن كر بعضي از عجايب بهر موضع فصل-هفدهم در ذ-كر معادن جواهر فصل هشدهم2 در انكه از-هر موضعي چه خيزد فصل نوزدهم درذ كر بعضي از مواضع عرب فصل بيستم در حكايتي چند پرا كنده از هر نوعي در هر فصلي ازين انچه اقتضا كند و-اين رسالت احتمال كند اورده شود بر سبيل ايجاز واختصار	2	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms028	true	3579101800999558523	74	301	379	1452	1452	301	ظل امن و كنف عدل روزگ-ار مي گذرانند وبفراغ دل بدعاء دولت قاهره شيد-الله اركانها مشغول مي باشند و بناء اين رسالت بر-بيست فصل است و اين فهرست ان است فصل اول-در كيفيت ساختن جهان نامه و مفدمات ان فصل دوم در كيفيت ربع معمور و انچه بدان تعلق دارد فصل سيم درشرح8 خطها ورنگها برشكل عالم فصل چهارم در9 فايده- شكل عالم بان 2ب وبقاع 3 رساله ب بدان تعلن ب مطابق ب دارد 9_ پ مباركرا در بيان 9_ب دربيان فصل پنجم در-پديد كردن بعضي از مسافتها فصل ششم درذ كر درياها و كيفيت جزرومد فصل هفتم درذ كر بحيرهها فصل هشتم 2ر درذ كر جزيره ها كه در دريا باشد فصل نهم درذ كر بعضي جيحونها و رودها -صل-دهم درذ كر كوهها كه معروف است فصل يازدهم درذ كر بيابانها فصل دوازدهم درذ كر نام بعضي شهرها و اختلاف ان فصل سيزد-هم در-ذ كربع-ضي مواضع كه بخوشيا معروف است فصل چهاردهم در نقل كردن بعضي مردمان از موضع خويش فصل پانزدهم درذ كر خاصيت بعضي از مواضع فصل شانزدهم درذ كر بعضي از عجايب بهر موضع فصل هفدهم-در ذ كر معادن جواهر فصل هشدهم- در انكه از هر موضعي چه خيزد فصل نوزدهم-درذ كر بعضي از مواضع عرب فصل بيستمدر--حكايتي چند پرا كنده از هر نوعي در هر فصلي ازين انچه اقتضا كند و اين رسالت احتمال كند اورده شود بر-سبيل ايجاز واختصار-	28	7154182101825371583	968	1749.5	773	1091	88.72593688964844	184	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms02	false	4381386305672538100	213	302	1050	1489	1489	302	تا موجب ملالت نگردد چه اكر اين معاني بتمامي و استقصا شرح داده ايد مجلدها تاليف بايد كرد و هنوز استيفاء ان نرود و مءلف بعجز و تقصير منسوب باشد وما التوفيق الا من عند الله عليه تو كلت واليه انيب image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0031jpg فصلاول در كيفيت ساختن جهان نامه و مقدمات ان 5 شكل زمين بر صورت كره ايست يعني گويي گرد از بسيط او يك-ربع بيش معمور و مسكون نيست قدما شكل اين ربع در كتب بر صورت نصف دايره ثبت ميكرده اند و ان رمزي است-	2	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms029	true	744500967283504328	0	87	0	410	1407	300	تا موجب ملالت نگردد چه اكر اين معاني بتمامي و استقصا شرح داده ايد مجلدها تاليف بايد كرد و هنوز استيفاء ان نرود و مءلف بعجز و تقصير متسوب باشد وما التوفيق الا من عند-الله عليه تو كلت واليه انيب باخوشي 2ب هزدهم هان ناهه فصل ------------------------اول در كيفيت ساختن جهان نامه و مقدمات ان --شكل زمين برص-ورت كره ايست يعني كويي كرد از بسيط-او يك ربع بيش معمور و مسكون نيست قدما شكل اين ربع در كتب برص-ورت نصف دايره ثبت ميكرده-اند و ان رمزي است	29	7154182101825371583	374	682.0	295	441	84.80725860595703	71	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms03	false	-8480144515591812454	0	203	0	978	1466	301	و از تحقيق دور اما ما شكلي اختيار كرديم كه بتحقيق سخت نزديك باشد چنانكه بران جامه مشاهده افتد و چون خواستيم كه هرشهري و موضعي انجا كه هست اثبات كنيم بهمه حال بطول و عرسض شهرها و بقاع احتياج افتاد شرح طول وعرض شهرها وجايها اصحاب علم نجوم طريقي استخراج كردهاند كه بدان طريق بهر شهر و هر موضع كه خواهند از ربع معمور اشارت توان كرد وان- را طول وع-رض ان مواضع ميخوانند و ان چنان است كه دايره-اي عظيمه تقدير كنند كه از مسامسها 1 قطب شمالي در ايدو بران شهر ياموضع بگذرد بهمه حال خط استوارا قطع كند پس ازموضع قطع تا نهايت عمارت در جانب مغرب طول ان شهر باشد وازشهر ياموضع قطع عرض او و اتفاق چنان افتاده است كه ابتداء طول از جهت مغرب كرفته اند از موضعي كه در قديم الايام انجا هفت جزيره بوده است معمور و مسكون ان را جزاير خالدات و جزاير سعدا كويند و-اكنون image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0032jpg-------------------- خراب-شده است و اب بحر محيط بدويست فرسنگ از و كذشته و اين طول وعرض مواضع بر-وز گار در از معلوم مي كرده-اند و در زيجها و كتب اثبات مي كرده و در ين ب-اب بهمه حال تقليد ديگران مي بايد كرد پس چون	3	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms029	true	744500967283504328	87	300	410	1407	1407	300	و از تحقيق دور اما ما شكلي اختيار كرديم كه بتحقيق سخت نزديك باشد چنانكه بران جامه مشاهده افتد و چون خواستيم كه هرشهري و موضعي انجا كه هست اثبات كنيم بهمه حال بطول و عر-ض شهرها و بقاع احتياج افتاد شرح طول وعرض شهرها وجايهااس-حاب علم بجوم طريقي استخراج كردهاند كه بدان طريق بهر شهر و هرم-وضع كه خواهند از ربع معمور اشارت توان كرد و ان را طول و عرض ان مواضع ميخوانند و ان چنان است كه دايره اي عظيمه تقدير كنند كه از مسامسه1ا- قطب شمالي در ايدو بران شهر-ياموضع بگذرد بهمه حال خط استوارا قطع كند پس ازموضع قطع تا نهايت عمارت در جانب مغرب طول ان شهرب-اشد وازشهر ياموضع قطع عرض او و اتفاق چنان افتاده است كه ابتداه طول از جهت مغرب كرفته اند از موضعي كه در قديم الايام انجا هفت جزيره بوده است معمور و مسكون ان را جزاير خالدات و جزاير سعدا گويند و اكنون ازاينجابدندارد1نين است من شايد مماسه قصل اول در كيفيت ساختن جهان نامه خراب شده است و اب بحر محيط بدويست فرسن- ازو گ-ذشته و اين طول وعرض مواضع بر وز كار در از معلوم مي كرده اند و در زيجها و كتب اثبات مي كرده و در ين بساب بهمه حال تقليد ديگران مي بايد كرد بس چون-	29	7154182101825371583	903	1689.0	710	1006	89.76142883300781	183	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms03	false	-8480144515591812454	203	301	978	1466	1466	301	بدين معني حاجت افتاد مبالغي1 زيج قديم وحديث و كتب نجوم كه درين شيوه بكار ايد حاصل كرديم وجمله با يكديگر مقابله كرديم چه بيشتر مخالف يكديگر بود وبقدر وسع وامكان احتياط بجاي اورديم تا بعضي ازان محقق شد و حمچنين كتاب اشكال اقاليم كه محمد بن بحر-الرهني تاليف كرده است وك-تاب مسالك و-ممالك كه عبدالله بن محمد بن خر-دادبه جمع كرده است و-سفرنامه- ناصر-خسرو و غير ان جمع كرديم وج-مله را با يكديگر موازنه كرديم تا ان اختلاف باند كي باز امد و بعد ازان در ميان مسودات امام شرف الدين مازي 2 طوسي رحمه الله كه-	3	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms030	true	-5018820805737632207	0	103	0	495	1423	300	بدين معني حاجت افتاد مبالغيا زيج قديم وحديث و كتب نجوم كه درين شيوه بكار ايد حاصل كرديم وجمله با يكديان مقابله كرديم چه بيشتر مخالف يكديگر-بود وبقدر وسع وامكان احتياط بجاي اورديم تا بعضي ازان محقق شد و همچنين كتاب اشكال اقاليم كه محمد بن بحر الرهني تاليف كرده است و كتاب مسالك و ممالك كه عبدالله بن محمد بن خر دادبه جمع كرده است و سفرنامها ناسر خسرو و غير ان جمع كرديم و جمله را با يكديگر موازنه كرديم تا ان اختلاف باند كي باز امد و-بعد ازان در ميان مسءدات امام شرف الذين مازي 2 طوسي رحمه الله كه	30	7154182101825371583	477	896.0	382	497	95.9758529663086	92	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms04	false	-3517221905398635215	0	182	0	920	1529	302	از روم باز امد جزوي يافتيم بخط او طول و عرض شهرها باحتياط واستقصاء تمام بران-جامثبت وهمچنين طول و-عرض سواحل 3 ودر ياهاء ان فرسنك فرسنك ومواضع كوهها و-بحرها وجزيرها 2پ هريك پديد كرده و درين جزو ياد كرده بود كه اين نسخت از كتابخانه اي بدست امد در شهر روم كه ان را قسطنطينيه خوانند و بحيله ها image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0033jpg بدست ------امد كه بدان ضنت مي كردهاند و بهر كسي نميداده واز ملوك روم يادشاهي بزر ك بوده است كه اورا قسطنطين مي گفته-اند--و اين شهر را بدو باز-خوانده است ولوعي عظيم بوده است برانواع علوم وطلب ان وجمعي را ازاهل هنر-نفقه وخرج راه داده است و-باطراف عالم فرستاده تا اين معاني بتحقيق معلوم كردهاند و اودر كتب ثبت كرده ودر كتابخانه نهاده4 پس چون اين جزو بدست امد عظيم مددي بود درين باب وغرض بحصول پيوست ودرشهورسنه- خمس وستمايه- هجري اين شكل تمام شد و مقصود ازذكر تاريخ ان است كه ممكن است كه روز گار دراز 1 تبديلي بدين وضع راه يابد چون خراب شدن بعضي مواضع و ابادان شدن ديگري و تغيير وضع كوهي-2 و انچه بدين	4	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms030	true	-5018820805737632207	103	300	495	1423	1423	300	از روم باز امد جزوي يافتيم بخط او طول و عرض شهرها باحتياط واستقصاء تمام بر اتجامثبت وهمچنين طول و عرض سواحل 3 ودر-ياهاء ان فرسن- فرسن- ومواضع كوهها و بحرها وجزيرها 2پ هريك پديد كرده و درين جزو ياد كرده بود كه اين نسخت از كتابخانه اي بدست امد درش-هر روم كه ان را قسطنطينيه خوانند و-بحيله ها ل مبالغ ل ماري صحيح از چ ل و را قبل ازسواحل دارد ان ناه بدست امد كه بدان ضنت مي كردهاند و بهر كسي نميداده واز ملوك روم پادشاهي بزر-ك بوده است كه اورا قسطنطين مي كفته اند_ و اين شهر را بدو باز خوانده است ولوعي عظيم بوده است برانواع علوم وطلب ان وجمعي را ازاهل هنر نفقه وخرج راء داده است و باطراف عالم فرستاده تا اين معاني بتحقيق معلوم كردهاند و اودر كتب ثبت كرده ودر كتابخانه نهاده ب-س چون اين جزو-بدست امد عظيم مددي بود درين باب وغرض بحصول پيوست ودرشهورسنها خمس وستمايها هجري اين شكل تمام شد و مقصود ازذ كرتاريخ ان است كه ممكن است كه روز گار-دراز 1 تبديلي بدين وضع راه يابد چون خراب شدن بعضي مواضع و ابادان شدن ديكري و تغيير وضع كوهي 2 و انچه بدين-	30	7154182101825371583	843	1551.5	674	938	89.8720703125	162	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms04	false	-3517221905398635215	182	302	920	1529	1529	302	ماند چه اين جمله ممتنع ومستحيل نيست وممكن است والله تعالي اعلم فصلدوه در كيفيت ربع معمورو انچه بدان تعلق دارد كرها زمين را چون بچهار قسمت كني سه ربع ازان جمله در اب است و بحر محيط بروي مشتمل است چنانكه هيچ از و مكشوف نيست ويك ربع كه بروي خشكي است منكشف است كه ان را ربع image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0034jpg معمور و ربع مسكون و ربع مسلوك خوانند و-ان ربع ازجهت شمالي است واز جمله -اين ربع نهايت شمالي هم مقداري ابد-ارد و نهايت جنومي همچنين پس بحقيقت يك ربع كمترست كه مكشوف است وبعضي درياها وجمله- كوهها وبيابانها ازين جمله است پس بحقيقت از در مي دانگي بيش معمورت-يست اماعادت چنين رفته است كه اين قطعه را-	4	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms031	true	-258842236570240599	0	128	0	610	1450	300	ماند چه اين جمله ممتنع ومستحيل نيست وممكن است والله تعالي اعلم فصلدوم در كيفيت ربع معمورو انچه بدان تعلق دارد كرها زمين را چون بچهار قسمت كني سه ربع ازان جمله در اب است و بحر محيط بروي مشتمل است چنانكه هيچ از ومك-شوف نيست ويك ربع كه بروي خشكي است منكشف است كه ان را ربع ظ بروز گاردراز ر كويي ل دوم دركيفيت ربع مهمور0 مع---مور و ربع مسكون و ربع مسلوك خوانند و ان ربع ازجهت شمالي است واز-جملها اين ربع نهايت شمالي هم مقداري اب دارد و نهايت جنوبي همچنين پس بحقيقت يك ربع كمترست كه مكشوف است وبعضي درياها وجملها كوهها وبيابانها ازين جمله است پس بحقيقت از در مي دانكي بيش معمور نيست اماعادت چنين رفته است كه اين قطعه را	31	7154182101825371583	547	1029.0	434	615	88.9430923461914	109	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms05	false	-6212537708080543282	0	166	0	860	1495	301	ربع مسكون و معمور كويند واما نهايتهاء ربع معمور-و اطراف عالم از جانب مغرب شهرهاء مغرب است چون فاس و-طنجه و شهرهاه اندلس و چون ازين مواضع بگذري درياء محيط است كه ان رابجر اوقيانوس خوانند و-دروي هيچ كسي1 نرود واما از جانب مشرق شهرهاء چين است وچين اندروني كه ان را ماچين خوانند ولسيلاء2 وبلاد واقواق وچون بجانب شمال در شود بلاد ياجوج و-ماجوج وچون ازين مواضع بكذري هم درياء محيط است واما ازجانب شمال ياجوج وماجوج وچون بنزديكي ميانه رسد اجناس ترك و بعد از ان صقلاب وبلاد ثلج3 وچون ازين مواضع بگذري بعضي مواضع درياء مجيط باشد وبعضي نباشد اما غايت سرما بدر جه اي باشد كه انجا ادمي قرار-نتواند گرفت و ممكن كه حيوان نيز كمتربا-شد و ادمي مرچه بود بوحش ماننده تراز انكه بادمي و-از ادمي بكريزد و شنيديم كه اين جنس را صيد image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0035jpg كنند و بخورند ودر اقصاء شمار جزيره ايست كه ان را تولي م-ي خوانند همچنين مبهم ديده ايم در كتب و اهل اين جزيره	5	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms031	true	-258842236570240599	128	299	610	1444	1450	300	ربع مسكون و معمور كويند واما نهايتهاء ربع معمور و اطراف عالم ازجا-نب مغرب شهرهاء مغرب است چون فاس و طنجه و شهرهاء اندلس و چون ازين مواضع بگذري درياء محيط است كه ان را بحراوقيانوس خوانند و دروي هيچ كسيا نرود واما ازجات-ب مشرق شهرهاء چين است وچين اندروني كه ان را ماچين خوانند ولسيلاء2 وبلاد واقواق وچون بجانب شمال در شود بلاد ياجوج و ماجوج وچون ازين مواضع بگذري هم درياء محيط است واما ازجانب شمال ياجوج وماجوج وچون بنزديكي ميانه رسد اجناس ترك و بعد از ان صقلاب وبلاد ثلج- وچون ازين مواضع بكذري بعضي مواضع درياء محيط باشد وبعضي نباشد اما غايت سرما بدرجه--اي باشد كه انجا ادمي فرار نتواند گرفت و ممكن كه حيوان نيز كمتر باشد و ادمي هرچه بود بوحش ماننده تراز انكه بادمي و از ادمي بكريزد و شنيديم كه اين جنس را صيد ش الشيلا بلخ 0 هان ناهه-------------------------- كنند و بخورند و دراقصاء شمال جزيره ايست كه ان را تولي 1 ي خواند--همچنين مبهم ديده ايم در كتب-و اهل اين جزيره	31	7154182101825371583	777	1447.5	621	868	89.51612854003906	147	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms05	false	-6212537708080543282	168	301	868	1495	1495	301	كرده اند زير او تهي بر مثال گرمابه تا شش ماء از سال درزير ان اتش مي كنند تا انجا قرار توانند كرفت و-اما از3 جانب 3ر جنوب حدود چين و هندوستان باشد و درياء مشرقي بعضي از ان فرا گيرد و بموضعي زيادت باشد چون برابري چين و هندوستان و بموضعي كمتر باشد چون زنكيان و سياهان مغرب و چون از دريا بگذري بجانب جنوب زميني سوخته وشوره و كوير پديد ايد چنانكه اگر اندك چيزي گران بران زمين افتد مبلغي بزمين فروشود و انجا مقام ادمي محال باشد وهمانا حيوان نيز نباشد يا اگرب-اشد جنسي ديكرب-اشد بخلاف معهود و بعد از ان ندانند كه چيست فصل سوء در شرح خطها ورنعهابرشكل عالم نموده مي شود كه دايرههاء خرد كه در شكل عالم نبت كرده امده است موضع شهرست و بر كنار-	5	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms032	true	6566738736642078079	0	132	0	627	1426	300	كرده اند زير او-تهي بر مثال كرمابه تا شش ماه از سال درزير ان اتش مي كنند تا انجا قرار توانند گرفت و اما از3 جانب 3ر جنوب حدود چين و هندوستان باشد و درياء مشرقي بعضي از ان فرا كيرد و بموضعي زيادت باشد چون برابري چين و هندوستان و بموضعي كمتر باشد چون زنكيان و-سياهان مغرب و چون از دريا بكذري بجانب جنوب زميني سوخته وشوره و كوير پديد ايد چنانكه اگر اندك چيزي كران بران زمين افتد مبلغي بزمين فروشود و انجا مقام ادمي محال باشد وهمانا حيوان نيز نباشد يا اكر باشد جنسي ديكر باشد بخلاف معهود و بعد از ان ندانند كه چيست فصل سوم در-شرح خطها ورنگهابرشكل عالم نموده مي شود كه دايرهعاء خرد كه در-شكل عالم ثبت كرده امده است موضع شهرست و بر كنار	32	7154182101825371583	610	1173.0	482	631	96.67195129394531	115	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms06	false	5713578592155997809	0	153	0	763	1454	302	ان داير- نام ان شهر نوشته امده است تا معلوم كردد كه هرشهري بكدام موضع است image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0036jpg خط-----------------------------------هاء مشوش نا منظم كه بر بعضي شهرها كشيده امده است بسياهي ان خطي است كه ولايتها و تاحيتها را از يكد-يگر-جدا كند و-هر ولايتي رانام بسر-خي در-ميان ان نوشته امده است سبزيها دريا ها ست ي-ا1 بحرها ونام ان دريا بسرخي بروي نبشته لازورد جيحونها ورود ما ست و نام ان جيحون يارود بسرخي بروي نبشته لعل تيره رنگ كوههاست و موضع مريكي وت-ام كوه بروي نبشته زرديها كه بر-شكل عالم است بيا بانهاست بعضي ريگ و بعضي سنگ سپيدي بلاد تلج 2 است از جانب شمال كه هر كز-برف ازوي برنخيزد خطهاء طولاني از مشرق باجهت مغرب خطهايي است كه اقاليم هفتگانه را از يكديگر جداكند و بر هر دوطرف او نام اقليم بسياهي نوشته كه اول و دوم وسيم و همچنين تا معلوم شود كه هر شهري در كدام اقليم است	6	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms032	true	6566738736642078079	132	300	627	1426	1426	300	ان دايره نام ان شهر نوشته امده است تا معلوم گردد كه هرشهري بكدام موضع است ل مولي دوبار در صفحها ديكري مولي2چ خانهها ندارد ظ چون زمين فصلرسوم درشرح خطها ورگهات خطهاء مشوش نا منظم كه بر بعضي شهرها كشيده امده است بسياهي ان خطي است كه ولايتها و ناحيتها را از يكد يگر جدا كند و هر ولايتي رانام بسر خي در ميان ان بوشته امده است س-زيها دريا ها ست يسا1 بحرها ونام ان دريا بسرخي بروي نبشته لازورد جيحونها ورودها- ست و نام ان جيحون يارود بس-خي بروي نبشته لعل تيره رنگ كوههاست و موضع هريكي و نام كوه بروي نبشته زرديها كه بر شكل عالم است بيا-بانهاست بعضي ريك و بعضي سنگ سپيدي بلاد تلج-2 است از جالب شمال كه هر كز برف ازوي برنخيزد خطهاء طولاني از مشرق باجهت مفرب خطهايي است كه اقاليم هفتگانه را از يكديگر جداكند و بر هر دوطرف او تام اقليم بسياهي نوشته كه اول و دوم وسيم و-همچنين تامع-لوم شود كه هرش-هري در كدام اقليم است-	32	7154182101825371583	689	1242.0	545	808	85.27227783203125	131	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms06	false	5713578592155997809	153	302	763	1454	1454	302	خطهاء سرخ بسيار بعضي از سوي مشرق با3سوي مغرب و بعضي از سوي شمار-تا بجنوب ان خطوط طول و عرض است و نگر نده را دران بس فايده اي نباشد چه ان بجهت ان كشيده امده است تا image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0037jpg------------------------------------- ازراه طول و-عرض هرشهري را بموضع اوثبت توان كرد تا بوقت مطالعه-اين معاني معلوم باشد جهار----- در فايدة شكل عالم شكل عالم را كه بر جامه كشيده امده است بيرون انكه صورت عالم و مواضع بقاع و بحار وغير ان معلوم شود و مصور گردد فايده اي ديگراست و ان ان است كه قبله بدوت-وان دانست و همچنين روي سوي هر شهر و باحيت كه خواهي كرد چنانكه ان جامه را باز كشي و جهت مشرق را از ان جامه كه بر وي نبشته امده است و ولايت چين ازان جهت است ان را چنان كني ك-ه از جانب افتاب برامدن باشد وجهت مغرب را از جانب افتاب-	6	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms033	true	998628783566636288	0	167	0	732	1368	300	خطهاه س-خ بسيار بعضي از سوي مشرق بااسوي مغرب و بعضي از سوي شمال تا بجنوب ان خطوط طول و عرض است و نگر-نده را دران بس فايده اي نباشد چه ان بجهت ان كشيده امده است تا ل ما بي نقطه ل ملح بي نقطه تمحيح ازچ 3 ل ما بي نقطه بقرينه هبارت قبلي تصحيح شد ان ناهد ازراه طول و عرض هرشهري را بموضع اوثبت توان كرد تا بوقت مطالعه اين معاني معلوم باشد فصل چهارم در فايدة-شكل عالم شكل عالم را كه بر جامه كشيده امده است بيرون انكه صورت عالم و مواضع بقاع و بحار وغير ان معلوم شود و مصور كردد فايده-اي ديكراست و ان ان است كه قبله بدو توان دانست و همچنين روي سوي هر-شهر و ناحيت كه خواهي كرد چنانكه ان جامه را باز كشي وج-هت مشرق را از ان جامه كه بر-وي نبشته امده است و ولايت چين ازان جهت است ان را چنان كني كسه از جانب افتاب برامدن باشد وجهت مغرب را از جانب افتاب	33	7154182101825371583	623	1134.0	483	739	84.30311584472656	128	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms07	false	-1999018689760443419	0	131	0	655	1558	302	فرو شدن پس موضع خويش را برشكل عالم باز جويي و نشاني بروي كني و بعد ازان مگه را كه موضع قبله است بازجويي واز موضع خويش تا مگه خقي كشي يا نشاني كني پس چون برين خط بايستي و روي سوي مكه كني روي سوي قبله باشد بحقيقت و-همچنين اكر خواهي كه روي سوي-شهري يا ناحيتي كني هم برين مثال بايد كرد 3پ اكه شرح داده امد والله تعالي ولي التوفيق image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0038jpg فصل پنجم در پديد كردن بعضي از مسافتها اصحاب رصد كه در عهد مامون خليفه اعتبار كردند بالاء ربع معمور ازنهايت عمارت بمشرق تانهايت عمارت بمغرب سه هزار و چهارصد فرسنك يافتند و هر فرسنگي دوازده هزار گز و يهناء ربع معمور از نواحي خط استوا تا نهايت عمارت درجانب شمال يك هزار و دويست فرسنگ	7	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms033	true	998628783566636288	167	300	732	1368	1368	300	فرو شدن پس موضع خويش را برشكل عالم باز جويي و تشاني بروي كني و بعد ازان مكه را كه موضع قبله است بازجويي واز موضع خويش تا مكه خظي كشي يا تشاني كني پس چون برين خط بايستي و روي سوي مكه كني روي سوي قبله باشد بحقيقت و همچنين اگر خواهي كه روي سوي شهري يا ناحيتي كني هم برين مثال بايد كرد ----كه شرح داده امد والله تعالي ولي التوفيق نصل پنجم درپديد كردن بعضي مسافتها 13------------- فصل پنجم در پديد كردن بعضي از مسافتها اصحاب رصد كه در عهد مامون خليقه اعتبار كردند بالاء ربع معمور ازنهايت عمارت بمشرق تانهايت عمارت بمغرب سه-هزار و چهارصد فرسنگ يافتند و هر فرسنگي دوازده هزار گز و پهناء ربع معمور ازل-واحي خط استوا تا نهايت عمارت درجانب شمال-يك هزار و دويست فرسنگ-	33	7154182101825371583	588	1094.0	464	657	89.49771881103516	112	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms07	false	-1999018689760443419	131	302	655	1558	1558	302	ازان مبلغ كه گفته امد خطي باشد بر استقامت اما چون در مسافتها نشيب و بالا و تعويجها باشد بهمه حال ازين مقدار زيادت تواند بود اما حال مسافتها ميان دو-موضع ممكن نيست كه ان را بتمامت حصر توان كرد و بران قيام توان نمود از بسياري اما ازان جمله بعضي كه از كتب متقدمان معلوم كشته است اورده شد وديگر بعضي از اين مسافتها بالا و يهناء ولايتي است و بعضي مسافت ميان دوشهر انچه بالاوپهناء ولايت است اين است چينرا بالاء چهارماهه راه است و يهناء سه ماهه زمين مغرب كه سياهان دارند وب-عضي بيابان است هفتصد فرسنگ است در هفتصد فرسنك صقلاب درحد شمال دوماهه راه است دردوماهه راه هندوستان چهارماهه راء است در پهناء سه ماهه كرمان صد وهشتاد فرسنگ است در صدو-هشتاد فرسنگ image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0039jpg يارس صدو-ينجاه فرسن-گاست در صدو پنجاه-فرسنگ و بعضي كويند صدو شست فرسنگ در صدو بيست فرسنگ اندلس يك ماهه راه است دريك ماهه راه عمان چنين كويند كه حدود اعمال عمان سيصد فرسنگ است1 روم دوماهه راهاست در-دوماهه مصر-چهل روزه-	7	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms034	true	6684381312632432843	0	167	0	854	1488	300	ازان مبلغ كه گفته امد خطي باشد بر استقامت اما چون در-مسافتها نشيب و بالا-و تعويجها باشد بهمه خال ازين مقدار زيادت تواند بود اما حال مسافتها ميان دو موضع ممكن نيست كه ان را بتمامت حصر توان كرد و بران قيام توان نمود از بسياري اما ازان جمله بعضي كه از كتب متقدمان معلوم كشته است اورده شد وديكر بعضي از-اين مسافتها بالا و پهناء ولايتي است و بعضي مسافت ميان دوشهر انچه بالاوپهناء ولايت است اين است ين را بالاه چهارماهه را-ماست و-پهناء سهم-اهه زمين مغرب كه سياهان دارند و بعضي بيابان است هفتصد فرسن- است در هفتصد فرسنك صقلاب درحد شمال دوماهه راه است دردو ماههراه --دوستان چهارماهه را-ماست در بهناء سهم-اهه كرمان صدو هشتاد فرسن- است در صدو هشتاد فرسن 18 هان تام پ----------------------------------------ارس صدو ينجاء فرسنك است در-صدو پنجاه فرسن- و-بعضي گويند صدو-شست فرسنگ در صدو بيست فرسنگ اندلس يك ماهه راه است دريك ماهه راه عمان-چنين كويند-كه حدود اععال عمان سيصد فرسنك است1 روم دوماهه راهاست در دوماهه مصر چهل روزه	34	7154182101825371583	808	1436.0	656	912	88.59648895263672	132	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms08	false	7237921803573074242	2	126	8	614	1533	302	درچهل روزه سياهان و حدو د ان هشتاد فرسنگ است در هشتاد فرسنگ زمين عرب ميان در-ياء عمان ودر-ياء قلز-م جمله عرب باشد-يانصد فرسنك بر ايد و اما مسافتي كه ميان دو شهرست انچه معلوم گشت پديد كرده امد از اقصاء عمارت در مشرق تا نهايت عمارت در مغرب چهارصد مرحله است از نهايت عمارت در حدو-دشمال تانهايت عمارت در جنوب دو-يست وده مرحله است از مصر تا نهايت مغرب صدوهش-تاد منزل است شش ماعهراه از صنعاء يمن تاشهر سمرقند يك هزار فرسنك است و چنين كويند كه اغاز بناء سمرقند تبعي از تبا بعه -يمن نهاده است اما ذو-القرنين تمام كرده است ودر قديم الاتام بر در-وازه-اي از در-واز مهاء سمرقند كه از اهن كرده بودند يافتند نبشته اي كه از صنعاء تا	8	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms034	true	6684381312632432843	168	297	861	1471	1488	300	درچهل روزه سپاهان و-حدو-د ان هشتاد فرسنك است در-هشتاد فرسن- زمين عرب ميان در ياء عمان و درياء قلز م جمله عرب باشد يانصد فرسنگ بر ايد و اما مسافتي كه ميان دو شهرست انچه معلوم كشت پديد كرده امد از اقصاء عمارت در مشرق تا نهايت عمارت در مغرب چهارصد مرحله است از نهايت عمارت در حدو دشمال تانهايت عمارت در جنوب دو يست وده مرحله است از-مصر تا نهايت مغرب صدو هشتاد منزل است شش ماههراه از صنعاء يمن تاشهر سمرقند يك هزار فرسن ا-ست و چنين كويند كه اغاز بناء سمرقند تبعي از تبا بعها يمن نهاده است اما ذو القرنين تمام كرده است ودر قديم الايام بر در وازه اي از در وازه هاء سمرقند-كه از اهن كرده بودند-يافتند نبشته اي كه از صنعاء تا	34	7154182101825371583	583	1072.0	468	618	94.3365707397461	112	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms08	false	7237921803573074242	129	302	664	1533	1533	302	سمرقند يك هزار فرسنگ باشد از بغداد تا ري صدوشست و بنج فرسنگ است از ري تانشابور صدوسي ونه فرسنگ است از بغداد تامصر پانصد و هفتاد فرسنگ است از قلزم تاحد چين دويست منزل است از بغدادتا نشابور سيصد و چهار فرسنگ است از بغداد تامرو سيصد و هفتاد و پنج فرسنگ است از-مرو تابلخ صدوبيست وشش فرسنگ است از نشابور تاهراة هشتاد فرسنگ است از شير از تاسپاهان هفتادو يك فرسنگ است 4ر از سپاهان تا ري شست و-دو فرسنگ است از بحرين تا عمان دويست فرسنگ است از عمان تا شحر1 دويست فرسنگ است از شحر تاعدن صد-فرسنگ است از فسطاط مسرتا اسكندريه شست فرسنگ است 2 از مصر تاشهر برقه بيست منزل است از برقه تا اطرابل-س بيست منزل است از اطرا-بلس تاقيروان قصبه- افريقيه بيست منزل اسث از قيروان تاسطيف شانزده منزل است از سطيف تا ناهرت بيست منزل است image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0041jpg ا--------------------------------------------------------------------------------------------------ز تاهرت تافاس قصبه- ولايت طنجه درحد مغرب ينجاه منزل -ست از فاس تاسوس ادني ده منزل است از سوس ادني تاسوس اقصي كه نهايت-	8	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms035	true	-2717500745174873275	10	206	42	1005	1463	300	سمرقند يك هزار فرسن- باشد از بغداد تا ري سدوشست و پنج فرسن- است از ري تانشابور صدوسي ونه فرسن- است از بغداد تامصر پانصد و هفتاد فرسنك است از-قلزم تاحد چين دويست منزل است از بغدادتا نشابور سيصد و چهار فرسنك است از بغداد تامرو سيصد و هفتاد و پنج فرسنك است از مرو تابلخ صدوبيست وشش فرسن- است از نشابور تاهراة هشتاد فرسن- است از شير از تاسياهان هفتادو يك فرسنگ است 4ر از سياهان تا ري شست و دو فرسنگ است از بحرين تا عمان دويست فرسنگ است ازع-مان تا شحرا دويست فرسن- است از شحر تاعدن صد فرسنك است از فسطاط مصرتا اسكندريه شست فرسنگ است 2 ازمص-- تاشهر برقه بيست منزل است از برقه تا-اطرابلاس بيست منزل است از اطر ابلس تاقيروان قصبها افريقيه بيست منزل است از قيروان تاسطيف شانزده منزل است از سطيف تا تاهرت بيست منزل است چنين است درتسخه اصل و در كتب لغت اما درحدود العالم ص118وترجمها مالك وممالك س27 شجر ازاينجا تا اخر سطره صفحه بعد برابراست بامالك وممالك ص48 جهان نام از تاهرت تافاس قصبها ولايت طنجه درحد مغرب پنجاه منزل است از فاس تاسوس ادني ده-منزل است از-سوس ادني تاسوس اقصي كه نهايت	35	7154182101825371583	788	1422.0	625	976	80.73770141601562	138	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms09	false	3987988116647244322	0	95	0	466	1457	301	عمارت است در جانب مغرب بيست-واند منزل است 2 از مصر تا اقصي عمارت بمغرب شش ماهه راه است وحاجيان از اقصي مغرب درماه محرم عزيمت حج كنند4 وبيرون ايند و همه سال در سفر-باشند با اندك مقامي كه انسان را بهر موضعي افتد تا ذو الحجه را بحج رسند از بغداد تاموصل هفتادو دو فرسن-گ است از-ر قه تادمشق هشتادو-دو فرسنگ است از بردعه تاباب الابواب كه در بند خزران1 است چهل و پنج فرسنگ است از شير-از تانشابور2 دويست و بيست فرسنگ است از-سمرقند تافرغانه پنجاه و-سه فرسنگ است از بخارا تابلخ سيزده	9	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms035	true	-2717500745174873275	206	300	1005	1463	1463	300	عمارت است در جانب مغرب بيست واند منزل است-2 از-مصر تاا-قصي عمارت بمغرب شش ماهه-راه است وحاجيان از اقصي مغرب درماه محرم عزيمت حج كنند- وبيرون ايند و همه سال در سفر باشند با اندك مقامي كه انسان را بهر موضعي افتد-تا ذو الحجهرا----- رسند از بغداد تاموصل هفتادو دو فرسنكن است از ر قه تادمشق هشتادو دو فرسن- است از بردعه تاباب الابواب كه در-بند خزران1 است چهل و پنج فرسنگ است از شير از تانشابور2 دويست و بيست فرسن- است از سمرقند تافرغانه پنجاه و سه فرسن- است از بخارا تابلخ سيزده-	35	7154182101825371583	446	790.5	360	474	94.09282684326172	81	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms09	false	3987988116647244322	95	300	466	1456	1457	301	منزل است از بخارا تاكاث-3 كه قصبها قديم خوارزم است برراء- بيابان نه منزل است واكربراه امو روي دوازده منزل است انچه در بعضي كتب يافته شد درين باب اورده امد اما استيفاء اين نوع ممكن نباشد image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0042jpg ---------------------------------فصل شش- در ذكر درياها در فصل اول گفته امده است كه بحر محيط كرد ربع مسكون در امده است از همه جانبها اما دوشاخ بزرگ از و بجانب عمارت1 در ايد يكي از سوي مشرق و ان بزر گتر ست و او را در كتب خليج مشرقي خوانند وديگ-ري از سوي مغرب و ان خرد ترست و اور-اخليج مغربي خوانند واين هردو-شاخ را باطلاق در ياخوانندو بتازي بحرخوانند مطلق بسبب انكه ببحر محيط پيوسته است و هر دريا كه ببحر محيط پيوسته نباشد او را دريا نخوانند بحيره خوانند بلفظ تصغير دريا چون ابسكون و امثال ان و اين هر دو خليج راكه گفته امد- اب او طلخ باشد و شور و نتوان خورد واين هردو بميان عمارت بيكديگر نزديك شوند و بعد ميان ايشان قريب بيست و پنج فرسنگ باشد چنانكه بعداز اين كفته ايد اما-خليج مشرقي چنانكه در شكل عالم پديد كرده امده است اورا بهر موضع و ولايت كه رسد بدان باز خوانند كه بر ساحل او 2 باشد از جانب	9	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms036	true	1810467872182248381	0	216	0	1021	1452	301	منزل است از-بخارا تاكات 3 كه قصبها قديم خوارزم است برراها بيابان نه منزل است واكربراه امو روي دوازده منزل است انچه در بعضي كتب يافته شد درين باب اورده امد اما استيفاء اين نوع ممكن نباشد اغازنسمت دوم موجود ازسخها پاربس پ خوراسان اابور 3_ كاف 2_ب برا صل ششمدرذكر در پاها فصل ششم در ذكر درياها در فصل اءل گفته امده است كه بحر محيط كرد ربع مسكون در امده است از-همه جاتبها اما دوشاخ بزر- از-و بجانب عمارت1 در ايد يكي از سوي مشرق و ان بزر گتر ست و او را در كتب خليج مشرقي خوانند و ديكري از سوي مغرب و ان خرد-ترست و اور اخليج مغربي خوانند واين هر دوشاخ را باطلاق در ياخوانندو بتازي بحرخوانند مطلق بسبب انكه ببحر محيط پيوسته است و د د-ريا كه ببحر محيط پيوسته نباشد او را دريا نخوانند بحيره خوانند بلفظ تصغير دريا چون ابسكون و-امثال ان و اين هر-دو خليج راكه گفته امد_ اب او طلخ باشد و شور و نتوان خورد واين هردو بميان عمارت بيكديگر نزديك شوند و بعد ميان ايشان قريب بيست و پنج فرسنگ باشد چنانكه بعداز اين گفته ايد اما خليج مشرقي چنانكه در شكل عالم پديد كرده امده است اورا بهر موضع و ولايت كه رسد بدان باز خوانند كه بر-ساحل او-2 باشد از جانب	36	7154182101825371583	917	1702.5	724	1031	88.9427719116211	179	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms10	false	3773501315746961078	0	31	0	189	1486	302	شمال بسبب انكه برجانب جنوب از اين خليج --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0043jpg عمارت نيست چنانكه از مشرق كه در ايد اورا بحرچين خواتند پس ازان1 بحرهندوستان يس بحر سند پس بحر مكران	10	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms036	true	1810467872182248381	217	301	1024	1452	1452	301	شمال بسبب انكه برجانب جنوب از اين خليج ر عمان2ب كه ساحل او درنسخها اصلي كه مودبن محسدبن مسعود كرماءي نخها مصبوط درروسيه را ازروي ان استنساخ كرده است دو ورق وهرا از اينجانا موضعي كه نشان داده خواهد شد در صحافي بعدازورق و 7همان اشخه كذارده بودهاند و كاتب بدان توج نكرده وبالنتيج نسخها خطي ومكسي از اينجا مغشوش است جهان نامه ان فامه------------------------------------------------- عمارت نيست چنانكه از-مشرق كه در ايد اورا بحرچين خوانند يس ازانا بحرهندوستان يس بحر سند يس بحر مكران-	36	7154182101825371583	134	79.5	107	479	27.974946975708008	21	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms10	false	3773501315746961078	31	301	189	1482	1486	302	پس يحر-كرمان يس بحريارس پس بحر عمان يس بحر قلزم و اين نهايت اين بحراست و اين خليج معروف تر بدرياي يارس2 است و درين دريا چندان جزيرهها3 و عجايب و مخاوف و جايهاء--- باخطرست كه اگرذ كر ان بتمامي كرده شود رسالت در-از گردد و بحد ملالت انجامد ازان جمله 6 پ بعضي بهر موضع ياد كرده ايد وطول اين خليج از حد مشرق كه ابتداء اوست تا قلزم و بربر وحب-شه كه نهايت اوست مبلغ دو هزار و ششصدفر سنگ باشد وعرض او مختلف بود جايي باشد كه به نهصد فرسنگ برسد و جايي باشد كه- سيصد فرسنگ و كمتر نيز و بعضي ازاين عرض در جهت جنوب باشد وبعضي كه بيشترست در جهت شمال5 و اما خليج مغر-بي از بحر محيط در ايد ميان ولايت اندلس و شهرهاء مغرب وهردو طرف اوعمارت باشد ومي ايد تاثغور2 شام چنانكه اين معاني بتفصيل در شكل عالم مشاهده افتد و-طول اين خليج هفت ماهه راء است واين خليج راست-تر و مستقيم-تر از خليج مشرقي است واگر باد راست جهد يك باد از مبدا خليج كشتي را بنهايت رساند وميان اين خليج و-خليج مشرقي بحدو-دشام برراء شهري كه image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0044jpg--------------------------------------------------------------- ان را قر ماخوانند سه منزل باشد ياچهار منزل وبفرسنگ بيست و پنج فرسنگ بود و بازر گانان از اندلس درين دريا نشينند1 و مي ايند تا بحدود شام و انجا از كشتي بيرون ايند و براه فرما بارهاه خويش سه منزل برچهارپاي نهند و بشهر قلزم اين-د واز انجا در درياء قلزم نشينند و مي روند تابولايت چين علي الجمله از اندلس كه حد مغرب است تا بچين كه نهايت مشرق است سه منزل بر-خشك باشد و باقي همه	10	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms037	true	-7382716941859111998	0	300	0	1360	1360	300	يس بحر كرمان پس بحريارس پس بحر عمان پس بحر قلزم و اين نهايت اين بحراست و اين خليج معروف تر بدرياي يارس- است و درين دريا چندان جزيرهها3 و عجايب و مخاوف و جايهاء سل باخطرست كه اگرذ كر ان بتمامي كرده شود رسالت در از گردد و بحد ملالت انجامد ازان جمله 9 پ بعضي بهر موضع ياد كرده ايد وطول اين خليج از-حد مشرق كه ابتداء اوست تا قلزم و بربر و حيشه كه نهايت اوست ميلغ دو هزار و ششصد فرسن- باشد وعرض او مختلف بود جايي باشد كه به نهصد فرسن- برسد و جايي باشد كه4 سيصد فرسنگ و كمتر تيز و بعضي ازاين عرض در --ت چنوب ياشد وبعضي كه بيشترست در چهت شمال و--اما خليج مفر بي از بحر محيط در ايد ميان ولايت اندلس و شهرهاه مغرب وهردو طرف اوعمارت باشد ومي ايد تاثغور6-شام چنانكه اين معاني بتفصيل در شكل عالم مشاهده افتد و طول اين خليج هفت ماهه راه است واين خليج راست تر و مستقيم تر از خليج مشرقي است واكر باد راست جهد يك باد از مبدا خليج كشتي را بنهايت رساند وميان اين خليج و خليج مشرقي بحدو دشام برراه شهري كه ل ازانك 2 پ فارس 3_ ي خيزهاست شايد چيزهاست اصل ندازد و ازپ اقزوده گرديد ي مال باشد اب بقور فصل ششم در ذكر درياها ان را فر-ماخوانند سه منزل باشد ياچهار منزل وبقرسنك بيست و پنج فرسنگ بود و بازر كانان از اندلس درين دريا نشينند1 و مي ايند تا بحدود شام و ايجا از كشتي بيرون ايند و براه فرما بارهاء خويش سه منزل برچهارياي تهند و بشهر قلزم اينشد واز الجا در درياء قلزم تشينند و مي روند تابولايت چين علي الجمله از اندلس كه حد مغرب است تا بچين كه كهايت مشرق است سه منزل بر خشك باشد و باقي همه-	37	7154182101825371583	1199	2216.0	938	1371	87.45441436767578	237	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms11	false	-4440673377326386834	0	279	0	1411	1535	301	اماخل-يج مغر-بي از برابري2 خليج مشرقي بحدو-دشام بر گذرد3 بچند منزب پس بعد-ازين اين درياها را بتفصيل ياد كنيم و از كيفيت حال هريك طرفي بر سبيل اجمال پديد كنيم- وابتدا از خليج مشرقي كنيم بحرمظلم در اقصاي مشرق5 دريايي است كه ان را بحر مظلم خوانند و او ازجملها خليج مشرقي نيست اما بدو پيوسته است از جانب جنوب و-جزيره- ياقوت درين بحرست واين بحر برظهر شهرهاء بسيلاء6 و واقواق بكشد بسوي شمال تا موضعي كه ان را قلعها مضيءه7 خوانند پس منقطع شود انگاه بحر شمالي يديد ايد كه مي كشد بسوي شمال تاحدود ياجوج و ماجوج و كوه قاف كه سد در وي است بحر چين اين بحر ابتداء خليج مشرقي را خوانند و-ولايت image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0045jpg -------------------------------------------------------------------چين بر كنار-ە اوست وچزيرها تقرء درين بعتراست و همچنين جزاير جابه1 كه ان در كتب زابج2 مي نويسند و دروي جزيره-هاء بسيارست و عجايبهاء بي نهايت است كه اگر شرح ان ياستقصا داده شود رسالت دراز گردد يعضي ازان بهر موضعي ياد كرده شود بحر هند اين بحر وا ولايت هندوستان بر كنارها او باشد و اين-را خليج اخضر خوانند و عرض او بسوي شمال پانصد فرسنگ بر ايد و دروي تيز جزيرههاء بسيار ياشد و بزر ك وعجايبهاء بسيار و جزيرها سرنديب درين بحر-ياشد و بعداز و جزيرههاست كه ان را ديبجات و قمير خوانند و اين لفظ همچنين ميهم ديده ايم در كتب و بعد از اين جزيره هاء زن-كبارست و هم درين دريا جزيره- كله باشد و جزيرها رامي كه موضع كر گدن است وجزيرها قمار كه عودقماري از انجا ارند بنزديكي ولايت هندوستان بحر سند پيوسته است پبحرهند ومملكت زنگباو برج-نوب اوست ودروي نيز جزيرههاء بسيار است بحومكران لرا متصل است ببحرسند وماتند اوست	11	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms038	true	-8565300856811641817	1	299	5	1471	1474	300	اما خليج مغر بي از برابري2 خليج مشرقي بحدو دشام بر كذرد3 ب--د من-- پس بعد ازين اين درياها را بتفصيل ياد كنيم و از كيفيت حال