id1	first1	uid1	bw1	ew1	b1	e1	len1	tok1	s1	seq1	gid1	id2	first2	uid2	bw2	ew2	b2	e2	len2	tok2	s2	seq2	gid2	matches	score	ch_match	align_len	matches_percent	w_match	series_b1	series_b2
AOCP20250214573-per1.ms039	true	-3840813094030834381	0	147	0	606	1280	301	پر دو گونه است يكي بر بلا و مصيبت و يكي----------- بر چيزها-- كه حق---- تعالي ما را از--------------------------------- ان نهي كرده است و چنانكه حق صبر بود اعرابي را بيان كرد- اعرابي گفت ما راءت ازهد منك من -----------زاهدتر از تونديدم و------- صابرتر از تونشنيدم حسن گفت اي اعرابي زهد من----------------------------------------------------- به جمله ازجهت ميل است و صبر من ازجهت جزع اعرابي گفت معني -اين سخن بگوي كه اعتقاد من مشوش كردي گفت صبر من در بلا يا -در طاعت ناطق است بر ترس من از اتش دوزخ و اين عين جزع بود و زهد من --در دنيا رغبت است در اخرت و اين عين نصيبها طلبي است پس گفت صبر انكس قوي است كه نصيبها خود ---از ميان- بر-گيرد تا صبرش --حق را بود نه ايمني تن خود را از دوزخ و- زهدش --حق را بود نه وصول خود را- به بهشت واين علام----ت اخلاص	39	-3801071537906556658	AOCP20250217712-per1.ms0014	false	4038315448319414806	105	243	495	1118	1379	301	بر دو نوع -است يكي صبراندر- مصيبت و بليات ديگر صبر بر چيزهايي كه خداوند تعالي ما را از حد ان بازگشتن فرموده و از متابعت ان نهي ك--------------------------------------------رده اعرابي گفت تو زا-----هدي كه من هرگز از تو زاهدتري ----نديدم 20ب و نه صابرتري----------- حسن گفت اي اعرابي زهد من image filename1022LacliBadakhshiThamaratQuds_0103png به جمله رغبت اس-----ت و صبر من ------جزع اعرابي گفت تفسير اين سخن بگوي كه اعتقادم-- مشوش -گشت گفت صبر من از بلا و اندر طاعت ناطق است به ترس ---از اتش دوزخ و اين عين جزع بود و زهد من اندر دنيا رغبت است به اخرت و اين عين رغبت بود بخ بخ ان-----------------------كه نصيب-- خود را از ميانه بر گيرد تا صبرش مرحق را بود نه---------------- از دوزخ تا زهدش مرحق را بود نه در رسيدن خود به بهشت واين علامت صحت اخلاص	14	5737255114919396896	407	534.0	299	747	54.48460388183594	77	AOCP20250214573-per1	AOCP20250217712-per1
AOCP20250214573-per1.ms764	true	-2408341766082601277	29	150	118	628	1313	301	نزديك ابو الفضل ------امد او را-- ديد جزوي -----در دست-گفت --------------در اين جزو--چه- مي جويي -گفت همان چيز كه تو --در ترك ان مي جويي گفت پس اين خلاف چراست گفت خلاف تو مي بيني كه از من همي پرسي كه چه مي جويي -از مستي هشيار شو و از هشياري بيزار گرد تا خلاف برخيزد تا بداني كه من و تو چه مي طلبيم نقل است كه كسي به نزديك شيخ ابو الفضل ا--------------مد و گفت تورا دوش به خواب ديدم مرده و بر جنازه اي نهادهپير گفت خاموش كه ان خواب خود را ديدي كه ايشان هرگز نميرند الا من عاش بالله لايموت ابدا نقل است--------------------------- از شيخ ابو سعيد ابوالخير كه گفت به سرخس شدم پير ابو الفضل	764	-3801071537906556658	AOCP20250217712-per1.ms0006	false	-1959977357239990326	10	122	38	529	1442	301	نزديك ابو-الفضل حسن درامد وي را 5 ديد-جزوه اي اندر دست گفت يا ابوالفضل اندر اين جزوه چه4 مي خواهي گفت همان5--- كه تو اندر---- ان-------ي گفت يس اين خلاف چراست گفت خلاف تو مي بيني كه از من -مي پرسي كه چه مي خوري6 از مستي هشيار شو و از هشياري بيدار گرد تا خلاف برخيزد و- بداني كه من و تو چه مي طلبيم در نفحات الانس مي ارد-- شيخ ابو-الفضل وقتي از هوا درامد--------------------------------- و بر درختي نشست يكي ان بديد شيخ ابوالفضل گفت چه مي نگري اين تو را ميبايد گف-------------------------------------ت از ان نمي يابي كه مي بايد3 از شيخ ابو-سعيد ابوالخير در نفحات مي ارد7-- پير ابو-الفضل	6	5737255114919396896	304	381.5	225	586	51.877132415771484	57	AOCP20250214573-per1	AOCP20250217712-per1