هريك طرفي بر سبيل اجمال پديد كنيم4 وابتدا از خليج مشرقي كتيم بحرمظلم در اقصاي مشرق -دريايي است كه ان را بحر مظلم خوانند و او ازجملها خليج مشرقي نيست اما بدو پيوسته است از جانب جنوب و جزيرها ياقوت درين بحرست واين بح- برظهز شهرهاء بسيلاءا و واقواق بكشد بسوي شمال تا موضعي كه ان را قلعها مضيءه7 خوانند پس منقطع شود انگاه بحر شمالي پديد ايد كه مي كشد بسوي شمال تاحدود ياجوج و ماجوج و كوه قاف كه سد در وي-است بحر چين-اين بحر ابتداء خليج مشرقي را خوانند و ولايت 1پ وردريا بنشيتند 2_ ل ازبرابرين پ ازبراي پ بر كردد 2_ ب يادكنيم 9ر دراقصي مشرفي الشلاء ل قلمه مسيه ب مضيه جهان ناما چين بر كنارها اوست وجزير-ا نقره درين بح-راست و همچنين جزاير جابه1 كه ان در كتب زابج2 مي نويسند و دروي جزيره هاء بسيارست و عجايبهاء بي نهايت است كه اكر شرح ان باستقصا داده شود رسالت دراز كردد بعضي ازان بهر موضعي ياد كرده شود بحر هند اين بحر را ولايت حندوستان بر كناره -او باشد و اين را خليج اخضر خوانند و عرض او بسوي شمال پانصد فرسنك بر-ايد و دروي نيز جزيرههاء بسيار باشد و بزر-ك وعجايبهاء بسيار و-جزيره- سرنديب درين بحر باشد و بعداز-و جزيرههاست كه ان را ديبجات و-قمير خوانندو--اين لفظ همچنين مبهم ديده-ايم در كتب-و بعد از اين جزيره هاء ز نكبارست و-هم درين دريا جزيرها كله باشد و جزيرها رامي كه موضع كر كدن است وجزيرها قمار كه عودقماري از انجا ارند بنزديكي ولايت هندوستان بخر سند-پيوسته است ببحرهند ومملكت زنكبار بر جنوب اوست ودروي نيز جزيرههاء بسيار است بحرمكران---- متصل است ببحرسند ومانند اوست	38	7154182101825371583	1299	2341.0	1039	1493	87.00602722167969	224	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms12	false	4212634584819618062	0	238	0	1227	1570	302	چون كاوان3 وغير ان بحرپارس چون از بحر كرمان بگذري بحر پارس باشد و ظهراين دريا از حدود عمان تانز-ديكي سرنديب بكشد و بر جانب image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0046jpg ج--------------------------------------------------------------------------------------------------------------نوب او جمله زنگبارست و عرض دريا از حدود پارس تا حد زنگبار پانصد-فرستگه باشد وجايي باشد كه بهفتصدرسد اما طول او ازانجا كه ابتداء اين دريا گيرد تا حدود عمان كه نهايت اوست دويست فرسنگ باشد و اب اين دريا تيره رنگ باشد بخلاف قلزم و دروي جزيره هاء بسيار-باشد و-معروف ومسكون ومعمور و دروي ا-بهاء خوش باشد از چشمهها وكشت و زراعت بود وچهاريايان و درين در--يامخاوف ومهالك بسيار-باشد ومعدن مرواريد درين دريا باشد و درياء عمان كه اين هردو يكي است و مرواريد بموضعهاء مخصوص بر ارند ازين دريا چنانكه درشرح بحرعمان كفته شود وعمق اين دريا هفتاد گز باشد تا1 هشتاد گز و بصد نرسد وشاخي ازين دريا بجانب شهر هرموز2 در ايد و كشتي دروي ايد و ابش شور باشد وباقي شرح حال او در شرح بحر عمان گفته ايد بسبب انكه هردو يكي است بحرعمان كفته-اند كه اين بحرو بحرپ-ارس هردو يكي است بسبب انكه ولايت پارس برجانب شمال اوست و ولايت عمان برجانب مغرب او وعرض او3 چنانكه گفتيم هفتصد فرسنگ باشد و-رنگ اب اين در-ياتيره وسياه رنگبا-شد والبته لون قعر-اونتوان ديد بخلاف قلزم ودروي جزاير بسيارست ومواضعي كه مرواريد بر ارند ازين درياء عمان و پارس و حدود سر نديب باند و درين بحر جايهاء مخوف بود كشتي را يكي ازان ميان	12	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms039	true	-6063002707979150296	22	295	121	1460	1479	300	چون كاوان3 وغير ان بحرپارس-چون از بحر كرمان بكذري بحر پارس باشد و ظهراين دريا از حدود عمان تانز ديكي سرقديب بكشد و بر جانب ل خانه جابه جاوما محيح است 2_ از سنكريت ژاواكا و شايد سوماتراي كنوتي باشد ارجمها مسالك و ممالك ص100 بني كاوان كه بكفته باقوت همان لافت است اصل ششمدر ذكر درياها چنوب او جمله زتكبارست و عرض دريا از حدود پارس تا حد زنگبار پانصد فرسن با--شد وجايي باشد كه بهفتصدرسد اما طول او ازانجا كه ابتداء اين دريا كيرد تا حدود عمان كه نهايت اوست دويست فرسنگ باشد و اب اين دريا تيره رنگ باشد بخلاف قلزم و دروي جزيره-هاه بسيار باشد و معروف ومسكون ومعمور و-دروي ا بهاء خوش باشد از چشمهها وكشت و زراعت بود وچهارپايان و درين در پيامخاوف ومهالك بسيار باشد ومعدن مرواريد درين دريا باشد و درياء عمان كه اين هردو يكي است و مرواريد بموضعهاء م-صوص بر ارند ازين دريا چنانكه درشرح بحرعمان كفته شود وعمق اين دريا هفتاد كز باشد تا1 هشتاد كز د بصد نرسد وشاخي ازين دريا بجانب شهر هرموز- در ايد و كشتي دروي ايد و ابش شور باشد وبافي شرح حال او-در شرح بحر عمان كفته ايد بسبب انكه هردو يكي است بحرعمان گفته اند كه اين بحرو بحر پارس هردو يكي است بسبب انكه ولايت پارس برجانب شمال اوست وول-ايت عمان برجانب مغرب او وعرض او3 چنالكه گفتيم هفتصد فرسنگ باشد و رنگ اب اين در ياتيره وسياه رنگ باشد والبته لون قعر اونتوان دي- بخلاف قلزم ودروي جزايرب-سيارست ومواضعي كه مرواريد برا رند ازين درياء عمان و پارس و حدود سرند-يب باشد و درين بحر جايهاء مخوف بود كشتي را يكي ازان ميان	39	7154182101825371583	1135	2111.5	909	1351	84.0118408203125	211	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms12	false	4212634584819618062	241	302	1277	1570	1570	302	شهر بصره وجنابه بود كه ان موضع را هورجنابه خوانند و نادر باشد كه كشتي ازين موضع بسلامت بگذرد خاصه چون دريا در موج ايد و موضعي ديگرست هم درين دريا كه كشتي را انجا خوف باشد و ان بردو فرسنگي عبادان است انجا كه دجلها بغداد بدين دريا مي-رسد و-ان موضع را خشبات كويند وكش-تي انجا برزمين نشيند مگربوقت مد-	12	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms040	true	2064989900981576104	7	70	25	321	1423	300	شهر بصره وجنابه بود كه ان موضع را هورجنابه خوانند و نادر باشد كه كشتي ازين موضع بسلامت بگذرد خاصه چون دريا در-موج ايد و موضعي ديكرست هم درين دريا كه كشتي را انجا خوف باشد و ان بردو فرسنگي عبادان است انجا كه دجلها بغداد بدين دريا مي رسد و ان موضع را خشبات گويند و كشتي انجا برزمين نشيند مگربوفت مد	40	7154182101825371583	287	550.0	228	297	96.63299560546875	58	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms13	false	-6246911645685632107	0	225	0	1115	1482	301	دريا وچون ازح-دود ان موضع بگذري بسوي مشرق برساحل دريا نتوان رفت بهمه حال بكشتي بايد رفت در ميان دريا بسبب بسياري ابها كه -از خوزستان بدين دريا ايد و كوهها كه دران ميان باشد تا بسيراف كه ان فرضها بزرگ است كه كشتي انجا برا-يد وبازر گانان بولايت پارس روند و چون از انجا بگذري بهيچ موضع كشتي بساحل نتواند امدن مكر بشهر هرموز و عمق اين دريا پيش ازين گفته ايم كه مفتاد كزباشد بحراخضر-ظهر درياء عمان و پارس را كه باجانب جنوب دارد بحراخض- خوانند وابتداء او1 از نزديكي شهرعدن كيرند انجا كه عرمن دريا باتد كي باز ايد و ان فرضها ولايت يمن است7پ- بعد از ان دريا را عرض بيشتر شود و همچنين مي كشد برظهر حدود كرمان و-مكران وسند وهند تاحد چين علي الجمله جانب جنوبي را از خليج مشرقي كه ازعمارت دورتر است بحراخضر و خليج اخضر خوانند و جزير مهايي كه دروي عجايب بسيار بود درين در ياباشد بسبب انكه از عمارت و ادمي دورست image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0048jpg و ادمي انجا كمتر تواند رسيد كه هر موضع كه ادمي انجا بسيار رسد حالات ان غريب وعجيب تنمايد بحرقلزم قلزم شهري است كه بر نهايت اين درياست و ان موضع را لسان البحر خوانند و اين در يابدين شهر معروف است و حد اين بحراز برابري عدن باشد تاشهر قلزم واين طول اين درياست وك-شتي را يك ماهه	13	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms040	true	2064989900981576104	70	300	321	1423	1423	300	دريا وچون از حدود ان موضع بكذري بسوي مشرق برساحل دريا نتوان رفت بهمه حال بكشتي بايد رفت درم-يان دريا بسبب بسياري ابها كسه از خوزستان بدين دريا ايد و كوهها كه دران ميان باشد تا بسيراف كه ان فرضها بزرگ است كه كشتي انجا بر ايد وبازر گانان بولايت پارس روند و چون از انجا بكذري بهيچ موضع كشتي بساحل نتواند امدن مكر بشهر هرموز و عمق اين دريا پيش ازين گفته ايم كه هقتاد گزباشد بحراخضر ظهر-درياء عمان وپا-رس را كه باجانب جنوب دارد بحراخضر خوانند وابتداء او1 از نزديكي شهرعدن گيرند انجا كه عرض در-يا باند كي باز ايد و ان فرضها ولايت يمن است 7ب بعد از ان دريا را عرض بيشتر شود و همچنين مي كشد برظهر حدود كرمان و مكران وسند وهند تاحد چين علي الجمله جانب جنوبي را از خليج مشرقي كه ازعمارت دورت -است بحراخضر و خليج اخضر خوانند و جزير مهايي كه دروي عجايب بسيار بود درين در ياباشد بسبب انكه ازعم-ارت و ادمي دورست ب اورا بجاي او از 1 صل ششم درذ كردرياها و ادمي ان----------جا كمترتو-اند رسيد كه هر موضع كه ادمي انجا بسيار رسد حالات ان غريب وعجيب نشمايد بحرقلزمق-لزم شهري است كه بر نهايت اين درياست و ان موضع را لسان البحر خوانند و-اين در يابدين شهر معروف است و-حد اين بحراز برابري عدن باشد تاشهر قلرم واين طول اين درياست و كشتي را يك ماهه-	40	7154182101825371583	1015	1942.0	807	1123	90.38290405273438	191	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms13	false	-6246911645685632107	225	301	1115	1482	1482	301	راه است و بفرسنگ چهار صد و شست فرسنگ بود اما عرض او مخالف بود جايي كه عريض ترست دويست فرستك باشد و-كشتي بسيزده روز عبره كند وجايي كه كمتر بود شست فرسنگ باشد واين بحرراخليج احمر خوانند و اب اوروشن بود چنانكه در بعضي مواضع قعر او بتوان ديد بخلاف ديكر بحرها ودرين بحر كوههاء بسيارست بعضي را سراز اب بر امده چون جزيرمها وبعضي را اب برز-براو اما ازروشني اب سر- ان كوهها بتوان-	13	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms041	true	-789611859878401779	0	77	0	368	1391	300	راه است و بفرسن- چهار صد و شست فرسنگ بود اما عرض او مخالف بود جايي كه عريض ترست دويست فرس-ن باشد و كشتي بسيزده روز عبره كند وجايي كه كمتر بود شست فرسنگ باشد واين بحرراخليج احمر خوانند و اب اوروشن بود چنانكه در بعضي مواضع قعر اوب-توان ديد بخلاف ديكر بخرها ودرين بحر كوههاء بسيارست بعضي را سراز اب بر امده چون جزيرمها وبعضي را اب برز براو اما ازروشني اب سر_ ان كوهها بثوان	41	7154182101825371583	360	684.0	286	371	97.03504180908203	71	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms14	false	7784097338219593667	0	214	0	1035	1426	301	ديد و-كشتي را كوش دارند 1 تا در ميان ان كوهها ميرا-نند براههايي كه ملا-حان دانند كه اگر بكوه باز ايد بشكند و كشتي غرقه شود و ازين سبب كشتي بشب درين دريا نراتند وچون شب شود ببندند بخلاف ديگر درياها و درين دريا نيز جايهاء خطرناك بسيارست و يكي ازان موضعي است بنزديك لسان البحر كه كفتيم از سوي مشرق او ان را تاران 2خوانند موضعي عظيم مخوف است كشتي را كه چون image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0049jpg كشتي انجا رسد اكراندك بادي جهد كشتي را مي كرداند تا غرقه كند و-ممكن است كه كشتي-را بر گرداند و نگونسار1 كند و-سبب اين ان است كه كشتي را بميان دو كوه بيرون مي با يدرفت و انجا بادي ميجهد كه بر-سراين دو كوه 2 مي جهد و بدودره از درههاء كوه فرومي ايد در مقابل يكديگر و بر-هم مي-زند و برهم مي پيچد و اب را و-هرچه دران موضع يابد گردانيدن گيرد تاغرقه كند و كويند وقت باشد كه كشتي را از-روي دريا بر كيرد و بجايي ديگر اندازد وچون باد جنوب جهد البت-ه كشتي برين موضع نگذرانند وطول اين موضع كه محل خوف است قريب دوفر سنگ باشد و كويند كه فرعون بدين موضع غرقه شد الي نارالله وسقره و بوريحان بيروني در كتاب اراء المتقدمين اورده است كه يكي از معارف حكايت كفت كه	14	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms041	true	-789611859878401779	77	300	368	1391	1391	300	ديد و كشتي را گوش دارند 1 تا در ميان ان كوهها مي رانند براههايي كه ملا حان دايند كه اكر بكوه باز ايد بشكند و كشتي غرقه شود و-ازين سبب كشتي بشب درين دريا نرايند وچون شب شود ببندند بخلاف ديكر درياها و درين دريا نيز جايهاء خطرناك بسيارست و يكي ازان موضعي است بنزديك لسان البحر كه گفتيم از-سوي مشرق-او ان زا تاران -خوانند موضعي عظيم مخوف است كشتي را كه چون اب ميدارد2ر باران و خطاست هان باه ك----------------شتي انجا رسد اگراندك بادي جهد كشتي را مي گرداند تا غرقه كند و ممكن است كه كشتي را بر گرداند و نگونسار1 كند و سبب اين ان است كه كشتي را بميان دو كوه بيرون مي با-يدرفت و انجا بادي ميجهد كه بر سراين دو كوه-2 مي جهد و بدودره از-درههاء كوه فرومي ايد در مقابل يكديگر و بر هم مي زند و برهم مي پيچد و اب را و هرچه دران موضع يابد گردانيدن گيرد تاغرقه كند و گويند وقت باشد كه كشتي را از روي دريا بر كيرد و بجايي ديگر اندازد وچون باد جنوب جهد البتاه كشتي برين موضع نكذرانند وطول اين موضع كه محل خوف است قريب دو فرسنگ باشد و كويند كه فرعون بدين موضع غرقه شد الي نارالله وسقره و بوريحان بيروني در كتاب اراء المتقدمين اورده است كه يكي از معارف حكايت گفت كه-	41	7154182101825371583	959	1777.5	756	1047	91.59503173828125	192	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms14	false	7784097338219593667	214	301	1035	1426	1426	301	از مكه بشام مي رفتيم بديهي فرو امديم-- بكنار در باء قلزم كه ان راده جار4 خوانند و-بمسجدي نزول كرديم ساعتي بود بانكي و مشغله اي در ديه افتاد پرسيديم كه چه بوده است گفتند اينك باد نهنگي را از در يابر داشته است و مي ارد يعني ماهيي6- عظيم كه عوام ماهي بزرگ را نهنگ خوانند چون نگاه كرديم در هو اچيزي ديديم بزرگ و طولاني كه مي امد واتفاق را درين ديه بزمين امد و چند بنا خراب كرد و چند كس هلاك شدند چون-	14	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms042	true	-592155476068791001	0	87	0	392	1370	300	از مكه بشام مي رفتيم بديهي فرو امديم 3 بكنار در ياء-قلزم كه ان راده جار4 خوانند و بمسجدي نزول كرديم ساعتي بود بانكي و مشغله اي در-ديه افتاد پرسيديم كه چه بوده است گفتند اينك باد نهنگي را از در يا برداشته است و مي ارد يعني ماهيي 5 عظيم كه عوام ماهي بزر- را نهنگ خوانند چون نگاه كرديم در هو-اچيزي ديديم بزرگ و طولاني كه مي امد واتفاق را درين ديه بزمين امد و چند بنا خراب كرد و چند كس هلاك شدند چون	42	7154182101825371583	382	718.5	300	396	96.46464538574219	80	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms15	false	-8297338221105720216	0	187	0	925	1535	302	بنكريستيم كشتي بود6 هرا باد از روي دريادر ربوده بود و بهوا بربرده image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0050jpg ---------------------------------------------------------كراين نقل درست است ازين تاران تواند بود بسبب انكه تاران بدين ديه كه 1 جارخوانند نزديك است وهمانا اين معني ممكن است و ممتنع نيست بسبب انكه درعهد ما ديديم كه گردباد كه عرب ان را زوبعه خواند درخت بزرگ از بيخ بكند و ازان موضع دور انداخت و شنيديم كه خيمها شست ميخي كه چند مرد فراش دروي اويخته بودند بر كند- و اين مردان نگاه تتوانستند داشت پس غريب نباشد كه چنين بادي سخت3 از سردو كوه بزرگ منعكس شود و با يكديگر مصادمت كنند كشتي را از روي دريا در ربايند و بردارند و بنزديك تاران موضعي ديگرست كه ان را جبيلات5 گويند هم موضعي مخوف است و باندك بادي انجا موجها خيزد عظيم و كشتي غرق كند و چون باد صبا ياد بور جستن كيرد كشتي بيندند تا وقتي كه باد بنشيند مدوجزردريا مد زيادت شدن اب است و-جزر-نقصان ان ومد وجزر -بيرون خليج مشرقي هيچ درياء ديگر-را نباشد يعني قلزم وعمان و بحر پارس و كرمان وهند تا حد چين چنانكه پيش ازين كفته امده	15	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms042	true	-592155476068791001	87	300	392	1370	1370	300	بنگريستيم كشتي بود 6 8ر باد از روي دريادر ربوده بود و بهوا بربرده پ نگوسار 2_ پ اين هردوكوه 3 فرود امديم ل حار پ ان ديه راحار ر مامد1_ پ كشتي دديم 28 فصل ششم درذكر در ياها اكراين نقل درست است ازين تاران تواند بود بسبب انكه تاران بدين ديه كه 1 جارخوانند نزديك است وهمانا اين معني ممكن است و ممتنع نيست بسبب انكه درعهد ما ديديم كه كردباد كه عرب ان را زوبعه خواند درخت بزر- از بيخ بكند و ازان و--ع دور انداخت و شنيديم كه خيمها شست ميخي كه چند مرد فراش دروي اويخته بودند بر كند2 و اين مردان نگاه تتوانستند داشت پس غريب نباشد كه چنين بادي سخت3 از سردو كوه بزرك منعكس شود و با يكديكر مصادمت كنند كشتي را از روي دريا در ربايند و بردارند و بنزديك تاران موضعي ديگرست كه ان را جبيلات- گويند -م موض-ي مخوف است و باندك بادي انجا موجها خيزد عظيم و كشتي غرق كند و چون باد صبا ياد-بور جستن كيرد كشتي ببندند تا وقتي كه باد بنشيند مدوجزردريا-مد زيادت شدن اب است و جزر نقصان ان ومد و جز ربيرون خليج مشرقي هيچ درياء ديكر را نباشد يعني قلزم وعمان و بحر پارس و كرمان وهند تا حد چين چنانكه پيش ازين گفته امده-	42	7154182101825371583	851	1580.0	670	987	86.22087097167969	166	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms15	false	-8297338221105720216	187	302	925	1535	1535	302	است و-ديگر در-ياهاچون خليج مغر-بي و بحرروم و-بنطس1 واوقيانوس ايشان را مد وجز--رنباشد و-اين خليج مشرقي بجملكي مد وجزر كند ومد از سوي مشرق باشد بسوي مغرب و اند كي بسوي -مال وجزر بخلاف ان 2 باشد وب-وقت مد اب قريب ده كز image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0051jpg---------------------- از موضع خويش بالاتر ايد1 و ارتفاع كيرد و بوقت جزر بفرار خويش باز شود2 وممكن كه بيعضي مواضع زيادت ازين باشد و ببعضي كمتر اما در زمان مد و-جزرخ-لاف كردهاند بعضي گويند 3 درهر شباروزي دو بارباشد و گفتهاند كه اين تعلق برفتن ماه دارد كه چون قمر-طلوع كند اب دريا مد كند وزيادت گردد و-چون بوسط السماءرسد-جزر كند و نقصان گبرد و-بقرار-خويش بازشود و-همچنين تحت الارض تاثير-	15	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms043	true	4104823720663041047	0	147	0	647	1338	300	است و ديكر در ياهاچون خليج مغر بي و بحرروم و بنطس2 واوقيانوس ايشان را مد و جز رنباشد و اين خليج مشرفي بجملكي مد وجزر كند ومد از سوي مشرق باشد بسوي مغرب و اند كي بسوي شمال وجزر-بخلاف ان 7 باشد و بوقت مد اب فريب ده گز كه ان را 2_ ندارد 3 ر خت كه ر و يكديكد 5ر حسلات پ جبلات بلش پ اين ان نا از موضع خويش بالاتر ايد1 و ارتفاع گيرد و بوقت جزر بقرار خويش باز شود- وممكن كه ببعضي مواضع زيادت ازين باشد و ببعضي كمتر اما در-زمان مد و جزر خلاف كردهاند بعضي كويند 3 درهر شباروزي دو بارباشد و گفتهاند كه اين تعلق برفتن ماه دارد كه چون قمر طلوع كند اب دريا مد كند وزيادت كردد و چون بوسط السماءرسد جزر كند و نقصان گيرد و بقرار خويش بازشود و همچنين تحت الارض تاثير	43	7154182101825371583	543	931.5	432	650	83.53845977783203	107	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms16	false	368240494178470303	0	140	0	600	1384	301	كند و بعضي گويند كه در شباروزي يك مد و يك جزرباشد و علت اين هم رفتن ماه دانند و كويند چون قمر تحت الارض باشد در بحر محيط اثر كند و اورا بجوش ارد چون اتش ديگه را و بعضي كويند كه و قت اجتماع و استقبال زيادت شود اب دريا ومد كند و بشهر بصره برين اسياها 4 ر نهاده اند كه بوقت مد راهي باشدتا اب در ايد و بوقت جزر ان راه ببندند4 تا اب باز نگردد و بيرون نشود و مادتي باشد گشتن اسيا را و بعضي كويند كه 5 شش ماه تابستاني مد كند و شش ماه از مستاني-4 پ جزر كند و بعضي كويند از اول ماه قمري تاچهاوده روز كه نورقمر درزي-ادت باشد مد كند و چون نور قمر در نقصان شود6 در اخرماه جزر كند و اين قول بازيسين بصواب نزديكترست	16	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms043	true	4104823720663041047	147	279	647	1237	1338	300	كند و-بعضي كويند كه در شباروزي يك مد و-يك جزرباشد و علت اين هم رفتن ماه دانند و كويند چون قمر-تحت الارض باشد در بحر محيط اثر كند و اورا بجوش ارد چون اتش ديگ-يرا و بعضي گويند كه و-قت اجتماع و استقبال زيادت شود اب دريا ومد كند و بشهر بصر- برين اسياها 4 ر نهاده-اند كه بوقت مد راهي باشدتا اب در ايد و بوقت جزر ان راه ببندند4 تا اب باز نگردد و بيرون نشود و مادني باشد كشتن اسيا را و بعضي كويند كه-5 شش ماه تابستاني مد كند و شش ماء ز--مستاني 4 ب جزر كند و بعضي كويند از اءل ماه قمري تاچهارده روز كه نورقمر در زيادت باشد مد كند و چون نور فمر-در نقصان شود4 در اخرماه جزر كند و-اين قول بازيسين بصواب نزديكترست	43	7154182101825371583	574	1074.5	444	602	95.34883880615234	111	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms16	false	368240494178470303	143	301	650	1384	1384	301	بحرروم بحرروم را خليج مغربي خوانند1-- كه پيش ازين بعضي شرح ان گفته امده است ونام او بهر موضع كه رسد بدان موضع باز خوانند و اين خليج رابرهر2 دوطرف عمارت است و ابتداء او كه 3 از بحر محيط در ايد از جانب مغرب اكر طرف شمالي اين دريا اعتبار كني ان را -بحراندلس خوانند پس ازان بحرفرنگ پس از-ان بحرروم واگر طرف جنوبي اعتبار كني اول5 اورا بحر مغرب خوانند پس ازان بحرافريقيه پس ازان بحرمصر پس از ان بحر شام بسبب انكه اين ولايات كه گفتيم برهردو طرف اين درياست و اين جمله كه كفته امد اين يك در-يارا خوانند كه اورا خليج مغربي كويند اما او معروف ببحرروم است و طول اين بحر از انجا كه بحر محيط است و ابتداء اين درياست و بريك سوي ولايت مغرب است و برديگر سو اندلس و مي ايد تا حدو-دثغرهاء شام يك هزار و سيصد فرسنگ باشد اما عرض او متفاوت بود انجا كه ميان اندلس-	16	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms044	true	-7834072396795406661	26	179	117	847	1392	301	بحرروم-بحرروم را خليج مغربي خوانند 1_ كه پيش ازين بعضي شرح ان گفته امده است ونام او بهر موضع كه رسد بدان موضع بار خوانند و اين خليج رابرهر2 دوطرف عمارت است و-ابتداء او كه 3 از بحر محيط در ايد از-جانب مغرب اكر طرف شمالي اين دريا اعتبار كني ان را4 بحراندلس خوايند پس ازان بحرفرنگ پس از ان بحرروم واكر طرف جنوبي اعتبار كني اول--اوراب-حر مغرب خوانند پس ازان بحرافريقيه پس ازان بحرمص- پس از ان بحر شام بسبب انكه اين ولايات كه گفتيم برهردو طرف اين درياست و اين جمله كه گفته امد اين بك در يارا خوانند كه اورا خليج مغربي گويند اما او معروف ببحرروم است و-طول اين بحرا-ز انجا كه بحر محيط است و-ابتداء اين درياست و بريك سوي ولايت مغرب است و برديكر سو اندلس و مي ايذ تا حدو دثغرهاء شام يك هزار و سيصد فرسنك باشد اما عرض او-متفاوت بود انجا كه ميان اندلس	44	7154182101825371583	710	1335.0	563	741	95.81646728515625	133	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms17	false	-6858259747940545276	0	98	0	497	1482	302	و مغرب باشد شش فرسنگ بود و ان موضع را رقاق خوانند بعد ازان عرض زيادت شود باز كمترشود تا انجا كه بنزديك برابري فرنگ رسد و بر2 ساحل جنوبي او-شهري است كه ان را بوقس يابولس 7 خوانند همچنين مبهم يافته ايم انجا عرض اين دريا دوازده فرسنگ باشد و اول معبرها اندلس اين موضع است و اسلام از-ين موضع باندلس رسيده است و-چون ازين موضع بگذرد بسوي مشرق عرض اوزيادت مي شود تابد و يست فرسنك image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0053jpg رسد و---------------------------------------------------چون بحدود شام رسد كه نهايت اين بحرست عرض او دويست وشست فرسنگ باشد و درين	17	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms044	true	-7834072396795406661	179	301	847	1392	1392	301	و مغرب باشد شش فرسنگ بود و ان موضع را رقاق خوانند بعد ازان عرض زيادت شود باز كمترشود تا انجا كه بنزديك برابري فرن- رسد و بر2 ساحل جنوبي او شهري است كه ان را بوقس يابولس-- خوانند همچنين مبهم يافته ايم انجا عرض اين دريا دوازده فرسن- باشد و اول معبرها اندلس اين موضع است و-اسلام از ين موضع باندلس رسيده است و چون ازين موضع بكذرد بسوي مشرق عرض اوزيادت مي شود تابد و يست فرسنك ب اين بهر روم خلبج مغربي است 2_ب بهردو كه ندارد 4ب اورا 5_ پ اول ندارد اوبن ندارد 7ظ تونس هان ناهه ر سد و چون بحدود شام رسد كه نهايت اين بحرست عرض اودو يست وشست فرسنك باشد و درين-	44	7154182101825371583	432	765.5	341	551	78.40290069580078	87	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms17	false	-6858259747940545276	98	302	497	1482	1482	302	در ياجزيره هاء بزر-ك و خرد و كوههاء بسيار باشد و جزيرهه-اء او قبرس باشد كه ازوي كتان ارند و همچنين سامس و سقليه واقريطس و غير ان و در برابري قبرس كشتي عرض بحررا بپنج روز -عبره كند و هيچ دريا را بر اطراف ان 1-چندان عمارت نباشد كه اين دريا را2 بسبب انكه جمله درياها را بر اطراف بيابانها و كومها و مواضع خراب و نامسكون بسيار باشد واين دريارا بخلاف ان جمله كردا گرد او معمورست و درين- بحردوشاخ بجانب شمال بيرون شود وا-زين بحر-بنزديكي شهر طبرقه و فرنگ معدن مرجان باشد و اورا از قعر اب بر كنند و بر-ارند و در-هيچ درياء ديگر نباشد و اورا چون از دريا بر ارند نرم باشد و بعد از ان چون باد بروي زند3 سخت شود واز جنس سنگ گ-ردد و-اما يك پاره را ازين دريا كه باجانب مصر-دارد ان را بحيرها مفرد خوانند واورا بحيرة تن-يس كويند هر واورا مفرد بحيره بدان سبب خوانند كه اب او در بيشتري از سال خوش باشد وطلخ نباشد بخلاف اب دريا و ان بدان سبب بود كه نيل مصر درين بحيره مي رود وا-ب اورا خوش مي كند امادر-غايت كرما اب او-طعم بگرداند و شوري كيرد image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0054jpg ودرين بحيره جزيرهها باشد ودروي-	17	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms045	true	6420982620072156038	0	214	0	982	1377	300	در ياجزير مهاء بزر ك و خرد و كوههاء بسيار باشد و چزير معاء او قبرس باشد كه ازوي كتان ارند و همچنين سامس و سقليه واقريطس و غير ان و در برابري قبرس كشتي عرض بحررا بينج روز يعبره كند و-هيچ دريا را بر اطراف ان 1 چندان عمارت نباشد كه اين دريا را2 بسبب انكه جمله درياها را بر اطراف بيابانها و كوهها د مواضع خراب و-نام-كون بسيار باشد واين دريارا بخلاف ان جمله كردا كرد او معمورست و در ين بحردوشاخ بجاتب شمال بيرون شود و ازين بحر بنزديكي شهر طبرقه و فرنگ معدن مرجان باشد و اورا از قعر اب بر كنند و بر ارند و در هيچ درياء ديگر نباشد د اورا چون از دريا برا-رند نرم باشد و بعداز--ان چون باد بروي زند3 سخت شود واز جنس سنكي كردد و اما يك پاره را ازين دريا كه باجانب مصر دارد ان را بحيره م-فرد خوانند واورا بحيرها تثيس كويند هراواورا مفرد بحيره بدان سبب خوايند كه اب او در بيشتري از-سال خوش باشد وطلخ نباشد بخلاف اب دريا و ان بدان سبب بود كه نيل مصر-درين بحيره-مي رود و اب اورا خوش مي كند امادر غايت گرما اب او طعم بگرداند و شوري گيرد اب دريا راست 3ي بهد نصلشفم د ذكرهرياها و درين بح----------يره جزيرهها باشد ودروي	45	7154182101825371583	886	1611.0	700	1002	88.42315673828125	174	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms18	false	-3022894133691502412	0	86	0	402	1467	301	شهرها چون تنيس و دمياط وغير ان و درين بحيره ماهيي 1 باشد بر شكل خيكي 2يرباد اوراد -لفين خوانند اورا 3 صيد نكنند بسبب انكه گويند كه او ادمي را دوست دارد و پبوسته بنز-ديكي كشتي مي رود و گويند بسيار باشد كه كشتي غرق شود و اين حيوان ادمي 4 بحيلتي نجات دهد وهم درين بحيره جنسي ماهي باشد كه هر كه كوشت او خورد بشب خوابهاء سهناك بيند وبترسد و-اين درياء روم-را كه كفتيم مد و جزرنباشد چنانكه كفتيم اما موج باشد موج	18	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms045	true	6420982620072156038	214	300	982	1377	1377	300	شهرها چون تنيس و دمياط وغير ان و درين بحيره ماهيي ب--اشد بر شكل خيكي2 پرباد او را دلفين خوانند اورا 3 صيد-نكنند بسبب انكه كويند كه او ادمي را دوست دارد و پبوسته بنز ديكي كشتي مي رود و گويند بسيار باشد كه كشتي غرق شود و اين حيوان ادمي-- بحيلتي نجات دهد وهم درين بحيره جنسي ماهي باشد كه هر كه كوشت او خورد بشب خوابهاء سهناك بيشد وبترسد و اين درياء روم را كه گفتيم مد و جزرنباشد چنانكه گفتيم هج م-----اشد موج-	45	7154182101825371583	376	701.0	297	406	92.61083984375	72	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms18	false	-3022894133691502412	86	301	402	1467	1467	301	دريااين بحر-مغربي راموج باشد وموج اورا بمثابت مد وجز--رباشد خليج مشرقي-را و سبب موج بادباشد كه برروي دريا زند ودريا درجنبش ايد وموج اغازنهد وموج جملها درياها را باشد ومد و جزررا ترتيبي باشد چنانكه كفته امده است باختلاف اقوال اماموج را ترتيبي نباشد و تعلق بج-ستن باددارد و بحيرههارا نيز موج باشد اما هريكي را براندازها او5 و موج از دور پديد ايد مثل كوهي ببزر گي2 واهل كشتي جمله بترسند از غرقه شدن چون بنزديكي 7 كشتي رسد ارتفاع او كمتر مي شود تا بزير كشتي بيرون شود الاماشاء الله8 image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0055jpg بحر بنطس1 -----------------------------------------------اين اسم در كتب همچنين مبهم يافته ايم واين بحرميان صقلاب و-خزرو-روم است واين دري-ايي است بنفس خويش و در بيشتر كتب چنين اورده اند كه اين بحري مفردست و ببحر محيط متصل نيست اما حقيقت ان است كه او را بيحرم-حيط اتصال است از جانب شمال و اب اين دريا را عمقي زيادت نيست و درميان او بسيار مواضع مكشوف است و خشك و مثل پشته باشد2 و اب او شورست و خليج قسطنطنيه كه بر دراين شهر ميرود از اين دريا رود بدرياء روم وسبب رفتن ان اب بسياري جيحونهاست كه در بحر بنطس 1 مي ايد و چون او عمقي 3 زيادت ندارد امتلامي يذيرد و اب او ارت-فاع ميگيرد و موجب رفتن اب مي-	18	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms046	true	7648012802474767447	0	240	0	1114	1394	301	دريااين بحر مغربي راموج باشد وموج اورا بمثابت مد و جز رباشد خليج مشرقي را و سبب موج بادباشد كه برروي دريا زند ودريا درجنبش ايد وموج اغازتهد وموج جملها درياها را باشد ومد و جزررا ترتيبي باشد چنانكه كفته امده است باختلاف اقوال-اماموج را-ترتيبي تباشد و تعلق بجحستن باددارد و-بحيرههارا نيز موج باشد اما هريكي را براتدازه- او5 و موج از دور پديد ايد مثل كوهي ببزر كي2 واهل كشتي جمله بترسند از غرقه شدن چون بنزديكي 7 كشتي رسد ارتفاع او كمتر مي شود تا بزير كشتي بيرون شود الاماشاء الله4 ماي 2_پ خيك 3_ پ واورا ب ادمي را 5_ پ باندازه او 6_ ب كوهي بزر 7 بنزديك 8_ ب الله تعالي جهان نامه بحر بنطس اين اسم در كتب همچنين مبهم يافته ايم واين بحرميان صقلاب و خزرو روم است واين در بايي است بنفس خويش و در بيشتر كتب چنين اورده-اند كه اين بحري مفردست و ببحر محيط متصل نيست اما حقيقت ان است كه او را ببحر محيط اتصال است از-جانب شمال و اب اين دريا را عمقي زيادت نيست و درميان او بسيار مواضع مكشوف است و خشك و مثل پشته باشد2 و اب او شورست و خليج قسطنطنيه كه بردر اين شهر ميرود از-اين دريا رود بدرياء روم وسبب رفتن ان اب بسياري جيحونهاست كه در بحر بنطس-- مي ايد و چون او عمقي 3 زيادت ندارد امتلامي پذيرد و اب او ار تفاع ميكيرد و موجب رفتن اب مي	46	7154182101825371583	981	1835.0	779	1123	87.35530090332031	191	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms19	false	-2228258458700504701	0	55	0	274	1525	302	شود بموضعي- ديگر و اين تقرير-- بسبب ان كرده مي-شود كه از هيچ دريا جيحون بيرون نيايد كه2 همه جيحونها بسوي دريا شود و انجا مجتمع كردد7 وازين دريا بدين سبب اين جيحون ميرود و-8 اما از-طول وعرض و-باقي كيفيت احوال اين بحر بيرون انچه كفتيم وشرح داد9 هيچ بمانرسيده است خليج بر-بري مغربي در	19	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms046	true	7648012802474767447	240	301	1114	1394	1394	301	شود بموضعي4 ديگر و اين تقرير 5 بسبب ان كرده مي شود كه از هيچ دريا جيحون بيرون نيايد كه 1همه جيحونها بسوي دريا شود و انجا مجتمع كردد2 وازين دريا بدين س-ب اين جيخون ميرود و 8 اما از طول وعرض و باقي كيفيت احوال اين بحر بيرون انچه گفتيم وشرح داد9 هيچ بمانرسيده است خليج بر بري مغربي در-	46	7154182101825371583	267	483.5	214	282	94.68085479736328	53	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms19	false	-2228258458700504701	55	302	274	1525	1525	302	حدود مغرب شاخي از محيط از جانب جنوب بسوي شمال در ايد و طول او صدو شست فرسنگ باشد وعرض اوقريب سي وينج فرسنك ودروي كشتي 10 نرود بسبب ان-كه از عمارات دورست و از حال او بيرون اين هيچ معلوم نشده است image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0056jpg ا-------------------------------------------------------------------------------چه از حال دريا ها معلوم بود ياد كرده امد اما بر تمامي احوال بحار-و قوف يافتن ه پ و شرح دادن ادمي را ممكن نباشد اين قدر باخبار متواتر بمارسيده است والله اعلم فصل----- در ذكر بحيرهها بحيره تصغير بحرباشد يعني درياء خرد وعادت چنان رفته است كه هرد-ريا كه ببحرم-حيط پيوسته تباشد و جمله كرد اگرد او خشك باشد اورا بحيرء خوانند وبحرم-طلق نخوانند و-از بحيره-هاهيچ بحيره بزرك تراز بحيرها ابس-كون نيست كه اورا بسبب بزر-كي او بعضي مردمان بحر مطلق خوانند و از درياها شمرند امابحيره است بحيرها ابكون اين بحيره و بحر-خزر و بحر گر گان همه يكي است و نام اين بحيره است و اورا بدين همه باز خوانند بسبب انكه اين مواضع بر گردا گرد اوست و ابسكون ديهي است خردبر ساحل او بحدود گر گان و مازندران و اطراف او اين مواضع است كه ياد كرده مي-شود از ا-بسكون بسوي دست راست دهستان1 باشد پس سياه كوه وحدود بلخان5 پس حدود منقشلاغ پس-خزر يس سمندر پس دربند خزرك--ه او را باب الابواب خوانند پس شروان پس موقان از حد image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0057jpg اران پس كيل و ديلم پس طبرستان پس كر كان وحدود او پس ابسكونكه اول از انجا اغاز گرفتيم1 اين جمله مواضعي-	19	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms047	true	-5973560052308352758	0	287	0	1331	1392	300	حدود مغرب شاخي از محيط از-جانب جنوب بسوي شمال در ايد و طول او صدو شست فرسن- باشد وعرض اوقريب سي وپنج فرسنك ودروي كشتي 10 نرود بسبب ا نكه از عمارات دورست و از حال او بيرون اين هيچ معلوم نشده است ا بنطش 2 ل مثل پشتهاشد 3ب عمق بوعر تقريب1_ ب بلكه مي كردد ب و ندارد9_ چنين است داد داديم درهردونخه 10ل كي صل هفتم درذكر بحيرهها انچه از حال دريا ها معلوم بود ياد كرده امد اما بر تمامي احوال بحار و قوف يافتن ه ب و شرح دادن ادمي را ممكن نباشد اين قدر باخبار متواتر بمارسيده است والله اعلم فصل هفتم در ذكر بحيرهها بحيره تصغير بحرباشد يعني درياه خرد وعادت چنان رفته است كه هر دريا كه ببحر محيط پيوسته نباشد وج-مله كرد اكرد او خشك باشد اورا بحيره خوانند وبحر مطلق نخوايند و از بحيره هاهيچ بحيره بزرك تراز بحيرها ا بسكون نيست كه اورا بسبب بزر كي او بعضي مردمان بحر مطلق خوانند و از درياها شمرند امابحيره است بحيرها ابكون-اين بحيره و بحر خزر و بحر كر گان همه يكي است و نام اين بحيره است و اورا بدين همه باز خوانتد بسبب انكه اين مواضع بر كردا گرد اوست و ابسكون ديهي است خردبر ساحل او بحدود كر كان و مازندران و اطراف او اين مواضع است كه ياد كرده مي شود از ا بسكون ا-وي دست راست دهستان1 باشد پس سياه كوه وحدود بلخان2 بس حدود منقشلاغ پس خزر پس سمندر پس دربند خزر_ كه او را باب الابواب خوانند پس شروان پس موقان از حد دبتان1ل تقطه ندارد پ ملخان هان نامه-------------- اران پس گيل و ديلم پس طبرستان پس كرگ-ان وحدود او پس ابسكونكه اول از انجا اغاز گرفتيم1 اين جمله مواضعي	47	7154182101825371583	1121	2042.0	883	1351	82.97557067871094	221	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms20	false	-6586399091371302542	14	278	64	1276	1370	301	بسوي شمال دويست و شست فرسنگ باشد3 و عرض او دويست فرسنگ و اگر باد راست ايد كشتي بده روز بروعبره كند و-ممكن باشد كه بيك هفته و هژده جيحون يعني رود بزر گ دروي مي رود بيشتر از حدود مازندران و-ديلم و گيلان و اب اين بحيره شور باشد و طلخ و نتوان خورد مكر بموضعي كه رودي دروي مي بود- وجيحون اتل نيز درين بحيره مي ايد و اب اين بحيره سياه رنگ و تاريك باشد و او را مد و جزر نباشد اما موج باشد چنانكه بعد ازين ياد كنيم و زمين اين بحيره گل باشد نه سنك و در وي پنج جزيره است نامعمور و نامسكون و ازين بحيره هيچ نخيزد مگر ماهيهاء بزرگ- كه صيد كنند و بشهر ها برند و در وي حيواني است كه ملاحان او را سگ ابي مي خوانند5 رنگ او بسياهي زند و دو-دست او كوتاه است ودوي-اء دراز درحد يك كز ونيم و او برخشكي عظيم عاجزست وهمه حيواني6 قصداو كند و اودر اب حدث نمي كند وبدين image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0058jpg----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- سبب بخشكي ايد و كلاغ بدو مولع است كه هر كجا او را يابد چشمش بر كند1 واورا هلاك كند و بخورد و درين بحيره فواره ايست كه اب ازوي بقوتي عظيم بر مي جوشد وملاحان ان موضع را مي-شناسند و از وي احتراز كنند و كشتي را ازو نگه دارند وبدان نزديكي نگذرانند2 واگ-ر بشب ايشان را غفلتي افتد و كشتي بنزديكي ان موضع رسد ممكن باشد كه كشتي را بر گرداند ويمكن3 كه غرقه-شود وا-گر بحقيقت بان4 موضع رسد ممكن بود كه كشتي را نگون-ار5 كند و بر گرداند و-غرقه	20	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms048	true	1324684839022342453	0	300	0	1335	1335	300	بسوي شمال دويست و شست فرسنگ باشد3 و عرض او دويست فرسنگ و اگر باد راست ايد كشتي بده روز بروعبره كند و ممكن باشد كه بيك هفته و هژده جيحون بعني رود-بزر ككدروي مير-ود بيشتر از حدود مازندران و ديلم و كيلان و اب اين بحيره شور باشد و طلخ و نتوان خورد مكن بموضمي كه رودي دروي مي-بود2 وجيحون اتل نيز درين بحيره مي ايد و اب اين بحيره سياه رنگ و تاريك باشد و او را مد و جزر نباشد اما موج باشد چنانكه بعد ازين ياد كنيم و زمين اين بحيره گل باشد نه سنگ و در وي پنج جزيره است نامعمور و نامسكون و ازين بحيره هيچ تخيزد مكر ماهيهاء بزر ك كه صيد كنند و بشهر ها برند و در وي حيواني است كه ملاحان او را سگ ابي مي خوانند2 رن -او بسياهي زند و دو دست او كوتاه است و دوپاء دراز درحد يك كز ونيم و او برخشكي عظيم عاجزست وهمه حيواني- قصداو كند و اودر اب حدث تمي كند وبدين كرديم پ از ندارد تاخزر راخط زدهاند ات ب مورود پ نام او دكلان است وهمه روغن باشد چنانكه روغن چراغ ازوي كنند و كندي عظيم باشد و ب حيوانهاقسد او كنند فصل هفتمدرذكر بحيرهها سبب بخشكي ايد و كلاغ بدو مولع است كه هر كجا او را يابد چشمش بر كند1 واورا هلاك كند و بخورد و-درين بحيره فواره-ايست كه اب ازوي بقوتي عظيم بر مي جوشد وملاحان ان موضع را مي شناسند و از وي احتراز كنند و كشتي را ازو نگه دارند وبدان نزديكي نگذرانند2 و اكر بشب ايشان را غفلتي افتد و كشتي بنزديكي ان موضع رسد ممكن باشد كه كشتي را بر گرداند ويمكن3 كه غرقه شود و اگر بحقيقت بان4 موضع رسد ممكن بود كه كشتي را نگونسار2 كند و بر گرداند و غرقه-	48	7154182101825371583	1135	2126.0	880	1343	84.51228332519531	242	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms21	false	9119640160960602290	1	226	3	1084	1447	301	و خوارزم بدين بحيره راهي است كه اب ازان بحيره بدين بحيره بر مي-جوشد و ميان هردو بحيره بيست منزل است و گويند شست فرسنگ است و اين بحيره را موج عظيم باشد و از معتمدي شنيدم كه كفت بر-ساحل او مي رفتيم و برخشك اسب مي رانديم ناگ-اه موج خاست ومتواتر شد8 چون نگاه كرديم اب بحيره بسينها اسب رسيده بود بعدازان كمترشد و گفت كه از ملا حان شنيدم كه چون باد عظيم باشد هفت موج بيايد بر عقب يكديگر انگاء ساكن شود9 ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0059jpg بحيرها جند و خوارزم بحدود جند بحيره ايست كه او را بخوارزم نيز باز خوانند دور اوصد فرسنگ است د قطر او سي فرسنگ باشد وا-ب اوشور است وجيحون خوارزم درين بحيره مي-ريزد وهمچنين جيحون چاچ وفرغانه وغير ان وميان اين1 موضع كه جيحون خوارزم دروي ميشود و انكه جيحون چاچ دروي ميشود شست2 فرسنگ باشد و اين بحيرهرا دو جيحون بزر ك كه كفتيم در وي ميشود و بيرون ان جيحونهاء ديگر خردتر و با انكه مسافت ان 3 اندك است وحجم او-خرد اب او زيادت نمي شود و مي نمايد كه بجايي راهي دارد كه اب بدانجا بيرون مي-شود و ممكن كه اين ان فواره است كه در بحيرها اب-كون شرح داديم و بر كنارها اين بحيره كوهي است كه ان را جغرا خوانند بحيرها ارميه در حدود اذرباد گان شهري است كه ان را	21	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms049	true	-5020068063049256763	23	300	98	1351	1351	300	و خوارزم بدين بحيره راهي است كه اب ازان بحير- بدين بحيره بر مي جوشد و ميان هردو بحيره بيست منزل است و گويند شست فرسنگ است و اين بحيره را موج عظيم باشد و از معتمدي شنيدم كه گفت بر ساحل او مي رفتيم و برخشك اسب مي رانديم نا كاه موج خاست ومتواتر شده چون نگاه كرديم اب بحيره بسينها اسب رسيده بود بعدازان كمترشد و كفت كه از ملا حان شنيدم كه چون باد عظيم باشد هفت موج بيايد بر عقب يكديگر انكاه ساكن شود9 ر بر كشد 2پ لگذارد 3 ب ممكن هردو نسخه ان 5_ پ نگوسار ظاهرا تكرار گونه اي از عبارت پيشين است ب بدين ب 2 و وفتي باشد كه سه چهار فرسنك اب مي رود و ماهيان در خشكي مي مايند9عبارت اضافي دپ ظاهرا اينجا بايد افزوده شود چهان ناهه------------------------------------------------- بحيره چ-ند و خوارزم-بحدود جند بحيره ايست كه او را بخوارزم نيز باز خوانند دور اوصد فرسنك است و قطر او سي فرسنك باشد و اب اوشور است وجيحون خوارزم درين بحيرء مي ريزد وهمچنين جيحون چاچ وفرغانه وغير ان وميان اين- موضع كه جيحون خوارزم دروي ميشود و انكه جيحون چاچ دروي ميشود شست2 فرسنگ باشد و اين بحيرهرا دو جيحون بزر گ كه گفتيم در وي ميشود و بيرون ان جيحونهاء ديگر خردتر و با انكه مسافت ان 3 اندك است وحجم او خرد اب او زيادت نمي شود و مي نمايد كه بجايي راهي دارد كه اب بدانجا بيرون مي شود و ممكن كه اين ان فواره است كه در بحيرها ابسكون شرح داديم و بر كنارها اين بحيره كوهي است كه ان را جغرا خوانند بحيرها ارميه درح-دود اذرباد-گان شهري است كه ان را-	49	7154182101825371583	1009	1796.5	791	1309	77.08174133300781	206	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms21	false	9119640160960602290	226	301	1084	1447	1447	301	ارميه خوانند بردو4 فرسنگي اين شهر بحيره ايست اب اوشور و طول و عرض اد قريب هشت فرسنگ و ازين بحيره تاشهر مراغه سه فرسنگ باشد ودرين بحيره ماهي باشد بسيار و سگ ابي نيز باشد و-درميان بحيره ديهي است بزرك بحيرة ارجيش5 اين بحيره را هم بحيرها ارجيش5 خوانند و هم بحيرها وان ووسطان بسبب انكه اين هرسه شهر6 بر كنارها اوست و اين در حدود ارمينيه است و-ازين بحيره ماهي صيد كنند كه-	21	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms050	true	1974023703688408119	0	75	0	360	1382	300	ارميه خوانند بردو4 فرسنگي اين شهر بحيره ايست اب اوشور و طول و عرض او قريب هشت فرسن- و ازين بحيره تاشهر مراغه سه فرسن- باشد ودرين بحيره ماهي باشد بسيار و-سگ ابي نيز باشد و درميان بحيره ديهي است بزرگ بحيرهار جيش -اين بحيره را هم بحيرها ارجيش- خوانند و هم بحيرها وان ووسطان بسبب انكه اين هرسه شهر4 بر كنارها اوست و اين در-حدود ارمينيه است و ازين بحيره ماهي صيد كنند كه	50	7154182101825371583	349	648.0	279	366	95.35519409179688	65	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms22	false	-1892053243855081672	0	216	0	1006	1449	302	ان را طر يخ خوانند و گوشت او خوش باشد7 image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0060jpg بحي------------------رها زغر درحد فلسطين از حدود شام بحيره ايست بنزديگي شهري كه ان را زغر كويند1 8ر و اين بحيره را نيز بحيرها متته خوانند يعني مرده بسبب انك-ه دروي هيچ حيوان نباشد نه ماهي و نه حيواني ديگر و چيزي برسر مي اندازد مانند كفي سرخ رنگ رزان-2 فلسطين را بدان-كشن دهند هم چنانكه خرمابن را بحيره طبريه در حدود شام شهري است كه ان را طبريه خوانند قصبها اردن باشد بر كنار3 اين شهر اين بحيره است اب4 او خوش باشد گويند كه طول و عرض اين بحيره ينج فرسنك است و-گويند كه ده فرسنگ در ده و اورا نيز بحيره- افاميه خوانند وشنيديم كه طبريه بر سنگ است و زير او تهي و اب اين بحيره درزير ان سنگ كه شهر بروي است امده چنانكه در سنگ چاه ميكنند ده كز يابيشتر باب بحيره مي-رسد و از دوري عمق اين بحيره حكايت كردند كه پادشاهي را بايست كه عمق او معلوم كند در كشتي نشست و بميان2 بحيره شد و چيزي 8پ گران در سر طنابي بست و باب فرو گذاشت و-چون بزير6 نمي رسيد طناب ديگر در ان ميبس-ت و فرو مي گذاشت تا وقتي كه بچهار هزار گز رسيد و هم بزير نرسيد بعد ازان گمان بردند كه	22	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms050	true	1974023703688408119	75	300	360	1382	1382	300	ان را طر-يخ خوانند و كوشت او خوش باشد7 ان بيت3 او پبدو ارجيز9ل شين تدارد2پ باشد عظيم فصل هفتمدرذكر بحيرهها بحيرها زغر-درحد فلسطين از حدود شام بحيره ايست بنزديكي شهري كه ان را زغر گويند1 8ر و اين بحيره را نيز بحيرها ميته خوانند يعني مرده بسبب ا نكه دروي هيچ حيوان تباشد نه ماهي و نه حيواني ديكر و چيزي برسر مي اندازد مانند كفي سرخ رنگ رزان 2 فلسطين را بدان كشن دهند هم چنانكه خرمابن را بحيره-طبريه-در حدود شام شهري است كه ان را طبريه خوايند قصبه- اردن باشد بر كنار3 اين شهر اين بحيره است اب4 او خوش باشد گويند كه طول و عرض اين بحيره پنج فرسنگ است و گويند كه ده فرسنگ در ده و اورا بيز بحيرها افاميه خوانند وشنيديم كه طبرءه بر سنگ است و زير او تهي و اب اين بحيره درزير ان سن- كه شهر بروي است امده چنانكه در سنگ چاه ميكنند ده گز يابيشتر باب بحيره مي رسد و-از دوري عمق اين بحيرم حكايت كردند كه پادشاهي را-بايست كه عمق او معلوم كند در كشتي نشست و بميانه بحيره شد وچ-يزي 8ب كران در سر طنابي بست و باب فرو گذاشت و چون بزير1 نمي رسيد طناب ديگر در ان مي بست و فرو مي كذاشت تا وقتي كه بچهار هزار كز رسيد و هم بزير نرسيد بعد ازان گمان بردند كه-	50	7154182101825371583	920	1708.0	714	1032	89.14728546142578	181	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms22	false	-1892053243855081672	216	301	1006	1448	1449	302	مگر بزير-رسيده است و-كراني بسبب وزن طناب است image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0061jpg پس سنگ----------------------------------- دستاسي درسر طناب1 بستند و ايزاري2 تخم مرغ درزير سنگ بستند و فرو گذاشتند و3 چون بر كشيدند تخم مرغ جمله درست بود و هيچ شكسته نشده بود دانستند كه بزير نرسيده است بحيرهاروم در حدو دروم شهري است كه ان را نيقيه خوانند برسه فرسنكي او بحيره ايست كه اورا بروم باز خوانند وا-ورا اب خوش باشد و-طول او چهار فرسنگ باشد يا ينج و-در ميان اين بحيره سه كوه بلند	22	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms051	true	7225822539565759637	0	105	0	477	1419	300	مگر بزير رسيده است و كراني بسبب وزن طناب است 1ب خوانند موضع اشفتگي در نسخه خطي وعكي 2 ل رنگرزان 3_ پ بر كناره پ واب د بر هان نامه بس سنك دستاسي درسر طناب1 بستند و ايزاري2 تخم مرغ درزير سن- بستند و فرو گذاشتند و3 چون بر كشيدند تخم مرغ جمله درست بود و-هيچ شكسته نشده بود دانستند كه بزير ترسيده است بحيره-روم-در حدو-دروم شهري است كه ان را نيقيه خوانند برسه فرسنگي او بحيره ايست كه اورا بروم باز خوانند و اورا اب خوش باشد و طول او چهار فرسنك باشد يا ينج و در ميان اين بحيره سه كوه بلند	51	7154182101825371583	377	668.0	299	482	78.21576690673828	74	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms23	false	-5343421661201992937	0	147	0	751	1523	302	محكم چون مردمان اين شهر را خوفي باشد از لشكر بيگانه بكنار اين بحيره شوند و كشتيها ساخته دارند درو- مي نشينند ورخت و-قماشه-اي كه دارند بدين5 كوهها برند بهيچ نوع ايشان را ازان-جا بيرون نتوانند اورد بحيرههاء فارس در نواحي پارس پنج بحيره است اما نامهاء ان مبهم ديده ايم و بتصحيف خوانده و حقيقت ان اسامي معلوم نيست يكي را ازان بختگان6 خوانند طول اوبيست فرسنگ است واب اوشور ودوم-را بدشت ارژن7 خوانند طول اوده فرسنگ باشد و اب اوخوش باشد و-اب او بتابستان كمتر شود تاوقت باشد كه باند كي باز ايد و ماهيي-8 كه بشير از ارند از انجا باشد وسيم را جور ارژن9 خوانند بنزديكي شهر-كازرون طول اوده فرسنگ باشد و اب او شور ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0062jpg و چهارم را جنگان خوانند اب او شور باشد و1 طول او دوازده فرسنگ اول او از شير-از بر-دو فرسنگ باشد و اخر او حدود	23	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms051	true	7225822539565759637	106	300	479	1419	1419	300	محكم چون مردمان اين شهر را خوفي باشد از لشكر بيگانه بكنار اين بحيره شوند و كشتيها ساخته دارند درو4 مي-نشينند ورخت و قماشه اي كه دارند-بدين- كوهها برند بهيچ نوع ايشان را از انجا بيرون تتوانند اورد بحيرههاء فارس-در نواحي پارس پنج بحيره است اما نامهاء ان مبهم ديده-ايم و بتصحيف خوانده و حقيقت ان اسامي معلوم نيست يكي را ازان بختگان- خوانند طول اوبيست فرسنگ است واب اوشور ودوم را بدشت ارژن7 خوانند طول اوده فرسنك باشد و اب اوخوش باشد و اب او-بتابستان كمتر شود تاوقت باشد كه باند كي باز ايد و ماهيي 8 كه بشير از ارند از انجا باشد وسيم را جور ارژن9 خوانند بنزديكي شهر كازرون طول اوده فرسنگ باشد و اب او شور ب طنابي ي وازاري ب و لدارد دروي شيد بدان ر دو خه كان ردوسخهارزن 8_ ب ماهي9ل حودارزن باحاء مهمله ب جورارزن ظاهرا همان است كه درحدودالعالم ديون در ترجمها مسالك ومسالك دتوزه درفارسنامها ابن بلخي دموره ناميده شده است نصل هفتم درذ كر بحيره ها------------------------------------------------- و چهارم را جنكان خوانند اب او شور باشد و1 طول او دوازده فرسنگ اول او-از شير از بر دو فرسنگ باشد و اخر او حدود-	51	7154182101825371583	688	1134.0	550	998	68.93787384033203	134	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms23	false	-5343421661201992937	147	302	751	1523	1523	302	خوزستان وپنجم را باسفهري 2 خوانند طول او هشت فرسنگ باشد و اب اوشور و گردا گرد او بيشه-ها باشد و نيستان كه از انجا ني بشير از برند بحيرها زره سيستان شهرسيستان را زرنج خوانند و بنزديكي شهر بحيره ايست كه او را زره خوانند و جيحون هير-مند دروي مي-ريزد و اب اوزيادت شود و نقصان گيرد و اب او خوش باشد اما شوري دارد وطول اوسي فرسنك بر ايد وعرض اوده فرسنگ و يا كمتر بيك- طرف او بيابان دار ديعني بيابان كرمان بيا-----------------------------------------------------------بان است و درميان او خشكيهاست مثل جزيرهها ودروي چراخور است كه چهار-پايان سيستان بعلف انجا برند و در اب راهها دانند 6 كه چهارياي در و بتواند رفت بحيرها ايسكول7 بنزديكي برسخان از حدود تر كستان ابي است ايستاده كه ان را را اي-سگول ميخوانند وهمانا اب او گرم است وازحال او هيچ ديكر نشنوده ايم والله اعلم image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0063jpg--------------------------------------------------- فصل هشت- در ذكر جزيره ها كه در-	23	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms052	true	-5403262534870769142	0	193	0	883	1406	300	خوزستان وپنجم را باسفهري 2 خوانند طول او هشت فرسنك باشد و اب اوشور و گردا گرد او بيشه ها باشد و نيستان كه از انجا ني بشير از برند3 بيره -زره سي-تان شهرسيستان را زرنج خوانند و بنزديكي شهر بحيره ايست كه او را زره خواتند و جيحون هير مند دروي مي ريزد و اب اوزيادت شود و نقصان كيرد و اب او خوش باشد اما شوري دارد وطول اوسي فرسن- بر ايد وعرض اوده فرسنگ و يا كمتر بيك4 طرف او بيابان دار ديعني بيابان كرمان و گرد بر گرد او عمارت است و ديههاء مكران جانب ديگره از سوي بيابان است و درميان او خشكيهاست مثل جزيرهها ودردي چراخور است كه چهار پايان سيستان بعلف انجا برند و در اب راهها دانند-- كه چهارپاي در-و بتواند رفت بحيرها ايسگول1 بنزديكي برسخان از-حدود تر كستان ابي است ايستاده كه ان را 9 ر ايسگول ميخوانند وهمانا اب او گرم است وازحال او هيچ ديكر نشنوده ايم والله اعلم 1ل رو دارد2_ ظ باسفهوي باسفهويه ارد4 پ يگ 9 ر جانب كي پ جاب ه من بقياس يح شد1پ دهند ايسي كول ان نامه فصل هشتم در ذكر جزيره ها كه در	52	7154182101825371583	698	1273.5	551	890	78.42696380615234	134	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms24	false	-1261382396914617464	0	104	0	522	1508	301	دريا باشد حال جزاير-از بسياري و-عجايبها كه دروست1 و-انواع جانورو اختلاف اجناس ادمي بدر جه ايست كه اگر اضعاف اين رسالت در شرح ان تاليف افتد هنوز بتقصير نسبت توان كرد يس ازان جمله انچه معروف ترست و بقبول عقول نزديكتر اورده شد تا رسالت دراز نكردد جزيره-هاء بحر محيط كه بر اطراف عالم است در نهايت عمارت از جانب مغرب-هفت جزيره بوده است معمور-در بحراو-قيانوس كه ان را جز اير سعدا خوانند و جزاير خالدات نيز گويند و ابتداء عمارت از انجا گرفتهاند و ان هر-هفت جزيره مسكون بوده است در قديم الايام اما اكنون خراب شده است و اب بحر محيط بدويست	24	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms052	true	-5403262534870769142	193	300	883	1406	1406	300	دريا باشد حال جزاير از بسياري و عجايبها كه دروست1 و انواع جانورو اختلاف اجناس ادمي بدر جه ايست كه اكر اضعاف اين رسالت در شرح ان تاليف افند هنوز بتقصير نسبت توان كرد پس ازان جمله انچه معروف ترست و بقبول عقول نزديكتن اورده شد تا رسالت دراز نگردد جزير دهاء بحر محيط-كه بر اطراف عالم است در نهايت عمارت از جانب مغرب هفت جزيره بوده است معمور در ب-راو قيانوس كه ان را جز-اير-سعدا خوانند و جزاير حالدات نيز كويند و-ابتداء عمارت از انجا كرفتهاند و ان هر هفت جزيره مسكون بوده است در-قديم الايام اما اكنون خراب شده است و اب بحر محيط بدويست-	52	7154182101825371583	506	928.0	408	530	95.47169494628906	92	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms24	false	-1261382396914617464	105	301	528	1508	1508	301	فرسنگ از و-بگذشته است در اقصاء مشرق در بحرم-ظلم جزيرها ياقوت است ودروي جمله انواع ياقوت موجود ست چون سرخ وزردو كبود و ديگر اجناس هم در اقصاء مشرق امادر جانب شمال جزيره ايست كه ان را قلعه مضيءه خوانند و مي كويند كه شعاع افتاب را برين موضع اشراق زيادت از ان است كه بديگر مواضع و گويند اين را مضيءه بدان خوانند كه نهايت بحرم-ظلم است وپس ازين موضع اين بحررا مظلم خوانند image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0064jpg در-------------------------------------------------------------------- بحرچين بحدود مشرق بنزديك خط استواجزيره ايست كه اين را جزيرة الفضه خوانند ودر راهكذر ابهاء او پاره هاء نقره مييابنداز يك درم تا ده مثقال و كويند از ده مثقال تا نيم من 1 و از كوه بيرون نمي بايد كرد و باسنگ اميخته نيست چون ديگر نقره-ها در اقصاء شمال بحدود صقلاب جزيره ايست كه ان را مولي- ميگويند همچنين مبهم يافته ايم و اهل اين جزيره جايها 3 ساخته اند مثل گرماوهها تا شش ماه زمستان در-زير ان اتش ميكيند تاسا كن توانند بود ازغايت سرما هم در اقصاء شمال در جانب مشرق از جزيرها مولي2 گفتيم دو جزيره است كه يكي را امرانوس الرجال ميگويند و يكي را اهرانوس النساء وهمانا اين لفظ-	24	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms053	true	575386075271998383	2	212	7	1047	1478	300	فرسنك از و بگذشته است در-اقصاء مشرق در بحر مظلم جزيرها ياقوت است ودروي جمله انواع ياقوت موجود ست چون سرخ وزردو كبود و ديگر اجناس هم در-اقصاء مشرق امادرج-انب شمال جزيره ايست كه ان را قلع-لمضيعه خوانند و مي كويند كه شعاع افتاب را برين موضع اشراق زيادت از ان است كه بديگر مواضع و گويند اين را مضييه بدان خوانند كه نهايت بحر مظلم است وپس ازين موضع اين بحررا مظلم خوانند ب دروي است پ مي كرفتهاند نسخها عكسي پاريس ازاينجا ببعد مفقود است وفقط ده سطر اخر كتاب را دارد فصل هشتم در ذكر جزيرهها در بحرچين بحدود مشرق بنزديك خط استواجزيره ايست كه اين را جزيرة الفضه خوانند ودر راهكذر ابهاء او پاره-هاء نقره مييابند ازيك درم تا ده مثقال و كويند از ده مثقال تا نيم من-- و از كوه بيرون نمي بايد كرد و باسن- اميخته نيست چون ديگر نقره ها در اقصاءش-مال بحدود صقلاب جزيره ايست كه ان را هولي2 ميكويند-همچنين مبهم يافته ايم و-اهل اين جزيره جايها-3 ساخته-اند مثل گرماوهها تا شش ماه زمستان در زير ان اتش ميكنند تاسا-كن توانند بود ازغايت سرما هم در-اقصاء شمال در جانب مشرق از جزيرها مولي2 گفتيم دو جزيره است كه يكي را امرانوس الرجال ميكويند و يكي را امرانوس النساء وهمانا اين لفظ	53	7154182101825371583	898	1640.0	719	1055	85.11848449707031	161	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms25	false	-4234121321963619777	0	83	0	430	1487	301	امر-انوس رومي است واين هردو جزيره بهم نزديك است در-يكي همه مردان باشند و در ديگر همه زنان و-بكشتي وزورق مردان بجزيرها زنان مي ايند و باز بجزيره خويش مي-شوند وميان هرد--وجزيره بنج فرسنگ است يا كمتر و جزيرها مردان بشمال نزديكترست و سبب اين ان باشد كه زنان بدان جزيره كه بشمال نزديكترست نتوانند بود ازغايت سرما كه مزاج مردرا حرارت زيادت باشد جزيرهاء خليج مشرقي بر ترتيب 9 پ ازجانب مشرق قامرون ولايتي است و ناحيتي بعضي بر-خشكي وب-عضي جزاير و	25	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms053	true	575386075271998383	212	300	1047	1478	1478	300	امر انوس رومي است واين هردو چزيره بهم لزديك است در يكي همه مردان باشند و در ديكر-همه زنان و بكشتي وزورق مردان بجزير-ا زنان ميا يند و باز بجزيرا خويش مي شوند وميان هرد و جزيره پنج فرسن -است يا-كمتن و جزيره- مردان بشمال نزديكترست و-سبب اين ان باشد كه زنان بدان چزيره كه بشمال نزديكترست نتوانند بود ازغايت سرما كه مزاج مردرا حرارت زيادت باشد جزيرهاء خليج مشرقي بر ترتيب ه پ ازجانب مشرق قامرون ولايتي است و ناحيتي بعضي بر خشكي و بعضي جزاين و-	53	7154182101825371583	409	739.5	332	438	93.37899780273438	71	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms25	false	-4234121321963619777	83	301	430	1487	1487	301	بچين نزديك باشد ودر-جزيرههاء او كر كبا-شد واورا يك-شاخ باشد برپيشاني مقدار يك كز وچون اين شاخ را--برند برموضع قطع image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0065jpg صورتي يديد ايد از صور تهاء حيوانات و بعد از ان باطل گردد جابه مملكتي عظيم است و اين لفظ در كتب معرب كردهاند وزابج1 مي----نويسند ودروي جزيرههاء بسيارست و عجايب بيشمار و يادشاه ان رامهراج خوانند و-جزيرههاء او بيشتر در بحر اخضرست و اين پادشاه را هرروز دخل از يك من زر باشد تا ده من اين زر مي ستاند و چون جمع مي شود مي كداز دوازوي خشتهامي ريزد و در دريا مياندازد و چنين مي گويد كه --اين دريا خزانها من است و در مملكت جابه جزيره ايست از بحر-اخضر كه ان را برطيل خوانند و دروي عمارت نيست و هر كسي كه انجا رسد شب قرار نتواند گرفت بسبب انكه در وي بانگهاء مختلف مي شوند و هيچ حيوان نبينند و چنين گويند كه اواز طبل شنوند و اواز اوتار و مزامير واين جمله بشب باشد بروزهيچ نباشد وجزيره-اي كه اين مهراج انجا نشيند دو فرسنگ است وا-ورا اسباني باشد كه موي گردن در زمين مي كشند و بدين جزيره كوهي است بلند كه بر سروي پيوسته ا-تشي مي سوزد در حد صد گز و-ار تفاع اتش يك نيزه بالا بشب اتش باشد و بروزدود و اين جزيره راكله خوانند و-دروي-	25	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms054	true	3817326637252123637	0	232	0	1056	1392	300	بچين تزديك باشد ودر جزيرههاء او كر ك باشد واورا يك شاخ باشد برييشاني مقدار يك كز وچون اين شاخ را ببرند برموضع قطم ل نين ميح تولي تواي شايد خانه ها هان نام--------- صورتي پديد ايد-از صور تهاء حيوانات و بعد از-ان باطل گردد جابه مملكتي عظيم است و اين لفظ در كتب معرب كردهاند و ز ابج ا مي نويسندو دروي جزيرههاء بسيارست و-عجايب بيشمار و پادشاه ان رامهراج خوانند و جزيرههاء او بيشتر در بحر-اخضرست و-اين پادشاه را هرروز دخل از يك من زر باشد تا ده من اين زر مي ستاند-و چون جمع مي شود مي كدازدو ازوي خشتهامي ريزد و در دريا مياندازد و چنين مي كويد كه 1 اين دريا خزانها من است و در مملكت جابه جزيره ايست از بحر اخضر كه ان را برطيل خوانند و دروي عمارت نيست و هر كسي كه انجا رسد شب قرار نتواند گرفت بسبب انكه در-وي بانكهاء مختلف مي شوند و هيچ حيوان نبينند و چنين كويند كه اواز طبل شنوند و اواز اوتار و مزامير واين جمله بشب باشد بروزهيچ نباشد وجزيره اي كه اين مهراج انجا نشيند-دو فرسن- است و اورا اسباني باشد كه موي كردن در زمين مي كشند و بدين جزيره كوهي است بلند كه بر سروي پيوسته ا تشي مي سوزد در-حد صد گز و ار تفاع اتش يك نيزه بالا بشب اتش باشد و بروزدود و اين جزير- راكله خوانند و دروي	54	7154182101825371583	973	1770.0	769	1076	90.42750549316406	192	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms26	false	-2533051881800097918	0	63	0	350	1534	302	معدن قلعي است ودر كوههاء اين جزيره مار باشد بسيار-و بزرگ تا بحدي كه گاو-ميش فروبرد و از جزيرهاء جابه جزيره ايست كه ان را لنگبالوس خوانند و دروي عمارت است و مردم اما جمله برهنه باشند والبته جامه نپوشند وندانند image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0066jpg و جزيرهاي ديگرست كه اكر ادمي را از كشتي صيد كنند1 پاره كنند و-بخورند و درين جزيره كافورباشد و	26	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms054	true	3817326637252123637	232	300	1056	1392	1392	300	معدن قلعي است ودر كوههاه اين جزيره-مار باشد بسيار و بزر- تا بحدي كه كاو ميش فروبرد و-از جزيرهاء جابه جزيره ايست كه ان را لنگبالوس خوانند و دروي عمارت است و مردم اما جمله برهنه باشند والبقه جامه تيوشند وندانند 1ل بي نقطه 41 فصل هشتم درذكر جزيرههاء وجزيره ------------اي ديكرست كه اگر ادمي را از كشتي صيد كنند1 پاره كنند و بخورند و-درين جزيره كافورباشد و-	54	7154182101825371583	282	483.0	226	353	79.88668823242188	47	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms26	false	-2533051881800097918	63	302	350	1534	1534	302	هم از جزيرههاء جابه جزيره ايست كه دروي همه بوزنه باشند و ادمي انجا نتواند رفت مكر بحيلت و دروي نيز كافور باشد كه ان راكافور رباحي خوانند قمار جزيره ايست در حدود نهايت هندوستان يك جانب با چين دارد و دروي در خت عود باشد نيكو كه ان راعود قماري خوانند جزيرها راهي جزيره ايست در بحر-اخضر و دروي حيواني است كه او راكر كدن خوانند و ان جانوري عظيم است از گاوميش بسي بزر كتراست اما از پيل كمترست وهم درين جزيره جنسي بقم است كه بيخ او ترياق است از زهر-افعي و بيشتر زهرها وهم درين جزيره گاوميش بغايت بزرك باشد اما بي دنبال ودرين جزيره نيز جنسي ا-دمي باشد برهنه وخرد چنانكه طول اوچهار بدست بيش نباشد 10 ر و در بيشهها باشند و سخن ايشان فهم نتوان كرد مانند صفيري باشد وموي ايشان كوتاه باشد و اندك و بردرختها باشند و از درخت بدرخت مي-روند بدست چنانكه پاي برانجا ننهند و درين جزيره هاملا حان باشند كه باشنا كردن در اب زورق را دررسند در بحرا-خضر جزيره ايست كه ان را جزيرة العقارب خوانند دروي ادمي نتواند بود بسبب انكه دروي كژدم بسيار باشد و بزرك و از بزر كي جسم اين كژزدم چيزهايي منكر ميكويند تا بحدي كه image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0067jpg گويند جسم او چند جسم اسبي ياشتري باشد سرنديب بعد ازين مواضع كه گفتيم جزيرها سرنديب باشد هم در بحر اخضر و ان جزيره هشتاد فرسنگ باشد در هشتاد فرسنگ و دروي-	26	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms055	true	-43582611886645722	0	234	0	1141	1432	300	هم از جزيرههاء-جابه جزيره-ايست كه دروي همه بوزته باشند و ادمي انجا نتواند رفت مگر بحيلت و دروي نيز كافورب-اشد كه ان راكافور رباحي خوانند قمار جزيره ايست در-حدود نهايت هندوستان يك جانب با چين دارد و دروي در-خت عود باشد نيكو كه ان راعود قماري خوانند چزيرها رامي جزيره ايست در بحر اخضر و دروي حيواني است كه او راكر گدن خوانند و ان جانوري عظيم است از گاوميش بسي بزر كتراست اما از-پيل كمترست وهم درين جزيره جنسي بقم است كه بيخ او ترياق است از-زهر افعي و بيشترز هرها وهم درين جزير- گاوميش بغايت بزر ب-اشد اما بي دنبال ودرين جزيره نيز جنسي ا دمي باشد برهنه وخرد چنانكه طول اوچهار بدست بيش نباشد 10 ر و در بيشهها باشند و سخن ايشان فهم نتوان كرد مانند صفيري باشد وموي ايشان كوتاه باشد و اندك و بردرختها باشند و ازدر خت بدر ختمي روند بدست چنانكه ياي برانجا تنهند و درين جزير مهاملا حان باشند كه باشنا كردن در اب زورق-را -ررس-د در بحر اخضر جزيره ايست كه ان را جزيرة-العقارب خوانند دروي ادمي نتواند بود بسبب انكه دروي كژدم بسيار باشد و بزرگ و از بزرگ-ي جسم اين كژ-دم چيزهايي منكر ميگويند تا بحدي كه ل كنند و هان ناهه كو--------------------------------يند جسم او-چند جسم اسبي ياشتري باشد سرنديب-بعد ازين مواضع كه گفتيم جزيرها سرنديب باشد هم در بحر اخضر و ان جزيره هشتاد فرسنك باشد در هشتاد فرسنگ و دروي	55	7154182101825371583	1090	2029.0	872	1190	91.59664154052734	197	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms27	false	3408658464912734712	0	64	0	290	1471	301	كوهي است كه ادم عليه الشلام بروي بزمين امد و ان كوهي صعب بلندست و كساني كه در كشتي باشند ان كوه را از چند روزه راه ببينند و برين كوه اثر قدم ادم عليه السلام است و ان اثرقدم قريب هفتاد گزست در سنگ خارا گرفته و-برين كوه همواره برق ميجهد والا-1 روشنايي مي-يابد كه با برق ماند و چنين گويند كه ادم	27	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms055	true	-43582611886645722	234	300	1141	1432	1432	300	كوهي است كه ادم عليه السلام بروي بزمين امد و ان كوهي صعب بلندست و كساني كه در كشتي باشند ان كوه را از چند روزه راه بيينند و برين كوه اثر-قدم ادم عليه السلام است و ان اثرقدم قريب هفتاد كزست در سنگ خارا گرفته و برين كوه همواره برق ميجهد والا 1 روشنايي مي يابد كه با برق ماند و چنين كويند كه ادم-	55	7154182101825371583	284	539.0	222	293	96.92832946777344	60	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms27	false	3408658464912734712	64	300	290	1467	1471	301	عليه السلام ازين كوه گامي بگزارد و بموضعي نهاد كه از سرنديب تا ان جاي كشتي بسه روزشود و-برين كوه سرنديب ياقوت باشد سرخ و زرد و-كبود ودر رودهاء او الماس باشد و در جويهاء او بلور ودرخاك او سنباده باشد كه جواهر را بدوسايند ودرين جزيره حيوان مشك است و گردا گرد او مرواريد بر ارند از دريا و در سر نديب كه گفتيم پادشاهي عظيم است و-بكشتي از حدود عراق شراب ارند بجهت اين پادشاه وسر نديب بحقيقت اين است كه شرح داديم اما در در ياست و جزيره است و در-برابري او بر كنار دريا شهري است كه اورا بدين بازمي خوانند وعوام بيشتر سر نديب ان پندارند و-از-حال اين جزيره خبر-ندارند چون از ين جزاير كه شرح داديم گذري 3 بسوي مغرب جزيره اي چند ست ان را جزايرديبجاب- وقمير خوانند هم image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0068jpg مبهم ديده ايم واهل اين جزيره ها ادمي راصيد كنند و بخورند و از حال اين قوم بيش ازين نشنيده ايم چون ازين موضع بكذري در برابري هندوستان جزيره ايست ان را ملي خوانند و-دروي درخت پلپل بسيار باشد وچنين حكايت كنند كه بر هر-خوشهاپل-يل بر كي است كه چون باران بارد ان برگ ان خوشه را بيوشد تا باران بروي نبارد و چون باران باز ايستد ان برگ ازخ---وشه برخيزد وپيوسته اين حال هم چنين باشد و-بعد ازين جزيرههاء زنگبار باشد ودران جزايرهم عجايب بسيار باشد و شنيديم كه در زنگبار 10پ قومي زنگيان اند سييدپوست	27	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms056	true	6153244927202702181	0	243	0	1178	1457	300	عليه السلام ازين كوه كامي بگزارد و بموضعي نهاد كه از سرنديب تا ان جاي كشتي بسه روزشود و برين كوه سرنديب يافوت باشد سرخ و زرد و كبود ودر رودهاء او الماس باشد و در جويهاء او بلور ودرخاك او سنباده باشد كه جواهرر-ا بدوسايند ودرين جزيره حيوان مشك است و گردا گرد او مرواريد بر ارند از دريا و در سر-نديب-كه گفتيمپا-دشاهي عظيم است و بكشتي از حدود عراق شراب ارند بجهت اين پادشاه وسرن-ديب بحقيقت اين است كه شرح داديم اما در در باست و جزيره است و در برابري او بر كنار دريا شهري است كه اورا بدين بازمي خوانند وعوام بيشتر سرن-ديب ان پندارند و از حال اين جزيره خبر ندارند چون از ين جزاير كه شرح داديم كذري 3 بسوي مغرب جزيره-اي چند ست ان را جزايرديبجاب4 وقمير خوانند هم 4 ر ندارم ظ بگذري ل دنبحاب صل شتم درذكر جزيرههاء0 مبهم ديده-ايم-واهل اين جزيره-ها ادمي راصيد كنند و-بخورند و از-حال اين قوم بيش ازين نشنيده ايم چون ازين موضع بكذري در برابري هندوستان چزيره ايست ان را ملي خوانند و دروي درخت پليل بسيار باشد وچنين حكايت كنند كه بر هر خوشها پليل بر-گي است كه چون باران بارد ان برگ ان خوشه را بپوشد تا باران بروي نبارد و چون باران باز ايستد ان بر كي از خوشه برخيزد وپيوسته اين حال هم چنين باشد و بعد ازين جزيرههاء زنحبار باشد ودران جزايرهم عجايب بسيار باشد و شنيديم كه در زاگبار 10پ قومي زنگيان-اند سپيديوست	56	7154182101825371583	1090	2009.0	871	1192	91.44295501708984	205	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms28	false	239403241540878601	1	59	6	279	1485	301	بسياهي نمي زند وموضع ايشان سردسير1 است واما جزيره هاء درياء2 پارس از شهر بصره تاجزيرها خارك ينجاه فرسنگ باشد و اين جزيره يك فرسنگ است دريك فرسنگ و بعد ازان جزيره- لاذست و بعد از ان جزيرها لافت بعد از ان جزير ا-وال و درين جزيره اوال گاه گاه بوقت مد در ياماهيي عظيم از دريا با	28	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms056	true	6153244927202702181	244	300	1188	1457	1457	300	بسياهي نمي-زند وموضع ايشان سردسير1 است واما جزيره هاء درياء- پارس از شهر بصر- تاجزيرها حار2 پنجاه فرسن- باشد و اين جزيرء يك فرسنگ است دريك فرسنگ و بعد ازان جزيرها لاذست و بعد از ان جزيرها لافت بعد از ان جزيره اوال و درين جزيره اوال كاه كاه بوقت مد در-ياماهيي عظيم از دريا با-	56	7154182101825371583	259	476.0	205	275	94.18181610107422	42	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms28	false	239403241540878601	59	301	279	1485	1485	301	مد بهم بخشكي ايد و چون جزر كند ان ماهي بر خشكي بماند و ان سار كه اين چنين اتفاقي افتد اهل اين جزيره رافراخ سال باشد پس جملها مردان اين شهر بصحرا ايند و اين ماهي را پاره ميكنند و مي جوشند و از وي رو-غن مي كيرند جمله -اهل شهر را تمام باشد معارف را بجهت سوختن ورعيت وعامه را بجهت خوردن و اين روغن را در خمهاء چوبين كنند image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0069jpg اين جمله بعضي از احوال جزاير خليج مشرقي است جزيرههاي خليج مغربي در بحر روم كه اورا خليج مغربي خوانند جز-يره هاست بعضي خردو بعضي بزرك- سقليه جزيره ايست در مقابل ولايت افريقيه بنزديكي فرنگ دوازده روزه راه است و قطر اوده فرسنگ باشد اقريطش جزيره-اي ديگرست دور او پانزده روزه راه است سامس جزيرهاي ديگزست وحد او معلوم نيست قبرس جزيره-ايست1 معروف واز سواحل شام كشتي بدو روز بقبرس ايد و-از قبرس بسهر-وز بديگر-سوي بروم-رود ودرين جزيره سه شهرست و كتان قبرسي از انجا ارند كوه قلال2جزيره ايست و در وي كوهي بزرگ و در روز گار قديم خراب بوده است و نامسكون وچون اسلام قوت گرفت قومي از مسلمانان انجا افتادند و-مقام ساختند وساكن شدند و اكنون درروي فرنگ باشد و-پيوسته ميان ايشان و كافران فرنگ حرب باشد مختصري از حال جز-اير شرح داده امد كه اين رسالت بيش ازين احتمال نمي كرد و تمامي ان را امكان نباشد كه شرح توان داد و اسامي اين جزاير در صورت عالم پديد كرده امده است از-انجا-	28	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms057	true	-7430917280963616615	0	250	0	1191	1426	300	مد بهم بخشكي ايد و چون جزر كند ان ماهي بر خشكي بماند و ان سال كه اين چنين اتفاقي افتد اهل اين جزيره رافراخ سال باشد پس جملها مردان اين شهر بصحرا ايند و اين ماهي را پاره ميكنند و مي جوشند و از-وي رو غن مي گيرند جملها اهل شهر-را تمام باشد معارف را بجهت سوختن ورعيت وعاشه را بجهت خوردن و اين روغن را در-خمهاء چوبين كنند ال سودسردت 2ل ديار جهان نامه ا---------------------ين جمله بعضي از احوال جزاير خليج مشرقي است جزيرههاي خليج هغربي در بحر روم كه اورا خليج مغربي خوانند جز يرهه-است بعضي خردو بعضي بزركي سقليه جزيرءا-يست در مقابل ولايت افريقيه بنزديكي فرن- دوازده روزه راهاس-ت و قطر اوده فرسنگ باشد اقريطش جزيره اي ديكرست دور او پانزده روزه راء است سامس جزيرهاي ديكرست وحذ او معلوم نيست قبرس جزيره ايستا معروف واز سواحل شام كشتي بدو روز بقبرس ايد و از قبرس بسه روز بديكر سوي بروم رود ودرين جزيره سه شهرست و كتان قبرسي از انجا ارند كوه قلال2جزيرء ايست و در وي كوهي بزرك و در روز كار قديم خراب بوده است و نامسكون وچون اسلام قوت كرفت قومي از مسلمانان انجا افتادند و مقام ساختند وساكن شدند و اكنون درروي فرنگ باشد و پيوسته ميان ايشان و كافران فرنگ -رب باشد مختصري از حال جز اير شرح داده امد كه اين رسالت بيش ازين احتمال نمي كرد و-تمامي ان را امكان نباشد كه شرح توان داد و اسامي اين جزاير در صورت عالم پديد كرده امده است از انجا	57	7154182101825371583	1124	2094.5	894	1221	92.05569458007812	217	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms29	false	6804363015600035654	6	46	64	250	1500	302	در ذكر جيحونها كفته امده است كه جوي بزر كرا رودخوانند وعوام رود بزرگ راجيحون خوانند اما جيحون در لغت عرب نام او1 رود بزرك است كه بر ترمذ گذرد و بخوارزم ايد و از-انجا ببحيرها جند رود و از	29	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms057	true	-7430917280963616615	259	300	1244	1426	1426	300	در ذكر جيحوتها گفته امده است كه جوي بزر كرا رودخوانند وعوام رود بزر- راجيحون خوانند اما جيحون در لغت عرب نام اوا رود بزرگ است كه بر ترمذ گذرد و بخوارزم ايد و از انجا ببحيره ---د رود و از-	57	7154182101825371583	176	326.0	138	187	94.11764526367188	34	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms29	false	6804363015600035654	46	302	250	1500	1500	302	جيحونهايي كه در عالم است هيچ بزر-كتر از نيل مصر نيست نيل مصر-منبع ليل مصر از كومهاء عظيم است از خط استوا كذشته درسوي جنوب و ان كوهها را جبار القمر خوانند و از جبال قمر رودهاء بسيار بيرون ايد و در اقليم اول جمله بهم رسند و جمع شوند ومانند بحيره-اي 11ر شود اما او را بحيره نخوانند بطيحه خوانند قطر او قريب چهل فرسنگ باشد انگاء ازين بطيحه رودي بزر ك بيرون ايد بجانب شمال و ان نيل مصرست اول بر بيابانها كذرد ميان زمين مغرب و-زنگبار و-چون از حدود زنگبار بكذرد بر بيابانهاو عمارتهاء ولايت نو به كذرد2 پس بزمين مصر-رسد وچون برجملها نواحي مصربگذو-د بدر-ياء روم ريزد و انجا كه به درياء روم رسد بحيره اي پديد3 مقدار دو روزه راه دردوروزه و درين بحيره جزيرمها باشد چون تنيس و دمياط و غير ان و image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0071jpg------------------------------------------------------------------------------------------------------- اين بحيره ببحر روم متصل باشد واورا بحيره مفرد ازان خوانند كه وقت باشد كه اب او خوش باشد و بتوان خورد بسبب عذوبت1 نيل مصر بتابستان كه اب دريا برو غلبه گيرد وبدين شهرها كه درين جزيرههاست كشتي2 و زورق روند و از ساحل بحيره تا شهر تنيس دو فر سنگ باشد ود-مياطي ازين جزيرها دمياط ارند و نيل مصر از دجله و فرات كه جمع شوند از هردو زيادت باشد و اب او از همه جيحونها خوشتر باشد و گويند كه هيچ رود بزرگ ازج-نوب بجانب شمال نرودا-لانيل مصر ودر نيل مصر تمساح وسقنقور و ر-عاده باشد اما تمساح نهنگ باشد و عوام ماهي بزرك عظيم را نهنگ كويند و در اصل-	29	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms058	true	874002163581971145	0	289	0	1349	1395	300	جيحونهايي كه در-عالم است هيچ بزر كتر از نيل مص ----ت نيل مصر منبع نيل مصر از كوههاء عظيم است از خط استوا گذشته درسوي جنوب و ان كوهها را جبال القمر خوانند و از جبال قمر رودهاء بسيار بيرون ايد و در اقليم اءل جمله بهم رسند و جمع شوند ومانند بحيره اي 11ر شود اما او را بحيره نخوايند بطيحه خوانند قطر-او قريب چهل فرسن- باشد انكاه ازين بطيحه رودي بزر ك بيرون ايد بجانب شمال و ان بيل مصرست اول بر بيابانها كذرد ميان زمين مغرب و زنگبار و چون از حدود زنگبار بگذرد بر-بيابانهاو عمارتهاه ولايت نو-به كذرد2 پس بزمين مصر رسد وچون برجملها نواحي مصر بكذرد بدر ياء روم ريزد و انجا كه به درياه روم رسد بحيره-اي پديد3 مقدار دو روزه راه دردوروزه و درين بحيره جزيرهها باشد چون تنيس و دمياط و غير ان و 1ظ نام ان عبارت محرف مي نمايد ل 2 ميان زمين مغرب و زنگبار وان يا تكراركاتب است از عبارت ماقبل ياچنين بوده است ميان زمين مغرب وتوبه 3_ ظ پديدايد هان ناهه اين بحيره ببحر روم متصل باشد واورا بحيره مفرد ازان خوانند كه وقت باشد كه اب او خوش باشد و-بتوان خورد بسبب عذوبت انيل مصر بتابستان كه اب دريا برو غلبه گيرد وبدين شهرها كه درين جزيرههاست كشتي- و زورق روند و از ساحل بحيره تا شهر تنيس دو-فر-سنگ باشد و دمياطي ازين جزيرها دمياط ارند و-نيل مصر از دجله و فرات كه جمع شوند از هردو زيادت باشد و اب او از همه جيحونها خوشتر باشد و گويند كه هيچ رود بزرگ از جنوب بجانب شمال نرودا لانيل مصر ودر نيل مصر تمساح وسقنقور و ر عاده باشد اما تمساح نهن- باشد و عوام ماهي بزرگ عظيم را تهن گو-يند و در اصل	58	7154182101825371583	1157	2132.5	916	1366	84.6998519897461	225	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms30	false	-102486164992631513	11	292	49	1335	1379	301	نيل مصر باشد و او دست و پاي دارد و سروتن وي در از بود و سر او چند يك نيمه از تن او باشد بدرازي و اورا دندانهاء بزرك است كه هر حيوان را كه بگيرد بدندان دران اب كشد و هلاك كند و وقت باشد كه برخشكي ايد اما بر خشكي ضعيف باشد و هيچ حيوان را گزند نتواند كرد و يوست او مثل سفن3 باشد اما درشت-تر و-دندانهاء او عظيم تر و در نيل مصر جايگاههاست كه تمساح بدان موضع هيچ كس را كزند نكند و او را كمتر بينند چون فسطاط و بوصير وغير ان و-اما سقنقور جنسي ماهي است اما اورا دودست و دو-پاي است و خاصيت او در معالجت باه معروف است و در داروهاء بزر--ك افتدچون image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0072jpg-------------------------------- مثرود يطوس و ترياق فاروق1 وامثال ان وسقنقور در هيچ اب نباشد مگر درنيل مصر و اما ر-عاده جنسي ماهي است كه او را چون در دست گيري دست مي لرزد تا از دست بيفتد والبته نگاه نتوان داشت تا مادام كه زنده است اماچون بميرد بتوان خورد و همچون ديگر ماهيان بود وهيچ تفاوت نباشد وزيان ندارد و شنيدم كه هم در نيل مصر حيواني است كه اورا اسب ابي مي-خوانند حيواني عظيم بزرگ است و نزديك است بپيل اما بشكل باخوكماند بهمه اندامها و بهيچ با اسب نماند مگر باواز كه بانگ او ببانگ اسب ماند و از ين سبب اورا اسب ا-بي مي-خوانند و او كشتي را دوست مي دارد و باك-شتي بازي مي كند و اورا مي گ-يرد و مي كرداند چنانكه وقت هست كه غرقه مي كند و ملا حان اورا ميدانند و سر كه بجهت او مي-اندازند تا-بگريزد و كشتي را بگذارد از بوي سركه دجلها بغداد بعد 11پ	30	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms059	true	-4176863019360838609	1	300	3	1323	1323	300	نيل مصر باشد و-او دست و پاي دارد و-سروتن وي در ازب-ود و سر-او چند يك نيمه از-تن او باشد بدرازي و اورا دندانهاء بزري است كه هر حيوان را كه بگيرد بدندان دران اب كشد و هلاك كند و وقت باشد كه برخشكي ايد اما بر خشكي ضعيف باشد و هيچ حيوان را كزند نتواند كرد و پوست او مثل سفن3 باشد اما درشت تر و دندانهاء او عظيم تر و در نيل مصر جايگاههاست كه تمساح بدان موضع هيچ كس را گزند نكند و او را كمتر بينند چون فسطاط و بوصير وغير ان و اما سقنقور جنسي ماهي است اما اورا دودست و دو پاي است و خاصيت او در-معالجت باه معروف است و-در داروهاء بزر كك افتدچون ل عذابت ظ باكشتي سفر و شايد سنور كه لوعي ماهي درشت خار باشد صل نهم درذ كر جيحونها مثرود-يطوس و ترياق فاروق1 وامثال ان وسقنقور در هيچ اب نباشد مگر درنيل مصر و اما ر عاده جنسي ماهي است كه او را چون در دست كيري دست مي لرزد تا از دست بيفتد والبته نگاه لتوان داشت تا مادام كه زنده است اماچون بميرد بتوان خورد و همچون ديكر ماهيان بود وهيچ تفاوت تباشد وزيان ندارد و شنيدم كه هم در نيل مصر حيواني است كه اورا اسب ابي مي خوانند حيواني عظيم بزر- است و نزديك است بپيل اما بشكل باخوكماند بهمه اندامها و بهيچ با اسب نماند مگر باواز كه بانگ او ببانگ اسب ماند واز--ين سبب اورا اسب ا بي مي خوايند و او كشتي را دوست مي دارد و با كشتي بازي مي كند و اورا ميي كيرد و مي گرداند چنانكه وقت هست كه غرفه مي كند و ملا حان اورا ميدانند و سر كه بجهت او مي اندازند تا بگريزد و كشتي را بگذارد از بوي سركه دجلها بغداد بعد 11پ-	59	7154182101825371583	1208	2250.0	941	1332	90.69068908691406	254	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms31	false	-7265258645713143528	0	282	0	1404	1531	302	جيحون خوارزم باشد و منبع دجله از زبر شهر امد2 باشد و بر شرقي شهرهاء جزيره بگذرد و اين بلاد جزيره شهر هايي را كويند كه ميان دجله وفرات باشد وهمچنين مي ايد تا بغداد و در ميان شهر بغداد شاخي از فرات بدو پيوندد ان را نهرعيسي خوايند و دجله مي رود تا بيحرع-مان وپ-ارس ريزد بنزديكي ابله وعبادان image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0073jpg فرات ابي بزرگ -است اما از دجله كمتر باشد و ابتداء او از كوههاعروم خيزد و بميان ثغورشام بگذرد و همچنين بر غربي شهرهاء جزيره كه گفتيم بكذرد و بعد ازان يك شاخ از و درميان شهر بغداد بدجله ايد كه شرح داديم و باقي فرات بسواد كوفه رود و انچه از انجا فاضل ايد ببطايح شود ظاب در حد وديارس جيحوني است كه ان را نهر طاب خوانند منبع او از كوههاء سپاهان باشد و بميان ولايت يارس و ولايت خوزستان بگذرد انگاه بدرياء پارس و عمان ريزد در برابري عبادان بنزديكي دز مهدي1 و از خوزستان از نزديكي الشتر2 جيحوني ديگر بيايد و-بنزديكي عسكر براهواز كذرد و بنزديكي دزمهدي بدين جيحون پيوندد وهر دو ببحر پارس شوند و ابهاء خوزستان وپ-ارس چون بدريا نزديك شوند و بهم پيوندند مانند در يايي باشند جيحون خوارزم پيش ازين كفته امده است كه در-لغت عرب جيحون نام اين اب است خاص اما عوام بيشتر ابهاء بزرگ را جيحون خوانند منبع اين جيحون از بلاد وخان باشد از كوههاء تبت وبر حدود بدخشان بگذرد پس بحدود ختلان و وخش پنج اب ديگر بزر-گ بدو پيوندد و ان موضع را پنج اب-خوانند و از سوي قباديان همچنين ابها بدو پيوندد و بحدود بلخ بكذرد و بترمذ ايد انگاه بكالف انگاه بزم انگاء بامو تا بخوارزم رسد انگاه ببحيرها جند و خوارزم ريزد	31	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms060	true	5883835980294751871	9	289	45	1416	1458	300	جيحون خوارزم باشد و منبع دجله ازز بر-شهر امد- باشد و بر شرقي شهرهاه جزيره بكذرد و-اين بلاد جزيره شهر-هايي را گويند كه ميان دجله وفرات باشد وهمچنين مي ايد تا بغداد و در ميان شهر بغداد شاخي از فرات بدو پيوندد ان را نهرعي-ي خواتند و دجله مي رود تا ببحر عمان و پارس ريزد بنزديكي ابله وعبادان 1ر فادوق ل امده ان ناهه ف--------------------------رات ابي بزر ك است اما از دجله كمتر باشد و ابتداء او از كوههاءروم خيزد و بميان ثغورشام بكذرد و همچنين بر-غربي شهرهاء جزيره كه گفتيم بگذرد و بعد ازان يك شاح از-و درميان شهر بغداد بدجله ايد-كه شرح داديم و باقي فرات بسواد كوفه رود و انچه از-انجا فاضل ايد ببطايح شود طابدرحدود پ--ارس جيحوني است كه ان را-نهر طاب خوانند منبع او از كوههاه سپاهان باشد و بميان ولايت پارس و ولايت خوزستان بكذرد انكاه بدرياه پارس و عمان ريزد در برابري عشادان بنزديكي دز مهدي1 و از خوزستان از نزديكي الشتر2 جيحوني ديكر بيايد و بنزديكي عسكر براهواز گذرد و بنزديكي دزمهدي بدين جيحون پيوندد وهر دو بيحر پارس شوند و ابهاء خوزستان و پارس چون بدريا نزديك شوند و بهم پيوندند مانند در-يايي باشند جيحون خوارزم-پيش ازين كفته امده است كه در لغت عرب جيحون نام اين اب است خاص اما عوام بيشتر ابهاء بزرك را -يحون خوانند منبع اين جيحون از بلاد وخان باشد از كوههاء تبت و برحدود بدخشان بكذرد پس بحدود ختلان و وخش پنج اب ديگر بزركه بدو پيوندد و ان موضع را پنج اب خوانند و از سوي قباديان همچنين ابها بدو پيوندد و بحدو دبلخ بكذرد و بترمذ ايد انگاه بكالف انگاه بزم انگاه بامو تا بخوارزم رسد انگاه ببحيرها جند و خوارزم ريزد	60	7154182101825371583	1297	2423.5	1034	1412	91.85552215576172	229	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms32	false	1399988810119167490	0	281	0	1301	1403	301	از زم تا اموچهارمن-زل واز امو تا خوارزم دوازده متزل و از خوارزم تا بحيرها جند شش منزل و از جيحون جويي بزر ك بجانب شهر كات رود كه ان جوي را كاو خواره خوانند وپيش ازان كه اين جوي برخيزد بيك منزل موضعي خطر ناك باشد كشتي را بسبب اتكه جيحون بميان دو كوه بيرون شود و ان موضع تنگ است اب بقوت مي رود و از بالايي بزير مي ايد چون كشتي انجا رسد اگر احتياط نكنند ممكن بود كه غرقه شود يا بشكند و اين جيحون 1ظاهراو بفسرد ويخ بندد و ابتداء يخ بستن و فسردن ازجانب جندباشد وبتدريج ببالا برمي ايد تا انجا كه 2 رسد جيحون چاچ در كتابها اين جيحون را نهر شاش نويسند يعني جوي چاچ منبع او از جانب تر-كستان باشد از نزديكي چگل و بحدود اوز گند3 ايد و جوي ايلاق بدو-پيوندد و بحدود اخسيكت ايد پس بخجند پس بحدودتاراب4 يس بقبايل ترك و تر كمان بر گذرد انگاه ببحيرها جند ريزد اتلاين لفظ اتل هم نام شهر خزر است كه اين جيحون در ميان او بدريا مير-يزد و هم نام ان جيحون است منبع او از نزديكي 12 ر خرخيز باشد و درم-يان كيماك و قبايل تر كمان بگذرد پس بربلغار كذرد پس برحدود روس پس بر برطاس همچنين مي-رود تا بيحيرها ا بسكون ريزد در ميان شهر خزر كه ان را نيز انل خوانند image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0075jpg-- و خمليخ نيز خوانند و اين جيحون چون بدريا رسد قريب ده فرسنگ اب را-خوش گرداند از قوت او و رنگ اورا از رنگ اب بحيره باز توان دان-ت و بزم-تان ان موضع يخ بندد بسبب عذوبت اب و گويند كه اثل از جيحون خوارزم بزر گتر باشد دراصل و از و هفتاد	32	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms061	true	-385154951292171457	16	300	74	1368	1368	300	از زم تا اموچهار منزل واز امو تا خوارزم دوازده منزل و از خوارزم تا بحيرها جند شش منزل و از جيحون جويي بزر-- بجانب شهر كات رود كه ان جوي را گاو خواره خوانند وپيش ازان كه اين جوي برخيزد بيك منزل موضعي خطر ناك باشد كشتي را بسبب انكه جيحون بميان دو كوه بيرون شود و ان موضع تنگ است اب بقوت مي رود و از بالايي بزير-مي ايد چون كشتي انجا رسد اگر احتياط نكنند ممكن بود كه غرقه شود يا-بشكند و اين جيحون اظاهراو بفسرد ويخ بندد و ابتداء بخ بستن و فسردن ازجانب جندباشد وبتدريج ببالا برمي ايد تا انجا كه --رسد جيحون چاچ-در كتابها اين جيحون را نهر شاش نويسند يعني جوي چاچ منبع او ازج-انب تر كستان باشد از نزديكي چگل و بحدود اوز كند3 ايد و-جوي ايلاق بدو پيوندد و بحدود اخسيكت ايد پس بخجند پس بحدودتاراب4 پس بقبايل ترك و تركم-ان بر گذرد انگاه ببحيره -جند ريزد اتلاين لفظ اتل هم نام شهر خزر است كه اين جيحون در ميان او بدريا مي ريزد و-هم نام ان جيحون است منبع او از نزديكي 12-ر خرخيز باشد و در ميان كيماك و قبايل تر كمان بگذرد پس بربلغار كذرد پس برحدود روس پس بر برطاس همچنين مي رود تا ببحيرها ا-بسكون ريزد در ميان شهر خزر كه ان را نيز اتل خوانند چ3 بزمستان ظ تا انجايكه 3ل اوز كند 4ل باراب هان ناه و خمليخ نيز خوانند و اين جيحون چون بدريا رسد قريب ده فرسن- اب را خوش كرداند از-قوت او و رنگ اورا از رنگ اب بحيره باز توان دانست و بزمستان ان موضع يخ بندد بسبب عذوبت اب و كويند كه اثل از جيحون خوارزم بزر گتر باشد دراصل و از-و هفتاد-	61	7154182101825371583	1215	2259.0	951	1312	92.60670471191406	240	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms33	false	528629633358087098	0	283	0	1400	1487	301	كه ان را نهر مهران خوانند و او بيزر گي نزديك باشد بنيل مصر و دروي نيز كويند تمساح باشد چنانكه درنيل و-اين جيحون را نيز دسيس خوانند و او از ظهر كو ههايي خيزد كه بعضي از شاخهاء جيحون خوارزم از انجا ايد پس همچنين مي ايد تا بدرياء سند و-مكران ريزد برجانب مشرق از شهر ديبل و سند رود از سه منزلي مولتان در مهران ريزد عنگ جيحوني بزرك است در هندوستان كه از بعضي كوههاء تبت ايد و بر بعضي شهرهاه هندوستان گذرد و بنزديك گنگ كه شهري بزر گ است بگذرد و بدرياء هند ريزد كر--جيحوني است در حدود اذرباد گان برسه فرسنگي شهر بردعه كه ان را كر-خوانند منبع او از ناحيت الان است از كوعها و-بميان تفليس وار ان بكذرد وبجيحون رس پيوندد كه بعد ازين اوييم رس--هم در حدود اذرباد گان جيحوني است كه ان رارس خوانند منبع او از حدود ارمنيه باشد وبنزديكي ورثان بگذرد و بحدود شروان ايد پس جيحون كر بدوييونده انگاه ببحيرها image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0076jpg ابسكون ريزد ابيض باذرباد گان جيحوني دكرست كه ان را نهر ابيض خوانند و بپارسي سپيدر ود گويند و او از كوههاء-ارمنيه و اذرباد گان خيزد وميان اردبيل وزنگان بگذرد و ببحيرها ا-بسكون ريزد واو- از ديگر جيحونها كم بود هيرمند رودي معروف است از حدود كوههاء غور و غرجستان خيزد پس برزمين داور بگذرد پس بر بست يس بولايت سيستان رود و ببحيره- زره ريزد تاجه در ولايت اندلس كه در حد مغرب است بنزديكي شهري كه ان را طليطله خوانند جيحوني بزر گ است و ان جيحون را تاجه گويند و ببزر كي همچند دجلها بغداد باشد جيحانازحد روم رودي بيرون ايد وميان مرعش و مصيصه1 بگذرد ان را جيحان خوانند و بدرياء شام ريزد	33	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms062	true	3267657167531507624	21	300	106	1470	1470	300	كه ان را نهر مهران خوانند و-او ببزر-گي نزديك باشد بنيل مص- و دروي نيز گويند تمساح باشد چنانكه درنيل و اين جيحون را نيز دسيس خوانند و اواز--ظهر كو-ههايي خيزد كه بعضي از شاخهاء جيحون خوارزم از انجا ايد يس همچنين مي ايد تا بدرياء سند و مكران ريزد برجانب مشرق از شهر دييل و سند رود از سه منزلي مولتان در مهران ريزد --گنجيحوني بزر- است در هندوستان كه از بعضي كوههاء-تبت ايد و بر بعضي شهرهاء هندوستان گذرد و بنزديك كنگ كه شهري بزر ك است بگذرد و بدرياء هند ريزد گر_ جيحوني است در-حدودا ذرباد كان برسه فرسنگي شهر بردعه كه ان را كر خوانند منبع او از ناحيت الان است از كوهها و بميان تفليس وار ان بكذرد وبجيحون رس پيوندد كه بعد ازين -وييم رس_ هم در-حدود اذرباد گان جيحوني است كه ان رارس خواتتد منبع او از حدود ارمنيه باشد وبتزديكي ورثان بكذرد و بحدود شروان ايد يس جيحون كر بدوپيوندد انگاه ببحيره صل نهم درذ كرجيه حونها ابسكون ر----------------------------يزد ابيض-باذرباد-گان جيحوني دكرست كه ان را نهر ابيض خوانند و بيارسي سپيدرو د كويند و او-از كوههاء ارمنيه و اذرباد گان خيزد وميان اردبيل وزنگان بگذرد و ببحيرها ا بسكون ريزد و او از ديگر جيحوتها كم بود هيرهند رودي معروف است از حدود كوههاه غور و غرجستان خيزد پس برزمين داور بگذرد پس بر يست پس بولايت سيستان رود و بيحيرها زره ريزد تاجه-در ولايت اندلس كه در حد مغرب است بنزديكي شهري كه ان را طليطله خوانند جيحوني بزرك--است و ان جيحون را تاجه گويند و ببزر كي همچند دجلها بغداد باشد جيحانازحد روم رودي بيرون ايد وميان مرعش و مصيصه1 بگذرد ان را جيحان خوانتد و بدرياء شام ريزد-	62	7154182101825371583	1285	2383.5	1024	1412	91.00566864013672	230	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms34	false	-3727506988184309158	0	280	0	1336	1441	301	شام وبنزديكي شهر طرطوس بدرياء شام وروم ريزد ان راسيحان خوانند زابان دو رود از كوههاء ارمنيه و اذرباد گان بيرون ايد و در دجلها 12 پ بغداد شود هردو را زابان خوانند وزاب مهين با جانب بغداد دارد و اكر-هر دو اب را جمع كني چند يك نيمها دجله باشد خابور رودي است در حدود شهرهاء جزيرء كه ميان دجله image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0077jpg وفرات باشد سنبع او از راس المين باشد واين شهري است لكه از كوههاء او قريب سيصد چشمه بيرون ايد و چون جمع شوند ان وا-نهر خابورخوانند و-بنز-ديكي شهر قرقيسيا در-رود فرات ريزد دجيل از دجلها بغداد رودي برخيزد و سواد سامره را اب دهد و همچنين بعضي از سواد بغدادرا2 و تا بنز ديكي بغداد بيايد ان را دجيل خوانند بر تصغير دجله و ان رووي خرد باشد و از شرح مستغني زند رود2و ب-عضي زرن رود گويند از كوههاء سپاهان خيزد و بعضي روستاها را اب دهد پس بنزد يكي ديهي كه ان را رويدشت خوانند بريك فروشود پس بحدود كرمان برروي زمين ايد و بعضي از ولايت كرمان را اب دهد پس ببحر-مشرقي ريزد و از انجا كه بريگ فرو شود تا انچا كه باز برروي زمين ايد شست فرسن-گ باشد و اين معني بزيادت و نقصان اب دانسته اند كه اگر اينجا اب كم شود انجا نيز كم شود و اگرزيادت شود زيادت شود و كويند چشمها دامغان- با پنج رود كه درساري است همچنين باشد بط--ايح اين ازجنس رودنيست ا-بي ايستاده است و ان ابي است كه از رود فرات از كشتها و زراعتها زيادت ايد بهر موضعي جمع ميشود ان را بطايح خوانند اول بحدود كوفه جمع شود ان را بطايح كوفه خوانند وبعد ازان بحدود بصره و ان را	34	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms063	true	-9003388681983214648	17	300	88	1398	1398	300	شام وبنزديكي شهر طرطوس بدرياء شام وروم ريزد ان راسيحان خوانند زابان دو رود از كوههاء ارمنيه و اذرباد گان بيرون ايد و در دجله- 12 چ بغداد شود هردو را زابان خواتند وزاب مهين با جانب بغداد دارد و اكر هر دو اب را جمع كني چند يك نيمها دجله باشد خابور رودي است درح-دود شهرهاء جزيره كه ميان دجله ل مسيصيه 2ل ديگرست ك اا ال ان ناهه--------------- وفرات باشد منبع او از راس العين باشد واين شهري است -كه از كوههاء او قريب سيصد چشمه بيرون ايد و چون جمع شوند ان را نهر خابورخوانند و بنز ديكي شهرقر قيسيا در رود فرات ريزد دجيل-از دجله- بغداد رودي برخيزد و سواد سامره را اب دهد و همچنين بعضي از سوادي-غدادرا2 و-تا بنزد-يكي بغداد بيايد ان را دجيل شوانند بر-تصغير دجله و-ان رودي خرد باشد و از-شرح -----ي زند رودك و بعضي زرن رود كويند از كوههاء سپاهان خيزد و بعضي روستاها را اب دهد پس بنزد-يكي ديهي كه ان را رويدشت خواتند بريگ فروشود پس بحدود كرمان برروي زمين ايد و بعضي از ولايت كرمان را اب دهد پس بيحر مشرقي ريزد و از انجا كه بري- فرو شود تا انجا كه باز برروي زمين ايد شست فرسنكي باشد و اين معني بزيادت و نقصان اب دانسته اند كه اگر-اينجا اب كم شود انجا تيز كم شود و اكرزيادت شود زيادت شود و كويند چشمه- دامغان4 با ينج رود كه درساري است همچنين باشد ل بطايح اين ازجنس رودنيست ا بي ايستاده است و ان ابي است كه از-رود فرات از كشتها و-زراعتها زيادت ايد بهر موضعي جمع ميشود ان را بطايح خوانند اءل بحدود كوفه جمع شود ان را بطايح كوفه خوانند وبعد ازان بحدود بصره و ان را-	63	7154182101825371583	1234	2267.0	971	1348	91.54302978515625	230	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms35	false	4984155217848981940	8	266	73	1294	1467	302	انچه از حال جيحونها ورودهاء بزر گ معلوم كشت ياد كرده امد اما ديكر رودها چون جوي بصره و جوي سغد سمرقند و جوي نهروان وجوي گاو-خواره بخوارزم ورود مرو وغير ان كه ما ياد نكرديم سبب ان بود كه اين جويها بنسبت با ان رودها خرد باشد فصل دهم در ذكر كوهمها معلوم است كه كوهها را نهايت نيست از بسياري و پيوستن يكي بديگري و -رح ان بتمامت تعذري دارد از ان جمله انچه معروف تراست ياد كرده ايد جبل القمردو ح--دود خط استوا وراي زمين مغرب و زنگبار كوههاء عظيم است و بسيار كه ان را كوه ماه خوانند و از وي رودهاء بسيار بيرون مي ايد كه از مجموع ان نيل مصر باشد چنانكه پيش ازين گفته امده است و در اقليم اول كوهي بزرگ است كه ان را جبل الاسود خوانند جبل اطلس در حدود مغرب دو كوه عظيم است كه عردورا اطلس خوانند يكي را اطلس كبير ويكي را 13 ر اطلس صغير جبل قبقاين لفظ در كتب همچنين مبهم ديده-ايم و اين ان كوه راخوانند كه باب الابواب بروست يعني دربند خزر و اين كوهي بزرك است و طولاني ومي كشد تاناحيت شام واز انجا نيز image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0079jpg بگذرد و مي-رود تا بحر قلزم چنانكه بعدا-زين كوييم و برين كوه در حدود در بند خزر موضعي است كه ان را دنب 1 خوانند جايگاه ديدبان باشد بروي اتش افروزند تا مسلمانان خويشتن از كافران نگاه داوند نكام وبهرا وتنوخ ولبنان اين همه يك كوه است و بهر موضع نامي ديگردارد و اصل او ان كوه است كه پيش ازين ياد	35	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms064	true	-7109717317911396351	44	300	206	1382	1382	300	انچه از-حال جيحونها ورودهاء بزر-- معلوم گشت ياد كرده امد اقا ديكر رودها چون جوي بصره و جوي سغد سمرقند و جوي نهروان وجوي كاو خواره بخوارزم ورود مرو وغير ان كه ما ياد نكرديم سبب ان بود كه اين جويها بنسبت با ان رودها خرد باشد فصل دهم در ذكر كوه-ها معلوم است كه كوهها را تهايت نيست از بسياري و پيوستن يكي بديكري و شرح ان بتمامت تعدري دارد از ان جمله انچه معروف تراست ياد كرده ايد جبل القمر_ در حدود خط استوا وراي زمين مغرب و زنكبار كوههاء عظيم است وبس-يار كه ان را كوه-ماه خوانند واز--وي رودهاء بسيار بيرون مي ايد كه از مجموع ان نيل مصر باشد چنانكه پيش ازين گفته امده است و در اقليم اءل كوهي بزرگ است كه ان را جبل الاسود خواشد ج-بل اطلس در حدود مغرب دو كوه عظيم است كه هردورا اطلس خواتند يكي را اطلس كبير ويكي را 13 ر اطلس صغين جبل قبقاين لفظ در كثب همچنين مبهم ديده ايم و اين ان كوه راخوانند كه باب الابواب بروست يعني دربند خزر و اين كوهي بزر- است و طولاني ومي كشد تاناحيت شام واز انجا نيز هان نايه بك-----------------------------------------ذرد و مي رود تا بحر قلزم چنانكه بعد ازين كوييم و برين كوه در حدود در بند خزر موضعي است كه ان را دنب 1 خوانند جايگاه ديدبان باشد بروي اتش افروزند تا مسلمانان خويشتن از كافران نگاه دارند تكام وبهرا وتنوخ ولبنان اين همه يك كوه است و بهر موضع نامي ديگردارد و اصل او ان كوه است كه پيش ازين ياد-	64	7154182101825371583	1131	2169.0	885	1228	92.1009750366211	224	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms35	false	4984155217848981940	266	302	1294	1467	1467	302	كرده امد يعني جبل قبق كه از در بند خزرمي ايد و شاخي ديگر ازحد- روم بيرون ايد و-بدين كوه پيوندد بنزديكي ملطيه و شمشاط وقاليقلا يس همچنين مي ايند بهم تا بميان ثغورشام و-جزيره چون-	35	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms065	true	-6492947471124825123	0	38	0	176	1479	300	كرده امد يعني جبل قبق كه از در-بند خزرمي ايد و شاخي ديگر از حذ روم بيرون ايد و بدين كوه پيوندد بنزديكي ملطيه و شمشاط وقاليقلا پس همچنين مي ايند بهم تا بميان ثغورشام و جزيره چون	65	7154182101825371583	169	313.0	135	177	95.480224609375	35	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms36	false	7044352665883460843	0	251	0	1264	1497	301	انجا رسند بحدود انطا-كيه و مصيصه 2 او را لكام خوانند چون از لاذقيه بگذود اورا بهرا خوانند وبعد از ان تا بحمص تنوخ خوانند پس بعداز-ان اورا لبنان خواتند ولبنان را جبل ابراهيم گويند و اين كوه همچنين برحدود شام بگذرد تا بحرق-لزم حارث كوهي بزرگ- است بنزديكي شهر دبيل كه او را حارث خوانند عظيم بلند كوهي باشد چنانكه بر سراو كم كسي رسد از بلندي او و در زير او كوهي ديگرست خرد تراز و ان را حويرث خوانند بر تصغير حارث سبلان كوهي عظيم است بنزديكي شهر اردبيل ان راسبلان خوانند وتا اران 3 بكشد كوهي بزرك باشد وب-لند گويند كه بلندتر-ازد نباوند باشد image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0080jpg-------------------------------------------- بوقبيس كوهي است مشرف برخانها كعبه يعني مكه از جانب مشرق او وصفا بروي باشد و قعيقعان بر جانب مغرب مكه است ومروه بروي باشد و-هر كه برمر-وه بايستد بر-ابرر كن عراقي باشد حراهم كوهي است بمكه برجانب شمال مغرب واين كوهي معروف است واورا جبل محمد خوانند عليه السلام مناكوهي است برراء عرفات ثبير كومي است كه او را ازمنا و مزدلفه بتوان ديد بنزد-يكي راهي كه از خراسان رود رضويبنزد يكي حجفه است و حجفه دبهي باشد هم در حد و د مكه اح-د كوهي معروف است بنزد-يكي مدينها رسول عليه السلام بدو فرسنگي مدينه برجانب شمال از مدينه طورسينا كوهي است برجانب مشرق از شهر قلزم و از طرف دريا كه ان موضع را از بحرلسان البحر-خوانند واين كوه طورسينا را جبل موسي خوانند واز حدود شام باشد و-هم در حدود شام كوهي ديگرست كه ان را	36	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms065	true	-6492947471124825123	38	300	176	1479	1479	300	انجا رسند بحدود انطا كيه و مصيصه-2 او را لكام خوانند چون از لاذقيه بگذرد اورا بهرا خوانند وبعد از-ان تا بحمص تنوخ خوانند پس بعداز ان اورا لبنان خوانند ولبنان را جبل ابراهيم كويند و اين كوه همچنين برحدود شام بگذرد تا بحر قلزم حارث-كوهي بزرگي است بنزديكي شهر دبيل كه او را حارث خوانند عظيم بلند كوهي باشد چنانكه برسر او كم كسي رسد از بلندي او و در زير او كوهي ديگرست خرد-تراز-و ان را حويرث خوانند بر-تصغير حارث سبلان كوهي عظيم است بنزديكي شهرار دبيل ان راسبلان خوانند وتا اران-3 بكشد كوهي بزرگ باشد و بلند گويند كه بلندقر ازد-نباوند باشد ر بي نقطه تصحيح ازج ترجمها مسالك وممالك ص157 ذءب ل مصيصيه راكران ظ الران فصل دهم در ذتر كوهها بوقبيس-كوهي است مشرف برخانها كعبه يعني مكه از جانب مشرق او وصفا بروي باشد و قعيقعان بر جانب مغرب مكه است ومروه بروي باشد و هر كه بر مروه بايستد بر ابرر كن عراقي باشد حراهم كوهي است بمكه برجاتب شمال مغرب واين كوهي معروف است واورا جبل محمد خواتند عليه السلام هناكوهي است برراء عرفات تبير-كوهي است كه او را ازمنا و مزدلفه بتوان ديد بنز ديكي راهي كه از خراسان رود رضويبنز ديكي حجفه است و حجفه ديهي باشد-هم درحدو دم---كه احلب كوهي معروف است بنز ديكي مدينها رسول عليه السلام بدو فرسنگي مدينه برجانب شمال ازمد-ينه طورسينا-كوهي است برجانب مشرق از شهر قلزم و از-طرف دريا كه ان موضع را از بحرلسان البحر خوانند واين كوم طورسينا را جبل موسي خوانشد واز-حدود شام باشد و هم در حدود شام كوهي ديگرست كه ان را-	65	7154182101825371583	1161	2115.5	934	1322	87.82147979736328	204	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms36	false	7044352665883460843	251	301	1264	1497	1497	301	طور زيتاخوانند چودي كوهي است كه كشتي نوح بوقت طوفان بران كوه نشست چنانكه در قر ان ذكر ان هست بعضي كويند كه اين كوه بحدود شام باشد بتزد-يكي نصيبين و-بنزد-يكي ان موضع ديهي است كه ان را سوق ثمانين كويند نوح پيغمبر كه از 13 پ كشتي بيرون امد-	36	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms066	true	8422175663607458201	0	51	0	235	1491	300	طور زيتاخوانند جودي-كوهي است كه كشتي نوح بوقت طوفان بران كوه نشست چنانكه در-قر ان ذكر ان هست بعضي كويند كه اين كوه بحدود شام باشد بنز ديكي نصيبين و بنز ديكي ان موضع ديهي است كه ان را سوق ثمانين گويند نوح پيغمبر كه از 13 ب كشتي بيرون امد	66	7154182101825371583	225	420.0	178	237	94.93670654296875	44	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms37	false	2695589111283637972	0	259	0	1338	1543	302	انجا اين ديه را بنانهاد و با او هشتاد كس- بودند بدين سبب اين ديه را سوق تمانين خوانند و بعضي كويند كه اين كوه image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0081jpg بنزديكي كوفه است واين كوه را جبل نوح خوانند جبلاطي دو كوه است در ديارطي بنزديك فيدعر دور ابقبيلها طي باز-خوانند يكي را اجاء نام است و ديكر را سلمي و برسلمي راهي است درميان بيشهاي ودر-ان بيشه شير بسيار باشد و اين راء را شري خوانند و كويند ليث-الشري تهامه كو ههاست از حديمن بهم درشده ان جمله را تهامه كويند غربي او مشرف است بر بحر-قلزم وشرقي او ناحيت نجران وسعده وشمالي اوحدود مكه وجنوبي او حدود صنعاء سناه ك-وهي معروف است دريمن مقطم كوهي عظيم است برجانب مشرق ازنيل مصر واين كوه درولايت مصر باشد بنزديك فسطاط كه او قصبها مصرست واين كوه از ولايت مصرمي كشد تاولايت نوبه الواحات هم در حدود مصر كوههاست در جانب مغرب و جنوب كه در قديم در ميان ان كو ههاشهرها و ديهها و عمارت بوده است و اكنون خراب شده است و مسكون نيست و مردم انجا كمتر رسد و درين كوهها ميوه بسيار پاشد ضايع و نامنتفع بسبب انكه ا-دمي انجانرسد و همچنين چهار-پايان ماندهاند وحشي شده توالد و تناسل مي كنند و از صعيد مصر-تا انجا سه روزه راه باشد وصعيد مصرجانب مغرب وجنوب را كويند واين الواحات درجانب جنوب باشد و در پس ان كوهها بياباني عظيم باشد كه مي كشد تا زمين سيا-هان مغرب قهستان عراق اين ولايت جبال خوانند وا-ن ري و-همدان image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0082jpg وقم وقاسان وسياهان باشد ودرين مواضع كوه بسيارب-اشد اماميان دي	37	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms066	true	8422175663607458201	51	300	235	1491	1491	300	انجا اين ديه را بنانهاد و با او هشتاد كسي بودند بدين سبب اين ديه را سوق ثمانين خوانند و بعضي كويند كه اين كوه هان ناهه بن-----------------------------------------زديكي كوفه است واين كوه را-جبل نوح خوانند جبلاطي-دو كوه است در ديارطي بنزديك فيدهر دور-ابقبيله- طي باز خوانند يكي را اجاء نام است و ديگر را سلمي و برسلمي راهي است درميان بيشهاي ودر ان بيشه شير بسيار باشد و-اين راء را شري خوانند و كويند ليث الشري تهامهكوهه--است از حديمن بهم درشده ان جمله را-تهامه گويند غربي او مشرف است بر بحر قلزم وشرقي او ناحيت نجران وسعده وشمالي اوحدود مكه وجنوبي او حدود صنعاه سنام_ كوهي معروف است دريمن مقطم كوهي عظيم است برجانب مشرق ازنيل مص- واين كوه درولايت مصرب-اشد بنزديك فسطاط كه او-قصبها مصرست واين كوه از-ولايت مصرمي كشد تاولايت نوبه الواحات هم در حدود مصر كوههاست در جانب مغرب و جنوب كه در-قديم درم-يان ان كو-ههاشهرها و ديهها و عمارت بوده است و اكنون خراب شده است و مسكون نيست و مردم انجا كمت- رسد و درين كوهها ميوه بسيار باشد ضايع وت-امنتفع بسبب انكه ا دمي انجانرسد و-همچنين چهار پايان ماندهاند وحشي شده توالد و-تناسل مي كنند و-از-سعيد مصر تا اتجا سه روزه راه باشد وصعيد مصرجانب مغرب وجنوب را كويند واين الواحات درجانب جنوب باشد و در پس ان كوهها بياباني عظيم باشد كه مي كشد تا زمين سسياهان مغرب قهستان عراق-اين ولايت جبال خوانند و ان ري و همدان فصل دهمدرذكر كوهها------------------------------- وقم وقاسان وسپاهان باشد ودرين مواضع كوه بسيار باشد اماميان ري-	66	7154182101825371583	1190	2158.5	957	1351	88.08290100097656	209	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms37	false	2695589111283637972	259	302	1338	1543	1543	302	وقم وهمدان كوه كمتربود وقهستان معروف اين است و ان قهستان كه تون وقاين انجاست ذ-كر ان در كتب نديده ايم دنباوند در حدود ري باشد و گويند كومي عظيم بلندست گويند كه اورا از پنجاه فرسنگ بتوان ديد از بلندي و گويند-	37	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms067	true	870808344711827848	0	42	0	205	1406	300	وقم وهمدان كوه كمتربود وقهستان معروف اين است و ان قهستان كه تون وقاين انجاست ذ كر ان در كتب نديده ايم دنباونددر--حدود ري باشد و كويند كوهي عظيم بلندست گويند كه اورا از پنجاه فرسنگ بتوان ديد از بلندي و كويند	67	7154182101825371583	198	377.0	158	207	95.65217590332031	38	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms38	false	3654491156550597231	0	252	0	1216	1460	301	كه اورا از شيراز يارس بتوان ديد و گويند از ساوه و او متميز است از جبال-قارن كه بعدازين كوييم واو بر كوههايي كه1 مشرف باشد چون قبهاي و پيوسته اززبراو دودي برمي ايد و كردا گرد سر-او ديههاست و بر-سراو نتوان شد و هر گز برف از سراو بر نخيزد بهتونكه او را بيستون خوانند ميان همدان و بغداد باشد و بر ظهر او بنز ديكي راه غاوي است و دروي چشمها اب است انجا صورت اسبي است بغايت نيكو از سنگ تراشيده گويند صورت شبديز كسري است وهمچنين صورت شيرين است و-بسياري صورتهاء ديگر از سنگ تراشيده درين كوه كر كسكوه2ميان ري وسپا-هان در-بيابان كرمان و-خراسان كوهي است كه ان را كر كسكوه2 خوانند و همه كردا گرد او بيابان است واين كوه 14ر بهيچ كوه پيوسته نيست و درميان او ابي است كه ان رابنده خوانند و دور دامن ان كوه دوفر سنگ بر ايد و-چون ازري بسپاهان روي كر كسكوه بردست چپ باشد وسياه كوه بردست راست وميان ان هردو كوه نه فرسنگ باشد و اين كر كسكوه ماويگاه دزدان باشد كه چون در بيابان راه زنند image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0083jpg انجا ايند ورختي و قماشه-اي كه اورده باشند انجا پنهان گنند و اما سياه كوه متصل باشد بكوههاء جبال اعني قهستان كه گفته امد جبال القفص كوههاست در حدود كرمان كه شهر هرموز بر غربي ان باشد و مكران و حدود ان شرقي ان-1 ان كوهها را در كتابها قفص و بلوص مي نويسند و بپارسي كوچ و بلوچ كويند هفت كوه است و ان كوهها مسكون است	38	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms067	true	870808344711827848	42	299	205	1405	1406	300	كه اورا ازشير از پارس بتوان ديد و كويند از-ساوه و او متميز است از جبال قارن كه بعدازين كوييم واو بر كوههايي كه1 مشرف باشد چون قبهاي و پيوسته اززبراو دودي برمي ايد و كردا كرد سر او ديههاست و بر سراو تتوان شد و-هر گز-برف از سراو بر-نخيزد س-تونكه او را بيستون خوانند ميان همدان و بغداد باشد و بر-ظهر او بنز ديكي راه غاري است و دروي چشمها اب است انجا صورت اسبي است بغايت نيكو از سنگ تراشيده كويند صورت شبديز كسري است وهمچنين صورت شيرين است و بسياري صورتهاء ديگر از سن- تراشيده درين كوه كر كسكوه2ميان ري و سياهان در بيابان كرمان و خراسان كوهي است كه ان را كر كسكوه2 خوانند و همه كرداك-رد او بيابان است واين كوه 4ار بهيچ كوه پيوسته نيست و-درميان او ابي است كه ان رابنده خوانند و دور دامن ان كوه دو فرسنك بر-ايد و چون ازري بسپاهان روي كز كسكوه بردست چپ باشد وسياء كوه بردست راست وميان ان هردو كوه نه فرسنگ باشد و اين كر كسكوه ماويگاه دزدان باشد كه چون در بيابان راه زنند ظ بر كوههاي ديگر ل كر كشكوه هان ناهه ا-------------نجا ايند ورختي و قماشه اي كه اورده باشند انجا پنهان كنند و-اما سياه كوه متصل باشد بكوههاء جبال اعني قهستان كه گفته امد جبال القفصك-وههاست درح-دود كرمان كه شهر هرموز بر غربي ان باشد و مكران و حدود ان شرقي ان 1 ان كوهها را در كتابها قفص و بلوص مي نويسند و بيارسي كوچ و بلوچ كويند عفت كوه است و ان كوهها مسكون است	67	7154182101825371583	1124	2085.5	888	1226	91.68025970458984	219	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms38	false	3654491156550597231	253	301	1218	1460	1460	301	معمور و ميان اهل كوچ وميان بلوچ پيوسته حرب-باشد وايشان دعوي كنند كه نسب ايشان ازقبايل عرب است جبال قارن كوهي بزرگ است ميان طبرستان وم-يان ري وميان بسطام و دامغان و-اين كوه را نيز جبال رونج تويسند يعني رونه--------------------------------------------- عقبها مزدوران و اصل ان مرزتوران است وان--	38	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms068	true	8658879366569939434	0	59	0	290	1446	300	معمور و ميان اهل كوچ وميان بلوچ پيوسته حرب باشد وايشان دعوي كنند كه نسب ايشان ازقبايل عرب است جبال قارن-كوهي بزرك است ميان طبرستان و ميان ري وميان بسطام و دامغان و اين كوه را نيز جبال رونج نويسند يعني روته و معني ان معلوم نيست ودتباوند ازين كوه جداست عقبها مزدوران-و اصل ان مرزتوران است و ان	68	7154182101825371583	234	418.0	189	292	80.1369857788086	43	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms39	false	-3786031718402187279	0	238	0	1144	1440	301	كوهي عظيم است و دراز از حدود غور در ايد و برجانب شمالي ازهراة و يوشنگ بكذرد و-جام و همچنين بر جانب جنوبي از سرخس و باورد ونسا ويزر بگذرد وبعد ازان برشمالي ناحيت كومش يعني بسطام-------------------------------------------------------- كه پيش ازين كفتيم و مي رود تانهايت طبرستان تانزديكي دريا انگاه نماند كوهي عظيم از حدود غرجستان و غور بيرون ايد و بر باميان و پنجهير بگذرد و ببلاد و-خان رسد و همچنين مبهم يافته ايم و ان ظهرتبت باشد و انجا متفرق شود شاخي image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0084jpg بزرك ازو باندرون تر كستان درشود تاحدود خرخيز و بگذرد تاحدودچين ديگر منعطف شود برطرفهاءختلان وبحدود فرغانه رسد و بعدازان بجبال بتم كه نزديكي شهر اسر و شنه است و همچنان مي ايد تاحدود بخارا و اين كوه را نامي نشنيده ايم مكر بهر موضع كه رسد بدان ولايت باز خوانند و بياباني كه از اسرو شنه اغاز كند و بحدود فرغانه بگذرد تا1 نزد-يكي خر خيز در پهلوي اين كوه باشد و درين كوه كانهاء بسيار باشد خاصه بحدود اسروشنه كه ان كوههارا هم بتم خوانند چون كان زرو نقره و اهن ومس و-سرب و سيماب و نفط و قيرو زفت و غير ان و پيروزه اي كه بخراسان ان را خجندي خوانند هم ازين كوه خيزد 3 و نوشادر نيز ازين كوه ارند و ان چنان باشد كه بر-سراين كوه بهر موضعي رطوبتي ظاهر مي شود بشب مشتعل مي كردد و اتش مي تابد و-بروز دودي مي بينند و اتش	39	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms068	true	8658879366569939434	59	300	290	1446	1446	300	كوهي عظيم است و-دراز ازحد-ود غور در ايد و برجانب شمالي ازهراة و پوشن- بگذرد و جام و همچنين برج-انب جنوبي از سرخس و باورد ونسا ويزر بگذرد وبعد ازان برشمالي ناحيت كومش يعني بسطام و دامغان بكذرد و چون بدين حدود رسد اورا كوه قارن خواتند كه پيش ازين كفتيم و مي رود تانهايت طبرستان تانزديكي دريا انگاه نماند كوهي عظيم از حدود غرجستان و غور بيرون ايد و بر-باميان و پنجهير بكذرد و ببلاد و خان رسد و همچنين مبهم يافته ايمو- ان ظهرتيت باشد و انجا متفرق شود شاخي فصلدهم دردكر كوهها بزرگ------------------------------- ازو باندرون تر كستان درشود تاحدود خرخيز و بگذرد تاحدودچين ديكر منعطف شود برطرقهاءختلان وبحدود فرغانه رسد و بعداران بجبال بتم كه نزديكي شهر اسر-و شنه است و همچنان مي ايد ناحدود بخارا و-اين كوه-را تامي نشنيده ايم مكر بهر موضع كه رسد بدان ولايت باز خوانند و بياباني كه از اسروش-نه اغاز كند و بحدود فرغانه بگذرد تا1 نز ديكي خر-خيز در پهلوي اين كوه باشد و درين كوه كانهاء بسيار باشد خاضه بحدود اسروشنه كه ان كوههارا هم بتم خواتند چون كان زرو نقره و اهن ومس و سرب و سيماب و تقط و-قيرو زفت و-غير ان و-پيروزه اي كه بخراسان ان را ج--دي خوانند-هم ازين كوه خيزد 2 و نوشادر نيز ازين كوه ارند و ان چنان باشد كه بن سراين كوه بهر موضعي رطوبتي ظاهر مي شود بشب مشتعل مي كردد و اتش مي تايد و بروز دودي ميپ-ينند و اتش-	68	7154182101825371583	1047	1936.0	828	1206	86.81591796875	192	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms39	false	-3786031718402187279	238	301	1144	1440	1440	301	يديد نباشد پس برزبر اين موضع خانهاي مي كنند وجملها راههاء او استوار كنند تا اين بخار كه ازين موضع مي خيزد و مي سوزد متفرق نشود پس چون ان بخار بتدريج بروزها بر سقف اين خانه مي-نشيند نوشادر مي گردد يس نا گاه راهي بازمي كنند درين خانه تانوش-ادر از سقف او باز كنند بهيچوجه در و نمي توان شد-از غايت حوارت-	39	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms069	true	-3285063911304968466	0	62	0	296	1371	300	پديد نياشد پس برزبر اين موضع خانهاي مي كنند وجملها رامهاء او-استوار كنند تا-اين بخار كه ازين موضع مي-خيزد و مي سوزد متفرق نشود يس چون ان بخار بتدريج بروزها بر سقف اين خانه مي نشيند نوشادر مي كردد پس نا كاه راهي بازمي كنند درين خانه تا توشادر از سقف او-باز كنند بهيچوجه در و تمي توان شد از غايت حرارت	69	7154182101825371583	280	514.0	222	300	93.33333587646484	48	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms40	false	2998694992601743811	0	218	0	1033	1464	302	پس يك كس قباء نمدي ترمي كند 14پو دري--وشد و نا گاه درخ-انه دود 3 و انچه بايد و تواند-ازين نوشادر بر كند و حالي بيرون ايد والبته دروهيچ مقام نتواند كرد image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0085jpg------------------------------------- و اين رطوبت و بخار بموضعي كم مي شود و بموضعي پديد مي ايد واز موضعي بموضعي نقل مي كند و چون درين خانه مادت منقطع شود جايي ديگر زمين را بكنند تا ان رطوبت بيابند انگاه انجا خانه-اي ديگر كنند و اكر خانه نمي كنند بخار متفرق ميشود و نوشادر جمع نيايد1 وهم درين كوه بحدود فرغانه سنگي است سياه كه باتش همچون انكشت مي سوزد وزر كران و اهنگران بكار-مي برند و چون ان سنگ سوخته مي-شود خا-كستر او منجمد مي كردد و در شستن جامه ها ان را بكار مي دارند جامه سپيد مي ايد وهم برين كوه كوهي است سنك او بعضي سياء و بعضي سپيد و-همچنين سرخ وزرد وسبزو كبود و از همه رنگها وهم درين كوه نزد-يكي شهر اوز گند نوشادر باشد نيز جبل سيراف سيراف شهري است از شهرهاء پارس بر كنار دريا و بنزديكي اين شهر كوهي است مشرف برين شهر شنيديم كه در بعضي از دره-هاء اين كوه سنگها مي يابند كرد و هرد-و طرف او تيز بر مثال كوزها فقاع و چون ان سنگ را بشكنند در داخل او جوهري مييا-بند ماننده- ياقوت	40	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms069	true	-3285063911304968466	62	300	296	1371	1371	300	پس يك كس قباء نمدي ترمي كند 4اب او درپوشد و ناك-اه در خانه دود 3 و انچه بايد و تواند ازين نوشادر بر كند و-حالي بيرون ايد والبته دروهيچ مقام نتواند كرد بي لقط 2 ازا ينجاتاسطره صفحها بعد مقايسه شود بامسالك ولك س259 3ظ رود حهان ناه هان نامه و اين رطوبت و بخار بموضعي كم ميشو-د و بموضعي پديد مياي-د واز و-ضعي بموضعي نقل مي كند و چون درين خانه مادت منقطع شود جايي ديگر زمين را بكنند تا ان رطوبت بيابند انگاه انجا خانه اي ديكر كنند و اگر خانه نمي كنند بخار متفرق ميشود و نوشادر -مع نيايدا وهم درين كوه بحدود فرغانه سنگي است سياه كه باتش همچون انگشت مي سوزد و زرگران و اهنگران بكار مي برند و چون ان سنگ سوخته مي شود خا كستر او منجمد مي كردد و در شستن جامه ها ان را بكار مي دارند جامه سپيد مي ايد وهم برين كوه كوهي است سني او بعضي سياه و بعضي سپيد و همچنين سرخ وزرد وسبزو كبود و از-همه رنكها وهم درين كوه نززديكي شهر-اوز گند نوشادر باشد نيز جبل سيراف سيراف شهري است از شهرهاء پارس بر كنار دريا و بنزديكي اين شهر كوهي است مشرف برين شهر شنيديم كه در بعضي از دره هاء اين كوه سنگها مي يابند گرد و هرد و طرف او نيز بر مثال كوزها فقاع و چون ان سنگ را بشكنند در داخل او چوهري مي يابند مانندها ياقوت-	69	7154182101825371583	943	1736.0	736	1084	86.99262237548828	193	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms40	false	2998694992601743811	218	302	1033	1464	1464	302	اما ياقوت نيست و انچه بظاهر سنگ نزديك است مثل پوستي است اين جوهررا و ازين يوست كذشته بجانب داخل شكر كون و چون از و بگذرد و بميانها سنگ نزديك مي رسد مثل جوهر جمست يابلور-يديد مي ايد و چون روز گار دراز برومي كذرد رنك ار-غواني درين جمست پديد-مي ايد بعدازان image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0086jpg--- لعلرنگ ميشود مي كويند چون مدت دراز ميشود و بكمال مي رسد و-رنگ تمام مي گيرد ياقوت رماني مي گردد واين سنگ باول خردمي باشد و بزمين نشو-	40	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms070	true	-1672619921259389560	0	93	0	435	1450	300	اما ياقوت نيست و انچه بظاهر سن- نزديك است مثل پوستي است اين جوهررا و ازين پوست گذشته بجانب داخل شكر گون و-چون از و بگذرد و بميانها سنگ نزديك مي رسد مثل جوهر جم-ت يابلور پديد مي ايد و چون روز كار دراز برومي گذرد رنگ ار غواني درين جمست پديد مي ايد بعد از ان مقايه شود بامسالك ومسالك ص259 فصلدهمدر ذكربيابانها لعلرن- ميشود مي كويند چون مدت دراز ميشود و بكمال مي رسد و رنگ تمام مي كيرد ياقوت رماني مي گردد واين سنگ باول خردمي باشد و بزمين نشو	70	7154182101825371583	365	636.5	286	439	83.14350891113281	72	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms41	false	6888545312793286023	0	214	0	1066	1478	301	و نما مي پذيرد و بزر گ ميشود وما ياره-اي ازين سنگ ديديم دردست شحصي كه ازان حدود امده بود و-رنگ پوست مخالف رنگ باقي و انچه بميان نزديكتر بودر-نگ جمست كرفته واز ميانها او رنگ اوغواني اغاز نهاده و انچه درين باب يافته شد كفتيم فصل يازدهم در ذكر بيابانها اين معني فسحتي دارد سخن كفتن درين باب بتطويل انجامد اماخواستيم كه اين رسالت از ذكراين معني خالي نباشد پس بعضي از بيابانها را شرح دهيم و بعضي را برذ كر اسامي ان اقتصار كنيم بيابان مغرب و-سياهان مغرب بياباني عظيم است وهيچ بياباني ازوي بزر گتر نيست و طول وعرض او هفتصد فرسنگ باشد در هفتصد فرسنگ و هنوززيادت و بعضي از و عمارت است كه سياهان مغرب باشند و بعضي صحرا نشين باشند و انچه عمارت است درميانها بيابان است ولايتي باشد كه ان را غانه خوانند و در نهايت مغرب نيز عماوت است اما كمتر و از سوي مصرو افريقيه و ولايت مغرب درين بيابان راه نباشد مگر-راههاء مجهول و خطر ناك و در ميان بيابان اب نباشد-و انچه عمارت است اندك است و بيشتر بيابان است و-زمين او ريك image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0087jpg باشد و درميان سياهان مغرب ميوه هايي كه بنزديك ما موجودست هم باشد اما ايشان ان را نخورند و ايشان را ميوه هاست از جنسي ديگر كه	41	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms070	true	-1672619921259389560	93	300	435	1450	1450	300	و نما ميب-ذيرد و بزر ك ميشود وما پاره اي ازين سنك ديديم دردست شحصي كه ازان حدود امده بود و رنگ پوست مخالف رنگ باقي و انچه بميان نزديكتر بودر نگ جمست گرفته واز ميانها او رنگ ارغواني اغاز نهاده و انچه درين باب يافته شد گفتيم فصل يازدهم در ذكر-بيابانها اين معني فسحتي دارد سخن كفتن درين باب بتطويل انجامد اماخواستيم كه اين رسالت از ذكراين معني خالي نباشد يس بعضي از بيابانها را شرح دهيم و بعضي را برذ كر اسامي ان اقتصار كنيم بيابان مغرب و سياهان مغرب-بياباني عظيم است وهيج بياباني ازوي بزر كتر نيست و-طول وعرض او هفتصد فرسن ب-اشد در-هفتصد فرسنك و-هنوززيادت و-بعضي از و-عمارت است كه سياهان مغرب باشند و بعضي صحرا نشين باشند و انجه عمارت است درميانها بيابان است ولايتي باشد كه ان را غانه خوانند و در-نهايت مغرب نيز عمارت است اما كمتن و از-سوي مصرو افريقيه و ولايت مغرب درين بيابان راه نباشد مكر راههاء مجهول و خطر-ناك و در ميان بيابان اب نباشد و انچه عمارت است اندك است و بيشتر بيابان است و زمين او ري هان ناه باشد -------------------------------------------و درميان سياهان مغرب ميوه هايي كه بنزديك ما موجودست هم باشد اما ايشان ان را نخورند واي-شان را ميوه-هاست از جنسي ديكر كه-	70	7154182101825371583	974	1820.5	780	1073	90.77352905273438	173	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms41	false	6888545312793286023	214	301	1066	1478	1478	301	ايشان ازان خورند و بنزديك ايشان اهن نباشد وحر-ب باستخوان شتر و ديگر حيوانات كنند و بيشتر برهنه باشند و جامه نيوشند ونباشد ايشان را 15 ر و بعضي ازيشان مردم صيد كنند وبخورند باديها عرب كه بر راء خانه كعبه است معروف است و از حجاج بتواتر اخبار و حالهاء ان شنيده ايم و بشر حي زيادت احتياج ندارد وزمين او بعضي ريگ است و بعضي سنگ- تيه بني اسر-اءيل در حدود شام باشد بنزد يكي بيت المقدس و فلسطين وطول اوچهل فرسنك وعرض هم چهل-	41	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms071	true	-8784159362645220252	0	86	0	409	1419	300	ايشان ازان خورند و بنزديك ايشان اهن نباشد و حزب باستخوان شتر و ديكر حيوانات كنند و بيشتر برهنه باشند و-جامه پ-وشند ونباشد ايشان را 15 ر و بعضي ازيشان مردم صيد كنند و بورند باديها عرب كه بر راه خانه كعبه است معروف است و از حجاج بتواتر اخبار و حالهاء ان شنيده ايم و-بشر حي زيادت احتياج ندارد وزمين اوب-عضي ري- است و بعضي سنگي تيه بني اسر اءيل در حدود شام باشد بنز ديكي بيت المقدس و فلسطين وطول اوچهل فرسن- وعرض-هم چهل	71	7154182101825371583	395	731.0	314	416	94.95191955566406	73	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms42	false	5279994757326839013	0	207	0	1026	1490	301	واوبكوه طورسينا متصل باشد و-زمين اوريگ است و بنز ديك او بياباني ديگرست بدو پيوسته ان را جفار-خوانند و جفار تانزديكي حدود درياء قلزم بكشد درميان بح-رين و يمامه وعمان بياباني است عظيم ودروي هيچ عمارت نيست و از قبايل عرب خالي باشد و مسكون نبود و دروي هيچ راه نيست و اب نباشد وسلوك ان ممتنع است و انجا مردم نرسد 1 بيابان كرمان و پارس و خراسان كردا گرد اين بيابان اين ولايتهاست كه كفته مي ايد پارس و كرمان وسيستان و قهستان كه تون و قاين ازان جمله باشد--و خراسان و-كومش اعني بسطام و دامغان--وري و-قم و كاشان وسپاهان image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0088jpg و درين بيابان بعضي سنگ باشد و بعضي ريگ ود-روي عمارت نباشد و مسكون نبود اما دروي راههاء ب-يار باشد كه ازين شهرها كه شرح داديم بيكديكر روند و ان راهها معروف است ودر وي بهر موضع اب باشد و در هيچ بيابان چندان دزد وراهزن نباشد كه درين بيابان باشد و دزدان را درين بيابان جايهاست كه انجا ارام كيرند و رخت و قماشه-اي كه بدست ارند انجاينهان كنند چون كر كسكوه و سياه كوه وغير ان و ان موضع را ازين بيابان كه از طبس بكرمان روي ان را بيابان يزد خوانند و انجا كه از-زوزن وقهستان بكرمان شوي ان	42	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms071	true	-8784159362645220252	86	300	409	1419	1419	300	واوبكوه طورسينا متصل باشد و زمين اوريگ است و بنز-ديك او بياباني ديگرست بدو پيوسته ان را جفار خوانند و جفار تانزديكي حدود درياء قلزم بكشد درميان بحخرين و-يمامه وعمان بياباني است عظيم ودروي هيچ عمارت نيست و از قبايل عرب خالي باشد و مسكون نبود و دروي هيچ راه نيست و اب تباشد وسلوك ان ممتنع است و انجا مردم ترسد-- بيابان كرمان و پارس و خراسان گردا كرد اين بيابان اين ولايتهاست كه كفته مي ايد پارس و كرمان وسيستان و قهستان كه تون و قاين ازان جمله باشد_ و خراسان و كومش اعني بسطام و دامغان_ وري و قم و كاشان وسپاهان 5 صل يازدهم درذكر بيابانها -----------------------و درين بيايان بعضي سنك باشد و بعضي ريك و دروي عمارت نباشد و مسكون نبود اما دروي راههاء بسيار باشد كه ازين شهرها كه شرح داديم بيكديگر روند و ان راهها معروف است ودر وي بهر موضع اب باشد و-در هيچ بيابان چندان دزد وراهزن نباشد كه درين بيابان باشد و دزدان را درين بيابان جايهاست كه انجا ارام گيرند و رخت و قماشه اي كه بدست ارند انجاپنهان كنند چون كر كسكوه و سياه كوه وغير ان و ان موضع را ازين بيابان كه از طبس بكرمان روي ان را بيابان يزد خوانند و انجا كه از زوزن وقهستان بكرمان شوي ان-	71	7154182101825371583	959	1800.0	760	1039	92.30028533935547	189	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms42	false	5279994757326839013	207	301	1026	1490	1490	301	را بيابان مختوخوانند و عرض ان بيابان از خراسان تا حدود كرمان و پارس هفتاد فرسنگ باشد وجاي بود كه ينجاه فرسنگ باشد اما طول او از حدود سيستان و قوهستان تاحدود ري وقم و كاشان قريب دويست و بيست فرسنك باشد و-درين بيابان از خراسان كه بكرمان روي برراه يزد زميني سوخته و شوره است كه ان را كوير خوانند واگراندك باراني بارد بران موضع نتوان گذشت بدان سبب كه ياي چهارياي فروشود و عرض اين زمين سوخته سه فرسنگ باشد تاينج وطول او ازين-راه تا حدود سپاهان بكشد ورنگ او سپيدباشد مانند-	42	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms072	true	5940012618540701255	0	94	0	463	1417	300	را بيابان مختوخواتند و عرض ان بيابان از خراسان تا حدود كرمان و پارس هفتاد فرسن- باشد وجاي بود كه پنجاه فرسنگ باشد اما طول او از حدود سيستان و-قوهستان تاحدود ري وقم و كاشان قريب دويست و بيست فرسن- باشد و درين بيابان از خراسان كه بكرمان روي برراه يزد زميني سوخته و-شوره است كه ان را كوير خوانند واگراندك باراني بارد بران موضع تتوان كذشت بدان سبب كه پاي چهارپاي فروشود و عرض اين زمين سوخته سه فرسنگ باشد تاپنج وطول او ازين راه تا حدود سپاهان بكشد ورنك او سپيدباشد مانند	72	7154182101825371583	452	861.0	361	467	96.78800964355469	82	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms43	false	1061207842292044216	0	210	0	1007	1473	302	شوره و از رنگ ريك بيابان پديد باشد و-هم درين بيابان برراهي كه از قوهستان بكرمان رود بر دست چپ بجانب مشرق قريب پانزده فرسنك بروي انجا زميني است image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0089jpg طول او از ين معني بجانب مشرق بيست قرسنگ وعرض او از شمال بجنوب هشت فرسنگ درين زمين ديهها و كلاتهاست چمله سنگ كشته و دروي ادمي و حيوانات و ميوه هاو التها مي يابند جمله سنگ كشته تا بجايي كه كهواره-اي يافتند 15 پ و دروي كود كي كه هردوسنك گشته وهمچنين قفصي يافتند و دروي كيكي هم سنك شده وهم درين بيابان كه از طبس بجانب يزد مي روي بر كنار ان بيابان شنيديم كه جنسي كژدم است خرد و سياه و بشب درهوا مي يرد و بر هر موضع از اندام كه برهنه يابد-1 زخم كند و بكشد و اين كژدم طيار در شهر اسوان از حدود مصر بسيارست و ايشان از بيم ان كژدم بشب در قبهها و-كلهها خسبند اما بدين موضع نشنيده بوديم بيابان خوارزم ميان خراسان و خوارزم بياباتي معروف است و حالات او بكثرت مشاهده معلوم اگر در شرح ان اطنابي نرود غرض ايجاز باشد و عرض ان بيابان صد فرسنگ باشد يا اند كي كم يا اند-كي بيش بعد ازين ذكر بيابانها بطريق اجمال كنيم تا اين رسالت دراز نشود	43	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms072	true	5940012618540701255	94	300	463	1417	1417	300	شوره و از رنك ري- بيابان پديد باشد و هم درين بيابان برراهي كه از قوهستان بكرمان رود-بر دست چپ بجانب مشرق قريب پانزده فرسنك بروي انجا زميني است هان فاهه----------------------------------------- طول او از-ين معني بجانب مشرت بيست فرسن و عرض او از شمال بجنوب هشت فرستگ درين زمين ديهها و كلاتهاست جمله سن گش-ته و دروي ادمي و حيوانات و ميوه-هاو التها مي يابند جمله سنگ گشته تا بجايي كه گهواره اي يافتند 15 پ و دروي كود كي كه هردوسنك گشته وهمچنين قفصي يافتند و دروي كبكي هم سن----گ وهم درين بيابان كه از طبس بجانب يزد مي روي-بر كنار ان بيابان-شنيديم كه جنسي كژدم است خرد و سياه و بشب درهوا مي پرد و-بر هر موضع از اندام كه برهنه يابد 1 زخم كند و بكشد و اين كژدم طيار در شهر اسوان از حدود مصر بسيارست و ايشان از بيم ان كژدم بشب در قبهها و كلهها خسبند اما بدين موضع تش-يده بوديم بيابان خوارزم ميان خراسان و خوارزم بياباني معروف است و-حالات او بكثرت مشاهده معلوم اگر در شرح ان اطنابي نرود غرض ايجاز باشد و عرض ان بيابان صد فرسنگ باشد يا اند كي كم يا-اند كي بيش بعد ازين ذ كربيابانها بطريق اجمال كنيم تا اين رسالت دراز -شود-	72	7154182101825371583	920	1704.5	725	1012	90.90908813476562	179	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms43	false	1061207842292044216	210	302	1007	1473	1473	302	باديها سماوه و دومة الجندل بياباني است از رقه كه بشام مي روي بردست چپ بياباني است كه ان را خساف خوانند image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0090jpg بحضر موت بياباني خرد ست و-زمين ان ريك كه ان را رمل-- احقاف خوانند در جزيره اي كه ميان دجله و فرات است بياباني است كه در وي قبايل ربيعه و مضر باشند2 بر-ساحل بحرقلزم از سوي مغرب بياباني است و دروي هيچ عمارت نيست ومي كشد تاحد بجه برقه شهري است درولايت افريقيه و كردا كرد او باديه است ود-روي جماعتي خر گاه نشين باشند ازقوم-	43	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms073	true	-4360354924812500507	0	99	0	458	1450	300	باديها سماوه-و دومة الجندل بياباني است از رقه كه بشام مي روي بردست چپ بياباني است كه ان را خساف خوانند 1ل بابد و 5 فصل يازدهم درذ گر بياباتها----------- بحضر موت بياباني خرد ست و زمين ان ريگ كه ان را رمل 1 احقاف خوانند در جزيره-اي كه ميان دجله و فرات است بياباني است كه در وي قبايل ربيعه و مضر باشند2 بر ساحل بحرقلزم از سوي مغرب بياباني است و دروي هيچ عمارت نيست ومي كشد تاحد بجه برقه شهري است درولايت افريقيه و كردا كرد اوب-اديه است و دروي جماعتي خر كاه نشين باشند ازقوم	73	7154182101825371583	410	733.5	324	472	86.86441040039062	83	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms44	false	8240392198951622808	0	193	0	991	1567	302	بربر در حدود عراق ميان دسكره و حلوان باديه اي خردست در بلاد توبه بيابانهاء عظيم است درميان ولايت كرمان بيا بانهاست خرد ميان هراة واسفز اربياباني است خرد ميان سيستان و بست بياباني است در بر بحيرها ابسكون از حد ديهستان تا سياء كوه تا خزر -يابان است برجانب مشرق از -يستان تامكران و سند بيابان است اموو زم درميان بيابان است كه از حدود بلخ در ايد وتا -حدود خوارزم بكشد وزمين اوجمله ريك باشد از حدود بخارا تا حدود خوارزم بيابان است وزمين اوريك ميان نخشب و جيحون خوارزم بيابان است درخت-لان بياباني اسروشنه تافرغانه تاخر خيز بيابان است در يهلوء ان كوه كه image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0091jpg در فصل كوهها كفته امده است از شرح دريا و كوه و بيابان و جز اير ورودهاء بزرك انچه تعلق بكليات داشت ذكر ان بر سبيل ايجاز كرده امد اما شرح جزويات هريكي ازين اجناس بهيچ و-جه ممكن نگردد ومع هذا موجب تطويل رسالت وملالت خواننده شود فصل دوازدهم درنام بعضي شهرها بعضي شهر هارا در كتب نامي نويسند و بزبان نامي ديگر كويند خواستم كه دريك فصل مفرد ذ-كر ان كنم تا خواننده را معلوم گردد وبروي پوشيده 15 ر نماند مكه	44	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms073	true	-4360354924812500507	99	300	458	1450	1450	300	بربن در حدود عراق ميان دسكره و حلوان باديه اي خردست در بلاد نوبه بيابانهاء عظيم است درميان ولايت كرمان بياب-انهاست خرد ميان هراة واسفزار بياباني است خرد ميان سيستان و بست بياباني است در بر بحيرها ابسكون از حد ديهستان تا سياه كوه تا خزر بيابان است برجانب مشرق از بيستان تامكران و سند بيابان است اموو زم درميان بيابان است كه از حدود بلخ در-ايد وتا بحدود خوارزم بكشد وزمين اوجمله ري- باشد از حدود بخارا تا حدود خوارزم بيابان است وزمين اوريگ ميان نخشب و جيحون خوارزم بيابان است در خثلان بياباني اسروشنه تافرغانه تاخر خيز بيابان است در پهلوه ان كوه كه ل دمل 22 اين عبارت درمتن تكرار شده است جهان ناهه- در فصل كوهها كفته امده است از شرح دريا و كوه و بيابان و جز-اير ورودهاء بزرگ انچه تعلق بكليات داشت ذكر ان بر سبيل ايجاز كرده امد اما شرح جزويات هريكي ازين اجناس بهيچ و جه ممكن نكردد ومع هذا موجب تطويل رسالت وملالت خواننده شود فصل دوازدهم درنام بعضي شهرها بعضي شهر هارا در كتب بامي نويسند و بزبان نامي ديگر كويند خواستم كه دريك فصل مفرد ذ كر ان كنم تا خواننده را معلوم گردد وبروي پوشيده 15 ر نماند متكه	73	7154182101825371583	921	1739.0	734	997	92.37712860107422	172	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms44	false	8240392198951622808	193	297	991	1510	1567	302	نام بطن مگه است و در شعر عرب بعوض مگه استعمال كنند يثرب مدينها رسول صلي الله عليه وسلم كويند وحوالي مدينه را زمين يثرب خوانند ارم ذات العماد كه در قر ان مجيدست دمشق باشد مدينة السلام بغدادست واورا نيز-دار الخلافه كويند ودجله در ميان اوست و دار الخلافه در جانب شرقي است از دجله از سوي خراسان و اين جانب را دارالخلافه گويند و عسكر مهدي و باب الطاق ورصافه ومحلتهاء اوراشماسيه و قطيعه الربيع وغير ان و اما جانب مغربي را از بغداد كه از سوي حجازست ان را كرخ خوانند و-مردمان شهر بيشتر-دران جانب بودند اكنون بدين جانب نيز امدهاند	44	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms074	true	-860051096534705258	0	100	0	515	1556	300	نام بطن مگه است و در شعر عرب بعوض مكه استعمال كنند يثرب مدينها رسول صلي الله عليه وسلم كويند وحوالي مديته را زمين يثرب خوانند ارم ذات العماد كه درقر--ان مجيدست دمشق باشد مدينة السلام بغدادست واورا نيز دار الخلافه گويند ودجله در-ميان اوست و-دار-الخلافه درج-انب شرقي است از دجله از سوي خراسان و اين جانب را دارالخلافه كويند و عسكر مهدي و باب الطاق ورصافه ومحلتهاء اوراشماسيه و-قطيعه الربيع وغير ان و اما جانب مغربي را از بغداد كه از سوي حجازست ان را كرخ خوانند و مردمان شهر بيشتر دران جانب بودند اكنون بدين جانب نيز امدهاند	74	7154182101825371583	505	962.0	408	522	96.74329376220703	91	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms45	false	-5162410840361013213	0	198	0	1037	1544	301	بغداد را زوراء خوانند و يعضي گويند زوراء ظاهر بغداد باشد و نه چنان است و دجله و فرات هر دورا رافدان خوانند اورشليم بيت المقدس باشد بزبان رومي و زمين بيت المقدس دا ايليا خوانند جي سپاهان را خوانند نينوي قصبها موسل را خوانند سامره سر من راي را كويند از زمين جزيره ميان دجله و فرات تستر شوشتررا خوانند بيضا اصطخرپارس را گويند و بعضي مردمان حيره را كه بر كنار رود فرات است الحيرة البيضا خوانند قرماسين كرمانشاهان باشد ماه كوفه دينور را كويند و ان هردوشهررا يعني دينور ونهاو ندرا ماهين خوانند1 ميفر ميافارقين را خوانند از اذرباد گان جنزه كنجه را خوانند هم از حدود اذرباد كان نشوي نخجوان را خوانند اذرباد كان ولايتي است وقصبها ان را اردبيل خوانند وقصبها ارمنيه را دبيل خوانند وقصبها الران را بردعه خوانند image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0093jpg هرمز شهر اهواز را كويند ستنبول قسطنطيته را گويند قصبةا روم ونام ان شهردر قديم بزتطيه بوده است يس بعدازان اورا ستنبول خواندند و سيب ان معلوم نيست و در قديم قصبها ولايت روم شهر روميه بوده است كه بر كنار در ياباشد بر سوي فرنگ و ولايت را بدين شهر باز ميخوانده اند پس ولايت روم را پادشاهي بزر	45	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms074	true	-860051096534705258	111	300	565	1556	1556	300	بغداد را زوراه خوانند و بعضي كويند زوراء ظاهر بغداد باشد و-نه چنان است و دجله وف-رات هر-دورا رافدان خوانند اورشليم بيت المقدس باشد بزبان رومي و زمين بيت المقدس را ايليا خواتند چي سپاهان را خواتند نينوي قصبها موصل را خوانند سامره سر من راي را كويند از زمين جزيره ميان دجله و فرات تست- شوشتررا خوانند بيضا اصطخريارس را كويند و بعضي مردمان حيره را كه بر كنار رود فرات است الحيرة البيضا خوانند قرماسين كرمانشاهان باشد ماه كوفه دينور را كويند و ان هردوشهرراب-عني دينور ونهاو ندرا-ماهين خواتند- ميفر ميافارقين را خوانند از اذرباد گان جنزه كنجه را خوانند هم از حدود اذرباد گان تشوي تخجوان را خوا-ند اذرباد گان ولايتي است وقصبها ان را اردبيل خوايند وقصبها ارمنيه را دبيل خوانند وقصبها الران را بردعه خواتند 1ل خواهند هان نامه------------------------------- هرمز شهر اهواز را كويند ستنبول قسطنطينه را كويند قصبها روم ونام ان شهردر قديم بزنطيه بود-ماست پس بعدازان اورا ستنبول خواندند و سبب ان معلوم نيست و درق-ديم قصبها ولايت روم شهر-روميه بوده است كه بر كنار در-ياباشد بر سوي فرن- و ولايت را بدين شهر باز ميخوانده-اند پس ولايت روم را پادشاهي بزر-	74	7154182101825371583	946	1760.0	761	1037	91.22468566894531	148	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms45	false	-5162410840361013213	199	301	1039	1544	1544	301	خاست نام قسطنطين و او دار الملك خويش بشهر ستنبول نقل كرد پس ان شهر ستنبول را بدو باز خواندند وقسطنطينيه نام كردند عراق كوفه و بسره را ميخ-واندهاند و اين هردو شهر را عراقين نيز كفتهاند بعدازان حد عراق زيادت گرفته-اند تابدان جايي كه بعضي هرچه از ري بگذشت ان همه شهرها را عراق يا عراقين پندارند واصل ان است كه كفتيم زمين بابل بعضي گويند كه بغداد باشد وبعضي كويند عراق باشد خمليخ قصبها خزر را كويند واتل نيزهم نام اوست شماخي قصبها شروان را گويند و-خوانند بردسير گواشير 1 را كويند از شهرهاء 16 پ كرمان كومش ب-طام و-	45	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms075	true	5029273361243875480	1	106	3	513	1430	300	خاست نام قسطنطين و او دار الملك خويش بشهر ستنبول نقل كرد پس ان شهر ستنبول را بدو باز خواندند وقسطنطينيه نام كردند عراق كوفه و بصره را مي خواندهاند و اين هردو شهر را عراقين نيز گفتهاند بعدازان حد عراق زيادت گرفته اند تابدان جايي كه بعضي هرچه از ري بگذشت ان همه شهرها را عراق يا عراقين پندارند واصل ان است كه گفتيم زمين بابل بعضي كويند كه بغداد باشد وبعضي كويند عراق باشد خمليخ قصبها خزر را كويند واتل بيزهم نام اوست شماخي قصبها شروان را كويند و خواتند بردسير گواشير 1 را كويند از شهرهاء 16 پ كرمان كومش بسطام و	75	7154182101825371583	497	964.0	396	510	97.45098114013672	96	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms46	false	-9214526638717046626	0	189	0	929	1509	302	دامغان و نواحي ان باشد و چون معرب كني ان لفظ را قومس كويند و-نويسند ابرشهر نشابور را گويند قبة الاسلام بلخ-را كويند ودر--قديم نام بلخ باميين بوده است image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0094jpg وبعضي كويند بلخ باميين نسف نخشب را گويند الناش شهر چاچ را در كتب الشاش نويسند فصل سيز-دهم در ذكر مواضعي كه بخوشي معروق است حق تعالي بعضي مواضع را بر بعضي فضيلت نهاده است بخوشي تا در كتب ذكر ان بنزهت مشهور شده است و خواستم كه ذكر ان در فصلي مفرد اثبات كنم و ازان جمله يكي غوطها دمشق باشد و ان باغها و بوستانهاء دمشق است و برچهار فرسنگي شهر باشد كرخ بغداد جانب مغربي را از بغداد كرخ خوانند چنان كه پيش ازين كفته امده است و بيشتر عمارت و عامها مردم در-ان طرف بوده است وبخوشي معروف شده اما اكنون طرف مشرقي نيز عمارت بسيار شده است و مسكون گشته وهر دو طرف يك حكم گرفته اندراب در اذرباد كان شهري معروف است كه ان را بردعه خوانند و ان قصبها الران باشد بريك فرسنگي بردعه موضعي است كه ان را اندراب خوانند جايي بغايت نزه است و بخوشي معروف واما ان	46	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms075	true	5029273361243875480	106	300	513	1430	1430	300	دامغان و نواحي ان باشد و چون معرب كني ان لفظ را قومس كويند و نويسند ابرشهر نشابور راكو-يند قبة الاسلام بلخ را كويند و در قديم نام بلخ باميين بوده است اصل كواسير قصل دوازدهمدر نام بعضي شهرها و ب---------عضي كويند بلخ باميين تسف نخشب را كويند الشاش شهرچاج- را در كتب الشاش نويسند فصل سيز دهم در ذكره-واضعي كه بخوشي معروق است حق تعالي بعضي مواضع را بر-بعضي قضيلت نهاده است بخوشي تا در كتب ذكر ان بنزهت مشهور شده است و خواستم كه ذكر ان در فصلي مفرد اثبات كنم و ازان جمله يكي غوطها دمشق باشد و ان باغها و بوستانهاء دمشق است و برچهار فرسنكي شهر باشد كرخ بغداد جانب مغربي را از بغداد كرخ خوانند چنان كه پيش ازين گفته امده است و بيشتر عمارت و عامها مردم در ان طرف بودها-ست وبخوشي معروف شده اما اكنون طرف مشرفي ليز عمارت بسيار شده است و مسكون گشته وهر دو طرف يك حكم كرفته اندراب در اذرباد كان شهري معروف است كه ان را بردعه خوانندو- ان قصبها الران باشد بريك فرسنكي بردعه موضعي است كه ان را اندراب خوانند جايي بغايت نزه است و بخوشي --روف واما ان-	75	7154182101825371583	848	1579.0	669	935	90.6951904296875	166	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms46	false	-9214526638717046626	189	302	929	1509	1509	302	ولايت الران را بلام نويسند و بي لام 1 هم نويسند يعني ار-ان 2 اما الان ناحيتي ديگرست از-حد كفار image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0095jpg وشعب بوان دره ايست از حد يارس معروف بخوشي وديگر مواضعي كه بخوشي معروف است باجمال اين است نوبندجان درمايست هم بنزديگي شعب بوان از حد يارس شايور هم ازحد پارس جور-1 هم ازحد پارس نهر ابله بنزديكي شهر بصره صغد سمرقند وبعضي سغد نويسند و گو يند بسين و ان نواحي سمرقند را خوانند از سوي خراسان فرغانه شهري است از حد ماورا النهر چاچ هم شهري است ازماورا النهر واز حدود اسروشنه 2 اين جمله مواضع كه ياد كرديم بخوشي معروف است بسيلا 3 در نهايت ولايت چين-	46	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms076	true	-460476379132151470	0	111	0	546	1471	300	ولايت الران را بلام نويسند و بي لام 1 هم نويسند يعني ار ان 2 اتا الان ناحيتي ديكرست از حد كقار 1ل لا ر الران هان نامه شب ب-----------------------------وان درما-يست از حد پارس معروف بخوشي وديكرم-واضعي كه بخوشي معروف است باجمال اين است توبندجان درهايست هم بنزديلي شعب بوان از حد پارس شايور هم ازحد پارس جور ا حم ازحدي-ارس نهر ابله بنزديكي شهر-بصره صغد سمرقند وبعضي سغد نويسند و كو-يند-بسين و ان نواحي سمرقند را خوانند از سوي خراسان فرغانه شهري است از حد ماورا النهر جاچ هم شهري است ازماورا النهر واز-حدود اسروشنه --اين جمله مواضع كه ياد كرديم بخوشي معروف است بسيلا 3 در نهايت ولايت چين	76	7154182101825371583	499	890.5	398	584	85.44520568847656	85	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms47	false	-4233490127464007329	0	171	0	858	1491	302	كه بعضي ان را چين اندرونين خوانند و بعضي ماچين ولايتي است در ميان كوهها و بعضي ازو در اب ان را بسيلا خوانند جايي بغايت نزه است و دروي نعمت بيقياس وازين ولايت كم كسي انجا رسد و هر كه رسدالبته باز نيايد از خوشي انجا نواحي كروخ مراة را بعضي درين جمله ارند وازين حساب شمرند4 و در مقابل كرخ بغدادنهند وزيادت ازين درين اطناب كردن تعذري دارد image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0096jpg ---------------فصل چهاردهم در نقل كردن هرقومي ازجاي خويش بعضي از اجناس مردم را بسببي از اسباب از وطن خويش تحويل افتاده است و بموضعي ديگر سا-كن شده اند 17ر انچه از ان جمله معلوم بود دريك فصل ايرادافتاد تارسالت از ين نوع خالي نباشد بربر بربر--يان قومي بودهاند در قديم ساكن حدود فلسطين از نواحي شام و پادشاه ايشان جالوت بوده است پس چون داود پيغمبر ----------------------------------------------------------كردند و بكنار درياء قلزم افتادند بر جانب مغربي انجا كه عيدان-1 است و ان حدود و ممكن است كه اين قوم را اهل بربر ازان خوانده اند كه پيوسته بربر دريا	47	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms076	true	-460476379132151470	111	300	546	1471	1471	300	كه بعضي ان را چين اندرونين خوانند و بعضي ماچين ولايتي است در ميان كوهها و بعضي ازو در اب ان را بسيلا خوانتد جايي بغايت نزه است و دروي نعمت بيقياس وازين ولايت كم كسي انجا رسد و هر كه رسدالبته باز نيايد از خوشي انجا نواحي كروخ هراة را بعسي درين جمله ارند وازين حساب شمرند4 و در مقابل كرخ بغدادنهند وزيادت ازين درين اطناب كردن تعذري دارد ل خور اشروشنه ج الشيلاه رقتد 21 صل چهاردهم در نقل كردن هر قومياز فصل چهاردهم در نقل كردن هرقومي ازجاي خويش بعضي از اجناس مردم را بسببي از اسباب از-وطن خويش تحويل افتاده است و بموضعي ديكر سا كن شده اند 17ر انچه از ان جمله معلوم بود-دريك فصل ايرادافتاد تارسالت از-ين نوع خالي تياشد --بر بربربريان قومي بودهاند در قديم ساكن حدود فلسطين از نواحي شام و پادشاه ايشان جالوت بوده است پس چون داود پيغمي عليه السلام جالوت را بكشت بربريان از انجا متفرق شدند و جلا كردند و-بكنار درياء-قلزم افتادند بر-جانب مغريي انجا كه عيدان 1 است و ان حدود و ممكن است كه اين قوم را اهل بربر ازان خواتده-اند كه پيوسته بربر دريا-	76	7154182101825371583	789	1452.0	628	935	84.38502502441406	146	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms47	false	-4233490127464007329	171	302	858	1491	1491	302	بوده اند پ--س بعد از ان از انجا نقل كردهاند بسببي كه معلوم قيستو بحدود مغرب رفته و اكنون ا-نجااند در كوهها و بيابانها باشند بعضي بحدود افريقيه و بعضي بسطيف و بعضي بحدودنهايت مغرب كه سوس ادني است قومي ازيشان نيز باندلس افتادهاند خطا حشم خطا را اصل از ولايت چين است و اين لفظ خطا كه بريشان اطلاق مي كنند خطاست و-ان قتا مي بايد و قتا نام شهري بزرگ ا-ست از شهرهاء چين وولايت چين عظيم بزرگ و--لايتي است و در وي عمارتها و شهر هاء بسيار و چنين گويند كه در و لايت چين سيصد پاره شهرست بزر ك و-معمور و-چين دو قسم است ان قسم كه ازسوي عمارات است ان را image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0097jpg چين مطلق خوانند وبعضي چين بيروني و ان ديگر قسم را كه-	47	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms077	true	-8169710909726384970	0	129	0	605	1461	300	بوده-اند ا يس بعد از-ان از-انجا نقل كردهاند بسيبي كه معلوم تيستوبح-دود مغرب رفته و اكنون ا نجااتد در كوهها و بيايانها باشند بعضي بحدود افريقيه و بعضي بسطيف و بعضي بحدودنهايت مغرب كه سوس ادني است قومي ازيشان نيز باندلس اقتادهاند خطا حشم خطا را اصل از-ولايت چين است و اين لفظ خطا كه بريشان اطلاق مي كنند خطاست و ان قتا مي بايد و قتا نام شهري بزر ك است از شهرهاء چين وولايت چين عظيم بزر كك ولايتي است و در وي عمارتها و شهر-هاء بسيار و چنين كويند كه در--ولايت چين سيصدي-اره شهرست بزر-ك و معمور و چين دو قسم است ان قسم كه ازسوي عمارات است ان را عيذاب اسطخري هان ناما ----------------------------چين مطلق خوانند وبعضي چين بيروني و ان ديگر قسم را كه	77	7154182101825371583	557	1000.5	441	643	86.62519073486328	104	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms48	false	-5395193885718972239	0	167	0	851	1561	301	از سوي مشرق است چين اندروني خوانندو ماچين نيز خوانند يس اميري بزرگ از امراء قتا -و گويند امير اخر يادشاه چين بوده است--از انجا حر كت كرده است بسبب استزادتي و امده و درراه حربها كرده و همچنين مي امده تا حدود بلاساغون انجا كسي ايشان وامانع نيامده است ساك-ن شده-اند يس در لفظ قتاتصر في كردهاند و-جايگاه خويش را قوتونام نهادهاند وعوام خود ايشان را خطا ميخوانند بخطا غز مسكن غزان در اصل تاراب1 و بحيرها جند بوده است برهردو جانب از جيحون چاچ پس قومي ازيشان بسببي كه معلوم نيست بحدود ختلان افتادند از حدود بلخ و انجا ساكن شدند تا عهد سلطان شهيد سنجر بن ملكشاء نور الله ضريحه پس درشهور سنها سبع و اربعين و خمس مايه خروج كردند و بسوي خراسان بيرون امدند وبعدازان بحدود كرمان افتادند افني الله باقيهم منقشلاغ قومي از تركان بسبب مخالفتي كه ميان ايشان و غزان افتاد از موضع خويش برفتند وبح-دود سياء كوه كه بنزديكي بحيرها ابسكون است افتادند انجا چشمه هاء اب و چراخور-يافتند	48	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms077	true	-8169710909726384970	129	300	605	1461	1461	300	از سوي مشرق است چين اندروني خوانندو ماچين نيز خواتند پس اميري بزرك از امراء قتا سو گويند امير اخر پادشاه چين بوده است_ از انجا حر كت كرده است بسبب استزادتي و امده و درراه حربها كرده و همچنين مي امده تا حدود بلاساغون انجا كسي ايشان رامايع نيامده است سا كن شده اند پس در لفظ قتاتصر في كردهاند و جايكاه خويش را قوتونام تهادهاند وعوام خود ايشان را خطا ميخواتند بخطا غز-مسكن غزان در اصل تاراب1 و بحيرها جند بوده است برهردو جانب از جيحون چاچ پس قومي ازيشان بسببي كه معلوم نيست بحدود ختلان افتادند از حدود بلخ و انجا ساكن شدند تا عهد سلطان شهيد سنجر بن ملكشاه تورا-لله ضريحه پس درشهور سنها سيع و اربعين و خمس مايه خروج كردند و بسوي خراسان بيرون امدند وبعدازان بحدود كرمان افتادند افني الله باقيهم منقشلاغ قومي از تركان بسبب مخالفتي كه ميان ايشان و غزان افتاد از موضع خويش برفتند و بحدود سياه كوه كه بنزديكي بحيرها ابسكون است افتادند انجا چشمه هاء اب و چراخور يافتند-	77	7154182101825371583	830	1603.5	666	859	96.62397766113281	152	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms48	false	-5395193885718972239	167	301	851	1561	1561	301	مقام ساختند ايشان را اهل منقشلاغ خوانند وصاحب ايشان را خان گويند -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0098jpg يزر2 قومياز تركان بحدود بلخان و كوههاء ان افتادندو قومي ديگر از منقشلاغ بديشان پيوستند و قومي ديگر نيز از خراسان يس عدد ايشان بسيار شد و قوت كرفتند ازانجا انتقال كردند و بحد ودشهر ستانه و فراو2 امدند و بعد از ان بحصار طاق سا-كن شدند و اكنون ايشان سه طايفه باشند يزر خالص و منقشلاغي و يارسي خلج 17پ قومي از تركان از حدود خلخ بحدو دزابلستان افتادند و-در نواحي غزنين صحرايي است انجامقام كردند پس بسبب كرمي هوا لون ايشان متغير كشت و بسيامي مايل شد و زبان تيز تغير يذيرفت ولغتي ديگر كشت و طايفهاي ازان جمله بحدود باورد افتادند وبدره كز مقام ساختند و خلخ را مردمان بتصحيف خلج ميخواتند اهل بخارا كويند كه-	48	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms078	true	5542241073050695164	0	168	0	865	1482	300	مقام ساختند ايشان را اهل منقشلاغ خواتند وصاحب ايشان را خان كويند ميان تاراب تصحيح از چ تام اين موضع در حدودالعالم و ترجمها مسالك و مسالك اصطخري پاراب ودر معجم البلدان طاراب و در جهانكشا چاب قزوينها تاراب تقل شده است در هرصورت غيراز پاراب بلخ است 23 ل بانزهمدرخواص بعضي مواضح س يزراقومي -----------------------------------------------------------از تركان بحدود بلخان و كوههاء ان افتادندو قومي ديگر از منقشلاغ بديشان پيوستند و-قومي ديكر نيز از خراسان يس عدد ايشان بسيار شد و قوت كرفتند ازانجا انتقال كردند و بحد-ودشهر ستانه و-فراو2 امدند و بعدازا--ن بحصار-طاق سا كن شدند و اكنون ايشان سه طايفه باشند يزر خالص و منقشلاغي و پارسي خلج---- قومي از تركان از حدود خلخ بحدو دزابلستان افتادند و در نواحي غزنين صحرايي است ايجامقام كردند بس بسبب گرمي هوا لون ايشان متغير كشت و بسياهي مايل شد و زبان نيز تغير پذيرفت ولغتي ديگر كشت و طايفهاي ازان جمله بحدود باورد افتادلد وبدره گز مقام ساختند و خلخ را مردمان بتصحيف خلج ميخوانند اهل بخارا كويند كه	78	7154182101825371583	625	1046.5	503	934	66.91648864746094	105	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms49	false	4115264834069570760	0	122	0	615	1513	302	اصل اهل بخارا از اصطخري-ارس است خسوصا ملوك سامانيان كه بسبب بعضي از و قايع بيخارا افتادهاند و اتجا ساكن كشته و اين نوع را نهايت نباشد ازان جمله تايي3 چند كفته امد وشرح داد تا رسالت از ذكر اين معني خالي نباشد والله اعلم فصل پانزدهم در خواص بعضي مواضع ايزد تعالي بعضي مواضع را خاسيتي داده است و افريده كه ديكرم-واضع4 را ان نيست ذ-كر ان باجمال دريك فصل گفته ايد image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0099jpg هر ----كه در تبت شود فرح و شادي بر-ومستولي كردد مر كه باهو از مقام سازد عقل او نقصان كيرد وعطرها و بويهاء خوش باهو-از بمد تي نزديك بوي بكرداند و كويند بدوماه ياسه مام بوي او بشود بانطا كيه نيز بوي خوش زود متغير شود	49	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms078	true	5542241073050695164	168	300	865	1482	1482	300	اصل اهل بخارا از اصطخر پارس است خصوصا ملوك سامانيان كه بسبب بعضي ازو--قايع بيخارا افتادهاند و انجا ساكن كشته و اين نوع را نهايت نباشد ازان جمله تايي3 چند كفته امد وشرح داد تا-رسالت ازذ كر اين معني خالي تباشد والله اعلم فصل پانزدهم در خواص بعضي مواضع ايزد تعالي بعضي مواضع را خاصيتي داده است و افريده كه ديگر مواضع4 را ان نيست ذ كر ان باجمال دريك فصل كفته ايد يازر ل فراود ظ فراو 3 ل بي نقطه 4ل مواسي 74 خهان تاهه هر كه در-تبت شود فرح و شادي بر ومستولي گردد هر كه باهو-از مقام سازد عقل او نقصان گيرد وعطرها و-بويهاه خوش باهو از بمد تي نزديك بوي بگرداند و گويند بدوماه ياسه ماه بوي او بشود بانطا كيه نيز بوي خوش زود متغير شود-	78	7154182101825371583	537	971.0	427	624	86.05769348144531	96	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms49	false	4115264834069570760	122	302	615	1513	1513	302	هر كه بموصل مقام سازد قوت او نقصان كيرد درولايت بحرين نوعي خرماست وازوي شراب كنند هر كه ازان شراب خورد ازوي عرقي بيرون ايد كه جامه را رن-كنار نجي كند هر كه بتابستان درشهر مصيصه1 از ثغور شام روزه دارد سودا برو غالب شود وممكن كه بجنون انجامد هر كه در زنگبار شود طبع او بحرب كردن مايل گردد و-از خواص اهل زنگ ان است- كه پيوسته شادمان و باطرب باشند بروم كوزن نباشد وا---كر از جايي انجابرند تزيد كويند بهندوستان خوك نباش--------------------------------------------------د پيل جز بهندوستان بموضعي ديگر زه نكند تم-اح جز درنين مصر-و دسيس هندوستان نباشد در شهر حمص از حدود شام كژدم كمتر باشد و انچا گزند نكند وا-كر زخم كند ان-را اثري نباشد ودردنكند تابحدي image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0100jpg كه اكر جامه باب شهر حمص بشويي و دريوشي بهر موضع كه باشد از گزيدن كژدم ايمن بايد بود تا مادام كه ديكر بار بابي ديكر بشويند شهري است در خوزستان ان را ع-كر مكرم خوانند وشكر عسكري از انجا ارند در وي چنسي كژدم است كه او را جراره خوانند دم بر زمين مي كشد بوقت-رفتن وسياه-	49	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms079	true	-2571482906164522361	0	198	0	938	1416	300	هر كه بنوصل مقام سازد قوت او نقصان كيرد درولايت بحرين توعي خرماست وازدي شراب كتند هر كه ازان شراب خورد ازوي عرقي بيرون ايد كه جامه را رنگ نار تجي كند هر كه بتابستان درشهر مصيصه1 از تغور شام روزه دارد سودا برو غالب شود وممكن كه بجنون اتجامد هر كه در زنگبار شود طبع او بحرب كردن مايل گردد و از خواص اهل زنك ان استه كه پيوسته شادمان و-باطرب باشند بروم كوزح قبلشه معول كر از جايي انجابرند نزيد كويند بهندوستان خوك نباشد بچين كربه تباشد واگر انجا برند توالد و تناسل نكند پيل جز بهندوستان بموضعي ديكر زه نكند تمساح جز-درنيد مصر و دسيس هندوستان نباشد در-شهر حمص از حدود شام كژدم كمتر باشد و انجا گزند نكند وا كر زخم كند ان را اثري نباشد ودردنكند تابحدي پا نزدهم در خواص بضي هواضع 48 كه اگ--------------------ر جامه باب شهر حمص بشويي و دريوشي بهر موضع كه باشد از گزيدن كژدم ايمن بايد بود تا مادام كه ديگر بار بابي ديگر بشويند شهري است در خوزستان ان را عسكر مكرم خوانند وشكر عنكري از انجا ارند در وي جنسي كژدم است كه او را جراره خوانند دم بر زمين مي كشد بوقت رفتن وسياه	79	7154182101825371583	817	1501.0	645	961	85.01560974121094	153	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms50	false	-5297936718547283319	0	104	0	481	1527	301	باشد ودر اين شهر كراره خوانند هر كه را زخم كند هلاك شود ودرين شهر ازين كژدم بسيار باشد تابچ-ايي كه در كوزه هاء اب شود و كويند كوزه هاء اب سر مشبق بجهت ان رسم اوردند تا-اين كژدم دروي نتواندشد و پيش ازين در قديم بجهت زخم اين كژدم ترياقي ساختهاند مر-كب از سي وانددارو وبعد ازان صاحب كتاب كامل الصناعة نقل مي كند كه در عهد ما احداث ترياقي اسان بيرون اوردند و ان است كه هر دو دست فصد مي كنند و نيم در مسنگ كافور ميدهند1 از مضرت زهر ان كژدم خلاص مي يابد بفرمان خداي طبرقه شهري است بافريقيه	50	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms079	true	-2571482906164522361	198	300	938	1416	1416	300	باشد ودر اين شهر گراره خوانند هر كه را زخم كند هلاك شود ودرين شهر ازين كژدم بسيار باشد تا بجايي كه در كوزه هاء اب شود و گويند كوزه هاء اب سر مشيق بجهت ان رسم اوردند تا اين كژدم دروي نتواندشد و-پيش ازين در قديم بجهت زخم اين كژدم ترياقي ساختهاند مر كب از سي وانددارو وبعد ازان صاحب كثاب كامل الصناعة تقل مي كند كه در-عهد ما احداث ترياقي اسان بيرون اوردند و ان است كه هر دو-دست فصد مي كتند و نيم در-مسنگ كافور ميدهند1 از مضرت زهر ان كژدم خلاس مي-يابد بفرمان خداي طبرقه شهري است بافريقيه-	79	7154182101825371583	466	881.0	368	484	96.28099060058594	88	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms50	false	-5297936718547283319	104	301	481	1527	1527	301	دروي كژدم بسيار باشد18 -ر و كشنده مثل كژدم عسكر مكرم درولايت مصر برف و باران نيايد واكر ايد نادر باشد و غريب شهري است بخوزستان ان را مسرقان خوانند انجا توعي خرما باشد هر كه رطب ان بخورد و بعد ازان اب اين شهر بخورد بهمه حال تب ايداورا وهر كز خطا نكند اما انچه تعلق بخلق وخلق دارد اين است image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0101jpg اهل خوزستان بدخوي باشند و بايكديگر باندك- چيزي مناقشت وخصومت كنند وبخيل باشند وبگونه زردباشند ولاغر-باشند و-موي سر و محاسن وديگ-ر مويهاء ايشان كم باشد اهل حيل وديلم لاغر باشند واندك موي و كندم كون و شتاب زده وناياك برطبع اهل زنگيان غفلت غالب باشد اهل طبرستان راموي بسياربا-شد وابروپيوسته وسخن بتعجيل كويند وشتاب-زده باشند از جملةا حدود مازندران اهل گر كان ساكن تر و با وقارتر باشند اهل عراق اعتمادرا نشايند ونفاق وغدر-بر طبع ايشان مستولي باشد اهل ماوراء النهر شراب دوست وتازه ميزبان باشند و-بخيرات ميل كنند امابدمست و معريد ومتهتك وهرزه باشند اهل خراسان هر شهري رابچيزي ن-بت كنند اهل مرو را ببخيلي اهل سرخس را بسخن سرد گفتن اهل نشابور را بكباءر1 گفتن اهل بلخ را برعونت ولاف بي معني زدن و پليد-زباني اهل هراة را بنرمي اهل-	50	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms080	true	5752964187497330795	0	198	0	1014	1493	300	دروي كژدم بسيار باشدل 18ر و كشنده مثل كژدم عسكر-مكرم درولايت مصر برف و باران نيايد واكر ايد نادر باشد و-غريب شهري است بخورستان ان را مسرقان خوانند انجا نوعي خرما باشد هر كه رطب ان بخورد و بعد ازان اب اين شهر بخورد بهمه حال تب ايداورا وهر كز خطا بكند اما-انچه تعلق بخلق وخلق دارد اين است ل ميدهد ان نام ا-----------------------------------هل خوزستان بدخوي باشند و بايكديكر باندها چيزي منافشت وخصومت كنند وبخيل باشند وبكونه زردباشند ولاغر باشند و موي سر و محاسن و ديكر مويهاء ايشان كم باشد اهل گيل وديلم لاغر باشندو اندك موي و گندم كون و شتاب زده وتاياك برطبع اهل زنگيان غفلت غالب باشد اهل طبرستان راموي بسيار باشد وابروپيوسته وسخن بتع-يل كويند وشتاب زده باشند از جملها حدود مازندران اهل گرگ-ان ساكن تر و با وقارتر باشند اهل عراق اعتمادرا تشايند وتفاق وغدر بر طبع ايشان مستولي باشد اهل ماوراء-النهر شراب دوست وتازه-ميزبان باشند و بخيرات ميل كنند امابدمست و معريد ومتهتك وهرزه باشند اهل خراسانهرش--هري رابچيزي نسبت كنتد اهل مرو را ببخيلي اهل سرخس را بسخن سرد گفتن اهل نشابور را بكباءر1 گفتن اهل بلخ را برعونت ولاف بي معني زدن و پليد زباني اهل حراة را بنرمي اهل	80	7154182101825371583	957	1779.5	774	1058	90.45368957519531	164	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms51	false	1772119852498032584	0	96	0	472	1491	302	طوس را معلوم است امامواضعي كه ببعضي علت مخصوص است اين است2 خوزستان ولايتي است كه درو علتها و بيماريها بسيار باشد image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0102jpg فصل يلوزن مرواسن بي واضع--------------- خاصه مردم غريب را كه انجا افتد در عسكر مكرم و اهواز تب بسيار ايد چنانكه كس باشد كه هر گز خويشتن را بي تب نديده باشد و هر بازار گان كه انجا رسد هم در روز تب كيرد و تااز انجا نرود تب رهانكند در شهر مرو رشته بر ايد وبن-واحي اونيز باشد چون بنج ده و-مرود 2 وباورد واين علت را بتازي عرق مدني	51	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms080	true	5752964187497330795	198	300	1014	1493	1493	300	طوس را معلوم است امامواضعي كه ببعضي علت مخصوص است اين است2 خوزستان ولايتي است كه درو علتها و بيماريها بسيار باشد 15 افله كبا ز كقتن لانزدن 1 2 مقاي شود باتاربخ بيهق س 3229 كصل ياودههد در خواي بعني مواضه خاصه مردم غريب را كه انجا افتد در عسكر مكرم و-اهواز-تب بسيار ايد چنانكه كس باشد كه هر گز خويشتن را بي-تب نديده باشد و هر بازار گان كه انجا رسد-هم در روز تب كيرد و تااز انجا ترود تب رهانكند در-شهر مرو رشته بر-ايد و بثواحي اونيز باشد چون بنج-ده و مرود-- وباورد واين علت را بتازي عرق مدني-	80	7154182101825371583	386	671.0	305	489	78.93660736083984	72	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms51	false	1772119852498032584	96	302	472	1491	1491	302	خوانند و همانا اول بمدينه پديد امده است در شهر بلخ و حدود ان علتي است كه ان را يشه خورد كي مي خوانند ريشي است كه برايد و يوست و گوشت ازان موضع بشود و-دير بهتر-شود ايشان پندارند كه ان از كزيدن يشه پديد مي ايدو نه چنان است كه ان خودريشي است كه دران حدود بر ايد وطبيبان ان را قرحها بلخي خوانند بديهستان و ان حدودهم ريشي بر ايد عظيم كه ان را سناقر2 خوانند مانند قرحها بلخي بشهر نشابور و-حوالي او خون سوخته بسيارب-اشد كه انگشتان اياي بيفتد ياياي بولايت شام طاعون بسيار باشد در ولايت يمن شهري است كه ان را ظفار خوانند و حميريان انجا باشند بهيچ موضع در عالم تب سخت ترازان نگيرد كه انجا------------------------------------------------------ او ازجاي بجنبد و درد كند image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0103jpg در شهر طبرقه از حدود افريقيه و بابسيارافتد انچه درين باب از كتب يافته شد دريك فصل اير ااظرده شد فصل شانزدهم در ذكر بعضي عجايب بهر موضع در عالم حق تعالي عجايب بسيار افريده است وجمع كردن 18پ ان ميسر نگردد ازان جمله انچه معروف ترست اورده شود درحد روم بنزديكي شهر روميه كنبدي است بلند هرسال كه زيتون فرارسد مرغان مي ايند ودو زيتون بمخلب ويكي بمنقاو كرفته مي ارند و بر سراين-	51	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms081	true	-6208546662649049093	0	221	0	1055	1409	300	خوانند و همانا اول بمدينه پديد امده است در شهر بلخ وحد-ود ان علتي است كه ان را پشه خورد گي مي-خوانند ريشي است كه برايد و پوست و گوشت ازان موضع بشود و دير بهتر شود ايشان پندارند كه ان از كزيدن يشه پديد مي ايدو-نه چنان است كه ان خودريشي است كه دران حدو دبر ايد وطبيبان ان را قرحها بلخي خوانند بديهستان و ان حدودهم ريشي بر ايد عظيم كه ان را سناقر2 خوانند مانند قرحها بلخي بشهر تشابور و حوالي او خون سوخته بسيار باشد كه انكشتان ب-اي بيفتد ياپاي بولايت شام طاعون بسيار باشد در ولايت يمن شهري است كه ان را ظفار خوانند و حميريان انجا باشند بهيچ موضع در عالم تب سخت ترازان نگيرد كه انجا اهل بحرين را رنج سپرز بسياوباشد و هر كه انجا رود سپرز او ازجاي بجنبد و-درد كند مرورودا ساقور تاريخ بيق ص ان نام در------------------شهر طيرقه از حدود افريقيه و بابسيارافتد انچه درين باب از كتب يافته شد دريك فصل ايراد كرده شد فصل شانزدهم در ذ كربعضي عجايب بهر موضع در عالم حق تعالي عجايب بسيار افريده است وجمع كردن 18پ ان ميسر نگردد ازان جمله انچه معروف ترست اورده شود درحذ روم بنزديكي شهر روميه كنبدي است بلند هرسال كه زيتون فرارسد مرغان مي ايند ودو زيتون بمخلب ويكي بمنقار كرفته مي ارند و بر سراين	81	7154182101825371583	939	1774.0	745	1078	87.10575103759766	182	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms52	false	-1113141860961460943	0	73	0	349	1459	301	گنبد سور-اخي است اين زيتونها بدان سوراخ فرو-مي اندازند چنانكه بچند نوبت ان كنبد ازز-يتون پرشود واهل ان موضع ان را بر مي دارند و خرج مي كنند ودخلي باشد اين ايشان را در طرف اندلس بنز-ديكي بحر-محيط موضعي است كه انجا ادمي كمتر باشد انجا سواري كرده-اند از مس بران شكل كه هر كه انجارسد پندارد كه ان سوار-اشارت مي كند كه باز گرد و از ينجامگذر واكر كسي از ان موضع	52	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms081	true	-6208546662649049093	221	300	1055	1409	1409	300	كنبد سور اخي است اين زيتونها بدان سوراخ فرو مي اندازند چنانكه بچند نوبت ان كنبد از زيتون پرشود واهل ان موضع ان را بر مي دارند و-خرج مي كنند ودخلي باشد اين ايشان را در طرف اندلس بنز ديكي بحر محيط موضعي است كه انجا ادمي كمتر باشد انجا سواري كرده اند از مس بران شكل كه هر كه انجارسد پندارد كه ان سوار اشارت مي كند كه باز كرد د از ينجامگذر واگر كسي از ان موضع-	81	7154182101825371583	342	637.0	271	356	96.06741333007812	72	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms52	false	-1113141860961460943	73	301	349	1459	1459	301	در گذشت شتر-مورست انجا كه ادمي هلاك كند و بخورد و اين شتر موربغايت بزرك باشد واز بزر كي جنها او چيزماء منكر-ميكويند image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0104jpg اسكندرته شهري است بر كنار درياء روم انجا مناره ايست در ميان اب از سنگ بر اورده بغايت بزرك و بلند و چنين كويند كه درين مناره قريب سيصد خانه است و برين مناره درقديم ايينه اي بوده است اويخته قطر او دوازده كز هر كه در زير اين اينه بنشستي و دروي نگاه كردي هر-لشكر كه بردرشهر قسطنطينيه جمع شدي بديدي وميان ان هردو موضع عرض در ياست و اين غايت عجيب است و گويند هرلشكر كه قصد اسكندريه كردي سطح اين اينه را بروغن چرب كردندي وچون افتاب بر-امدي روي ازان سو كردندي از عكس افتاب و اينه اتش دريشان افتادي از دو فرسنگ بعدازان دشمني بيامد و ببعضي حيلتها بدان اينه رسيد و ان را بدريا انداخت و ان طلسم باطل كرد و اين مناره و اين طلسم اسكند رساخته بوده است درولايت مصردرشهر فسطاط برجانب جنوب و مشرق نيل بر دو فرسنگي شهر بناهاء عظيم است و از ان جمله دوبناء است عظيم بزرك ان را هرمين خوانند چهارسو طول او چهار صد كز و عرض او همچندين و ارتفاع اوهم چهارصد گز چندانكه بلند 1 مي شود تنك تر-مي شود تاچون بر-سر رسد چنداني باشد كه شتري بروي خسبد و بعضي گويند كه اين هرمين يك بناء-	52	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms082	true	-3267779718771993479	0	232	0	1083	1387	300	در گذشت شتر مورست انجا كه ادمي علاك كند و بخورد و اين شترمور بغايت بزرك باشد واز بزر كي جتها او چيزهاه منكر ميكويند صل شانزدهدرذ كر بضي عيا اب 9 اسكندري---------------------ه شهري است بر كنار درياء روم انجا مناره ايست درمي-ان اب از سنگ بر اورده بغايت بزرك و بلند و چنين كويند كه درين متاره قريب سيصد-خانه است و برين مناره درقديم ايينه اي بوده است اويخته قطر او دوازده گز هر كه در زير اين اينه بنشستي و دروي نگاه كردي هر لشكر كه بردرشهر قسطنطينيه جمع شدي بديدي وميان ان هردو موضع عرض در-ياست و اين غايت ---ب است و كويند هرلشكر كه قصدا سكندريه كردي سطح اين اينه را بروغن چرب كردندي وچون افتاب بر امدي روي ازان سو كردندي از عكس افتاب و اينه اتش دريشان افتادي از دو فرسنگ بعدازان دشمني بيامد ويب-عضي حيلتها بدان اينه رسيد و ان را بدريا انداخت و ان طلسم باطل كرد و اين مناره و اين طلسم اسكندر ساخته بوده است درولايت مصردرشهر فسطاط برجاتب جنوب و مشرق نيل بن دو فرسنكي شهر بناهاء عظيم است و از-ان جمله دوبناه است عظيم بزرگ ان را هرمين خوانند چهارسو طول او چهار صدگ-ز و عرض او همچندين و ارتفاع اوهم چهارصد گز چندانكه بلند 1 مي شود تنك تر مي شود تاچون بر سر رسد چنداني باشد كه شتري --وي يد-- و بعضي كويند كه اين هرمين يك بناء	82	7154182101825371583	1013	1902.5	798	1117	90.68934631347656	200	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms53	false	-1787467766824462268	0	69	0	339	1492	302	است بدين صفت و لفظ تثنيه ازان است كه سراو دو ساخته است واين جمله مصمت است و image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0105jpg ميان پر اما راهي دارد كه دروي توان رفت و برسراو توان شد و كويند بروي نبشته است بخط يوناني كه ما را درملك خويش ميسر كشت كه چنين بنايي ساختيم هر كه بعدازما دعوي پادشاهي كند گو اين را خراب كن و معلوم است كه خرابي از	53	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms082	true	-3267779718771993479	232	300	1083	1387	1387	300	است بدين صفت و-لفظ تشنيه ازان است كه سراو دو ساخته است واين جمله مصمت است و ل بلندي جهادنامه--------------------------------- ميان پر اما راهي دارد كه دروي توان رفت و برسراو توان شد و كويند بروي تبشته است بخط يوناتي كه ما را درملك خويش ميسر كشت كه چنين بنايي ساختيم هر كه بعدازما دعوي پادشاهي كند گو اين را خراب كن و معلوم است كه خرابي از-	82	7154182101825371583	285	531.5	220	339	84.07079315185547	60	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms53	false	-1787467766824462268	69	302	339	1492	1492	302	عمارت اسان ترباشد پس كويند درعهد كسري انوشيروان تقدير كردند خراب كردن ان را چون بنگريستند مال عراق بتمامت در خراب كردن ان صرف ميشد بسبب انكه در احكام ان مبالغت كردهاند كه تبر د كلنگ بروي كمتر كارمي كند و روزي از و اند كي بازمي توان كرد و معلوم نيست تا ان كه كرده است و انكه كويند بروي نبشته است كه بني الهرمان والنسر الواقع في السرطان اصلي ندارد و افترا كرده اند اما يقين است كه بنايي 19 ر بغايت قديم است و كويند كه ان بر-سر گوري ازان ملكي ازملوك مصر كردهاند بجهت نشان را بنواحي اسطخر پارس بناهايي عظيم است از سنگ و دروي ستونهاء بسيار بزرك و صورتهاء بسيار كه مثل ان كم باشد گويند كه ان مسجد سليمان پيغمبرست عليه السلام ايوان كسري در مداين بنزديكي 1 عجب بنايي است و ان صفه ايست عظيم بزرك- طول اوصد گز وعرسض پنجاه گز وارتفاع اوهم سد گز واكنون بيشتر خراب شده است واند كي مانده خنگ بت وسرخ بت بباميان ازجملها عجايب است و ان image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0106jpg دو صورت است از سنگ تراشيده و از كوهانگ-يخته و بيرون امده در رواقي كه هم درين كوه كردهاند و از سنگ تراشيده و ميگويند بالاء ان صورتها چند بالاء مناره ايست وجملها اعضاء اين صورتها ميان تهي است واز كف پاي ايشان راهي است كه برانجا توان شد و بنردبان پايها كردهاند چنانكه در اندرون جملها اعضاء-	53	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms083	true	2995341576806688029	0	228	0	1137	1490	300	عمارت اسان ترباشد پس كويند درعهد كسري انوشيروان تقدير كردند خراب كردن ان را چون بنگريستند مال عراق بتمامت در خراب كردن ان صرف ميشد بسبب انكه در احكام ان مبالغت كردهالد كه تبر و كلنگ بروي كمتر كارمي كند و-روزي از-و اند-كي بازمي توان كرد و-معلوم نيست تا ان كه كرده است و انكه كويند بروي نبشته است كه بني الهرمان والنسر الواقع في السرطان اصلي ندارد و-افترا كرده-اند اما يقين است كه بنايي 19 ر بغايت قديم است و كويند كه ان بر سر كوري ازان ملكي ازملوك مصر كردهاند بجهت نشان را بنواحي اسطخر يارس بناهايي عظيم است ازسن-- و دروي ستولهاء بسيار بزرك و صورتهاء بسيار كه مثل ان كم باشد كويند كه ان مسجد سليمان پيغمبرست عليه السلام ايوان كسريدر--مداين بنزديكي ا عجب بنايي است و ان صفه ايست عظيم بزر گ طول اوصد گز وعر-ض پنجاه كز وارتفاع اوهم صد كز واكنون بيشتر خراب شده است واند كي مانده نت- بت وسرخ بت بباميان ازجملها عجايب است و-ان ظ بنزديكي بغداد 81 نصل شانزدهم درذكر بعضي عجاكب دو---صورت است از سنگ تراشيده و-از كوه انكيخته و-بيرون امده در رواقي كه هم درين كوه كردهاند و-از سنگ تراشيده و ميگويند بالاء ان صورتها چند بالاء مناره ايست وجمله- اعضاء اين صورتها ميان تهي است واز كف پاي ايشان راهي است كه برانجا توان شد و بترديان پايها كردهاند چنانكه در اندرون جملها اعضاء	83	7154182101825371583	1061	1970.0	846	1157	91.70268249511719	190	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms54	false	-8639196237805616323	0	68	0	350	1418	301	ايشان بتوان كشت تابسر انگشتان و-هم بنز-ديكي اين دو صورت ضورتي ديگرست صورت پيرزني اما ازينها خردتر مي كويند ان صورت دايها ايشان است بعضي مي كويند كه ان دوبت بوده است در ايام جاهليت كه ان را مي-يرستيدهاند و گويند يغوث و يعوق ايشان باشند وسران 1 سوم وكو-يند لات وعزي ومنات والله اعلم شادروان تستر از عمارتهاء بزرك و عجيب بخوزستان شادروان تسترست و-ان پلي است	54	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms083	true	2995341576806688029	228	300	1137	1490	1490	300	ايشان بتوان گشت تابسر انگشتان و هم بنز ديكي اين دو صورت صورتي ديكرست صورت پيرزني اما ازينها خردتر مي كويند ان صورت دايها ايشان است بعضي مي كويند كه ان دوبت بوده است در ايام جاهليت كه ان را مي يرستيدهاند و كويند يغوث و يعوق ايشان باشند وسران ا سوم و گويند لات وعزي ومنات والله اعلم شادروان تستر-از عمارتهاء بزرك و عجيب بخوزستان شادروان تسترست و ان پلي است-	83	7154182101825371583	341	643.0	275	355	96.05633544921875	64	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms54	false	-8639196237805616323	68	301	350	1418	1418	301	كه كرده اند عظيم بزرك بررودخانهاي و درازي ان پل سيصد گام است ودروي بيست ودو طاق بزرك و بيست و دو خردتر و بردو طرف اين پل شادرواني كشيده از سنگ قريب نيم فرسنگ واين بجهت ان كرده اندتا اب بردر شهر ايد باب الابواب از بناهاء عظيم نيز باب الابواب است و ان شهر در بند خزررا كويند كه يك جانب او كوه است كه ان را جبال قبق كويند و ديگر جانب دريا يعني بحيره- ابسكون و دو ديواربارها اين شهر از كوه در امده است و بدريا در شده و اين ديوارها از سنگه است و كويند كه انچه در در ياست ارزيز مي كداخته اند و image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0107jpg فرومي ريخته تا با سطح اب بر ابر شده است انگاه يسنگ برا و رده اند و اين دو ديوار چندانكه بدريا در ميشود تنگ تر ميشود و بهم نزديك تر مي ايد تا بعد ميان ايشان باند كي باز ايد و كسي كه از جانبي فرارسد بميان اين دودي-وار در ايد و مي ايد تا بنز-ديكي ميان بازار وبر طرف اين دوديوار زنجيري بستهاند ازين ديوار تا بدان بجهت اين تا كشتي باجازت وعلم ايشان در ايد و بيرون شود بحدود حرحان ديواري كشيده است از خشت يخته از سر كوه عليا باد تا ناحيت سياوشك تا ا-بسكون و-هر خشتي سي من تا چهل من و-طول اين ديوار 19پ پنجاه فرسنگ بر-ايد و اين ديوار كه بردر- گز-	54	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms084	true	-2007523098047888968	0	226	0	1020	1372	300	كه كرده-اند عظيم بزرك بررودخانهاي و درازي ان يل سيصد كام است ودروي بيست ودو طاق بزرك و بيست و دو خردتر و بردو طرف اين يل شادرواني كشيده از سنگ قريب نيم فرسنگ واين بجهت ان كرده اندتا اب بردر شهر ايد باب الابواب از بناهاء عظيم نيز باب الابواب است و ان شهر در-بند خزررا كويند كه يك جانب او كوه است كه ان را جبال قبق گويند و ديگرجات-ب دريا يعني بحيرها ابسكون و دو ديوارباره -اين شهر از كوه در امده است و بدريا در شده و اين ديوارها از سنگ- است و گويند كه انچه در در ياست ارزيز مي كداخته اند و جهان نامه---------------------------------------- فرومي ريخته تا با سطح اب بر-ابر شده است انگاه بسنگ بر- اورده-اند و اين دو ديوار چندانكه بدريا در ميشود تنك تر ميشود و بهم نزديك تر مي ايد تا بعد ميان ايشان باند كي باز ايد و كسي كه از جاتبي فرارسد بميان اين دو ديوار در-ايد و-مي ايد تا-بنز ديكي ميان بازار وبر-طرف اين دوديوار زنجيري بستهاند ازين ديوار تا بدان بجهت اين تا كشتي باجازت وعلم ايشان در ايد و بيرون شود بحدودگره-ان ديواري كشيده است از خشت پخته از سر كوه عليا باد تا ناحيت سياوشك تا ا بسكون و هر خشتي سي من تا چهل من و طول اين ديوار---- پنجاه فرسنگ بر ايد و اين ديوار كه بردره گز	84	7154182101825371583	982	1813.5	765	1077	91.17919921875	198	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms55	false	1779167929407351411	0	75	0	354	1451	301	و باورد بنزديك ديه بغوده1 مي گذرد و-بزير شهر باورد در-بيابان فرو گذرد بسوي سرخس معلوم نيست تا هم ازين ديوارست يا ان خود ديواري ديگرست و ان ديوار كه بحدود گر گان است ان را تجنبار خوانند نقش كوه بهستون از چيزهاء عجيب كه در عالم است يكي ان است كه خسروپ-رويز ملك فرموده است در كوه بيستون و ان صور تهاست از سنگ كنده انگيخته تابحد ي كه مطربان كرده اندبا چنگ وهيچ	55	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms084	true	-2007523098047888968	226	300	1020	1372	1372	300	و باورد بنزديك ديه بغوده1 مي گذرد و بزير-شهر باورد در بيابان فرو كذرد بسوي سرخس معلوم نيست تا هم ازين ديوارست يا ان خود ديواري ديگرست و ان ديوار كه بحدود كر-گان است ان را تجنبار خوانند نقش كوه بهستون-از چيزهاء عجيب كه در عالم است يكي ان است كه خسر ويرويز ملك فرموده است در كوه بيستون و ان صور تهاست از سنگ كنده انگيخته تابحد-ي كه مطربان كرده اندبا چنگ وهيچ-	84	7154182101825371583	345	649.0	275	357	96.63865661621094	67	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms55	false	1779167929407351411	75	301	354	1451	1451	301	سازديگر نه بسبب انكه ديگر معازف بعد-از تاريخ خسر و ساختهاند و همچنين جويهاء اب در سنگ كنده و اين جمله را زبر پوشيده است وسقف داود از كوه ومي گويند كه يادشاهي مبلغها مال بر-ان صرف كرد تاسقف اورا سوراخي كرد ببالا بيرون image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0108jpg بالاء ان سوراخ چهارصد و دوازده گز بر امد كويند شست هزار دينار برين-شد در حدود پارس شهري است كه ان را بشاپور1 خوانند بتزدي-كي او كوهي است كه جملها ملوك اين شهر را دران كوه صورت از سنگ كنده اند و تراشيده در حدود مكران از سوي كرمان كوهي است كه ان را يلنگان خوانند از وي كلوخي بر گيري و بشكني بر موضع شكستن او صورت ادمي پديد ايد نشسته يا ايستاده ياخفته وچون ان باقي را بشكني ديگر باره همچنين پديد ايد و چندانچه مي-شكني همچنين بود واكر ان كلوخ را بكوبي و باب تر كني و كل كني و بنهي تاخشك شود انگاه بشكني همچنين يديد ايد درحد پارس شهري است كه ان را دارابگرد خوانند بنزدي-كي ان شهر كوههاست از نمك اما برنكها بعضي سييد و بعضي سياه و همچنين سرخ و زردو سبز و كبود و از وي خوانها و چيزها تراشند و-بجايها برلد وبفروشند و نمك ديگر شهرها در زمين2 باشد در حدودچين سنگي است كه ان را حجر العفاف 3 خوانند چون ان سنگرا بجنباني از وي اوازي ايد چنانكه پنداري-	55	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms085	true	-9184728999943547971	0	230	0	1081	1384	300	سازديگر نه بسبب انكه ديگر معازف بعد از تاريخ خسر-و ساختهاند و همچنين جويهاء اب درسن ك--نده و-اين جمله-را زبر پوشيده است وسقف دارد از كوه ومي كويند كه پادشاهي مبلغها مال بر ان صرف كرد تاسقف اورا سوراخي كرد ببالا بيرون ل بي لقطه بصل شانزدهه درذ كر بعضي عجالب---------- بالاء ان سوراخ چهارصد و دوازده كز بر امد گويند شست هزار د-نار برين شد در حدود پارس شهري است كه ان را بشايور1 خوانند بنز ديكي او كوهي است كه جملها ملوك اين شهر-را دران كوه صورت از سنگ كندهان-د و تراشيده در حدود مكران از سوي كرمان كوهي است كه ان را يلنگان خوانند از وي كلوخي بر-گيري و بشكني بر موضع شكستن او صورت ادمي بديد ايد نشسته يا ايستاده ياخفته وچون ان باقي را بشكني ديكر باره همچنين پديد ايد و چندانچه مي شكني همچنين بود واكر ان كلوخ را بكوبي و باب تر كني و كل كني و بنهي تاخشك شود انگاه بشكني همچنين پديد ايد درحد پارس شهري است كه ان را دارابگرد خوانند بنز ديكي ان شهر كوههاست از نمك اما برنگها بعضي سپيد و بعضي -ياه و همچنين سرخ-و زردو سبز و كبود و از وي خوانها و چيزها تراشند و بجايها بر-د وبفروشند و نمك ديگر شهرها در زمين- باشد در حدودچين سنكي است كه ان را حجر العفاف-3 خوانند چون ان سنگرا بجنباني از وي اوازي ايد چنانكه پنداري	85	7154182101825371583	1011	1882.0	798	1105	91.49320983886719	192	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms56	false	6525317130802455175	0	58	0	282	1408	302	كه در ميان او چيزي است و هيچ چيز نباشد و چندانكه اجز اء او را مي شكني ومي جنباني همچنين اواز مي ايد و در ميان هيچ نباشد و سنگ مصمت بود image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0109jpg--------------------------- در كوه دتباوند سنگي است سبز رنگ چون او را بر اتش نهي بسوزد واز وي دودي سبزرنگ بر-مي ايد بسبب انكه	56	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms085	true	-9184728999943547971	230	300	1081	1384	1384	300	كه درم-يان او چيزي است و-هيچ چيز نباشد و چندانكه اجز اء او را-مي شكني و ميجنباني همچنين اواز مي ايد و در ميان هيچ تباشد و سنك ---ت بود اصد بي تقطه سابور شاپور ظ ازين ززمين شايد الحقاف بمعني رب توده كج 83 هان تاه در كوه دتباوند سنگي است سبز رنگ چون او را بر اتش نهي بسوزد واز وي دودي سبزرنگ بر مي ايد بسبب انكه-	85	7154182101825371583	220	366.5	169	310	70.96774291992188	45	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms56	false	6525317130802455175	58	302	282	1408	1408	302	دروي كو كرد باشد ازين سنگ تعويذها كنند و با خويشتن دارند و بربازو بندند و كويند مبارك باشد و از چشم ايمن باشند و كويند چون ان سنگ را برسنگي ديگر باب بسايي و ان اب بخوري ترياق باشد اززهر مار و-كژدم در تر كستان ميان خ-لخ و ختلان عقبه ايست كه-هر كه بروي گذرد سم چهار يايان در نمد دوزند تا سنگها بانگ نكند كه اكر چنين نگنند و ان سنگها1 سخت بهم باز ايد و بانگ كند حالي تاريكي در هوا پديد ايد وبا-ران يابرف در ايستد و يذ2 كه تركان كنند بجهت برف و باران از انجا كرفته اند وبدان كنند درهندوستان نيز كوهي است بزرگ و بلند هر كه بران-جا گذرد سخن اهسته بايد گفتن كه اگر كسي نداند و نعره اي زند 200 ر يابانگي بلندتر كند بادي سخت و رعد و برق و باران پديد ايد در اقصاء تركستان بهر وقت كه برقي عظيم بجهد وقت هست كه جوهري بزمين مي ايد مانندها اهن اما برنگ مس راماند و بشكل پيكان يا سج-را بعضي خردتر و بعضي بزرگت-ر و اگر بر ادمي ايد حالي بكشد و برهر-موضع كه زند بگذرد و او را هيچ حجاب نمي كند و اهن بروي كارنمي كند و ازوي هيچ نمي-توان ساخت از سختي ان جوهر image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0110jpg و -----------------------------------------------شنيدم كه در حدود ماز ندران و ديلم همچنين جوهري مي ايد اما بزرك در حد حربه اي ايشان ان را خشت اسماني مي خوانند درخوزستان از سوي پارس كوهي است بروي-	56	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms086	true	1523043152221209333	0	257	0	1173	1377	300	دروي كو گرد باشد ازين سنگ تعويذها كتند و با خويشتن دارند و يربازو بندند و كويند مبارك باشد و از چشم ايمن باشند و كويند چون ان سنگ را برسنگي ديگر باب بسايي و ان اب بخوري ترياق باشد اززهر مار و كژدم در تر كستان ميان خالخ و-ختلان عقبه ايست كه هر كه بروي گذرد سم چهار پايان در نمد دوزند تا سنگها بانگ نكند كه اگرچ-نين نكنند و ان سنگها1 سخت بهم باز ايد و بانگ كند حالي تاريكي در-هوا يديد ايد و باران يابرف در-ايستد و يد2 كه تركان كنند بجهت برف و باران از انجا كرفته اند وبدان كنند درهندوستان نيز كوهي است بزرك و بلند هر كه بر اتجا گذرد سخن اهسته بايد گفتن كه اگر كسي نداند و نعره اي زند 20--ر يابانگي بلندتر كند بادي سخت و رعد و برق و باران پديد ايد در اقصاء تركستان بهر وقت كه برقي عظيم بجهد وقت هست كه جوهري بزمين مي ايد مانندها اهن اما برنگ مس راماند و بشكل پيكان يا سج را بعضي خردتر و بعضي بزر كتر و اگر بر ادمي ايد حالي بكشد و برهر موضع كه زند بگذرد و او را هيچ حجاب نمي كند و اهن بروي كارنمي كند و ازوي هيچ نمي توان ساخت از سختي ان جوهر حجر المطر 2_ يده برف وباران اوردن را كويند بطريق عمل سحر وساحري يرمان فصل شاززدهم درذكر بعضيعيالب وشنيدم كه در-حدود ماز-ندران و ديلم همچنين جوهري مي-ايد اما بزر گ درحد حربه اي ايشان ان را خشت اسماني مي خوانند درخوزستان از-سوي يارس كوهي است بروي	86	7154182101825371583	1042	1940.5	814	1183	88.08114624023438	214	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms57	false	-3717292606646562868	0	44	0	205	1445	301	پيوسته اتش مي سوزد بروز دود بينند و بشب اتش در حدود شروان و باكويه بر زمين همچنين موضعي است كه ان--جا بدو جايگاه اتش ميسوزد يكي بزرك-تر درحد هزار گز در عزار كز و ديگري خردتر بحدصد گزدرصد گز و همچنين بروز دود	57	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms086	true	1523043152221209333	257	300	1173	1377	1377	300	پيوسته اتش مي سوزد بروز دود بينند و بشب-اتش در-حدود شروان وبا كويه بر-زمين همچنين موضعي است كه ل اتجا بدو جايكاه اتش ميسوزد يكي بزر گتر درحد هزار كز در هزار كز و ديگري خردتر بحدصد گزدرصد گز و همچنين بروز دود-	86	7154182101825371583	192	347.5	153	208	92.30769348144531	32	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms57	false	-3717292606646562868	44	301	205	1445	1445	301	كند و بشب اتش و ميان اين هردو موضع قريب دويست كز باشد و چهارپاي درين ميان علف خورد و گياه رويد و ارتفاع اتش در تابستان مرد-بالايي باشد ودر--زمستان نيزه بالايي وهر گز اتش ازين موضع فراتر-نشود در جزيره هاء جابه از حدود هندوستان همچنين كوهي است كه بر-سراو صد گز درصد گز اتش مي سوزد و بالاء اتش نيزه بالا باشد و-بروز دود بينند و-بشب اتش درحدود روم وفرنگ- ازسوي شمال كوهي است برج-انب جنوبي ان كوه همچنين اتش مي سوزد و سنگ و خاك مشتعل ميگردد و برجانب شمالي ان كوه پيوسته برف باشد در حدود پارس بموضعي كه ان را برقوه خوانند تلهايي بزر ك است بغايت از خا كستر بعضي كويند كه ان جايگاه نمرود ابن كنعان است و ان خا كستر اتش او اما نمر-ود مقيم بابل بوده است به صنعاء يمن تلي عظيم است بغايت بزرك- كه پيش ازين بنايي بزر-ك بوده است و خراب شده و ان را غمدان1 خوانند و image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0111jpg كويند ان كوشك پادشايي بوده است از ملوك يمن در بحر مشرقي بدان موضع كه ان را بحر اخضر خوانند بنزديكي شهر عدن جنسي ماهي است در دريا طول او صدگ-ز يادويست كز كشتي بزند و-غرقه كند و بشكند ملا حان از و عظيم ترسند هم درين بحردر برابري1 پارس ماهءي باشد طول اوقريب بيست كزيا كمتر واو را بحيلتي صيد مي كنند ودر شكم اوماهي ديكر مي باشد خردتر ازو در شكم ان ديگر ممچنين ماهءي ديگر باشد خردتر و-همچنين تاچهار وپنج باشد در داخل يكديگر هم درين در ياماهءي 2 باشد بالاء اويك-	57	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms087	true	3649557234416465265	0	263	0	1216	1371	300	كند و بشب اتش و ميان اين هردو موضع قريب دويست كز باشد و چهارباي درين ميان علف خورد و كياه رويد و ارتفاع اتش در تابستان مرد بالايي باشد و در زمستان نيزه بالايي وهر گز اتش ازين موضع فراتر نشود در-جزير- هاء جابه از خدود هندوستان همچنين كوهي است كه بر سراو صد كز درصد گز اتش مي-سوزد و بالاء اتش نيزه بالا باشد و بروز دود پينند و يشب اتش درحدود روم وقرنگي ازسوي شمال كوهي است بز جانب جنوبي ان كوه همچنين اتش مي سوزد و سنگ و خاك مشتعل ميگردد و برجانب شمالي ان كوه پيوسته برف باشد در حدود پارس بموضعي كه ان را برقوه خوانند تلهايي بزر گ است بغايت از خاك-ستر بعضي كويند كه ان جايگاه نمرود ابن كثعان است و ان خا كستر اتش او-اها تمر ود مقيم بابل بوده است به صنهاء يمن تلي عظيم است بغايت بزركي كه پيش ازين بنايي بزر ك بوده است و-خراب شده و ان را غمدان1 خوانتد و ل عمدان 16 هان نامه كو------------------------------يند ان كوشك پادشايي بوده است از ملوك يمن در بحر مشرقي بدان موضع كه ان را بحر اخضر خوانند بتزديكي شهر عدن جنسي ماهي است در دريا طول او صد كز يادويست كز كشتي بزند و غرقه كند و-بشكند ملا حان از-و عظيم ترسند هم درين بحردر برابريا پارس ماهشي باشد طول اوقريب بيست گزيا كمتر واو را بحيلتي صيد مي كنند و درشكم اوماهي ديكر مي باشد خردتر ازو در شكم ان ديگر همچنين ماهءي ديگر باشد خردتر و همچنين تاچهار وپنج باشد در داخل يكديكر هم درين در-ياماهءي-2 باشد بالاء اويك	87	7154182101825371583	1150	2122.5	907	1256	91.56050872802734	225	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms58	false	8612032928546493060	0	35	0	154	1392	301	گز-كم يابيش و-او در-هوا بيرد وروي او بروي بوم ماند هم درين دريا كشف باشد كه دور او بيست كز بر ايد و كويند درشكم او هزاو بيضه باشد وانگشتري ذ بل و چيزهايي كه	58	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms087	true	3649557234416465265	263	300	1216	1371	1371	300	گز كم يابيش و او در هوا بيرد وروي او بروي بوم ماند هم درين دريا كشف باشد كه دور او بيست گز بر ايد و كويند درشكم او هزار بيضه باشد وانگشتري ذ-بل و چيزهايي كه-	87	7154182101825371583	150	273.0	117	157	95.5414047241211	33	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms58	false	8612032928546493060	35	301	154	1392	1392	301	از ذبل تراشند و بخراسان ارند از-پشت او باشد و ان در-جزير هها20پ يابند كه او را صيد نتوان كرد هم درين دريا ماهيي باشد برشكل تنها گاوي يا انچه بكاو ماند و او بيضه ندارد همچنان زه مي كند و كويند بچه را شير مي دهد و از پوست ان ماهي درق مي كنند ه-م درين دريا جنسي مرغ باشد كه خاشاك از روي دريا جمع كند و برروي دريا اشيانه 3 سازد وبيضه نهد و بچه بيرون كند و-هر كز بخشكي نيايد image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0112jpg در1 -----------------------------------------درياء هندوستان حيواتي است كه سرودست و بيش نيمها او مانندماهي اما دندانها و پنجه دارد ووقت باشد كه ان حيوان را در جيحونها و رودهاء بزرگ مي -بينند و هندوان او را مكر ميخوانند در پارس شهري است كه ان را دارابگرد خوانند و اين شهر حصاري دارد و خندقي گرد او بزرگ ازين خندق ماهيي صيد كنند كه او را2 هيچ استخوان نبود و گوشت او3 بغايت خوش باشد در بعضي از ديههاء پارس چاهي است هر سال بوقتي معين اب ازين چاه بر ايد و برروي زمين برود چنانكه اسيابگرداند و زمينها اب دهند و ابدانها پر كنند انگاه باز-كم شود و بقرار خويش باز ايد در يارس شهري است كه ان را جور خوانند انجا چشمه ايست در مغاكي و-در قعر او مثل ديگي مسين سرنگونسار و درزير ان ديگ سوراخي ازوي ابي بقوت بيرون مي ايد و برروي زمين مي ايد و كويند كه ان بطلسم ساخته-اند هم در پارس ديهي است و انجا چشمه ايست5 خوش بخورند و زمينها اب دهند اما اگر جامه بدو بشويي سيز كردد هم در حدود پارس-	58	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms088	true	8178216152366752911	0	276	0	1277	1385	300	از ذبل تراشند و بخراسان ارند از پشت او باشد و ان در جزير-هها20پ يابند كه او را صيد نتوان كرد هم درين ذريا ماهيي باشد برشكل تنها كاوي يا انچه بگاو ماند و او بيضه تدارد همچنان زه مي كند و كويند بچه را شير مي دهد واز--پوست ان ماهي درق مي كنند همم درين دريا چنسي مرغ باشد كه خاشاك از-روي دريا چمع كند و برروي دريا اشياله-3 سازد وبيضه نهد و بچه بيرون كند و هر كز بخشكي نيايد ن درنسخها اصل يرابر ي يالاي سطرافزوده شده است ل ماهن ل اشيانها صل شانزدهم درذكر بعضر عجالب درا درياء هندوستان حيواني است كه مرودست و-بيش ليمها او مانندماهي اما دندانها و پنجه دارد ووقت باشد كه ان حيوان را در جيحونها و رودهاء بزر كه ميبينند و هندوان او را مكر ميخوانشد در-پارس شهري است كه ان را دارابگرد خوانند و اين شهر حصاري دارد و خندفي كرد او بزرك ازين ختدق ماهيي صيد كنند كه او را2 هيچ استخوان ببود و گوشت او3 بغايت خوش باشد در بعضي از ديههاء پارس چاهي است هر-سال بوقتي معين اب ازين چاه بر ايذ و برروي زمين برود چنانكه اسيابگرداند و زمينها اب دهند و ابدانها پر كنند انگاه باز كم شود و بقرار خويش باز ايد در-پارس شهري است كه ان راجور4 خوانند انجا چشمه ايست در مغاكي و در فعر-او مثل ديكي مسين سرنگونسار و درزير ان ديگ سوراخي ازوي ابي بقوت بيرون مي ايد و برروي زمين مي ايد و گويند كه ان بطلسم ساخته اند هم در پارس ديهي است و انجا چشمه ايست خ-وش بخورند و زمينها اب دهند اما اكر جامه بدو بشويي سيز گردد هم در حدود پارس	88	7154182101825371583	1137	2121.0	890	1288	88.27639770507812	223	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms59	false	-1033084316587825681	0	26	0	111	1436	302	ديهي است و انجا چاهي درميان دو كوه ازوي دود بر مي ايد و حرارتي عظيم كه هيچ كس فرا سرچاه نتواند شد از غايت كرمي	59	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms088	true	8178216152366752911	276	300	1277	1385	1385	300	ديهي است و انجا چاهي درميان دو كوه ازوي دود بر-مي ايد و حرارتي عظيم كه هيچ كس فرا سرچاه نتواند شد از-غايت گرمي-	88	7154182101825371583	107	198.0	84	111	96.39639282226562	21	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms59	false	-1033084316587825681	27	298	116	1416	1436	302	مرغي بر-زبر ان چاه بپرد از حرارت ان درانجا افتد و بسوزد image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0113jpg در ح-----------------------------------دود زمين داور ريگي است كه در فصل بهارباران بران ريك بارد ريك اندك 1 و از زير ريگ بنجشك بچه بيرون ايد خرد وبروزي چند بزر-ك شود وبپ-رد در حدود بست چشمه ايست2 كه از زمين بر مي ايد و منجمد مي كردد و سنك مي شود و همچنين بچند موضع ديگر شنيده ايم كه اب سنگ شود در حدودماز ندران چشمه ايست2 كه اگر نجاستي در وي اندازي باد و رعد و برق و باران خيزد عظيم و تاجملها اب چشمه نريزي و ان نجاست پاك نكني ساكن نشود و در حدو-دطبر-ستان چشمه ايست2 بنز-ديكي ديهي و مردمان ان ديه اب ازان چشمه برند و خورند و در صحراي ان ديه جنسي كرم است جماعتي كه باب اوردن روند گوش مي دارند تا ياي بران كرم ننهند و اكر كسي بخطا پاي برو نهد اب در سبوي او كنده وطلخ شود و البته نتواندخورد وهمچنين شود هر كس كه از پس او باشد ابش تباه شود و بزيان ايد اما هر كه درپيش او بود21ر اب او بزيان نيايد و بقرار باشد در شام بحد و دبيت المقدس بياباني خردست كه او را جفار خوانند -چنانكه پيش ازين كفته امده استدو ---ريگ اين بيابان جنسي مارست مقدار يك بدست اززمين بجهد بر ادمي اندازد و زخم كند و بكشد وشنيديم كه در محمل وهودج مي جهد برشتر و در اجناس مار عجايب و اختلاف بسيارست بعضي كشنده image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0114jpg ----------------------------است و بعضي نيست1 و انكه كشنده است چون اصلال و افاعي باشد كه ازپس بيكروز يابدوروز يادهروز ياماهي ودوماه تاسالي بكشد2 و	59	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms089	true	-658554353443686318	2	299	6	1361	1361	299	مرغي بر زبر ان چاه بپرد از حرارت ان دراتچا افتد و بسوزد ل در ندارد ل ر1 ندارد ر اوا ندارد ل حور چ خور 9_ ل چشمه ابست شايدچشها اب است ان تاهه در حدود زمين داور ريكي است كه در فصل بهارباران بران ريگ بارد ريگ-اندك 1 و-از زيرريك- بنجشك بچه بيرون ايد خرد وبروزي چند بزر ك شود و بيرد در حدود بست چشمه ايست 2كه از زمين بر-مي ايد و منجمد مي كردد و سنگ مي شود و همچنين بپند موضع ديگر شنيده ايم كه اب سن -شود در-حدودمازندر ان چشمه ايست2 كه اگر بجاستي در-وي اندازي باد و رعد و برق و باران خيزد عظيم و تاجملها اب چشمه فريزي و ان نجاست پاك نكني ساكن نشود و در حدو دطبر ستان چشمه ايست- بنز ديكي ديهي و مردمان ان ديه اب ازان چشمه برند و خورند و-در سحراي ان ديه جنسي كرم است جماعتي كه باب اوردن روند گوش مي دارند تا پاي بران كرم ننهند و اكر كسي بخطا پاي برو نهد اب در سبوي او كنده وطلخ شود و البته تتواندخورد وهمچنين شود هر كس كه ازي-س او باشد ابش تباء شود و بزيان ايد اما هر كه درييش او بود21ر اب او بزيان نيايد و بقرار باشد در-شام بحد-و دبيت المقدس بياياني خردست كه او را جفار خوانند سچنانكه پيش ازين گفته امده است _ در ريگ اين بيابان جنسي مارست مقدار يك بدست اززمين بجهد بر ادمي اندازد و-زخم كند و بكشد و شيديم كه در محمل وهودج ميچه-د برشت و- در اجناس مار عجايب و اختلاف بسيارست بعضي كشنده كلمهاي افتاده شايد بثر كدا رك حاشيه صفحها قبل فصل شانزدهم درذكر بعضي عجاءب 89 است و بعضي نيست1 وا-نكه كشنده است چون اصلال و افاعي باشد كه ازيس بيكروز يابدوروز يادهروز ياماهي ودوماه تاسالي بكشد و--	89	7154182101825371583	1138	2060.0	892	1373	82.88419342041016	221	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms60	false	461685746510512638	0	258	0	1203	1412	301	كه بيمار كند و بيماري عظيم پديد ايد وباشد كه هيچ اثرنكند چون انواع كوس3 وا-زين جنس تايي چند گفته شود در طرف اذرباد كان كه با سوي روم دارد رودخانه ايست و در وي چنسي مارست كه چشم او- برهر كه افتد ان كس هلاك شود در حدود چين ماري است كه بانگه كند هر كه اواز او شنود هلاك شود ياحالي يا ديكر روز يا سديكر روز حكايت كنند2 كه در بعضي از طرف روم سواري ماري ديد و اين سوار نيزه اي بدست داشت بدان نيزه مار را بزد وبكشت سوار و اسب هردو برجاي بيفتادند و بمردند بعد ازان بچندروز مردي برين اسب مرده بگذشت سروپايي2 فرا اورد سر و ياي در اندرون شكم اسب افتاد ان مرد حالي بيفتاد و بمرد درحد جنوب از-خط استوا ريگي باشد بغايت كرم چنانكه مي جوشد و هيچ مرغي يابرز-مين نتواند نهاداز گرمي خاك كه بسوزد درين ريگ ماري باشد سر ازريگ مقدار يك كز بر ارد و-باقي تن را در ريگ ينهان كند و-سر كژ كند چون مرغ ان بينديندارد كه چوبي است از زمين بر امده فرو ايد تابرا-نجا نشيند مار اورا --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0115jpg بكيرد و بخورد و-غذاي ان مار اين باند برين قدر از شرح مار اقتصار كرديم شهري است در ولايت اندلس بنز ديك بحر محيط ان راشنترين- خوانند بهروقتي از سال حيواني از درياء محيط بر مي ايد بشب و خويشتن در سنگي يا در ختي مي مالد قدري پشم از و بدانجا باز مي كيرد و-اهل اين شهر كاه گاه بر كنار دريا ازين يشم مي يابند رنگ زر دارد	60	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms090	true	1846216785641737602	4	300	21	1384	1384	300	كه بيمار كند و بيماري عظيم يديد-ايد وباشد كه-هيچ اثرنكند چون انواع كوس3 و ازين جنس تايي چند گفته شود در طرف اذرباد گان كه با سوي روم دارد رودخانه ايست و در وي جنسي مارست كه چشم او2 برهر كه افتد ان كس هلاك شود در حدود چين ماري است كه بانك -كند هر كه اواز اد شنود حلاك شود ياحالي يا ديگر روز يا سديكر روز حكايت كننده كه درب-عضي از-طرف روم سواري ماري ديد --اين سوار نيزه-اي بدست داشت بدان تيزه مار را بزد وبكشت سوار و اسب هردو برجاي بيفتادند و-بمردند بعد ازان بچشدروز مردي برين اسب مرده بكذشت سرويايي- فرا اورد سر و پاي در اندرون شكم اسب افتاد ان مرد حالي بيفتاد و بمرد درحد جنوب از خط استوا ريكي باشد بغايت كرم چنانكه مي جوشد و هيچ مرغي يابرز مين نتواند نهاداز كرمي خاك كه بسوزد درين ريگ ماري باشد سر ازري- مقدار يك گز بر ارد و باقي تن را در ريپ--نهان كند و سر كژ كند چون مرغ ان بينديندارد كه چوبي است ازز-مين بر-امده فرو ايد تابر انجا نشيند مار اورا درتسغه خطي مكرارشده است وانك بعضي كشنده است و بعضي ل بكشد لدارد 31 شايدلوس باشد وان لوعي ماريي زهر است كه در گرگان استراباد فراوان است حقي در پياده رو خيابايها ده ميشود ال جم او مقايسه شود با تاريخ بيهق 31 1ن جهان فامه بگيرد------------------------------------------------------- و بخورد و غذاي ان مار اين باشد برين قدر از شرح مار اقتصار كرديم شهري است در ولايت اندلس بنز ديك بحر محيط ان راشنترين1 خوانند بهروقتي از سال حيواني از درياء محيط بر مي ايد بشب و خويشتن در سنگي يا-در ختي مي مالد قدري پشم از و-بدانجا-باز مي كيرد و اهل اين شهر گاه گاه بر كنار دريا ازين پشم مي يابند رنگ زر دارد-	90	7154182101825371583	1104	1917.5	864	1437	76.82672119140625	212	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms60	false	461685746510512638	258	301	1203	1412	1412	301	وروشني زر پس چون ازين مبلغي جمع شود بريسند وازوي جامهاي بافند قيمت او هزار دينار باشد اما بعمري ازين جامه-اي حاصل شود وملوك خرند و بهيچ ولايت نگذرد و اين جامه بچند رنگ-- بنمايد و همانا بوقلمون كه در افواه عام است-	60	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms091	true	-9188897129986171538	0	44	0	212	1416	300	وروشتي زر پس چون ازين مبلغي جمع شود بريسند وازوي جامهاي بافند قيمت او هزار دينار باشد اما بعمري ازين جامه اي حاصل شود وملوك خرند و-بهيچ ولايت نكذرد و اين جامه بچند ر نكك بنمايد و همانا بوقلمون كه در افواه عام است	91	7154182101825371583	204	383.5	163	213	95.77465057373047	40	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms61	false	3893082871612374635	0	221	0	1050	1426	301	اين است قصبها مصر را فسطاط خوانند در نواحي ان نباتي باشد كه ايشان ان را بلسم خوانند روغن بلسان ازوي كيرند و بهيچ جاي ديگر نباشد و گويند كه يك پاوه زمين است كه ان نبات در وي رويد و-تخم اودر زميني ديكر بنزديك ان بكار نرود و ان پاره زمين را عين الشمس خوانند بيارس شهري است ان رادار ابگرد خوانند بنزديك او كوهي است و در وي دره اي و بر سر اين دره ديهي است كه انرا ابين2 خوانند3 انجا سور-اخي است كه موميايي از انجا مي ارند يس ان را- موميايي خوانند21 پ و بعضي موم ايين و ازين موميايي اندك اند-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ك image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0116jpg جمع شود و بهر وقتي از سال مقدار سيبي يا اناري جمع شود بنزديك سلطان برند موميايي اصلي ان است و انچه بخراسان حا-صل ميشود اصلي نباشد ومنفعت او كمتر بود در يمن بكنار دريا بوزنها بسيار باشد و چون جمع شوند ايشان را مهيني باشد كه درپيش ميرود وايشان از پس مي-روند واين برمثال زنبور انكبين باشد در ولايت پارس كر مسيري است بغايت گرم تا بحد ي كه معتمدي كفت كه در خانه اي بودم ا-نجا كه مشرف بود بر رود خانه-اي پس1 در تايستان گرمگاه سنگ ديدم كه ميطر كيد همچنان كه در اتش طركد در خوزستان شهري است كه ان را شوش2 خوانند در وي جنسي ترنج	61	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms091	true	-9188897129986171538	44	300	212	1416	1416	300	اين است قصبها مصر را فسطاط خوانند در نواحي ان نباني باشد كه ايشان ان را بلسم خوانند روغن بلسان ازوي گيرند و بهيچ جاي ديگر نباشد و گويند كه يك پاره زمين است كه ان نبات در وي رويد و تخم اودر زميني ديگر بنزديك ان بكار نرود و ان پاره زمين را عين الشمس خوانند بپارس شهري است ان رادار ابگرد خوانند بنزديك او كوهي است و در وي دره-اي و بر سر اين دره ديهي است كه انرا ابين3 خوانند3 انجا سور اخي است كه موميايي از انجا مي ارند يس ان را1 موميايي خوانند---- و بعضي موم ايين و ازين موميايي اندك اندك ل سرين ايين وجوع بجماهير بيرولي و برهان در مادها موميايي شود بنزديكي كازرون اينك ديهي بنام ابيان هست در نسخه اصل جمله انجا سوراخي است ارند پيش ازجمله هبرس اينه ده حواننده قراردارد صل شانزدهم درذكر بعضي عجاتب--------------------------------------------------- جمع شود و بهر وقتي از سال مقدار سيبي يا اناري جمع شود بنزديك سلطان برند موميايي اصلي ان است و انچه بخراسان حا صل ميشود اصلي نباشد ومتفعت او كمتر بود در-يمن بكنار دريا بوزتها بسيار باشد و چون جمع شوند ايشان را مهيني باشد كه درپيش ميرود وايشان از-يس مي روند واين برمثال زنبور انگبين باشد در ولايت پارس كر مسيري است بغايت گرم تا بحد-ي كه معتمدي كفت كه در-خانه اي بودم ا نجا كه مشرف بود بر-رو دخانه اي پس1 در تابستان گرمگاه سنگ ديدم كه مي طركيد همچنان كه در اتش طركد در خوزستان شهري است كه ان را شوش2 خوانند در وي چنسي ترنج-	91	7154182101825371583	971	1713.5	763	1266	76.6982650756836	194	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms61	false	3893082871612374635	221	300	1050	1420	1426	301	باشد مانند كف وست ادمي با انكشتان بهم بيمن كو كب سهيل را طلوع و غروب باشد و اورا خاصيت است با شتر كه هر شتر كه اورا ببيند هلاك شود و كسانيكه شتر دارند اين معني دانسته باشند و شتررا نگاه دارند از نظر كردن در وي بوقت كنام چون سهيل بر ايد شتررا روي بگردانند و بخلاف جهت او رانند در بلاد واقواق جنسي نبات باشد مانندها شخص ادمي ومثال جملها اعضاء ادمي دروي موجودست اورا سترنگ	61	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms092	true	-4230039495934332555	0	78	0	369	1384	301	باشد مانند كف دست ادمي باانگ-شتان بهم بيمن كو كب سهيل را طلوع و غروب باشد و اورا خاصيت است با شتر كه هر شتر كه اورا ببيند هلاك شود و كسانيكه شتر دارند اين معني دانسته باشند و شتررا نگاه دارند از لظر كردن در وي بوقت كنام چون سهيل بر ايد شتررا روي بكردانند و بخلاف جهت او رانند در بلاد واقواق جنسي نبات باشد مانندها شخص ادمي ومثال جملها اعضاء ادمي دروي موجودست اورا سترنك	92	7154182101825371583	362	718.0	284	370	97.83783721923828	73	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms62	false	-9042631616866158448	0	196	0	943	1468	302	ومردمك-ياه نيز-خوانند و هر كه او را از زمين بر كند هلاك شود پس image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0117jpg سكي را گرسنه مي-دارند و درين نبات مي-بندند و از دور نان بدو نمايند تا سك قوت كند و ان كياء از زمين بركن-د و سك بميرد در بعضي از بيابان مكران گويند سنگي مي بابند سر از زمين بر اورده برشكل ادمي و ميكويند بتايستان رطوبتي از ومي دود والعهد في كلها علي رواتها اين بخش دراز كشت و بتطويل انجاميد ومع هذا از عجايب باقي است اما چون شرط ايجازست مراعات ان اولي-تر فصل هفدهم در معادن جواهر و غير ان1 معادن جوهر هم ازان جمله است كه درين نوع ذكر ان واجب است زركان زر ونقره درعالم بسيارست ودر احصاء نيايد اما موضعي كه او را از سنگ- بيرون نبايد كرد و همچنان مييا-بند يكي در جانب مشرق در اقصاء چين موضعي است كه ان-را بلاد و-اقواق خوانند وهم انجا جايي ديگرست كه ان را بسيلا2 خوانند درين مواضع زر بسيار باشد كه از سنك جدا نبايد كرد همچنان يابند تا بجايي كه قلاده- سگان از زر كنند و در بياباني كه بر كنار درياء قلزم است هم كاني است كه دروعه پارههاء زر مي يابند	62	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms092	true	-4230039495934332555	79	287	375	1307	1384	301	ومردم گياه نيز خوانند و هر كه او را از زمين بر كند حلاك شود پس بر رودخانها بس 2_د سوس هان فام------------------- سكي را گرسنه مي دارند و درين نبات مي بندند و از دور نان بدو نمايند تا سگ قوت كند و ان گياه از زمين بر كند و سك بميرد در بعضي از بيابان مكران گويند سنگي مي بابند سر از زمين بر اورده برشكل ادمي و ميگويند بتابستان رطوبتي ازو مي دود والعهد في كلها علي رواتها اين بخش دراز كشت و-بتطويل انجاميد ومع هذا از عجايب باقي است اتا چون شرط ايجازست مراعات ان اولي تر فصل هفدهم در معادن جواهر و غير ان1 معادن جوهر هم ازان جمله است كه درين نوع ذكر ان واجب است زركان زر ونقره درعالم بسيارست ودر احصاء نيايد اما موضعي كه او را از سنكي بيرون نيايد كرد و همچنان مي يابند يكي در جانب مشرق در اقصاء چين موضعي است كه ان را بلاد و اقواق خوانند وهم انجا جايي ديگرست كه ان را بسيلا2 خوانند درين مواضع زر بسيار باشد كه از سنك جدا نبايد كرد همچنان يابند تا بجايي كه قلادها سگان از زر كنند و در بياباني كه بر كنار درياء قلزم است هم كاني است كه درو-ي پارمهاء زر مي-بابند	92	7154182101825371583	872	1634.5	681	954	91.40460968017578	183	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms62	false	-9042631616866158448	202	302	1008	1468	1468	302	ولايتي است كه ان را غانه خوانند كاني بزرگ است كه ازانجا يارههاء زر مي ارند و ان 1 زرخود روي يعني اززمين رسته است نقره هم بنواحي مشرق جزيره ايست كه ان را جزيرة الفصه خوانند در راهگذر ابهاء ان پارههاء نقره مييابند از يك در مسنگ تاده مثقال و كويند از ده مثقال تاتيمن و اول درست ترست واقاكاني كه بحسرم2 وبدخشان و بهر موضعي ديگرست بسيار است و ان را از سنگ جدا مي يابد كرد مرواريد در بحر مشرقي باشد و او را 22 ر بمواضع مخصوص برمي ارند ازين دريا چون عمان و-عدن و بحرين-	62	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms093	true	-8230087362666665067	0	97	0	455	1423	300	ولايتي است كه ان را غاته خوانند كاني بزر- است كه ازانجا پارههاء زر مي ارند و ان 1 زرخود روي بعني اززمين رسته است نقره-هم بنواحي مشرق جزيره ايست كه ان را جزيرة الفضه خوانند در راهگذر ابهاء ان پارههاء نقره مييابند از يك در مسنگ تاده مثقال و گويند از ده مثقال تانيمن و اول درست ترست واقاكاني كه بحرم-- وبدخشان و بهر موضعي ديكرست بسيار است و ان را از سنگ جدا مي يابد كرد مرواريددر--بحر مشرقي باشد و او را-22 ر بمواضع مخصوص برمي ارند ازين دريا چون عمان و عدن و بحرين	93	7154182101825371583	442	840.0	347	462	95.6709976196289	85	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms63	false	8135178417202245588	0	207	0	996	1468	301	وجزيرها سر نديب و در مقابل جنابه جزيره ايست او را خارك خوانند انجا معدن مرواريد باشد بغايت نيكو و كويند دريتيم از انجا ارند در حدود كرمان جزيره ايست و دروي شهري ان را كيش خوانند ازا-نجا نيز مرواريد بر ارند و مرواريد را ان ساعت كه از صدف بيرون مي كنند سرخ است مثل كوشتي چون بادبرو زند سپيد شود و-روشن گردد صدف جانوري است كه او را بگيرند و مرواريد از ميان شكم او بيرون كنند چنانكه گفته امد ياقوت بعضي گويند كه او را كاني نيست اما بحقيقت كان او image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0119jpg در مشرق است در جزيره اي كه ان را جزيرة الياقوت خوانتد جملها الوان ياقوت ا نجا باشد از رماني و بهرماني و وردي وزرد 1 و كبود ومي گويند كه همچنين در جزيرها سر نديب موجودست -عل كان او ببد-خشان باشد و جايي ديگر نباشد و-مي گويند كه هرروز مشرفي بكان رود و در روي كان نگاه كند هرلعل كه تا دو روز بيرون خواهد امد مهره پديد كرده باشد در قلم كيرد و بعداز ان طلب دارد و بعضي لعلها بيرون ايد در غلافي پس خايسكي لطيف اهسته بروي زنند تاغلاف بشكند ولعل ازميان ان بيرون ايد ان را لعل پياز كي خوانند از راه تشبيه بيوستهاء پياز	63	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms093	true	-8230087362666665067	97	300	455	1423	1423	300	وجزيره ندب----ب و در مقابل جنابه جزيره ايست او را خارك خوانند الجا معدن مرواريد باشد بغايت نيكو و كويند دريتيم از انجاا-رند در-حدود كرمان جزيره ايست و-دروي شهري ان را كيش خوانند از انجا نيز مرواريد بر-ارتد و مرواريد را ان ساعت كه از-صدق بيرون مي كنند سرخ است مثل كوشتي چون بادبرو زند سپيد شود و روشن كردد صدف-جانوري است كه او را بكيرند و مرواريد از ميان شكم او بيرون كنند چنانكه گفته امد ياقوت-بعضي كويند كه او را كاني بيست اما بحفيقت كان او ل ان را24 خيرم4 خيلام4 4 هان نامه ----------------در مشرق است در جزيره-اي كه ان را جزيرة الياقوت خوانند جملها الوان ياقوت ا-نجا باشد از رماني و بهرماني و وردي وزرد 1 و كبود ومي كويند كه همچنين در چزيرها سرن-ديب موجودست بعل كان او ببد خشان باشد و-جايي ديگر نباشد و مي كويند كه هرروز مشرفي بكان رود و در روي كان نگاه كند هرلعل كه تا دو روز بيرون خواهد امد مهره يديد كرده باشد در قلم كيرد و بعداز ان طلب دارد وب-عضي لعلها بيرون ايد در غلافي يس خايسكي لطيف اهسته بروي زنند تاغلاف بشكند ولعل ازميان ان بيرون ايد ان را لعل پياز كي خوانند از راه تشبيه بيوستهاء پياز-	93	7154182101825371583	907	1674.5	718	1001	90.60939025878906	166	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms63	false	8135178417202245588	207	301	996	1468	1468	301	و ان لعل بقيمت زيادت باشد و-لعل زرد نيز باشد اما قيمت او كمتر بود بسبب انكه اولعلي ناتمام باشد وشنيديم كه لعل سبز نيز هست و درين سالهاء گذشته بازر گاني نگيني ازين لعل سبز اورد بشادياخ و-ميان جوهريان خلاف افتاد بعضي كفتند لعل است و بعضي كفتند زمر د ياجوهري ديگرست پس امتحان كردند به مارقشيشا2 اب خورد دانستند كه لعل است بدان سبب كه لعل به مارقشيشا2 اب خورد و ان سنگي باشد و همچنين هرجوهري بچيزي ديگر اب خورد الماس در جزيره سرنديب رودخانه ا-يست الماس از-انجا ارند و-بعضي گويندكان-	63	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms094	true	-943759391902563105	0	97	0	476	1441	300	و ان -عل بقيمت زيادت باشد و لعل زرد تيز باشد اما قيمت او كمتر بود يسيب انكه اولملي ناتمام باشد وشنيديم كه لعل سبز نيز هست و درين سالهاء گذشته بازر گاني نگيني ازين لعل سبز اورد بشادياخ و ميان جوهريان خلاف افتاد بعضي كفتند لعل است و بعضي گفتند زمر د ياجوهري ديگرست پس امتحان كردند به مارقشيشا2 اب خورد دانستند كه لعل است بدان سبب كه لعل به مارقشيشا2 اب خورد و ان سنكي باشد و همچنين هرجوهري بچيزي ديكر اب خورد الماس-در جزيرا سرتديب رودخاته اييست الماس از انجا ارند و بعضي كويندكان	94	7154182101825371583	459	867.0	367	478	96.02510833740234	84	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms64	false	-1208969333986337546	0	200	0	978	1502	302	الماس در مشرق باشد و شنيديم كه بكنار هندوستان بنز-ديكي دريا كوههاست و در انجا دره ايست الماي ازا-نجا مي ارند بطريق كر كس و گوشت چنانكه معروف است و image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0120jpg همگنان شنيده باشءد ودر لفظ الماس نيز اختلاف كردهاند بعضي كويند ا-لف و لام زيادتي است واصل او ماس است مثل باب و-دار از اجوف و بعضي كويند الف جمع است ولام از متن كلمه مثل احباب و اصحاب از صحيح و بعضي كويند جملها حروف اصلي است مثل خرغال1 و بهرام و-همچنين بعضي كويند الف ولام هر دو زيادتي است اما سين مشد د است مثل حار از مضاعف زمرد زمر دراكاني نيست و در دست مردمان همان قدر بيش نيست كه ذوالقرنين از تاريكي بيرون اوردهاس-ت و بدين سبب قيمت-او بشكستن كم نشود و گويند بهندوستان بيشتر-يابند2 و بعضي كويند زمر د و ز برجد هردو يكي است 22 پ اما حقيقت ان است كه ز بر جد جوهري ديگرست چنانكه كفته-شود پيروزه كان اصلي او در نشابور ست در كوههاء بشان و اردلان و ان كان را بواسحاقي خوانند و مگر اول كسي كه ان كان يديد اورده است بو اسحاق تام بوده است واين پيروزه را نيز بواسحاقي خوانند چنانكه كان را وپي-روزها	64	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms094	true	-943759391902563105	97	300	476	1441	1441	300	الماس در مشرق باشد و شتيديم كه بكنار هندوستان بنز ديكي دريا كوههاست ودرا--نجا دره-ايست الماس از انجا مي ارند بطريق كر كس و كوشت چنانكه معروف است و ل ود 6ل مارقشيثا ل هفدهمدرمعادن جواهر همك------------نان شنيده باشند ودر لفظ الماس نيز اختلاف كردهاند بعضي كويند والف و لام زيادتي است واصل او ماس است مثل باب و دار از اجوف و بعضي كويند الف جمع است ولام از متن كلمه مثل احباب و اصحاب از صحيح و بعضن كويند جملها حروف اصلي است مثل خوغان1 و بهرام و همچنين بعضي كويند الف ولام هر-دو زيادتي است اما سين مشد د است مثل حار از مضاعف نمرد زمر دراكاني نيست و در دست مردمان همان قدر بيش نيست كه ذوالقرنين از تاريكي بيرون اورده است و بدين سبب قيمت او بشكيتن كم نشود و كويند بهندوستان بيشتر يابند2 و بعضي كويند زمر د وزب--رجد هردو يكي است 22 پ اما حقيقت ان است كه زبر--جد جوهري ديكرست چنانكه گفته شود پيرونه كان اصلي او در نشابور ست در كوههاء بشان و اردلان و ان كان را بواسحاقي خوانند و مگر اول كسي كه ان كان پديد اورده است بو اسحاق نام بودهاس-ت واين پيروزه-را نيز بواسحاقي خوانند چنانكه كان را و پيروزها-	94	7154182101825371583	884	1641.0	698	988	89.47368621826172	170	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms64	false	-1208969333986337546	200	302	978	1502	1502	302	اين كان بهترو--نيكوتر وپايدارتر از پيروزه-هاء ديگر بود و در حدود سمرقند و فرغانه كاني ديگر ست دران كوه كه پيش ازين در فصل كوه گفته ايم اما پيروزها او خوشرنگ نباشد و انكه از خجند ارند و ان را خجندي خوانند رنگ در جرم او image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0121jpg--------------- هموار و مشابه نباشد و مخالف باشد و رنگ اوزود بگردد وزرديام شود بولايت خوارزم پيروزه اي ارند از جانب تر كستان از حدود --سخان و همانا انجا نيزك-اني است زبرجد جوهري است سبز همچنين زمر د بعضي كويند زمر د بوز برجد هردو يكي باشد امانه چنان است كه زبرجد خودجو-هري ديگرست-	64	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms095	true	-343102959772506545	0	121	0	544	1366	300	اين كان بهتر و نيكوت و پايدارتر از پيروزه هاء ديكر بود و در حدود سمرقند و فرغانه كاني ديكر ست دران كوه كه پيش ازين در فصل كوه گفته ايم اما پيروزها او خوشرنگ نباشد و انكه از خجند ارند و ان را خجندي خوانند رنگ در جرم او شايد خر چال باشد كه مرغي است بزر ك از جنس هوبره ر بي تقطه ان تاص هموار و مشابه نباشد و مخالف باشد و رن- اوزود بكردد وزردپام شود بولايت خوارزم پيروزه اي ارند از-جانب تر كستان از حدود برسخان و همانا انجا نيز كاني است زبرجدچو هري است سبز همچنين زهر د بعضي كويند زمر-د و ز برچد هردو يكي باشد اماته چنان است كه زبرجد خود جوهري ديكرست	95	7154182101825371583	452	810.5	357	547	82.63253784179688	86	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms65	false	2703714294852782103	0	175	0	787	1460	301	و كان او بمصر باشد جنوبي نيل در كوههايي كه پشت بيابان مغرب داود و در وي عمارت نيست و ان را الواحات 1 خوانند چنانكه پيش ازين كفته امده است و-اين جوهر را كاني ديكرن-يست درعالم بيرون ان ختو اين از جملها جواهرنيست و از حيوان است اما چون قيمتي دارد خواستيم كه ذكر او درين مجموع باشد بعضي گويند او شاخ ازدهاست علي الجمله شاخ حيواني غريب است واز حدود چين ارند و بعضي گويند از روم ارند مرجان اين هم از جنس جواهر نيست از جنس نبات است و اورا ب-د خوانند و جايگاه او در درياء روم است كه اورا خليج مغربي كويند بموضعي كه ولايت افريقيه بريك جانب باشد و فرنگ برديگر جانب و در هيچ درياء ديگر نباشد بيرون ازين موضع واو-را از قعر اب بر كنند و بر ارند واو نباتي است كه درين موضع مي باشد يا بيخ نباتي و اورا ان ساعت كه بر ارند نرم باشد چون باد بروي زند و هوادر وي اثر كندهم در روز سخت مي شود و از جنس سنك ميگردد	65	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms095	true	-343102959772506545	121	292	544	1326	1366	300	و كان او بمصر باشد جنوبي نيل در كوههايي كه پشت بيابان مغرب دارد و در وي عمارت نيست و ان را الواحات 1 خواتند چنانكه پيش ازين گفته امده است و اين جوهر را كاني ديگر نيست درعالم بيرون ان ختو-اين از جملها جواهرنيست و-از حيوان است اما چون قيمتي دارد خواستيم كه ذكر او درين مجموع باشد بعضي كويند او شاخ اژدهاست علي الجمله شاخ حيواني غريب است واز حدود چين ارند و بعضي گويند از روم ارند مرجان اين هم از جنس جواهر ليست از-جنس نبات است و اورا بسد خوانتد و جايكاه او در درياه روم است كه اورا خليج مغرمي گويند بموضعي كه ولايت افريقيه بريك جانب باشد و فرنگ برديكر جانب و-در هيچ درياء ديكر نباشد بيرون ازين موضع و اورا از قص- اب بر كنند و برار-ند واو تباتي است كه درين موضع مي باشد يا بيخ نباتي واو-را ان ساعت كه بر ارند نرم باشد چون باد بروي زند و هوادر-وي اثر كندهم در روز سخت مي شود و از جنس سن- ميگردد	95	7154182101825371583	755	1443.0	587	791	95.44879913330078	144	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms65	false	2703714294852782103	178	301	837	1460	1460	301	سنباده او از جنس خاكي باشد ياسنگي كه بكوبند تاخاك شود وجو-اهر بدو سايند و نامها كه برجو-اهر سخت نويسند جزبدو نتوان نبشت واو را از-جزيرها سرنديب ارند واول بهندوستان افتد---------------------------------------------------------------- بانجا مي برند بلور سنگي معروف است و در جويهاء جزيرها سر نديب باشد واز انجا-ارند واول بهندو-ستان افتد و ازوي نوعي باشد بسپيدي مايل-تر اماشفيف او كمتر اورا بتازي مها-خوانند و بيارسي -يخ اندراب و واحد را مهاة گويند عقيق وجزع اين هردو جواهر ازيمن ارند سنگي باشد درص-حرا بر گيرند و روي 23 ر او را بسايند تاعقيق ياجزع بيرون ايد وظاهر اين سنگ مثل پوستي باشد او را ولون ظاهراو مخالف لون باطن بود وشتان مابينهما كه عقيق داشتن بفال بود وج-زع داشتن بفال نباشد وجزع را اصل جزع-	65	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms096	true	4171378718099727044	0	137	0	690	1423	300	سنباده-او از جنس خاكي باشد ياسنگي كه بكوبند تاخاك شود و جواهر بدو سايند و تامها كه بر جواهر سخت تويسند جزبدو نتوان نبشت واو را از جزيرها سرنديب ارند واول بهندوستان افتد وازسمرقند نيز مي ارلد ومعلوم نيست تا ايجا مي باشد يااز هندوستان بانجا مي برند بلورسنك-ي معروف است و در جويهاء جزيرها سرن-ديب باشد وازا نجا ارند واول بهندو ستان افتد و ازوي توعي باشد بسييدي مايل تر اماشفيف او كمت- اورا-بتازي مها خوايند و بيارسي ديخ اندراب و واحد-را مهاة گويند عقيق وجزع-اين هردو جواهر ازيمن ارند سنگي باشد در محرا بر گيرند و روي 23 ر او را بسايند تاعقيق ياجزع بيرون ايد وظاهر-اين سنگ مثل پوستي باشد او را ولون ظاهراو مخالف لون باطن بود وشثان مابينهما كه عقيق داشتن بفال بود و چزع داشتن بقال كباشد وجزع را اصل جزع	96	7154182101825371583	595	1059.5	481	698	85.2435531616211	103	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms66	false	-5168407228098186750	0	168	0	776	1370	301	باشد بفتح جيم اما بيشتر بكسر كويند و ان خطاست دهنه اين جوهر دو نوع باشد يكي را شيرين خوانند و يكي را ترش و شيرين از فرنگ ارند و ان را دهنها فرنگي خوانند و ترش از-سوي كرمان ارند و از سوي كرمان بيز نوعي ديگر مي-افتد كه ان را ترش شيرين مي خوانند و شيرين در كان زرمي يابند و ترش در-كان مس ويك پاره ازين سنگ مي باشد كه يك روي اوشيرين و ديكر روي ترش و شيرين بسبزي مايل-تر باشد و ترش بسياهي image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0123jpg و گويند شيرين را چون بسايي و اب او در چشم كشي روشنايي چشم را سود دارد و همچنين بعضي ازعلتهاء چشم را واورا از جملها داروهاء چشم شمرند اما كتب ط-ب ازين معني خالي است و ذكر ان نديديم خماهن سنگي است كه ازوي بعضي مردمان نگين انگشتري سازند و در مصر در جانب مشرق از نيل كوهي است كه ان را مقطم خوانند چنانكه در فصل كوه گفته امده است و دران كوه و نواحي ان	66	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms096	true	4171378718099727044	137	300	690	1423	1423	300	باشد بفتح جيم اما بيشتر بكس- كويند و ان خطاست دهنه اين جوهر دو نوع باشد يكي را شيرين خوانند و يكي را ترش و شيرين از فرنگ ارند و ان را دهنها فرنگي خوانند و ترش از سوي كرمان ارند و-از سوي كرمان نيز نوعي ديگر مي افتد كه ان را ترش شيرين مي خوانند و شيرين در كان زرمي يابند و ترش در كان مس ويك پاره ازين سنك مي باشد كه يك روي اوشيرين و ديكر روي ترش و شيرين بسبزي مايل تر باشد و ترش بسياهي جهان نامه 22------------------------------------- و گويند شيرين را-چون بسايي و اب او در-چشم كشي روشنايي چشم را سود دارد و همچنين بعضي ازعلتهاه چشم را واورا از-جملها داروهاء چشم شمرند اما كتب طتب ازين معني خالي است وذ كر ان نديديم خماهن-سنگي است كه ازوي بعضي مردمان نگين انكشتري سازند و-در مصر درجال-ب مشرق از-نيل كوهي است كه ان را مقطم خوانند چثانكه در فصل كوه گفته امده است و-دران كوه و نواحي ان-	96	7154182101825371583	706	1304.5	551	781	90.39692687988281	142	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms66	false	-5168407228098186750	168	301	776	1370	1370	301	سنكهاء خماهن باشد و از انجا ارند و بعضي مردمان سنگ حبش را خماهن خوانند وميان ايشان فرقي نگنند اما حقيقت ان است كه حبش خود سنگي ديگرست و در حدود خراسان مي باشد و مي يابند يشم معدن يشم ولايت چين است و در بعضي از حدود تر كستان هم1 با-شد واو سنگي عظيم سخت است و جوهري ديگرست كه برنگ بدو نزديك است اما بسودن نرم ترست واورا ياش خوانند هم از حدود تر كستان مي ارند و جوهري ديگرست كه ازين هردو نرم ترست اورا يشب خوانند در طوس كوهي است و درزير او يشته-اي برين پشته ازين جنس سنگي مييا-بند و اورا از ميان خاك بيرون مي كنند و جمله مسدس شكل مي باشد و از وي مهره هاء نرد مي تراشند و چيزهاء ديگر نيز چون انگشتري و-	66	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms097	true	-4244595200660588886	0	127	0	589	1393	300	سنگهاء خماهن باشد و از انجا ارند و بعضي مردمان سنگ حبش را خماهن خوانند وميان ايشان فرقي نكنند اما حقيقت ان است كه حبش خود سنكي ديكرست ودرح--دود خراسان ميياش-د و مييا-بند يشم-معدن يشم ولايت چين است و در بعضي از-حدود تر كستان هم ا باشد واو سنگي عظيم سخت است و جوهري ديگرست كه برنك بدو نزديك است اما بسودن نرم ترست واورا ياش خوالند هم از حدود تر كستان مي ارند و-جوهري ديگرست كه ازين هردو نرم ترست اورا يشب خواتند در طوس كوهي است و درزير او يشته اي برين پشته ازين جنس سنگي مي يابند و اورا از ميان خاك بيرون مي كنند و جمله مسدس شكل مي باشد و از وي مهر-مهاء لرد مي تراشند و چيزهاء ديگر-نيز چون انگشتري و	97	7154182101825371583	562	1072.0	440	598	93.97993469238281	108	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms67	false	-458513503932962853	0	165	0	801	1502	302	انگشت بانه و غير ان لاژورد اوسنگي است و معدن او ببدخشان باشد در درهاي كه در برابري كان لعل است ودر روم نيز معدن او-هست و ازوي نوعي است كه اورا لاژورد ذهبي خوانند درجرم او اجزاي زرمي توان ديد image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0124jpg كهربا -----------او از جنس سنگ نيست و دروي دسومتي است كه بدان سبب باتش مشتعل گردد و بسوزد اورا بيشتر-از جانب سقسين و بلغار مي ارند و مي كويند كه اورا در اب مي-يابند و از حال او بيش ازين معلوم نيست بيجاده- جوهري سرخ است بياقوت ماند اماياقوت نيست واز ونرم ترست بسودن ومعدن او بنواحي1 سرنديب وممكن كه او ياقوتي ناتمام است بنفش جوهري است مثليا-قوت وردي اما رنگه او برنگه بنفسجي مايل است و معدن اوهم سرنديب است مينا و خمري و ملون اين هرسه معمور است 23 پ و از-كان نيست و مينا ابگينه را رنك- سبزمي كنند ان را مينا مي خوايند وعوام بعوض زمر د نگين مي كنند واكنون مينا سرخ وزرد و كبود مي	67	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms097	true	-4244595200660588886	127	300	589	1393	1393	300	انگشت بانه و-غير ان لازورد-اوسنگي است و معدن او ببدخشان باشد در درهاي كه در برابري كان لعل است ودر روم نيز معدن او هست و ازوي نوعي است كه اورا لاژورد ذهبي خوانند درجرم او اجزاي زرمي توان ديد ل بالاي مطر بهمان خط افزوده مي صل هفدهم درمعادن جواهروغير ان كهر بااو از جنس سنك نيست و دروي دسومتي است كه بدان سبب باتش مشتعل كردد د بسوزد اورا بيشتر از جانب سقسين و بلغار مي ارند و مي كويند كه اورا در اب مي يابند و از حال او بيش ازين معلوم نيست بيجاده_ جوهري سرخ است بياقوت ماند اماياقوت بيست واز-ونرم ترست بسودن ومعدن او-بتواحيا سرنديب وممكن كه او ياقوتي ناتمام است بنفشجو-هري است مثل ياقوت وردي اما رنك -او برن -------ي مايل است و معدن اوهم سرنديب است مينا و خمري و ملون-اين مرسه معمور است 23 ب و از كان نيست و مينا ابگينه را رنگي سبزمي كنند ان را مينا مي خوانند وعوام بعوض زمر د نگين مي كنند واكنون مينا سرخ وزرد و كبود مي-	97	7154182101825371583	714	1304.0	562	819	87.17948913574219	139	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms67	false	-458513503932962853	165	302	801	1502	1502	302	كنند واما خمري ابكينه يابلور-را رنگي سرخ مي كنند و اورا خمري مي-خوانند و-اما ملون هم ابگينه است كه رنگ سرخ مي كنند و جنسي ديگرست كه اورا چكانيده مي خوانند بلوررا يا مهارا بخايسكي لطيف مي-زنند تا اند كي بطر كد انگاه اورا در رنگي سرخ بجوشند 2 تا رنگ بدرزهاء او فروشود چون اجزاء اوعكس بيكديگ-ر بازده-ند جمله سرخ نمايد image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0125jpg قلعي معدن او روس باشد كه از انجا مي ارند اما جزير- كله1 در بحر-اخض- در مملكت مهراج است انجا قلعي بسيار باشد كه از سنك بيرون نبايد كرد مس كان او بحدو-دفر غانه باشد دران كوه كه پيش ازين در فصل كوه گفته-ايم وهمچنين كان سرب انجا باشد ودر--غربي خراسان نيزكان مس باشد بعدازين چيزها كه جواهر-نيست اما در سلك ان توان كشيد باد كرده شود تا استيفاء اين نوع باشد-	67	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms098	true	-4024839776444498380	0	147	0	685	1415	300	كنند واقا خمري ابگينه يابلور را رنگي سرخ مي كنند و اورا --ري هي خوانند و اما ملون هم ابگينه است كه رنگ سرخ مي كنند و جنسي ديگرست كه اورا چكانيده مي خوانند بلوررا يا مهارا بخايسكي لطيف مي زنند تا اند كي بطر كد انگاه اورا در رنگي سرخ بجوشند 2 تا رنك بدرزهاء او فروشود چون اجزاء اوعكس -يكد يكر باز دمند جمله سرخ نمايه ل بواحي ظ بجوشانتد هان نامه قلعي-----------------------معدن او روس باشد كه ازا-نجا مي ارند اما جزيره كله1 در بحر اخضر در مملكت مهراج است انجا قلعي بسيار باشد كه از سنگ بيرون لبايد كرد م -كان او بحدو دفر-غانه باشد دران كوه كه پيش ازين در فصل كوه گفته ايم وهمچنين كان سرب انجا باشد و در غربي خراسان ليزكان مس باشد بعدازين چيزها كه جواهر نيست اما در-سلك ان توان كشيد ياد كرده شود ثا-استيفاه اين نوع باشد	98	7154182101825371583	619	1099.0	492	716	86.4525146484375	119	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms68	false	-7520534005122133857	0	156	0	746	1401	301	سيمابدر حدود پارس معدن اوست بنزديكي دار ابگرد و اصطخر واو را ازچاهي بر مي ارند از ميان خاك و بفرغانه نيز دران كوه كه پيش ازين گفته ايم هم معدن او باشد تفط عامها مردم اين را تفت گويند و نويسند واصل او طا است يعني نفط واو روغني است وهم از چاهي از زمين برمي كشند و او سبز باشد و سپيد و سياه اماسبز بنزديكي در بند خزرباشد وسپيد ببا كه وموقان وسياء بحدود بلخان جايهاست برپشتهاي اين نفت سياه را ازوي برمي كشند و بجايها مي برند و نقط سياه را بچكانيدن سپيد مي كنند واين عمل را تقطير خوانند عنبر در جرم او خلاف كنند بعضي كويند سر كين كاو ابي است در دريا بسبب انكه اورا بر سر اب دريا مي يابند و بعضي كويند چشمه-ايست در-قعردريا وازوي بيرون مي ايد چون برسر- اب ايد image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0126jpg بسته كردد و هر كسي را در اين باب قولي است اما	68	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms098	true	-4024839776444498380	147	300	685	1415	1415	300	سيمابدر حدود پارس معدن اوست بنزديكي دارا بكرد و اصطخر واو را ازچاهي بر مي ارند از ميان خاك و بفرغانه نيز دران كوه كه پيش ازين كفته ايم هم معدن اوب-اشد تقط عامها مردم اين را نفت كويند و نويسند واصل او طا است يعني نفط واو روغني است وهم ازچ-اهي از-زمين برمي كشند و-او سبز باشد و-سييد وس-ياه اماسبز بنزديكي در-بند خزرباشد وسييد ببا كه وموقان وسياه بحدود بلخان جايهاست بريشتهاي اين نفت سياه را ازوي برمي كشند و بجايها مي-برلد ونف-ط سياه را بچكانيدن سپيد مي كنند واين عمل-را تقطير خوانند عنبردر--جرم او خلاف كنند بعضي كويند سر گين گاو ابي است در دريا بسبب انكه اورا بر سر اب دريا مي يابند و بعضي كويند چشمه ايست در قعردريا وازوي بيرون مي ايد چون بر سر اب ايد 1ظ كله كه 101 صر هندهمدر معادذ هو اهرو شيران----- بسته گردد و هر كسي را در-اين باب قولي است اما-	98	7154182101825371583	659	1191.5	520	749	87.98397827148438	117	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms68	false	-7520534005122133857	156	301	746	1401	1401	301	بتفحص بسيار معلوم كشته است كه ان چيست و ان ان است كه در جزيرهه-ايي كه در درياست ز نبور انگبين در شكاف كوهي كه روي بسوي دريا دارد شهد مي نهد وچون ادمي انجا نمي وسد بروز گار دران ازين بسيار جمع مي-شود و بحرارت افتاب بروز گاران جمله بگدازد و در دريا شود انچه انگبين باشد با اب بياميزد و نايديد شود و موم برسر اب بماند و منجمد گردد و برروي اب باشد تاوقتي كه كشتي فرارسد و-بردارد ان عنبر باشد و اگر بازر گان ديرتر بدو رسد و مدتي برروي اب بماند بوي او كم گردد و برنگ سياه شود و اين موم-را بوي خوش ازان است كه ان زنبور در جز-اير گلهايي خورد خوشبوي كه مثل ان درعمارت موجود نباشد و عنبررا برروي اب مي يابند بچند موضع يكي در بحر مشرقي بعدن و-عمان و پارس و حدود هندوستان و-	68	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms099	true	8681497670538462156	0	145	0	655	1384	300	بتفحص بسيار معلوم كشته است كه ان چيست و ان ان است كه در جزيره هايي كه در-درياست ز-نبورانك-بين در شكاف كوهي كه روي بسوي دريا دارد شهد مي نهد وچون ادمي انجا نمي رسد بروز گار دران ازين بسيار جمع مي شود و-بحرارت افتاب بروز گاران جمله بگدازد و در دريا شود انچه انگبين باشد با اب بياميزد و نايديد شود و موم برسر اب بماند و منجمد كردد و برروي اب باشد تاوقتي كه كشتي فرارسد و بردارد ان عنبر باشد و اكر بازر گان ديرتر بدو رسد و-مدتي برروي اب بماند بوي او كم كردد و برن- سياه شود و اين موم را بوي خوش ازان است كه ان زببور در جز اير گلهايي خورد خوشبوي كه مثل ان درعمارت موجود تباشد و عنبررا برروي اب مي يابند بچند موضع يكي در بحر-مشرقي بعدن و عمان و يارس و خدود هندوستان و	99	7154182101825371583	636	1199.0	498	662	96.072509765625	130	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms69	false	682774953924893148	0	158	0	773	1456	301	ديگر در بحر مغرب باندلس بشهر شنترين1 و همچنين سواحل روم و از وي اشهب ان باشد كه ادمي زود بدو رسد و برسر اب بسياري 24 ر نمانده باشد و بحرارت افتاب سياهي دروي ظاهر ن-گشته وعين الجراد ان را گويند كه هنوز شكل خانها زنبور بروي بتمامي باطل نشده باشد وو كوه بر كوه ان را خوانند كه بچند نوبت ان موم بريكديگر فسرده باشد عود ميان هندوستان و چين كوههايي عظيم است بر كنار دريا درخت عود انجا مي باشد و انچه اصلي است و نيكو از انجا image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0127jpg مي ارند و در اقصاء هندوستان جزير ا-يست ان را قمار خوانند ازانجا نيز ارند و در برابري قماربر كنار دريا شهري است ان را سنف خوانند از انجا نيز ارند بعضي قماري بهتر-نهند و بعضي صنفي را علي الجمله او را از سوي هندوستان دارند1 كافور جزيره ايست در بحر اخض- از-خليج مشرقي ودر-ان جزيره بوزنه بسيار باشد و بزرگ و ادمي را	69	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms099	true	8681497670538462156	145	300	655	1384	1384	300	ديكر-در بحر مغرب باندلس بشهر--شترين- و همچنين سواحل روم و از وي اشهب ان باشد كه ادمي زود بدو رسد و برسر اب بسياري----- نمالده باشد و بحرارت افتاب سياهي دروي ظاهر ن گشته وعين الجراد ان را گويند كه هنوز شكل خالها زنبور بروي بتمامي باطل نشده باشد -و كوه بر كوه ان را خوانند كه بچند نوبت ان موم بريكديگر فسرده باشد عود ميان هندوستان و چين كوههايي عظيم است بر كنار دريا درخت عود انجا مي باشد و انچه اصلي است و نيكو از-اتجا ال سرن هان ناهه ميارند و----------------------------------- در اقصاء هندوستان جزيره ايست ان را قمار خوانند ازانجا نيز ارند و در برابري قماربر كنار دريا شهري است ان را -نف خوانند از انجا نيز ارند بعضي قماري بهتر نهند و بعضي صنفي-را علي الجمله او را از سوي هتدوستان دارند1 كافور-جزيره ايست در بحر اخضر از خليج مشرقي ودر ان جزيره بوزنه بسيار باشد و بزرگ و ادمي را-	99	7154182101825371583	691	1281.0	547	779	88.7034683227539	134	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms69	false	682774953924893148	158	301	773	1456	1456	301	هلاك كند كافورازان جزيره ارند و ان را كافور رباحي خوانند بسبب انكه بوزنه را رباح خوانند و از كافور جنسي ديگرست ان را فنصوري2 خوانند همچنين مبهم ديده ايم و ان هم جزيره ايست از انجا پيز ارند اما رباحي از همه نيكو تربود و در ولايت هندوستان نيز كافوري باشد ان را هندوي گويند نيك نباشد و-در داروها كمتر بكار دارند و كافور در اصل صمغ درختي باشد كاردي بروي زنند صمغ بسيار ازوي بيرون ايد بگيرند و در جايي كنند تاخشك شود كافور باشد واو سياهرنگ باشد اورا بشير سپيد كنند و درخت صندل هم درين جزيره3 باشد اما صندل سرخ نباشد و اورا چندن خوانند مشك بهترين مشكي از-ختن ارند و بعداز و بهتر ان باشد كه ازتبت ارند وبعداز و تاتاري و بعدازو خرخيزي و بعدازو كشميري و بعد از و بحري و بترين اجناس او بحري باشد-	69	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms100	true	-3773808185896591278	0	134	0	675	1446	300	هلاك كند كافورازان جزيره ارند و ان را كافور رباحي خوانند بسبب انكه بوزنه را رباح خوانند و-از كافور جنسي ديكرست ان را فنصوري2 خوانند همچنين مبهم ديده ايم و ان هم جزيره ايست از انجا نيز ارند اما رباحي از-همه نيكو تربود و در-ولايت هندوستان نيز كافوري باشد ان را هندوي كويند نيك نباشد و در داروها كمتر بكار دارند وكا-فور در اصل صمغ درختي باشد كاردي بروي زنند صمغ بسيار ازوي بيرون ايد بكيرند و در-جايي كنند تاخشك شود كافور باشد واو سياهرنگ باشد اورا بشير سپيد كنند و درخت صندل هم درين جزيره3 باشد اما صندل سرخ نباشد و اورا چندن خوانتد مشك-بهترين مشكي از ختن ارند و بعداز-و بهتر ان باشد كه ازتبت ارند وبعداز-و تاتاري و بعدازو خرخيزي و بعدازو كشميري و بعدازو ب--حري و-بترين اجناس او بحري باشد	100	7154182101825371583	661	1259.0	530	686	96.35568237304688	118	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms70	false	-5370391874282087413	5	142	60	692	1531	302	بخار دريا قوت بوي او كمتر كند و مشك در ناف اهوي بزر كه جمع مي-شود كه اورا دابة المسك خوانند واو را1- شاخ باشد برييشاني و مشك دراصل خوني باشد كه درناف اين حيوان جمع مي گردد وخارش مي كيرد وناف را در سنگها و درختها و چوبها مي-مالد تاوقتي كه نافه ازوي جدا شود و بيفتد انگاه خارش او ارام گيرد و همانا بحري از سرنديب و ان حدود ارند و وقت باشد كه بازر كان نافه را بشكافد و ازوي خون بيرون ايد كه هنوز تمام منجمد نگشته باشد و-بازر كان بدين عيب نافه برفروشنده رد نتواند كرد اين جمله كه كفته امد درين كتاب كفايت باشد فصل هزدهم در انكه ازهر موضع چه خيزد اين شيوه را بازر كانان بهتردانند و ايشان را بكار ايد اما بسبب انكه تا-اين مجموع باهمال اين نوع	70	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms100	true	-3773808185896591278	162	300	815	1446	1446	300	بخار دريا قوت بوي او كمتر كند و-مشك درن-اف اهوي بزر ك- جمع مي شود كه اورا دابة المسك خوانند واو را ا شاخ باشد برپيشاني و مشك دراصل خوني باشد كه درناف اين حيوان جمع مي كردد وخارش مي كيرد وناف را در سنكها و درختها و چوبها مي مالد تاوقتي كه نافه ازوي جدا شود و بيفتد انگاه خارش او ارام گيرد و همانا بحري از سرنديب و ان حدود ارند و-وقت باشد كه بازر گان نافه را بشكافد و ازوي خون بيرون ايد كه هنوز تمام منجمد نگشته باشد و بازر كان بدين عيب كافه برفروشنده رد نتواند كرد اين جمله كه گفته امد درين كتاب كفايت باشد فصلهژ-دهم در انكه ازهر موضح چه خيزد اين شيوه را بازر گانان بهتردانند و ايشان را بكار ايد اما بسبب انكه تا اين مجموع باهمال اين نوع-	100	7154182101825371583	614	1167.0	482	637	96.38932800292969	123	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms70	false	-5370391874282087413	142	302	692	1531	1531	302	ناقص ننمايد تايي2 چند از كليات اورده شود از درياء مغربي برده ارند صقلابي و رومي و فرنگي واندلسي وجامههاء قيمتي وداروها كه در روم خيزد از درياء مشرقي از چين ختو ارند ومسك واواني چيني و اهن كوهردار وبعضي داروها image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0129jpg وازسوي هندوستان هم درين بحرعود و صندل و كافور وداروي -سيار هندوي وانواع جامهع-اء پوشيدني وفرش از سرنديب 24 پ انواع ياقوتها ارند و-الماس و بلور و سنباده از جزيرها كله قلعي ارند ازسند بعضي داروها ارند ورمح بجهت نيزه وشتران بختي بجهت فحل و اما در دريايي كه در اقصاء شمال است برظهر صقلاب دروي هيچ كشتي نرود وازوي هيچ نيارند و همچنين درياي مغربي كه اورا بحراو قيانوس خوانند هيچ كس دران دريا نرود و كشتي انجا نرانند وازوي هيچ نخيزد و نيارند وهمچنين از بحر بنطس1 ازولايت مصر-استران نيكو ارند و در از كوشان رونده و راهوار كه بمصري معروف باشند هم در مصر جنسي دراز گوش باشد كه گويند اصل اورا يا-	70	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms101	true	-3201622848521326218	0	164	0	827	1473	300	ناقص ننمايد تايي- چند از كليات اورده شود از درياء مغربي برده ارند صقلابي و رومي و فرنكي واندلسي وجامههاء قيمتي وداروها كه در روم خيزد از درياه مشرقي از چين ختوار-ند ومسك واواني چيني و اهن كوهردار وبعضي داروها ل بالاي سطرافزوده يك ل بي تقطه جهان ناهه و --------ازسوي هندوستان هم درين بحرهود و-صندل و كافور وداروي بسيار هندوي وانواع جامه هاء پوشيدلي وفرش از سرنديب 24 ب انواع ياقوتها ارند و الماس و بلور و سنباده از جزيرها كله قلعي ارند ازسند بعضي داروها ارند ورمح بجهت نيزه وشتران بختي ب-هت فحل و اما در دريايي كه در اقصاء شمال است برظهر صقلاب دروي هيچ كشتي نرود وازوي هيچ نيارند و همچنين درياي مغربي كه اورا بحراو قيانوس خواننده-يچ كس دران دريا نرود و كشتي انجا نرانند وازوي هيچ نخيزد و-نيارند وهمچنين از-بحر بنطس1 ازولايت مصر استران نيكو ارند و در-از كوشان رونده و راهوار كه بمصري معروف باشند هم در مص- جنسي دراز گوش باشد كه گويند اصل اورا يا	101	7154182101825371583	770	1420.0	620	844	91.23223114013672	137	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms71	false	-7319232111035589477	0	130	0	647	1515	302	مادر يا پدر يكي ازين دوگورخر بودهاست وعظيم رونده و دونده باشد هم بمصر بر كنار ولايت كه باسوي نوبه دارد شهري است كه ان را اسوان- خوانند دران حدود جنسي دراز كوش باشد خرد همچند كوسپندي يا اند كي بزر كتر-ورنك او ملءع سياه و سپيد و-خطها بروي وچون اين دراز كوش را ازين ناحيت بجايي ديگ-ر برند نزيد و اين جنس در از كوش بهيچ موضع ديگر نباشد الا درين موضع اين كلمها چنددرين معني ياد كرده امد و-برين اقتصار كرد image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0130jpg فصل نوزدهم در شرح بعضي ازحالات عرب1 عرب را با كمال فصاحت و براعت و شجاعت فضيلت انكه كلام رب العزه بزبان ايشان منزل است كفايت باشد پس بدين سبب اولي ان باشد كه اين مجموع كه دروي شرح حال طبقات ادمي است از	71	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms101	true	-3201622848521326218	164	300	827	1473	1473	300	مادر يا پدر يكي ازين دوكورخر بودهاست وعظيم رونده و دونده باشد هم بمصر بر كنار ولايت كه باسوي نوبه دارد شهري است كه ان را اسوان2 خوانند دران حدو دجنسي دراز كوش باشد خرد همچند كوسپندي يا اند كي بزر گتر ورنگ او ملمع سياه و سپيد و خطها بروي وچون اين دراز گوش را ازين ناحيت بجايي دييكر برند نزيد و اين جنس در-از كوش بهيچ موضع ديگر نباشد الا درين موضع اين كلمها چنددرين معني ياد كرده امد و برين اقتصار كرد 1ل بنطش ر اسوار نصد نوردهمدر بعضي ارحالاد عرب 15- فصل نوزدهم در-شرح بعضي ازحالات عرب1 عرب را-با كمال فصاحت و براعت و-شجاعت فضيلت انكه كلام رب العزه بزبان ايشان منزل است كفايت باشد پس بدين سبب اولي ان باشد كه اين مجموع كه دروي شرح حال طبقات ادمي است از-	101	7154182101825371583	585	1076.0	463	652	89.72392272949219	113	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms71	false	-7319232111035589477	130	300	647	1510	1515	302	ذكر احوال ايشان كه بر كافها اجناس انسان بدين مزيت تفوق دارند خالي نباشد پس كلمه اي چند از مواضع قباءل عرب و انچه بدان تعلق دارد گفته شد ميان درياي قلزم وعمان جمله زمين عرب باشد وازين دريا تا بدان قريب پانصد فرسنگ بر ايد اما مواضعي 2 كه بر كردا گرد زمين عرب است اين است از عبادان كه بنزديكي بصره است تابحرين پانزده مرحله است و ازانجا تاعمان يكماهه راه است واز انجا تابلاد مهره يكماهه و از-انجا تاحضر-موت يكماهه وازانجا تاساحل حجفه پنج مرحله و از-انجا تا جارسه مر-حله واز انجا تا ايله بيست مرحله واز انجا تا بالس بيست مرحله و از انجا تا كوفه بيست مرحله و از انجا تا بصره دو ازده مرحله و از انجا تاعبادان كه ابتدا كرده شد دو مرحله اين جمله گردا گرد زمين عرب-است درين ميان جمله عرب باشند نجد بالارا-كويند درلغت عرب وغورنشيب را اما از-زمين image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0131jpg ------عرب غورح-دود تهامه را خوانند ونجد حدود بحرين را نجد يمن ديگر باشد و نجد حجاز ديگر اما	71	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms102	true	3896555597123254295	0	173	0	864	1542	300	ذكر احوال ايشان كه بر كافها اجناس انسان بدين مزيت تفوق دارلد خالي نباشد پس كلمه اي چند از مواضع قباءل عرب و انچه بدان تعلق دارد گفته شد ميان درياي قلزم وعمان جمله زمين عرب باشد وازين دريا تا بدان قريب پانصد فرسنگ بر ايد اما مواضعي-2 كه بر گردا-گرد زمين عرب است اين است از عبادان-كه بنزديكي بصره است تابحرين بانزده مرحله است و ازانجا تاعمان يكماهه راها-ست واز-انجا تابلاد مهره يكماهه و از انجا تاحضر موت يكماهه وازانجا تاساحل حجفه بنج مرحله و از انجا تا جارسه مر حله واز انجا تا ايله بيست مرحله واز انجا-تا بالس بيست مرحله و از انجا تا كوفه بيست مرحله و از انجا تا بصره-دو-ازده-مرحله و-از-انجا تاعبادان كه ابتدا كرده شد دو-مرحله اين جمله كردا كرد زمين عرب است درين ميان جمله عرب باشند نجد بالارا كويند درلغت عرب وغورتشيب را اما از زمين امقايسه شود باكرجها مسالك وممالك ص 123_ ل موشي هان ناهه عرب غور خدود تهامه را خوانشد ولجد حدود بحرين را نجد بمن ديكر باشد و نجد حجازديك-ر اما	102	7154182101825371583	784	1410.0	630	877	89.39566802978516	141	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms72	false	-7763949573996034925	0	138	0	681	1525	301	بهم پيوسته است و جنوبي نجد حجاز باسوي شمالي نجد-يمن دارد حجاز مواضعي راخوانند كه ميان غور و نجد باشد و انجا قبايل عرب- بسيار باشند اواحي مكه را از جانب مشرق بنوهلال و بنوسعد و هذيل باشند ازجانب 20 ر مغرب بعضي از قبايل مضر ميان مكه و مدينه بكر ابن و ايل باشند و بعضي قبايل مضر بحدو دطايف بنو ثقيف باشند در باديها بصره بنو تميم باشند تا ببحرين و تمامت بلاد جزيره شهرهايي را كويند كه ميان دجله و فرات باشد و انجا بيابابها-باشد و دروي قبايل ربيعه ومضرباشند وربيعه بحد و دسنجار و نصيبين باشند ومضر بحدود رقه در باديها شام فزاره ولخم و حذام باشند و بعضي از بطنهاء ربيعه ومض از حدودقادسيه 1 تاشقوق2 درطول واز سماوه تاباديها بصره درعرض درين ميانه جمله قبايل بني اسد باشند و-چون از شقوق2 بگذري	72	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms102	true	3896555597123254295	174	299	869	1535	1542	300	بهم پيوسته است و جنوبي نجد ح-از باسوي شمالي بجد يمن دارد حجاز-مواضعي راخوانند كه ميان غور و نجد باشد و انجا قبايل عربت بسيار باشند بواحي مكه را ازج-انب مشرق بنوهلال و بنوسعد و-هذيل باشند ازجانب 25 ر مغرب بعضي از-قبايل مضر ميان مگه و-مدينه بكر ابن و ايل باشند و بعضي قبايل مض يح-دو دطايف بنو-ثقيف باشند در باديها بصره بنو-تميم باشند تا-ببحرين و تمامت بلاد جزيره شهرهايي را-كويند كه ميان دجله و-فرات باشد و انجا بيابالها باشد و دروي قبايل ربيعه ومضرباشند وربيعه بحد-و دسنجار و نصيبين باشتد ومضر بحدود رقه در-باديها شام فزاره ولخم و-حذام باشند و بعضي از بطنهاء ربيعه وفض از-حدودقادسيه ا-تاشقوق- درطول واز-سماوه تاباديها بصره درعرض درين ميانه جمله قبايل بني اسد باشتد و چون از شقوق2 بكذري	102	7154182101825371583	648	1176.0	527	685	94.59854125976562	97	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms72	false	-7763949573996034925	140	301	690	1525	1525	301	باشد 4 بعدازان بر-جانب دست چپ بنوسليم باشند و برجانب دست راست جهينه باشند در ولايت روم شهري است كه ان را خرشنه 5 خوانند درا-نجا طايفه اي باشند سياه موي و سياه چشم بخلاف اهل روم ان طايفه از عرب باشند از شام از غنان كه باجبلة الايهم الغساني بروم افتاده اندبروز كار امير المءمنين عمر رضي الله عنه و ان قصه در-ازست 6 image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0132jpg---------------------------------------------------------------------------------- بدر بند خزر كوههايي عظيم است ميان اهل اسلام و كفار بران كوهها كسري ملك حصار ها ساخته است تا در وي كفار باشند مثل ثغرها و-كويند چهارده حصارست وقومي از-موصل و قومي از شام از عرب كه درولايت شام-ساكن بودندي و قومي از قبايل ربيعه انجا فرستاد تا راه كافران نگاه ميدارند تا بحدود مسلماني در نيايند ان جماعت انجامقام ساختند و نسل ايشان بسيارشد وهنوز فرزندان ايشان مانده وجمله تازي زبان باشند اين قدر درين معني كفايت است فصل بيستم در حكايتي چند پرا-كنده اصحاب الكهف اين اصحاب الكهف در روم-	72	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms103	true	7543441709650688122	0	185	0	916	1484	300	باشد-4 بعدازان بر جانب دست چپ بنوسليم باشتد و برجانب دست راست جهينه باشند در ولايت روم شهري است كه ان را خرشنه-- خوانند در انجا طايفه اي باشند سياه-موي وس-ياه چشم بخلاف اهل روم ان طايفه از عرب باشند از شام از غشان كه باجبلة الايهم الغساني بروم افتاده اندبروز گار امير المءمنين عمر رضي الله عنه و ان قصه در ازست2 ل قادسه2 سقوق 3ل ارياطي چون از شقوق بكذرد ديار بني طي باشد مسالك وممالك ل خرشه مسالك و ممالك ص27 فصل نوزدهم در بعضي از حالات عرب 102 بدر بند خزر كوههايي عظيم است ميان اهل اسلام و كفار بران كوهها كسري ملك حصار ها ساخته است تا در وي كفار باشند مثل تغرها و كويند چهارده حصارست وقومي از موصل و قومي از-شام از-عرب كه درولايت شام ساكن بودندي و-قومي از قبايل ربيعه انجا فرستاد تا راه كافران نگاه ميدارند تا بحدود مسلماني در نيايند ان جماعت انجامقام ساختند و نسل ايشان بسيارشد وهنوز فرزندان ايشان مانده وجمله تازي زبان باشند اين قدر درين معني كفايت است فصل بيستم در-حكايتي چند پرا كنده اصحاب الكيف اين اصحاب الكهف در ووم	103	7154182101825371583	766	1404.0	618	925	82.8108139038086	140	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms73	false	3260323122682458745	0	98	0	472	1472	301	بوده اند و شهري را كه ايشان از انجا بوده اند افسيس و -اين كهف ميان عموريه و-نيقيه است و كهف بزبان عرب شكاف كوه باشد وقصها اصحابالكهف در تواريخ وقصص و-تفاسير مذ كورو مشهورست و كويند كه شخص ايشان هنوز باقي است وجثها ايشان بر جاي است و در كتابي كه تواريخ خلفا بود ديدم كه الواثق بالله كه از خلفاء عباسي بوده است او رابايست كه حال ايشان معلوم كند محمدبن موسي منجم را كه يكي از خواص او بود برسالت بروم فرستاد تاموضع ايشان معلوم كرداند و كيفيت حال ايشان مشاهده كند و بقيصرروم نامه	73	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms103	true	7543441709650688122	185	281	916	1387	1484	300	بوده الد و شهري را كه ايشان از انجا بوده اند-افسيس ا واين كهف ميان عموريه و نيقيه است و كهف بزبان عرب شكاف كوه باشد وفصها اصحابالكهف در تواريخ وقصص و تفاسير مذ كورو مشهورست و كويند كه شخص ايشان هنوز باقي است وجثها ايشان بر-جاي است و در كتابي كه تواريخ خلفا بود ديدم كه الواثق بالله كه از خلفاء عباسي بوده است او-رابايست كه حال ايشان معلوم كند محمدبن موسي منخم را كه يكي از خواص او-بود برسالت بروم فرستاد تاموضع ايشان معلوم كرداند و كيفيت حال اينان مشاهده كند و بقيصرروم نامه	103	7154182101825371583	463	886.0	369	475	97.47368621826172	86	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms73	false	3260323122682458745	106	301	545	1472	1472	301	و انچه بدان حاجت باشد بدهد تا بموضع اصحاب الكهف رود پس محمد موسي حكايت كرد كه از نزديك قيصر چند چند روز مي رفتيم راههاء درشت وبر كوههاء عظيم مي كذشتيم كه هيچ عمارتي نبود تا بصحرايي رسيديم و كوهي بود درين صحرا منفرد و بهيچ كوه ديگر پيوسته نه و اين كوه خرد بود چنانكه قطردا-من او مقدار هزار ك-ز بيش نبود اما بغايت بلند بود و در دامن اين كوه سوراخي بود در سنگ كنده پس ما اول بحيلتي برين كوه رفتيم برسر كوه مثل چاهي ديديم عظيم فراخ مثل غاري وعمقي عظيم دورداشت وفراخي اين چاء در حدود دويست گز در دويست كزبود 25 پ وفرو نگرستيم درزير او ابي مي نمود پس از كوه فرو امديم وبنزديك ان سوراخ رفتيم و روشنايي در گرفتيم و درسوراخ شديم واين سوراخي فراخ بود دروي شديم ومقدار سيصد كام برفتيم بدان بزر------------------------------------------------------------ك ايستاده مثل بحيرهاي و زيراو مقداري كشاده چنانكه اندك روشنايي باب رسيده بود و گردا گرد اين بحيره خانهما 1 درسنگ كنده و بر كنار بحيره درخت بود بسيار اماببالاء خرد و بريك جانب او رواقي بزرگ- و بلند درسنگ كنده و او راستونها هم از سن-گ و در ينجا جماعتي-	73	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms104	true	7686060361490677299	0	196	0	971	1486	300	وا نچه بدان حاجت باشد بدهد تا بموضم اصحاب الكهف رود پس محمد-موسي حكايت كرد كه از نزديك قيصر چند چند روز مي رفتيم راههاء-درشت وبر كوههاه عظيم مي كذشتيم كه هيچ عمارتي -بود تا بص-رايي رسيديم و كوهي بود درين صحرا منفرد و بهيچ كوه ديكر-پيوسته نه و-اين كوه خرد-بود-چنانكه قطر دامن اومق-دار هزار كگز بيش نبود اما بغايت بلند بود و در دامن اين كوه سوراخي بود درسن ك--نده پس ما اول بحيلتي برين كوه رفتيم برسر كوه مثل چاهي ديديم عظيم فراخ مثل غاري وعمقي عظيم دورداشت وفراخي اين چاه در حدود دويست گز در دويست كزبود25--- وفرو نگرستيم درزيراو--ابي مي-نمود پس از كوه فرو امديم وبنزديك ان سوراخ رفتيم و روشنايي در كرفتيم و درسوراخ شديم واين سوراخي فراخ بود دروي شديم ومقدار سيصد كام برفتيم بدان ل موضع رسيديم كه از بالاء كوه ديده بوديم و ان ابي بود عظيم بزر ك ايستاده مثل بحيرهاي و زيراو مقداري كشاده چنانكه اندك روشنايي باب رسيده بود و كردا گرد اين بحيره خانهها-1 درسن- كنده و بر كناربح-يره درخت بود بسيار اماببالاء خرد و بريك جانب او رواقي بزر ك و بلند درسنك كنده و او راستونها هم از سنكك و در-ينجا جماعتي	104	7154182101825371583	877	1630.5	701	992	88.40725708007812	153	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms74	false	-5651642138007994809	0	86	0	467	1613	302	مردم بود كه نگاهبان اين موضع بودند و-درين رواق نيز خانهها بود درسنگ كنده و-يكي ازان جمله بلند تر بود مقدار پنج كز از زمين بلندتر چنانكه بنردبان برانجا مي بايست رفت ودرر اين خانه 2 سنگين بودو-بسته بود چون خواستيم image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0134jpg كه برين خانه رويم نگاهبانان مارا منع كردند و گفتند هر كه ايشان را بيند هلاك شود وا-لاافتي عظيم بدو رسد بگفت ايشان التفات تكرديم و شمعي بغلامي داديم و برانجا رفتيم و درباز كرديم----------------------------------------------------- امرد و بريشان جامهاي بود از جنس	74	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms104	true	7686060361490677299	196	300	971	1486	1486	300	مردم بود كه نگاهبان اين موضع بودند و درين رواق نيز خانهها بود درسني كنده و يكي ازان جمله بلند تر بود مقدار پنج كز از-زمين بلندتر چنانكه بنردبان برانجا مي بايست رفت ود-ر اين خانه-2 سنگين بودو بسته بود چون خواستيم ل جاها ل خالها 0 فصل بيستم در حكايتي چندپراگنده-- كه برين خانه رويم نگاهبانان مارا منع كردند و گفتند هر كه ايشان را بيند هلاك شود وا لاافتي عظيم بدو رسد بكفت ايشان التفات نكرديم و-شمعي بغلامي داديم و-براتجا رفتيم و درباز كرديم و درشديم سيزده شخص ديديم خفته و زيشان يكي كود كي بود امرد و بريشان جامهاي بود از-جنس-	104	7154182101825371583	407	698.5	329	524	77.6717529296875	73	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms74	false	-5651642138007994809	86	302	467	1613	1613	302	كليم و چون دست فراز مي كرديم ازهم فرو ميشد اما تن ايشان برجاي بود خشك شده و ايشان را بكافور ومر وصبراندوده تابزيان نيايد چنانكه بوي اين ادويه مي يافتيم و پوستهاء ايشان باستخوان باز گرفته و دست برسينها ايشان نهادم اثرموي و درشتي ان باقي بود چون بكشيدم برنيامد يس چون ازين خانه فرو امديم اين نگاهبانان طعامي ييش ما نهادند چون بخورديم غثياني و سوزشي در اندرون مايديد امد دانستيم كه مارا دارو دادند بتكلف استفراغ كرديم تا ازان افت خلاص يافتيم واين جماعت قصد هلاك مابدان كرده بودند تادعوي ايشان بنزد مردمان درست شود كه ايشان را نمي توان ديد واصحاب الكهف اين شخصها بودند كه كفتيم اصحاب الرقيم اصحاب الرقيم اصحاب الكهف را خوانند چنانكه حق تعالي كفت اصحاب الكهف والرقيم1 ورقم درلغت عرب نبشتن باشد ورقيم نبشته باشد وايشان را اصحاب الرقيم بدان خوانند كه برزبر سرايشان لوحي بوده است و بروي نام اصحاب الكهف و حال ايشان تبشته اما محمد بن موسي كه انجا رسيده است ذ-كر اين لوح نكرده است يانديده است ويا برجاي نبوده است image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0135jpg سد ياجوج وماجوج اين را نيز ردم ياجوج خوانند وردم وسد هردو يكي باشد ودر-لغت عرب اين هردوبند را1 خوانند وموضع سد اقصاء شمال است نزديك بجانب مشرق برظهر تر كستان وچين چنان-كه در شكل عالم ثبت كرده امده-	74	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms105	true	-1890620044764587309	0	217	0	1118	1515	300	كليم و چون دست فراز مي كرديم ازهم فرو ميشد اما تن ايشان برجاي بود خشك شده و ايشان را بكافور ومر وصبراتدوده تابزيان ليايد چنانكه بوي اين ادويه مي يافتيم و پوستهاء ايشان باستخوان باز كرفته و دست برسينه- ايشان نهادم اثرموي و درشتي ان باقي بود چون بكشيدم برنيامد يس چون ازين خانه فرو اهديم اين نكاهبانان طعامي پيش ما نهادند چون بخورديم غثياني و سوزشي در اتدرون مايديد امد دانستيم كه مارا دارو دادند بتكلف استفراغ كرديم تا ازان افت خلاص يافتيم واين جماعت قصد هلاك مابدان كرده بودند تادعوي ايشان بنزد مردمان درست شود كه ايشان را نمي-توان ديد واصحاب الكهف اين شخصها بودند كه كفتيم اصحاب الرقيم-اصحاب الرقيم اصحاب الكهف را خوانند چنانكه حق تعالي كفت اصحاب الكهف والرقيم1 ورقم درلغت عرب تبشتن باشد ورقيم تبشته باشد وايشان را اصحاب الرقيم بدان خوانند كه برز برسرايشان لوحي بوده است و بروي نام اصحاب الكهف و حال ايشان تبشته اما محمد-بن موسي كه انجا رسيده است ذ كر ان- لوح نكرده است ياتديده است ويا برجاي نبوده است موره مجدهم ايه8 ان نامه-------------------------- سد ياجوج وماجوج اين را نيز ردم ياجوج خوانند وردم وسد هردو يكي باشد ودر لغت عرب اين هردوبند را1 خوانند وموضع سد اقصاء شمال است نزديك بجانب مشرق برظهر تر كستان وچين چنان كه در-شكل عالم ثبت كرده امده	105	7154182101825371583	1077	2052.5	869	1150	93.65217590332031	195	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms75	false	-7486482300407799649	0	90	0	407	1482	301	است و چنين گويند كه متو گل كه خليفت بود و برادرواثق بود خواست كه حال سد ياجوج معلوم كرداند معروفي را از خواص خويش چهارياي ومالي و افربداد و بفرستاد تااين حال معلوم كند و او را خبر ارد 26 را پس چون برفت و باز امد 2 حكايت كرد كه از سامره كه دران عهد خليفت انجامي نشست برفتيم بحدود ارمينيه بشهر تفليس رسيديم واز انجا بولايت سرير رفتيم و از انجا با الان و از انجا بخزر پس ازان بهر موضع قلاوز مي گرفتيم و بيست و	75	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms105	true	-1890620044764587309	217	300	1118	1515	1515	300	است و چنين كويند كه متو گل كه خليفت بود و برادرواثق بود خواست كه حان سد ياجوج معلوم كرداند معروفي را از خواص خويش چهارياي ومالي و-افربداد و بفرستاد تااين حال معلوم كند و او را خبر ارد 29 ر- پس چون برفت و باز امد-2 حكايت كرد كه از سامره كه-دران عهدخل-يفت انجامي نشست برفتيم بحدود ارمينيه بشه- تفليس رسيديم وازان-جا بولايت سرير رفتيم و اذان-جا با الان و-از انجا بخزر پس ازان بهر موضع قلاوز مي كرفتيم و بيست و-	105	7154182101825371583	386	729.0	304	407	94.84029388427734	69	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms75	false	-7486482300407799649	90	301	407	1482	1482	301	ينج روز برفتيم بعضي در عمارات و بعضي در خرابي تابزميني رسيديم سياه و ازوي بوي ناخوش مي امد بعدازان ده روزديگر برفتيم بزميني رسيديم دروي شهرها و ديهها اما جمله خراب گشته و ادمي نامانده اما اثربناها باقي بود پس بعدازان مد ت بيست و-هفت روز مي رفتيم تابحصاري چند رسيديم خراب بنزديكي كوهي عظيم وازان جمله يك حصار ا-بادان بود و دروي تني چند بودند از-يشان نشان خواستيم كفتند كه سد ازين كوه باشد پس ما را بدره اي نشان دادند مي رفتيم تا انجا رسيديم درهاي فراخ بود و دروي بيرون سنگهاء بزر ك- هيچ-نه ازحي-وان ونبات وغير ان پس درين دره قريب سه image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0136jpg----------------------- فرسنگ يا زيادت برفتيم بمضيقي رسيديم كه از هرسوي كمربود و ازين كمر تابدان قريب پنجاه گز -و بروايتي پانزده گز اما ارتفاع كمرع-ظيم بلندبود چنانكه بهيچ و جه ممكن نشد برانجا رفتن و-حال پهناء ديوار و كيفيت حال ديگر طرف ازين ديوار معا-وم كردانيدن تاچيست پس باز گشتيم و براهي ديگر امديم ودليل و قلاوزمارا بنز ديكي شهر سمرقند براه اورد و از انجا براء خراسان باز امديم اما از بعضي كتب چنين معلوم شده است كه ازسد گذشته بعضي بحر-محيط است و بعضي صحرا و بعضي بيشه و انجا حيوان ب-يارست بر شكل ادمي اما خردتر و انكه گويند-	75	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms106	true	1384727303138455425	0	222	0	1099	1463	300	پنج روز برفتيم بعضي در عمارات و بعضي در خرابي قابزميني رسيديم سياه و ازوي بوي ناخوش مي امد بعدازان ده روزديكر برفتيم بزميني رسيديم دروي شهرها و-ديهها اماج-مله خراب كشته و ادمي نامانده اما اثربناها باقي بود پس بعدازان مد-ت بيست و هفت روز مي-رفتيم تابحصاري چند رسيديم خراب بنزديكي كوهي عظيم وازان جمله يك حصار ا بادان بود ود-روي تني چند بودند از يشان تشان خواستيم گفتند كه سد ازين كوه باشد پس ما را بدره-اي نشان دادند مي رفتيم تا انجا رسيديم درهاي فراخ بود و دروي بيرون سنگهاء بزر كه هيچ نه از خيوان ونبات وغير ان پس درين دره قريب سه ل را نداره ل باز امدن نارا خط زدهاند 111 فصل بيتم در حكايتي چند پر اگنده فرسنگ يا زيادت برفتيم بمضيقي رسيديم كه از هرسوي كمربود و ازين كمر تابدان قريب ينجاه كزر و بروايتي پانزده كز اما ارتفاع كمر عظيم بلنديود چنانكه بهيچ و-جه ممكن تشد براتجا رفتن و حال پهناء ديوار و كيفيت حال ديگر طرف ازين ديوار معالوم گردانيدن تاچيست پس باز كشتيم و-براهي ديگر امديم ودليل و قلاوزمارا بنز ديكي شهر سمرقند براها ورد و-از انجا براء خراسان باز امديم اما از بعضي كتب چنين معلوم شده است كه ازسد كذشته بعضي ب ر محيط است وب-عضي صحرا وبع-ضي بيشه و انجا حيوان يسيارست بر-شكل ادمي اما خردتر و الكه كويند	106	7154182101825371583	984	1796.5	790	1111	88.56885528564453	170	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms76	false	-1110681679442699577	0	77	0	363	1471	301	يك بدست باشند اصلي ندارد وايشان از-جنس وحش باشند يا ازجنس حيوان بحري و بالاء ايشان دو كزب-اشد يا كمتر وايشان را جامه و سلاح و اهن نباشد و درقديم بر موضع سد ازين دره مي كذشتهاند و بدين سوي مي امده و مردمان را رنج مي رسانيده و اگر جايي كشت ياز راعتي-- مي ديده-اند مي خورده واگر ادمي بي سلاح مي-يافته-اند هلاك مي كرده و از بسياري ايشان خلق با ايشان درمانده بودند چنانكه در	76	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms106	true	1384727303138455425	222	300	1099	1463	1463	300	يك بدست باشند اصلي ندارد وايشان از جنس وحش باشند يااز جنس حيوان بحري و-بالاء ايشان دو كز باشد يا كمتر وايشان را جامه وس-لاح و اهن نباشد و درقديم بر-موضع سد ازين دره مي كذشتهالد و بدين سوي مي امده و مردمان را رتج مي رسانيده و اكر جايي كشت ياز-راعتي ل مي ديده اند مي خورده واكر ادمي بي سلاح مي يافته اند هلاك مي كرده و از بسياري ايشان خلق با-ايشان درمانده بودند چنانكه در-	106	7154182101825371583	348	632.5	278	370	94.0540542602539	65	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms76	false	-1110681679442699577	77	300	363	1466	1471	301	قر ان مجيد ذ-كر ان هست كه ان ياجوج وماجوج مفسدون في الارض1 پس چون ذو-القرنين انجا رسيد و ازين حال خبريافت مدتي بدان حدود مقام ساخت و باطراف عالم كس فرستاد تا جماعتي از اهنگران و رويگ-ران جمع كردند و چندانكه ممكن كشت مس و روي و ارزيز فراهم اوردند و اين سد در ميان اين دو كمر ازين مضيق برهم ريختند تاراه ايشان بسته شد بسبب انكه درين كوه image filename0625IbnNajibBakranJahanNama_0137jpg هيچ راه ديگر نبود مگراين دره و ايشان دو طايفه باشند انكه بنز ديكي سد باشند ياجوج خوانند و انكه دور ترباشند ماجوج خوانند 26 پ بر مثال چين و-ماچين والله اعلم بنزد-يكي حدود شمال از بلغار كذشته شهري است كه ان را سوار1 مي خوانند همچنين مبهم ديده ايما-نجا بتاب-تان شب چنداني است كه مردي يك فرسنگ راه برود و شنيديم كه درين سالهافتوي اوردند از حدو دشمال بخراسان كه ماقومي ايم كه اسلام بمارسيده است و پذيرفته ايم و-دران وقت ماه ومضان در تابستان افتاده بود گفته بودند كه نماز تراويح نمي توانيم كزار-د بسبب انكه پيش از ان كه نماز تراويح تمام كنيم صبح برمي ايد روزمي شود خزر نام ناحيت است اما قصبها اورا خمليج خوانند و اتل نيز خوانند و اتل نيز نام ان رودست كه در ميان اين ببحيره ا--بسكون مي ريزد و اين معاني يك نوبت پيش ازين كفته امده است و	76	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms107	true	-5512470423102939326	0	226	0	1080	1467	300	قر ان مجيد ذ كر ان هست كه ان ياجوج وماجوج مفسدون في الارض1 يس چون ذو القرنين انجا رسيد و ازين حال خبريافت مدتي بدان حدود مقام ساخت و باطراف عالم كس فرستاد تا جماعتي از اهنكران و رو يكران جمع كردند و چندانكه ممكن كشت مس و روي و ارزيز فراهم اوردتد و اين سد در-ميان اين دو كمر ازين مضيق برهم ريختند تاراه ايشان بسته شد بسبب انكه درين كوه سوره هيدهم ايه 112 ان ناهه----------------------- هيچ راه ديگر ببود مگراين دره واي-شان دو طايفه باشند اتكه بنز ديكي سدبا-شند ياجوج خوانند و انكه دور ترباشند ماجوج خوانند 29 ب بر مثال چين و ماچين والله اعلم بنز ديكي حدود شمال از بلغار گذشته شهري است كه ان را سوار- مي خوايند همچنين مبهم ديده-ايم انجا بتابستان شب چنداني است كه مردي يك فرسن -راه بزود و شنيديم كه درين سالهافتوي اوردند از حدو دشمال بخراسان كه ماقومي ايم كه اسلام بمارسيده است و-پذيرفته ايم و دران وقت ماه رمضان در تابستان افتاده بود گفته بودند كه نماز تراويح نمي توانيم گزار د بسبب انكه پيش از ان كه نماز تراويح تمام كنيم صبح برميان-د روزمي-شود خزر-نام ناحيت است اما قصبها اورا خمليج خوانند و اتل نيز خوانند و اتل بيز نام ان رودست كه در ميان اين ببحيرها ا بسكون مي ريزد و-اين معاني يك نوبت پيش ازين گفته امده است و	107	7154182101825371583	1016	1897.5	806	1114	91.20287322998047	189	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms77	false	394205110513424000	1	73	4	377	1534	301	باشند -يك قوم سپيد پوست باشند و نيكوروي و ديگر قوم سياه چرده و بهندوان مانند وايشان را قراخزرخوانند وروس همچتين دوقوم باشند بيروني و اندروني اما جمله سپيد باشند بنزديكي خزر ناحيتي است كه ان را سر-ير خوانند وقصبها ان را بلد صاحب السرير گويند وبلد-السرير نيز كويند وسريربتازي تخت باشد واين ناحيت را سرير بدان سبب خواندند كه در قديم يكي از ملوك عجم ان ناحيت بگرفت و پادشاهي عظيم	77	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms107	true	-5512470423102939326	227	299	1089	1463	1467	300	باشند زيك قوم سييد يوست باشند و نيكوردي و ديكر قوم سياه چرده و بهندوان مانند وايشان را قراخزرخوانند وروس همچنين دوقوم باشند بيرولي و اندروني اما جمله سپيد باشند بنزديكي خزرن-احيتي است كه ان را سر ير خوانند وقصبها ان وا بلد صاحب السرير كويند وبلد السرير نيز گويند وسريربتازي تخت باشد واين ناحيت را سرير بدان سبب خواندند كه در-قديم يكي از ملوك عجم ان ناحيت بكرفت و پادشاهي عظيم	107	7154182101825371583	360	687.0	290	376	95.74468231201172	59	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms77	false	394205110513424000	76	300	427	1529	1534	301	سايس و مهيب و بزر-ك بود و انجا تختي زرين ساخت و بروي مي نشست چون ان ملك بر حمت خداي پيوست اهل ان ناحيت ان تخت را عزيز داشتند و هيچ ملك ديكر بروي ننشست بجهت تعظيم ان ملك و-چنين كويند كه هنوز ان تخت برجاي است اقديس ولايتي است درحد مغرب برجانب شمال از بحرروم واهل ان ولايت بيشتر مسلمان باشند و اسلام بديشان ازراه خزر1 و كوه طارق رسيد و اول كسي كه از دريا بگذشت بسوي اندلس عبدالر-حمن بن معاوية بن هشام بن عبدالملك بن مروان بن الحكم بود در عهد اواءل خلافت ال عباس و ان ولايت بگرفت و اكنون پادشاه ان ولايت از فرزندان او باشند و اهل اندلس و جمله- مغرب مذهب اصحاب حديث دارند براهمه2 بهندوستان قومي باشند از علماء ايشان كه ايشان را برهمن خوانند و چون اين لفظرا جمع كنند براهمه گويند ايشان جماعتي باشند و همي دعوي كنند كه افسونها كنيم و يدان مقصودها بر اريم چون هلاك كردن شخمي و-صحت دادن شخمي را كه زهرداده باشند يامار گزيده باشد و بستن باران و تگرك بر ناحيتي ياديهي وحل وعقد كارها ومنفعت ومضرت رسانيدن خلق خداي را تابجايي كه جهال ايشان نيز بتقليد علماهمين دعوي كنند ويقين است كه باطل باشد والعلم عند الله فرغانه ولايتي است در حدود ماورالنهر و قصبه--اورا اخسيكت خوانند وموضعي بغايت خوش باشد واز سمرقند تافرغانه پنجاه و	77	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms108	true	-5340384975363679501	10	230	55	1152	1493	300	سايس و مهيب و بزر ك بود و انجا-تختي زرين ساخت و بروي مين-شست چون ان ملك بر حمت خداي پيوست اهل ان ناحيت ان تخت را عزيز داشتند و هيچ ملك ديكر بروي تنشست بجهت تعظيم ان ملك و چنين كويند كه هنوز ان تخت برجاي است اندلس-ولايتي است درحد مغرب برجانب شمال از بحرروم واهل ان ولايت بيشتر مسلمان باشند و اسلام بديشان ازراء خزرا و كوه طارق رسيد و اول كسي كه از دريا بگذشت بسوي اندلس عبدالر حمن بن معاوية بن هشام بن عبدالملك بن مروان بن الحكم بود در-عهد اواءل خلافت ال عباس و ان ولايت بگرفت و اكنون پادشاه ان ولايت از فرزندان او باشند و اهل اندلس و جملها مغرب ذه-- اصحاب حديث دارند براهمه- بهندوستان قومي باشند از علماء ايشان كه ايشان را برهمن خوانند و چون اين لفظرا جمع كنند براهمه كويند ايشان جماعتي باشند و همي دعوي كنند كه افسوتها كنيم و بدان مقصودها بر اريم چون حلاك كردن شخصي و صحت دادن شخصي را كه زهرداده باشند يامار گزيده باشد و بستن باران و تكرك برن-احيتي ياديهي وحل وعقد-كارها ومنفعت ومضرت رسانيدن خلق خداي را تابجايي كه جقال ايشان نيز بتقليد علماهمين دعوي كنند ويقين است كه باطل باشد والعلم عند-الله فرغانه-ولايتي است در-حدود ماورالنهر و قصبها اورا اخسيكت خوانند وموضعي بغايت خوش باشد واز سمرقند تافرغاته پنجاه و	108	7154182101825371583	1072	2047.5	857	1109	96.66365814208984	195	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms78	false	3484926040274252233	2	63	44	349	911	175	سه فرسنك باشد و كويند فرغانه را 27 ر نوشروان بنانهاد و چون بمردم احتياج افتاد كه انجا ساكن شوند ازهر4- موضعي قومي انجا اورد تاسا كن شدند و عمارت و زراعت كردندنا1 معمورشد پس چون اهل ان از هر جايي بودند ان را از هرخان-ه نام نهاد پس لفظ ماز بينداختند وهرخانه مي-خواندند پس بعدازان بتدريج بكثرت 2 استعمال فرغانه	78	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms108	true	-5340384975363679501	240	300	1191	1493	1493	300	سه فرسنگ باشد و گويند فرغانه را 27-ر نوشروان بنانهاد و چون بمردم احتياج افتاد كه انجا ساكن شوند از هر3 موضعي قومي انجا اورد تاسا كن شدند و عمارت و زراعت كردندتا1 معمورشد پس چون اهل ان از هر-جايي بودند ان را از هرخانهه نام نهاد پس لفظ -از بينداختند وهرخاته مي خواندند پس بعدازان بتدريج بكثرت-- استعمال فرغانه-	108	7154182101825371583	292	542.5	235	308	94.80519104003906	49	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
AOCP20250214574-per1.ms78	false	3484926040274252233	63	175	349	911	911	175	خواندند استثقالا لابتداء3 بالها و تصرفا في باقي اسمه وچون بدينجا وسيديم وايراد فصول بر ترتيب فهرست باتمام رسانيديم وهيچ نوع4 نماند كه ذ-كر ان اما مجملا او 5 مفصلا مهمل ماند و در جمله ف-صول شرط ايجاز و اختصار بتقديم رسيد كتاب را بدين ختم كرديم و سخن را بر دعاء دولت خداوند عالم پادشاه روي زمين فرمانده مشرق و مغرب كه عمرش جاودان باد و او امر-اعلي را در فضاء جهان تفاذ قضاء اسمان بحق النبي محمدو اله اجمعين وما التوفيق الا من عند الله عليه تو كلت واليه انيب نست الرسالة المسماة بجهان بامه علي يدي اضعف عبادالله مسعو-------د بن محمدبن مسعود ا-كرمالي مي ا----ش والفشرون من شهر الله-	78	9072007608036970480	Kraken220808173353-per1.ms109	true	-7353550680367555164	0	111	0	566	1655	300	خواندند استثقالا لابتداء3 بالها و تصرفا في باقي اسمه وچون بدينجا رسيديم وايراد فصول بر ترتيب فهرست باتمام رسانيديم وهيچ نوع2 نماند كه ذ كر ان اما مجملا او-- مفصلا مهمل ماند و در جملها فصول شرط ايجاز و اختصار بتقديم رسيد كتاب را بدين ختم كرديم و سخن را بر دعاه دولت خداوند عالم پادشاه روي زمين فرمانده مشرق و مغرب كه عمرش جاودان باد و او امر اعلي را در فضاء جهان نفاذ قضاء اسمان بحق النبي محمدو اله اجمعين وما التوفيق الا من عندا-لله عليه تو كلت واليه انيب تمت الرسالة الم-ماة بجهان نامه علي يدي اضعف عبادالله مسعودبن محمد -------بن مسعود الكرماني في الثامن والعشرون من شهر-الله	109	7154182101825371583	536	1004.0	430	578	92.73356628417969	92	AOCP20250214574-per1	Kraken220808173353-per1
